تحلیل عوامل مؤثر بر ناکارآمدی توسعه با رویکرد آمایش سرزمین (مطالعه موردی: استان ایلام)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 266-278
محمد مهدی عباسی، ذبیح اله چهارراهی
چکیده زمینه و هدف: توسعه منطقهای در بسیاری از مناطق کشور با چالشهایی نظیر نابرابریهای فضایی، ضعف زیرساختها و ناکارآمدی برنامهریزی مواجه است و استان ایلام نیز از این قاعده مستثنی نیست. در چنین شرایطی، آمایش سرزمین بهعنوان رویکردی علمی برای ساماندهی فضا، میتواند نقش مؤثری در بهبود کارآمدی توسعه ایفا کند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر ابعاد مختلف آمایش سرزمین بر ناکارآمدی توسعه منطقهای در شهر ایلام است.
روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی– توسعهای و از نظر ماهیت توصیفی– تحلیلی است. دادههای مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه محققساخته و بر اساس شاخصهای محیطی– کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی گردآوری شده است. برای تحلیل دادهها از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار AMOS استفاده شده و برازش مدل با بهرهگیری از شاخصهای استاندارد مورد ارزیابی قرار گرفته است. همچنین برای سنجش پایایی ابزار از آلفای کرونباخ و برای اعتبار سازهای از بارهای عاملی و آزمونهای مربوطه بهره گرفته شد.
یافتهها و نتایج: یافتههای پژوهش نشان میدهد که ابعاد مختلف آمایش سرزمین تأثیر معناداری بر کاهش ناکارآمدی توسعه منطقهای دارند که در میان آنها بُعد محیطی– کالبدی بیشترین تأثیر و بُعد نهادی کمترین تأثیر مستقیم را داراست، هرچند اثرات غیرمستقیم آن قابل توجه است. علاوه بر این، سازه کلی آمایش سرزمین تأثیر مثبت و بسیار قوی بر بهبود توسعه منطقهای نشان داد. نتایج بیانگر آن است که توجه به اصول آمایش سرزمین، تقویت زیرساختها، ارتقای خدمات و بهبود کیفیت حکمرانی میتواند زمینهساز توسعه متوازنتر در استان ایلام شود.
سنجش و ارزیابی نابرابری مناطق شهری در برخورداری از شاخصهای ترکیبی توسعه (مطالعه موردی: کلانشهر اهواز)
دوره 1، شماره 2، زمستان 1399، صفحه 48-66
سعید امانپور، زهرا محقق، سیده معصومه رضوی، خاطره رمضان پور اسعدیه
چکیده شناخت نابرابری فضایی و عدم تعادل منطقه ای در چارچوب محدوده های مختلف جغرافیایی و سیاستگزاری در جهت رفع و کاهش آن از مقولات بسیار مهم برنامه ریزی منطقه ای به شمار می آید. ابعاد نابرابری فضایی در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، درمانی و غیره قابل بحث است. از این رو، نیل به پیشرفت و توسعهی فراگیر در آینده، مستلزم شناخت موقعیت مناطق و نواحی در ابعاد مختلف است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف سنجش نابرابری فضایی درون شهری کلانشهر اهواز در برخورداری از شاخص های ترکیبی توسعه انجام شده است. با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد مطالعاتی حاکم بر این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. این پژوهش سعی دارد با استفاده از 54 متغیر و با بهره گیری از مدل ELECTRE سطح بندی و میزان نابرابری های موجود را میان مناطق کلانشهر اهواز تعیین نماید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد پراکنش توسعه، نامتعادل بوده و بین مناطق، از نظر توسعه یافتگی نابرابری و شکاف وجود دارد و این نابرابری در بخش های مختلف اجتماعی، اقتصادی، خدماتی، بهداشتی- درمانی و کالبدی خود را نشان می دهد. به طوری که بر اساس نتایج حاصل از تکنیک الکتره، منطقهی 2 در سطح برخوردار، مناطق 1 و 3 در سطح نیمه برخوردار، منطقهی 4 در سطح کم برخوردار و مناطق 6، 7 و 8 در ردهی محروم یا عدم برخوردار قرار گرفته اند؛ بنابراین برای کاهش میزان نابرابری های توسعه یافتگی در کلانشهر اهواز براساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود توزیع شاخص های توسعه به سمت رشد متوازن هدایت شوند.
