ارزیابی تأثیر تغییرات اقلیمی بر منابع آبهای سطحی (مطالعه موردی: حوزه آبخیز بابلرود)
صفحه 1-14
صالح ارخی، سمیه عمادالدین، سیدحسین روشان
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر، تغییرات اقلیمی و فعالیتهای انسانی موجب تشدید بحران کمبود منابع آب در سطح جهانی شدهاند. این تغییرات با اختلال در چرخه هیدرولوژیکی، منابع آب سطحی را از نظر دسترسی، کیفیت و پایداری در معرض تهدید جدی قرار دادهاند.
روششناسی: به منظور بررسی اثر تغییرات اقلیم بر روی منابع آبهای سطحی حوضه بابلرود ابتدا دادههای هواشناسی و هیدرومتری حوضه جمعآوری گردید. بعد از رفع نواقص آماری، حذف دادههای پرت و انتخاب پایه زمانی مشترک، اقدام به پیشبینی متغیرهای اقلیمی (بارش، حداقل دما و حداکثر دما) برای دوره آینده (2100-2020) بر اساس دادههای گزارش ششم IPCC AR6 و مدل اقلیمی CanESM5 تحت سناریوهای SSP1-2.6، SSP2-4.5 و SSP5-8.5 در مدل SDSM شد. برای شبیهسازی دبی جریان در دوره آینده از دادههای ریزمقیاسنمایی شده بر اساس شبکه عصبی مصنوعی (ANN) استفاده گردید در نهایت، به منظور تعیین روند در دادههای آینده از آزمونهای ناپارامتری من کندال و تخمینگر شیبسن در محیط نرم افزار R استفاده شد.
نتایج و یافتهها: تحلیل روند دبی جریان با استفاده از آزمون من-کندال، شیب سن و مدل ANN طی دوره 2021–2100 نشان داد که در تمامی سناریوهای اقلیمی SSP، روندی کاهشی ضعیف و آماری غیرمعنادار وجود دارد. بیشترین کاهش در سناریوی SSP5-8.5 مشاهده شد. دمای حداقل روند افزایشی غیرمعنادار داشته و بارش فاقد روند مشخص است. نتایج مدل ANN با آزمونهای آماری همخوانی داشته و کاهش تدریجی دبی جریان را تأیید میکند، که بر ضرورت مدیریت پایدار منابع آب در مواجهه با تغییر اقلیم تأکید دارد. این یافتهها ضمن تأیید تأثیر مستقیم تغییر اقلیم بر منابع آب سطحی، بر اهمیت بهرهگیری از مدلهای هوشمند در تحلیل بلندمدت و مدیریت پایدار منابع آب تأکید داشته و ضرورت استفاده از رویکردهای ترکیبی و تحلیلهای منطقهای در مطالعات آینده را برجسته میسازد.
2.تحلیل فضایی تخلفات ساختمانی در شهرگردشگری سرعین
صفحه 15-37
علیرضا فیضی نژاد، حسین نظم فر، عطا غفاری گیلانده
چکیده زمینه و هدف: کنترل ساخت و سازهای شهری به منظور ادارة بهینة شهر به کمک ضوابط ساخت وساز شهری صورت میگیرد، اما با وجود اقدامات گوناگون مدیریت شهری، سالانه موارد چشمگیری از تخلفات ساختمانی در شهرها گزارش میشود. درواقع میتوان تخلفات ساختمانی را رعایت نکردن ضوابط و مقررات ساخت و ساز شهری تعریف کرد که کیفیات زندگی در شهرها را تهدید میکند. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی نحوه توزیع فضایی تخلفات ساختمانی در شهر گردشگری سرعین بمنظور استفاده در حوزه های مدیریت شهری میباشد.
روششناسی: روش گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز اسنادی ، کتابخانهای و مشاهدات میدانی بوده و اطلاعات مکانی و جدول توصیفی از دبیرخانه کمیسیون ماده 100 شهرداری تهیه شده است. محدوده زمانی در یک دوره یکساله (سال 1401) و محدوده مکانی آن حوزه قانونی شهر سرعین میباشد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و کاربردی میباشد.که با استفاده از روش نزدیکترین فاصله همسایگی و تحلیل لکههای داغ در بستر نرم افزار Gis انجام پذیرفته است.
نتایج و یافتهها: براساس تجزیه و تحلیل انجام شده بیشترین تعداد تخلفات در هسته مرکزی شهر و محدوده قهوه سویی و چالدران رخ داده است و تخلف مازاد بر پروانه نسبت به سایر تخلفات از نظر تعداد، چشمگیر و قابل ملاحظه میباشد وتعداد تخلفات بدون پروانه در ردیف بعدی قرار گرفته و این تخلف بیشتر در افزایش طبقات بدون پروانه اتفاق افتاده است وهرچه از هسته مرکزی شهر دور میشویم از میزان تخلفات ساختمانی کاسته میشود. طبق نتایج حاصل جهت اصلی تخلفات از سمت جنوب غربی به سمت شمال شرقی شهر میباشد و بیشترین تخلفات در فاصله 600 الی 900 متری از مرکز ثقل شهر رخ داده است.
3. تدوین سناریوهای مؤثر بر کاهش نابرابری در ارائه خدمات عمومی در مناطق شهری ارومیه با رویکرد آینده پژوهی
صفحه 38-57
بهروز محمدرضاپور، میرنجف موسوی
چکیده زمینه و هدف: خدمات عمومی شهری از عناصر کلیدی در شکلدهی به ساختار کالبدی، اجتماعی و فضایی شهرها محسوب میشود. در بسیاری از شهرها، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، سطح دسترسی شهروندان به خدماتی نظیر بهداشت، آموزش و زیرساختهای شهری بهطور چشمگیری نابرابر است. از این رو، هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر نابرابری در ارائه خدمات عمومی در محدوده مورد مطالعه، شهر ارومیه، و تدوین سناریوهای آیندهمحور با استفاده از ابزارهای آیندهپژوهی است.
روششناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف از نوع کاربردی - آیندهپژوهانه بوده و روش بررسی آن، توصیفی- تحلیلی و اکتشافی می باشد. به طوری که در مرحله نخست، با استفاده از مدل رتبهبندی تاپسیس، مناطق پنجگانه شهر از نظر سطح خدمات عمومی رتبهبندی شدند. سپس با بهرهگیری از نرمافزارهای میکمک و سناریو ویزارد، سناریوهای محتمل آینده استخراج گردید.
نتایج و یافتهها: یافتهها نشان میدهد که منطقه پنج دارای بالاترین مطلوبیت، مناطق یک و چهار در وضعیت متوسط، و مناطق دو و سه در وضعیت نامطلوب قرار دارند. تحلیل سناریوها دو مسیر متضاد را ترسیم میکند: سناریوی مطلوب با ویژگیهایی چون شفافیت، فسادستیزی، بازتوزیع عادلانه منابع، و... به کاهش شکافهای خدماتی و دسترسی برابر به امکانات شهری منجر میشود. در حالیکه سناریوی بحرانی با تمرکز بودجه در مناطق خاص و ضعف نهادی، نابرابریها را تشدید میکند. تحلیل حاضر بر اهمیت اقدام فوری برای رفع نابرابریها در توزیع خدمات عمومی تأکید دارد تا از حرکت به سمت سناریوی بحرانی جلوگیری شود و همه شهروندان بدون توجه به موقعیت جغرافیایی یا شرایط اقتصادی، به امکانات اساسی دسترسی داشته باشند.
4.تحلیل دیفرانسیل شهری و تأثیر آن بر مسائل اجتماعی و اقتصادی شهر شاندرمن در استان گیلان
صفحه 58-79
مجتبی دوستی سیاهمرد، محمد تقی حیدری
چکیده زمینه و هدف: دیفرانسیل شهری به پدیده ای کلیدی در جغرافیای شهری اشاره دارد که بیانگر تفاوت ها,نابرابری ها و گسست های فضایی-اجتماعی –اقتصادی درون یک شهر یا بین مناطق مختلف یک منطقه شهری است .شهر شاندرمن ،واقع در استان گیلان در شمال ایران با ویژگی های منحصر به فردی که دارد به عنوان یکی از شهرهای مهم و تاریخی این منطقه شناخته می شود.
روششناسی: پژوهش حاضر با هدف بررسی دیفرانسیل شهری در شاندرمن از سال های 1365 تا 1400 از ترکیب داده های کمّی و کیفی بهره برده است . دراین پژوهش روش پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده که مبتنی بر داده های کمی مانند جمعیت ,دسترسی به خدمات عمومی – مهاجرت – نرخ بیکاری و همچنین به بررسی نظام سلسله مراتبی رتبه – اندازه جایگاه شهر شاندرمن در بین شهرهای استان گیلان پرداخته شده است ,داده های کیفی که عمق مسئله را نشان می دهد شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته از کارشناسان و صاحبنظران و همچنین مدل پارادایمی جهت شناسایی شرایط علی ,زمینه ای و مداخله گر مورد استفاده قرار گرفته است.
نتایج و یافتهها: تلفیق داده ها نشان می دهد سرمایه گذاری ها در زمینه های بهداشتی آموزشی و خدماتی ناکافی بوده است که حکمرانی محلی به عنوان یک عامل موثر در این زمینه به علت عدم تخصیص متوازن بودجه موجب عمیق تر شدن مسائل اجتماعی – اقتصادی برای این منطقه گشته است به طوریکه این عدم تعادل موجب شده تا قسمت های مرکزی شهر از لحاظ خدمات آموزشی-بهداشتی و سطح رفاه در بالای هرم و مناطق پیرامونی و روستایی این شهر در جهت دسترسی به امکاناتی مانند صنایع کوچک مولد, خدمات رفاهی و آموزشی در وضعیت ضعیف تری قرار بگیرند.
5. مرور نظام مند مقاله های علمی مبتنی بر مفهوم شهر هوشمند پایدار در ایران و جهان
صفحه 80-95
علی مغتفری، مرتضی طلاچیان، علیرضا استعلاجی، فرزاد بهتاش محمد رضا
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر، با رشد فزاینده جمعیت شهری و فشارهای ناشی از مسائل زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی، نظریه «شهر هوشمند پایدار» به یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات شهری بدل شده است. هدف این پژوهش، انجام یک مرور نظاممند تطبیقی بر مطالعات انجامشده در حوزه شهر هوشمند پایدار در سطح ایران و جهان است تا الگوهای نظری، وجوه اشتراک و افتراق، و همچنین شکافهای پژوهشی موجود در این حوزه شناسایی و تحلیل گردد.
روششناسی: این مطالعه با بهرهگیری از روش مرور نظاممند و با رویکردی تطبیقی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 31 مقاله علمی منتشرشده در پایگاههای معتبر داخلی و بینالمللی در بازه زمانی 2024-2017 بوده که با استفاده از روشهای استاندارد گزینش و مورد تحلیل محتوای کیفی قرار گرفتند.
نتایج و یافتهها: یافتهها حاکی از آن است که در سطح جهانی، پارادایم شهر هوشمند پایدار بهعنوان مفهومی چندبعدی و پویا درک میشود که در آن فناوری در خدمت تحقق اهداف کلانتری همچون پایداری زیستمحیطی، عدالت اجتماعی، حکمرانی مشارکتی، تابآوری و ارتقای کیفیت زندگی قرار دارد. در مقابل، در مطالعات داخلی ایران، تأکید غالب بر جنبههای فنی و زیرساختی هوشمندسازی بوده و ابعاد نظری، اجتماعی و شهروندمحور این مفهوم کمتر مورد توجه واقع شده است. این شکاف، لزوم بازنگری در رویکردهای پژوهشی و سیاستگذاری در بستر ملی را برای حرکت به سمت تحقق همهجانبه شهر هوشمند پایدار نشان میدهد.
6. ارزیابی فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان در چارچوب شاخصهای شهر دوستدار زنان (مطالعه موردی: شهر اردبیل)
صفحه 96-116
پریا نصیری، علیرضا محمّدی، منصور رحمتی، عطا غفاری گیلانده
چکیده مقدمه و هدف: سلامت روان زنان بهعنوان یکی از ابعاد اساسی سلامت عمومی، تحتتأثیر عوامل متعددی از جمله کیفیت و دسترسی به فضاهای عمومی شهری قرار دارد. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان زنان در شهر اردبیل و در چارچوب شاخصهای شهر دوستدار زنان انجام شده است.
روش شناسی: این مطالعه از نوع کاربردی با رویکرد توصیفی - تحلیلی است. دادههای مورد نیاز از طریق توزیع ۴۰۰ پرسشنامه در میان زنان ساکن شهر اردبیل و با روش نمونهگیری تصادفی سیستماتیک جمعآوری شد. ابزار پژوهش شامل 40 گویه در قالب پنج شاخص اصلی (کالبدی–فضایی، فرهنگی–اجتماعی، امنیت، دسترسپذیری و سلامت روان) بود. برای تحلیل دادهها از آزمون تی تکنمونهای در نرمافزار SPSS و مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار AMOS استفاده شد.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان داد که شاخصهای کالبدی - فضایی (میانگین 17/3) و فرهنگی–اجتماعی (میانگین 05/3) در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارند. همچنین، بر اساس نتایج تحلیل مسیر، شاخص کالبدی–فضایی با ضریب تأثیر 89/0 بیشترین نقش را در ارتقاء سلامت روان زنان داشته است. پس از آن، شاخصهای امنیت محیطی، فرهنگی–اجتماعی، دسترسپذیری و سلامت روان در رتبههای بعدی قرار گرفتند. این یافتهها بر اهمیت طراحی فضاهای عمومی با تأکید بر مؤلفههای کالبدی و محیطی در راستای ارتقاء سلامت روان بانوان تأکید دارد و لزوم توجه برنامهریزان شهری به این ابعاد را یادآور میشود . نوآوری این پژوهش در تحلیل همزمان پنج شاخص کلیدی شهر دوستدار زنان با رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) و تمرکز بر شهر اردبیل بهعنوان یک نمونه بومی است که کمتر در مطالعات پیشین مورد توجه قرار گرفته است.
7.برنامهریزی راهبردی جهت دستیابی به شهر خلاق (مطالعه موردی: شهر اردبیل)
صفحه 117-128
نوید غفاری چنذانق، محمد حسن یزدانی، دلاور معصومی
چکیده زمینه و هدف: خلاقیت شهری یکی از محرکهای اساسی برای دستیابی به توسعه پایدار است. این امر مستلزم دارا بودن صنایع خلاق، کارکنان خلاق، دانش خلاق و غنای فرهنگی است. مطالعه حاضر با هدف برنامهریزی راهبردی جهت دستیابی به شهر خلاق در شهر اردبیل انجام گرفت.
روششناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش به صورت توصیفی- تحلیلی است. روش گردآوری دادهها به صورت کتابخانهای ـ پیمایشی میباشد. براساس شاخصهای شهر خلاق و دادههای گردآوری شده 34 راهبرد دستیابی به شهر خلاق در پنج معیار اصلی(مردم، بنگاههای اقتصادی، فضاهای شهری، پیوند و ارتباطات و چشمانداز و آوازه شهر) تقسیمبندی شدند که برای تعیین اهمیت آنها(نظرات 50 نفر کارشناسان) از آزمون معادلات ساختاری در نرمافزار SMART-PLS استفاده گردید.
یافته و نتایج: معیار بنگاههای اقتصادی (ضریب 937/0)، معیار مردم (ضریب 936/0)، معیار فضاهای شهری (ضریب 918/0)، معیار پیوند و ارتباطات (ضریب 896/0) و معیار چشمانداز و آوازه شهر (ضریب 875/0) بهترین راهبردهای دستیابی به شهر خلاق میباشند. همچنین از بین معیار بنگاههای اقتصادی، حمایت تخصصی از کسبوکارهای خلاق (ضریب 87/0)، از بین معیار مردم، توسعه ظرفیت خلاقیت در کلیه سطوح آموزش عمومی(ضریب 85/0)، از بین معیار فضاهای شهری، ایجاد فضاهای با ثبات و مطمئن برای فعالیتهای فرهنگی و هنری(ضریب 76/0)، از بین معیار پیوند و ارتباطات، فراهم کردن زیرساختهای مجازی و تسهیل کننده در ارتباطات الکترونیکی(ضریب 82/0) و از بین معیار چشمانداز و آوازه شهر، برنامهریزی برای ارتقاء موقعیت منطقهای و فرامنطقهای شهر و تسهیل حضور گردشگران(ضریب 83/0) مهمترین راهبردهای دستیابی به شهر خلاق در اردبیل میباشند.
8.تأثیر رفتار شهروندی سازمانی بر عملکرد کارکنان در صنعت هتلداری (مطالعه موردی: هتل عباسی شهر اصفهان)
صفحه 129-148
جعفر بهاری، محمد علیزاده
چکیده زمینه و هدف: منابع انسانی به عنوان مهمترین و با ارزشترین منبع در موفقیت سازمان نقش بسزایی دارد چرا که منابع انسانی سازمان، قابلیت تغییر در عملکرد خود را دارد و اصلیترین ابزار تحقق اهداف سازمانی محسوب میشود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تأثیر رفتار شهروندی سازمانی بر عملکرد کارکنان در صنعت هتلداری در هتل عباسی اصفهان انجام شده است.
روششناسی: جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان هتل عباسی اصفهان در نظر گرفته شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، توصیفی و از نوع پیمایشی- همبستگی است. دادهها از طریق پرسشنامهای در مقیاس لیکرت جمعآوری و با نرم افزار Smart Pls تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج و یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که رفتار شهروندی سازمانی بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین، هر یک از ابعاد رفتار شهروندی سازمانی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد کارکنان دارند و از بین ابعاد رفتار شهروندی سازمانی تأثیر متغیر وجدان کاری بر عملکرد کارکنان بیشتر از سایر متغیرها بوده است.
9.ارائه مدل بازاریابی دیجیتال جهت توسعه گردشگری پایدار شهری( مطالعه موردی: شهر اردبیل)
صفحه 149-166
قاسم زارعی، مهتا عزیزی
چکیده زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تقاطع بازاریابی دیجیتال و گردشگری پایدار شهری، با تمرکز بر شهر اردبیل به عنوان یک مطالعه موردی است. بازاریابی دیجیتال ابزارهای نوآورانهای را برای ترویج مقاصد، همراه با ترویج شیوههای گردشگری مسئولانه، ارائه میدهد. گردشگری پایدار شهری نیز به دنبال ایجاد تعادل میان رشد اقتصادی، حفظ فرهنگ، و مدیریت زیستمحیطی در فضاهای شهری است.
روششناسی: روش پژوهش حاضر، استقرایی و رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد است. مشارکتکنندگان در فرایند پژوهش شامل متخصصان، اساتید دانشگاه و کارمندان باتجربه در زمینه گردشگری و بازاریابی هستند. همچنین از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شده و برای رسیدن به حد اشباع نظری و تکامل، با 12 نفر مصاحبه به عمل آمد، که با نرمافزار Max QDA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها و نتایج: براساس نتایج، عوامل علّی(ضعف در معرفی جاذبههای گردشگری پایدار، ضعف در اکوسیستم دیجیتال، عدم انطباق روشهای بازاریابی موجود با انتظارات گردشگر نوین و چالشهای فرهنگی و اجتماعی)؛ بستر حاکم(ویژگیهای جغرافیایی و طبیعی، امکانات و زیرساختها و ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه محلی)؛ شرایط مداخلهگر(عوامل سیاسی و مدیریتی، آموزش و تخصص نیروی انسانی و موانع فناوری و زیرساختی)؛ راهبردها (بهرهمندی از عناصر بازاریابی دیجیتال، راهبردهای پلتفرمی یکپارچه و تعاملی و راهبردهای همکاری و همافزایی)؛ پیامدها: (افزایش آگاهی و جذب گردشگران مسئول، توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی جامعه، برندینگ شهر اردبیل به عنوان مقصد پایدار و نتایج زیستمحیطی).
10.مدلسازی توسعه اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان
صفحه 167-187
حسین رضایی، افسانه زمانی مقدم، غلامرضا معمارزاده طهران
چکیده زمینه و هدف: ظرفیت ها وتوانمندی های استان سیستان و بلوچستان در جنبه های جغرافیایی، منابع طبیعی و اقتصادی و نیروی انسانی بالقوه بسیار است که در صورت بالفعل شدن این ظرفیتها می تواند مزیت های بسیاری را هم برای استان و هم برای منطقه رقم بزند. با توجه به اهمیت این موضوع هدف پژوهش حاضر؛ طراحی مدل توسعهی اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان است.
روششناسی: روش پژوهش مدلسازی به شیوه معادلات ساختاری و کمّی -پیمایشی است. جامعه پژوهش عبارت بودند از کلیه مدیران و کارکنان سازمانهای دولتی استان سیستان و بلوچستان. تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران 292 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بود پرسشنامه محقق ساخته و تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده، به دو روش توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS 16 و Smart PLS انجام شد.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد هفت مؤلفه در تبیین توسعه اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان نقش دارند که عبارتند از: امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی، امنیت نظامی، توسعه عدالت، توسعه کیفیت زندگی، توسعه اخلاق اجتماعی، و در نهایت توسعه امنیت سیاسی. جهت بررسی برازش مدل، به بررسی X2، R و RS؛ پرداخته شد که وجود X2 پایین و نسبت کای دو به درجه آزادی کمتر از سه، و همچنین ضریب تعیین و ضریب تعیین تعدیل شده محاسبه شده؛ نشاندهنده برازش مناسب مدل بود و در نهایت از جمعبندی عوامل، ابعاد و مؤلفههای مدل توسعهی اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان، 4 عامل، با اولویت بالا مطرح گردید. این عوامل عبارتند از: اولویت اول: امنیت نظامی، اولویت دوم: امنیت اجتماعی، اولویت سوم: توسعه کیفیت زندگی، و در نهایت اولویت چهارم: توسعه عدالت. امید است این نوع مطالعات گامی باشد در جهت تعمیق دانش کاربردی و ارتقای وضعیت اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان.
11.سنجش کارایی راهبردهای مدیریتی بر بهبود زیستپذیری شهری در کلانشهر تبریز
صفحه 188-206
راضیه قاسم زاده، محمد حسن یزدانی
چکیده زمینه و هدف: زیستپذیری شهری در سالهای اخیر به یکی از مباحث محوری در حوزه برنامهریزی و مدیریت شهری تبدیل شده است. دلیل این امر آن است که گسترش و تراکم روزافزون شهری فشار بیشتری بر فضای محدود، منابع و محیطزیست وارد میکند و ظرفیت شهرها را برای حفظ کیفیت مناسب زندگی کاهش میدهد. هدف این پژوهش، سنجش کارایی راهبردهای مدیریتی بر بهبود زیستپذیری در مناطق 1 و 10 کلانشهر تبریز است.
روششناسی: روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و دادهها با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده است. تحلیل شاخصهای کمی در محیط نرمافزار SPSS و با استفاده از آزمون T و تحلیل رگرسیونی به روش گام به گام صورت گرفته است.
نتایج و یافتهها: نتایج پژوهش نشان میدهد که منطقه 1 در ابعاد مختلف مدیریت شهری از جمله خدمات شهری (3.02)، حکمروایی (3.06)، سرمایهگذاری (3.07) و فرهنگی-اجتماعی (2.75) عملکرد بهتری نسبت به منطقه 10 دارد. همچنین، شاخصهای زیستپذیری در منطقه 1 شامل اقتصادی (2.84)، اجتماعی (3.72), کالبدی (3.82) و زیستمحیطی (3.68) در مقایسه با منطقه 10 که در ابعاد مدیریت شهری و زیستپذیری مقادیر پایینتری دارد، بیانگر وضعیت مطلوبتر این منطقه است. یافتهها نشان میدهد که رابطه معناداری بین کیفیت مدیریت شهری و ارتقای سطح زیستپذیری وجود دارد و بازنگری در سیاستهای مدیریتی و برنامهریزی متوازن و عدالتمحور برای ارتقای کیفیت زندگی شهری در مناطق کمبرخوردار ضروری است.
12.تأثیر زیرساختهای سبز بر ایجاد شهر هوشمند پایدار در کلانشهر کرج
صفحه 207-229
عطا غفاری گیلانده، منصور رحمتی، محمد مهدی مه آبادی پور، یاسر افشون
چکیده زمینه و هدف: با افزایش سریع شهرنشینی و چالشهای زیستمحیطی، رویکردهای نوینی چون شهر هوشمند پایدار و زیرساخت سبز ضروری شده است. با این حال، شکاف میان تئوری و عمل، بهویژه در زمینه اولویتبندی اقدامات، همچنان پابرجاست. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر زیرساختهای سبز بر تحقق شهر هوشمند پایدار و ارائه یک چارچوب مبتنی بر داده برای اولویتبندی مکانی در کلانشهر کرج انجام شد.
روششناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است. ابتدا ۲۴ متغیر کلیدی شناسایی و از طریق پرسشنامه در اختیار ۳۰ خبره قرار گرفت. سپس با استفاده از یک رویکرد ترکیبی، از تکنیک تحلیل ساختاری اثر متقابل (MICMAC) برای شناسایی پیشرانهای کلیدی و از روش تصمیمگیری چندمعیاره (CoCoSo) برای رتبهبندی آمادگی ۱۱ منطقه شهری کرج بهره گرفته شد.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که هفت پیشران، از جمله «سطوح نفوذپذیر»، «کریدورهای زیستی»، «سرمایهگذاری» و «حکمرانی یکپارچه»، قدرتمندترین عوامل اثرگذار بر سیستم هستند. همچنین، تحلیل کوکوسو، منطقه ۵ را به عنوان مناسبترین ناحیه برای شروع پروژهها معرفی نمود. یافتهها تأکید میکند که گذار موفق به شهر هوشمند پایدار، نیازمند یک استراتژی یکپارچه است که همزمان بر زیرساختهای فیزیکی، عوامل حاکمیتی و محرکهای اقتصادی تمرکز دارد و سیاستگذاریها باید بر اساس اولویتهای مکانی صورت گیرند. در نهایت، این پژوهش نشان میدهد که تحقق شهر هوشمند پایدار در کرج، تنها از طریق یک استراتژی یکپارچه که پیشرانهای کلیدی فیزیکی، حاکمیتی و اقتصادی را در اولویتهای مکانی مشخص به کار میگیرد، ممکن میشود.
13.تحلیل ریسکهای انتهایی و همبستگیهای بینبانکی در بانکهای بورسی ایران: رویکرد مدل هیبریدی یادگیری عمیق و فرآیندهای گوسی
صفحه 230-249
سپیده عظیمی، سعید کیان پور، علیرضا همایونفر
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش بهمنظور سنجش ریسکهای انتهایی و همبستگیهای میانبانکی در نظام بانکی ایران و شناسایی ریشههای اصلی شکنندگی سیستمیک انجام شده است. تمرکز بر دوره طولانی پس از بحران مالی جهانی (از سال ۱۳۸۷ تا پایان ۱۴۰۳) قرار دارد؛ دورهای که نظام بانکی تحت فشار شدید عوامل ساختاری مانند پرداخت سود ثابت علیالحساب، اضافهبرداشت گسترده، ناترازی شدید ترازنامه بانکها و شوکهای کلان اقتصادی قرار گرفته است. هدف اصلی، ارزیابی وضعیت کنونی آسیبپذیری سیستمی و پیشبینی مسیرهای محتمل آینده با استفاده از رویکردهای ترکیبی پیشرفته است.
روششناسی: این مطالعه از یک مدل ترکیبی نوین استفاده کرده که شامل یادگیری عمیق، فرآیندهای گوسی، مدل خودرگرسیون برداری با ضرایب متغیر در زمان، تحلیل شبکه میانبانکی و شبیهسازیهای گسترده مونتکارلو است. دادههای فصلی دوازده متغیر کلیدی بانکی (شامل اضافهبرداشت، مطالبات مشکوکالوصول، نسبت کفایت سرمایه، نقدینگی و ...) به همراه متغیرهای کلان اقتصادی (تورم، نرخ ارز، رشد اقتصادی و ...) در بازه زمانی ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۳ تحلیل شدند. شاخص آسیبپذیری سیستمی و میزان انتقال ریسک از طریق کانالهای مختلف (بهویژه کانال اعتماد) محاسبه و با روشهای مرسوم مقایسه گردید.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان میدهد نظام بانکی ایران از ابتدای سال ۱۳۸۷ وارد یک رژیم بحرانی و آشوبناک پایدار شده و تا پایان سال ۱۴۰۳ همچنان در این رژیم باقی مانده است. شاخص آسیبپذیری سیستمی در سال ۱۴۰۳ به بیش از ۰٫۹۶ رسیده که بیانگر وضعیت بسیار شکننده و نزدیک به نقطه بحرانی است. شوکهای وارد بر نظام بهطور بسیار نامتقارن عمل میکنند؛ بهگونهای که شوکهای منفی تا حدود ده برابر قویتر از شوکهای مثبت هستند و تقریباً دائمی باقی میمانند. انتقال ریسک میان بانکها تقریباً بهطور کامل (نزدیک به صد درصد) از طریق کانال اعتماد و همبستگیهای پنهان صورت میگیرد. ریشه اصلی این شکنندگی، ادامه سیاست پرداخت سود ثابت علیالحساب به سپردهگذاران (علیرغم ناترازی واقعی منابع و مصارف) و اضافهبرداشت گسترده بانکها از بانک مرکزی است که یک چرخه معیوب نقدینگی و افزایش مداوم ریسک سیستمی ایجاد کرده است. شبیهسازیها احتمال وقوع فروپاشی سیستمی تا پایان سال ۱۴۰۶ را در صورت تداوم روند کنونی بیش از ۸۷ درصد برآورد کردهاند. در مقابل، اجرای اصلاحات ساختاری فوری و قاطع شامل حذف کامل سود ثابت علیالحساب، انحلال یا ادغام بانکهای زیانده و بازسازی جدی حاکمیت شرکتی میتواند نظام بانکی را به سمت یک رژیم پایدار و خودتقویتشونده هدایت کند. دقت پیشبینی مدل پیشنهادی بهطور چشمگیری بالاتر از روشهای سنتی است.
14.بازخوانی انتقادی رویکرد برنامهریزی جامع عقلانی: مبانی، چالشها و درسهایی از تجارب جهانی
صفحه 250-269
فاطمه شیخی، محمد محمدنژاد
چکیده زمینه و هدف: برنامهریزی جامع عقلانی بهعنوان یکی از رویکردهای مسلط برنامهریزی شهری در نیمه دوم قرن بیستم، بر مفروضاتی چون عقلانیت ابزاری، امکان شناخت جامع، پیشبینیپذیری آینده و وجود مصلحت عمومی واحد استوار بوده است. با این حال، تحولات اجتماعی، اقتصادی و نهادی شهرهای معاصر، بهویژه در کشورهای درحالتوسعه، کارایی این رویکرد را با تردیدهای جدی مواجه کرده است. هدف این پژوهش، بازخوانی انتقادی برنامهریزی جامع عقلانی و ارزیابی ظرفیتها و محدودیتهای نظری و عملی آن در مواجهه با پیچیدگیهای امروز شهرها است.
روششناسی: پژوهش حاضر با استفاده از روش مرور انتقادی ادبیات و بر پایه چارچوب SALSA انجام شده است. در این راستا، آثار نظری کلاسیک و مطالعات تجربی جدید مرتبط با برنامهریزی جامع عقلانی، بهویژه در بازههای زمانی ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ و ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، از پایگاههای معتبر علمی گردآوری، غربالگری و ارزیابی انتقادی شده و سپس در قالب یک سنتز مفهومی تحلیل شدهاند.
نتایج و یافتهها: یافتهها نشان میدهد که مفروضات بنیادین برنامهریزی جامع عقلانی در عمل، بهدلیل محدودیت دادهها، تعارض منافع، نقش قدرت، پویایی اجتماعی و عدمقطعیت آینده، قابل تحقق نیستند. تجارب جهانی بهویژه در کشورهای درحالتوسعه حاکی از آن است که اجرای نسخههای تکنوکراتیک این رویکرد اغلب به شکاف میان طرح و واقعیت، ناکارآمدی اجرایی، گسترش سکونتگاههای غیررسمی و مقاومت اجتماعی منجر شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که مسئله برنامهریزی جامع عقلانی صرفاً ضعف اجرا نیست، بلکه محدودیتی ساختاری در بنیان نظری آن وجود دارد. با این حال، احیای کارایی این رویکرد از طریق بازتعریف آن و تلفیق تحلیل فنی با رویکردهای انطباقی، مشارکتی، یادگیرنده و زمینهمحور امکانپذیر است؛ رویکردی که میتواند پاسخگوی واقعیتهای پیچیده شهرهای معاصر باشد.
15. بررسی توزیع زمانی-مکانی محوطههای باستانی در حوضه رودخانه قزلاوزن، منطقه شرق استان کردستان ایران (هزاره اول پیش از میلاد)، با تأکید بر سامانه اطلاعات جغرافیایی
صفحه 270-291
اردشیر جوانمرد زاده، حبیب شهبازی شیران، مژگان رستمی
چکیده زمینه و هدف: جوامع بشری همواره با ایجاد محیط های قابل سکونت و الگوهای زیستگاهی متناسب با محیط استقرارها را ممکن می سازد. بر اساس این رویکرد در باستان شناسی، عوامل محیطی در ارزیابی سکونتگاهها در هر دوره نقش مهمی را ایفا می کنند. این عملکرد علاوه بر تشخیص میزان تاثیرات محیطی، درجه سازگاری زیستگاهها با شرایط محیطی غالب را آشکار می سازد. با قدرتمندتر شدن ابزارهای مکانی، باستان شناسی GIS نیز تکامل یافته است و امکان تجسم سکونتگاههای باستانی و تجزیه و تحلیل تغییرات در استفاده از فضا در طول زمان را فراهم میکند.
روششناسی: این پژوهش با استفاده از تجزیه و تحلیل عوامل محیطی، توسط سیستم اطلاعاتی GIS به چگونگی الگوی استقرار و پراکندگی 161 محوطه باستانی در حوضه قزل اوزن پرداخته شده است. پس از تحلیل نقشه های GIS برای بررسی و توزیع این سکونتگاهها در رابطه با محیط طبیعی با تمرکز بر منابع آبی ، ارتفاع، شیب و کاربری اراضی میپردازد.
نتایج و یافتهها: 1: توزیع سکونتگاهها از هزاره اول ق.م.از مناطق دشت و کوهپایهای گسترش یافته است. 2:سکونتگاههای هزاره اول ق.م. عمدتاً در ارتفاعات2000-؛. با شیب متوسط10-5، فواصل نزدیک به رودخانهها کمتر از500- متر، و انتخاب نوع زمین شکل گرفته است. ارتفاع زیاد - شیب تند در حاشیه رودخانهها( دشت –کوهپایهها) دال بر کاهش جمعیت و نوع استقرارهای کوچرو را نشان میدهد.3:کاربری اراضی: ظهور و پیشرفت کشاوررزی و مواصلاتی راهها در مسیر منابع آبی، مبادلات تجاری، ارتباطات منطقهای و فرامنطقهای دال به توزیع پراکنش مکانهای باستانی در حوضه قزل اوزن است. منطقه شرق کردستان از عصر مس و سنگ تا دوران اسلامی تکامل سکونتگاهها، نشان دهنده سازگاری و رقابت ساکنان با محیط طبیعی در حوضه قزل اوزن است. علاوه بر این، بینشهایی را در مورد توسعه اجتماعی پیچیده در منطقه ارائه میدهد.
16.ارائه راهبردهای توسعه پایدار برای روستاهای پیراشهری (مطالعه موردی: روستای خداقلی شهرستان بجنورد)
صفحه 292-313
فروغ خزاعی نژاد، محمد احمدی
چکیده زمینه و هدف: سکونتگاههای روستایی به عنوان بستر زندگی و فعالیتهای انسان، موضوعی چند بعدی است. مسئله سکونتگاههای روستایی بخشی از مسئله گستردهتری است که تحت عنوان توسعه پایدار در سطح ملی و منطقهای نمود پیدا میکند. از این رو از سوی برنامهریزان روستایی، شهری و منطقهای مورد توجه قرار میگیرد. از آنجایی که فضاها و روستاهای پیراشهری ایران، به ویژه در استان خراسان شمالی، در مقطعی حساس از روند تحول و توسعه روستایی-شهری خود قرار دارند، باید همگام با رشد افسارگسیخته، برنامهریزی دقیقی داشتهباشند. در این راستا، این پژوهش در نظر دارد با طرح برنامه 5 ساله برای روستای خداقلی، نقشی پایدار برای روستا متصور شود. روش این پژوهش از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی میباشد.
روششناسی: برای گردآوری اطلاعات نیز از روشهای کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده) استفاده شده است. همچنین از گروه کانونی و روش کیفی برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده گردیده است. قلمرو جغرافیایی روستای خداقلی از روستاهای حریم شهر بجنورد میباشد.
نتایج و یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد موقعیت روستای خداقلی در حریم شهر بجنورد باعث شده تا میزان مهاجرت به این روستا افزایش یافته و باعث بروز مشکلات زیادی شود. طبق نتایج SWOT نقاط قوت و فرصت این روستا بیشتر از نقاط ضعف و تهدید میباشد. بنابراین مهمترین استراتژی توسعه آن تهاجمی است. طبق نتایج QSPM ایجاد زیرساختهای مورد نیاز گردشگری و اقامتی، توسعه خدمات، زیرساختها و امکانات مورد نیاز روستا، تکمیل طرح هادی روستایی، توسعه مشاغل خرد، خانگی و نوین، توسعه بخش صنعتی-کارگاهی روستا و تکمیل زنجیره ارزش محصولات روستا مهمترین راهبردهای توسعه پایدار روستا هستند.
17. برنامهریزی راهبردی با به کارگیری رویکرد شهر 15 دقیقهای (مورد پژوهی: محله حمیدیان شهر رشت)
صفحه 314-335
سارا احمدپورشمامی، علی پاشا، مهدی برنافر، صابر محمدپور
چکیده زمینه و هدف: افزایش تراکم جمعیت در مناطق شهری و نگرانیهای مرتبط با پایداری و سلامت عمومی، موجب شده است ساکنان شهری به سمت شیوههای تحرک فعال گرایش پیدا کنند. در این راستا، مفهوم شهر 15 دقیقهای به عنوان یک الگوی نوین شهری مطرح شده است که هدف آن دسترسی ساکنان به نیازهای اساسی زندگی (مانند کار، آموزش، بهداشت و تفریح) در فاصلهای حداکثر 15 دقیقهای با روشهای غیرموتوری است.
روششناسی: این پژوهش کاربردی با رویکرد توصیفی–تحلیلی در محله حمیدیان رشت انجام شده و دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای، بررسی میدانی، نقشهها، تصاویر ماهوارهای و اسناد فرادست گردآوری شده است. راهبردهای تحقق شهر ۱۵ دقیقهای با بهرهگیری از تکنیک SWOT و اولویتبندی آنها با ماتریس QSPM تدوین شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که اساسیترین نیاز محله حمیدیان برای حرکت به سمت شهر ۱۵ دقیقهای، بهبود سیستم دسترسی و تحرکپذیری است. سه راهبرد اول که بالاترین اولویت را دارند، مستقیماً به ارتقای دسترسی غیرموتوری ایمن و کارآمد (پیاده، دوچرخه و حملونقل عمومی) مربوط میشوند و نشان میدهند بدون زیرساخت حملونقلی مناسب، تحقق سایر اهداف شهر ۱۵ دقیقهای ممکن نیست. بر اساس امتیازدهی QSPM، «کیفیت معابر پیاده و ایمنی عابران» به عنوان عامل کلیدی با بیشترین امتیاز و «فناوریهای هوشمند و توسعه گردشگری» به عنوان عامل با کمترین اولویت در شرایط فعلی محله شناسایی شدند. با وجود چالشهایی مانند کمبود فضاهای عمومی و ضعف حملونقل، پتانسیلهایی چون موقعیت ارتباطی مناسب و تالاب عینک نیز وجود دارد. راهبردهای اولویتدار شامل اصلاح شبکه حملونقل، بهبود معابر پیاده و توسعه دسترسی غیرموتوری به خدمات و فضاهای سبز است. در نهایت، اجرای موفق این الگو نیازمند همکاری نهادهای مدیریتی، مشارکت شهروندان و بهرهگیری از فناوریهای هوشمند خواهد بود.
18. بررسی چندبعدی امنیت اجتماعی در محیطهای شهری با تأکید بر عوامل کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی (مطالعه موردی: شهرک آزادشهر یزد)
صفحه 336-367
میترا قربی، بهروز بیغرض
چکیده زمینه و هدف: تحولات سریع کالبدی و اجتماعی در شهرهای ایران طی دهههای اخیر، امنیت محلات شهری را به پدیدهای چندبعدی و پیچیده تبدیل کرده است که بررسی آن مستلزم توجه همزمان به ویژگیهای فضایی، روابط اجتماعی و سازوکارهای نهادی–حکمرانی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی چندبعدی امنیت اجتماعی و سنجش میزان تأثیر و قدرت تبیین ابعاد کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی در شهرک آزادشهر یزد است.
روششناسی: . این مطالعه با رویکرد آمیخته اکتشافی–تبیینی و در دو مرحله انجام شد. در مرحله کیفی، با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته با ساکنان، کارشناسان امنیتی و متخصصان شهری و بهکارگیری تحلیل مضمون، شاخصهای بومی امنیت اجتماعی شناسایی گردید. در مرحله کمی، دادهها از طریق پرسشنامه و از ۳۶۷ نفر از ساکنان گردآوری و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل شد.
یافته و نتایج: نتایج نشان داد که هر سه بعد کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی تأثیر مثبت و معناداری بر امنیت اجتماعی دارند و مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. در این میان، بعد اجتماعی بیشترین قدرت تبیین امنیت اجتماعی را دارا بود (β = 0.56، t = 11.74، p < 0.001؛ R² = 0.57)، که شاخصهایی مانند روابط همسایگی، سرمایه اجتماعی و حس تعلق نقش برجستهتری در آن ایفا میکنند. بعد کالبدی نیز با تأثیری متوسط تا نسبتاً قوی (β = 0.31، t = 4.21، R² = 0.23) بیشترین ارتباط را با کیفیت فضاهای عمومی و نورپردازی نشان داد. بعد نهادی–حکمرانی نیز اگرچه تأثیر معناداری داشت (β = 0.29، t = 3.98، R² = 0.19)، اما در مقایسه با دو بعد دیگر از قدرت تبیین کمتری برخوردار بود. در مجموع، این سه بعد در قالب مدل یکپارچه توانستند 63 درصد از واریانس امنیت اجتماعی را تبیین کنند. بر این اساس، نتایج پژوهش بر اهمیت توجه همزمان به ابعاد اجتماعی، کالبدی و نهادی در برنامهریزی و سیاستگذاری ارتقای امنیت اجتماعی محلات شهری، بهویژه در شهرهای متوسط ایران، تأکید دارد.
تأثیر نقشپذیری روستاشهری بر سبک زندگی سلامتمحور و رسانهمحور ( مورد پژوهی:شهر ثمرین استان اردبیل)
صفحه 368-389
ارسطو یاری حصار، بهرام ایمانی، آرزو مرادی شاغونگنش
چکیده مقدمه و هدف: در دهههای اخیر، برنامهریزان با هدف کاهش نابرابریهای منطقههای و دوگانگیهای شهری-روستایی، راهبردهای مختلفی از جمله تبدیل روستا به شهر را اتخاذ کردهاند. این تحولات نه تنها باعث تغییرات ساختاری-کارکردی شده، بلکه سبک زندگی ساکنان این مناطق را نیز تحت تأثیر قرار داده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر نقشپذیری روستاشهری بر تحولات سبک زندگی ساکنان شهر ثمرین اردبیل انجام شده است.
روش شناسی: این پژوهش از نظر ماهیت کاربردی و از نظر روش، کمی است. جامعه آماری شامل تمامی ساکنان روستاشهر ثمرین و نمونه آماری مشتمل بر ۲۵۲ خانوار است که با روش کوکران برآورد و به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان میدهد در شاخصهای سبک زندگی سلامتمحور (۴۹%) و رسانهمحور (54%) تغییرات ایجاد شده است، اما این تغییرات در محیط مورد مطالعه چندان پررنگ و بنیادین نبوده است. به عبارت دیگر، نقشپذیری روستاشهری و تحولات اداری-مدیریتی منجر به تغییرات کمی در سبک زندگی شده و تغییرات سبک زیستی بیشتر متأثر از ارتباطات اجتماعی و عوامل فرهنگی-رسانهای میان ساکنان بوده است تا تصمیمات نهادهای دولتی. تحلیل یافتهها نشان میدهد تحول روستاشهری در ثمرین منجر به تغییرات نامتوازن شده است: درحالی که مصرف رسانهای (6/74%) رشد چشمگیری داشته، دسترسی به خدمات سلامت (9/29 %) بهبود محدودی نشان میدهد. این شکاف، لزوم بازنگری در نظریههای کلاسیک سبک زندگی برای جوامع درحال گذار و اتخاذ رویکردی یکپارچه در برنامهریزی را آشکار میسازد.
نقش زیست سوخت ها در توسعه پایدار زنجیره تامین کشاورزی: با بهره گیری از روش هوش محاسباتی مصنوعی
صفحه 390-409
لطف اله ملکی معصوم آباد، سینا اردبیلی، فاطمه هاشمی
چکیده زمینه و هدف: با افزایش فشارهای زیستمحیطی و نیاز روزافزون به انرژیهای پاک، استفاده از زیستسوختها بهعنوان راهکاری در بهبود پایداری زنجیره تأمین کشاورزی مورد توجه قرار گرفته است هدف تحلیل نقش زیستسوختها در توسعه پایدار زنجیره تأمین کشاورزی، با بهرهگیری از رویکرد ترکیبی سیستماتیک، گروه کانونی، و مدلسازی مبتنی بر هوش محاسباتی انجام گرفت.
روششناسی: در مرحله اول، از روش مرور سیستماتیک بر پایه دستورالعمل PRISMA برای شناسایی متغیرهای کلیدی استفاده شد. با مشارکت ۲۰ خبره در قالب گروه کانونی، مهمترین پارامترهای اثرگذار از جمله فناوری تولید زیستسوخت، سیاستهای حمایتی، زیرساختهای انرژی، و شاخصهای اقتصادی و زیستمحیطی شناسایی شد. در ادامه، برای تحلیل دادهها از الگوریتمهای جنگل تصادفی و انتخاب ویژگیRelief بهره گرفته شد.
نتایج و یافتهها: مدلسازی نشان داد که الگوریتم جنگل تصادفی با دقت ۸۵٪ (AUC=0.98) توانسته است بهطور مؤثر زنجیرههای تأمین با سطوح مختلف پایداری را خوشهبندی کند. خوشهبندی حاکی از آن بود که شاخصهایی نظیر اشتغالزایی مستقیم در روستا، کاهش آلایندگی، کاهش هزینه انرژی و فاصله تا مراکز فرآوری بیشترین تأثیر را در ارتقاء پایداری ایفا میکنند، در حالی که نوع و مقدار زیستسوخت مصرفی تأثیر کمتری داشتهاند. یافتهها بیانگر آن است که توسعه پایدار زنجیره تأمین کشاورزی نیاز به تمرکز بر بهبود فناوریهای تولید، زیرساختهای زیستسوختی، سیاستهای حمایتی هدفمند و برنامههای آموزشی برای کشاورزان است. یافته های این مطالعه، ضمن ارائه چارچوبی نوین برای ادغام انرژیهای تجدیدپذیر در زنجیره تأمین کشاورزی، میتوانند مبنایی برای تصمیمگیریهای سیاستی و راهبردهای بهینهسازی در راستای تحقق توسعه پایدار در بخش کشاورزی ایران و سایر کشورهای در حال توسعه باشند.
بررسی رابطه علیتی غیر خطی بین درآمدها و هزینههای دولت در ایران: روش علیتی غیر خطی مارکوف سوییچینگ
صفحه 410-428
حمیدرضا پناهی، زهرا کریمی تکانلو، محمد مهدی برقی اسکویی
چکیده زمینه و هدف : بررسی ارتباط هزینه و درآمدهای دولت در راستای رشد و توسعه اقتصادی بسیار مهم است. درک ارتباط علیّتی بین درآمد و هزینههای دولت میتواند به تدوین یک برنامه بودجهای مهم برای رسیدن به رفاه اقتصادی در یک کشور کمک شایانی نماید. رابطه میان درآمد و هزینههای دولت میتواند نشاندهنده میزان سرمایهگذاری دولت در بخشهای کلیدی اقتصاد (مانند آموزش، بهداشت و زیرساختها) باشد. افزایش سرمایهگذاری در این بخشها به رشد اقتصادی بلندمدت منجر میشود.
روش شناسی: با توجه به اهمیت بررسی ارتباط هزینه و درآمد دولت، این مطالعه به بررسی این ارتباط و مشخص نمودن رابطه علت و معلولی با استفاده از روش مارکوف سوییچینگ پرداخته است. مطالعه حاضر با استفاده از روش علیّتی مارکوف سوییچینگ در بازه زمانی 1352-1401 پرداخته است.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان از آن دارد که در وضعیتی که درآمدهای دولت و هزینههای دولت بالا است، علیّت از سمت درآمدهای دولت ( هم سایر درآمدهاو هم درآمد نفتی) به هزینههای عمرانی و جاری است. این در حالی است که در وضعیت درآمدی و هزینهای پایین، درآمد نفتی تنها منجر به تغییر هزینه عمرانی شده و سایر درآمدها نیز منجر به تغییر هزینه جاری میشود. بررسی نتایج از سمت هزینه به درآمدهای دولت به تفکیک دو رژیم بررسی شده بدین صورت است که در دوران رژیم صفر که درآمدها و هزینهها بالا است، هیچ علیّتی از سمت هزینههای عمرانی و جاری به سمت درآمد مشاهده نمیشود. در مقابل، زمانی که وضعیت درآمدی و هزینهها پایین است، تنها هزینه عمرانی میتواند منجر به تغییر سایر درآمدها شود و از سمت هزینه جاری هیچ علیّتی به سمت درآمد دولت مشاهده نمیشود.
