بررسی کمی و کیفی تغییرات کاربری اراضی در دهههای اخیر و تأثیر آن بر ساختار اجتماعی-اقتصادی روستاهای شوش
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
شیما سالمی زاده، بیژن رحمانی، پگاه میرسادات
چکیده تحولات کاربری اراضی به عنوان یکی از چالشهای اساسی در مناطق روستایی، تأثیرات عمیقی بر ساختارهای اجتماعی-اقتصادی و محیطی دارد. شهرستان شوش به عنوان یکی از قطبهای مهم کشاورزی در استان خوزستان، در دهههای اخیر شاهد تغییرات قابل توجهی در الگوی کاربری اراضی بوده است. این تغییرات عمدتاً ناشی از توسعه کشاورزی صنعتی، تغییرات اقلیمی و تحولات اقتصادی است که پیامدهای گستردهای بر نظام سکونتگاهی و معیشت روستاییان داشته است. مطالعه حاضر با هدف تحلیل کمی و کیفی این تحولات و بررسی تأثیرات آن بر جوامع روستایی انجام شده است. این پژوهش به بررسی تحولات کاربری اراضی و تأثیرات آن بر سکونتگاههای روستایی شهرستان شوش طی دوره 1990 تا 2023 پرداخته است. یافتهها نشان میدهد که مساحت اراضی کشاورزی دیم در دهستانهای چنانه، سیدعباس و سرخه به ترتیب به 212.36، 188.47 و 182.34 کیلومتر مربع افزایش یافته، در حالی که مراتع با کاهش 35 درصدی مواجه شدهاند. تحلیلهای فضایی (Moran's I=0.68) الگوی خوشهای تغییرات را در غرب شهرستان تأیید میکند. دادههای پرسشنامهای (n=200) نشان میدهد که 86% پاسخدهندگان، کمبود آب را عامل اصلی تغییر الگوی کشت میدانند. مدلسازی CA-Markov با دقت 91.2% پیشبینی میکند که تا سال 2036، پوشش گیاهی انبوه 18.1% دیگر کاهش خواهد یافت. نتایج حاکی از آن است که توسعه کشتهای صنعتی مانند نیشکر با رشد 36.3% مناطق شهری همراه بوده، در حالی که روستاهای دورافتاده (>5km از رودخانه) با کاهش 42% جمعیت مواجه شدهاند. این مطالعه لزوم اتخاذ راهکارهای مبتنی بر موقعیت مکانی مانند توسعه کشت مقاوم به خشکی در غرب و تقویت باغات در شرق شهرستان را تأیید میکند.
تغییرات اقلیمی و تحلیل فضایی بیماری های تنفسی: یک مرور سیستماتیک
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 شهریور 1404
علیرضا محمّدی، الهه پیشگر
چکیده تغییرات آب و هوایی خطرات سلامتی را از طریق مسیرهایی مانند افزایش آلودگی هوا، تکثیر آلرژنها و فراوانی رویدادهای شدید آب و هوایی مانند امواج گرما، آتشسوزیها و سیلابها تشدید میکند که همگی اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر سلامت تنفسی دارند. با استفاده از تجزیه و تحلیل فضایی، الگوهای جغرافیایی شیوع و شدت بیماریهای تنفسی شناسایی می شوند. ما این بررسی را بر اساس چارچوب روش شناختی پنج مرحله ای که توسط Arksey و O'Malley ایجاد شده است، انجام دادیم. ما تمام مقالات منتشر شده در پایگاههای اطلاعاتی PubMed/MEDLINE، Scopus، و Web of Science را از ابتدای سال 2010 که حداقل یک شکل از تجزیه و تحلیل فضایی مرتبط با اثر تغییرات اقلیمی بر بیماری های تنفسی را به کار گرفته بودند، غربال کردیم. در مجموع، 44 مقاله معیارهای ورود را داشتند و در سه موضوع اصلی سازماندهی شدند: تغییرات دما (تعداد: 23). آلودگی هوا (تعداد: 15)؛ رویداد شدید آب و هوایی (تعداد: 6). یافتههای ما نشان میدهد که اکثر مطالعات از تکنیکهای اولیه تجزیه و تحلیل فضایی، مانند نقشهبرداری بیماری استفاده میکنند، که ممکن است به استنتاجهای قوی منجر نشود. همچنین اکثر مطالعات به اهمیت اغییرات دمایی و سپس به آلودگی هوا و تاثیرات آن پرداخته بودند و مطالعات کمتری در مورد رویدادهای شدید آب و هوایی انجام شده بود. یافتهها ضرورت مداخلات هدفمند فضایی و استراتژیهای بهداشت عمومی سازگار، از جمله بهبود مدیریت کیفیت هوا، سیستمهای هشدار اولیه، و زیرساختهای مراقبت بهداشتی مقاوم در برابر آب و هوا را برای کاهش بار آینده ی بیماریهای تنفسی مرتبط با آب و هوا نشان میدهند. این بررسی خواستار یک پاسخ بهداشت عمومی با اطلاعات جغرافیایی است که به نابرابری های فضایی در پیامدهای سلامت تنفسی تشدید شده توسط تغییرات آب و هوایی می پردازد.
این بررسی همچنین بر تأثیر نامتناسب بر جمعیتهای آسیبپذیر، از جمله کودکان، سالمندان و جوامع کم درآمد، که اغلب در مناطق پرخطر زندگی میکنند و به دلیل دسترسی محدود به مراقبتهای بهداشتی با چالشهای بهداشتی مرکب مواجه هستند، تأکید میکند.
2.تحلیل فضایی تخلفات ساختمانی در شهرگردشگری سرعین
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 15-37
علیرضا فیضی نژاد، حسین نظم فر، عطا غفاری گیلانده
چکیده زمینه و هدف: کنترل ساخت و سازهای شهری به منظور ادارة بهینة شهر به کمک ضوابط ساخت وساز شهری صورت میگیرد، اما با وجود اقدامات گوناگون مدیریت شهری، سالانه موارد چشمگیری از تخلفات ساختمانی در شهرها گزارش میشود. درواقع میتوان تخلفات ساختمانی را رعایت نکردن ضوابط و مقررات ساخت و ساز شهری تعریف کرد که کیفیات زندگی در شهرها را تهدید میکند. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی نحوه توزیع فضایی تخلفات ساختمانی در شهر گردشگری سرعین بمنظور استفاده در حوزه های مدیریت شهری میباشد.
روششناسی: روش گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز اسنادی ، کتابخانهای و مشاهدات میدانی بوده و اطلاعات مکانی و جدول توصیفی از دبیرخانه کمیسیون ماده 100 شهرداری تهیه شده است. محدوده زمانی در یک دوره یکساله (سال 1401) و محدوده مکانی آن حوزه قانونی شهر سرعین میباشد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و کاربردی میباشد.که با استفاده از روش نزدیکترین فاصله همسایگی و تحلیل لکههای داغ در بستر نرم افزار Gis انجام پذیرفته است.
نتایج و یافتهها: براساس تجزیه و تحلیل انجام شده بیشترین تعداد تخلفات در هسته مرکزی شهر و محدوده قهوه سویی و چالدران رخ داده است و تخلف مازاد بر پروانه نسبت به سایر تخلفات از نظر تعداد، چشمگیر و قابل ملاحظه میباشد وتعداد تخلفات بدون پروانه در ردیف بعدی قرار گرفته و این تخلف بیشتر در افزایش طبقات بدون پروانه اتفاق افتاده است وهرچه از هسته مرکزی شهر دور میشویم از میزان تخلفات ساختمانی کاسته میشود. طبق نتایج حاصل جهت اصلی تخلفات از سمت جنوب غربی به سمت شمال شرقی شهر میباشد و بیشترین تخلفات در فاصله 600 الی 900 متری از مرکز ثقل شهر رخ داده است.
تحلیلی بر الگوی پراکندگی فضایی و پوشش دهی خدماتی داروخانهها در سطح نواحی شهر رشت با استفاده از قابلیتهای تحلیل فضایی و آمار فضایی در محیط ArcGIS
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 353-367
سید علی اصغر تهامی، عطا غفاری گیلانده، ابوالفضل کوهی هریس، محمدحسن یزدانی
چکیده زمینه و هدف: ازآنجاکه استفاده بهینه از زمین و ساماندهی کالبدی شهر بر پایه کارایی، حفظ محیطزیست، تحقق عدالت اجتماعی و دسترسی عادلانه به خدمات، از اهداف اصلی برنامهریزی شهری به شمار میرود، مکان گزینی و الگوی پراکنش فضایی کاربریهای شهری باید در راستای تأمین نیازهای تمامی اقشار جامعه و باهدف ارتقای رفاه و آسایش شهروندان صورت گیرد. ازاینرو، ارزیابی کیفی و کمی کاربریها در ساختار فضایی شهر و بررسی تناسب مکانی آنها در پهنههای مشخص، از اهمیت ویژهای برخوردار است. داروخانهها ازجمله واحدهایی هستند که نقش مهمی در پاسخگویی به نیازهای متنوع شهروندان درزمینۀ بهداشت، درمان و سلامت ایفا میکنند. به همین دلیل الگوی پراکندگی فضایی آنها تأثیر زیادی بر سطح پوشش دهی خدمات دارویی دارد. با توجه به ماهیت فرا محلهای فعالیت داروخانهها در این پژوهش پراکندگی این واحدها در مقیاس نواحی شهرداری رشت موردبررسی قرار گرفته است.
روششناسی: در راستای دستیابی به اهداف پژوهش، از مدلهای مختلف تحلیل فضایی در محیط نرمافزار ArcGIS شامل تحلیل لکه داغ، وزنه فراوانی، تحلیل خودهمبستگی فضایی، تراکم جمعیت نواحی در ارتباط با تعداد داروخانه و تحلیل چندضلعیهای تیسن استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشاندهنده وزنه فراوانی داروخانهها در نواحی 1-3، 3-2 و 2-2، وضعیت معنادار ناحیه ۲-۱ به لحاظ میزان بالای Z در تحلیل لکه داغ، قرار داشتن 7.27 واحد داروخانه به ازای هر 10000 نفر در ناحیه 2-2، بازنمایی موقعیتهای معطوف به نزدیکترین داروخانه در چهارچوب تحلیل مبتنی بر چندضلعیهای تیسن و نتیجه تحلیل حاصل از خودهمبستگی فضایی که نشاندهنده الگوی پراکنش تصادفی داروخانهها در سطح نواحی شهر رشت، که هرکدام با دلالتهایی از الگوی پراکنش در سطح شهر رشت همراه بودند که در متن مقاله به آنها پرداخته شده است.
تحلیل الگوی فضایی توزیع و پوشش خدماتی واحدهای صنفی با بهرهگیری از تحلیلها و شاخصهای آمار فضایی در محیط GIS (مطالعه موردی: عینکفروشیهای طبی شهر اردبیل)
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 368-387
ابوالفضل کوهی هریس، عطا غفاری گیلانده، منصور رحمتی
چکیده زمینه و هدف: توزیع فضایی خدمات شهری، عاملی مؤثر در کیفیت زندگی و تحقق عدالت فضایی است. مراکز عرضه کالاها و خدمات مرتبط با سلامت بینایی نیز علاوه بر نقش اقتصادی، از منظر بهداشتی حائز اهمیتاند. رشد جمعیت و توسعه کالبدی شهر اردبیل، نیاز به ساماندهی این خدمات را افزایش داده است. هدف این پژوهش بررسی الگوی فضایی توزیع و پوشش خدماتی واحدهای صنفی عینکفروشی در سطح شهر اردبیل با بهرهگیری از قابلیتها و ابزارهای مربوطه در محیط ArcGIS میباشد.
روش شناسی: روش پژوهش توصیفی–تحلیلی است و دادهها از طریق مطالعات اسنادی و میدانی گردآوری شدهاند. جامعه آماری شامل کلیه مراکز فروش خدمات بینایی در سطح شهر اردبیل است. تحلیل دادهها با ابزارهای مکانی در محیط ArcGIS انجام شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: از مجموع ۳۸ واحد شناساییشده، ۳۴ واحد در منطقه ۱ قرار دارند، درحالیکه مناطق ۴ و ۵ فاقد این خدماتاند. نواحی ۱-۱ و ۲-۱ دارای بیشترین تراکماند. تحلیل خوشهای نشان داد که ناحیه ۱-۱ و بهویژه محله ۰۸-۱ بهعنوان لکههای داغ با سطح اطمینان ۹۹٪ شناخته شدهاند؛ یعنی نواحیای که تراکم خدمات در آنها بهمراتب بیشتر از حد میانگین شهر است. این تمرکز بالا میتواند به ازدحام و دسترسی نامتوازن منجر شود. در مقابل، در حلقههای چهارم تا هفتم فاصله از مرکز شهر، هیچ واحدی در این نواحی مستقر نشده است. شاخص میانگین نزدیکترین همسایگی (۰.۲۱۵۶۰۲) نیز وجود الگوی خوشهای در توزیع را تأیید میکند. بنابراین، گسترش هدفمند این مراکز در نواحی کم برخوردار برای افزایش عدالت فضایی و بهبود دسترسی، ضروری به نظر میرسد.
21.تحلیلی بر الگوی فضایی توزیع و پراکندگی واحدهای خدماتی فرا محلهای در شهر با استفاده از قابلیتهای تحلیل فضایی و آمار فضایی در محیط ArcGIS (مطالعه موردی: واحدهای داروخانه شهر اردبیل)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 337-351
ابوالفضل کوهی هریس، عطا غفاری گیلانده، منصور رحمتی
چکیده زمینه و هدف: توزیع فضایی خدمات و امکانات شهری، بهویژه در حوزه بهداشت و سلامت، از موضوعات کلیدی در برنامهریزی شهری است. داروخانهها بهعنوان واحدهایی با نقش مهم در تأمین دارو و خدمات سلامت، باید از نظر مکانی بهگونهای توزیع شوند که عدالت فضایی و دسترسی عادلانه برای همه شهروندان فراهم شود. ازاینرو، ارزیابی کیفی و کمی کاربریها در ساختار فضایی شهر و بررسی تناسب مکانی آنها در پهنههای مشخص، از اهمیت ویژهای برخوردار است. شهر اردبیل در سالهای اخیر با رشد سریع جمعیت و توسعه فیزیکی روبهرو بوده است که این موضوع، لزوم گسترش و توزیع مناسب خدمات دارویی را دوچندان کرده است. هدف این پژوهش بررسی الگوی پراکنش، وضعیت توزیع و جایگزینی فضایی داروخانهها در سطح نواحی شهر اردبیل با استفاده از قابلیتها و ابزارهای مربوطه در ArcGIS میباشد.
روش شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است و دادههای مورد نیاز از طریق روشهای اسنادی و میدانی گردآوری شدهاند. جامعه آماری شامل کلیه داروخانههای فعال در سطح شهر اردبیل است. با توجه به عملکرد فرامحلهای داروخانهها، تحلیلها در مقیاس نواحی شهری انجام گرفته است. برای بررسی الگوی فضایی توزیع و پراکندگی داروخانهها، از چندین قابلیت تحلیلی در محیط ArcGIS استفاده شده است؛ از جمله تحلیل لکههای داغ (Getis-Ord Gi) برای شناسایی خوشههای معنادار آماری*، شاخص خودهمبستگی فضایی موران (Moran’s I) برای سنجش میزان وابستگی مکانی، و تحلیل میانگین نزدیکترین همسایگی برای تشخیص نوع الگوی خوشهای یا پراکنده در توزیع مکانی داروخانهها. دادههای مکانی با استفاده از GPS برداشت و از طریق Google Earth به محیط ArcGIS منتقل شدهاند. ترکیب همزمان این ابزارهای تحلیلی همراه با دقت بالای دادههای مکانی، نوآوری اصلی این پژوهش در مقایسه با مطالعات پیشین به شمار میرود.
یافتهها و نتیجهگیری: به لحاظ تعداد، ناحیه ۲-۱ با ۵۷ داروخانه بهعنوان کانون اصلی تجمع داروخانهها در اردبیل شناخته میشود، درحالیکه نواحی ۲-۳، ۲-۴ و ۱-۵ هر یک تنها دارای یک داروخانه هستند. نتایج تحلیل لکههای داغ (Hot Spot) نشاندهنده مقادیر بالای Z و موقعیت لکه داغ در ناحیه ۲-۱ با سطح اطمینان ۹۹٪ است، درحالیکه سایر نواحی چنین وضعیتی ندارند. شاخص موران (0.0808) نشاندهنده پراکنش تصادفی داروخانهها در سطح نواحی شهر است. با این حال، نسبت میانگین نزدیکترین همسایگی (0.49) گویای الگوی خوشهای در توزیع فضایی داروخانهها در سطح شهر اردبیل است. نتایج پژوهش نشان میدهد توزیع داروخانهها در اردبیل از تمرکز فضایی در برخی نواحی، بهویژه ناحیه ۲-۱، برخوردار است که منجر به نابرابری در دسترسی شده است. نواحی مرکزی به دلیل نزدیکی به مراکز درمانی، خدمات بیشتری ارائه میدهند، درحالیکه مناطق حاشیهای با کمبود مواجهاند. الگوی خوشهای پراکنش داروخانهها، کارایی خدمات را در برخی نقاط افزایش داده، اما عدالت فضایی را کاهش داده است. این پژوهش بر لزوم بازنگری در سیاستگذاری مکانی داروخانهها و توزیع متعادلتر آنها برای بهبود دسترسی و افزایش کارایی نظام سلامت شهری تأکید دارد.
تحلیل فضایی شاخص های کمی و کیفی مسکن در سطح نواحی شهر ایذه
دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 83-102
علیرضا سیاف زاده، مجتبی مرادی، نبی الله حسینی شه پریان
چکیده روند شتابان شهرنشینی و رشد جمعیت در سه دهه گذشته در کشورهای در حال توسعه و به ویژه در کشور ایران، مسائل بسیاری در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به همراه داشته است و تهیه برنامه ای جامع در بازار مسکن را ضروری ساخته است. برای چنین برنامه ای شاخص های مسکن و ارزیابی آنها ابزار مناسبی جهت سنجش نیازهای بخش مسکن در کشور است.هدف اصلی این پژوهش تحلیل فضایی شاخص های کمی و کیفی مسکن در سطح نواحی شهر ایذه می باشد. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، نظری – کاربردی و از لحاظ روش مطالعه، توصیفی – تحلیلی است. برای سنجش تفاوت بین نواحی 5 گانه شهر ایذه از 9 شاخص کمی و کیفی مسکن بهره گرفته شده است. سپس بعد از جمع آوری اطلاعات و داده های آماری، از تکنیک تصمیم گیری تاپسیس فازی و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شده است. در مدل تصمیم گیری تاپسیس فازی، ناحیه 2 و 3 با وزن 582/0 و 588/0 در سطح برخوردار، ناحیه4 با وزن 392/0 نیمه برخوردار و نواحی 1 و 5 با وزن 368/0 و 364/0 در سطح برخورداری کم قرار گرفته اند. بصورت کلی نتیجۀ نهایی این پژوهش، عدم انطباق توزیع شاخصهای کمی و کیفی مسکن در سطح نواحی شهر ایذه را نشان می دهد.
