تحلیل دهساله تغییرات کاربری اراضی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه و ارتباط آن با تغییرات سطح آب (با استفاده از تصاویر لندست 8 و 9)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 اردیبهشت 1405
علی محمدی، مژگان زعیم دار، مهسا بخشائی، مسعود ترابی آزاد
چکیده حوضه آبریز دریاچه ارومیه طی دهههای اخیر با تغییرات گسترده کاربری اراضی و کاهش شدید تراز آب مواجه بوده است؛ مسألهای که ضرورت تحلیل علمی پویاییهای کاربری سرزمین و ارائه الگوهای مدیریتی سازگار با پایداری محیطزیستی را دوچندان میکند. هدف این پژوهش، بررسی تغییرات دهساله کاربری اراضی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه (2013–2023) با استفاده از تصاویر لندست 8 و 9 و ارائه الگوی پیشنهادی کاربری اراضی با رویکرد کاهش مخاطرات محیطزیستی است. برای این منظور، تصاویر ماهوارهای پس از انجام تصحیحات هندسی و اتمسفری، با الگوریتم طبقهبندی نظارتشده حداکثر احتمال در چهار کلاس اصلی طبقهبندی شدند. میزان دقت طبقهبندی با استفاده از ماتریس خطا، صحت کلی و ضریب کاپا ارزیابی شد و صحتی بالاتر از 90 درصد بهدست آمد. در ادامه، تغییرات مساحت و الگوی فضایی هر کاربری در بازه مطالعه تحلیل و با روند کاهش سطح آب دریاچه مقایسه گردید. نتایج نشان داد افزایش قابلتوجه اراضی کشاورزی و مناطق انسانساخت با کاهش چشمگیر پهنههای آبی همزمان است و این همزمانی نشاندهنده نقش مؤثر تغییرات کاربری سرزمین در تشدید بحران خشکی دریاچه است. برای استخراج الگوی بهینه کاربری، لایههای مؤثر پس از استانداردسازی در محیط GIS تلفیق و با استفاده از تابع Site Selection و آستانه تناسب ≥ 60 درصد، نقشه نهایی کاربری پیشنهادی تهیه شد. این نقشه نشان داد اراضی کشاورزی 563.51 کیلومتر مربع، پهنههای آبی 345.29 کیلومتر مربع، مناطق انسانساخت 152.56 کیلومتر مربع و سایر کاربریها 17939.05 کیلومتر مربع از منطقه را شامل میشوند. یافتهها تأکید میکند که مدیریت یکپارچه آب، تنظیم الگوی کشت و پایش مستمر کاربری اراضی برای پایداری اکولوژیکی و احیای دریاچه ضروری است.
14.بازخوانی انتقادی رویکرد برنامهریزی جامع عقلانی: مبانی، چالشها و درسهایی از تجارب جهانی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 250-269
فاطمه شیخی، محمد محمدنژاد
چکیده زمینه و هدف: برنامهریزی جامع عقلانی بهعنوان یکی از رویکردهای مسلط برنامهریزی شهری در نیمه دوم قرن بیستم، بر مفروضاتی چون عقلانیت ابزاری، امکان شناخت جامع، پیشبینیپذیری آینده و وجود مصلحت عمومی واحد استوار بوده است. با این حال، تحولات اجتماعی، اقتصادی و نهادی شهرهای معاصر، بهویژه در کشورهای درحالتوسعه، کارایی این رویکرد را با تردیدهای جدی مواجه کرده است. هدف این پژوهش، بازخوانی انتقادی برنامهریزی جامع عقلانی و ارزیابی ظرفیتها و محدودیتهای نظری و عملی آن در مواجهه با پیچیدگیهای امروز شهرها است.
روششناسی: پژوهش حاضر با استفاده از روش مرور انتقادی ادبیات و بر پایه چارچوب SALSA انجام شده است. در این راستا، آثار نظری کلاسیک و مطالعات تجربی جدید مرتبط با برنامهریزی جامع عقلانی، بهویژه در بازههای زمانی ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ و ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، از پایگاههای معتبر علمی گردآوری، غربالگری و ارزیابی انتقادی شده و سپس در قالب یک سنتز مفهومی تحلیل شدهاند.
نتایج و یافتهها: یافتهها نشان میدهد که مفروضات بنیادین برنامهریزی جامع عقلانی در عمل، بهدلیل محدودیت دادهها، تعارض منافع، نقش قدرت، پویایی اجتماعی و عدمقطعیت آینده، قابل تحقق نیستند. تجارب جهانی بهویژه در کشورهای درحالتوسعه حاکی از آن است که اجرای نسخههای تکنوکراتیک این رویکرد اغلب به شکاف میان طرح و واقعیت، ناکارآمدی اجرایی، گسترش سکونتگاههای غیررسمی و مقاومت اجتماعی منجر شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که مسئله برنامهریزی جامع عقلانی صرفاً ضعف اجرا نیست، بلکه محدودیتی ساختاری در بنیان نظری آن وجود دارد. با این حال، احیای کارایی این رویکرد از طریق بازتعریف آن و تلفیق تحلیل فنی با رویکردهای انطباقی، مشارکتی، یادگیرنده و زمینهمحور امکانپذیر است؛ رویکردی که میتواند پاسخگوی واقعیتهای پیچیده شهرهای معاصر باشد.
13.بررسی تغییرات اشتغال و نقش آن در فرآیند توسعه شهری استان آذربایجان غربی (با تأکید بر رویکرد تغییرات سهم و مکان)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 184-197
محمد محمدنژاد، مجتبی آزمون
چکیده مقدمه و هدف: استان آذربایجان غربی به دلیل ویژگیهای جغرافیایی و اقتصادی، دستخوش تغییرات قابل توجهی در بازار کار و اشتغال بوده است. این پژوهش با هدف بررسی روند تغییرات اشتغال در سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات طی سالهای ۱۳۹۰، ۱۳۹۵ و ۱۴۰۰ انجام شده است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی الگوی تغییرات اشتغال و تأثیر آن بر توسعه شهری استان آذربایجان غربی است.
روش پژوهش: این پژوهش توصیفی - تحلیلی است و دادههای آن از منابع کتابخانهای و سالنامههای آماری کشور و استان جمعآوری شده است. برای تحلیل دادهها، از مدل تغییر سهم (Shift-Share) به منظور بررسی تأثیر عوامل ملی و ساختاری بر اشتغال، و از مدل ضریب مکانی (Location Quotient) برای تفکیک مشاغل پایه و غیرپایه استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان میدهند که در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰، سهم اشتغال در بخش کشاورزی و صنعت کاهش یافته است، به طوری که سهم اشتغال در کشاورزی از ۳۷.۲ درصد به ۳۰.۴ درصد و در صنعت از ۲۴.۸ درصد به ۲۲.۳ درصد کاهش یافته است. در مقابل، بخش خدمات دولتی شاهد رشد قابل توجهی بوده است، سهم اشتغال در این بخش از ۲۳.۱ درصد به ۳۰.۱ درصد افزایش یافته است. این تغییرات نشاندهنده انتقال نیروی کار از بخشهای کشاورزی و صنعتی به بخش خدمات است. نتیجه اصلی پژوهش نشان میدهد که اشتغال در بخشهای کشاورزی و صنعت کاهش یافته و به بخش خدمات انتقال یافته است، که نیازمند تقویت متوازن این بخشها برای توسعه پایدار شهری است.
13.بررسی تاثیرات متاورس و دوقلوهای دیجیتال در توسعه شهر های هوشمند
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 182-199
محمد محمدنژاد، اصغر عابدینی
چکیده زمینه و هدف: متاورسی شدن شهرها پدیدهای نوظهور و الزامی برای آینده شهرهای دنیا است. خروجی متاورس شهری بهصورت خلق شهرهایی بهبودیافته، تابآور و پایدار خواهد بود که تصمیمسازی برای آینده شهرها را برای مدیران شهری تسهیل مینماید. علت اصلی انفجار متاورس این است که تخیل نامحدودی را برای مردم به ارمغان می آوردفناوری نوظهور متاورس مطمئناً سرزندگی جدیدی را به شهرهای هوشمند تزریق میکند، سناریوهای کاربردی بیشتری را برای شهرهای هوشمند باز میکند و آنها را به جلو میبرد.
روش بررسی: هدف از این پژوهش بحث در مورد دیجیتالسازی و تأثیر دوقلوهای دیجیتالی بر پیشرفت شهرهای مدرن، همچنین محتواهای اصلی و فناوریهای کلیدی شهر های هوشمند می باشد. این پژوهش در زمره پژوهشهای بنیادی محسوب میگردد. سؤال محور بوده و بهصورت اسنادی و کتابخانهای انجام شده است. همچنین در زمره پژوهشهای کیفی است که بهصورت اکتشافی از طریق روش تحلیل محتوای کیفی پاسخ به سوالهای پژوهش را در پی میگیرد. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش از منابع کتابخانه ای نظیر کتب، مقالات، پایان نامه های داخلی و خارجی، طرحهای توسعه و منابع اینترنتی استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: ساخت یک شهر هوشمند بر مبنای دوقلوهای دیجیتالی، بهبود بهرهوری مدیریت و تخصیص منابع عمومی شهری را ارتقا میدهد و ابزاری برای مدیران در جهت تصمیمگیری فراهم میآورد تا وضعیت کلی شهر را درک کنند و یک پلتفرم برای فرماندهی و برنامهریزی فراهم کنند. در مجموع، این پژوهش دارای ارزش مرجع مهمی برای توسعه کلی و کاربرد عملی شهرهای هوشمند بر مبنای دوقلوهای دیجیتالی است که کارایی عملیاتی کلی و سطح حکمرانی شهرها را بهبود میبخشد.
4.واکاوی فرصت ها و چالش های یکپارچه سازی متاورس و حمل و نقل
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 48-65
محمد محمدنژاد، اصغر عابدینی
چکیده زمینه و هدف: بررسی تأثیر دنیای مجازی بر دنیای واقعی، بهویژه در حوزه حمل و نقل و ترافیک، بسیار حائز اهمیت است. اگرچه متاورس مزایای بالقوهای برای آینده حمل و نقل دارد، اما باید با دیدی انتقادی به آن نگریست. این پژوهش بهصورت نظری به بررسی تأثیر متاورس بر حمل و نقل در دنیای واقعی میپردازد.
روش پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، چالش کشیدن درک ما از متاورس و پیامدهای آن بر حمل و نقل، شناسایی فرصتها و چالشها، و ارائه دستور کاری برای تحقیقات آینده است. این پژوهش بنیادی، بهصورت اسنادی و کتابخانهای انجام شده و نتایج آن نشان میدهد که سیاستگذاران حمل و نقل باید از روندهای متاورس آگاه بوده و عملی بودن آن را بررسی کنند.
یافتهها و نتیجهگیری: توسعه همزاد دیجیتال زیرساختهای حمل و نقل پیچیده و پرهزینه است و نیاز به همکاری ذینفعان دارد. تحلیل هزینه-فایده برای اطمینان از عملی بودن این یکپارچهسازی ضروری است. مدیران برندها میتوانند از متاورس برای ایجاد تجربیات غوطهور و افزایش آگاهی برند استفاده کنند. همچنین، متاورس امکان تورهای مجازی و آزمایش رانندگی مجازی را فراهم میکند. مقاله نتیجه میگیرد که با وجود چالشها، متاورس فرصتهای زیادی ارائه میدهد و نیازمند سرمایهگذاری عظیمی است. در نهایت، پیشنهاداتی برای پژوهشهای آتی ارائه میکند، از جمله اینکه تحقیقات آینده باید مزایا، الزامات فنی و پیامدهای اجتماعی-اقتصادی ادغام متاورس در حمل و نقل را بررسی کند.
ارزیابی عوامل اکولوژی و مورفولوژی بر جزایر گرمایی شهری نمونه مطالعاتی: ناحیه 1 منطقه 1و ناحیه 4 منطقه 6 کلانشهرتبریز
دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 58-74
مجتبی آزمون، محمد محمدنژاد
چکیده زمینه و هدف: یکی از معضلات نوظهور جامعه شهری و بخصوص کلانشهرها، مبحث جزایر حرارتی شهری است که منجر به اختلاف دمای این سطوح به نسبت مناطق حاشیه خود به دلایل مختلف اکولوژیکی، مورفولوژی، توپوگرافی، جمعیتی و... است
روش بررسی: در این پژوهش جزایر حرارتی شهری تبریز در نمونه موردی منطقه 1، ناحیه 1بعنوان محدوده اول و منطقه 6، ناحیه 4 بعنوان محدوده دوم ازاین کلانشهر، با استفاده ازتصاویر سنجشازدور لندست 8 مورد بررسی قرار گرفت. اهداف این پژوهش شامل استخراج، مکانیابی و تحلیل پدیده جزایر حرارتی شهری درمحدوده موردمطالعه با استفاده از فرمولهای مشخص و تهیه نقشههای مربوطه با تمرکز بر شاخصهای اکولوژیکی و مورفولوژی است.
یافته ها و نتیجه گیری: یافتهها نشان میدهد که محدوده اول، دمای کمینه 88/15 درجه و بیشینه آن 65/37 درجه بوده و درمحدوده دوم کمینه 11/24 و بیشینه 87/40 درجه است. با بررسی نقشههای استخراج شده براساس شاخصهای درنظر گرفته شده اکولوژیکی یعنی پوشش گیاهی، باد، تابش آفتاب و ارتفاع ازسطح دریا و شاخصهای مورفولوژی یعنی ارتفاع ساختمان، تراکم ساختمانی، نمای ساختمان و بام ساختمانها در هر دو محدوده، به این نتیجه رسیدیم که محدوده اول باارتفاع بالاتر ازسطح دریا، دریافت مناسبتر بادهای غالب شمالشرقی، جهت گیری مناسبتر خیابانها، ارتفاع طبقات پایینتر و اکثرا یک طبقه بودن آنها و فراوانی بامهای انعکاسی به نسبت محدوده دوم، ازدلایل خنکتر بودن این محدود بوده است. هرچند محدوده دوم ازلحاظ پوشش گیاهی وضع مناسبتر و تراکم ساختمانی کمتری برخورداراست.
ارزیابی تأثیر نواحی صنعتی در آلودگی هوای شهر (نمونه موردی: کلانشهر تبریز)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 54-66
مجتبی آزمون، محمد محمدنژاد
چکیده زمینه و هدف: مکانیابی صحیح و طراحی درست نواحی صنعتی، را می توان گامی استوار در جهت بهبود محیطزیست، توسعه صنایع و رشد صحیح و منطقی مناطق شهری و روستایی بر شمرد. در این تحقیق میزان آلاینده های موجود در دوره ی سیروزه آبانماه 1402 که باهدف تحلیل میزان تأثیرگذاری کاربری های صنعتی شهر تبریز بر آلودگی هوای آن صورتگرفته که با مکانیابی و نوع جایگزینی خود در بطن شهر تبریز باعث افزایش شاخص های آلایندگی هوایی شده و باتوجهبه اطلاعات جمعآوریشده و داده های در دسترس پژوهش در نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و با استفاده از روشهای کتابخانه ای و تحلیل مانند روش IDW مورد بازبینی و بررسی قرار گرفت.
مواد و روش ها: موارد مورد بررسی در این مطالعه، آلاینده ها و همچنین نوع آن در دوره زمانی ۳۰ روزه در کلانشهر تبریز بهصورت کتابخانه ای و جمع آوری اطلاعات است. آلاینده های منوکسید کربن (CO)، دیاکسید گوگرد (SO2)، ذرات معلق (PM2.5) و (PM10)، دیاکسید نیتروژن (NO2) و اوزون، بهصورت نقطه ای در ایستگاه های کجوار، حکیم نظامی، میدان آذربایجان، هتل مرمر، میدان نماز، راه آهن، باغشمال، آبرسان و بهداشت جمعآوری شدند و با استفاده از روش معکوس فاصله (IDW) در نرمافزار GIS بهصورت نقشهی توزیع آلاینده به تفکیک هر آلاینده بهصورت نقشه های توصیفی تهیه شده است.
یافتهها و نتیجه گیری: نتیجه حاصل از پژوهش چنین بیان می شود که موقعیت نواحی صنعتی شهر تبریز بر میزان آلودگی هوای شهر تبریز بیتأثیر است و هیچ اثر سویی بر افزایش آلودگی هوایی شهر تبریز ندارد.
