کلیدواژه‌ها = سنجش از دور
جغرافیای طبیعی

مکان‌یابی بهینه مناطق کشاورزی با استفاده از داده‌های سنجش از دور و تحلیل سلسله مراتبی (مطالعه موردی: شهرستان اردبیل)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404

بهروز سبحانی، مرتضی مملوکی

چکیده زمینه و هدف: مکان‌یابی بهینه مناطق کشاورزی به فرآیند انتخاب بهترین اراضی برای کشت محصولات کشاورزی با در نظر گرفتن عوامل مختلف مانند شرایط اقلیمی، خاکی و منابع آبی اشاره دارد تا بهره‌وری و پایداری تولید افزایش یابد. این پژوهش نیز با هدف مکان‌یابی مناطق مناسب برای کشاورزی در شهرستان اردبیل، با بهره‌گیری از داده‌های سنجش از دور و تحلیل سلسله‌مراتبی ANP انجام شده است.
روش‌شناسی: دراین پژوهش ابتدا عوامل محیطی مؤثر بر کشاورزی شناسایی و در چهار دسته اصلی شامل توپوگرافی (ارتفاع، شیب، جهت شیب)، اقلیم (دما، بارش، تبخیر و تعرق)، منابع آب (رواناب، رطوبت خاک، ذخایر آب زیرزمینی، فاصله از آبراهه) و پوشش زمین (بافت خاک، کاربری اراضی، NDVI) طبقه‌بندی شدند. داده‌های ماهواره‌ای مورد نیاز از پایگاه‌های معتبر همچون MODIS، CHIRPS، GRACE، Landsat 8 و TerraClimate استخراج گردید و تحلیل‌های لازم در محیط Google Earth Engine انجام گرفت. وزن‌دهی معیارها با استفاده از نرم‌افزار Super Decisions و تحلیل ANP صورت پذیرفت. در ادامه، نقشه نهایی مناطق کشاورزی بهینه با استفاده از نرم‌افزار ArcGIS تولید شد.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: برای این منظور، نتایج تحقیق نشان داد که نواحی غربی و جنوب‌شرقی شهرستان اردبیل به دلیل شرایط مطلوب اقلیمی، منابع آبی کافی و توپوگرافی مناسب، از پتانسیل بالایی برای کشاورزی پایدار برخوردار هستند. در این مناطق، عواملی نظیر ارتفاع، بارش، رطوبت خاک و شیب، تأثیرات مثبتی در رشد و بهره‌وری کشاورزی داشته‌اند. در مقابل، نواحی مرکزی و شرقی شهرستان، به دلیل کاهش بارش، ارتفاع کم و محدودیت در منابع آبی، با چالش‌های بیشتری در زمینه کشاورزی مواجه هستند. افزایش تبخیر و تعرق در این مناطق و کمبود ذخایر آب زیرزمینی، ضرورت استفاده از روش‌های نوین آبیاری و کشت محصولات مقاوم به خشکی را برجسته می‌کند.

آمایش سرزمین

بررسی تغییرات کاربری اراضی و پیش بینی آن با استفاده از مدل CA-Markov (مطالعه موردی: منطقه 7 شهرداری تبریز)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1403

منصور رحمتی، حسین نظم فر، وحید قدوسی، سعیده سرباز

چکیده زمینه و هدف: مدل‌سازی تغییرات کاربری اراضی ابزاری ضروری برای تحلیل، برنامه‌ریزی و مدیریت محیطی است. از جمله اهداف اساسی این تحقیق، بررسی و درک تغییرات کاربری اراضی در منطقه 7 تبریز بین سال‌های 2000 تا 2020 با استفاده از فناوری سنجش از دور و تصاویر ماهواره‌ای و همچنین پیش‌بینی این تغییرات برای 20 سال آینده است. برای پیش‌بینی تغییرات، از مدل سلول زنجیره مارکوف برای پیش‌بینی استفاده شد. از جمله اهداف دیگر می‌توان به یافتن کاربری‌هایی که بیشترین تغییرات و افزایش‌ها را داشته‌اند و خواهند داشت، اشاره کرد.
روش بررسی: مدل‌سازی تغییرات کاربری اراضی ابزاری ضروری برای تحلیل، برنامه‌ریزی و مدیریت محیطی است. هدف اصلی این تحقیق بررسی و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی شهر تبریز در یک دوره 20 ساله (از 2000 تا 2020) است. این هدف با استخراج نقشه‌های کاربری اراضی برای سال‌های 2000 و 2020 از طریق تصاویر ماهواره‌ای و به دست آوردن تغییراتی که در کاربری اراضی در این دوره رخ داده است و در نهایت پیش‌بینی این تغییرات با استفاده از مدل مارکوف محقق می‌شود.
نتایج و یافته‌ها: نتایج نشان داد که اگرچه منطقه دارای مساحت زیادی از زمین‌های بایر است، اما مساحت مسکونی بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته و در آینده نیز به رشد خود ادامه خواهد داد. این نشان دهنده روند مثبت و افزایشی در مناطق شهری و مسکونی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ شاهد کاهش شدید فضای سبز بوده‌ایم که می‌تواند هشداری برای مدیران و تصمیم‌گیرندگان باشد. فضای سبز شهری یک کاربری مهم در داخل شهر و حاشیه شهر است و نبود آن باعث مشکلات زیست‌محیطی و... می‌شود. همچنین، کاربری مسکونی تا ۲۰ سال آینده بیشترین تغییرات را در سطح منطقه خواهد داشت و ثابت شد که مدل طبقه‌بندی حداکثر احتمال از دقت مناسبی برای طبقه‌بندی داده‌های ماهواره‌ای برخوردار است.

برنامه ریزی شهری و منطقه ای

ارزیابی اثرات جنگ داخلی بر تغییرات نظام کاربری اراضی استان صلاح‌الدین عراق با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای و با رویکرد برنامه‌ریزی پس از جنگ

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404

علی محمد فاضل، ابوالفضل قنبری، خلیل ولیزاده کامران

چکیده استان صلاح‌الدین عراق با توجه به موقعیت استراتژیک، برخورداری از منابع متعدد و تنوع فرهنگی خود در طی چند دهه اخیر بستر درگیری و تعارض بوده است و نظام ارضی موجود در آن تحت تأثیر این عامل قرار گرفته است. بر همین اساس، در تحقیق حاضر به مطالعه تأثیر جنگ‌های داخلی بر تغییرات اراضی استان صلاح‌الدین با استفاده از قابلیت‌های سنجش از دور و GIS پرداخته شده است.در این راستا، نقشه کاربری اراضی منطقه در سال‌های پیش از جنگ، حین جنگ و پس از جنگ با بهره‌گیری از تکنیک ماشین بردار پشتیبان (SVM) و تصاویر ماهواره‌ لندست 8 استخراج شده است. بعلاوه، با استفاده از مدل‌ساز تغییرات زمین (LCM) به ارزیابی کم و کیف تغییرات در طی این بازه پرداخته شده است تا ابعاد تغییرات نظام ارضی منطقه مشخص شود.مطابق یافته‌ها، وقوع جنگ موجب کاهش گستره اراضی ساخته شده، پوشش مرتعی و بدنه‌های آبی و افزایش گستره اراضی بایر، پوشش گیاهی و باغی و اراضی زراعی شده است. در مقابل، فروکش نمودن جنگ منجر به کاهش گستره اراضی بایر، پوشش مرتعی و بدنه‌های آبی و افزایش گستره اراضی ساخته شده، پوشش گیاهی و باغات و اراضی زراعی شده است. بررسی‌ها حاکی از استفاده شورشیان از اراضی زراعی به‌عنوان یکی از اهرم‌های جنگ علیه نیروهای دولتی و مردمی بوده است و در مقابل، تخریب و نابودی ساختمان‌های دولتی به دنبال گسترش جنگ مشاهده شده است.نتایج تحقیق حاکی از آسیب‌پذیری زیرساختی و جمعیتی منطقه در برابر جنگ بوده و چشم‌انداز پس از جنگ نیز مستلزم سیاست‌های بازیابی و بازسازی ناشی از درگیری است که باید مورد توجه قرار بگیرد.

جغرافیای طبیعی

تحلیل ده‌ساله تغییرات کاربری اراضی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه و ارتباط آن با تغییرات سطح آب (با استفاده از تصاویر لندست 8 و 9)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 اردیبهشت 1405

علی محمدی، مژگان زعیم دار، مهسا بخشائی، مسعود ترابی آزاد

چکیده حوضه آبریز دریاچه ارومیه طی دهه‌های اخیر با تغییرات گسترده کاربری اراضی و کاهش شدید تراز آب مواجه بوده است؛ مسأله‌ای که ضرورت تحلیل علمی پویایی‌های کاربری سرزمین و ارائه الگوهای مدیریتی سازگار با پایداری محیط‌زیستی را دوچندان می‌کند. هدف این پژوهش، بررسی تغییرات ده‌ساله کاربری اراضی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه (2013–2023) با استفاده از تصاویر لندست 8 و 9 و ارائه الگوی پیشنهادی کاربری اراضی با رویکرد کاهش مخاطرات محیط‌زیستی است. برای این منظور، تصاویر ماهواره‌ای پس از انجام تصحیحات هندسی و اتمسفری، با الگوریتم طبقه‌بندی نظارت‌شده حداکثر احتمال در چهار کلاس اصلی طبقه‌بندی شدند. میزان دقت طبقه‌بندی با استفاده از ماتریس خطا، صحت کلی و ضریب کاپا ارزیابی شد و صحتی بالاتر از 90 درصد به‌دست آمد. در ادامه، تغییرات مساحت و الگوی فضایی هر کاربری در بازه مطالعه تحلیل و با روند کاهش سطح آب دریاچه مقایسه گردید. نتایج نشان داد افزایش قابل‌توجه اراضی کشاورزی و مناطق انسان‌ساخت با کاهش چشم‌گیر پهنه‌های آبی هم‌زمان است و این هم‌زمانی نشان‌دهنده نقش مؤثر تغییرات کاربری سرزمین در تشدید بحران خشکی دریاچه است. برای استخراج الگوی بهینه کاربری، لایه‌های مؤثر پس از استانداردسازی در محیط GIS تلفیق و با استفاده از تابع Site Selection و آستانه تناسب ≥ 60 درصد، نقشه نهایی کاربری پیشنهادی تهیه شد. این نقشه نشان داد اراضی کشاورزی 563.51 کیلومتر مربع، پهنه‌های آبی 345.29 کیلومتر مربع، مناطق انسان‌ساخت 152.56 کیلومتر مربع و سایر کاربری‌ها 17939.05 کیلومتر مربع از منطقه را شامل می‌شوند. یافته‌ها تأکید می‌کند که مدیریت یکپارچه آب، تنظیم الگوی کشت و پایش مستمر کاربری اراضی برای پایداری اکولوژیکی و احیای دریاچه ضروری است.

آمایش سرزمین

مطالعه تغییرات کاربری اراضی دشت ارومیه با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای لندست (2020-1984)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 92-107

فرزانه سعیدپور دله زی، علیرضا جمشیدی، خدیجه جوان

چکیده زمینه و هدف: دشت ارومیه به‌عنوان یکی از حساسترین اکوسیستم‌های غرب کشور، در دهه‌های اخیر تحت تأثیر فشارهای انسانی و تغییرات محیطی، دستخوش تحولات گسترده‌ای در کاربری اراضی شده است. این تغییرات می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری بر امنیت غذایی، معیشت جوامع محلی و سلامت محیط‌زیست داشته باشد. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل کمی روند تغییرات کاربری و پوشش زمین در دشت ارومیه طی یک بازه زمانی ۳۶ ساله (2020-1984) با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای لندست است.
روش‌شناسی: در این مطالعه از تصاویر ماهواره‌ای لندست 5 (TM)، لندست 7 (ETM+) و لندست 8 (OLI) مربوط به سال‌های ۱۹۸۴، ۲۰۰۰ و ۲۰۲۰ استفاده شد. پس از انجام پیش‌پردازش‌های لازم، طبقه‌بندی نظارت‌شده با الگوریتم حداکثر احتمال در نرم‌افزار ENVI اجرا گردید. نقشه‌های کاربری در شش کلاس اصلی (کشاورزی و باغ، مرتع، انسان‌ساخت، مناطق بایر، آب و نمکزار) استخراج و صحت آن‌ها با استفاده از ماتریس خطا و شاخص‌های دقت کلی و ضریب کاپا ارزیابی شد.
نتایج و یافته‌ها: نتایج نشان داد که در طول دوره مورد مطالعه، سطوح کشاورزی و باغ (از ۲۲ درصد به ۲۶ درصد) و انسان‌ساخت افزایش یافته، در حالی که پهنه‌های آبی (33 درصد) و مراتع (22 درصد) روندی کاهشی و نگران‌کننده داشته‌اند. همزمان، مساحت مناطق بایر و نمکزارها نیز افزایش یافته است. مقایسه دو مقطع زمانی نشان می‌دهد روند تخریب به‌ویژه پس از سال ۲۰۰۰ شتاب گرفته و یک چرخه معیوب تخریب شکل گرفته است که لزوم بازنگری فوری در راهبردهای مدیریتی را آشکار می‌سازد.

جغرافیای طبیعی

24.پایش آسیب پذیری خشکسالی هواشناسی با استفاده از تصاویر ماهواره ای استان مازندران

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 387-418

صالح ارخی، سمیه عمادالدین، ندا سوری زایی

چکیده زمینه و هدف: امروزه تصمیم­گیران در مواجهه با خشکسالی، نگاه مدیریت تلفیقی مدیریت بحران و خطرپذیری را به صورت توأمان مدنظر دارند. تاکنون استان مازندران خسارت زیادی را از ناحیه مخاطره خشکسالی متحمل شده است. از این رو در منطقه مورد پژوهش، تعیین میزان آسیب­پذیری و نوع وضعیت خطرپذیری خشکسالی هواشناسی به ویژه در دو دهه اخیر، مسأله اصلی مورد این پژوهش است.
روش‌شناسی: به منظور تعیین وضعیت خشکسالی هواشناسی، در این پژوهش از شاخص بارش استاندارد شده (Standard Precipitation Index) استفاده شد. ابتدا آمار بارندگی ماهانه مربوط به 17 ایستگاه هواشناسی منتخب در منطقه جمع­آوری و مورد آزمون صحت، دقت و همگنی داده­ها طی دوره مشترک 2000-2020  قرار گرفت. برای هر یک از ایستگاه­های مورد نظر، عامل درصد فراوانی وقوع خشکسالی­های هواشناسی در مقیاس زمانی سالانه تعیین شد. سپس شاخص خطر خشکسالی  DHI  (Drought Hazard Index) با اختصاص اوزان و درجات برای هر یک از شدت­های مختلف استخراج گردید. همچنین میزان آسیب­پذیری خشکسالی هواشناسی با استفاده از شاخص­های فیزیکی و اقتصادی اجتماعی محاسبه شد و به دنبال آن پهنه­های آسیب­پذیر خشکسالی نیز تعیین گردید. در نهایت بر اساس دو عامل استعداد خطر خشکسالی (Drought Hazard Index) و میزان آسیب­پذیری (Drought Vulnerability Index)، میزان ریسک یا خسارت خشکسالی(Drought Risk Index) محاسبه شد و سپس پهنه­های خطرپذیر خشک­سالی هواشناسی تعیین گردید.
نتایج و یافته‌ها: نتایج پژوهش در خصوص وضعیت­های خشکسالی نشان داد که شدیدترین خشکسالی­ها در سال­های 2000، 2008، 2012، 2014، 2016 و 2017 در منطقه به وقوع پیوسته است. بر اساس شاخص خطر خشکسالی، نتایج نشان داد که پهنه شمالی منطقه و قسمتی میانی آن به گستره­ای معادل 24 درصد در شاخص SPI، 22 درصد در شاخص VCI (شاخص شرایط پوشش­ گیاهی) و 28 درصد  در شاخص VHI (شاخص سلامت پوشش گیاهی) و 20 درصد در شاخص  TCI(شاخص دمای سطحی) از مساحت استان مازندران، مستعد خطر وقوع خشکسالی خیلی زیاد هستند. 35 درصد مساحت استان  واقع در شمال استان، آسیب­پذیری خشکسالی خیلی زیاد داشته است. هم چنین تقریباً در حدود 55 درصد در شاخص SPI، 44 درصد در شاخص VCI، 43 درصد در شاخص VHI و 48 درصد در شاخص TCI  از کل سطح استان، دارای خسارت خشکسالی متوسط تا زیاد بوده است. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که خطرات و آسیب­پذیری ناشی از خشکسالی هواشناسی، استان مازندران را به طور جدی تهدید می­کند. نقشه­های خطرپذیری خشک­سالی هواشناسی می­تواند به عنوان ابزار مناسب هشدار دهنده در برنامه اقدامات کاهش خطر برای همه سیاست­گذاران، مدیران و ذینفعان منطقه مورد پژوهش باشد. این موضوع، در برنامه­ریزی فعالیت­های کشاورزی، استفاده بهینه از منابع آب، به ویژه در این استان که معیشت بهره­برداران کشاورزی آن به زراعت دیم و آبی نیز وابسته است، اهمیت خاصی دارد.

برنامه ریزی شهری

13.تغییرات کاربری اراضی وشبیه سازی رشد وتوسعه شهری (مطالعه موردی شهر اردبیل)

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 168-185

وحید قدوسی، حسین نظم فر، منصور رحمتی

چکیده زمینه و هدف: مدل­سازی تغییرات کاربری اراضی، ابزاری ضروری برای تجزیه و تحلیل­های زیست محیطی، برنامه ریزی و مدیریت محسوب می گردد. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی شهر اردبیل در بازه زمانی 23ساله (از سال1998 تا 2021) است که این هدف با استخراج نقشه‌های کاربری اراضی سال‌های 1998 و 2021 از طریق تصاویر ماهواره‌ای و به دست آوردن تغییراتی که در این مدت در کاربری‌های اراضی حاصل شده است.
روش بررسی: مدل­سازی تغییرات کاربری اراضی، ابزاری ضروری برای تجزیه و تحلیل­های زیست محیطی، برنامه ریزی و مدیریت محسوب می گردد. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی شهر اردبیل در بازه زمانی 23ساله (از سال1998 تا 2021) است که این هدف با استخراج نقشه‌های کاربری اراضی سال‌های 1998 و 2021 از طریق تصاویر ماهواره‌ای و به دست آوردن تغییراتی که در این مدت در کاربری‌های اراضی حاصل شده است و در نهایت پیش بینی این تغییرات برای سال 2038 بااستفاده­از­مدل مارکوف­ انجام گرفته است.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: این پژوهش با هدف بررسی تغییرات رخ داده در کاربری‌های شهر اردبیل صورت گرفت. در این پژوهش از تصاویر ماهواره‌ای مربوط به سال‌های 1998 سنجنده TM لندست و 2021 سنجنده OLI لندست برای بررسی کردن تغییرات کاربری اراضی مابین سال‌های 1998 تا 2021 استفاده شد سپس  پیش بینی تغییرات کاربری اراضی با توجه به روند تغییرات موجود برای سال 2038 انجام شد. این پژوهش نشان داد که می‌توان با استفاده از ابزارهای مناسب مثل سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدل‌ها و الگوریتم‌های موجود در این سیستم‌ها و ابزارها، مدل سازی مکانی و فضایی مناسبی را برای کاربری‌های اراضی و مسائل مربوط به آن داشته باشیم، همچنین این پژوهش نشان داد که اگر از تصاویر با دقت بالاتر و کیفیت بهتر استفاده شود و مدل‌های متعدد نیز به کار گرفته شود می‌توان شاهد بررسی دقیق‌تر موضوعاتی از این دست بود که قطعاً می‌تواند کمک شایانی به مدیران و مسئولان شهری و تصمیم گیران برای برنامه ریزی و تصمیم گیری بهتر، برساند. نتایج کلی نشان دهنده این بود که مناطق ساخته شده روند کاهشی داشته و این روند برای سال 2038 نیز ادامه خواهد داشت، همچنین کاربری راه روند رو به رشدی از گذشته تا سال 2021 داشته که برای سال 2038 نیز روند رو به رشد خود را حفظ می‌کند، فضای سبز نیز روند روبه‌رشدمناسبی­داشته­وبرای­سال2038نیزادامه­خواهدداشت.  

آمایش شهری و منطقه ای

22.مکانیابی مراکز نظامی با رویکر پدافند غیرعامل (با تلفیق RS، GIS و مدل تحلیل فرایند شبکه‌ای (ANP) در شهرستان اردبیل

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 381-396

امیرحسام پاسبان، موسی عابدینی

چکیده زمینه و هدف: در این پژوهش جهت پهنه‌بندی شهرستان اردبیل با هدف مکانیابی مراکز نظامی از مدل تحلیل شبکه‌ای (ANP) در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی پرداخته شد. هدف اصلی، شناسایی و اولویت‌بندی مناسب‌ترین نواحی جهت استقرار پادگان نظامی با در نظر گرفتن معیارهای محیطی، اقلیمی، و انسانی بود.
روش‌شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و به روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است. برای این منظور، چهارده شاخص تأثیرگذار شامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، زمین‌شناسی، پوشش گیاهی، دما، بارش، رطوبت خاک، فاصله از جاده، روستا، گسل، کاربری اراضی، فاصله از آبراهه در قالب سه گروه اصلی (اقلیمی، انسانی و محیطی) طبقه‌بندی شدند. ابتدا با استفاده از مدل ANP و نرم‌افزار Super Decisions وزن هر یک از معیارها (با استفاده از پرسشنامه و  30 نفر کارشناس و خبره) بر اساس مقایسه‌های زوجی و روابط داخلی و بیرونی میان آن‌ها محاسبه گردید. سپس با بهره‌گیری از محیط GIS، لایه‌های اطلاعات مکانی مربوط به هر شاخص تهیه و پردازش شده و با استفاده از ابزارRaster Calculator وزن نهایی هریک از لایه‌ها وارد تلفیق شدند. در گام بعد نقشه نهایی پهنه‌بندی مکان‌یابی پادگان به پنج طبقه از «کاملا مناسب» تا «کاملا نامناسب» تقسیم گردید.
یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد که حدود 30 درصد از کل منطقه مورد مطالعه در طبقه کاملا مناسب و مناسب،  قرار دارد که عمدتاً در بخش‌های مرکزی و غربی شهرستان واقع شده‌اند. در مقابل مناطق نسبتا مناسب در حدود 30 درصد منطقه را شامل می‌شود که عمدتا بخش‌های شمالی و قسمت‌های میانی منطقه را دربر می‌گیرد. همچنین 40 درصد از مساحت کل منطقه نیز در طبقه نامناسب و کاملا نامناسب قرار دارد که بخش عمده آن شمال و جنوب شهرستان را دربر می‌گیرد. یافته‌های این تحقیق می‌تواند به عنوان ابزاری مؤثر در فرایند تصمیم‌گیری نهادهای دفاعی و مدیریت شهری جهت استقرار بهینه پادگان‌ها مورد استفاده قرار گیرد.

برنامه ریزی شهری

واکاوی تاثیرات تغییر کاربری اراضی بر پوشش گیاهی و دمای سطحی شهر و واکنش مدیران شهری به این روند(نمونه موردی: شهر مشهد)

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 68-83

رستم صابری فر

چکیده زمینه و هدف: شهرنشینی تحولات گسترده­ای را زمینه­سازی نموده و منجر به تغییرات قابل توجهی در کاربری و پوشش زمین شده­است. کاهش اراضی زراعی حومه­ها و حذف پوشش گیاهی به همراه افزایش دمای سطحی خاک، تنها بخشی از پیامدهای منفی توسعه شهری و ازدیاد مناطقی که به زیر ساخت و ساز شهری می­روند، قلمداد می­گردد. به همین منظور، این تحقیق با هدف بکارگیری سنجش از دور در بررسی پیامدهای تغییر کاربری اراضی در شهر مشهد انجام شده و به تعیین و مقایسه آثار منفی آن روی کاهش پوشش گیاهی و افزایش درجه حرارت انجام شد. بدین منظور، از تصاویر ماهواره لندست، سنجنده TM مربوط به سال 1979 و سنجنده ETM+ مربوط به سال 2009 و سنجنده‌های OLI و TIRS مربوط به سال2023 میلادی استفاده شده­است.
روش بررسی:  بررسی تغییرات پوشش گیاهی، با شاخص پوشش گیاهی تفاضل نرمال شده (NDVI) انجام شده و کلاس­های مختلف سرسبزی (بدون پوشش، ضعیف، متوسط و خوب) تعریف و در سه سال مذکور مورد مقایسه قرارگرفته است. در این مدت، مساحت وضعیت پوشش خوب از 3/8 درصد در 1987 به 2/5 درصد در 2023 رسیده­است.
یافته ها و نتیجه گیری:  مقایسه تغییرات دمای سطحی به کمک باندهای حرارتی نشان داد که تخریب پوشش گیاهی، باغات و مزارع واقع در محدوده شهر مشهد و تغییر کاربری آن در طی 36 سال، منجر به افزایش نسبی دمای محیط شده و میزان حرارت از 7/24 به 8/33 درصد افزایش پیدا نموده­است. با این وجود، به دلیل توسعه فضاهای سبز، روند تخریب در طی سال­های اخیر کاهش یافته است.

شهرسازی

کارایی روش‌های فازی در ناحیه‌بندی مناطق شهری با استفاده از تصاویر پنکروماتیک HR-PR(مطالعه موردی: شهر قشم)

دوره 1، شماره 2، زمستان 1399، صفحه 35-47

هیوا علمیزاده، هادی مهدی‌پور‌حسین‌آباد

چکیده روند توسعه‌ی شهری مانند یک روند فازی است؛ بنابراین ناحیه‌بندی فازی و پایش فضای شهری با استفاده از تصاویر پنکروماتیک HR-PRS، یکی از بهترین ابزارها در مدیریت و برنامه‌ریزی شهری محسوب می‌شود. از این رو در این نوشتار با هدف بررسی کارایی عملکرد روش‌های خوشه‌بندی فازی جهت ناحیه‌بندی در محدوده شهری قشم از تصاویر پنکروماتیک HR-PR سنجنده GeoEye-1 استفاده شده‌است. در این باره جهت بررسی عملکرد الگوریتم-های FWS ، MSA ، IDF و CFM با استفاده از نرم‌افزار MATLAB، 6 معیار کیفی مختلفی در سه دسته مکانی، رادیومتریکی و مکانی-رادیومتریک تعریف شده‌است. در ادامه با استفاده از این روش‌ها و بر اساس ویژگی‌های فازی به ادغام تصاویر ورودی پرداخته و با استفاده از روش خوشه‌بندی فازی و خروجی ادغام که ماهیتی فازی دارد، به ناحیه‌بندی محدوه‌ی شهری مورد مطالعه اقدام گردید. نتایج پژوهش کارایی روش‌های ناحیه‌بندی پیشنهادی را از منظر تشخیص پدیده‌ها و عوارض مکانی و انسانی و استخراج دقیق اطلاعات از تصاویر ماهواره‌ای تأیید می‌نمایند. در این میان روش FWS بهترین عملکرد را در ناحیه‌بندی مناطق شهری از خود نشان داده است. بنابراین، طبق نتایج تحقیق استفاده از الگوریتم‌های خوشه‌بندی و ویژگی‌های فازی یک روش مناسب و بهینه برای تلفیق اطلاعات تصویر ماهواره‌ای HR-PRS از یک منطقه‌ی شهری با هدف ناحیه‌بندی است.