تأثیر اقلیم و مؤلفههای جغرافیایی بر بافت تاریخی و ساختار معماری خانههای سنتی شهر اردبیل
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
سید مهدی حسینی نیا، حبیب شهبازی شیران، ناهید پوراسمعیل، سارا جهانی
چکیده زمینه و هدف: عناصر معماری بومی هر منطقه بیش از هر عامل دیگری تحت تأثیر عوامل محیطی و اقلیمی شکل میگیرد و بهعنوان یک عامل تعیینکننده منجر به پیدایش سبکهای مختلف معماری در مناطق مختلف کشور شده است؛ تا جایی که تأثیر آن در کل بافت شهری و حتی در تکتک ساختمانها و عناصر معماری داخلی فضاها، قابلمشاهده است. پژوهش پیشرو، تأثیر اقلیم و مؤلفههای جغرافیایی بر بافت تاریخی و ساختار معماری خانههای سنتی شهر اردبیل را موردمطالعه قرار میدهد.
روششناسی: این پژوهش بهصورت تحلیلی– توصیفی و بر اساس پیمایش نگارندگان در بافت تاریخی شهر اردبیل و بر اساس مطالعات کتابخانهای و بررسیهای میدانی صورت گرفته است.
سؤالات پژوهش: سؤالات پژوهش بدین گونه طرح میگردد که 1) اقلیم چه تأثیری بر مکان گزینی و چیدمان خانههای سنتی و فضای شهری اردبیل داشته است؟ نقشه، کالبد و اجزاء معماری خانههای تاریخی در شهر اردبیل از چه عوامل اقلیمی و جغرافیایی تأثیر پذیرفتهاند؟
نتایج: نتایج پژوهش نشان میدهد که معماران در طراحی فضای شهری و همچنین چیدمان بناها، به عواملی مثل جهت زاویه تابش خورشید، رطوبت، دما و جهتهای باد به ایجاد بناها و فضاها پرداختهاند. همچنین شکل کلی حیاط خانهها، فضاهای داخلی و بیرونی، بازشوها و مصالح به کار گرفتهشده، همساز با زیستبوم منطقه موردمطالعه است.
ارائه مدلی برای ارزیابی انعطافپذیری معماری در واحدهای کار اشتراکی (ازطریق مرور تعاریف پیشین)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 453-473
جواد گودینی
چکیده زمینه و هدف : این نوشتار مؤید آن بوده که واحدهای کار اشتراکی بهمثابه یکی از فضاهای نوظهور نیازمند انعطافپذیری هستند. بااینوجود مدلهای ارائهشده برای ارزیابی انعطافپذیری در طرح معماری با دو مسأله مواجه هستند. مسأله اول اینکه چنین مدلهایی برای کاربریهای دیگری همچون مسکن و غیره ارائه شدهاند و مسأله بعدی اینکه تلاش چندانی برای اصلاح و بهبود مدلهای موجود صورت نگرفته است. این نوشتار بدنبال ارائه مدلی برای ارزیابی انعطافپذیری در معماری واحدهای کار اشتراکی است.
روششناسی: این پژوهش که ماهیتی توصیفی-تحلیلی دارد، با اتخاذ رویکردی استقرایی، درصدد بوده ازطریق مرور و تحلیل منابع نوشتاری موجود درخصوص انعطافپذیری، به استخراج مؤلفههایی برای واحدهای کار اشتراکی منعطف نائل آید. این منابع از حوزههای مختلف فارسی و انگلیسی در رشتههای گوناگون (از دو پایگاه گوگل اسکالر و مگیران) جمعآوری گردیده و برای تحلیل آنها از مقایسه و استدلالهای عقلی استفاده شده است.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان داد که این پژوهش نشان داده که انعطافپذیری در طرح معماری واحدهای کار اشتراکی میتواند در سه سطح ارزیابی گردد: انعطافپذیری عام (ازطریقِ مولفههای دهگانه قابلیت دگرگونی، سهولت دگرگونی، زایل نشدن، درنظرگرفتن عدم قطعیت، وجود گزینههای متعدد، هماهنگی با الزامات جدید، عدم نیاز به تغییرات دائمی، برگشتپذیری، نیاز به نیرویی برای تغییر و راه حل محوربودن آن)؛ انعطاف-پذیری معماری عام (ازطریقِ ابعاد سه گانه درونی/بیرونی؛ خرد/کلان؛ کالبدی/فضایی) و انعطافپذیری معماری مرتبط با کار اشتراکی (در مقیاسهای دوگانه سازمانی و زمانی).
15.شناسایی مولفه های سرزندگی در پیاده راههای فضاهای شهری (مورد پژوهی: پیاده راه فردوسی شهر سنندج)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 230-247
یاسمین دوزدوزانی، علی امرائی، بهنام شیرویه زاد
چکیده زمینه و هدف: فضاهای عمومی مهمترین بخش از ساختار شهرها هستند و نقش مهمی در سلامت و کیفیت زندگی شهروندان دارند. در این میان، پیادهراههای شهری از مهمترین عرصههای عمومی یک شهر شناخته میشوند و تأثیر بسزایی در بهبود شاخصهای سرزندگی شهری، میان شهروندان در یک فضا و حتی در کل شهر دارند. سرزندگی و پویایی عنصری مهم در ارزیابی کیفی فضاهای عمومی است. سرزندگی خود بازتاب فعالیتهایی است که در فضا صورت میپذیرد و پیاده مدار ساختن شهرها طریقی است بر تسهیل و ترغیب فعالیتهایی که میتوانند به ارتقاء سرزندگی در شهرها کمک کنند. در این راستا هدف پژوهش حاصر پاسخگویی به سؤالات زیر اساس کار هست. 1- عوامل مؤثر در سرزندگی پیادهراه فردوسی کدام است؟ 2- ترتیب اولویت شهروندان از عوامل سرزندگی این پیاده راه چگونه است؟ 3- وضعیت سرزندگی این پیادهراه فردوسی از نظر شهروندان چگونه است؟
روش بررسی: پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر سرزندگی پیادهراه فردوسی در شهر سنندج انجام شد. این پژوهش توصیفی – تحلیلی است. متغیرهای سرزندگی پیادهراه شناسایی و از بررسی متون، مطالعات مرتبط در قالب پرسشنامه بهصورت مقیاس لیکرت (پنج گزینهای) طراحی و توسط 100 نفر از کاربران پیادهراه فردوسی شهر سنندج تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار Spss تحلیل گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل ساکنین شهر سنندج بوده که در بازه زمانی شهریورماه لغایت مهرماه سال 1403 در پیادهراه فردوسی رفت و آمد داشتهاند. بهعلت متمرکز نبودن جامعه آماری مذکور در یک مکان مشخص از نمونه گیری در دسترس استفاده و حجم نمونه تعداد 100 نفر از عابرین مذکور بوده که انتخاب شد.
یافتهها: مؤلفههای مؤثر فضای سرزندگی پیاده راهها در قالب 12 مؤلفه معرفی شدند که بارهای عاملی و ضریب آلفای کرونباخ عوامل سرزندگی پیادهراه فردوسی بیشترین بار عاملی برابر با 81/0 مربوط به مولفه برگزاری مراسمات اجتماعی طی سال و کمترین بار عاملی برابر با 59/0 مربوط به مولفه فعالیت های شبانگاهی میباشد.
بحث و نتیجهگیری: 12 مؤلفه در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند که باید بهطور قابلتوجهی در طراحی بهینه پیاده راهها در اولویت قرار گیرند تا منجر به افزایش سرزندگی شوند. در بررسی های انجام شده، عوامل مؤثر در سرزندگی پیادهراه فردوسی بهترتیب عامل «دسترسی- مکانی» با ضریب همبستگی 94/0 ، «عملکردی- محیطی» با ضریب همبستگی 92/ 0، «اجتماعی- فرهنگی» با ضریب همبستگی 88/ 0 بیشترین تأثیر را در سرزندگی پیادهراه دارند. در بررسی میزان رضایت شهروندان از عوامل سرزندگی پیادهراه بیشترین میزان رضایت از عامل «دسترسی- مکانی» با میانگین 85/3 بوده و کمترین میزان رضایت از عامل «اجتماعی- فرهنگی» با میانگین 61/3 میباشد. میانگین رضایت از سرزندگی پیادهراه فردوسی برابر با 70/3 میباشد که در حد متوسط میباشد.
16.ارزیابی عوامل رضایتمندی در پارک های شهری بانوان، نمونه مورد پژوهی: (بوستان بانوان پردیس و بوستان بانوان شاهد کرمانشاه)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 248-266
سحر طوفان، نسترن محمدپور، بهنام شیرویه زاد
چکیده زمینه و هدف: پارکها و فضاهای سبز عمومی به عنوان بخشی از بافت اکولوژیک شهرها هستند تا جایی که حیات زیست محیطی و پایداری شهرها به آنها وابسته است. این پژوهش ارزیابی میزان رضایتمندی بانوان از پارکهای بانوان میباشد. برای این مهم، بوستان بانوان پردیس و بوستان بانوان شاهد در شهر کرمانشاه انتخاب شد. طراحی هر چه بهتر فضای سبز در پارک بانوان منجر به حضور، ارتقا تعاملات اجتماعی، کاهش افسردگی و در نهایت رضایت آنان از این فضا میشود. هدف پژوهش حاضر ارزیابی میزان رضایتمندی شهروندان از کیفیت پارکهای شهری در شهر کرمانشاه میباشد.
روش بررسی: مولفههای مؤثر در رضایت آنان شناسایی و از بررسی متون، مطالعات مرتبط و نظرات متخصصین در قالب پرسشنامه محقق ساخته و با تایید متخصصین مربوطه بهصورت قالب مقیاس لیکرت (پنج گزینهای) طراحی و توسط 400 نفر از بانوان بوستان بانوان پردیس و بوستان بانوان شاهد کرمانشاه تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار Spssتحلیل گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی بانوان مراجعه کننده به پارک پردیس و شاهد در بازه زمانی خرداد ماه لغایت دی ماه سال 1403 میباشد.
یافتهها: مؤلفههای مؤثر فضای سبز پارک های شهری بانوان در قالب 23 مؤلفه معرفی شدند که میانگین میزان رضایت بانوان بوستان بانوان پردیس برابر با 43/3 و بوستان بانوان شاهد برابر با 07/3 یعنی میزان رضایت بانوان از بوستان بانوان پردیس بیشتر از بوستان بانوان شاهد میباشد. از توزیع فراوانی علائق افراد مورد مطالعه، نشان داد که 0/30 درصد بانوان به فضای سبز و 5/24 درصد بانوان به ورزش علاقهمند بودند.
بحث و نتیجهگیری: 23 مؤلفه در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند که باید بهطور قابلتوجهی در طراحی بهینه فضای سبز پارک های شهری در اولویت قرار گیرند تا منجر به افزایش رضایت آنان شوند.
بازطراحی بوستان میثاق کلانشهر اهواز با رویکرد ارتقاء رضایتمندی شهروندان و مدل یکپارچه SWOT
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 36-49
علی اقتداری، سینا عطار روشن، بهناز بابایی مراد
چکیده زمینه و هدف: پارکهای شهری به عنوان یکی از فضاهای عمومی به دلیل داشتن کارکردهای گوناگون اجتماعی، اقتصادی و اکولوژیکی، جزء مهمترین بخشهای محیطهای شهری به حساب میآیند. این پژوهش سعی دارد معیارهای مؤثر بر طراحی پارکهای شهری با رویکرد رضایتمندی شهروندان را شناسایی و سپس برای بوستان میثاق اولویتبندی نماید.
روش بررسی: به منظور انجام این مطالعه تعداد 364 پرسشنامه در جهت بهبود نتایج در فصل بهار و تابستان سال 1397، در میان جامعه هدف (مراجعه کنندگان) به صورت تصادفی توزیع شد. در این بررسی سوالات پرسشنامه در چهار بخش تنظیم شد به ترتیبی که در بخش اول در ارتباط با اطلاعات شخصی، وضعیت اجتماعی، اقتصادی و گرایش محیطزیستی، در بخش دوم شاخصهای عملکردی، بخش سوم شاخصهای اجتماعی و در بخش چهارم شاخصهای کیفیت بصری مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ها و نتیجه گیری: نتیجه آزمون ناپارمتری کارسکال والیس نشان داد که اختلاف بین پاسخهای 364 پرسشنامه در خصوص 16 متغیر مورد بررسی در این مطالعه در سطح 01/0 معنیدار است و نتایج مقایسه میانگین متغیرهای مورد بررسی نشان داد که متغیرهای ایمنی زمین بازی، پوشش گیاهی، تعداد فضاهای ورزشی، جذابیت روشنایی، فضاهای تفریحی، کیفیت بصری، کیفیت روشنایی و کیفیت فضاهای ورزشی بر اساس نظر پاسخ دهندگان از وضعیت مطلوبی برخوردار نمیباشند اما متغیرهای احساس امنیت، دسترسی به خیابان اصلی، دسترسی شهری، دسترسی به مکان های پارک و کفسازی پارک بر اساس نظر پاسخ دهندگان وضعیت مطلوبی دارند. نتایج حاصل از این مطالعه میتواند در طراحی پارکهای شهری با هدف ارتقاء رضایتمندی شهروندان بسیار موثر باشد.
ارزیابی تاثیر تنوع پوشش گیاهی در بام سبز گسترده بر مصرف انرژی ساختمان (نمونه موردی: ساختمانهای مسکونی شهر تبریز)
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 100-118
زینب فقیهی نیا، احمد حامی، پریا سعادت جو
چکیده زمینه و هدف: با توجه به تغییرات آبوهوایی و افزایش روزافزون مصرف انرژی در جهان، نیاز به تغییر رویکردها در مورد مصرف انرژی و افزایش بهرهوری از آن روز به روز بیشتر احساس میشود. یکی از راهحلهای مطرح شده در سالهای اخیر، استفاده از بامهای سبز میباشد که به واسطهی کاهش انتقال حرارت، سایهاندازی و کنترل آلایندهها، اثرات مثبتی بر مصرف انرژی در ساختمان دارند. عملکرد بامهای سبز تحت تاثیر عوامل و فاکتورهای مختلفی قرار دارد که یکی از آنها نوع پوشش گیاهی است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر انواع پوششهای گیاهی به کاررفته در بام سبز بر میزان مصرف انرژی ساختمان در اقلیم سرد میباشد.
روش بررسی: این پژوهش بهعنوان یک مطالعهی توصیفی-تحلیلی میباشد، که، پس از انتخاب یک ساختمان مسکونی یک طبقه در شهر تبریز سه نوع پوشش گیاهی وینکا، فرانکنیا و سدوم انتخاب و در ساختار بامسبز مدل انتخابی اعمال گردید. شبیهسازیهای انرژی و ارزیابی رفتار حرارتی این ساختمان با استفاده از نرمافزار دیزاین بیلدر (ورژن 7) انجام گرفت.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که استفاده از پوششهای گیاهی وینکا، فرانکنیا و سدوم در بامسبز ساختمان، به ترتیب مصرف انرژی را به میزان 4.2، 3.9 و 3.8درصد نسبت به ساختمان با بام بدون پوشش گیاهی کاهش میدهد. در مقالات مورد بررسی نیز تاثیر مثبت بام سبز در بهینه سازی انرژی ساختمان ثابت شده است. بهنظر می رسد بهرهگیری از بام سبز بطور اخص کاشت وینکا نسبت به سایر گونه های شبیه سازی شده در یک بام سز گسترده، بهعنوان یک راهحل مناسب برای کاهش مصرف انرژی ساختمانها باشد. بام سبز در اقلیم شهر تبریز راه حلی عملی و پایدار برای مصرف انرژی در آب و هوای سرد و خشک است و می توان از مزایای بسیار آن در اقلیم این شهر بهره برد.
ارزیابی عوامل موثر بر رضایتمندی گردشگران غیربومی در تفرجگاه عون بن علی شهر تبریز
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 256-268
احمد حامی، لطیفه قریشی، سعداله علیزاده اجیرلو، زانیار صمدی تودار
چکیده زمینه و هدف: ایجاد جامعهای سالم برای تداوم توسعۀ نیاز به ایجاد، توسعه و نگهداری تفرجگاهها و مناطق توریستی جهت جوابگوئی به تقاضای روزافزون انسانها دارد. تفرجگاه عون بن علی تبریز یکی از مناطق گردشگری مهم شهر تبریز میباشد. هدف این تحقیق شناخت و ارزیابی عوامل موثر بر رضایت گردشگران غیر بومی از این تفرجگاه میباشد.
روش بررسی: جمعیت آماری پژوهش را گردشگران غیربومی که از تفرجگاه عون بن علی بازدید نمودهاند، تشکیل و حجم نمونه غیرتصادفی با استفاده از فرمول کوکران 380 نفر محاسبه شد و در نهایت دادههای جمعآوری شده با استفاده از SPSS 25 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها و نتیجهگیری: بر اساس تحلیل عاملی متغیرهای مستقل به 4 فاکتور (نظارت اجتماعی، امنیت تفرجگاه، خوانایی مسیر، کیفیت دسترسیها) و متغیر وابسته به 3 فاکتور (امکانات پیکنیک، کیفیت مبلمان و امکانات ورزشی تفرجگاه) دستهبندی شدند. هم چنین نتیجه تحلیل رگرسیونی نشان داد که فاکتورهای امنیت تفرجگاه و کیفیت دسترسیها بطور معنی داری قادر به پیشبینی 40 درصد از میزان رضایتمندی گردشگران از تفرجگاه بودند که در این میان کیفیت دسترسیها بیشترین تأثیر (0.50) را در میزان رضایتمندی داشت. نتایج حاصل از آنالیز وضعیت سنی گردشگران در تفرجگاه عون بن علی نشان داد که اکثر گردشگران پاسخدهنده جوان هستند. بنابراین، باید برنامهریزیها بیشتر در راستای برآوردن نیازهای گردشگری این گروه سنی و سلایق این افراد به همراه توان و پتانسیل محیطی منطقۀ گردشگری باشد چرا که در هر دوره سنی، خصوصیات فردی و اجتماعی شخص، نیازهای فراغتی خاصی را بیان میدارد بطوری که بین نیازهای فراغتی جوانان و کهنسالان تفاوتهای آشکاری وجود دارد. شناخت عوامل مؤثر بر رضایتمندی گردشگران غیربومی به طراحان و مدیران تفرجگاه اطلاعات مفیدی جهت برنامهریزی مکانهای تفرجی جدید ارائه میدهد.
1.طراحی پایدار محوطههای سبز بیمارستانهای شهر تبریز از دیدگاه متخصصان معماری و منظر
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-13
احمد حامی، رقیه قاسم زاده خطیب، فرزین امامی، زانیار صمدی تودار
چکیده زمینه و هدف: مکانیابی و مبلمان مناسب فضای باز مراکز درمانی جهت دستیابی به فضای مطلوب برای بیماران حائز اهمیت است. عدم توجه به طراحی مناسب این فضاها سبب کاهش کیفیت محیط و کیفیت درمان خواهد شد. در این راستا شناخت عوامل مهم در برنامهریزی و مکانیابی مبلمان فضای سبز بیمارستانی ضروری به نظر میرسد.
روش بررسی: بهاین منظور مصاحبۀ نیمهساختاری در مورد مکانیابی مبلمان فضای باز بیمارستانی و همچنین تاثیر آن بر روی بیماران از لحاظ بازیابی روحی و تعاملات اجتماعی در بین 9 نفر از متخصصان معماری، معماری منظر و طراحی شهری در دانشگاه تبریز انجام گرید. نتایج حاصله نشان میدهد که در مکانیابی مبلمان محوطۀ باز بیمارستانی نیاز سه گروه بیمار، کادر و مراجعهکنندگان بایستی مد نظر قرار گیرد.
یافته ها و نتیجه گیری: بیماران نیاز به محیطی تمیز و بهداشتی با دسترسی بسیار آسان و امنیت بالا دارند. با ارائۀ عناصری نظیر آبنما، گلکاری و تامین حریم شخصی برای بیماران میتوان امکان آسایش و بازیابی روحی آنان را تسهیل نمود. با مکانیابی صحیح مبلمان منظر بیمارستانی از قبیل تراسهای سر پوشیده و طراحی یکپارچه میتوان اوقات فراغت مراجعهکنندگان در فضای باز بیمارستان پر کرد. مکانیابی فضای خلوت و آرام برای استراحت کادر بیمارستان از اولویت های طراحی پایدار مطرح گردید. بهعلاوه، طراحی فضاهای اجتماعی برای افزایش سطح آگاهی افراد ضروری است. عناصری نظیر پله، کف پوش لغزنده و ناهموار و گیاهان آلرژیزا، خاردار و تولیدکنندۀ مواد سمی برای توسعۀ فضای بیمارستان مناسب تشخیص داده نشد. نگهداری مطلوب و مراقبت از گیاهان فضایسبز برای پایداری منظر امری ضروری بوده که بر آسایش روحی و رضایتمندی استفادهکنندگان تاثیرگذار میباشد.
5.ساماندهی و برنامه ریزی فضاهای سبز دانشگاهی با رویکرد جذابیت مکان (مطالعه موردی: دانشگاه تبریز)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 66-78
احمد حامی، مهسا تراشکار، فرزین امامی، زانیار صمدی تودار
چکیده زمینه و هدف: دانشگاهها بهعنوان مراکز آموزشی نقش مهمی در توسعه جامعه و ترویج مفاهیم پایداری دارند. فضای سبز و محیط منظر دانشگاهها، از جمله دانشگاه تبریز، با وجود وسعت، کمتر مورد استقبال دانشجویان قرار گرفته است. این تحقیق با هدف بهبود طراحی فضاهای باز دانشگاهی، مولفههای کیفی این فضاها را شناسایی کرده است. محیط منظر دانشگاهی از جمله فضاهای سبز نقش مهمی در برقراری ارتباط بین دانشجویان و همچنین امکان استراحت و مطالعه آنها ایفا میکنند.
روش بررسی: پژوهش از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با 10 متخصص (معمار، معمار منظر و طراح شهری) و با تمرکز بر نقش فضاهای سبز در کاهش استرس، ارتقای تعاملات اجتماعی، و افزایش جذابیت بصری انجام شده است. نتایج نشان میدهد که فضاهای باز دانشگاهی باید بهعنوان مکانهای اجتماعی برای تبادلات و تعاملات دانشجویان طراحی شوند. طراحی فضاهایی با چشمانداز باز، کیفیت بصری زیبا، محیط آرام و استفاده از عناصر بومی و گیاهان سازگار توصیه شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتابج نشان میدهد طراحی محوطههای باز دانشگاهی باید به عنوان یک مکان اجتماعی برای تبادلات اجتماعی دانشجویان در نظر گرفته شوند. ایجاد فضاهای در معرض دید عموم، افزایش نظارت اجتماعی، عدم استفاده از گونهها با ارتفاع تاج پایین و یا کاشت انبوه میتواند محیط را تحت تاثیر قرار دهد. این تغییرات میتواند علاوه بر افزایش تعاملات اجتماعی و بهبود فرهنگ دانشجویی، در بازیابی روحی و جسمی دانشجویان و افزایش آمادگی ذهنی آنها برای یادگیری تأثیر مثبتی داشته باشد. این یافتهها در برنامهریزی و مدیریت بهتر محوطههای دانشگاهی قابلاستفاده است.
11.دیدگاه دختران جوان نسبت به احساس تنهایی در پارکهای شهر سنندج در جهت ارتقاء کیفیت زندگی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 174-183
زانیار صمدی تودار، سیده سارینا شجره، سیما پناهی راد
چکیده زمینه و هدف: پارکهای شهری بهعنوان فضاهایی برای فرار از زندگی شهری، تقویت سلامت جسمی و روانی و ایجاد تعاملات اجتماعی اهمیت دارند. جوانان، بهویژه دختران 15 تا 24 ساله، از گروههای آسیبپذیر جامعه هستند که حضور کمتری در پارکها دارند. پارکهای شهری با تقویت سلامت روانی و کاهش تنهایی، برای جوانان، بهویژه دختران 15 تا 24 ساله، اهمیت دارند.
روش بررسی: این مطالعه در شهر سنندج انجام گرفته و تعداد 513 پرسشنامه توسط دختران جوان حاضر در پارک آبیدر، آشتی، روجیار و کوچکه رش سنندج توزیع و تکمیل گردید. پرسشنامه از 3 متغیر مستقل (فعالیتها، اجتماع پذیری و آسایش و رفاه) ساماندهی شده بود و دادههای جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS مورد آنالیز و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها و نتیجهگیری: بررسی نتایج حاصل از همبستگی اسپیرمن در نرمافزار SPSS نشان داد که فعالیت در پارک، با ضریب همبستگی 800/0، بیشترین تأثیر را بر کاهش احساس تنهایی دختران جوان داشته است. پس از آن، اجتماعپذیری پارک با ضریب همبستگی 707/0 و آسایش و رفاه پارک با ضریب همبستگی 682/0 به ترتیب در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتهاند. نتایج این مطالعه نشان میدهد که ایجاد فرصتهای مناسب برای فعالیت و تعاملات اجتماعی در پارکها، به همراه تأمین آسایش و رفاه، میتواند نقش مهمی در کاهش احساس تنهایی دختران جوان ایفا کند. توجه به ترجیحات آنان میتواند پارکها را به فضاهایی تبدیل کند که نقش مؤثری در بهبود کیفیت زندگی و کاهش احساس تنهایی دختران جوان در جوامع امروزی ایفا کنند.
تدوین چارچوب مفهومی اصول طراحی شهری مرتبط با کاهش بیماری دمانس در سالمندان
دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 19-33
حانیه سیوانی امیرخیز، پانتهآ حکیمیان
چکیده زمینه و هدف: امروزه با تغییرات جمعیتی، افزایش تعداد سالمندان و به دنبال آن، شیوع بیماری دمانس یا دمانس، ایجاد محیطهای شهری که نیازهای این افراد را برآورده کند، ضرورت دارد. این امر نیاز به تبیین یک چارچوب مفهومی جامع از اصول طراحی شهری را که به طور خاص برای رسیدگی به چالشهای پیچیدهای که افراد مبتلا به دمانس با آن مواجه هستند، نشان میدهد. شواهد و مطالعات حاکی از آن است که طراحی شهری بر کاهش علائم بیماری مبتلایان به دمانس ساکنان شهرها تأثیر دارد. از این رو، هدف این پژوهش، بررسی ارتباط بین طراحی محیط شهری و بیماری دمانس و تدوین چارچوب مفهومی معطوف به اصول طراحی شهری جهت جلوگیری از تشدید علائم بیماری افراد مبتلا به دمانس از طریق طراحی شهری میباشد.
روش: پژوهش حاضر، مروری کمی و کیفی بر مطالعات موجود در زمینه " اصول طراحی شهری مرتبط با افراد مبتلا به بیماری دمانس" است. شیوه گردآوری اطلاعات در این پژوهش مطالعات کتابخانهای بوده و تحلیل دادهها از نوع تحلیل محتوا میباشد. از این رو، مقالات انتشار شده در زمینه اصول طراحی شهری افراد مبتلا به بیماری دمانس انجام شده است. در این راستا، دادههای این پژوهش از طریق مطالعه اسنادی متون معتبر حوزه طراحی شهری، روانشناسی محیطی، روانشناسی و روانپزشکی گردآوری شد. پایگاههای اطلاعاتی برای جستجو و استخراج مقالات pubmed ، web of science، scopus، sage، science direct و taylor & francis انتخاب شدند.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتههای تحقیق شامل مولفههای محیط ساخته شده و اصول طراحی شهری مرتبط با بیماری دمانس میباشد که در ابعاد مختلف کالبدی، اجتماعی، زیستمحیطی و... مطرح شده است. در انتها کیفیتهای اشاره شده در مطالعات با فراوانی آنها، محاسبه و جدول و نمودار مربوطه رسم گردید. همچنین به منظور شناسایی مولفههای طراحی شهری جهت پاسخگویی به نیازهای محیطی افراد مبتلا به دمانس، چارچوب پیشنهادی پژوهش ارائه گردید. این چارچوب مفهومی به عنوان یک منبع راهنما برای برنامهریزان شهری، معماران و سیاستگذارانی است که به دنبال ایجاد شهرهای همهشمول دمانس هستند. بر اساس یافتهها میتوان نتیجه گرفت که طراحی شهری دارای اصول و مولفههای تاثیرگذار بر بهبود اختلال شناختی در افراد مبتلا به بیماری دمانس میباشد که از دستاوردهای اصلی این تحقیق است.
بررسی دیدگاههای بازشناسی مؤلفه های هویت ساز معماری با تأکید بر همگرایی اقوام و ادیان (نمونه موردی: محلات مرکزی منتهی به خیابان امام ارومیه)
دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 91-107
بلیس اوشانا شیرآباد، شبنم اکبری نامدار، نسیم نجفقلی پور کلانتری
چکیده زمینه و هدف: مولفههای هویتساز معماری نقش مهمی در تقویت هویت فرهنگی و مذهبی و همچنین ایجاد همگرایی و همبستگی بین اقوام و ادیان مختلف دارند. شهر ارومیه با تاریخچهای غنی و تنوع فرهنگی و مذهبی خود، نمونهای برجسته از این همگرایی است. بازشناسی و تقویت این مؤلفهها میتواند به حفظ و ترویج هویت فرهنگی و مذهبی و همچنین تقویت همبستگی اجتماعی کمک کند. پژوهش حاضردر تداوم مطالعاتی است که بمنظور بازشناسی مؤلفه های هویت ساز معماری با تأکید بر همگرایی اقوام و ادیان در محلات منتهی به خیابان امام (بافت قدیمی و تاریخی شهر ارومیه) میباشد. این پژوهش با هدف شناخت مؤلفه های هویت سازی است که بر معماری اثر گذارده و درصدد آن بوده که ویژگیهای مختص معماری آن منطقه را رقم بزند.
روش بررسی: نوع تحقیق حاضر از نظر هدف توسعهای و به لحاظ ماهیت کاربردی میباشد، چرا که به دنبال بازشناسی مؤلفههای هویتساز معماری با تأکید همگرایی اقوام و ادیان میباشد. روش تحقیق این رساله باتوجهبه ماهیت موضوع پژوهش، از لحاظ محتوا نوعی پژوهش کمی ـ کیفی به شمار میآید، اما اساس پژوهش متکی بر روش توصیفی ـ تحلیلی میباشد، بدین صورت که در بخش توصیفی ـ تحلیلی بهصورت پیمایشی به برداشتهای میدانی و گردآوری دادهها از طریق مشاهده، مصاحبه، عکاسی و... پرداخته میشود.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از بررسی محلات مرکزی منتهی به خیابان امام ارومیه نشان میدهد که مؤلفههای هویتساز معماری نقش بسزایی در تقویت و بازتاب هویت فرهنگی و مذهبی شهر دارند. تنوع معماری در این محلات، نمایانگر تعاملات فرهنگی و مذهبی گستردهای است که به همزیستی مسالمتآمیز اقوام و ادیان مختلف کمک کرده است. این مطالعه نشان میدهد که معماری میتواند بهعنوان یک ابزار قدرتمند برای تقویت همگرایی و همبستگی اجتماعی عمل کند، و توجه به این مؤلفهها میتواند به حفظ و ترویج هویت فرهنگی و مذهبی و همچنین تقویت همبستگی اجتماعی کمک کند.
بررسی تأثیر طراحی شهری بر رفتار شهروندان (نمونۀ موردی: خیابان مدرس کرمانشاه)
دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 61-75
نگین رضائی جبارآبادی
چکیده زمینه و هدف: شاخصهای فضاهای عمومی مطلوب، به ادراکات فردی و ارزشهای اجتماعی و فرهنگی نیز مربوط میشود که این نیازها موجب تأثیر رفتار افراد در محیطهای پیش روی خود بوده و یکی از عوامل مهّم معیارهای کیفی محیط است. هدف این پژوهش بررسی تأثیر طراحی شهری بر رفتار شهروندان (نمونه موردی: خیابان مدرس کرمانشاه) میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و با توّجه به ماهیّت مطالعه و فرضیه های مطرح شده، روش پژوهش توصیفی – تحلیلی (پیمایشی) و از نوع همبستگی میباشد. براساس فرمول کوکران، حجم نمونه شهروندان در خیابان مدرس 246 نفر در نظر گرفته شده است. همچنین روش نمونهگیری به صورت روش تصادفی ساده می باشد. جهت گردآوری اطلاعات و شناخت منطقه از دو روش کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه) استفاده شده است. در تجزیه و تحلیل دادهها از روش آماری و آزمونهای مختلف توکی، T تک نمونهای و همبستگی پیرسون استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بین متغیر الگوهای رفتاری و طراحی شهری در جهت رفتار استفادهکنندگان در نسبت با فضا ضریب همبستگی 052/0 با سطح معناداری 008/0 وجود دارد. بین متغیرهای کالبدی و اقتصادی ضریب همبستگی 135/0 با سطح معنیداری 009/0 وجود دارد.
بیشترین میزان تأثیرگذاری در مؤلفههای اجتماعی و پس از آن در مؤلفههای اقتصادی با فاصله نزدیک امتیازی دیده میشود و معیار کالبدی کمترین میزان تأثیرگذاری در عوامل تاثیر گذار فضاهای شهری بر الگوهای رفتاری در تصویر ذهنی شهروندان دارا میباشد.
بازآفرینی پایدار و خلاق شهری با تاکید بر فعالیت های اقتصادی سازگار
دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 76-101
آیناز ناهیدی آذر، مرتضی میرغلامی، احد نژادابراهیمی
چکیده زمینه و هدف: بازآفرینی شهری پایدار و خلاق با تأکید بر فعالیت های اقتصادی سازگار به عنوان مقاله ای سعی در پاسخگویی به سؤالات بازآفرینی دارد. با توجه به روند سریع شهرنشینی و اثرات آن بر بافت های تاریخی و فرسوده، توجه و مراقبت بیشتری در این بافت ها احساس می شود.
مواد و روش ها: در این تحقیق سعی شده است با جمعآوری نمونههای موردی به بررسی پروژههای بازآفرینی شهری پایدار و خلاق در کشورهای توسعهیافته و همچنین کشورهای تاریخی پرداخته شود و از مجموعه اطلاعات این پروژههای بازآفرینی برای ایجاد مدلی مناسب برای این موضوع استفاده شده است. . برای این منظور از جدول مقایسه ای توصیفی برای تکمیل اطلاعات و ایجاد راهکارهای خلاقانه استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: بافتهای تاریخی دارای بالاترین ظرفیتهای فرهنگی و اقتصادی هستند که برای بهرهبرداری از آنها در راستای توسعه منطقه و همچنین جلوگیری از زوال آن، باید از راهکارهای قابل اعتماد و پاسخگو استفاده کرد. تحقیق زیر نیز در جستجوی بررسی این راهکارها و امکان سنجی بازآفرینی خلاقانه مبتنی بر اقتصاد بومی در پروژه های شهرهای مختلف جهان به منظور پرکردن خلأ توسعه بافت های تاریخی به ویژه از منظر اقتصادی است. . نتایج این تحقیق حاکی از آن است که بهترین و جامع ترین روش برای بازآفرینی و طراحی بهتر و بهینه این بافت تاریخی، اقتصاد خلاق و راهکارهای آن است که شامل برندسازی، افزایش ارتباط بین گردشگری و صنایع، ایجاد ارزش های اقتصادی، سرمایه گذاری، ایجاد یا تغییر کاربری است، بنابراین استفاده از رویکرد مطلوب و توسعه خلاق اقتصادی در بازآفرینی بافت تاریخی، پویایی و توسعه اقتصادی و فرهنگی آن را در پی خواهد داشت
بررسی تطبیقی فعالیت های اقتصادی در بازآفرینی خلاق مراکز محله در بافت های تاریخی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 102-122
الهه مختاری، مرتضی میرغلامی، احد نژاد ابراهیمی
چکیده زمینه و هدف: در شهرهای پرقدمت و تاریخی ایران مانند شهر تبریز، بافت های تاریخی متعدی وجود دارند که با وجود اینکه توانسته اند ارزش های گذشته خود را حفظ کنند، اما به سبب ورود مدرنیته و سرعت بالای رشد و تغییرات، در معرض زوال می باشند. از آنجاییکه این بافت های تاریخی حافظ تاریخ و پیشینه و مانند میراثی به جا مانده برای ساکنین هستند، حفظ و جلوگیری از تخریب آنها وظیفه ی شهروندان، مسئولین، برنامه ریزان و طراحان شهری می باشد. می توان گفت در زمینه حفظ و نجات بافت و محلات تاریخی، بازآفرینی یکی از بهترین راه حل هایی می باشد که تا کنون طراحان و برنامه ریزان شهری به آن دست یافت اند و اگر امروزه راهکار های لازم جهت بازآفرینی و توسعه اقتصادی در جهت بهبود اقتصاد محلات تاریخی و احیای آنها ارائه نشود، در آینده ای نزدیک این محلات تبدیل به محلاتی متروکه خواهند شد که ارزش های خود را از دست داده و تبدیل به ضد ارزش خواهد شد، همانطور که تجربه ی سایر کشور ها نیز این امر را نشان می دهد که عدم توجه به این موضوع سبب حاشیه نشینی، از بین رفتن امنیت و مسائلی ازین دست می باشد. با برنامه ریزی و طراحی متناسب با استفاده از روش و رویکردی که تمام ابعاد بافت و محله را درگیر کند، می توان از وقوع این مسائل جلوگیری نموده، این ارزش ها را در این محلات حفظ کرد و نهایتا به بازآفرینی اقتصاد محور دست یافت.
روش بررسی: مجموعه ای از نمونه های موردی بازآفرینی شهری در ایران گردآوری و از مجموعه این نمونه ها مدلی برای بهبود ساختار بازآفرینی اقتصادی خلاق ارائه شده است و نهایتا با کمک جدول تطبیقی توصیفی، میزان به عمل رسیدن این معیار های در نمونه های موجود بررسی شده است و نهایتا با استناد بر تجزیه و تحلیل اطلاعات، الگویی برای بهبود و ارتقای شرایط اقتصادی ارائه شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: از جمله راهکار هایی که در راستای تجدید حیات اقتصادی محله تاریخی جهت افزایش اشتغال، کاهش اختلافات طبقاتی، افزایش مهارت های حرفه ای نیروی کار، بهبود کالبد محدوده، حفظ میراث گذشتگان و مسائلی از این دست به کار گرفته می شود، برندسازی شهری، سرمایه گذاری داخلی و خارجی، استفاده از فناوری های نوین، تزریق کاربری های به روز و فعالیت های 24 ساعته می باشد که نهایتا بهبود شرایط فرهنگی و اجتماعی را نیز به دنبال دارد.
بررسی معماری ایرانی و اسلامی با هدف بازگشت به هویّت
دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 49-58
فاطمه قاسمی، شقایق فریاد
چکیده زمینه و هدف: هویّت و رسوم ایرانی- اسلامی بیانگر خصوصیّات فرهنگی و مشخصّات این مرز و بوم است. موضوعی که باید در تمامه وجههای زندگی، به خصوص در عرصۀ معماری و شهرسازی پدیدار گردد. دستیابی به معماری با هویّت، موضوعی ارزشمند و پُراهمیّت در معماری معاصر ایران است. چرا که در گذشته معماری ایرانی و اسلامی یکی از تأثیرگذارترین سبکهای معماری در جهان بود؛ معماران ایرانی با به کار گرفتن هوش و ذکاوت خود و در نهایت هنرمندی، با توجه به شرایط جغرافیایی، آب و هوایی و فرهنگی هر منطقه، این عناصر معماری را توسعه میدادند و در جهت برقراری آسایش مردم میکوشیدند. این مقاله بهدنبال ایجاد چارچوب فکری مناسبی برای این بحث در زمینۀ معماری میباشد.
روش بررسی: روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش با توجّه به حیث نوع به اهداف آن کاربردی میباشد و از حیث راهبرد تحقیقی با توجه بر مبنای آن از روش توصیفی- تحلیلی به انجام رسیده و به منظور گردآوری اطلاعات و دادهها از روش کتابخانهای بهره گرفته شده است. جهت تحلیل نظریهها از استدلال منطقی برای مستندات متون صورت گردیده که در این روش تلاش میشود مباحث راهبرد کیفی و مفهومی در این پژوهش تسرّی داده شود.
یافتهها و نتیجهگیری: نتیجۀ پژوهش نشان میدهد که اگر مبانی و راههای تجلّی اصول و عناصر معماری ایرانی- اسلامی، مورد توجّه معماران قرار گیرد، میتواند پاسخگوی نیازهای انسان معاصر نیز باشد.
بررسی مؤلفه های کالبدی معماری پایدار در فضای آموزشی(نمونۀ موردی: مدرسه فرانسوا میتران برزیل)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 135-155
سیده مریم مجتبوی، حوراء ایزدپناه
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر بحران محیط زیست از دغدغههای اصلی بشر محسوب میشود. افزایش میزان مصرف انرژی و تأثیر آن بر آیندۀ محیط زیست، موجب شده تا طراحی ساختمانها با رویکرد معماری پایدار اهمیت ویژهای یابد. در این میان ساختار و شکل کالبدی مدارس، کیفیتهای محیطی و تکنولوژیکی آنها، در راستای آموزش، فرهنگسازی و دستیابی به جهانی زیستپذیر تأثیر بسزایی دارد. هدف اصلی این پژوهش دستیابی به شاخصهای کالبدی مؤثر در ارتقاء معماری پایدار در مدارس است، تا به کمک آن، محیط کالبدی مدرسه به یک ابزار آموزنده، در جهت یادگیری مسائل زیستمحیطی و توسعۀ پایدار تبدیل شود.
روش بررسی: نوشتار حاضر از نوع کاربردی بوده و روش پژوهش کیفی و توصیفی تحلیلی است. گردآوری اطلاعات مبتنی بـر مطالعات اسنادی، مرور متون، منابع و تجارب است که به استخراج مدل مفهومی منتج میگردد. در نهایت شاخصهای کالبدی برآمده از مدل در نمونۀ موردی (مدرسۀ فرانسوا میتران) مورد تحلیل قرار میگیرد و راهکارهایی در راستای طراحی فضای آموزشی بر مبنای شاخصهای کالبدی توسعۀ پایدار ارائه میشود.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که مؤلفههای ارتقاءدهنده پایداری در فضای آموزشی شامل چهار مؤلفۀ اصلی کالبدی، زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی میباشد. در این بین، مؤلفۀ کالبدی میتوانند یک مدرسه را به یک ابزار آموزشی برای مسائل زیستمحیطی تبدیل نماید و شاخصهای آن شامل بهرهگیری از نور روز، بهبود کیفیت هوا در محیط داخلی، ارتباط با عناصر طبیعی، طراحی فضا جهت حمایت از فعالیت زیستمحیطی، انتخاب آگاهانه مواد و مصالح، انعطافپذیری کالبدی، کاهش مصرف انرژی از طریق کالبد و بهکارگیری عناصر پایداری میباشد، که در نمونۀ موردی نیز تأثیرگذارند.
بررسی عوامل کالبدی مؤثر در ایجاد و ارتقاء حستعلق مکانی در طراحی شهری (مطالعهی موردی: فضای عمومی بلانش شهر مشهد)
دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 105-126
سیده مریم مجتبوی، شکیلا صداقت
چکیده حس تعلق به مکان بین فرد و مکان، پیوند ناگسستنی ایجاد میکند، موجب هماهنگی فرد با محیط و رضایتمندی وی میشود و انگیزهی لازم برای ماندگاری فرد در محیط را فراهم میکند.کافیشاپ یکی از مهمترین فضاهای شهری میباشد که افراد نه صرفاً برای نوشیدن چای یا قهوه، بلکه برای تجربهی معنا و احساس و گذراندن ساعاتی دور از زندگی کاری و استرس به آن مراجعه میکنند. بنابراین شناخت عوامل مؤثر در ایجاد حستعلق و آنچه که انسان را در ارتباطی درونی با محیط قرار میدهد الزامی است. هدف کلی پژوهش حاضر، پرداختن به شناخت مفهوم حستعلق و عوامل مؤثر بر ایجاد آن، به خصوص عوامل کالبدی مؤثر بر ایجاد این حس در محیط کافیشاپ میباشد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و روش پژوهش از نوع کیفی و توصیفی تحلیلی است. جهت گردآوری اطلاعات و مبانی نظری پژوهش، از روش مطالعات کتابخانهای و اسنادی و برای بررسی و تحلیل مؤلفههای کالبدی مؤثر بر ایجاد حستعلق در نمونهی موردی از شیوهی پیمایش میدانی (مشاهده و مصاحبه) استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهند، مؤلفهی کالبدی مؤثرترین مؤلفه در ایجاد و ارتقاء حس تعلق در کافیشاپ بوده و تحت تأثیر ده شاخص رنگ، هندسه، مصالح، نور طبیعی و مصنوعی، مقیاس، تنوع، زیبایی و عناصر طبیعی میباشد. بررسی مؤلفههای کالبدی در کافیشاپ بلانش نیز، نشان داد شاخص نور، عناصر طبیعی و تنوع فضایی بیشترین تأثیرگذاری را در ارتقاء حستعلق به مکان در نمونهی مورد بررسی دارند. در نهایت نیز، برای هرکدام از مؤلفههای کالبدی راهکارهایی جهت ارتقاء حس تعلق به مکان ارائهشدهاست.
