تحـولات سیاسـتهای مسـکن روستـایی در ایـران (از پیش از انقلاب تا پس از انقلاب اسلامی)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 230-247
محمد محمدی، مهدیه معدنی ملاک
چکیده زمینه و هدف: مسکن روستایی در ایران، علیرغم نقش محوری در توسعه پایدار و امنیت ملی، همواره در حاشیه سیاستهای توسعه قرار داشته است. این پژوهش با هدف تبیین تحولات سیاستهای مسکن روستایی در ایران طی دو دوره پیش و پس از انقلاب اسلامی (۱۳۳۵-۱۳۹۰) و ارزیابی میزان موفقیت این سیاستها در دستیابی به مسکن ایمن، باکیفیت و متناسب با زیستبوم روستایی انجام شده است.
روششناسی: این مطالعه از نوع کاربردی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل ثانویه کمی است. دادهها از سرشماریهای نفوس و مسکن، گزارشهای بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و اسناد برنامههای توسعه جمعآوری شد. ابزار پژوهش شامل چهار شاخص اصلی (تعداد واحدهای مسکونی، دسترسی به خدمات زیربنایی، نرخ مالکیت و تراکم خانوار) بود. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل روندهای تاریخی انجام شد.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان داد که در دوره پیش از انقلاب، بیش از ۵۲ درصد واحدهای مسکونی روستایی با مصالح کمدوام ساخته شده بودند و کمتر از ۹ درصد به آب لولهکشی دسترسی داشتند. پس از انقلاب، تأسیس بنیاد مسکن، اجرای طرحهای هادی (پوشش ۷۰ درصد روستاها)، برنامههای مقاومسازی (تحقق ۶۰ درصدی) و اعطای تسهیلات بانکی (نوسازی ۲۶۰ هزار واحد) موجب تحول کمی و کیفی شد. با این حال، حذف فضاهای معیشتی، کاهش زیربنا (۵۵-۶۵ متر مربع) و تقلید از الگوی مسکن شهری از چالشهای اصلی باقیمانده است. در مجموع سیاستهای مسکن روستایی در ایران موفقیتی نسبی اما ناقص داشته است. مسیر آینده نیازمند توجه به ابعاد کیفی، فرهنگی و معیشتی و حرکت به سوی رویکردی مشارکتی و مردمپایه است. نوآوری پژوهش در تحلیل همزمان چهار شاخص کلیدی در بازه زمانی بلندمدت (بیش از پنج دهه) است.
