مکانیابی بهینه مناطق کشاورزی با استفاده از دادههای سنجش از دور و تحلیل سلسله مراتبی (مطالعه موردی: شهرستان اردبیل)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
بهروز سبحانی، مرتضی مملوکی
چکیده زمینه و هدف: مکانیابی بهینه مناطق کشاورزی به فرآیند انتخاب بهترین اراضی برای کشت محصولات کشاورزی با در نظر گرفتن عوامل مختلف مانند شرایط اقلیمی، خاکی و منابع آبی اشاره دارد تا بهرهوری و پایداری تولید افزایش یابد. این پژوهش نیز با هدف مکانیابی مناطق مناسب برای کشاورزی در شهرستان اردبیل، با بهرهگیری از دادههای سنجش از دور و تحلیل سلسلهمراتبی ANP انجام شده است.
روششناسی: دراین پژوهش ابتدا عوامل محیطی مؤثر بر کشاورزی شناسایی و در چهار دسته اصلی شامل توپوگرافی (ارتفاع، شیب، جهت شیب)، اقلیم (دما، بارش، تبخیر و تعرق)، منابع آب (رواناب، رطوبت خاک، ذخایر آب زیرزمینی، فاصله از آبراهه) و پوشش زمین (بافت خاک، کاربری اراضی، NDVI) طبقهبندی شدند. دادههای ماهوارهای مورد نیاز از پایگاههای معتبر همچون MODIS، CHIRPS، GRACE، Landsat 8 و TerraClimate استخراج گردید و تحلیلهای لازم در محیط Google Earth Engine انجام گرفت. وزندهی معیارها با استفاده از نرمافزار Super Decisions و تحلیل ANP صورت پذیرفت. در ادامه، نقشه نهایی مناطق کشاورزی بهینه با استفاده از نرمافزار ArcGIS تولید شد.
یافتهها و نتیجهگیری: برای این منظور، نتایج تحقیق نشان داد که نواحی غربی و جنوبشرقی شهرستان اردبیل به دلیل شرایط مطلوب اقلیمی، منابع آبی کافی و توپوگرافی مناسب، از پتانسیل بالایی برای کشاورزی پایدار برخوردار هستند. در این مناطق، عواملی نظیر ارتفاع، بارش، رطوبت خاک و شیب، تأثیرات مثبتی در رشد و بهرهوری کشاورزی داشتهاند. در مقابل، نواحی مرکزی و شرقی شهرستان، به دلیل کاهش بارش، ارتفاع کم و محدودیت در منابع آبی، با چالشهای بیشتری در زمینه کشاورزی مواجه هستند. افزایش تبخیر و تعرق در این مناطق و کمبود ذخایر آب زیرزمینی، ضرورت استفاده از روشهای نوین آبیاری و کشت محصولات مقاوم به خشکی را برجسته میکند.
توانسنجی قابلیتهای ژئوتوریستی شهرستان گرمی با استفاده از مدل کرچنر و GAM
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
بهروز نظافت تکله، آی سان فاتحی، محمد صدرا کابلی، مریم سقا
چکیده زمینه و هدف: هدف از این پژوهش توانسنجی قابلیتهای ژئوتوریستی شهرستان گرمی با استفاده از مدل کرچنر و GAM است. منطقه مورد مطالعه در محدوده جغرافیایی ۳۸ درجه و ۵۰ دقیقه تا ۳۹ درجه و ۱۰ دقیقه عرض شمالی از خط استوا و ٤٧ درجه و ۲۵ دقیقه تا ٤٨ درجه و ١٢ دقیقه طول شرقی از نصفالنهار گرینویچ واقع شده است.
روششناسی: در این پژوهش، ابتدا ویژگیهای ژئومورفولوژیکی و زمینشناسی شهرستان گرمی شناسایی و تحلیل شد. دادههای لازم از منابع مختلف شامل نقشههای زمینشناسی، تصاویر ماهوارهای و مطالعات میدانی جمعآوری گردید. سپس با استفاده از مدل کرچنر، قابلیتهای ژئوتوریستی مناطق مختلف شهرستان مورد ارزیابی قرار گرفت. این مدل به کمک معیارهایی مانند تنوع زمینشناسی، دسترسی به نقاط دیدنی، و کیفیت محیط زیست، توانایی جذب گردشگر را تعیین میکند. در مرحله بعد، برای تحلیل و پیشبینی اثرات متغیرهای مختلف بر قابلیتهای ژئوتوریستی از روش تحلیل عمومی خطی (GAM) استفاده شد. این روش امکان بررسی روابط غیرخطی بین متغیرها را فراهم میآورد و میتواند به شناسایی عوامل مؤثر بر جذب گردشگر کمک کند.
یافتهها و نتایج: بررسی شاخصهای ژئوتوریستی مناطق نشان میدهد که آبشار شوله لر دره سی با کسب امتیاز35/11 از نظر مدل GAM ، بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. این منطقه نیز دارای ارزش گردشگری بالایی با 33/3 امتیاز است، در حالی که ارزش حفاظتی آن با 68/1 امتیاز، نشاندهنده نیاز به اقدامات حفاظتی بیشتر برای حفظ این منبع طبیعی میباشد. نتایج محاسبات مدل کرچنر نیز نشان میدهد که آبشار شوله لر دره سی مجموع امتیاز (190/2) را کسب کرده است. همچنین در این ژئوسایت ارزش علمی با (650/0) امتیاز بیشترین و ارزش حفاطتی با (225/0) امتیاز کمترین مقدار هستند.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد که برخی مناطق خاص از شهرستان گرمی دارای پتانسیل بالایی برای جذب گردشگران هستند، به ویژه مناطق اطراف چشمههای آب گرم و مناطق کوهستانی با مناظر طبیعی زیبا. این مطالعه همچنین به بررسی چالشها و موانع موجود در مسیر توسعه ژئوتوریسم در شهرستان گرمی پرداخته و پیشنهاداتی برای بهبود زیرساختها، تبلیغات مؤثر و آموزش جوامع محلی ارائه میدهد. در نهایت پیشنهاد میگردد برای تجزیه و تحلیل و توانسنجی قابلیتهای ژئوتوریستی شهرستان گرمی بر اساس هوش مصنوعی و مدلهای بروز ژئوتوریستی هم مورد بررسی قرار گیرد.
برآورد زمانی-مکانی سرمازدگی درختان زردآلو در استان کردستان به منظور توسعه پایدار منطقه ای
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
محمدحسین قلی زاده، مریم قیسوندی، مسعود مرادی
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش به منظور برآورد زمانی-مکانی رخداد سرمازدگی درختان زردآلو در استان کردستان انجام گرفت. از دادههای روزانه دمای کمینه در فصل بهار در بازه زمانی1/1/1980 تا31/12/2018 استفاده شد. روند تغییرات دمای کمینه در ایستگاههای مورد مطالعه با استفاده از آزمون من-کندال و مقادیر تغییر دمای کمینه به کمک شاخص شیب سن برآورد گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج تحلیل فراوانی رخداد سرمازدگی نشان داد ایستگاههای زرینه و سقز که ارتفاع بیشتری داشته و در عرضهای بالاتر قرار دارند از تعدد و استمرار سرمازدگی بیشتری برخوردار هستند. ایستگاه بانه با اقلیم مرطوبتتر و ارتفاع کمتر از سطح دریا در بین تمامی ایستگاهها کمترین سرمازدگی را به خود اختصاص داد. ایستگاههایی که در نواحی جنوبی، شرقی و غربی قرار دارند، احتمال سرمازدگی در آنها کمتر است. مطالعه روند تغییرات دمای کمینه که سبب سرمازدگی درختان میوه مانند زردآلو میشود، نشان داد که شدت وقوع پدیده سرمازدگی در استان کردستان روندی کاهشی داشته و به ازای هر دهه تا حدود یک درجه سانتیگراد دما افزایش پیدا کرده است .نتیجهی این روند منجر به کاهش تعداد سرمازدگی میشود. ارزیابی روند تغییرات دمای کمینه در ماه فروردین در استان کردستان نشان داد که بیشترین نرخ افزایش دمای کمینه در ماه فروردین و به تبع آن کاهش سرمازدگی در ایستگاههای شرقی استان شامل قروه و بیجار مشاهده گردید. در ماه اردیبهشت بیشترین نرخ افزایش دمای کمینه و کاهش سرمازدگی در ایستگاههای شرقی استان شامل قروه به ازای هر دهه 084/1درجه سانتیگراد و بیجار 781/0 درجه سانتیگراد افزایش دمای کمینه برآورد گردید و در ماه خرداد افزایش سرمازدگی در ایستگاههای بانه و کامیاران به ترتیب به ازای هر دهه 84/0- 235/1 درجه سانتیگراد برآورد گردید.
توان سنجی قابلیتهای اکوتوریستی مناطق طبیعی دهکده گردشگری اوشتبین در استان آذربایجان شرقی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
منصور رحمتی، وحیده رجب پور، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم یکی از انواع گردشگری پایدار است که علاوهبر از جاذبههای زمینشناختی و ژئومورفولوژیکی، برآموزش و حفاظت از آنان نیز تاکید دارد. ژئوتوریسم یکی از گویههای مهم اکوتوریسم با رویکردی مسئولانه و حفاظت محور است؛ که بر مردمی کردن علوم زمین و توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه بومی تاکید میکند. هدف از این پژوهش، توان سنجی قابلیتهای اکوتوریستی مناطق طبیعی دهکده گردشگری اشتبین در استان آذربایجان شرقی میباشد.
روششناسی: روش این پژوهش استفاده از دو مدل کمی کوبالیکوا و فیولت است. روش کوبالیکوا که بیشتر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و فرهنگی تاکید دارد و همچنین از مدل فیولت که مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشا شکل گیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی مورد بررسی قرار میدهد استفاده شد.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصله نشان داد که براساس ارزیابی مدل کوبالیکوا منطقه توریستی ارس با کسب بیشترین امتیاز با مقدار عددی 5/4 دارای پتانسیل بالایی در بین مناطق مورد مطالعه به خود اختصاص دادهاست. همچنین نتایج نشان داد که خانههای پلکانی با مجموع امتیاز5/2 کمترین توسعه یافتگی را در بین مناطق مورد مطالعه دارد. نتایج حاصل از مدل پارک ملی نشان داد که در بین مناطق مورد مطالعه جنگلهای ارسباران با مقدار25/10بیشترین امتیاز را به خود اختصاص دادهاست. بنابراین نتیجهگیربی میگردد براساس مدلهای مذکور مناطق ارس و جنگلهای ارسباران پتانسیل بالایی را جهت توسعهی توریسم در استان آذربایجان شرقی به خود اختصاص دادهاند. در نهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی برای توانسنجی اکوتوریستی مناطق از ابزارآلات هوش مصنوعی جهت ارزیابی استفاده گردد.
پیشنگری و بررسی تغییرات دمای میانگین بیشینه و کمینه ایران با استفاده از برونداد مدل های CMIP6
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 شهریور 1404
بتول زینالی، مهیار احدی، برومند صلاحی
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش با استفاده از برونداد مدلهای CMIP6 و دو سناریو SSP2-4.5 و SSP5-8.5، روند تغییرات و ناهنجاری دمای میانگین بیشینه و کمینه ایران را طی سه دوره زمانی آینده نزدیک، میانه و دور بررسی و پیشنگری مینماید.
روش شناسی: ابتدا 15 مدل از مجموعه مدلهای CMIP6 انتخاب و اعتبار سنجی و صحت سنجی مدلها و مقایسه آنها با دادههای مشاهداتی 71 ایستگاه هواشناسی، با استفاده از شاخص KGE و سایر روشهای ارزیابی خطا انجام شد. جهت مقیاسکاهی و تصحیح خطا از نرم افزار Cmhyd استفاده شد.
نتایج و یافتهها: بررسی روند تغییرات دمای میانگین بیشینه و کمینه با استفاده از خروجی مدل NorESM2-MM و آزمون تعیین روند من- کندال، حاکی از روند صعودی تحت هر دو سناریو و در 100 درصد ایستگاهها با سطح اطمینان 99 درصد میباشد. انتظار میرود دمای میانگین بیشینه تحت دو سناریو SSP2-4.5 و SSP5-8.5 با آهنگ 24/0 و 65/0 و دمای میانگین کمینه نیز با آهنگ 21/0 و 60/0 درجه سلسیوس در هر دهه افزایش داشته باشند. همچنین بیشترین افزایش دمای بیشینه و کمینه، تحت سناریو SSP5-8.5 و در آینده دور به ترتیب با 2/3 و 6/4 درجه سلسیوس رخ خواهد داد. با توجه به نتایج، بیشترین ناهنجاری مثبت، در دماهای کمینه مشاهده شد، به طوری که در تمام سالهای دوره پیشنگری تا سال 2100، دمای میانگین کمینه نسبت به دوره پایه افزایش خواهد داشت، در حالی که طی بعضی از سالهای آینده نزدیک، امکان کاهش دمای میانگین بیشینه نسبت به دوره پایه وجود دارد.
نتیجه گیری: نتیجهگیری میشود تا انتهای قرن حاضر دمای میانگین بیشینه و کمینه در بیشتر مناطق کشور روند صعودی خواهد داشت، که البته ناهنجاریهای مثبت در دماهای کمینه بسیار مشهودتر از دمای بیشینه میباشد. همچنین تحت سناریوهای با انتشار بالای گازهای گلخانهای، ناهنجاریهای دمایی مثبت شدیدتر و آهنگ تغییرات بیشتر خواهد بود.
ارزیابی و تحلیل شرایط هیدرومورفولوژیکی رودخانه قوریچای استان اردبیل با استفاده از شاخص کیفیت مورفولوژیکی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مهر 1404
بهروز نظافت تکله، فریبا اسفندیاری درآباد، رئوف مصطفی زاده، موسی عابدینی
چکیده زمینه و هدف: رژیم جریان طبیعی رودخانه یک عامل بسیار مهم در تعیین عملکردهای اکوسیستمهای آبی و اطراف رودخانههاست. هدف این پژوهش، ارزیابی شرایط هیدروژئومورفولوژیکی رودخانه قوریچای در استان اردبیل با استفاده از شاخص کیفیت مورفولوژیک است.
روششناسی: بهمنظور دستیابی به این هدف، از روش شاخص کیفیت ژئومورفولوژیکی (MQI)، استفاده شده است. ابتدا شبکه رودخانه به بازههای همگن (6 بازه) تقسیم میشود. سپس شاخصهای مورفولوژیکی مرتبط نظیر پایداری کرانه، الگوی کانال، تغییرات مقاطع عرضی، پتانسیل رسوبگذاری و سازگاری با محیط پیرامونی محاسبه میشوند.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصله نشان داد که مقدار شاخص کیفیت ژئومورفولوژیکی در بازههای مورد مطالعه بین 77/0 تا 27/0 است که در این میان حداکثر ضریب در بازه 2 با امتیاز 77/0 در طبقه خوب است که نشاندهنده پویایی بیشتر این بازه نسبت به سایر بازهها است و حداقل امتیاز مربوط به بازه 3 با مقدار 27/0 است که در طبقه خیلی ضعیف قرار دارد. بنابراین نتیجهگیری گردید که رودخانه قوریچای از بازه 3 تا 6 در وضعیت ضعیف قرار داشته و شرایط مطلوبی ندارد ولی برعکس در بازههای 1 و 2 دارای پویایی مناسبی میباشد. در نهایت پیشنهاد میگردد برای حفاظت از رودخانه در بازههای دارای کیفیت نامطلوب اقدامات کاربردی و پیشگیرانه انجام گردد.و همچنین در مطالعات آتی از ابزارات هوش مصنوعی جهت ارزیابی مناطق مورد بررسی استفاده شود.
بررسی و ارزیابی اراضی مستعد به کاشت درخت گیلاس بر اساس عوامل اقلیمی و فیزیوگرافی (مطالعه موردی: منطقه هیر استان اردبیل)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 مهر 1404
بهروز سبحانی
چکیده زمینه و هدف: یکی از روشهای برنامهریزی کشاورزی، تعیین مکان مناسب برای کاشت گیاهان زراعی و باغی بر اساس شرایط آبوهوایی و فیزیوگرافی است. هدف از این تحقیق، مکانیابی نواحی مستعد برای کاشت درخت گیلاس در منطقه هیر استان اردبیل مبنی بر عوامل اقلیمی و فیزیوگرافی است.
روش بررسی: در این تحقیق از دادههای فیزیوگرافی از قبیل؛ شیب، ارتفاع از سطح دریا و عمق خاک و دادههای عناصر اقلیمی؛ بارندگی (سالانه، زمستانه، جوانهزنی، گلدهی، میوه دهی)، متوسط دمای (زمستانه، گلدهی، میوه دهی و رسیدگی) با طول دوره آماری 30 ساله (1373 تا 1402) استفاده شد؛ فرایند تحقیق شامل گردآوری اطلاعات، محاسبات و تحلیل آماری با اکسل، تعیین شاخص وزنی معیارها با روش AHP، ورودی و تلفیق اطلاعات در محیط GIS بوده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتیجه تحقیق نشان داد که ارتفاع از سطح دریا با معیار وزنی 166/0، دمای زمستانی با وزن 139/0 و دمای جوانهزنی با وزن 106/0 بیشترین تأثیر را در کاشت درخت گیلاس دارند. هریک از معیارها بر اساس روش AHP وزن دهی و در محیط GIS طبقهبندی شدند. نقشه نهایی مکانیابی کشت درخت گیلاس با تلفیق معیارهای طبقهبندی در محیط GIS تهیه شد. نتایج نشان داد که حدود 32 درصد از اراضی منطقه هیر دارای شرایط خیلی مناسب، 19 درصد مناسب، 23 درصد کمی مناسب و 27 درصد نامناسب برای کشت درخت گیلاس میباشند. بهطورکلی ایستگاههای بقرآباد و هیر به علت دارا بودن شرایط اقلیمی و فیزیوگرافی مناسب جزء مناطق مستعد برای کشت درخت گیلاس ارزیابی شدند.
تاثیرتغییرات اقلیم وعوامل موثرجغرافیایی درگسترش مخاطرات آتش سوزی بردرختان بنه (شهرستان پاوه)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 آذر 1404
نادر مرادی، نسرین شیدایی مجد، حمیده حاتمی
چکیده زمینه وهدف: کشور ایران با توجه به قرارگیری بر روی کمربند خشک و نیمه خشک جهان و ناحیه پرفشارجنب حاره ای از جمله کشورهای آسیب پذیردر برابر تغییرات اقلیم و وقوع آتش سوزی است. پدیده آتش سوزی یکی از مخاطرات محیطی می باشد که وقوع آنها باعث تلفات وخسارت های زیادی به انسان، اموال و دارایی ها می شود. روش: این تحقیق براساس ماهیت توصیفی - تحلیلی و نوع آن کاربردی است. که با مطالعه کتاب ها، مقاله ها و پایان نامه ها انجام شده است. جامعه آماری پژوهش محدوده جغرافیایی شهرستان پاوه دراستان کرمانشاه است. که مبتنی برروشهای میدانی، ابزاری وکتابخانهای و داده های فضایی است. سپس پارامترهای تأثیرگذاردر نرم افزار Arc GIS آماده سازی شدند. در این پژوهش از8 شاخص (شیب، جهت شیب، طبقـات ارتفـاع(Dem)،کاربری اراضی، جهت باد، تراکم پوشش گیاهی،افزایش دما، کاهش بارندگی) به عنوان عوامل موثر در آتش سوزی شناسایی شدند. سپس لایه های اطلاعاتی در محیط GIS تهیه شده اند.یافته ها: طبق تحقیق انجام شده ومشاهدات صورت گرفته تغییر اقلیم و عوامل جغرافیایی محدوده مورد مطالعه درنتایج حاصل نشان می دهد که شیب،پوشش گیاهی، بارش محدود، و دمای بالا بیشترین تاثیر درآتش سوزی ها رادارند. بیشترین خطرآتش سوزی در ارتفاعات 2000_1000متری است، که همچنین بیشترین خطرآتش سوزی درجهت های شیب های جنوب وغرب شدت بیشتری دارد. نتیجه گیری: در این تحقیق با استفاده از تصاویر ماهواره ای سنتینل 4 با ترکیب رنگی 4- 8- 14 انجام شده که تصویر قبل از آتش سوزی و همزمان با آتش سوزی را نشان می دهد.که مساحت محدوده دچار حریق 1793 هکتار تخمین زده شده است. که منطقه مورد مطالعه در طبقه بسیار پرخطر قرار دارد که نتایج مطالعه حاکی از توان بالای منطقه از لحاظ ایجاد خطر آتش سوزی باتوجه به عوامل جغرافیایی واقلیمی می باشد. بنابراین طرح ونقشه ی نواحی دارای خطرآتش سوزی راهنمای مفیدی برای مدیریت بحران می باشد.
ارزیابی توانهای اقلیمی و محیطی منطقه ارشق استان اردبیل برای کشت گندم دیم با استفاده از روشهای تصمیمگیری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 دی 1404
بهروز سبحانی
چکیده چکیده
زمینه و هدف: شناخت دادههای آب و هوایی و بررسی تأثیر آنها بر روی گیاهان زراعی از عوامل مؤثر در مکانیابی و درنهایت افزایش تولید است. هدف از این پژوهش ارزیابی توانهای اقلیمی و محیطی منطقه ارشق استان اردبیل برای کشت گندم دیم با استفاده از روشهای تصمیمگیری چند معیاره است.
روش بررسی: در این پژوهش، از معیارهای بارندگی (سالانه، جوانهزنی، پنجه دهی، زمستانه، رویش مجدد، گلدهی و دانه دهی)، متوسط دمای سالانه، ارتفاع و شیب با طول دوره آماری 30 ساله (1373 تا 1402) استفاده شد. فرایند تحقیق شامل گردآوری اطلاعات، محاسبات و تحلیل آماری با اکسل، تعیین شاخص وزنی معیارها با روشهای فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، واسپاس (WASPAS) و روش ترکیبی خطی است.
یافتهها و نتیجهگیری: با بهرهگیری از مدلهای موردمطالعه؛ هریک از دادهها تجزیهوتحلیل شدند و نتایج حاصل با مدل AHP نشان داد که معیار وزنی؛ بارندگی رسیدگی 195/0، بارندگی گلدهی 175/0، بارندگی سالانه 132/0 و بارندگی جوانهزنی 114/0 به ترتیب مهمترین عامل مؤثر درکشت گندم دیم در منطقه ارشق میباشند. همچنین بر اساس مدل WASPAS ایستگاههای صلوات با امتیاز؛ 713/5، خوش آباد 219/5، دوست بیگلو 132/5، نواحی مستعد و ارباب کندی 649/4، سامیان 646/4 و مشیران 374/4 نواحی نامساعد برای کشت گندم میباشند و همچنین نتایج تلفیق معیارها با روش WLC در محیط GIS نشان داد که حدود 18 درصد از مساحت منطقه ارشق خیلی مناسب، 42 درصد مناسب، 22 درصد کمی مناسب و 18 درصد نامناسب برای کشت گندم دیم است. بهطورکلی نتایج نهایی نشان داد که بیش از 60 درصد منطقه ارشق برای کشت گندم دیم مناسب و اقتصادی است.
نتیجهگیری: نتایج نهایی این تحقیق بیانگر آن است که در بیش از 60 درصد منطقه ارشق کشت گندم دیم مناسب و دارای ارزش اقتصادی است و در 25 درصد نیز امکان کشت در حد متوسط و ضعیف اما قابلکشت است
ارزیابی توان اکوتوریستی و ژئوتوریستی شهرستان پارسآباد
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 دی 1404
عقیل مددی، فاطمه امامیان، فاطمه تقوینیا، پریا نصیری
چکیده مقدمه و هدف: شهرستان پارسآباد با برخورداری از قابلیتهای طبیعی و جاذبههای گردشگری، پتانسیل بالایی برای جذب گردشگران داخلی و خارجی دارد. با این حال، به دلیل عدم معرفی و اطلاعرسانی مناسب، کمبود راههای دسترسی و تابلوهای راهنمایی، و محدودیت زیرساختها و امکانات اقامتی، بسیاری از مناطق دیدنی آن حتی برای گردشگران داخلی نیز ناشناخته باقی مانده و فعالیت گردشگری به شکل مطلوب انجام نمیشود. هدف این پژوهش، بررسی توانمندیهای اکوتوریستی شهرستان پارسآباد با تمرکز بر ژئومورفوسایتها (قلعه اولتان، برج قارلوجا، پارک ملی ارس، تپه نادری و قئرخ پله) جهت ارتقای جذب گردشگر است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به لحاظ روششناسی، ترکیبی از مطالعات نظری و میدانی میباشد. ارزیابی ژئومورفوسایتها با استفاده از مدل پریرا انجام شد.
یافتهها و نتایج: یافتهها: پس از ارزیابی، امتیازات ژئومورفوسایتها به ترتیب زیر بهدست آمد: قلعه اولتان 11/45، برج قارلوجا 11/165، پارک ملی ارس 12/7، تپه نادری 12/31 و قئرخ پله 13/7. بر اساس این امتیازات، ژئومورفوسایت قئرخ پله رتبه اول، پارک ملی ارس رتبه دوم و تپه نادری، قلعه اولتان و برج قارلوجا به ترتیب رتبههای سوم تا پنجم را کسب کردند. نتایج پژوهش نشاندهنده توانمندی بالای اکوتوریستی شهرستان پارسآباد است و میتواند به مدیران و برنامهریزان حوزه گردشگری کمک کند تا با پشتیبانی علمی و برنامهریزی مناسب، توسعه صنعت گردشگری و جذب گردشگر در این منطقه را بهبود بخشند.
تحلیل دهساله تغییرات کاربری اراضی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه و ارتباط آن با تغییرات سطح آب (با استفاده از تصاویر لندست 8 و 9)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 اردیبهشت 1405
علی محمدی، مژگان زعیم دار، مهسا بخشائی، مسعود ترابی آزاد
چکیده حوضه آبریز دریاچه ارومیه طی دهههای اخیر با تغییرات گسترده کاربری اراضی و کاهش شدید تراز آب مواجه بوده است؛ مسألهای که ضرورت تحلیل علمی پویاییهای کاربری سرزمین و ارائه الگوهای مدیریتی سازگار با پایداری محیطزیستی را دوچندان میکند. هدف این پژوهش، بررسی تغییرات دهساله کاربری اراضی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه (2013–2023) با استفاده از تصاویر لندست 8 و 9 و ارائه الگوی پیشنهادی کاربری اراضی با رویکرد کاهش مخاطرات محیطزیستی است. برای این منظور، تصاویر ماهوارهای پس از انجام تصحیحات هندسی و اتمسفری، با الگوریتم طبقهبندی نظارتشده حداکثر احتمال در چهار کلاس اصلی طبقهبندی شدند. میزان دقت طبقهبندی با استفاده از ماتریس خطا، صحت کلی و ضریب کاپا ارزیابی شد و صحتی بالاتر از 90 درصد بهدست آمد. در ادامه، تغییرات مساحت و الگوی فضایی هر کاربری در بازه مطالعه تحلیل و با روند کاهش سطح آب دریاچه مقایسه گردید. نتایج نشان داد افزایش قابلتوجه اراضی کشاورزی و مناطق انسانساخت با کاهش چشمگیر پهنههای آبی همزمان است و این همزمانی نشاندهنده نقش مؤثر تغییرات کاربری سرزمین در تشدید بحران خشکی دریاچه است. برای استخراج الگوی بهینه کاربری، لایههای مؤثر پس از استانداردسازی در محیط GIS تلفیق و با استفاده از تابع Site Selection و آستانه تناسب ≥ 60 درصد، نقشه نهایی کاربری پیشنهادی تهیه شد. این نقشه نشان داد اراضی کشاورزی 563.51 کیلومتر مربع، پهنههای آبی 345.29 کیلومتر مربع، مناطق انسانساخت 152.56 کیلومتر مربع و سایر کاربریها 17939.05 کیلومتر مربع از منطقه را شامل میشوند. یافتهها تأکید میکند که مدیریت یکپارچه آب، تنظیم الگوی کشت و پایش مستمر کاربری اراضی برای پایداری اکولوژیکی و احیای دریاچه ضروری است.
ارزیابی تأثیر تغییرات اقلیمی بر منابع آبهای سطحی (مطالعه موردی: حوزه آبخیز بابلرود)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 1-14
صالح ارخی، سمیه عمادالدین، سیدحسین روشان
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر، تغییرات اقلیمی و فعالیتهای انسانی موجب تشدید بحران کمبود منابع آب در سطح جهانی شدهاند. این تغییرات با اختلال در چرخه هیدرولوژیکی، منابع آب سطحی را از نظر دسترسی، کیفیت و پایداری در معرض تهدید جدی قرار دادهاند.
روششناسی: به منظور بررسی اثر تغییرات اقلیم بر روی منابع آبهای سطحی حوضه بابلرود ابتدا دادههای هواشناسی و هیدرومتری حوضه جمعآوری گردید. بعد از رفع نواقص آماری، حذف دادههای پرت و انتخاب پایه زمانی مشترک، اقدام به پیشبینی متغیرهای اقلیمی (بارش، حداقل دما و حداکثر دما) برای دوره آینده (2100-2020) بر اساس دادههای گزارش ششم IPCC AR6 و مدل اقلیمی CanESM5 تحت سناریوهای SSP1-2.6، SSP2-4.5 و SSP5-8.5 در مدل SDSM شد. برای شبیهسازی دبی جریان در دوره آینده از دادههای ریزمقیاسنمایی شده بر اساس شبکه عصبی مصنوعی (ANN) استفاده گردید در نهایت، به منظور تعیین روند در دادههای آینده از آزمونهای ناپارامتری من کندال و تخمینگر شیبسن در محیط نرم افزار R استفاده شد.
نتایج و یافتهها: تحلیل روند دبی جریان با استفاده از آزمون من-کندال، شیب سن و مدل ANN طی دوره 2021–2100 نشان داد که در تمامی سناریوهای اقلیمی SSP، روندی کاهشی ضعیف و آماری غیرمعنادار وجود دارد. بیشترین کاهش در سناریوی SSP5-8.5 مشاهده شد. دمای حداقل روند افزایشی غیرمعنادار داشته و بارش فاقد روند مشخص است. نتایج مدل ANN با آزمونهای آماری همخوانی داشته و کاهش تدریجی دبی جریان را تأیید میکند، که بر ضرورت مدیریت پایدار منابع آب در مواجهه با تغییر اقلیم تأکید دارد. این یافتهها ضمن تأیید تأثیر مستقیم تغییر اقلیم بر منابع آب سطحی، بر اهمیت بهرهگیری از مدلهای هوشمند در تحلیل بلندمدت و مدیریت پایدار منابع آب تأکید داشته و ضرورت استفاده از رویکردهای ترکیبی و تحلیلهای منطقهای در مطالعات آینده را برجسته میسازد.
15. بررسی توزیع زمانی-مکانی محوطههای باستانی در حوضه رودخانه قزلاوزن، منطقه شرق استان کردستان ایران (هزاره اول پیش از میلاد)، با تأکید بر سامانه اطلاعات جغرافیایی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 270-291
اردشیر جوانمرد زاده، حبیب شهبازی شیران، مژگان رستمی
چکیده زمینه و هدف: جوامع بشری همواره با ایجاد محیط های قابل سکونت و الگوهای زیستگاهی متناسب با محیط استقرارها را ممکن می سازد. بر اساس این رویکرد در باستان شناسی، عوامل محیطی در ارزیابی سکونتگاهها در هر دوره نقش مهمی را ایفا می کنند. این عملکرد علاوه بر تشخیص میزان تاثیرات محیطی، درجه سازگاری زیستگاهها با شرایط محیطی غالب را آشکار می سازد. با قدرتمندتر شدن ابزارهای مکانی، باستان شناسی GIS نیز تکامل یافته است و امکان تجسم سکونتگاههای باستانی و تجزیه و تحلیل تغییرات در استفاده از فضا در طول زمان را فراهم میکند.
روششناسی: این پژوهش با استفاده از تجزیه و تحلیل عوامل محیطی، توسط سیستم اطلاعاتی GIS به چگونگی الگوی استقرار و پراکندگی 161 محوطه باستانی در حوضه قزل اوزن پرداخته شده است. پس از تحلیل نقشه های GIS برای بررسی و توزیع این سکونتگاهها در رابطه با محیط طبیعی با تمرکز بر منابع آبی ، ارتفاع، شیب و کاربری اراضی میپردازد.
نتایج و یافتهها: 1: توزیع سکونتگاهها از هزاره اول ق.م.از مناطق دشت و کوهپایهای گسترش یافته است. 2:سکونتگاههای هزاره اول ق.م. عمدتاً در ارتفاعات2000-؛. با شیب متوسط10-5، فواصل نزدیک به رودخانهها کمتر از500- متر، و انتخاب نوع زمین شکل گرفته است. ارتفاع زیاد - شیب تند در حاشیه رودخانهها( دشت –کوهپایهها) دال بر کاهش جمعیت و نوع استقرارهای کوچرو را نشان میدهد.3:کاربری اراضی: ظهور و پیشرفت کشاوررزی و مواصلاتی راهها در مسیر منابع آبی، مبادلات تجاری، ارتباطات منطقهای و فرامنطقهای دال به توزیع پراکنش مکانهای باستانی در حوضه قزل اوزن است. منطقه شرق کردستان از عصر مس و سنگ تا دوران اسلامی تکامل سکونتگاهها، نشان دهنده سازگاری و رقابت ساکنان با محیط طبیعی در حوضه قزل اوزن است. علاوه بر این، بینشهایی را در مورد توسعه اجتماعی پیچیده در منطقه ارائه میدهد.
1.ارزیابی و اولویتبندی شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزههای آبخیز قرهسو در استان اردبیل
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-12
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله، رئوف مصظفی زاده
چکیده زمینه و هدف: امنیت آبی بهعنوان مفهومی جامع که سنجش میزان دستیابی به اهداف مختلف مدیریت منابع آب را در بر میگیرد. بهعبارتی امنیت آب شدیدأ تحت تاثیر عوامل بسیاری از جمله، افزایش جمعیت شهرنشینی، توسعه اقتصادی، تغییرات در استاندارد زندگی، افزایش آلودگی آب، برداشت بیش از اندازه از منابع آبهای زیرزمینی و تغییرات آب و هوای است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی و اولویتبندی شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزههای آبخیز قرهسو در استان اردبیل است.
روششناسی: در این پژوهش از شاخصهای هیدرولوژی (H)، محیطزیستی (E)، زندگی (L) و ... جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. بهعبارتی شاخص امنیت آب از تلفیق شاخصهای مذکور و نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده میکند.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصله از ارزیابی معیار محیطزیستی نشان داد که بیشترین اراضی مرتعی مربوط به زیرحوزه (17) با مقدار 33/19 درصد و از نظر اراضی جنگلی بیشترین مقدار به زیرحوزه (7) با 92/60 درصد اختصاص دارد و کمترین میزان اراضی مرتعی بهترتیب به زیرحوزه (11) با مقدار 04/0 و اراضی جنگلی مربوط به زیرحوزههای (5، 11، 14) با مقدار 01/0 است. نتایج حاصله از ارزیابی معیار زندگی نیز نشان داد که بیشترین توسعه انسانی در زیرحوزههای (1، 4، 5، 11، 14، 15، 17، 24، 25) با حداکثر امتیاز 1 میباشد. درنهایت براساس نتایج حاصله از تلفیق شاخصهای (H, E, L)، نتایج شاخص امنیت آب (WSI) نشان داد که بیشترین میزان پایداری حوزه آبخیز قرهسو سامیان از نظر امنیت آب مربوط به زیرحوزه (1) با مقدار 63/0 است که نشان از پایداری این زیرحوزه در کل سطح حوزه آبخیز قرهسو سامیان است. همچنین پایینترین سطح پایداری حوزه از نظر امنیت آب نیز به زیرحوزه (21) با مقدار 03/0 اختصاص یافت که نشان از ضعف بسیار بالایی امنیت آب زیرحوزه در کل سطح حوزه آبخیز قرهسو سامیان است.
نتیجهگیری: بنابراین نتیجهگیری میگردد که هرچه زیرحوزهها از نظر شاخصهای هیدرولوژی، محیطزیستی و زندگی در سطح بالایی قرار بگیرند حوزه از پایداری و امنیت آب بالا برخوردار خواهد شد. درنهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی از آزمونها، شاخصهای بیشتر و روشهای جدیدی جهت ارزیابی امنیت آب حوزه آبخیز استفاده گردد.
12.ردیابی و تحلیل همدیدی بارش سنگین فراگیر در شمال غرب ایران (مطالعه موردی: 2 فوریه 1988)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 178-192
بهروز سبحانی، آیسان کنزی حق
چکیده زمینه و هدف: بارشهای شدید همهساله منجر به ایجاد سیلابهای سنگین و غیرقابلپیشبینی در جهان و ایران میشوند که خسارتهای شدید مالی و جانی را به ارمغان میآورند. هدف از مقاله حاضر، بررسی سینوپتیک بارش سنگین و فراگیر منطقه شمال غرب ایران در تاریخ 2 فوریه سال 1988 است.
روششناسی: ابتدا مقدار بارش سنگین رخداده بهوسیله ایستگاههای زمینی شمال غرب ایران شناسایی شدند و با دریافت دادههای سطوح فوقانی جو و تحلیل آنها، عوامل کلیدی جهت ریزش بارش سنگین و فراگیر مشخص گردید. در ادامه از نقشههای ارتفاع ژئوپتانسیل، فشار سطح دریا، امگا، رطوبت نسبی و آب قابل بارش، سرعت باد و ضخامت در تراز 500 هکتوپاسکال برای روزهای 31 ژانویه الی 2 فوریه سال 1988 استفاده شد.
نتایج و یافتهها: نقشههای جوی بارش سنگین و فراگیر 2 فوریه سال 1988 منطقه شمال غرب ایران، حاکی از استقرار سامانه پرفشار سیبری در شمال کشور ایران و نفوذ سامانه کمفشار حرارتی مهاجر اروپایی در شمال غرب محدوده موردمطالعه در تراز 500 هکتوپاسکال است که با ایجاد گرادیان شدید فشار، صعود هوای گرم همزمان با انتقال رطوبت از منابع آبی گرم پیرامون ازجمله دریاهای سیاه و مدیترانه نقش کلیدی درشدت و توزیع بارش شدید منطقه موردنظر داشتهاند. در سطوح فوقانی جو نیز با تشکیل بلاکینگهای امگایی شکل و رکس، ایجاد فرود عمیق مدیترانهای حاصل از این سیستمهای بندالی که با قرارگیری محدوده موردمطالعه در مقابل محور ناوه موجود به همراه فرا رفت هوای بسیار گرم و مرطوب، موجب تداوم بارندگی سنگین و فراگیر 2 فوریه منطقه شمال غرب ایران شده است.
14.ارزیابی روش های طبقهبندی پیکسل پایه و شیء گرا در تهیه نقشه پوشش اراضی با استفاده از تصویر ماهواره ای لندست در نرم افزار Idrisi Terrset(مطالعه موردی: منطقه دویرج استان ایلام)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 209-223
صالح ارخی
چکیده زمینه و هدف: در سال های اخیر تهیه نقشه های پوشش اراضی از طریق طبقه بندی رقومی دادههای سنجش از دور به عنوان جایگزینی مناسب برای تهیه این نوع نقشه ها مورد توجه قرار گرفته است، سنجش از دور یکی از فناوریهای نوین و کارآمد در استخراج پوشش اراضی، به روزرسانی نقشه ها و کشف تغییرات پوشش اراضی میباشد. در این راستا، هدف از انجام این پژوهش، مقایسه دو روش طبقه بندی پیکسل پایه و شیءگرا در تهیه نقشه پوشش اراضی با استفاده از تصویر OLI در منطقه دویرج با استفاده از نرمافزار Idrisi Terrset میباشد.
روششناسی: پس از تهیه تصویر مربوطه و اعمال تصحیح هندسی و رادیومتریک بر روی تصویر با استفاده از دو روش مذکور، نقشه پوشش اراضی استخراج گردید. برای ارزیابی دقت طبقه بندی از شاخصهای صحت کل، ضریب کاپا، دقت تولید کننده و دقت استفاده کننده استفاده شده است. نتایج بدست آمده نشان داد که روش طبقه بندی شیءگرا تصویری با وضوح بهتر نسبت به روش طبقهبندی پیکسل پایه ارائه میدهد.
نتایج و یافتهها: نتایج برآورد دقت هم نشان می دهد که روش شیءگرا در هر دو شاخص صحت کل و ضریب کاپا با مقادیر به ترتیب 94 درصد و 93/0 درصد نسبت به روش پیکسل پایه با صحت کل و ضریب کاپا با مقادیر به ترتیب 88 درصد و 87/0 درصد، دقیقتر میباشد. با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش پیشنهاد می شود که روش طبقه بندی شیءگرا در تهیه نقشه های پوشش اراضی عرصه های طبیعی مورد استفاده قرار گیرد.
ردیابی و تحلیل همدیدی ابرگرمای 23 تیرماه 1403 استان خوزستان
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 415-428
آیسان کنزی حق، برومند صلاحی
چکیده زمینه و هدف: اقلیم یک جزء فراگیر و مهم اکوسیستم محسوب میگردد و تغییرات آن هرچند ناچیز میتواند سایر اجزا را در درجات مختلف تحت تأثیر خود قرار دهد. از جمله مهمترین بلایای آب و هوایی که هر ساله پیامدهای زیستمحیطی مخربی را به همراه دارند، امواج گرمایی هستند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی سینوپتیک موج گرمای بالای 50 درجه سانتیگراد مورخ 23 تیرماه 1403 استان خوزستان است.
روششناسی: این تحقیق، با دیدگاه محیطی به گردش جو صورت گرفته که در آن، ابتدا مقدار دماهای ثبت شده ایستگاههای استان خوزستان و تغییرات آنها از اداره کل هواشناسی استان خوزستان دریافت شده و سپس با دریافت دادههای سطوح فوقانی جو و تحلیل آنها، علل گرمای شدید شناسایی گردید. در این پژوهش، برای تحلیل الگوهای همدیدی منجر به موج گرمایی استان خوزستان، دادههای جوی کشور در تراز 500 هکتوپاسکال از سایت نووا استخراج گردید که شامل نقشههای ارتفاع ژئوپتانسیل، فشار سطح دریا، امگا، رطوبت نسبی و آب قابل بارش، دما، سرعت باد و ضخامت برای روزهای 21 الی 23 تیرماه 1403 بوده است.
یافتهها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که نفوذ سامانههای کمفشارهای حرارتی پاکستان و عربستان، استقرار پرفشار جنبحارهای آزور در جنوب غرب و پرفشار سیبری در شمال ایران در تراز 500 هکتوپاسکال، بهعنوان مهمترین الگوی تأثیرگذار در ایجاد موج گرمایی 23 تیرماه 1403 استان خوزستان بوده که از 48 ساعت قبل آغاز گشته است. همراهی این سیستم کمفشار مستقر در منطقه با الگوی توپوگرافی آن (ارتفاعات زاگرس جنوبی) و جریانات پادساعتگرد خود که از سمت جنوب، جنوب غرب استان موجب فرارفت گرم دمای تابشی صحراهای گرم لوت، عربستان، دریای عمان گشته و از طرفی با عبور آن از روی آبهای گرم خلیج فارس و دریای عمان، این منطقه را همزمان با قرارگیری در فصل گرم سال تحت تأثیر خود قرار داده که نتیجه آن افزایش شدید دما را به دنبال داشته و شرایط سینوپتیکی لازم جهت ایجاد گرمای بالای 50 درجه سانتیگراد استان خوزستان را فراهم نموده است.
2.تجزیه و تحلیل تاثیرگذاری شاخصهای E و L در پایداری و امنیت آب حوزه آبخیز سامیان
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 15-30
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: آب و حکمرانی آب در سالهای اخیر توجه زیادی را بهعنوان یک نگرانی سیاسی بهخود جلب کرده است. در پاسخ به درک رو به رشد از بحران آب، ادبیات مربوط به حکمرانی آب در طول دو دهه گذشته به سرعت در حال افزایش است. هدف از پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل تاثیرگذاری شاخصهای E و L در پایداری و امنیت آب حوزه آبخیز سامیان است.
روششناسی: در این پژوهش از شاخصهای زیست محیطی و شاخص زندگی جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. معیار محیطزیست بر فشار زیستمحیطی، سطح پوششگیاهی و درصد مناطق حفاظتشده در حوزه آبخیز تمرکز دارد.پارامترهای معیار زندگی مربوط به کیفیت زندگی بشر است و استاندارد زندگی و شاخص توسعه انسانی را در حوزه آبخیز ارزیابی میکند پارامتر فشار با تغییر درآمد سرانه در دوره مورد مطالعه مشخص میگردد. بهعبارتی شاخص امنیت آب از نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده میکند.
نتایج و یافتهها: است نتایج استانداردسازی شاخص زیستمحیطی نشان داد که بیشترین امتیاز مربوط به زیرحوزه 7 با مقدار یک و کمترین میزان مربوط به زیرحوزه 5، 10، 14 و 27 است. براساس نتایج استانداردسازی شاخص توسعه انسانی نشان داد که بالاترین میزان توسعه انسانی مربوط به زیرحوزههای 1، 4، 5، 11، 15، 17، 24 و 27 است. کمترین میزان توسعه انسانی نیز مرتبط به زیرحوزههای 12، 13، 18، 19، 21، 22 و 25 میباشد در نهایت پیشنهاد میگردد از آزمون و استفاده از سایر روشهای تخمین شاخص امنیت آب (WSI)، در مطالعات آتی توصیه میگردد.
14.مقایسه روشهای AHP و TOPSIS در پهنهبندی اراضی مستعد کشت گندم دیم در حوضه بالخلوچای اردبیل
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 202-221
رقیه آذری سنجبد، برومند صلاحی
چکیده زمینه و هدف: گندم بهعنوان یکی از محصولات استراتژیک کشاورزی و غلات پایه در سبد غذایی جهانی، نقش کلیدی در تأمین امنیت غذایی و معیشت جوامع انسانی ایفا میکند. بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، گندم پس از ذرت و برنج، سومین محصول غلات مهم از نظر تولید در جهان است که نقش اساسی در تأمین کالری و پروتئین مورد نیاز انسان دارد. با عنایت به اهمیت راهبردی گندم و نیاز روزافزون به افزایش تولید آن، مکانیابی و اختصاص بهینه اراضی مستعد برای کشت این محصول، از اولویتهای اصلی در بخش کشاورزی محسوب میشود. هدف این پژوهش مقایسه روشهای AHP و TOPSIS بهمنظور پهنهبندی اراضی مستعد کشت گندم دیم در حوضه آبریز بالخلوچای اردبیل است.
روششناسی: در این تحقیق از دادههای بارش، دما، ارتفاع، شیب و عمق خاک حوضه آبریز بالخلوچای اردبیل استفاده گردید. سپس با پردازش دادهها در محیطGIS ، نقشه لایههای اطلاعاتی برای هر یک از معیارها تهیه گردید. برای مشخص شدن وزن معیارها از روش AHP و برای اولویتبندی گزینهها از مدل TOPSIS استفاده گردید. سپس با همپوشانی و تلفیق معیارهای مورد مطالعه، نقشه نهایی مناطق مستعد کشت گندم دیم تعیین گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل دادهها با روش AHP نشان داد که برای کشت گندم دیم در حوضه آبریز بالخلوچای حدود 37 درصد اراضی، خیلی مناسب، 22 درصد مناسب، 24 درصد کمی مناسب و 17 درصد نامناسب است. همچنین بر اساس روش TOPSIS، حدود 37 درصد از مساحت حوضه بالخلوچای مناسب، 32 درصد کمی مناسب و 31 درصد نامناسب برای کشت گندم دیم است. نتایج بررسی با روش AHP بیانگر آن است که معیار شیب با وزن 220/0، ارتفاع با وزن 144/0، بارندگی سالانه با وزن 122/0 و بارش مرحله رسیدگی و دانهدهی با وزن 106/0 مهمترین معیار در مراحل کشت گندم در حوضه آبریز بالخلوچای هستند. همچنین نتایج اولویتبندی حاصل از مدل تاپسیس نشان داد که ایستگاه نیر نزدیکترین گزینه به ایدهآل مثبت و بعد از آن به ترتیب سرعین و اردبیل قرار دارند.
20.تجزیه و تحلیل قابلیت های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق بکر طبیعی استان آذربایجان شرقی با استفاده از شاخص های کمی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 309-324
سولماز بهرامی بودالالو، فریبا اسفندیاری درآباد، وحیده رجب پور، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: گردشگری به عنوان یک پدیده مدرن، ماهیتی اقتصادی دارد و برای کشورهایی که از این ظرفیت برخوردارند، نقش و اهمیت ویژهای دارد ژئوتوریسم ترکیبی از واژههای "ژئو" به معنای زمین و "توریسم" به معنای گردشگری است. هدف از این پژوهش، ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی و مدیریت آن در محدوده توریستی استان آذربایجان شرقی میباشد.
روششناسی:روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر سه مدل کوبالیکوا، کرچنر و GEM است. در مدل کوبالیکوا و کرچنر معیارها در پنج گروه طبقهبندی میشوند: ارزشهای علمی و ذاتی، ارزشهای آموزشی، ارزشهای اقتصادی، ارزشهای حفاظتی و سایر ارزشها که تقریباً کلیه ویژگیهای ژئوتوریسم را پوشش میدهد. مدل GAMروش ارزیابی فیزیکی ژئومورفوسایتهای اولیه برای سنجش برنامهریزی و مدیریت پایدارمکان های دارای میراث طبیعی و تبدیل آنها به مقاصد گردشگری است. این روش، از دو ارزش اصلی و مکمل تشکیل شدهاست. ارزشهای اصلی شامل ارزشهای علمی و آموزشی، ارزشهای زیبایی و منظرهی دید و ارزشهای حفاظتی است و ارزشهای مکمل نیز شامل ارزشهای عملکردی و ارزشهای گردشگری میباشند.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصل از ارزیابی بر اساس مدل کوبالیکوا و کرچنر نشان داد که ژئومورفوسایت جنگل های ارسباران و روستای اشتبین بالاترین امتیاز و منطقه آلاداغ پایین ترین امتیاز را کسب کرده اند. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی مدلها میتوان نتیجهگیری کرد که جنگل های ارسباران و روستای اشتبین بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارند. در نهایت، پیشنهاد میگردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق ژئوتوریستی مورد بررسی و دستیابی به نتایج دقیقتر، از هوش مصنوعی نیز بهرهبرداری شود.
24.پایش آسیب پذیری خشکسالی هواشناسی با استفاده از تصاویر ماهواره ای استان مازندران
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 387-418
صالح ارخی، سمیه عمادالدین، ندا سوری زایی
چکیده زمینه و هدف: امروزه تصمیمگیران در مواجهه با خشکسالی، نگاه مدیریت تلفیقی مدیریت بحران و خطرپذیری را به صورت توأمان مدنظر دارند. تاکنون استان مازندران خسارت زیادی را از ناحیه مخاطره خشکسالی متحمل شده است. از این رو در منطقه مورد پژوهش، تعیین میزان آسیبپذیری و نوع وضعیت خطرپذیری خشکسالی هواشناسی به ویژه در دو دهه اخیر، مسأله اصلی مورد این پژوهش است.
روششناسی: به منظور تعیین وضعیت خشکسالی هواشناسی، در این پژوهش از شاخص بارش استاندارد شده (Standard Precipitation Index) استفاده شد. ابتدا آمار بارندگی ماهانه مربوط به 17 ایستگاه هواشناسی منتخب در منطقه جمعآوری و مورد آزمون صحت، دقت و همگنی دادهها طی دوره مشترک 2000-2020 قرار گرفت. برای هر یک از ایستگاههای مورد نظر، عامل درصد فراوانی وقوع خشکسالیهای هواشناسی در مقیاس زمانی سالانه تعیین شد. سپس شاخص خطر خشکسالی DHI (Drought Hazard Index) با اختصاص اوزان و درجات برای هر یک از شدتهای مختلف استخراج گردید. همچنین میزان آسیبپذیری خشکسالی هواشناسی با استفاده از شاخصهای فیزیکی و اقتصادی اجتماعی محاسبه شد و به دنبال آن پهنههای آسیبپذیر خشکسالی نیز تعیین گردید. در نهایت بر اساس دو عامل استعداد خطر خشکسالی (Drought Hazard Index) و میزان آسیبپذیری (Drought Vulnerability Index)، میزان ریسک یا خسارت خشکسالی(Drought Risk Index) محاسبه شد و سپس پهنههای خطرپذیر خشکسالی هواشناسی تعیین گردید.
نتایج و یافتهها: نتایج پژوهش در خصوص وضعیتهای خشکسالی نشان داد که شدیدترین خشکسالیها در سالهای 2000، 2008، 2012، 2014، 2016 و 2017 در منطقه به وقوع پیوسته است. بر اساس شاخص خطر خشکسالی، نتایج نشان داد که پهنه شمالی منطقه و قسمتی میانی آن به گسترهای معادل 24 درصد در شاخص SPI، 22 درصد در شاخص VCI (شاخص شرایط پوشش گیاهی) و 28 درصد در شاخص VHI (شاخص سلامت پوشش گیاهی) و 20 درصد در شاخص TCI(شاخص دمای سطحی) از مساحت استان مازندران، مستعد خطر وقوع خشکسالی خیلی زیاد هستند. 35 درصد مساحت استان واقع در شمال استان، آسیبپذیری خشکسالی خیلی زیاد داشته است. هم چنین تقریباً در حدود 55 درصد در شاخص SPI، 44 درصد در شاخص VCI، 43 درصد در شاخص VHI و 48 درصد در شاخص TCI از کل سطح استان، دارای خسارت خشکسالی متوسط تا زیاد بوده است. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که خطرات و آسیبپذیری ناشی از خشکسالی هواشناسی، استان مازندران را به طور جدی تهدید میکند. نقشههای خطرپذیری خشکسالی هواشناسی میتواند به عنوان ابزار مناسب هشدار دهنده در برنامه اقدامات کاهش خطر برای همه سیاستگذاران، مدیران و ذینفعان منطقه مورد پژوهش باشد. این موضوع، در برنامهریزی فعالیتهای کشاورزی، استفاده بهینه از منابع آب، به ویژه در این استان که معیشت بهرهبرداران کشاورزی آن به زراعت دیم و آبی نیز وابسته است، اهمیت خاصی دارد.
بررسی و تحلیل همدید امواج گرما با بهره گیری از برخی مدل های GCM در دشت اردبیل
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 434-448
زهرا ایمان زاده اجیرلو، برومند صلاحی
چکیده زمینه و هدف: امواج گرمایی از جمله مهمترین بلایای آب و هوایی هستند که هر ساله پیامدهای زیستمحیطی مخربی را به همراه دارند. امواج گرمایی رویداد بسیار مهم اقلیمی هستند که احتمال دارد در آینده با فراوانی و شدت بیشتری به وقوع بپیوندند به همین دلیل بهمنظور مدیریت و کاهش اثرات امواج گرمایی در مقیاس منطقهای، تجزیه و تحلیل و پیشبینی تغییرات مربوط به موج گرمایی ضروری است هدف این مقاله شناسایی، طبقهبندی و تحلیل همدیدی امواج گرمایی و پیشبینی بلندمدت آن در دشت اردبیل میباشد.
روششناسی: ابتدا آمار بلندمدت 20 ساله 1995 تا 2014 امواج گرمایی ایستگاه همدید اردبیل تهیه و نقشههای همدید موجهای گرمایی با استفاده از نرمافزار گردس استخراج و تحلیل گردید. با استفاده از مدل LARS-WG امواج گرمایی احتمالی در 38 سال آینده (2015-2050) پیشبینی گردید. برای ارزیابی عملکرد مدل، دادههای مشاهداتی و شبیهسازی شده در دوره پایه (1995- 2014) مورد مقایسه قرارگرفتند.
نتایج و یافتهها: بررسیها تعداد 25 موج گرمایی در طی دورهی 20 ساله را مشخص نمود. نتایج همچنین نشان داد که زمان معمول آغاز موج گرما در اوایل مردادماه است. نشان ثابت کرد که الگوهای غالب در زمان وقوع امواج گرمایی شامل پرفشار جنبحارهای به همراهی پشتهی موج بادهای غربی و کمفشار حاکم بر سطح زمین و زبانههای فروبار پاکستان و عربستان بر روی منطقه مورد مطالعه است. همچنین نتایج نشان داد که میانگین دمای حداکثر سالانهی اردبیل در طول دورهی آماری 2015 تا 2050 حدود 68/13 درجهی سانتیگراد خواهد شد. بر اساس مدل HadCM3 تحت سناریوی A1B دما در حدود 46/16، بر اساس مدل IPCM4 تحت سناریوی B1 دما در حدود 54/16 و بر اساس HADGEM تحت سناریوی A2 نیز با 01/0 اختلاف عدد 55/16 درجهی سانتیگراد را نشان میدهد. خروجی مدلهای مذکور نشان داد که دمای دشت اردبیل تا سال 2050 بهطور متوسط حدود 3 درجهی سانتیگراد بیشتر خواهد شد.
6.توانسنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق حفاظتشده شهرستان مشکینشهر با استفاده از مدلهای کمّی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 78-85
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم شکلی از گردشگری میباشد که موجب رشد و پایداری جغرافیایی منطقه، محیط زیست، فرهنگ، میراث تاریخی و زیبایی شناختی آن و همچنین بهبود زندگی ساکنین آن منطقه میشود. ژئوتوریسم حرکت نوینی به سمت توسعه روستائی است، هدف از این پژوهش، ا توانسنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق حفاظت شده شهرستان مشکین شهر با استفاده از مدلهای کمی میباشد.
روششناسی: روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر مدل سرانو-گونزالز-تروبا و کوبالیکوا است. مدل سرانو-گونزالز-تروبا برای ارزیابی ژئوسایتهای واقع در نواحی حفاظتی مناسب میباشد. ارزیابی ژئوسایتها در این روش بر مبنای سه معیار اصلی صورت میگیرد که به ارزیابی ارزشهای علمی و مدیریتی کمک میکند و روش مناسبی برای منطقه مورد مطالعه به شمار میآید..
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از ارزیابی مدل سرانو-گونزالز-تروبا نشان داد که منطقه حفاظت شده شیروان درهسی با کسب حداکثر امتیارات از نظر تنوع اشکال ژئومورفولوژیکی و زمینشناسی در رتبه اول قرار دراد. همچنین با کسب بیشترین امتیاز از نظر دسترسی و تنوع چشم انداز نسبت به سایر مناطق مورد مطالعه از پتانسیل بالایی جهت مطالعات میدانی و جذب گردشگر برخوردار است. با توجه به نتایج حاصله در رده دوم منطقه گندمین با کسب امتیار 5/8 دارای مناطق حفاظت شده مناسبی برای تحقیقات میدانی و جذب توریسم دارد. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی معیارهای مدل میتوان نتیجهگیری کرد که منطقه حفاظت شده شیروان درهسی در مشکینشهر با کسب بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارد. در نهایت، پیشنهاد میگردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق حفاظت شده، از زیرمعیارهای تاثیرگذار انسانی نیز استفاده گردد.
12.ارزیابی پتانسیل سیلخیزی در زیرحوضههای آبخیز کوزهتوپراقی با استفاده از مدل توسعهیافته سیلاب ناگهانی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 154-167
عقیل مددی، امیرحسام پاسبان، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر، با افزایش فراوانی و شدت سیلابهای ناگهانی، پهنهبندی خطر وقوع این پدیده به امری ضروری تبدیل شده است. مدل توسعه یافته سیلاب ناگهانی (MFFPI) یکی از روشهای نوین و مؤثر برای ارزیابی و پهنهبندی خطر سیلاب ناگهانی در حوضههای آبخیز است. هدف از این پژوهش ارزیابی پتانسیل سیلخیزی در زیرحوضههای آبخیز کوزهتوپراقی با استفاده از مدل توسعهیافته سیلاب ناگهانی میباشد.
روششناسی: در همین راستا ابتدا لایههای اطلاعاتی شامل شیب، تجمع جریان، کاربری اراضی، نفوذپذیری سنگ، انحنا دامنه و بافت خاک در محیط GIS و با استفاده از نقشههای پایه استخراج و در گام بعد با استفاده از ابزار Raster Calculator همه این پارامترها وزندهی و نقشههای وزنی تولید شدند. سپس با همپوشانی این لایهها، نقشه پتانسیل سیلاب ناگهانی برای حوضه آبخیز کوزهتوپراقی در پنج دسته خطر خیلی کم (55 کیلومترمربع)، کم (10/126 کیلومترمربع)، متوسط (15/266 کیلومترمربع)، زیاد (50/219 کیلومترمربع)، و خیلی زیاد (03/138 کیلومترمربع) تقسیمبندی و استخراج گردید.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان میدهد که بخشهای شمالی و مرکزی حوضه عمدتاً در محدوده خطر کم تا متوسط قرار دارند، در حالی که نواحی جنوبی و غربی بیشترین میزان خطر سیلاب را تجربه میکنند. الگوی توزیع این پهنهها میتواند متأثر از پارامترهای ژئومورفولوژیکی نظیر شیب، ارتفاع، و تراکم زهکشی، همچنین ویژگیهای هیدرولوژیکی و کاربری اراضی باشد. بهویژه، مناطق با شیبهای تند، نفوذپذیری کم و کاربریهای حساس به رواناب، مستعد وقوع سیلابهای ناگهانی هستند. از سوی دیگر، مناطق با شیب کم که عمدتاً در نواحی میانی قرار دارند، به دلیل انباشت رواناب ورودی از نواحی بالادست، میتوانند به نقاط بحرانی در توسعه سیلاب تبدیل شوند. همچنین نتایج نشان داد که زیرحوضههای 2 و 3 با مساحت 02/0 و 15/0 کیلومترمربع و در مقابل زیرحوضههای 14 و 17 با مساحت 27/29 و 98/14 کیلومترمربع بهترتیب در پهنههای خطر وقوع سیلاب خیلی کم و خیلی زیاد قرار دارند.
نتیجهگیری: در نتیجه، مدیریت سیلاب در این حوضه نیازمند اتخاذ راهکارهای متناسب با شرایط توپوگرافی است. در نواحی شیبدار، اجرای عملیات آبخیزداری مانند احداث بندهای رسوبگیر و توسعه پوشش گیاهی میتواند به کاهش سرعت رواناب و افزایش نفوذپذیری کمک کند. همچنین، در مناطق کمشیب، ایجاد مخازن کنترل سیلاب و زهکشی مناسب میتواند نقش مؤثری در کاهش خطرات سیلاب ایفا کند.
17.تجزیه و تحلیل و توانسنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سرعین براساس مدل M GAM
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 233-252
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل و توانسنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سرعین براساس مدل M GAM میباشد. شهرستان سرعین در شمال غرب ایران و در محدوده جغرافیایی 47 درجه و 48 دقیقه تا 48 درجه و 11 دقیقه طول شرقی و 38 درجه و 3 دقیقه تا 38 درجه و 15 دقیقه عرض شمالی قرار دارد.
روششناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش پژوهش آن توصیفی پیمایشی است که با استفاده از تکمیل پرسشنامه انجام شده است. در این پژوهش هشت ژئوسایت شهرستان سرعین (پل معلق ورگهسران، ویلادره، پیست اسکیآلوارس، گلدشت کلخوران، غارکنزق، دره علیدرویش، دره ساریدره، امامزاده آتشگاه) با استفاده از ارائه ۲۰ پرسشنامه به گردشگران حاضر در مناطق مورد مطالعه و همچنین ارائه ۲۰ پرسشنامه کتبی به کارشناسان و متخصصان به این ژئوسایتها و جمعآوری دادههای آن مورد ارزیابی قرار داده شد. در این پژوهش ابتدا برخی از لندفرم های ژئومورفولوژیکی با استفاده از مطالعات کتابخانهای، عکس های هوایی، تصاویر ماهوارهای، پیمایشهای میدانی و مصاحبه، شناسایی و محدوده آنها تعیین گردید. سپس با بهره گیری از مدل M-GAM،پتانسیلهای گردشگری لندفرم ها مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج و یافتهها : نتایج حاصله از ارزیابی مدل M-GAMنشان داد که بر اساس ارزیابی نظر کارشناسان و بازدیدکنندگان منطقه ژئوتوریستی پل معلق ورگهسران بالاترین ارزش اصلی را به خود اختصاص داده است. از نظر ارزشهای مکمل نیز بالاترین امتیاز برای امامزاده آتشگاه با امتیاز 91/11 بوده است و در مجموع امتیازات، بیشترین امتیاز در درجه اول برای امامزاده آتشگاه و کمترین مجموع امتیاز مربوط به ویلادره است. همچنین ماتریس M-GAMبا استفاده از ارزش اصلی و مکمل حاصل از تجزیه و تحلیل نشان میدهد که ژئوسایتهای گلدشت کلخوران، امامزاده آتشگاه، دره ساریدره و پل معلق ورگهسران از نظر ارزشهای اصلی در فیلدZ23 قرار گرفته اند و از نظر ارزشهای مکمل دارای پتانسیل سطح بالا برای ژئوتوریسم هستند. ژئوسایتهای دره علیدرویش، غارکنزق و پیست آلوارس نیز از نظر ارزش اصلی و مکمل دارای ارزش متوسطی برای ژئوتوریسم هستند (ارزش اصلی و مکمل Z22) و در نهایت ویلادره از نظر ارزش اصلی در سطح متوسط و از نظر ارزش مکمل در سطح پایینی برای توسعه ژئوتوریسم قرار گرفته است. بنابراین نتیجهگیری میگردد که فضای زیادی برای بهبود ژئوتوریسم در این مکانها وجود دارد و سرمایهگذاری برای بهبود زیرساخت این ژئوسایتها و ارتقای برنامهریزی و فعالیتهای تبلیغاتی، این مناطق میتوانند گردشگران و مسافران زیادی را جذب کنند که باعث ایجاد مشاغل و افزایش درامد مردمان محلی میشود. در نهایت پیشنهاد میگردد برای تجزیه و تحلیل و توانسنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سرعین بر اساس هوش مصنوعی و مدلهای بروز ژئوتوریستی هم مورد بررسی قرار گیرد.
