تبیین پایداری شهری مبتنی بر ادراک شهروندان از تغییر اقلیم(مطالعه موردی: ماهدشت کرج)

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه جغرافیا برنامه ریزی شهری دانشگاه خوارزمی تهران ایران

2 گروه جغرافیا برنامه ریزی شهری، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

چکیده
زمینه و هدف: تغییر اقلیم و پیامدهای آن، شهرها را با آسیب‌پذیری شدیدی مواجه کرده است. تاب‌آوری شهری صرفاً با رویکردهای کالبدی و از بالا به پایین محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند مشارکت فعالانه ساکنان است که پیش‌شرط آن، ادراک صحیح شهروندان از بحران‌های اقلیمی می‌باشد. پژوهش حاضر با هدف تبیین پایداری شهری مبتنی بر ادراک شهروندان از تغییر اقلیم در شهر ماهدشت (به‌عنوان کانون شهری پیرامونی کلان‌شهر کرج) انجام شده است.
روش شناسی: این پژوهش کاربردی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و پیمایشی انجام گرفت. حجم نمونه ۳۰۱ نفر از شهروندان ماهدشت بود که با روش تصادفی طبقه‌بندی‌شده در دو بافت «مرکزی-بومی» و «نوساز مسکن مهر» انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق‌ساخته (طیف لیکرت) بود که روایی و پایایی آن (آلفای کرونباخ بالاتر از ۰.۷) تأیید گردید. تحلیل داده‌ها در نرم‌افزار SPSS با استفاده از آزمون‌های همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تی مستقل صورت پذیرفت.
یافته‌ها و نتایج: یافته‌ها نشان داد میانگین ادراک اقلیمی بالاتر از حد نظری است، اما ابعاد اقتصادی (49/2) و کالبدی-محیطی (76/2) پایداری شهری در وضعیت نامطلوبی ارزیابی شدند. مؤلفه‌های ادراکی پیش‌بین‌های معناداری برای پایداری شهری هستند که در این میان، «تجربه زیسته» قوی‌ترین پیش‌بین (رابطه منفی با ضریب271/0- یافته‌ها نشان داد میانگین ادراک اقلیمی بالاتر از حد نظری است، اما ابعاد اقتصادی (۲.۴۹) و کالبدی-محیطی (۲.۷۶) پایداری شهری در وضعیت نامطلوبی ارزیابی شدند. مؤلفه‌های ادراکی پیش‌بین‌های معناداری برای پایداری شهری هستند که در این میان، «تجربه زیسته» قوی‌ترین پیش‌بین (رابطه منفی با ضریب 0.271-) محسوب می‌شود. از سوی دیگر، هرچند تفاوت معناداری در ادراک اقلیمی بین ساکنان دو بافت وجود نداشت، اما ساکنان بافت مرکزی، پایداری شهری را (به‌ویژه در بعد اجتماعی) به‌طور معناداری بالاتر از ساکنان مسکن مهر ارزیابی کردند. در نتیجه، ارتقای پایداری شهری مستلزم توجه به ادراک جامعه محلی و تفاوت‌های ساختاری-کالبدی محلات است.) محسوب می‌شود. از سوی دیگر، هرچند تفاوت معناداری در ادراک اقلیمی بین ساکنان دو بافت وجود نداشت، اما ساکنان بافت مرکزی، پایداری شهری را (به‌ویژه در بعد اجتماعی) به‌طور معناداری بالاتر از ساکنان مسکن مهر ارزیابی کردند. در نتیجه، ارتقای پایداری شهری مستلزم توجه به ادراک جامعه محلی و تفاوت‌های ساختاری-کالبدی محلات است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

Explaining Urban Sustainability Based on Citizens’ Perception of Climate Change (Case Study: Mahdasht, Karaj)

نویسندگان English

Hediyeh Molayari 1
Fatemeh Fajer 2
1 Department of Geography and Urban Planning, Faculty of Geographical Sciences, Kharazmi University, Tehran, Iran.
2 Department of Geography and Urban Planning, Kharazmi University, Tehran, Iran.
چکیده English

Background and Objective: Climate change increasingly exacerbates socio-ecological and spatial vulnerabilities across urban areas globally. Transitioning toward climate-resilient and sustainable cities fundamentally necessitates active citizen engagement grounded in accurate, locally rooted climate risk perceptions. Accordingly, this study aimed to explain and evaluate urban sustainability based on citizens’ perceptions of climate change in Mahdasht, an expanding peri-urban center situated within the Karaj metropolitan region.

Methodology: Employing an applied, descriptive-analytical, and field-survey design, empirical data were gathered from a stratified random sample of 301 permanent residents across two socio-spatially distinct urban fabrics: the “indigenous/central core” and the “newly built Mehr Housing development.” A structured, validated Likert-scale questionnaire with high internal consistency (Cronbach’s α>0.7) was utilized. Data processing was conducted via Pearson correlation, multiple linear regression, and independent-samples t-tests using SPSS software.

Results and Findings: The empirical findings revealed that although overall climate change perception surpassed the theoretical baseline, key sustainability dimensions—specifically the economic (M=2.49) and physical-environmental (M=2.76) dimensions—were evaluated unfavorably. Furthermore, perceptual components significantly predicted urban sustainability, with citizens’ “lived experience” emerging as the most potent negative predictor (β=−0.271,p<0.01). While overall climate perception exhibited no significant spatial divergence between the two settlements, residents of the central traditional fabric rated urban sustainability—most notably its social dimension—significantly higher than those in the Mehr Housing development.
Conclusion: Fostering long-term urban sustainability requires integrating local perceptual assessments and socio-spatial disparities into bottom-up adaptation strategies. Policymakers should bridge infrastructural deficits in peripheral public housing while institutionalizing participatory planning mechanisms.

کلیدواژه‌ها English

sustainability, Climate change, Citizens’ perception, Mahdasht, Karaj

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 06 آبان 1405

  • تاریخ دریافت 19 شهریور 1405
  • تاریخ بازنگری 06 مهر 1405
  • تاریخ پذیرش 05 آبان 1405
  • تاریخ اولین انتشار 06 آبان 1405
  • تاریخ انتشار 06 آبان 1405