تحلیل نقش مؤلفههای ژئوتوریسم در توسعه اقتصادی روستاهای شهرستان هشتجین (مورد مطالعه: برندق، کزج و نمهیل )
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
سید علی مرتضوی
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر، ژئوتوریسم بهعنوان شاخهای از گردشگری پایدار، بهویژه در نواحی روستایی دارای تنوع ژئومورفولوژیکی، مورد توجه قرار گرفته است. این نوع گردشگری با ارتقای آگاهی علمی، حفاظت از منابع زمینشناختی و تقویت هویت فرهنگی بومی، میتواند به توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع محلی کمک کند. در ایران با وجود ظرفیتهای طبیعی، ژئوتوریسم هنوز بهطور کامل توسعه نیافته است. شهرستان هشتجین در جنوب استان اردبیل، بهدلیل برخورداری از جاذبههای زمینریختشناسی، از پتانسیل بالایی در این حوزه برخوردار است. هدف این پژوهش، تحلیل نقش مؤلفههای ژئوتوریسم در توسعه اقتصادی سه روستای برندق، کزج و نمهیل در این منطقه است.
روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) انجام شده است. دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای، مشاهدات میدانی و ابزارهای ژئومورفولوژیکی گردآوری شد. جامعه آماری شامل ۳۰ گردشگر و ۱۵ کارشناس بود که بهصورت نمونهگیری هدفمند از میان سه روستای برندق، کزج و نمهیل انتخاب شدند. ابزار اصلی گردآوری دادهها، دو پرسشنامه ساختاریافته بر پایه مدلهای کوبالیکوا و فیولت بود. دادههای مکانی با استفاده از نقشههای زمینشناسی و توپوگرافی، GPS و تصاویر ماهوارهای تهیه و با نرمافزارهای ArcGIS، Excel و SPSS تحلیل شدند.
نتایج و یافتهها: بر اساس مدل کوبالیکوا، روستای کزج با امتیاز 10.25 بهدلیل ویژگیهای علمی و آموزشی برجسته، بیشترین پتانسیل ژئوتوریستی را در میان روستاهای مورد مطالعه دارد. نمهیل با امتیاز 10.00، بهدلیل شاخصهای اقتصادی و فرهنگی قوی، در رتبه دوم قرار گرفت و برندق با امتیاز 9.25، بهدلیل ضعف در شاخصهای حفاظتی، رتبه سوم را کسب کرد. نتایج مدل فیولت نیز برتری کزج را تأیید کرد؛ این روستا در شاخصهای نرخ مدیریتی (0.75) و نرخ گردشگری (0.62) بالاترین امتیاز را به خود اختصاص داد. مقایسه دادهها نشان داد که کزج ترکیب مناسبی از تنوع جغرافیایی، دسترسی مطلوب، حفاظت نسبی و ارزشهای فرهنگی دارد، در حالیکه نمهیل و برندق با وجود ظرفیتهای طبیعی، از نظر مدیریتی و زیرساختی نیازمند بهبود هستند. استفاده توأمان از دو مدل تحلیلی، دیدی دقیقتر از وضعیت ژئوتوریسمی و قابلیت توسعه اقتصادی در این روستاها ارائه میدهد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد ژئوتوریسم زمانی به توسعه اقتصادی روستاها کمک میکند که با مدیریت علمی، حفاظت پایدار و بهرهبرداری فرهنگی همراه باشد. صرف وجود جاذبههای زمینشناسی کافی نیست و نحوه مدیریت نقش تعیینکننده دارد. کزج با تلفیق مؤلفههای علمی، فرهنگی و زیرساختی موفقترین الگو شناخته شد. در مقابل، نمهیل و برندق بهدلیل ضعف مدیریتی از ظرفیتهای خود بهرهبرداری کامل نداشتهاند. بهرهگیری از مدلهای کوبالیکوا و فیولت میتواند مبنایی برای برنامهریزی و حفاظت هدفمند در ژئوتوریسم روستایی باشد.
توانسنجی توانمندی های ژئومورفولوژیکی و ژئوتوریستی شهر مهاباد با استفاده از مدل پایداری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 مرداد 1404
بهروز نظافت تکله، سونیا ذوالقدر خزینه جدید، سولماز بهرامی بودالالو، سیده مهسا موسوی اندزقی
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم یکی از شاخه های گردشگری پایدار است که بر روی ویژگیهای زمینشناسی و مناظر طبیعی یک منطقه تمرکز دارد. گردشگری دارای اشکال و انواع گوناگونی است که با جغرافیا و گردشگری در ارتباط میباشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی و توانسنجی توانمندی ژئومورفولوژیکی و زئوتوریستی شهر مهاباد میباشد که از مدل پایداری استفاده شده است. هدف از این پژوهش، ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی و مدیریت آن در محدوده توریستی استان آذربایجان غربی شهرستان مهاباد میباشد.
روششناسی: روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر سه مدل کوبالیکوا و فیولت است. در مدل کوبالیکوا معیارها در پنج گروه طبقهبندی میشوند: ارزشهای علمی و ذاتی، ارزشهای آموزشی، ارزشهای اقتصادی، ارزشهای حفاظتی و سایر ارزشها که تقریباً کلیه ویژگیهای ژئوتوریسم را پوشش میدهد. در این روش ژئومورفوسایت و لندفرمها با توجه به چهار معیار منشا شکلگیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت کلی دسترسی از این پارک ملی جهت مطالعه و ارزیابی انتخاب گردید.
نتایج و یافتهها: نتایج بهدست آمده از مدل ارزیابی کوبالیکوا مناطق ژئوتوریستی شهرستان مهاباد از نظر کارشناسان در گویه تنوع در اشکال ژئومورفولوژیکی منطقه ژئوتوریستی غار آبی سهولان و تالاب کانیبرزان با میانگین عددی 7/0 در مدل فیولت و منطقه غار سهولان و تالاب کانی برازان بالاترین امتیاز را در مقایسه با سایر مناطق مورد مطالعه کسب کردهاند. این نتیجه بیانگر اهمیت و ارزش بالای این مناطق از نظر سرمایهگذاری برای توسعه ژئوتوریسم و جذب گردشگران است. در نتیجه پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی از مدلهای به روزتری در بررسی مناطق مورد مطالعه استفاده گردد و با ایجاد همکاریهای بینسازمانی و آموزش و توانمندسازی جوامع محلی در کنار توسعه زیرساختها، ظرفیتهای بالای ژئوتوریستی شهرستان مهاباد به منبعی پایدار برای درآمدزایی و اشتغالزایی تبدیل شوند.
واکاوی نقاط قوت و ضعف ظرفیت های ژئومورفولوژی و توریستی گردنه حیران با استفاده از مدل های کمّی ((K.F استان اردبیل
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 آذر 1404
منصور رحمتی، ملیکا شرافتی، بهروز نظافت تکله
چکیده ژئوتوریسم بر تعامل انسان با پدیدههای ژئومورفولوژیکی تمرکز دارد، جایی که لندفرمهای طبیعی بهعنوان ژئومورفوسایتها نقشی کلیدی در جذب گردشگران و توسعه پایدار گردشگری ایفا میکنند. این نوع گردشگری مورد توجه هم متخصصان و هم علاقهمندان به طبیعت است .پژوهش حاضر با رویکردی تلفیقی در پی تحلیل پتانسیلهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی منطقه گردنه حیران در شهرستان آستارا است که یکی از مناطق کوهستانی مستعد توسعه گردشگری طبیعی در شمال غرب ایران محسوب میشود. بدین منظور، از دو مدل تحلیلی معتبر یعنی مدل «کوبالیکووا» برای ارزیابی ژئوسایتها و مدل «فیولت» برای بررسی شاخصهای مدیریتی و کاربردی استفاده گردید. دادههای پژوهش از طریق تلفیق مشاهدات میدانی، پرسشنامههای تخصصی (با جامعه آماری متشکل از ۲۸ کارشناس و ۱۵ گردشگر) و تحلیل مکانی استخراج و وزندهی شدند. ارزیابی پنج شاخص کلیدی شامل ارزش علمی، آموزشی، حفاظتی، اقتصادی و ارزش افزوده در سه منطقه مشند، چملر و گیلده انجام گرفت.
یافتههای تحقیق نشان دادند که روستای گیلده با کسب امتیاز نهایی ۴.۷۵ از ۵ در مدلK.F، بالاترین قابلیت را برای توسعه ژئوتوریسم داراست؛ در حالی که مشند با امتیاز ۳.۲۵ پایینترین سطح آمادگی را دارد. عوامل مؤثری مانند زیرساختهای ناکافی، ضعف در آموزش و نبود ارتباط فرهنگی مستند، موجب کاهش نمره آن شده است. چملر با امتیاز ۴.۲۵ در رتبه دوم قرار گرفت و از نظر تنوع ژئومورفولوژیکی و مشارکت جامعه محلی وضعیت مناسبی دارد. در مجموع، مقاله نشان میدهد که با توسعه زیرساختهای آموزشی، فرهنگی و مدیریتی، میتوان از این نواحی در جهت توسعه پایدار ژئوتوریسم بهرهبرداری نمود.
23.بررسی ابعاد فرهنگی-اجتماعی اکوتوریسم بر توسعه پایدار اقتصادی: رهیافتهایی از نواحی مرزی استان اردبیل
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 367-386
میرحمید سیدموسوی، جواد معدنی، ولی نعمتی
چکیده زمینه و هدف: اکوتوریسم بهعنوان رویکردی پایدار در بهرهبرداری از منابع طبیعی، نقش مهمی در بهبود معیشت و تابآوری اقتصادی جوامع محلی دارد. در مناطق مرزی، این رویکرد میتواند علاوه بر ایجاد فرصتهای شغلی، به تقویت هویت فرهنگی و تعاملات اجتماعی نیز کمک کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ابعاد و مؤلفههای فرهنگی-اجتماعی اکوتوریسم بر توسعه پایدار اقتصادی مرزنشینان استان اردبیل انجام شد. نوآوری پژوهش حاضر در تمرکز بومی بر نواحی مرزی و تحلیل اثرات ابعاد فرهنگی-اجتماعی بر شاخصهای اقتصادی پایدار است؛ موضوعی که در مطالعات پیشین کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
روششناسی: مطالعه حاضر از نوع کاربردی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفت. جامعه آماری شامل ساکنان مناطق مرزی استان اردبیل بود که با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین و با نمونهگیری تصادفی طبقهبندیشده انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه جمعآوری و با نرمافزار SPSS، از طریق تحلیلهای آمار توصیفی، همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندگانه، بررسی شدند.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد همه مؤلفههای فرهنگی-اجتماعی در سطح همبستگی ساده رابطه مثبت و معناداری با توسعه پایدار اقتصادی دارند. با این حال، در مدل چندمتغیره، آموزش و آگاهی زیستمحیطی و اعتماد نهادی قویترین اثر مثبت را داشتند، در حالی که نگرش فرهنگی و سرمایه اجتماعی اثر منفی و معنادار نشان دادند. مشارکت محلی نیز اثر مثبت و معنادار، اما با شدت کمتر نسبت به همبستگی ساده داشت. یافتهها اهمیت سرمایهگذاری در آموزش زیستمحیطی، تقویت اعتماد نهادی و ارتقای مشارکت محلی را برای توسعه اقتصادی پایدار برجسته میسازد. همچنین، ضرورت اصلاح رویکردهای فرهنگی و بهبود سرمایه اجتماعی برای همسویی با اهداف توسعه پایدار مورد تأکید قرار گرفت. در مجموع، نتایج این پژوهش میتواند مبنای تصمیمگیریهای راهبردی برای طراحی سیاستهای اکوتوریسممحور در مناطق مرزی کشور قرار گیرد.
16.بررسی و تجزیه و تحلیل توانمندیهای ژئوتوریسم روستای توریستی بیلهدرق شهر اردبیل با استفاده از مدل پریرا
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 232-244
موسی عابدینی، فاطمه امامیان
چکیده زمینه و هدف: امروزه صنعت گردشگری بهعنوان یکی از منابع اصلی درآمد و ایجاد اشتغال در سطح بینالمللی درآمده است. شناسایی توانهای ژئوتوریستی و جاذبههای گردشگری هر منطقه بههمراه برنامهریزی صحیح میتواند به توسعه این صنعت و جذب گردشگر کمک نماید. روستای توریستیبیلهدرق علیرغم داشتن قابلیتهای بالا گردشگری، بهعلت عدم رسیدگی و سرمایهگذاری، تبلیغات ناکافی و ... ناشناخته مانده است. هدف اصلی این پژوهش بررسی توانمندیهای اکوتوریستی روستای بیلهدرق با مدل پریرا بوده است.
روششناسی: این منطقه به لحاظ دارا بودن جاذبههای طبیعی ( اکوتوریستی و ژئوتوریستی) زیاد همواره مورد توجه گردشگران بوده است. این پژوهش به بررسی و تجزیه و تحلیل توانمندیهای ژئوتوریسم و اکوتوریستی روستای بیلهدرق با مدل پریرا پرداخته است. بهاین منظور با بهرهمندی از نظرات کارشناسان، افراد محلی و گردشگران سوالات طراحی شده مربوط به مدل پریرا ( به تعداد 40 پرسشنامه) انجام و تجریه و تحلیل شد..
یافتهها و نتیجهگیری: پس از انجام محاسبات دادهها با مدل پریرا، عیار ژئومورفولوژیکی منطقه برابر 3/7 که از شاخصهای ارزش علمی برابر 25/4 و شاخصهای ارزش مکمل برابر 05/3 بهدست آمد. در ضمن عیار مدیریتی منطقه مورد تحقیق برابر 7/6 که از محاسبه شاخصهای ارزش حفاظتی برابر 05/2 و شاخصهای ارزش کاربردی برابر 65/4 حاصل شد. در نهایت روستای گردشگری بیله درق امتیاز 14 را از حداکثر 20 امتیاز در مجموع ارزشها کسب کرده است که بیانگر بالا بودن توانمندیهای اکوتوریستی میباشد. با وجود این، جاذبههای ژئوتوریستی منطقه بهعلت عدم سرمایهگذاری و تبلیغات کافی، ناشناخته مانده است. نتایج این پژوهش میتواند مدیران و برنامهریزان حوزه گردشگری را در جهت برنامهریزی صحیح و توسعه صنعت گردشگری و جذب گردشگر با پشتیبانی علمی و با توجه به توانمندیهای ژئوتوریسم منطقه یاری نمایند
10.توان سنجی قابلیتهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی در روستاهای گردشگرپذیر استان اردبیل
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 151-172
بهروز نظافت تکله، فریبا اسفندیاری درآباد، امیر کرم، سایه عبیدی حمل آباد
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم، شکل ویژهای از صنعت گردشگری است که در آن در مرکز توجه گردشگران قرار میگیرند. یک ژئوسایت میتواند یک چشمانداز، دستهای از اشکال متنوع ناهمواریهای سطح زمین-(لندفرمها) یا لندفرم منفرد، یک رخنمون سنگی، همچنین لایههای فسیل دار یا یک فسیل بهخصوص باشد. از پژوهش حاضر توانسنجی قابلیتهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی در روستاهای گردشگرپذیر استان اردبیل میباشد.
روش بررسی: این پژوهش ازلحاظ هدف توصیفی-تحلیلی-کاربردی بوده و برای ارزیابی مناطق موردمطالعه از مدلهای پاولووا که به ارزیابی توان رقابتپذیری مناطق موردمطالعه میپردازد و مبتنی بر تشکیل فاکتورهای مثبت و منفی و محاسبات مرتبط با آنها میباشد؛ مدل فیولت که مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکلگیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار میدهد و درنهایت مدل کوبالیکوا که بیشتر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد، استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: براساس نتایج بهدست آمده از ارزیابی مدل ژئوتوریستی پاولووا این نتایج حاصل شد مناطق ژئوتوریستی بیله درق، خوجین و سردابه به ترتیب در وزن های رقابت پذیری عالی، خوب و مناسب قرار گرفتند. نتایج حاصله از به کارگیری مدل فیولت نیز نشان داد که در بخش مدیریتی مناطق مورد بررسی منطقه بیلهدرق با مقدار امتیاز 68/0 و در بخش نرخ گردشگری روستای خوجین با امتیاز 70/0 را به خود اختصاص داده ات که نشان برتری نسبی پتانسیلهای رفاهی دارد. همچنین بر اساس نتایج حاصله از مدل کوبالیکوا، روستای بیله درق در بیشتر زیرشاخصهای ارزیابی امتیاز بالایی را کسب کرده است و با مجموع امتیاز 11 نسبت به سایر روستاهای موردمطالعه از ارزش بالایی برخوردار میباشد. بنابرین نتیجهگیری میشود روستای بیلهدرق از قابلیتها و پتانسیلهای بالای ژئوتوریسمی برخوردار بوده و میتواند در رشد و گسترش صنعت توریسم در منطقه نقش بسزایی داشته باشد. درنهایت پیشنهاد میگردد جهت شناخت ظرفیتهای مناطق ژئوتوریستی در مطالعات آتی با مدلهای گوناگون ارزیابی گردند.
