بررسی تغییرات کاربری اراضی و پیش بینی آن با استفاده از مدل CA-Markov (مطالعه موردی: منطقه 7 شهرداری تبریز)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1403
منصور رحمتی، حسین نظم فر، وحید قدوسی، سعیده سرباز
چکیده زمینه و هدف: مدلسازی تغییرات کاربری اراضی ابزاری ضروری برای تحلیل، برنامهریزی و مدیریت محیطی است. از جمله اهداف اساسی این تحقیق، بررسی و درک تغییرات کاربری اراضی در منطقه 7 تبریز بین سالهای 2000 تا 2020 با استفاده از فناوری سنجش از دور و تصاویر ماهوارهای و همچنین پیشبینی این تغییرات برای 20 سال آینده است. برای پیشبینی تغییرات، از مدل سلول زنجیره مارکوف برای پیشبینی استفاده شد. از جمله اهداف دیگر میتوان به یافتن کاربریهایی که بیشترین تغییرات و افزایشها را داشتهاند و خواهند داشت، اشاره کرد.
روش بررسی: مدلسازی تغییرات کاربری اراضی ابزاری ضروری برای تحلیل، برنامهریزی و مدیریت محیطی است. هدف اصلی این تحقیق بررسی و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی شهر تبریز در یک دوره 20 ساله (از 2000 تا 2020) است. این هدف با استخراج نقشههای کاربری اراضی برای سالهای 2000 و 2020 از طریق تصاویر ماهوارهای و به دست آوردن تغییراتی که در کاربری اراضی در این دوره رخ داده است و در نهایت پیشبینی این تغییرات با استفاده از مدل مارکوف محقق میشود.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که اگرچه منطقه دارای مساحت زیادی از زمینهای بایر است، اما مساحت مسکونی بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته و در آینده نیز به رشد خود ادامه خواهد داد. این نشان دهنده روند مثبت و افزایشی در مناطق شهری و مسکونی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ شاهد کاهش شدید فضای سبز بودهایم که میتواند هشداری برای مدیران و تصمیمگیرندگان باشد. فضای سبز شهری یک کاربری مهم در داخل شهر و حاشیه شهر است و نبود آن باعث مشکلات زیستمحیطی و... میشود. همچنین، کاربری مسکونی تا ۲۰ سال آینده بیشترین تغییرات را در سطح منطقه خواهد داشت و ثابت شد که مدل طبقهبندی حداکثر احتمال از دقت مناسبی برای طبقهبندی دادههای ماهوارهای برخوردار است.
تحلیل عوامل مؤثر بر ناکارآمدی توسعه با رویکرد آمایش سرزمین (مطالعه موردی: استان ایلام)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 اردیبهشت 1405
محمد مهدی عباسی، ذبیح اله چهارراهی
چکیده توسعه منطقهای در بسیاری از مناطق کشور با چالشهایی نظیر نابرابریهای فضایی، ضعف زیرساختها و ناکارآمدی برنامهریزی مواجه است و استان ایلام نیز از این قاعده مستثنی نیست. در چنین شرایطی، آمایش سرزمین بهعنوان رویکردی علمی برای ساماندهی فضا، میتواند نقش مؤثری در بهبود کارآمدی توسعه ایفا کند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر ابعاد مختلف آمایش سرزمین بر ناکارآمدی توسعه منطقهای در استان ایلام است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی– توسعهای و از نظر ماهیت توصیفی– تحلیلی است. دادههای مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه محققساخته و بر اساس شاخصهای محیطی– کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی گردآوری شده است. برای تحلیل دادهها از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار AMOS استفاده شده و برازش مدل با بهرهگیری از شاخصهای استاندارد مورد ارزیابی قرار گرفته است. همچنین برای سنجش پایایی ابزار از آلفای کرونباخ و برای اعتبار سازهای از بارهای عاملی و آزمونهای مربوطه بهره گرفته شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ابعاد مختلف آمایش سرزمین تأثیر معناداری بر کاهش ناکارآمدی توسعه منطقهای دارند که در میان آنها بُعد محیطی– کالبدی بیشترین تأثیر و بُعد نهادی کمترین تأثیر مستقیم را داراست، هرچند اثرات غیرمستقیم آن قابل توجه است. علاوه بر این، سازه کلی آمایش سرزمین تأثیر مثبت و بسیار قوی بر بهبود توسعه منطقهای نشان داد. نتایج بیانگر آن است که توجه به اصول آمایش سرزمین، تقویت زیرساختها، ارتقای خدمات و بهبود کیفیت حکمرانی میتواند زمینهساز توسعه متوازنتر در استان ایلام شود.
مطالعه تغییرات کاربری اراضی دشت ارومیه با استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست (2020-1984)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 92-107
فرزانه سعیدپور دله زی، علیرضا جمشیدی، خدیجه جوان
چکیده زمینه و هدف: دشت ارومیه بهعنوان یکی از حساسترین اکوسیستمهای غرب کشور، در دهههای اخیر تحت تأثیر فشارهای انسانی و تغییرات محیطی، دستخوش تحولات گستردهای در کاربری اراضی شده است. این تغییرات میتواند پیامدهای جبرانناپذیری بر امنیت غذایی، معیشت جوامع محلی و سلامت محیطزیست داشته باشد. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل کمی روند تغییرات کاربری و پوشش زمین در دشت ارومیه طی یک بازه زمانی ۳۶ ساله (2020-1984) با استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست است.
روششناسی: در این مطالعه از تصاویر ماهوارهای لندست 5 (TM)، لندست 7 (ETM+) و لندست 8 (OLI) مربوط به سالهای ۱۹۸۴، ۲۰۰۰ و ۲۰۲۰ استفاده شد. پس از انجام پیشپردازشهای لازم، طبقهبندی نظارتشده با الگوریتم حداکثر احتمال در نرمافزار ENVI اجرا گردید. نقشههای کاربری در شش کلاس اصلی (کشاورزی و باغ، مرتع، انسانساخت، مناطق بایر، آب و نمکزار) استخراج و صحت آنها با استفاده از ماتریس خطا و شاخصهای دقت کلی و ضریب کاپا ارزیابی شد.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که در طول دوره مورد مطالعه، سطوح کشاورزی و باغ (از ۲۲ درصد به ۲۶ درصد) و انسانساخت افزایش یافته، در حالی که پهنههای آبی (33 درصد) و مراتع (22 درصد) روندی کاهشی و نگرانکننده داشتهاند. همزمان، مساحت مناطق بایر و نمکزارها نیز افزایش یافته است. مقایسه دو مقطع زمانی نشان میدهد روند تخریب بهویژه پس از سال ۲۰۰۰ شتاب گرفته و یک چرخه معیوب تخریب شکل گرفته است که لزوم بازنگری فوری در راهبردهای مدیریتی را آشکار میسازد.
3. تدوین سناریوهای مؤثر بر کاهش نابرابری در ارائه خدمات عمومی در مناطق شهری ارومیه با رویکرد آینده پژوهی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 38-57
بهروز محمدرضاپور، میرنجف موسوی
چکیده زمینه و هدف: خدمات عمومی شهری از عناصر کلیدی در شکلدهی به ساختار کالبدی، اجتماعی و فضایی شهرها محسوب میشود. در بسیاری از شهرها، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، سطح دسترسی شهروندان به خدماتی نظیر بهداشت، آموزش و زیرساختهای شهری بهطور چشمگیری نابرابر است. از این رو، هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر نابرابری در ارائه خدمات عمومی در محدوده مورد مطالعه، شهر ارومیه، و تدوین سناریوهای آیندهمحور با استفاده از ابزارهای آیندهپژوهی است.
روششناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف از نوع کاربردی - آیندهپژوهانه بوده و روش بررسی آن، توصیفی- تحلیلی و اکتشافی می باشد. به طوری که در مرحله نخست، با استفاده از مدل رتبهبندی تاپسیس، مناطق پنجگانه شهر از نظر سطح خدمات عمومی رتبهبندی شدند. سپس با بهرهگیری از نرمافزارهای میکمک و سناریو ویزارد، سناریوهای محتمل آینده استخراج گردید.
نتایج و یافتهها: یافتهها نشان میدهد که منطقه پنج دارای بالاترین مطلوبیت، مناطق یک و چهار در وضعیت متوسط، و مناطق دو و سه در وضعیت نامطلوب قرار دارند. تحلیل سناریوها دو مسیر متضاد را ترسیم میکند: سناریوی مطلوب با ویژگیهایی چون شفافیت، فسادستیزی، بازتوزیع عادلانه منابع، و... به کاهش شکافهای خدماتی و دسترسی برابر به امکانات شهری منجر میشود. در حالیکه سناریوی بحرانی با تمرکز بودجه در مناطق خاص و ضعف نهادی، نابرابریها را تشدید میکند. تحلیل حاضر بر اهمیت اقدام فوری برای رفع نابرابریها در توزیع خدمات عمومی تأکید دارد تا از حرکت به سمت سناریوی بحرانی جلوگیری شود و همه شهروندان بدون توجه به موقعیت جغرافیایی یا شرایط اقتصادی، به امکانات اساسی دسترسی داشته باشند.
آینده پژوهی پارامترهای موثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 474-497
فریدون باتمانی، محمد رئوف حیدری فر
چکیده زمینه و هدف: مناطق مرزی با چالشهای جدی امنیتی و توسعهای روبرو هستند. تغییرات سریع جهانی، این مناطق را در معرض تهدیدات و فرصتهای جدید قرار داده است. به همین دلیل، آیندهنگری در مورد این مناطق از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است در همین راستا پژوهش حاضر با رویکرد آیندهپژوهی، به تحلیل نقش کلیدی پارامترهای موثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران پرداخته است.
روششناسی: این پژوهش با هدف کاربردی و روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادهها از طریق منابع کتابخانهای و پرسشنامه جمعآوری شدهاند. شهر کامیاران به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شده و 40 نفر از متخصصان برنامهریزی شهری و جامعهشناسی به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدهاند.
یافتهها و نتایج: برای تحلیل دادهها، از روش دلفی و ماتریس اثرات متقابل (میکمک) استفاده شد. نتایج نشان داد که از میان 27 عامل مؤثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهرهای مرزی، 19 عامل به عنوان عوامل کلیدی و مؤثر شناسایی شدند. این متغیرها بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را بر آینده امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران دارند. در نهایت نتایج مطالعات نشان داد از لحاظ تأثیرگذاری مستقیم پارامترهای تهدیدات تروریستی، نرخ بیکاری و میزان جرم و جنایت به ترتیب با امتیاز 71، 66و 65 به ترتیب در جایگاههای اول تا سوم و پارامترهای که تأثیری غیرمستقیم بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران دارند تهدیدات تروریستی، میزان جرم و جنایت و نرخ بیکاری به ترتیب با امتیازهای 160403، 151603 و 147612، سه عامل اصلی و برجسته در بین عوامل مؤثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران شناخته شدهاند. نتایج کلی این پژوهش نشان داد که شهر مرزی کامیاران در حوزه امنیت و توسعه پایدار در وضعیت بحرانی قرار دارد. با این حال، یافتههای این تحقیق میتواند به عنوان یک راهنمای ارزشمند برای تصمیمگیران، برنامهریزان و سرمایهگذاران عمل کند تا با اتخاذ تدابیر مناسب، آیندهای روشنتر برای این شهر رقم بزنند.
3.تحلیلی بر نقش عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی موثر بر مکانیابی پادگانهای نظامی با استفاده از قابلیتهای سنجش از دور و GIS (مطالعه موردی: دشت مغان، استان اردبیل)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 28-43
موسی عابدینی، امیرحسام پاسبان
چکیده زمینه و هدف: مکانیابی بهینه پادگانهای نظامی بهعنوان یکی از عناصر راهبردی در توسعه زیرساختهای دفاعی کشور، نیازمند تحلیل دقیق مؤلفههای محیطی، اقلیمی و انسانی با بهرهگیری از رویکردهای نوین فضایی است. بنابراین هدف از این پژوهش بررسی نقش عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی موثر بر مکانیابی پادگانهای نظامی در دشت مغان واقع در استان اردبیل با استفاده از قابلیتهای سنجش از دور وGIS میباشد.
روششناسی: در راستای هدف پژوهش ابتدا 13 معیار مؤثر شامل بارش، دما، تبخیر و تعرق واقعی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، فاصله از رودخانه، گسل، جاده، شهر، روستا انتخاب گردید. لایههای مورد نیاز با استفاده از دادههای سنجشازدور از جمله تصاویر Sentinel2، مدل رقومی ارتفاعی 5/12 متر ALOS PALSAR و پایگاههای جهانی اقلیمی مانند TerraClimate استخراج و در محیطGoogle Earth Engine پردازش شدند. سپس با تعریف نقاط نمونه آموزشی از مناطق مناسب و نامناسب، مدلRandom Forest آموزش داده شد و برای تهیه نقشه پهنهبندی نهایی مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها نتیجهگیری: نتایج تحلیل اهمیت متغیرها نشان داد که فاصله از شهر و روستا، شیب، پوشش گیاهی و فاصله از گسل از مهمترین عوامل مؤثر در مکانیابی پادگان نظامی در منطقه مطالعهشده هستند. نقشه نهایی پهنهبندی منطقه به پنج کلاس کاملاً مناسب (158 کیلومترمربع)، مناسب (1374 کیلومترمربع)، متوسط (2498 کیلومترمربع)، نامناسب (927 کیلومترمربع)، و کاملا نامناسب (111 کیلومتر مربع) تقسیم شد که در آن بخشهایی از نواحی شمالی و شرقی دشت مغان در کلاس بسیار مناسب قرار گرفتند. این پژوهش تأکید میکند که استفاده از الگوریتمهای یادگیری ماشین در کنار دادههای سنجشازدور میتواند رویکردی مؤثر و کارآمد برای تحلیل مکانی و پشتیبانی تصمیمگیریهای راهبردی در حوزه دفاعی و نظامی باشد. نتایج این مطالعه میتواند به بهینهسازی مکانیابی پادگانهای نظامی با درنظرگرفتن معیارهای استراتژیک، محیطزیستی و امنیتی کمک کند. این امر موجب افزایش کارایی عملیات نظامی، بهبود مدیریت بحران، کاهش هزینههای زیرساختی و کاهش آسیبپذیری در برابر بلایای طبیعی میشود.
20.تشخیص و پایش فزایندگی مستحدثات شهری در محدوده بخش مرکزی شهرستان نور با بهرهگیری از تصاویر ماهوارهای و مبتنی بر رویکرد آمایشی
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 340-354
عذرا مشتاق مهر، سید الله حجازی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به روند روزافزون شهرنشینی جهانی، مطالعه و پایش فزایندگی مستحدثات انسانی اهمیت بسیار زیادی دارد، زیرا رشد مستحدثات اغلب منجر به دگرگونیهای گسترده در پوشش سطحی زمین میشود. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر تحلیل و بررسی روند گسترش مستحدثات در بخشی از شهرستان نور در استان مازندران میباشد.
روششناسی: در پژوهش حاضر با استفاده از تصاویر ماهواره لندست 5 و 8 و بهرهگیری از مدل ماشین بردار پشتیبان (SVM) به استخراج نقشه کاربری اراضی منطقه در بازه زمانی 2025-2005 اقدام شده است. همچنین، از ابزار مدلساز تغییرات زمین (LCM) جهت ارزیابی الگوهای زمانی-فضایی تغییر در این مدت بهره گرفته شده است.
نتایج و یافتهها: یافتههای پژوهش حاضر بیانگر این بوده است که مساحت مستحدثات در سطح منطقه از 07/33 کیلومتر مربع در سال 2005 به 7/92 کیلومتر مربع در سال 2015 و 15/97 کیلومتر مربع در سال 2025 افزایش یافته است. بر این اساس، گستره مستحدثات در مجاورت شهرهای منطقه به دلیل رشد ساختوسازها رشد بیشتری را نشان داده است. ارزیابیها بیانگر تأثیر غیرقابل اجتناب گسترش مستحدثات بر کاهش سطح سایر کاربریها در سطح منطقه میباشد و تا سال 2025 مساحتی در حدود 8/99 کیلومتر مربع از منطقه به طور مستقیم تحت تأثیر گسترش مستحدثات قرار گرفته است که در این میان، مراتع و اراضی زراعی بیشترین تأثیرپذیری را در این زمینه داشتهاند. نتایج پژوهش حاضر روند فزاینده گسترش مستحدثات را به موازات رشد جمعیت منطقه آشکار ساخته و اهمیت اتخاذ طرحها و برنامههای آمایشی را جهت مدیریت بهینه کاربری زمین در راستای توسعه پایدار سرزمینی را برجسته ساخته است.
4.بررسی عوامل موثر ژئومورفولوژیکی در مکانیابی بهینه پادگانهای نظامی با استفاده از دادههای سنجش از دور در محیط GIS (مطالعه موردی: شهرستان خلخال، استان اردبیل)
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 51-66
امیرحسام پاسبان، موسی عابدینی
چکیده زمینه و هدف: مکانیابی بهینه پادگانهای نظامی یکی از چالشهای مهم در برنامهریزی و توسعه زیرساختهای دفاعی است. انتخاب محل مناسب برای این تأسیسات نیازمند ارزیابی دقیق از عوامل مختلف محیطی، استراتژیک و اجتماعی است تا علاوه بر تأمین امنیت، تأثیرات منفی بر منابع طبیعی و جامعه کاهش یابد. بدین منظور در این پژوهش، مکانیابی بهینه پادگانهای نظامی در شهرستان خلخال با استفاده از دادههای سنجش از دور و مدل فرایند تحلیل شبکهای(ANP) در محیط GIS انجام شد.
روششناسی: برای این منظور، ۱۲ متغیر مؤثر شامل فاصله از رودخانه، زمینشناسی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، کاربری اراضی، پوشش گیاهی، فاصله از گسل، فاصله از جاده، فاصله از روستا، فاصله از شهر و جنس خاک در نظر گرفته شد. دادههای مورد نیاز از منابع مختلف نظیر تصاویر سنجنده ASTERپایگاه داده GLC-FCS30D، تصاویر ماهوارهای Sentinel-2 و نقشههای زمینشناسی استخراج شدند. در فرایند ANP، ابتدا معیارها در دو خوشه طبیعی و انسانی دستهبندی شده و سپس با انجام مقایسات زوجی در نرمافزار Super Decisionsوزن نسبی معیارها تعیین گردید. در ادامه، سوپرماتریس اولیه، وزنی و نهایی تشکیل شد تا وزن نهایی معیارها مشخص شود.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که مناطق با پوشش گیاهی متوسط، شیب کمتر از ۱۰ درجه، خاکهای استپی قهوهای و زمینهای بایر، گزینههای مطلوبتری برای استقرار پادگانها محسوب میشوند. همچنین، فاصله مناسب از گسلها، رودخانهها و سکونتگاههای انسانی بهعنوان عوامل کلیدی در تصمیمگیری لحاظ شدند. تحلیل نقشههای ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی و کاربری اراضی نشان داد که نواحی مرکزی و شرقی شهرستان، بهدلیل دسترسی مناسب به زیرساختها و شرایط محیطی پایدار، بهترین گزینه برای احداث پادگانهای نظامی هستند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه میتواند به بهینهسازی مکانیابی پادگانهای نظامی با درنظرگرفتن معیارهای استراتژیک، محیطزیستی و امنیتی کمک کند. این امر موجب افزایش کارایی عملیات نظامی، بهبود مدیریت بحران، کاهش هزینههای زیرساختی و کاهش آسیبپذیری در برابر بلایای طبیعی میشود.
7. بررسی و ارزیابی تنشهای هیدروپلیتیک ایران در حوضه های آبریز مرزی و نقش آن بر امنیت ملی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 98-113
محمد رئوف حیدری فر، خدیجه دولتیاری
چکیده زمینه و هدف: تغییر حجم و کیفیت منابع آبی در خاورمیانه سبب بروز تنش های سیاسی و نظامی می شود. این پژوهش به دنبال ارزیابی نقش کم آبی بر تنش های ژئوپلیتیکی ایران با همسایگان می باشد.
روششناسی: داده های پژوهش حاصل مطالعات کتابخانهای و میدانی با نظرسنجی از 21 کارشناس آشنا به امور هیدرولوژی و علوم سیاسی می باشد. ارزیابی پرسشنامههای پژوهش به کمک روش های مدیریتی تاپسیس و تحلیل سلسله مراتبی و هم چنین روش سناریونویسی در نرم افزارهای اکسپرت چویز، اکسل و سناریوویزارد می باشد.
نتایج و یافتهها : نتایج پژوهش حاکی از آن است که براساس روش تاپسیس، حوضه هیرمند با مقدار 91/0 کمترین فاصله را تا راه حل ایده آل دارد و بیانگر آن است این حوضه پرتنشترین حوضه در حال حاضر و احتمالاً در شرایط مشابه در آینده خواهد بود. هم چنین آینده پروژه های سد سازی ترکیه به احتمال 67% در حالت قابل باور، منجر به وقوع جنگ میان کشورهای درگیر پروژه گاپ خواهد شد که تبعات امنیتی را برای مناطق شرقی ترکیه، عراق، سوریه و مناطق جنوب غرب ایران به همراه دارد و آینده ای پر از تنش برای آن تصور می شود. در بعد مدیریت داخلی نیز علاوه بر تغییرات اقلیمی عوامل داخلی چون مسائل اقتصادی(سرمایه و تکنولوژی)، مدیریت و سیاست گذاری های نادرست بر تاثیرات کمبود منابع آب در کشور دامن زده است.
12.ارزیابی عوامل اثرگذار بر مدیریت سیاسی ـ اداری فضا در شهر کاشان
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 169-186
افشین کرمی، سعید خاتم
چکیده زمینه و هدف: امروزه شاهد آن هستیم که در کشورهای توسعهیافته و اکثر کشورهای در حال توسعه جهان، مناطق شهری و کلانشهری مانند بقیه مراکز سکونتی از نظمهای جغرافیایی و مدیریتی رسمی و تعریفشده برخوردار هستند. این نوع نهادهای مدیریتی، وظیفه تدوین سیاست توسعه یکپارچه منطقه شهری و کلانشهری و ایجاد هماهنگی بین برنامهها، سیاستها و اقدامات نهادهای مدیریتی تأثیرگذار در توسعه شهری را عهدهدار میباشند. بنابراین مدیریت شهرها از حساسیت و پیچیدگیهای ویژهای برخوردار است. این نوع پیچیدگیها در بیشتر نظامهای مدیریتی وجود دارد. در واقع میتوان گفت مدیریت شهری نوعی کوشش جهت اداره پدیده پیچیده و سیستمی شهر بهشمار میرود. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اثرگذار بر مدیریت سیاسی ـ اداری فضا در شهر کاشان و با استفاده از روش دیمتل فازی انجام گرفته است.
روششناسی: بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اثرگذار بر مدیریت سیاسی ـ اداری فضا در شهر کاشان و با استفاده از روش دیمتل فازی انجام گرفته است. برای رسیدن به این مقصود، چهار عامل سیاسی ـ امنیتی، جغرافیایی ـ ارتباطی، اجتماعی ـ فرهنگی و قانونی و 23 شاخص اثرگذار بر مدیریت سیاسی فضا در شهر کاشان استخراج گردید.
یافتهها و نتایج: یافتههای پژوهش نشان میدهد عامل قانونی که بیشترین مقدار D+R را دارا میباشد، بیشترین تعامل را با سایر ابعاد دارد و نیز عامل اجتماعی ـ فرهنگی که از بیشترین مقدار D-R برخوردار میباشد، بیشترین تأثیر (نفوذ) را بر سایر ابعاد دارد. همچنین در زمینه تعامل و رابطه میان دولت و مدیریت شهری در شهر کاشان شاخص قوانین موجود و شاخص روحیه همکاریجویی که بهترتیب دارای بیشترین مقدار D+R و D-R هستند، بیشترین تأثیر (نفوذ) را بر سایر شاخصها بر جای گذاشتهاند.
بررسی و تحلیل کیفیت محیط روستایی بر حس تعلق مکانی در سکونتگاه های روستایی (مطالعه موردی: روستای ام الطمیر)
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 419-433
زهرا سلطانی، مجید گودرزی
چکیده زمینه و هدف: کیفیت محیط سکونتگاههای روستایی یکی از عوامل کلیدی در شکلگیری حس تعلق مکانی، ماندگاری جمعیت و پایداری اجتماعی به شمار میرود. در سالهای اخیر، بهویژه در روستاهای پیراشهری که تحت تأثیر فرایندهای شهرنشینی شتابان قرار دارند، توجه به پیوند میان شرایط محیطی و ادراک و دلبستگی ساکنان به مکان اهمیت فزایندهای یافته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل تأثیر کیفیت محیط روستایی بر حس تعلق مکانی در سکونتگاههای روستایی، با مطالعه موردی روستای امالطمیر در پیرامون کلانشهر اهواز انجام شده است.
روششناسی: این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی است. دادههای مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانهای و پیمایش میدانی با استفاده از پرسشنامه گردآوری شد. جامعه آماری پژوهش شامل ساکنان روستای امالطمیر بوده و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۵۶ نفر تعیین گردید. برای تحلیل دادهها از مدل تصمیمگیری چندمعیاره مارکوس و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.
نتایج و یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که میان کیفیت محیط روستایی و حس تعلق مکانی رابطهای مثبت و معنادار وجود دارد. نتایج مدل مارکوس حاکی از آن است که پاکیزگی محیط و زیبایی منظر طبیعی بیشترین مطلوبیت را در میان شاخصهای محیطی دارند. همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که قویترین ارتباط با حس تعلق مکانی مربوط به زیبایی منظر طبیعی، پاکیزگی محیط و حفظ بافت سنتی روستا است. این نتایج بیانگر آن است که عوامل زیستمحیطی و هویتی در مقایسه با زیرساختهای صرف کالبدی، نقش برجستهتری در شکلگیری دلبستگی مکانی ساکنان ایفا میکنند. در مجموع، پژوهش حاضر تأکید میکند که ارتقای کیفیت محیط روستایی، بهویژه در ابعاد طبیعی، زیباشناختی و هویتی، میتواند بهعنوان راهبردی مؤثر در تقویت حس تعلق مکانی، افزایش رضایتمندی سکونتی و تحقق توسعه پایدار در سکونتگاههای روستایی پیراشهری مورد توجه برنامهریزان و سیاستگذاران قرار گیرد.
16.بررسی چگونگی استفاده از فناوری اطلاعات برای بهینه سازی فرایندها و افزایش بهره وری در کسب و کارهای محلی (مطالعه موردی: شهر ارومیه)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 216-232
علی رضا جمشیدی، سهند آذر
چکیده زمینه و هدف: استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعات نقش مهمی در بهره وری مالی کسب و کارهای کوچک دارد. این ابزارها امکان مدیریت بهتر منابع، کاهش هزینه ها، و بهبود فرآیندهای عملیاتی را فراهم می کنند. درکسب و کارهای کوچک که منابع مالی و انسانی محدودتر هستند، استفاده از فناوری اطلاعات به عنوان یک عامل استراتژیک می تواند به بهبود عملکرد مالی کمک کند.
روششناسی: هدف پژوهش حاضر، بررسی چگونگی استفاده از فناوری اطلاعات برای بهینه سازی فرایندها و افزایش بهره وری در کسب و کارهای محلی (مطالعه موردی: شهر ارومیه) می باشد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی - نظری و ازنظر روش، توصیفی– تحلیلی است. اطلاعات و داده های موردنیاز از طریق روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. در این پژوهش از روش دلفی فازی و BWM فازی استفاده شده است. لازم به توضیح بوده که اطلاعات لازم از طریق روش دلفی فازی جهت تایید و غربالگری معیارها استفاده شده است که در سه مرحله انجام گرفته شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: هدف اصلی، شناسایی و تحلیل فرصتها و چالشهای پیش روی این کسبوکارها در زمینه بهکارگیری IT، و ارائه راهکارهای عملی برای ارتقای عملکرد آنها است. اهمیت این پژوهش ناشی از نقش حیاتی کسبوکارهای محلی در توسعه اقتصادی شهر، ایجاد اشتغال، و بهبود کیفیت زندگی شهروندان است. نتایج به این صورت است که معیار، حضور آنلاین (C2) با وزن 0.16 اولویت اول، معیار، دسترسی به اینترنت(C1) با وزن 0.132 اولویت دوم، معیار ، افزایش بهره وری(C9) با وزن 0.082 اولویت سوم را کسب کرده است. همچنین نرخ سازگاری پژوهش 0.076 شده است که نشان دهنده سازگاری بالای مقایسه زوجی است.
تدوین سناریوهای مؤثر بر گذار از بحران آب در استان آذربایجان غربی با رویکرد آمایش سرزمین
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 50-67
امیرمحمد رحیمی عیبلو، میرنجف موسوی، ناصر سلطانی
چکیده زمینه و هدف: آیندهپژوهی نحوه مواجه و آمادگی در برابر حالتهای مختلف وقوع یک رخداد در آینده است. نگاه به آینده و ترسیم چشمانداز بحران و چالشهای کمآبی و بیآبی در استان آذربایجان غربی ازجمله چالشهای پیش روی مدیران، برنامه ریزان و مسئولان اجرایی و مدیریتی استان است. با توجه به پیچیدگی و ابهام حالتهای مختلف آینده، مطالعات آیندهپژوهی در برنامهریزی استراتژیک برای جلوگیری از بحران آب و ایجاد مشکلات و منازعات ضروری به نظر میرسد؛ چراکه طیف گستردهای از آیندههای محتمل را پیش روی خود دارد.
روش بررسی: هدف اصلی پژوهش آیندهپژوهی و سناریونویسی عوامل و چالشهای اصلی و کلیدی مؤثر بر بحران آب در استان آذربایجان غربی است. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی – تحلیلی است که مبتنی بر اسناد کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه) تدوینشده است؛ که با توجه به مطالعات پایهای و موجود در زمینه بحران آب در دو بخش تولید- تأمین آب و عرضه و تقاضای آب طبقهبندی، تدوین و تهیهشده است. در این پژوهش از نرمافزارها -GIS-MIC MAC-SENARIO WIZARD-EXCEL استفادهشده است. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه محقق ساخته که روایی و پایایی آن تائید شد استفادهشده است. همچنین جامعه آماری پژوهش کارشناسان، متخصصان و خبرگان حوزه آب استان آذربایجان غربی و نمونه آماری آن 15 تن از خبرگان و کارشناسان حوزه مذکور میباشد. دادهها با استفاده نرمافزار MIC MAC تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها و نتیجهگیری: که مشخص شد نه شاخص (وضعیت دما در سطح استان، وضعیت مدیریت روانابها و آبهای سطحی استان- وضعیت حفظ تالابها، آبگیرها و دریاچهها در استان، وضعیت برداشت و بهرهبرداری از آب چاههای دارای پروانه و مجوز در استان، میزان آبهای ورودی به استان از کشورهای همجوار، وضعیت احقاق حقابه آبهای مرزی استان از طریق دیپلماسی آب، میزان وابستگی استانهای همجوار به محصولات تولیدی استان بهویژه کشاورزی، وضعیت برنامههای آموزش و ترویج در بین بهرهبرداران کشاورز استان، میزان تغییر کاربری اراضی به کشاورزی آبی در استان) اثرگذار میباشد. همچنین در تحلیل وضعیتهای احتمالی پیش روی استان دو سناریو بهعنوان سناریوهای قوی با سازگاری بالا به دست آمد.
22. آشکارسازی تغییرات کاربری اراضی در بازه زمانی 2013-2024 با استفاد از پردازش تصاویر لندست 8 و تحلیل اثرات آن (مطالعه موردی: شهر میاندوآب)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 329-346
صیاد اصغری، امیر حسین پسنده، حسن خاوریان
چکیده زمینه و هدف: تحلیل تغییرات کاربری اراضی به عنوان یکی از شاخصهای کلیدی تعامل انسان و محیط، برای مدیریت پایدار منابع و برنامهریزیهای منطقهای امری ضروری است. این پژوهش با هدف تحلیل و آشکارسازی تغییرات مکانی-زمانی کاربری اراضی در شهرستان میاندوآب طی بازه زمانی ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۴ با استفاده از الگوریتم بیشینه احتمال و دادههای سنجش از دور انجام شده است.
روش شناسی: در این تحقیق، دادههای مورد استفاده شامل تصاویر ماهوارهای لندست ۸ برای سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۲۴ بوده است. این تصاویر پس از انجام پیشپردازشهای رادیومتریک و هندسی، با استفاده از الگوریتم طبقهبندی نظارتشده بیشینه احتمال (MLC) به نقشههای کاربری اراضی تبدیل شدند. در این فرآیند، هشت کلاس کاربری شامل مناطق ساختهشده، خاک، جادهها، مزارع، باغات، آب، نمکزارها و خاکهای شور شناسایی و استخراج گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج ارزیابی صحت طبقهبندی در سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۲۴ نشان داد که دقت کلی به ترتیب ۹۴.۰۷% و ۹۴% بوده است که بیانگر عملکرد قابلقبول و دقت بالای الگوریتم طبقهبندی است. تحلیل تغییرات کاربری اراضی نشان میدهد که در این دوره، مزارع از ۳۱۸۳ هکتار در سال ۲۰۱۳ به ۴۹۶۳ هکتار در سال ۲۰۲۴ افزایش یافته و مناطق ساختهشده نیز به ۱۸۴۹ هکتار گسترش یافتهاند. در مقابل، بیشترین کاهش مربوط به کلاسهای باغات و خاک بوده است. این تغییرات ناشی از ترکیبی از عوامل انسانی (توسعه شهری و کشاورزی) و اقلیمی (خشکسالی و کاهش منابع آبی) میباشد. نتایج این پژوهش میتواند بهعنوان ابزاری کاربردی برای برنامهریزی کاربری اراضی و مدیریت پایدار منابع طبیعی در منطقه میاندوآب مورد استفاده قرار گیرد.
1.تدوین پیشرانها و سناریوهای مؤثر بر سیاستگذاریهای جمعیتی در استان آذربایجان غربی با رویکرد آمایش سرزمین
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-16
خدیجه نظری امستجان، میرنجف موسوی، علیاکبر تقیلو
چکیده زمینه و هدف: جمعیت و ویژگیهای آن یکی از مهمترین مؤلفههای نیل به توسعه محسوب میگردد. در واقع عدم توجه به شاخصها و ویژگیهای جمعیتی در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای منطقهای و ملی، موجب میگردد که توان منطقه و سرزمین با جمعیت آن تناسب نداشته و مشکلات بسیاری را جهت دستیابی به توسعه متوازن در سطح ملی به وجود آورد.
روش بررسی: بر همین اساس هدف تحقیق حاضر تدوین پیشرانها و سناریوهای مؤثر بر سیاستگذاریهای جمعیتی در استان آذربایجان غربی با رویکرد آمایش سرزمین میباشد. نحوه گردآوری اطلاعات در این تحقیق بهصورت کتابخانهای و میدانی است. در نهایت برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزارهای آیندهپژوهی میک مک و سناریو ویزارد استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج بهدستآمده حاکی از این امر است که در بین 3 سناریوی حاضر سناریوی اول با در برگرفتن تمامی سناریوهای خوشبینانه بهعنوان مطلوبترین سناریو شناخته میشود و سناریوی سوم نیز با در برگرفتن تمامی سناریوهای بدبینانه بهعنوان نامطلوبترین سناریو شناخته میشود. سناریو دوم، سناریوهایی هستند که بیشتر حالت بینابین دارند و به عبارتی نه میتوان آنها را سناریوی قوی حساب کرد و نه سناریوی ضعیف؛ عامل متمایزکننده آنها، تفاوت در میزان حالت ایستا و بحرانی است. این گروه به لحاظ فراوانی، تمامی وضعیتهای در بین سناریوها را به خود اختصاص داده است. در حالت کلی سناریوی سوم بهعنوان سناریوی بحرانی شناخته شود زیرا این سناریو کاملاً برعکس سناریوی اول میباشد و در این سناریو 10 شرایط بحرانی میباشد.
تحلیلی بر توانهای توسعه شهرستانهای استان کردستان با تاکید بر همگرایی ملی
دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 66-82
محمد رئوف حیدریفر، رحمت الله بهرامی، فریدون باتمانی
چکیده استان کردستان در غرب ایران با دارابودن مرز مشترک با کشور عراق، پتانسیل های قوی و بالقوه ایی جهت توسعه بازرگانی، به خصوص در شهرهای مرزی را دارا است. در این راستا توسعه و و جود منابع و امکانات در شهرستانهای استان کردستان بهعنوان شهرهای مرزی میتواند نقش مهم و حیاتی در برقراری ارتباط با کشورهای همسایهی خود داشتهباشد و هم می تواند آهنگ همگرایی ملی را تسریع کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و تحلیلی بر توانهای توسعه شهرستانهای استان کردستان با تاکید بر همگرایی ملی بود. . و از نظر هدفگذاری کاربردی و از نظر روششناسی به صورت توصیفی- تحلیلی است. در روند تهیه و تولید دادهها ابتدا عوامل مؤثر بر توسعه استان کردستان با تاکید بر شاخصهای همگرایی ملی، با استفاده از نظرات 45 نفر از کارشناسان از طریق روش دلفی شناسایی شدهاست برای آزمون فرضیه از تکنیک مدلیابی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین تحقق توسعه یافتگی و اثرگذاری آن بر روی همگرایی ملی با ضریب مسیر 0.48 رابطه مؤثری وجود دارد بدین معنی مؤلفهها و معیارهای توسعه یافتگی 0.48 درصد موفقیت استراتژی توسعه یافتگی را تبیین میکند. از طرف دیگر بین (شاخصهای توسعه انسانی با ضریب مسیر 0.91) با تحقق توسعه یافتگی رابطه علی قوی وجود دارد یعنی دسترسی به شاخصهای توسعه انسانی تعیین کننده توسعه یافتگی میباشد، ولی بین عوامل دسترسی توسعه سیاسی (با ضریب مسیر 0.021- ) با موفقیت توسعهیافتگی شهرستانهای استان کردستان رابطه علی وجود ندارد و این بدین معنی است که عوامل دسترسی توسعه سیاسی به واسطه تأثیری که بر تحقق توسعهیافتگی شهرستانهای استان کردستان میگذارد میتواند عاملی تعیین کننده در موفقیت توسعه یافتگی شهرستانهای استان کردستان تلقی گردد. در مجموع چنین میتوان گفت که توسعه یافتگی شهرستانها بر معیارهای همگرایی ملی اثرگذار است.
بررسی نقش مخاطرات طبیعی و مدیریت بحران در آمایش سرزمین مطالعه موردی: استان کرمانشاه
دوره 1، شماره 1، پاییز 1399، صفحه 55-76
محمدرئوف حیدری فر، اسماعیل سلیمانی راد، مهناز حسینی سیاه گلی
چکیده مخاطرات طبیعی حوادثی تهدیدآمیز هستند که خسارات جانی و مالی فراوانی بهدنبال دارند. این مخاطرات تنها منحصر به زمان وقوع نیست بلکه به دلیل پیامدهای اجتماعی که دارند سالهای سال گریبانگیر مردم منطقه خواهند بود. در چنین مواردی که آثار مخاطرات طبیعی در زندگی انسانها تظاهر مییابد از اینگونه مخاطرات با عنوان بلایای طبیعی یاد میشود و در آمایش شهری نقش این مخاطرات حائز اهمیت است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مخاطرات طبیعی و مدیریت بحران در آمایش سرزمین در استان کرمانشاه است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و با توجه به ماهیت موضوع و مؤلفههای مورد بررسی، رویکرد حاکم بر فرآیند پژوهش، ترکیبی از روشهای «توصیفی- تحلیلی» است. جمعآوری اطلاعات و دادهها به دو صورت «اسنادی و پیمایشی» انجام پذیرفته است. و جهت تحلیل و وزنگذاری دادههای از مدلFAHP و نرم افزارGIS ARC(سیستم اطلاعات جغرافیایی) برای بررسی نحوهی پراکنش مخاطرات طبیعی اقدام شده است. یافتههای حاصل از پژوهش نشان میدهد که از لحاظ وضعیت مخاطرات طبیعی (زلزله، سیل، خشکسالی، زمین لغزش) ،54 درصد از سطح استان در وضعیت خطرپذیری کم و خیلی کم، 21 درصد در وضعیت خطر پذیری متوسط و در نهایت 8.36 درصد در وضعیت خطرپذیری خیلی زیاد قرار دارد. نتایج حاکی از آن است از لحاظ مخاطرات طبیعی(زلزله، سیل، خشکسالی، زمین لغزش) استان کرمانشاه در وضعیت متوسطی قرار گرفته است.
