4.تحلیل دیفرانسیل شهری و تأثیر آن بر مسائل اجتماعی و اقتصادی شهر شاندرمن در استان گیلان
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 58-79
مجتبی دوستی سیاهمرد، محمد تقی حیدری
چکیده زمینه و هدف: دیفرانسیل شهری به پدیده ای کلیدی در جغرافیای شهری اشاره دارد که بیانگر تفاوت ها,نابرابری ها و گسست های فضایی-اجتماعی –اقتصادی درون یک شهر یا بین مناطق مختلف یک منطقه شهری است .شهر شاندرمن ،واقع در استان گیلان در شمال ایران با ویژگی های منحصر به فردی که دارد به عنوان یکی از شهرهای مهم و تاریخی این منطقه شناخته می شود.
روششناسی: پژوهش حاضر با هدف بررسی دیفرانسیل شهری در شاندرمن از سال های 1365 تا 1400 از ترکیب داده های کمّی و کیفی بهره برده است . دراین پژوهش روش پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده که مبتنی بر داده های کمی مانند جمعیت ,دسترسی به خدمات عمومی – مهاجرت – نرخ بیکاری و همچنین به بررسی نظام سلسله مراتبی رتبه – اندازه جایگاه شهر شاندرمن در بین شهرهای استان گیلان پرداخته شده است ,داده های کیفی که عمق مسئله را نشان می دهد شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته از کارشناسان و صاحبنظران و همچنین مدل پارادایمی جهت شناسایی شرایط علی ,زمینه ای و مداخله گر مورد استفاده قرار گرفته است.
نتایج و یافتهها: تلفیق داده ها نشان می دهد سرمایه گذاری ها در زمینه های بهداشتی آموزشی و خدماتی ناکافی بوده است که حکمرانی محلی به عنوان یک عامل موثر در این زمینه به علت عدم تخصیص متوازن بودجه موجب عمیق تر شدن مسائل اجتماعی – اقتصادی برای این منطقه گشته است به طوریکه این عدم تعادل موجب شده تا قسمت های مرکزی شهر از لحاظ خدمات آموزشی-بهداشتی و سطح رفاه در بالای هرم و مناطق پیرامونی و روستایی این شهر در جهت دسترسی به امکاناتی مانند صنایع کوچک مولد, خدمات رفاهی و آموزشی در وضعیت ضعیف تری قرار بگیرند.
6. ارزیابی فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان در چارچوب شاخصهای شهر دوستدار زنان (مطالعه موردی: شهر اردبیل)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 96-116
پریا نصیری، علیرضا محمّدی، منصور رحمتی، عطا غفاری گیلانده
چکیده مقدمه و هدف: سلامت روان زنان بهعنوان یکی از ابعاد اساسی سلامت عمومی، تحتتأثیر عوامل متعددی از جمله کیفیت و دسترسی به فضاهای عمومی شهری قرار دارد. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان زنان در شهر اردبیل و در چارچوب شاخصهای شهر دوستدار زنان انجام شده است.
روش شناسی: این مطالعه از نوع کاربردی با رویکرد توصیفی - تحلیلی است. دادههای مورد نیاز از طریق توزیع ۴۰۰ پرسشنامه در میان زنان ساکن شهر اردبیل و با روش نمونهگیری تصادفی سیستماتیک جمعآوری شد. ابزار پژوهش شامل 40 گویه در قالب پنج شاخص اصلی (کالبدی–فضایی، فرهنگی–اجتماعی، امنیت، دسترسپذیری و سلامت روان) بود. برای تحلیل دادهها از آزمون تی تکنمونهای در نرمافزار SPSS و مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار AMOS استفاده شد.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان داد که شاخصهای کالبدی - فضایی (میانگین 17/3) و فرهنگی–اجتماعی (میانگین 05/3) در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارند. همچنین، بر اساس نتایج تحلیل مسیر، شاخص کالبدی–فضایی با ضریب تأثیر 89/0 بیشترین نقش را در ارتقاء سلامت روان زنان داشته است. پس از آن، شاخصهای امنیت محیطی، فرهنگی–اجتماعی، دسترسپذیری و سلامت روان در رتبههای بعدی قرار گرفتند. این یافتهها بر اهمیت طراحی فضاهای عمومی با تأکید بر مؤلفههای کالبدی و محیطی در راستای ارتقاء سلامت روان بانوان تأکید دارد و لزوم توجه برنامهریزان شهری به این ابعاد را یادآور میشود . نوآوری این پژوهش در تحلیل همزمان پنج شاخص کلیدی شهر دوستدار زنان با رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) و تمرکز بر شهر اردبیل بهعنوان یک نمونه بومی است که کمتر در مطالعات پیشین مورد توجه قرار گرفته است.
7.برنامهریزی راهبردی جهت دستیابی به شهر خلاق (مطالعه موردی: شهر اردبیل)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 117-128
نوید غفاری چنذانق، محمد حسن یزدانی، دلاور معصومی
چکیده زمینه و هدف: خلاقیت شهری یکی از محرکهای اساسی برای دستیابی به توسعه پایدار است. این امر مستلزم دارا بودن صنایع خلاق، کارکنان خلاق، دانش خلاق و غنای فرهنگی است. مطالعه حاضر با هدف برنامهریزی راهبردی جهت دستیابی به شهر خلاق در شهر اردبیل انجام گرفت.
روششناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش به صورت توصیفی- تحلیلی است. روش گردآوری دادهها به صورت کتابخانهای ـ پیمایشی میباشد. براساس شاخصهای شهر خلاق و دادههای گردآوری شده 34 راهبرد دستیابی به شهر خلاق در پنج معیار اصلی(مردم، بنگاههای اقتصادی، فضاهای شهری، پیوند و ارتباطات و چشمانداز و آوازه شهر) تقسیمبندی شدند که برای تعیین اهمیت آنها(نظرات 50 نفر کارشناسان) از آزمون معادلات ساختاری در نرمافزار SMART-PLS استفاده گردید.
یافته و نتایج: معیار بنگاههای اقتصادی (ضریب 937/0)، معیار مردم (ضریب 936/0)، معیار فضاهای شهری (ضریب 918/0)، معیار پیوند و ارتباطات (ضریب 896/0) و معیار چشمانداز و آوازه شهر (ضریب 875/0) بهترین راهبردهای دستیابی به شهر خلاق میباشند. همچنین از بین معیار بنگاههای اقتصادی، حمایت تخصصی از کسبوکارهای خلاق (ضریب 87/0)، از بین معیار مردم، توسعه ظرفیت خلاقیت در کلیه سطوح آموزش عمومی(ضریب 85/0)، از بین معیار فضاهای شهری، ایجاد فضاهای با ثبات و مطمئن برای فعالیتهای فرهنگی و هنری(ضریب 76/0)، از بین معیار پیوند و ارتباطات، فراهم کردن زیرساختهای مجازی و تسهیل کننده در ارتباطات الکترونیکی(ضریب 82/0) و از بین معیار چشمانداز و آوازه شهر، برنامهریزی برای ارتقاء موقعیت منطقهای و فرامنطقهای شهر و تسهیل حضور گردشگران(ضریب 83/0) مهمترین راهبردهای دستیابی به شهر خلاق در اردبیل میباشند.
11.سنجش کارایی راهبردهای مدیریتی بر بهبود زیستپذیری شهری در کلانشهر تبریز
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 188-206
راضیه قاسم زاده، محمد حسن یزدانی
چکیده زمینه و هدف: زیستپذیری شهری در سالهای اخیر به یکی از مباحث محوری در حوزه برنامهریزی و مدیریت شهری تبدیل شده است. دلیل این امر آن است که گسترش و تراکم روزافزون شهری فشار بیشتری بر فضای محدود، منابع و محیطزیست وارد میکند و ظرفیت شهرها را برای حفظ کیفیت مناسب زندگی کاهش میدهد. هدف این پژوهش، سنجش کارایی راهبردهای مدیریتی بر بهبود زیستپذیری در مناطق 1 و 10 کلانشهر تبریز است.
روششناسی: روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و دادهها با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده است. تحلیل شاخصهای کمی در محیط نرمافزار SPSS و با استفاده از آزمون T و تحلیل رگرسیونی به روش گام به گام صورت گرفته است.
نتایج و یافتهها: نتایج پژوهش نشان میدهد که منطقه 1 در ابعاد مختلف مدیریت شهری از جمله خدمات شهری (3.02)، حکمروایی (3.06)، سرمایهگذاری (3.07) و فرهنگی-اجتماعی (2.75) عملکرد بهتری نسبت به منطقه 10 دارد. همچنین، شاخصهای زیستپذیری در منطقه 1 شامل اقتصادی (2.84)، اجتماعی (3.72), کالبدی (3.82) و زیستمحیطی (3.68) در مقایسه با منطقه 10 که در ابعاد مدیریت شهری و زیستپذیری مقادیر پایینتری دارد، بیانگر وضعیت مطلوبتر این منطقه است. یافتهها نشان میدهد که رابطه معناداری بین کیفیت مدیریت شهری و ارتقای سطح زیستپذیری وجود دارد و بازنگری در سیاستهای مدیریتی و برنامهریزی متوازن و عدالتمحور برای ارتقای کیفیت زندگی شهری در مناطق کمبرخوردار ضروری است.
12.تأثیر زیرساختهای سبز بر ایجاد شهر هوشمند پایدار در کلانشهر کرج
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 207-229
عطا غفاری گیلانده، منصور رحمتی، محمد مهدی مه آبادی پور، یاسر افشون
چکیده زمینه و هدف: با افزایش سریع شهرنشینی و چالشهای زیستمحیطی، رویکردهای نوینی چون شهر هوشمند پایدار و زیرساخت سبز ضروری شده است. با این حال، شکاف میان تئوری و عمل، بهویژه در زمینه اولویتبندی اقدامات، همچنان پابرجاست. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر زیرساختهای سبز بر تحقق شهر هوشمند پایدار و ارائه یک چارچوب مبتنی بر داده برای اولویتبندی مکانی در کلانشهر کرج انجام شد.
روششناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است. ابتدا ۲۴ متغیر کلیدی شناسایی و از طریق پرسشنامه در اختیار ۳۰ خبره قرار گرفت. سپس با استفاده از یک رویکرد ترکیبی، از تکنیک تحلیل ساختاری اثر متقابل (MICMAC) برای شناسایی پیشرانهای کلیدی و از روش تصمیمگیری چندمعیاره (CoCoSo) برای رتبهبندی آمادگی ۱۱ منطقه شهری کرج بهره گرفته شد.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که هفت پیشران، از جمله «سطوح نفوذپذیر»، «کریدورهای زیستی»، «سرمایهگذاری» و «حکمرانی یکپارچه»، قدرتمندترین عوامل اثرگذار بر سیستم هستند. همچنین، تحلیل کوکوسو، منطقه ۵ را به عنوان مناسبترین ناحیه برای شروع پروژهها معرفی نمود. یافتهها تأکید میکند که گذار موفق به شهر هوشمند پایدار، نیازمند یک استراتژی یکپارچه است که همزمان بر زیرساختهای فیزیکی، عوامل حاکمیتی و محرکهای اقتصادی تمرکز دارد و سیاستگذاریها باید بر اساس اولویتهای مکانی صورت گیرند. در نهایت، این پژوهش نشان میدهد که تحقق شهر هوشمند پایدار در کرج، تنها از طریق یک استراتژی یکپارچه که پیشرانهای کلیدی فیزیکی، حاکمیتی و اقتصادی را در اولویتهای مکانی مشخص به کار میگیرد، ممکن میشود.
17. برنامهریزی راهبردی با به کارگیری رویکرد شهر 15 دقیقهای (مورد پژوهی: محله حمیدیان شهر رشت)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 314-335
سارا احمدپورشمامی، علی پاشا، مهدی برنافر، صابر محمدپور
چکیده زمینه و هدف: افزایش تراکم جمعیت در مناطق شهری و نگرانیهای مرتبط با پایداری و سلامت عمومی، موجب شده است ساکنان شهری به سمت شیوههای تحرک فعال گرایش پیدا کنند. در این راستا، مفهوم شهر 15 دقیقهای به عنوان یک الگوی نوین شهری مطرح شده است که هدف آن دسترسی ساکنان به نیازهای اساسی زندگی (مانند کار، آموزش، بهداشت و تفریح) در فاصلهای حداکثر 15 دقیقهای با روشهای غیرموتوری است.
روششناسی: این پژوهش کاربردی با رویکرد توصیفی–تحلیلی در محله حمیدیان رشت انجام شده و دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای، بررسی میدانی، نقشهها، تصاویر ماهوارهای و اسناد فرادست گردآوری شده است. راهبردهای تحقق شهر ۱۵ دقیقهای با بهرهگیری از تکنیک SWOT و اولویتبندی آنها با ماتریس QSPM تدوین شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که اساسیترین نیاز محله حمیدیان برای حرکت به سمت شهر ۱۵ دقیقهای، بهبود سیستم دسترسی و تحرکپذیری است. سه راهبرد اول که بالاترین اولویت را دارند، مستقیماً به ارتقای دسترسی غیرموتوری ایمن و کارآمد (پیاده، دوچرخه و حملونقل عمومی) مربوط میشوند و نشان میدهند بدون زیرساخت حملونقلی مناسب، تحقق سایر اهداف شهر ۱۵ دقیقهای ممکن نیست. بر اساس امتیازدهی QSPM، «کیفیت معابر پیاده و ایمنی عابران» به عنوان عامل کلیدی با بیشترین امتیاز و «فناوریهای هوشمند و توسعه گردشگری» به عنوان عامل با کمترین اولویت در شرایط فعلی محله شناسایی شدند. با وجود چالشهایی مانند کمبود فضاهای عمومی و ضعف حملونقل، پتانسیلهایی چون موقعیت ارتباطی مناسب و تالاب عینک نیز وجود دارد. راهبردهای اولویتدار شامل اصلاح شبکه حملونقل، بهبود معابر پیاده و توسعه دسترسی غیرموتوری به خدمات و فضاهای سبز است. در نهایت، اجرای موفق این الگو نیازمند همکاری نهادهای مدیریتی، مشارکت شهروندان و بهرهگیری از فناوریهای هوشمند خواهد بود.
تحلیل فضایی قابلیت دسترسی مراکز محلهای به خدمات شهری (مطالعه موردی: محله تازهشهر، اردبیل)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 429-452
فینا عباسینیا، عطا غفاری گیلانده، پریا نصیری، علیرضا محمدی
چکیده زمینه و هدف: توزیع فضایی خدمات، امکانات، کاربریها و فعالیتها در شهرها و وضعیت دسترسپذیری آنها از جمله موضوعات حائز اهمیت در حوزه مسائل شهری است. در همین راستا، موقعیت محلات در دسترسی به کاربریها و خدمات شهری نیازمند توجه ویژه است. این پژوهش با تمرکز بر تحلیل موقعیت محله تازهشهر، به بررسی وضعیت دسترسپذیری این محله به انواع کاربریها در بستر فضایی محله و در مقاطع فاصلهای مختلف پرداخته است.
روششناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی–تحلیلی است. دادههای کاربری اراضی و شبکه معابر از نقشه تفصیلی شهر اردبیل استخراج و پس از ویرایش در محیط ArcGIS تحلیل شدند. برای هر گروه کاربری، متراژ فضای اختصاصیافته در سطح زونبندی محلهای و حلقههای فاصلهای (۰–۲۰۰، ۲۰۰–۵۰۰، ۵۰۰–۱۰۰۰، ۱۰۰۰–۲۰۰۰ متر و ...) محاسبه شد. سپس جداول فراوانی و شاخصهای فضایی تهیه و برای شناسایی خوشههای تمرکز یا کمبود خدمات، تحلیل لکه داغ (Getis-Ord Gi) انجام گرفت. نتایج در قالب نقشههای موضوعی طبقهبندی و تحلیل شد.
نتایج و یافته ها: در برایند نتایج بهدستآمده، وضعیت دسترسپذیری محله تازهشهر به طیف متنوعی از کاربریها، چه در محدوده فضایی محله و چه در حلقههای فاصلهای مختلف، مشخص شد. این نتایج نشان میدهد که محله تازهشهر در برخی خدمات دارای سطح مطلوبی از دسترسی است، اما در برخی دیگر با محدودیتها و کمبودهایی مواجه است. بهطورکلی، وضعیت این محله در دسترسی به خدمات و کاربریهای شهری، بسته به نوع کاربری و مقیاس مکانی، متغیر و نیازمند برنامهریزی بهینه است.
ارزیابی و رتبهبندی مؤلفههای توانمندسازی بافتهای فرسوده با رویکرد ارتقاء منزلت اجتماعی شهروندان (نمونه موردی: شهر هرسین)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 498-517
علی قبادی، مهشید صحی زاده
چکیده زمینه و هدف: بافتهای فرسوده شهری امروزه تنها یک چالش کالبدی و سازهای محسوب نمیشوند، بلکه به دلیل انباشت نارساییها، بستری برای تضعیف هویت جمعی و تنزل جایگاه اجتماعی ساکنان خود گشتهاند. در رویکردهای نوین بازآفرینی، گذار از نوسازی صرفاً فیزیکی به سمت «توانمندسازی اجتماعمحور» ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ چراکه پایداری هرگونه مداخله شهری در گرو احیای کرامت انسانی، تقویت حس تعلق و بازگرداندن عزتنفس به شهروندانی است که باید خود، عاملان اصلی تغییر و توسعه در محیط زندگیشان باشند. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی و رتبهبندی مؤلفههای توانمندسازی بافتهای فرسوده با رویکرد ارتقاء منزلت اجتماعی شهروندان در شهر هرسین است.
روششناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و از نظر روششناسی، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را 30 نفر از کارشناسان و متخصصان مرتبط با حوزه برنامهریزی شهری، بافت فرسوده شهری و مدیریت شهری تشکیل میدهند. دادهها از طریق پرسشنامه جمعآوری شده و برای تحلیل و رتبهبندی عوامل، از مدل تصمیمگیری چندمعیاره سایویک (SAWIC) استفاده شده است.
یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان میدهد که در بافت فرسوده هرسین، «فرسودگی اجتماعی» بر چالشهای کالبدی پیشی گرفته و بُعد اجتماعی-فرهنگی با تأکید بر کاهش آسیبها و ارتقای امنیت، بالاترین اولویت را نسبت به ابعاد اقتصادی و کالبدی دارد. این یافتهها ضرورت تغییر پارادایم از «کالبدمحوری» به «انسانمحوری» را اثبات کرده و نشان میدهند که مداخلات فیزیکی و مدیریتی تنها باید نقش تسهیلگر را ایفا کنند. بنابراین، موفقیت در توانمندسازی این بافت، مستلزم تمرکز راهبردی بر بازآفرینی هویت و ارتقای منزلت اجتماعی ساکنان پیش از هرگونه نوسازی فیزیکی است.
واکاوی پیشرانهای مؤثر مدیریت بحران آب شهری از منظر پایداری(مطالعه موردی: شهر ایلام)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 518-539
عظیم علی شائی، داریوش جهانی، روح الله ارشادی، سیامک اصلانی
چکیده زمینه و هدف: مدیریت بحران آب در شهرهای خشک و نیمهخشک، از جمله ایلام، به دلیل محدودیت منابع، افزایش جمعیت شهری و تغییرات اقلیمی، یکی از چالشهای حیاتی و پیچیده محسوب میشود. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل نقش و تأثیرگذاری کنشگران، همگرایی اهداف و پیشرانهای کلیدی مدیریت بحران آب، از رویکرد تحلیلی–اکتشافی مبتنی بر مدل مکتور بهره برده است.
روش شناسی: در این مطالعه، ترکیبی از روشهای کیفی و کمّی به کار گرفته شد؛ مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان حوزه آب، محیطزیست، مدیریت شهری و حکمرانی محلی، به شناسایی کنشگران و اهداف کلان و خرد مدیریت بحران آب منجر شد و دادههای کمی از طریق ماتریسهای اثرگذاری- وابستگی و همگرایی اهداف تکمیل گردید.
یافتهها و نتایج: یافتهها نشان داد که شبکه مدیریت بحران آب ایلام دارای سلسلهمراتب روشن و نقشهای مشخص کنشگران تابع، میانجی و راهبردی است. مصرفکنندگان شهری نقش تابع و محدود دارند، شرکتهای اجرایی میانجی و هماهنگکننده هستند و استانداری ایلام و مدیریت منابع آب، نقش راهبردی و تعیینکننده دارند. نقشه فاصله خالص میان اهداف نشاندهنده همگرایی بالا میان اهداف قانونی، اجرایی و مشارکتی است و نقشه فاصله خالص میان کنشگران امکان شناسایی ائتلافهای بالقوه و نقاط تعارض را فراهم میکند. بر اساس این نتایج، هماهنگی میان کنشگران، اولویتبندی اهداف کلیدی، تقویت مشارکت مردمی و بهرهگیری از نقش میانجی کنشگران اجرایی به عنوان راهکارهای مؤثر برای مدیریت بحران آب در ایلام پیشنهاد میشود. یافتهها علاوه بر ارائه چارچوب تحلیلی دقیق، میتواند راهنمای عملیاتی برای برنامهریزی و سیاستگذاری پایدار منابع آب در سایر مناطق مشابه باشد.
تحلیل امکانسنجی متاورس و تأثیرات آن در پایداری اجتماعی شهری (مطالعه موردی: شهر ارومیه)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 540-559
اصغر عابدینی، معصومه عبداللهی، هاجر حسنی، زهرا علی عباسی
چکیده زمینه و هدف: گسترش فناوریهای دیجیتال نوین و شکلگیری متاورس، الگوهای تعاملات اجتماعی و نحوه مشارکت شهروندان در فضاهای شهری را بهطور قابلتوجهی تغییر داده است. در این میان، پایداری اجتماعی بهعنوان یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار شهری، نیازمند بازاندیشی در بستر این تحولات فناورانه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر متاورس بر پایداری اجتماعی شهری، شهر ارومیه را بهعنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب کرده است.
روششناسی: این پژوهش با رویکردی ترکیبی انجام شده است. در مرحله نخست، وضعیت زیرساختهای فناورانه و مکانی مؤثر در شکلگیری متاورس شهری در ارومیه، شامل سامانههای اطلاعات جغرافیایی، بسترهای دادهمحور، اینترنت اشیا و شبکههای ارتباطی، مورد تحلیل قرار گرفت. در مرحله دوم، بهمنظور سنجش رابطه بین میزان استفاده شهروندان از متاورس و ابعاد مختلف پایداری اجتماعی، دادهها از طریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از مدلهای رگرسیون خطی در نرمافزار SPSS تحلیل شد. شاخصهای پایداری اجتماعی شامل انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، حس تعلق و هویت شهری و عدالت اجتماعی و دسترسی در نظر گرفته شدند.
نتایج و یافتهها: نتایج پژوهش نشان میدهد که استفاده از متاورس تأثیر مثبت و معناداری بر انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی و بهویژه هویت شهری شهروندان دارد. در مقابل، اگرچه رابطه متاورس با عدالت اجتماعی و دسترسی مثبت ارزیابی شد، اما این تأثیر در سطح معناداری آماری قوی قرار نگرفت. در مجموع، یافتهها بیانگر آن است که متاورس، در صورت توسعه متوازن زیرساختها و سیاستگذاری آگاهانه، میتواند بهعنوان ابزاری مؤثر در تقویت پایداری اجتماعی شهری مورد استفاده قرار گیرد.
4.تحلیل جغرافیایی شاخص ها و مصادیق شهر شاد با تأکید بر نظریه مکان سوم ری اولدنبورگ ( مورد مطالعه: شهر خرم آباد)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 44-72
کامران دولتیاریان، محمد حسن یزدانی، عطا غفاری گیلانده، حسین نظم فر
چکیده زمینه و هدف: مکانهای سوم فضاهای عمومی فعال و جذابی هستند که زمینه تعامل، تفریح، رشد فردی، کاهش استرس، تحریک خلاقیت و نشاط اجتماعی را در شهرها فراهم میآورند. هدف پژوهش حاضر تحلیل جغرافیایی شاخصها و مصادیق شهر شاد با تأکید بر نظریه مکان سوم ری اُولدنبورگ در شهر خرمآباد میباشد.
روش شناسی: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و از نوع پیمایشی است. نمونه آماری پژوهش شامل 400 نفر از شهروندان است که با استفاده از نرمافزار Sample Power به صورت تصادفی ساده انتخاب گردید. جمعآوری و دستهبندی و تحلیل دادهها با استفاده نرمافزارهای آماری SPSS و AMOS انجام شد.
یافته ها و نتایج: یافتههای پژوهش نشان داد که شهر خرمآباد از لحاظ ابعاد و معیارهای شهر شاد در وضعیت ضعیفی قرار دارد. همچنین نتایج بهدستآمده از مدلسازی معادلات ساختاری پژوهش نشان داد که عامل اقتصادی با بار عاملی 082/0 بیشترین اثرگذاری را بر شادی به خود اختصاص داده است. پس از آن عاملهای زیستمحیطی، کالبدی- فضایی، امنیتی و اجتماعی- فرهنگی با بار عاملی 076/0، 073/0، 071/0 و 063/0 در رتبههای بعدی تأثیرگذاری بر شادی اجتماعی تعیین شدند. علاوه بر این مشخص شد مکانهای سوم که شامل پارکها، مراکز ورزشی، کافهها، کتابخانهها و مساجد میشوند هر کدام به میزان 071/0، 044/0، 043/0، 027/0 و 020/0 بر شادی اجتماعی محدوده انتخابی اثر گذارند. در نهایت بر اساس مدل تلفیقی تحلیل مسیر پژوهش، اثرات مکانهای سوم بر نشاط اجتماعی شهر خرمآباد به میزان 063/0 تشخیص داده شد.
6.مطالعه تطبیقی مناطق کلانشهر تبریز بر مبنای مؤلفههای مبلمان شهری
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 91-103
فائزه بهادری، محمدحسن یزدانی، علیرضا محمدی، منصور رحمتی
چکیده مقدمه: مبلمان شهر در واقع نمود زیباشناسی و هویت یک جامعه است. از این رو طراحی کاربردی، مکان یابی مناسب در کنار استفاده درست و اصولی از مبلمان در بستر شهر پراهمیت است. بااینکه مبلمان شهری جز مهمترین مقوله یک شهر میباشد اما تجهیز نمودن و همچنین بهبود وضعیت موجود این مهم در یک برهه زمانی و به صورت همزمان در سطح تمامی مناطق یک شهر ممکن نیست؛ بنابراین مقایسه تطبیقی در این خصوص میتواند کارساز بوده و به عملکرد و تصمیمگیری بهتر مدیران شهری متناسب با اولویت مداخله در سطح هریک از مناطق کمک نماید. بر این مبنا پژوهش حاضر با هدف مطالعه تطبیقی مناطق کلانشهر تبریز بر مبنای مولفههای مبلمان شهر تدوین یافته است.
روششناسی: این پژوهش از نظر ماهیت کاربردی و از نظر روش توصیفی، تحلیلی و پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل 30 نفر از کارشناسان و خبرگان حوزه شهری میباشند. به منظور ارزیابی و اولویتبندی مناطق هدف از 5 مولفه (کیفیت محیط، زیبایی و تناسب مبلمان شهری، جانمایی صحیح مبلمان شهری، ساختار متوازن شهری، کفیت اجزای مبلمان شهری) بهره برده شد. در این خصوص مناطق 10 گانه شهر تبریز با استفاده مدل MABACاولویت بندی گردیدند
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از پیاده سازی مدل مزبور نشان داد منطقه دو با کسب امتیاز نهایی 0.513 و رتبه نخست و در وضعیت مطلوب قرار گرفته و مناطق 5 و 9 نیز به ترتیب با کسب امتیازات 0.388 و 0.362 در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتهاند. در مقابل منطقه 1 با کسب کمترین امتیاز 0382- در رتبه آخر قرار گرفته است. در این خصوص برنامهریزی و مدیریت متناسب با رتبه بندی صورت گرفته در پژوهش حاضر میتواند به نوبه خود راهگشای مدیران شهری جهت برنامهریزی آتی در محدوده مورد مطالعه باشد.
7.بررسی کیفیت محیطی مبتنی بر پیاده مداری در کوی اندیشه شهر دزفول با رویکرد شهر 15 دقیقهای
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 104-122
احسان کی شمس اردوتی، دانیال سلحشور، وحید سرافراز
چکیده زمینه و هدف: با گسترش شهر نشینی و چالشهایی نظیر آلودگی هوا، تراکم ترافیک و کاهش کیفیت زندگی، توجه به پیاده مداری به عنوان راهکاری پایدار در برنامه ریزی شهری اهمیت یافته است. این پژوهش با هدف ارزیابی کیفیت محیطی محله کوی اندیشه دزفول مبتنی بر شاخص های پیاده مداری و در چارچوب رویکرد شهر ۱۵ دقیقه ای انجام شده است.
روش شناسی: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و کاربردی است. ابتدا هفت شاخص کلیدی شامل اختلاط کاربری، ایمن سازی محیط، حمل و نقل عمومی، طراحی پیاده رو ها، تمرکز بر تقاطع ها، اصلاح پارکینگ ها و مسیر دوچرخه سواری تعیین شد. سپس با بهره گیری از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و تحلیل SWOT، داده ها تحلیل و اولویت بندی گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج AHP نشان داد شاخص های اختلاط کاربری (۰.۳۴۸) و ایمن سازی محیط (۰.۲۲۲) بالاترین اهمیت را دارند. تحلیل SWOT نیز بیانگر آن بود که فرصت هایی نظیر افزایش ارزش املاک و دسترسی به خدمات در کنار تهدید هایی چون مقاومت اجتماعی در برابر کاهش وابستگی به خودرو و امنیت فضاهای پیاده مدار وجود دارد. یافته ها حاکی از آن است که محله کوی اندیشه به لحاظ کالبدی و اجتماعی ظرفیت تحقق الگوی شهر ۱۵ دقیقه ای را داراست، اما تحقق کامل آن مستلزم ارتقاء زیر ساخت های پیاده مداری، فرهنگ سازی، و برنامه ریزی مشارکتی است. این پژوهش میتواند الگویی کاربردی برای بهبود کیفیت محیطی سایر محلات شهری فراهم سازد.
10.بررسی تأثیر ویژگی های طبیعی کوه سبلان بر الگوهای مجتمع های زیستی استان اردبیل
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 152-162
حبیب شهبازی شیران، شادی جبارپور
چکیده مقدمه و هدف: کوه سبلان به عنوان دومین قله مرتفع ایران (با ارتفاع ۴۸۱۱ متر) و یکی از مهمترین عوارض طبیعی استان اردبیل، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری تمدنهای باستانی این منطقه داشته است. این کوه نه تنها بلندترین قله شمال غرب ایران است، بلکه یکی از کانونهای مهم شکلگیری تمدنهای باستانی در این منطقه محسوب میشود. این پژوهش به بررسی تأثیر ویژگیهای منحصربهفرد سبلان شامل منابع آبی (چشمههای آبگرم و رودخانه قرهسو)، خاکهای حاصلخیز آتشفشانی و موقعیت استراتژیک بر الگوی پراکندگی استقرارهای باستانی در استان اردبیل میپردازد.
روش شناسی: تحلیل داده ها با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و روش های تطبیقی انجام شده است. مطالعه حاضر با استفاده از روشهای میدانی، تحلیلهای مکانی و مطالعات کتابخانهای، به بررسی ۲۰ محوطه باستانی شاخص در استان اردبیل از جمله شهر یئری (مشکینشهر)، محوطههای باستانی سرعین و مجموعه تاریخی قلعه قهقهه پرداخته است.
یافتهها و نتایج: نشان میدهد که: بیش از ۸۰% استقرارهای باستانی استان اردبیل در شعاع ۴۰ کیلومتری سبلان قرار دارند. و خاکهای حاصلخیز دامنههای شرقی سبلان نقش کلیدی در توسعه کشاورزی باستانی منطقه داشتهاند. نتایج تحقیق نشان میدهد که عوامل طبیعی سبلان به ویژه دسترسی به منابع آب (رودخانه قره سو و چشمه های آبگرم)، زمینهای حاصلخیز و موقعیت دفاعی طبیعی، نقش کلیدی در مکان گزینی استقرارهای باستانی داشته اند. همچنین، شواهدی از تأثیر جنبه های آیینی کوه بر الگوی استقرارها مشاهده شده است. این مطالعه نشان میدهد که شرایط محیطی سبلان نه تنها در جذب جوامع انسانی، بلکه در تداوم و توسعه تمدن های منطقه تأثیر بسزایی داشته است.
15.نقش گردشگری خلاق در ارتقاء شاخصهای پایداری شهری ( مطالعه موردی: شهر اهواز)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 224-249
جمیله کریمی حاتمی، محمد حسین رامشت، محمدرضا نوجوان بشنیغان
چکیده زمینه و هدف: در دنیای امروز، برای تحقق توسعه پایدار شهری، گردشگری خلاق به عنوان یک متغیر کلیدی مطرح است که نقش مهمی در ارتقاء شاخصهای پایداری شهری ایفا میکند. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهر اهواز، به بررسی این ضرورت میپردازد که چگونه گردشگری خلاق میتواند به عنوان یک ابزار قدرتمند، در ارتقاء شاخصهای پایداری شهری نقشآفرینی کند و با شناسایی پتانسیلهای فرهنگی و هنری شهر، به دنبال ارائه راه کارهایی کاربردی برای حل چالشهای زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی است و از این طریق، مسیری برای دستیابی به شهری پایدار و پویا ترسیم میکند.
مواد و روش: جامعه آماری 788/184/1 نفر از شهروندان شهر اهواز بوده است که با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. تحلیل دادهها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان داد که ابزار اندازهگیری پژوهش از روایی و پایایی بالایی برخوردار است. مقادیر واریانس میانگین استخراجشده (AVE) برای تمامی سازهها بالاتر از ۰.۵ و مقادیر پایایی ترکیبی (CR) و آلفای کرونباخ نیز بالاتر از 7/0هستند که نشاندهنده روایی همگرا و پایداری درونی کافی ابزار است. در تحلیل عاملی تأییدی، بارهای عاملی نشان دادند که هر زیرشاخص، معرف قوی و معتبری برای سازه مربوط به خود است، زیرا تقریباً تمامی بارهای عاملی بالاتر از 7/0 بودند. بالاترین بار عاملی مربوط به زیرشاخص «خلاقیت» (914/0) و پایینترین آن مربوط به «فضای سبز» (631/0) بوده است. این نتایج تأیید میکنند که مدل اندازهگیری از صحت و اعتبار بالایی برخوردار است.
16.تحلیل رابطه سکونتگاههای غیررسمی و طرد اجتماعی با نقش میانجی سرمایه اجتماعی در کلانشهر مشهد: یک مطالعه ترکیبی (کمّی-کیفی)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 250-267
صالح ابراهیمی پور، کتایون علیزاده
چکیده زمینه و هدف: پدیده حاشیهنشینی به عنوان یکی از چالشهای عمده کلانشهرهای ایران، نه تنها بیانگر نابرابریهای فضایی است، بلکه زمینهساز اشکال مختلف طرد اجتماعی میباشد. این پژوهش با هدف تحلیل رابطه بین سکونتگاههای غیررسمی و طرد اجتماعی با تأکید بر نقش میانجی سرمایه اجتماعی در کلانشهر مشهد انجام شد.
روششناسی: این مطالعه از نوع تحقیقات ترکیبی (کمی-کیفی) بود. جامعه آماری شامل ساکنان مناطق حاشیهنشین مشهد بود که ۵۰۰ نفر به روش تصادفی طبقهای انتخاب شدند. دادههای کمی با پرسشنامه محققساخته و دادههای کیفی از طریق ۲۰ مصاحبه نیمهساختاریافته جمعآوری گردید. تحلیل دادههای کمی با استفاده از مدل معادلات ساختاری (SEM) و دادههای کیفی با روش تحلیل مضمون انجام شد.
نتایج و یافتهها: یافتههای کمی نشان داد حاشیهنشینی اثر مستقیم و مثبت بر طرد اجتماعی دارد (۰.۵۹ = β) و سرمایه اجتماعی اثر منفی و معناداری بر طرد اجتماعی اعمال میکند (۰.۴۲- = β). همچنین سرمایه اجتماعی نقش میانجی معناداری در رابطه بین حاشیهنشینی و طرد اجتماعی ایفا میکند. یافتههای کیفی سه مضمون اصلی را آشکار ساخت: محرومیت ساختاری فراگیر، انزوای اجتماعی و تجربه تبعیض، و ضعف شبکههای حمایتی. تحلیل عاملی اکتشافی نیز سه عامل مؤثر بر حاشیهنشینی را شناسایی کرد: فقر اقتصادی و اشتغال، مهاجرت و کمبود خدمات شهری، و عدم تملک قانونی.یافتهها حاکی از آن است که حاشیهنشینی از طریق دو مسیر مستقیم و غیرمستقیم (توسط سرمایه اجتماعی) به طرد اجتماعی منجر میشود. این مطالعه پیشنهاد میکند سیاستهای شهری باید علاوه بر مداخلات کالبدی، بر تقویت سرمایه اجتماعی پلزن و ایجاد نهادهای محلی مشارکتی متمرکز شوند. نتایج این پژوهش میتواند مبنایی برای برنامهریزی عدالتمحور در کلانشهرهای مشابه باشد.
بررسی تاثیر احداث شبکه مترو بر الگوی عرضه زمین (مطالعه موردی: ایستگاه 45 متری گلشهر کرج)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 429-453
امیرهوشنگ رجبی کلوانی، اسماعیل نصیری هنده خاله، شاه بختی رستمی
چکیده زمینه و هدف : مترو، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻜﻲ از زﻳﺮﺳﺎﺧﺖﻫﺎی اﺻﻠﻲ ﺷﻬر میتواند تاثیرات شگرفی در نظام ﺗﻮﺳﻌﺔ ﺷﻬﺮی به همراه داشته باشد. پژوهش حاضر ﻧﯿﺰ در پی آن اﺳت ﺗﺎ به بررسی اثرات احداث شبکه مترو بر الگوی عرضه زمین (مطالعه موردی:ایستگاه 45 متری گلشهر کرج) بپردازد چرا که ﮐﻪ سیستم حملونقل عمومی مترو یکی از ﮐﺎرآﻣﺪﺗﺮﯾﻦ اشکالﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ ﻋﻤﻮﻣﯽ در ﺷﻬﺮﻫﺎی اﻣﺮوزی است.
روش شناسی: ﭘﮋوﻫﺶ حاضر در قالب دو بخش آمار استنباطی و تصمیمگیری چندمعیاره مورد ارزیابی قرار گفته است. الگوی حاکم بر پژوهش به لحاظ رویکرد، راهبردی؛ از نظر ماهیت، شناختی؛ به لحاظ هدف، کاربردی؛ از نظر روش، توصیفی ـ تحلیلی؛ به لحاظ زمان، مقطعی؛ و از نظر نوع داده، کمی و کیفی است. با توجه به پرسشهای پژوهش که از نوع علی ـ معلولی هستند، چهار فرضیه معرفی شدند. جامعه آماری پژوهش شامل ساکنان محله گلشهر کرج است و برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران به شیوه محاسبه آنلاین استفاده شد و به تعداد 384 نفر تعیین گردید. همچنین برای بخش تصمیمگیری چندمعیاره با 20 متخصص رایزنی شد.
نتایج و یافتهها: در گام نخست به تعیین و رتبهبندی اهمیت معیارهای کیفیت بنا و فضا، دسترسپذیری، مطلوبیت منظرههای محیطی، بهره اقتصادی و ارزش زمین با استناد به آرای شهروندان ساکن در محله گلشهر کرج پرداخته شده و براساس ضریب طیف لیکرت و شناسایی شاخصهای اثرگذار بر آنها، معیار کیفیت فضا و بنا در رتبه نخست قرار گرفت که ناشی از اهمیت شاخصهای "رضایتمندی کلی از تأسیسات زیربنایی و روابط همسایگی" در محله گلشهر است؛ ضمن آنکه شاخص تأثیر مترو بر کاربری تجاری نیز دارای بیشترین اهمیت از نگاه پاسخگویان است. همچنین بررسی فرضیهها با استفاده از آزمون تی تکنمونه نشان داد که در چهار معیار مذکور، در محله گلشهر کرج میتوان به اثر مثبت احداث ایستگاه متروی 45 متری بر عرصههای پیرامونی پی برد. در گام بعد، عناصر اثرگذار بر یکپارچگیِ اثربخشیِ سامانههای حملونقل همگانی و عرصههای زمین و کاربریهای مرتبط، با استفاده از تکنیک فرایند تحلیل سلسلهمراتبی برای اولویتبندی معیارها و شاخصها، مورد ارزیابی قرار گرفتند. براساس نتایج، معیارهای حملونقل، اقتصادی، اجتماعی و محیطی به ترتیب دارای بیشترین تا کمترین اهمیت هستند.
تبیین رابطه بین تنشهای آبی و تاب آوری اجتماعی در استان خوزستان
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 454-475
سعید امانپور، نیلوفر آذربرزین، مهناز حسینی سیاه گلی
چکیده زمینه و هدف: استان خوزستان به دلیل شرایط اقلیمی و جغرافیایی خود، همواره با چالشهای متعددی در زمینه منابع آب روبرو بوده است. این چالشها، که به عنوان تنشهای آبی شناخته میشوند، میتوانند تأثیرات گستردهای بر ابعاد مختلف زندگی اجتماعی داشته باشند و تابآوری جامعه را در برابر بحرانها کاهش دهند. هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین تنشهای آبی و تابآوری اجتماعی در استان خوزستان با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) است.
روش شناسی: پژوهش حاضر با جامعه آماری ۴,۷۱۰,۵۰۹ نفر از شهروندان استان خوزستان، نمونهای ۳۸۶ نفری را با استفاده از فرمول کوکران انتخاب و بررسی کرده است. ابزار پژوهش، پرسشنامهای محققساخته با روایی محتوایی (صوری) و سازهای تأییدشده و پایایی ترکیبی قابل قبول بود. دادهها با روشهای تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری توسط نرمافزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند.
یافتهها و نتایج: نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری حاکی از وجود رابطه قوی و معنادار (p<0.05) بین شاخصهای تنشهای آبی و تابآوری اجتماعی است. به عبارت دیگر، این یافتهها نشان میدهد که با افزایش تنشهای آبی، تابآوری اجتماعی در جامعه مورد مطالعه کاهش مییابد. علاوه بر این، شاخصهای برازش مدل نیز نشان میدهند که دادهها به خوبی با مدل مفهومی پژوهش منطبق هستند و مدل از برازندگی لازم برخوردار است. این امر، اعتبار و پایایی نتایج حاصل از مدلسازی را تقویت میکند و مؤید آن است که مدل پیشنهادی به درستی قادر به تبیین رابطه بین متغیرهای مورد مطالعه است و در نهایت مقایسه ضرایب همبستگی نشان میدهد که شاخص زیستمحیطی و سپس شاخص نهادی قویترین رابطه را با شاخص تابآوری اجتماعی و تنشهای آبی دارند. همچنین نتایج حاصل از آزمون pls نشان داد که در بین شاخصهای تنش آبی به ترتیب شاخصهای زیستمحیطی با امتیاز 828/24، شاخصهای اقتصادی با امتیاز 762/21 و سپس در بین شاخص های تاب آوری اجتماعی شاخص نهادی با امتیاز 677/21 و شاخص اجتماعی با امتیاز 145/20 رتبه اول تا چهارم را به خود اختصاص داده اند و این امر نشان دهنده تأثیر شاخصهای تنش آبی بر تابآوری اجتماعی در استان خوزستان است.
ارزیابی نقش تابآوری اجتماعی شهری در مواجهه با پیامدهای ناشی از جنگ(مطالعه موردی: شهر اهواز)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 476-502
دانیال لطفعلی زاده، مجید گودرزی، زهرا سلطانی
چکیده زمینه و هدف: تابآوری اجتماعی شهری به عنوان یکی از کلیدیترین ارکان مدیریت بحران و توسعه پایدار، پیوندی ناگسستنی با ظرفیت جوامع شهری در تحمل، انطباق و بازگشت به وضعیت مطلوب در برابر شوکهای بیرونی دارد. در این میان، تجربه جنگ و پیامدهای پایدار ناشی از آن، آسیبپذیریهای ساختاری و اجتماعی ویژهای را به بافتهای شهری تحمیل میکند که نیازمند رویکردی فراتر از مدیریت استاندارد بحران است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقش تابآوری اجتماعی در ارتقای توانمندی شهر اهواز برای مواجهه با ابعاد چندگانه پیامدهای ناشی از جنگ و تحلیل ظرفیتهای تابآورانه ساکنان در برابر این چالشها انجام شده است
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، کاربردی و از نظر روششناسی، توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمی است. به منظور دستیابی به اهداف پژوهش و ارزیابی نقش تابآوری اجتماعی در مواجهه با پیامدهای جنگ در شهر اهواز، در گام نخست با بهرهگیری از مطالعات اسنادی و کتابخانهای، متغیرهای کلیدی در قالب یک مدل مفهومی استخراج گردیدند. بدین منظور، هشت مؤلفه برای «تابآوری اجتماعی» (شامل سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، مشارکت و تعامل، حس تعلق، رهبری اجتماعی، ارزشها و هنجارها، دانش و اطلاعات، و کارایی جمعی) و سه مؤلفه برای «پیامدهای پس از جنگ» (شامل شاخصهای کالبدی، اجتماعی-روانی و وضعیت بازسازی) شناسایی شدند.
یافتهها و نتایج: تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) و رویکرد حداقل مربعات جزئی (Smart-PLS) انجام پذیرفت. نتایج نشاندهنده برازش مطلوب مدل در تبیین روابط پیچیده میان تابآوری اجتماعی و پیامدهای پساجنگ در شهر اهواز است. تحلیلهای ساختاری تأیید میکنند که تمامی فرضیات در سطح اطمینان ۹۹ درصد معنادار بوده و تابآوری اجتماعی نقشی کلیدی در کاهش آثار جنگ ایفا میکند. مؤلفههای «مشارکت جمعی»، «انسجام محلی» و «رویکردهای اجتماعمحور در بازسازی»، بیشترین سهم را در ارتقای تابآوری شهروندان دارند. این یافتهها ضمن تأیید اعتبار ابزار سنجش، بر اولویتبخشی به عدالت در بازسازی جهت تقویت تابآوری پایدار در این کلانشهر تأکید میورزند.
تبیین جایگاه ظرفیتهای گردشگری در توسعه محلی از منظر ذینفعان محلی (مورد مطالعه: شهر سلطانیه استان زنجان)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 540-553
داریوش جهانی، اسماعیل تقوی زیروانی، یعقوب حقی، سیامک اصلانی
چکیده زمینه و هدف: شهر سلطانیه به عنوان نگینی از معماری ایلخانی و دارنده یکی از بزرگترین گنبدهای آجری جهان، پتانسیلهای بیبدیلی برای تبدیلشدن به قطب گردشگری دارد. با این حال، تداوم شکاف میان ظرفیتهای میراثی و وضعیت توسعه محلی، پرسشی اساسی را پیش روی پژوهشگران و مدیران شهری قرار میدهد: آیا گردشگری توانسته است موتور محرک توسعه پایدار در این شهر باشد؟
روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی–تحلیلی است. جامعه آماری شامل ساکنان شهر سلطانیه بوده که با استفاده از فرمول کوکران، 385 نفر بهعنوان حجم نمونه بهصورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته بر اساس طیف لیکرت بود که پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 0/915 تأیید شد. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS و Minitab از طریق آزمون تی تکنمونهای و تحلیل واریانس یکطرفه (ANOVA) مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها و نتایج: یافتهها نشان میدهد که ادراک ذینفعان نسبت به تأثیرات مثبت گردشگری بر توسعه، فراتر از حد مبنا است. با این حال، تفاوت معنادار در میان شاخصهای توسعه، حاکی از غلبه رویکردهای اقتصادی بر سایر ابعاد (فرهنگی، زیرساختی و زیستمحیطی) است. نتیجه این پژوهش زنگ خطری برای مدیران شهری است که تکیه صرف بر میراث جهانی بدون «برنامهریزی مشارکتمحور» نمیتواند توسعه پایدار را تضمین کند. یافتههای نهایی، الگویی را پیش روی سیاستگذاران میگذارد که چگونه میتوان با ارتقای همزمان زیرساختها و مشارکت جامعه محلی، از ظرفیتهای تاریخی سلطانیه، نه فقط یک اثر جهانی، بلکه عاملی برای شکوفایی اقتصادی و هویت اجتماعی ساخت.
6.ارزیابی مؤلفههای مؤثر بر مطلوبیت سیما و منظر شهری(مطالعه موردی: ورودیهای شهراردبیل)
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 84-97
محمد حسن یزدانی، ژیلا فرزانه سادات زارنجی
چکیده زمینه و هدف: ورودی های شهر از جمله عناصر مهم سیما و منظرشهری می باشند. اما هم اکنون شاهد شهرهایی هستیم که اثری از یک فضای ورودی، با خصوصیات مطلوبی که بایـد داشـته باشد دیده نمی شود. شهر اردبیل از جمله شهرهای تاریخی دارای هویت و سابقه شهری برجسته به عنوان یکی از مقاصد اصلی گردشگری می باشد. اما علی رغم ویژگی های ممتاز به لحاظ بار فرهنگی و تاریخی و موقعیت برجسته آن، ورودی های این شهر از مسئله دارترین فضاهای شهری میباشند که با نابهسامانی های متعدد و متنوعی دست به گریبان هستند. ورودی شهر باید نماد چهره و شخصیت شهر باشد این مهم در صورتی محقق میگردد که شاخصهای موثر در این زمینه شناسایی و ورودی های مورد نظر بر اساس آنها سنجیده شوند. بر این اساس هدف پژوهش حاضر ارزیابی مولفههای موثر بر مطلوبیت سیما و منظر شهری ورودیهای شهر اردبیل میباشد
روششناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است که در زمره مطالعات وابستگی قرار میگیرد که به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان می باشد که به روش گلوله برفی انتخاب گردیدند. به منظور ارزیابی مولفههای موثر بر مطلوبیت سیما و منظر شهری از 4 مولفه (کالبدی، زیبایی شناختی، عملکردی و بازنمایی هویت) بهره برده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها نیز از نرم افزارهای LISREL و SPSS استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج آزمون T تک نمونهای نشان داد که تمامی مولفههای مورد بررسی جزء عوامل موثر مطلوبیت سیما و منظر شهری میباشند چرا که نتایج آزمون تمام متغیرها مثبت بوده و نمره بیشتر از عدد حد وسط (3) کسب نموده اند. سطح معناداری متغیرها نیز از 05/0 کمتر مشاهده گردید، بنابراین فرضیه تحقیق با سطح 95% مورد تایید واقع شد. با عنایت به اینکه همه مولفههای مورد بررسی دارای بار عاملی بیشتر از 4/0 کسب نمودند لذا نتایج حاصل از ضریب مسیر(β) حاکی از روابط مثبت بین متغیرهای تحقیق میباشد. همچنین مقدار ضریب شاخصهایRMSEA برابر با (0.074) و ضریب chi-Square (42.36) به دست آمد بنابراین میتوان ادعا نمود که مدل تحقیق نشان از برازش خوب و مطلوب برخوردار میباشد.
13.تحلیل تأثیر عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت روانی بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 187-201
سمیرا سعیدی زارنجی، محمد حسن یزدانی، قاسم فتاح زاده
چکیده زمینه و هدف: مطالعات نشان میدهند طی سال(های) اخیر اختلالات روانی در جوامع مختلف افزایش یافته است. با توجه به پیوستگی علوم انسانی، بررسی توأم عوامل اقتصادی- اجتماعی میتواند توصیه(های) سیاستی مهمی در بر داشته باشد. از این رو این پژوهش با هدف تعیین تاثیر عوامل اجتماعی- اقتصادی بر سلامت روان بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل دارد.
روششناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی-تحلیلی میباشد. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روش(های) میدانی و اسنادی گردآوری شدهاند. جامعه آماری پژوهش منطبق بر بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل است. برای تجزیه و تحلیل داده(ها) از نرم افزارSPSS وSMART PLS3 و آزمونهای آماریTتک نمونه ای و ضریب تاییدی مسیر در نرم افزار SMART PLS استفاده شده است.
یافتهها و نتایج: با توجه به یافتههای پژوهش براساس مدل ساختاری، آماره T-Value برای تمامی متغیر(ها) بیشتر از (96/1) میباشد و در سطح اطمینان95/. معنادار است. و میزان واریانس تعدیل شده (AVE ) ) برای متغیر اقتصادی(331/.) و متغیر اجتماعی(428/.) میباشد و ارتباط معناداری بین عوامل اقتصادی – اجتماعی با سلامت روان بیماران دارد که بیشترین تاثیر مثبتی که عوامل بر سلامت روحی و روانی بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل گذاشته است مربوط به عوامل اجتماعی میباشد و در ارتباط با عوامل اقتصادی نیز با اینکه این ارتباط معنادار است به صورتی که هرچقدر عوامل اقتصادی و شرایط رفاهی بیماران بهتر باشد از سلامت روان بیشتر و در بیمارانی که از قشر پایین جامعه مورد مطالعه قرار گرفتهاند این تاثیر به صورت منفی بوده است و باعث افزایش بیماری روحی و روانی در افراد گردیده است. براساس یافته (های) پژوهش و نظرات پاسخگویان میانگین تمامی گویه(های) عوامل اقتصادی - اجتماعی کمتر از میانگین تجربی(3) بوده است که نشان دهنده عدم رضایت از زندگی و شرایط اقتصادی و اجتماعی بیماران مغز و اعصاب و روان میباشد و این عوامل در نهایت باعث افزایش استرس و پرخاشگری و کاهش سلامت روان در بین شهروندان و افزایش چند برابری بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل گردیده است.
15.ارزیابی الگوی توزیع فضایی ایستگاههای اتوبوس در شهر مشهد
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 222-235
شلاله قهری، محمدحسن یزدانی، حامد جعفریان
چکیده مقدمه و هدف: توجه به حمل و نقل عمومی یکی از مهمترین مسئله در توسعه پایدار است. دسترسی به ایستگاه اتوبوس یکی از اجرای یک سیستم حمل و نقل موفق است. با عنایت به اینکه شهر مشهد دارای گردشگری مذهبی میباشد که سالیانه زائران زیادی از تمام نقاط جهان به این شهر سفر میکنند. از این رو هدف پژوهش ارزیابی الگوی رتوزیع فضایی ایستگاههای اتوبوس در شهر مشهد میباشد.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت کاربردی و از نظر روش توصیفی، تحلیلی است. جهت تجزیه و تحلیل دادهها و یافتههای تحقیق از نرم افزار GIS (میانگین نزدیکترین همسایگی، خوشهبندی کم و زیاد، خود همبستگی فضایی شاخص موران، تحلیل شبکه) بهره برده شده است.
یافتهها و نتایج: نتایج حاصل از یافتههای پژوهش نشان داد نسبت میانگین نزدیکترین همسایگی بیانگر حالت خوشهای و مقدار G برابر با صفر بوده لذا مطرح کننده الگوی خوشهبندی زیاد میباشد. با توجه به اینکه مقدار شاخص موران 0.65 و امتیاز z بالاست و P-value کوچک میباشد از این رو دادهها دارای خود همبستگی فضایی میباشد. نهایتا خروجی حاصل از تحلیل شبکه و دسترسی خدمات نشان داد در اغلب موارد ایستگاههای اتوبوس در شهر مشهد با فاصله 400 متری قرار دارند و از لحاظ موقعیت کاربری (در محدوده اداری- تجاری و هسته شهری) که دارای فاصله استاندارد هستند استقرار یافتهاند.
4.بررسی و ارزیابی توزیع فضایی- مکانی کاربری آموزشی مقطع متوسطه شهر زابل
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 52-64
مجید گودرزی، زهرا سلطانی، علی اشکبوس
چکیده زمینه و هدف: تعیین توزیع بهینه کاربریها و مراکز خدماتی یکی از چالشهای اصلی برنامهریزان شهری است. با توجه به رشد سریع جمعیت و توسعه کالبدی شهرها، مشکلاتی نظیر کمبود و عدم توزیع مناسب فضایی کاربریها به وجود آمده است. در شهر زابل، عدم توزیع مناسب مکانهای آموزشی مقطع متوسطه اول اول مشکلات متعددی را ایجاد کرده است، از جمله عدم سازگاری با کاربریهای مجاور، دسترسیهای ناکافی و کمبود فضاهای باز. این شرایط، محیطهای آموزشی را از ویژگیهای استاندارد یک فضای آموزشی مناسب محروم کرده است. هدف این مقاله بررسی توزیع فضایی-مکانی مدارس مقطع متوسطه اول در شهر زابل میباشد.
روش بررسی: این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانهای و اسنادی انجام شده است. پس از جمعآوری اطلاعات و دادههای میدانی، با بهرهگیری از نرمافزارهای GIS و SPS، توزیع فضایی، مکان استقرار و شعاع عملکرد مدارس مقطع متوسطه اول در شهر زابل مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. همچنین مدارسی که خارج از شعاع پوشش مدارس موجود و در کنار کاربریهای ناسازگار قرار دارند، شناسایی شدند.
یافتهها و نتیجه گیری: نتایج نشان میدهد که نزدیک به 50 درصد از مدارس مقطع متوسطه اول در شهر زابل از وضعیت استاندارد مناسبی برخوردار نیستند. این مدارس از نظر قرارگیری در کنار کاربریهای ناسازگار، دسترسیها، وضعیت ساختمانی و فضای باز در شرایط مطلوبی قرار ندارند. به طور کلی، توزیع فضایی-مکانی مراکز آموزشی مقطع متوسطه اول در شهر زابل با چالشهای متعددی مواجه است. اصلاحات در سیاستگذاری شهری، بهبود دسترسی به مدارس و ارتقاء کیفیت فضای آموزشی میتواند به بهبود شرایط آموزشی و رفاه دانشآموزان در این شهر منجر شود.
7.تبیین پایداری شهری با رویکرد پیاده سازی مولفه های شهر هوشمند مطالعه موردی: خرم آباد
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 78-93
امیر حسینیان راد، حکمت امیری، نسیم نیکنامی، مریم بیرانوندزاده
چکیده زمینه و هدف: مطالعه پایداری شهری و پیادهسازی مولفههای شهر هوشمند، یک حوزه پژوهشی پیچیده و پویا است. هدف این مطالعه کمک به مجموعه دانش موجود با بررسی مفاهیم نظری و عملی مولفههای شهر هوشمند در دستیابی به پایداری شهری است. با بررسی ارتباطات متقابل بین این مفاهیم، این تحقیق به دنبال ارائه بینشی در مورد استراتژیهای موثر برای انتقال به سمت محیطهای شهری پایدارتر و انعطافپذیرتر در شهرهای ایرانی است. مطالعه حاضر به بررسی مؤلفه های شهر هوشمند و نقش آنها در پایداری شهری میپردازد.
روش تحقیق: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، از نوع کاربردى و به لحاظ ماهیت و روش تحقیق، از نوع مطالعۀ توصیفی- پیمایشی است و در تبیین ساختار به صورت مدل معادلات ساختاری که روشی برای بررسی روابط میان متغیرهای پنهان است که همزمان متغیرهای مشاهدهپذیر را نیز در نظر میگیرد، در شهر خرم آباد مورد بررسی قرار گرفته است. روش گردآورى اطلاعات نیز اسنادى (کتابخانه اى) و میدانی (پرسشنامه) است. جامعه آماری تحقیق حاضر، شهروندان ساکن در مناطق شهری خرم آباد تشکیل میدهند. حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه گیری تعداد 384 نفر تعیین شد. برای طراحی مدل ساختاری و اجرای مدل از نرمافزار لیزرل استفاده شد.
یافته ها و نتیجه گیری: برای سنجش پایداری شهری با رویکرد پیاده سازی مولفه های شهر هوشمند از پنج مولفه شامل اقتصادی، مدیریت شهری، زیست محیطی، شهروندی، حمل و نقل استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر، شهروندان ساکن در مناطق شهری خرم آباد تشکیل می دهند. نتایج تحقیق نشان می دهد اجرای یک شهر هوشمند نیازمند توجه به کلیه حوزه های مدیریت شهری، شهروندی، محیط زیست، حمل و نقل و اقتصاد است. مؤلفه حمل و نقل بیشترین تأثیر را بر پایداری شهری دارد. مولفه های زیست محیطی و شهروندی نیز تأثیر قابل توجهی بر پایداری شهری دارند. اما در نظر شهروندان خرم آبادی مؤلفه های مدیریت شهری و اقتصادی تأثیر کمتری بر پایداری شهری دارند. یافتههای این مطالعه این پتانسیل را دارد که تصمیمگیریهای خطمشی، شیوههای برنامهریزی شهری و استراتژیهای مشارکت ذینفعان را اطلاعرسانی کند و در نهایت به توسعه شهرهای پایدارتر و قابل زندگیتر کمک کند. با توجه به این تحلیل، می توان نتیجه گرفت که پیاده سازی شهر هوشمند نیازمند توجه به تمامی حوزه های مدیریت شهری، شهروندی، زیست محیطی، حمل و نقل و اقتصادی است. برای بهبود پایداری شهری با رویکرد پیاده سازی مولفه های شهر هوشمند در خرم آباد می بایست توسعه حمل و نقل عمومی، کاهش آلودگی هوا و آب، افزایش مشارکت شهروندان و بهبود کیفیت زندگی مدنظر قرار گیرد. همچنین بر نیازهای شهروندان بر مبنای استفاده از فناوریهای جدید در اجرای یک شهر هوشمند تاکید شود.
