تحلیل تطبیقی شاخص‌ها و عوامل نوشهرسازی در محله‌های ناسار، باغ‌فردوس و گلستان شهر سمنان؛ رویکردی مبتنی بر سنجش تجربی و اصول نوشهر سازی

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه معماری و شهرسازی، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

2 گروه معماری و شهرسازی، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

3 کارشناس ارشد شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی،دانشگاه شهید بهشتی، تهران ، ایران

چکیده
زمینه و هدف: نوشهر سازی به‌عنوان رویکردی تلفیقی، ارتقای کیفیت زیست شهری، تقویت پیاده‌مداری و توسعه فضاهای عمومی سرزنده را دنبال می‌نماید. بااین‌حال، میزان انطباق بافت‌های شهری با این اصول، غالباً بدون سنجش تجربی و به‌صورت کیفی قضاوت شده است. پژوهش حاضر باهدف سنجش تجربی و تحلیل تطبیقی اصول نوشهرسازی در سه بافت متفاوت از شهر سمنان (بافت تاریخی ناسار، بافت میانه باغ‌فردوس و بافت نوساز گلستان) و اولویت‌بندی راهکارهای مداخله متناسب با هر بافت انجام‌شده است.
روش‌شناسی: این تحقیق، ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش، توصیفی-تحلیلی می‌باشد. داده‌ها از طریق ۳۶۰ پرسشنامه (۱۲۰ پرسشنامه در هر محله) گردآوری و با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و رگرسیون چندمتغیره در نرم‌افزار SPSS تحلیل‌شده‌اند.
یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که کفایت نمونه‌گیری در سطح کل داده‌ها مطلوب بوده (KMO=0.782) و ساختار ادراکی از کیفیت محیطی، تابع پیچیدگی بافت کالبدی می‌باشد؛ به‌طوری‌که، در ناسار ۹ عامل (واریانس 87.8%)، در باغ‌فردوس ۸ عامل (83.7%) و در گلستان ۵ عامل (90.3%)، در این رابطه، شناسایی شدند. همچنین تحلیل رگرسیونی مشخص کرد که پیاده‌مداری با بالاترین ضریب اهمیت (β=0.81) در هر سه محله تعیین‌کننده‌ترین اصل نوشهر سازی است و همراه با شاخص "تنوع کاربری"، بالاترین اولویت مداخله را در هر سه بافت به خود اختصاص داده است. در این میان، شاخص‌های "مشارکت مردمی" و "هویت فرهنگی" در هر سه محله، وضعیت نامناسبی داشته و نیازمند تقویت جدی‌ می‌باشند. درنهایت، مقایسه امتیازات نهایی نشان داد که محله گلستان بیشترین و محله ناسار کمترین تطابق را با اصول نوشهر سازی دارند. بر پایه این نتایج، راهکارهای مداخله‌ای متناسب با ویژگی‌های هر بافت تدوین گردید؛ اولویت نخست در محله ناسار، بازآفرینی و مرمت زیرساخت‌های پیاده، در باغ‌فردوس یکپارچه‌سازی نماها و تکمیل شبکه پیاده‌رو و مسیر دوچرخه، و در محله گلستان توسعه فضاهای عمومی فعال و نهادینه‌سازی مشارکت ساکنان، به‌عنوان محورهای اصلی پیشنهاد شدند.
روش‌شناسی: این تحقیق، ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش، توصیفی-تحلیلی می‌باشد. داده‌ها از طریق ۳۶۰ پرسشنامه (۱۲۰ پرسشنامه در هر محله) گردآوری و با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل رگرسیون چندمتغیره در نرم‌افزار SPSS تحلیل‌شده‌اند.
یافته‌ها و نتایج: نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که کفایت نمونه‌گیری در سطح کل داده‌ها مطلوب بوده (KMO=0.782) و ساختار ادراکی ساکنان از کیفیت محیطی، تابعی از پیچیدگی بافت کالبدی می‌باشد؛ به‌طوری‌که، در بافت سنتی ناسار ۹ عامل (واریانس تبیین‌شده 87.8%)، در بافت میانه باغ‌فردوس ۸ عامل (83.7%) و در بافت نوساز گلستان ۵ عامل (90.3%)، در این رابطه، شناسایی شدند. از سوی دیگر، تحلیل رگرسیونی نشان از آن داشت که پیاده مداری با بالاترین ضریب اهمیت (β=0.81) در هر سه محله تعیین‌کننده‌ترین اصل نوشهر سازی است و به همراه با شاخص "تنوع کاربری"، بالاترین اولویت مداخله را در هر سه بافت به خود اختصاص داده است. در این میان، شاخص‌های "مشارکت مردمی" و "هویت فرهنگی" در هر سه محله، وضعیت نامناسبی داشته و نیازمند تقویت جدی‌ می‌باشند. درنهایت، مقایسه امتیازات نهایی میان سه محله، نشان داد که محله گلستان بیشترین و محله ناسار کمترین تطابق را با اصول نوشهر سازی دارند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

A Comparative Analysis of New Urbanism Indicators and Influencing Factors in the Neighborhoods of Nasar, Bāgh e Ferdows, and Golestān of Semnan: An Empirical Assessment Approach Based on New Urbanism Principles

نویسندگان English

Seyyed Mojtaba Ghazi Mirsaeed 1
Yekta Ghanbarpour 2
Ali Khosravi 3
1 Assistant Professor, Department of Architecture and Urban Planning, Faculty of Art, Semnan University, Semnan, Iran
2 Department of Architecture and Urban Planning, Faculty of Art, Semnan University, Semnan, Iran
3 M.Sc. in Urban Planning, Faculty of Architecture and Urban Planning, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran
چکیده English

Background and Objective: New Urbanism, as an integrated approach, pursues the enhancement of urban living quality, the reinforcement of walkability, and the development of vibrant public spaces. However, the degree of conformity between urban fabrics and the principles of this approach is frequently judged qualitatively, without empirical assessment. This study aims to empirically assess and comparatively analyze New Urbanism principles across three distinct fabrics of Semnan (the historical fabric of Nasar, the intermediate fabric of Bagh-e Ferdows, and the new-build fabric of Golestan) and to prioritize intervention strategies tailored to each fabric.
Methodology: The research is applied in objective and descriptive-analytical in method. Data were gathered through 360 questionnaires (120 per neighborhood) and analyzed using Exploratory Factor Analysis (EFA) and multiple regression analysis in SPSS software.
Results and Findings: The results indicate that the sampling adequacy across the overall data was favorable (KMO = 0.782) and that the residents' perceptual structure of environmental quality is a function of the physical complexity of the fabric. Specifically, 9 factors (explaining 87.8% of the variance) were identified for the traditional fabric of Nasar, 8 factors (83.7%) for the intermediate fabric of Bagh-Ferdous, and 5 factors (90.3%) for the modern fabric of Golestan. Furthermore, regression analysis revealed that walkability, with the highest coefficient of importance (β = 0.81), is the most decisive principle of New Urbanism across all three neighborhoods, and along with the "land-use diversity" index, it holds the highest priority for intervention in all three fabrics. Meanwhile, the indices of "public participation" and "cultural identity" exhibited poor status across all neighborhoods, necessitating significant reinforcement. Finally, a comparison of the final scores showed that the Golestan neighborhood has the highest and the Nasar neighborhood has the lowest alignment with the principles of New Urbanism. Based on these findings, tailored intervention strategies were formulated; accordingly, the primary priorities were identified as the regeneration and restoration of pedestrian infrastructure in Nasar, the unification of facades and the completion of the pedestrian and bicycle network in Bagh-Ferdous, and the development of active public spaces and the institutionalization of resident participation in Golestan.

کلیدواژه‌ها English

New Urbanism
Walkability
Exploratory Factor Analysis (EFA)
Regression Analysis
Semnan

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 21 شهریور 1405

  • تاریخ دریافت 28 خرداد 1405
  • تاریخ بازنگری 19 مرداد 1405
  • تاریخ پذیرش 20 شهریور 1405
  • تاریخ اولین انتشار 21 شهریور 1405
  • تاریخ انتشار 21 شهریور 1405