تحلیل برخی خصوصیات هیدروژئومورفیک و طبیعی حوضه آبخیز فیروزآباد با استفاده از سامانههای GIS و GEE
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 مهر 1404
آی لار خیاطی نوشهر، موسی عابدینی
چکیده زمینه و هدف: هدف از این پژوهش تحلیل و توصیف عوامل هیدروژئومورفولوژیکی و طبیعی حوضه آبخیز فیروزآباد در استان اردبیل با بهرهگیری از فناوریهای نوین GIS و پردازش ابری گوگل ارث انجین است.
روششناسی: در راستای اهداف پژوهش عوامل ژئومورفیک و طبیعی به کار رفته شامل دادههای پوشش گیاهی و کاربری اراضی از تصاویر ماهوارهای Sentinel-2 و پایگاه داده GLC-FCS30D در محیط پردازش ابری GEEاستخراج شدند که امکان پردازش سریع و دقیق دادههای بزرگ را فراهم ساخت. همچنین، دادههای ارتفاعی با وضوح مکانی 5/12 متر از مدل رقومی ارتفاعی ALOS PALSAR و دادههای زمینشناسی و نوع خاک از سازمان زمینشناسی کشور تأمین شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای GIS و Google Earth Engine صورت گرفت و نقشههای متعددی جهت شناسایی الگوهای مکانی و ارتباط عوامل تهیه گردید.
نتایج و یافتهها: یافتهها نشان داد که پوشش گیاهی با مقادیر NDVI بین 26/0- تا 67/0 متغیر است. بهطوری که بیشترین تراکم پوشش گیاهی در نواحی شمالشرق و شرق حوضه مشاهده میشود، در حالی که بخشهای غربی، جنوبغربی و برخی مناطق مرکزی کاهش قابل توجهی دارند. میانگین شیب حوضه حدود ۲۰ درصد با انحراف معیار 63/13 درصد است و بخشهایی از حوضه با شیب بیش از ۴۰ درصد، فرسایش شدید و رواناب سریع را تجربه میکنند. بارش سالانه بین ۵۳۱ تا ۸۳۷ میلیمتر نوسان دارد که توزیع ناهمگون آن بر پراکنش پوشش گیاهی و فرآیندهای هیدرولوژیکی تأثیرگذار است. ساختار زمینشناسی منطقه با وجود سازندهای حساس به فرسایش مانند مارنها و شیلها، همراه با سازندهای آبرفتی نفوذپذیر، بر فرایندهای هیدرولوژیکی و مورفولوژیکی منطقه تأثیر چشمگیری دارد. ارتفاع متوسط حوضه ۱۸۹۵ متر است و دامنه ارتفاعی از ۱۱۱۸ تا ۳۲۲۵ متر متغیر است. کاربری اراضی عمدتاً شامل مراتع (۵۴ درصد) و اراضی زراعی (۴۴ درصد) است که مدیریت نامناسب آنها میتواند تهدیدی برای منابع طبیعی بهشمار آید. این نتایج میتواند به عنوان مبنایی علمی و کاربردی برای برنامهریزیهای مدیریتی در زمینه حفاظت منابع آب و خاک و کاهش مخاطرات فرسایش، سیل و زمینلغزش مورد استفاده قرار گیرد.
ارزیابی آسیبپذیری توپوگرافی و مکانی شهر خرمآباد در برابر حملات هوایی با GIS
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 آبان 1404
امیررضا بیرانوند، عنایتالله میرزایی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به افزایش تهدیدات هوایی و ضرورت حفاظت از زیرساختهای حیاتی، شناسایی و ارزیابی پهنههای آسیبپذیر شهری از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این راستا، پژوهش حاضر باهدف ارزیابی آسیبپذیری توپوگرافی و مکانی شهر خرمآباد در برابر حملات هوایی با تأکید بر موقعیت پادگان امامعلی (ع) و با بهرهگیری از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجامشده است.
روشها و مواد: در این مطالعه، دادههای مدل رقومی ارتفاع (DEM) با دقت تفکیک ۳۰ متر از منبع SRTM استخراج گردید. شیب زمین با استفاده از ابزار Slope در نرمافزار ArcGIS Pro محاسبه و در سهطبقه شیب ملایم، متوسط و زیاد طبقهبندی شد. سپس با بهکارگیری ابزار Viewshed، نواحی قابلرؤیت از موقعیت پادگان امامعلی (ع) تعیین گردید. فاصله اقلیدسی از پادگان نیز در سه بازه ۰–۵۰۰ متر، ۵۰۰–۱۰۰۰ متر و ۱۰۰۰–۱۰٬۰۰۰ متر محاسبه شد. در ادامه، لایههای مذکور با روش وزندهی خطی (Weighted Overlay) با وزنهای ۴۰ درصد برای فاصله، ۳۰ درصد برای شیب و ۳۰ درصد برای دیدرس تلفیق شدند.
نتایج و بحث: نتایج تحلیل فضایی نشان داد که ۶٫۵۶ درصد (۴٫۷۹ کیلومترمربع) از محدوده شهری در پهنه آسیبپذیری بالا، ۷۲٫۴۳ درصد (۵۲٫۸ کیلومترمربع) در پهنه آسیبپذیری متوسط و ۲۱٫۰۱ درصد (۱۵٫۳ کیلومترمربع) در پهنه آسیبپذیری پایین قرار دارند. همچنین، نواحی واقع در محدوده غرب و جنوبغرب خرمآباد بهدلیل توپوگرافی باز و شیب کم، بیشترین آسیبپذیری را نسبت به حملات هوایی نشان میدهند.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش بیانگر آن است که ساختار توپوگرافی و موقعیت مکانی شهر خرمآباد نقش مهمی در تعیین میزان آسیبپذیری آن دارد. بر این اساس، استفاده از GIS در ارزیابی خطرات نظامی میتواند ابزار مؤثری در تصمیمگیریهای شهری، مکانیابی پناهگاهها و برنامهریزی دفاع غیرعامل بهشمار آید
تحلیل کمی تغییرات کاربری زمین و الگوی توسعه شهری با بهرهگیری از ماتریسهای فضایی (مطالعه موردی: منطقه 4 کلانشهر تبریز)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 بهمن 1404
فریدون بابایی اقدم، علیرضا امیدپور، پریا کریمزاده
چکیده چکیده
زمینه و هدف: تحولات کالبدی و فضایی شهرها در دهههای اخیر با گسترش شتابان افقی و تغییرات کاربری زمین همراه بوده است. شهر تبریز بهعنوان یکی از کلانشهرهای ایران، بهویژه در منطقه ۴، شاهد رشد نامتوازن و پراکنده در بافت شهری بوده که پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی متعددی را به همراه داشته است. پژوهش حاضر باهدف ارزیابی روند گسترش فضایی–کالبدی منطقه ۴ شهر تبریز انجام شد و از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی است. باتوجهبه رشد نامتوازن شهری و فشار بر منابع طبیعی و اراضی کشاورزی، مطالعه حاضر به بررسی الگوهای توسعه شهری و ارائه راهکارهای پایدار برای هدایت رشد کالبدی پرداخته است.
روششناسی: رویکرد تحقیق مبتنی بر سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیل ماتریسهای فضایی بود. دادههای پایه شامل نقشههای کاربری اراضی، شبکه معابر و شاخصهای مؤثر بر توسعه شهری گردآوری و در محیط ArcGIS پردازش شدند. شاخصهای تحلیلی شامل تراکم ساختمانی، گسترش افقی، تغییرات کاربری زمین، دسترسیپذیری به خدمات شهری، شیب زمین، فاصله از معابر اصلی و پهنهبندی خطر بودند. این شاخصها پس از نرمالسازی و رستریشدن، با روشهای همپوشانی و سلسلهمراتبی تلفیق شده و نقشههای قابلیت توسعه تهیه گردید.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان میدهد که منطقه ۴ تبریز طی دو دهه اخیر با رشد سالانه حدود ۲.۵ درصد، توسعهای پراکنده و نامتوازن را تجربه کرده است؛ الگوی غالب توسعه افقی و کمتراکم است که فشار بر منابع طبیعی و انسجام کالبدی وارد میکند. تراکم ساختمانی در هستههای مرکزی و اطراف شریانهای اصلی متمرکز است، درحالیکه حواشی و نواحی تازه توسعهیافته دسترسی نامتوازن به خدمات شهری دارند. تحلیل شیب زمین و پهنهبندی خطر نشان داد که برخی نواحی مناسب توسعه و برخی در معرض مخاطرات طبیعی قرار دارند. بر اساس نتایج، هدایت توسعه به سمت تراکم بالاتر، بهبود عدالت فضایی در دسترسی به خدمات، توجه به ظرفیت طبیعی زمین و کنترل گسترش افقی با استفاده از GIS از راهکارهای کلیدی توسعه پایدار منطقه محسوب میشود.
مدلسازی مکانی- فضایی انتشار ویروس کووید-19 در محیط GIS
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 بهمن 1404
حسین جباری، حسین نظم فر، محمدحسن یزدانی
چکیده شاید یکی از بزرگ ترین و خطرناک ترین بیماری برای زندگی شهری در قرن حاضر ویروس همه گیر کووید-19 است. تجزیه و تحلیل الگوی فضایی شیوع و خطر بیماری بعنوان ابزاری مناسب در تشخیص و پیشگیری بیماری های همه گیر می باشد و می تواند در درک و تبیین نگرانی های بهداشت عمومی کمک کند. روش های تحلیل فضایی سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) برای بررسی رابطه بین آمار اولیه داده های ویروس کووید-19 و تجزیه و تحلیل الگوهای فضایی در 62 محله شهر خوی مورد استفاده قرار گرفت. بنابراین، با استفاده از ابزار های آنالیز آمار فضایی الگوی انتشار فضایی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی است؛ هدف از این مطالعه استفاده از روش های آمار فضایی بمنظور تجزیه و تحلیل توزیع فضایی ویروس کووید-19 از ابتدای سال 1399 تا پایان سال1402 می باشد. بمنظور تجزیه و تحلیل الگوهای فضایی از آماره های خود همبستگی فضایی ، آنالیز خوشه ای موران جهانی ، خوشه ای محلی و شناسایی لکه های داغ استفاده شد. الگوی زمانی-مکانی نشان داد خود همبستگی موران جهانی از نوع بشدت خوشه ای است و کمتر از 1% احتمال دارد الگوی خوشه ای از نوع تصادفی باشد. آماره خودهمبستگی موران محلی جهت تعیین نقاط داغ و سرد نشان داد محلات بخش شمال غربی شهر خوی دارای ویژگی خوشه ای (تجمعی) بالا-بالا و محلات بخش غربی شهر خوی با سطح اطمینان 99% نقاط داغ و محلات جنوبی در بخش شهرک ولیعصر با سطح اطمینان 99% نقاط سرد توزیع کووید-19 می باشد. مقایسه مدلسازی جغرافیای چندمقیاسی با سایر مدل ها نشان داد به غیر از شاخص عملکردی با تاثیر منفی؛ شاخص های اجتماعی و اقتصادی، زیست محیطی، شبکه ارتباطی و کالبدی تاثیر مثبت دارد. نتایج شاخص درجه وابستگی(DOD) داده های تحقیق با 90 درصد وابستگی مکانی و ضریب R^2 از 58 درصد به 64 درصد در مدل رگرسیون چندمقیاسی بهبود یافت.
سنجش عدالت اجتماعی بر اساس شاخص شکوفایی شهری در مناطق 10 گانه شهر تبریز
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 خرداد 1405
حسین نظم فر، وحید رحیمی
چکیده هدف: جهان امروز با توجه به رخدادها و دگرگونی های بنیادین که در حال سپری کردن است نیازمند شاخص ها و معیارهای نو و پویا جهت بسط عدالت در تمام وجوه خود به ویژه توزیع خدمات و امکانات شهری در کل وسعت شهر به صورت عادلانه و متوازن می باشد. با توجه به نابسامانی های موجود در توزیع خدمات و امکانات که در شهرهای کشورهای جهان سوم و درحال توسعه وجود دارد، در طول سال های اخیر تلاش های جامعه علمی و نهادهای بین المللی برای دستیابی به الگویی بهینه از زندگی شهری توام با عدالت اجتماعی منجر به ارائه الگویی هایی شده است که هدف نهایی آن ها تحقق توسعه پایدار و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان شهرها بوده است. شاخص شکوفایی شهری (CPI) زوایای مختلف سیستم شهری را تحت تأثیر قرار داده و با بررسی ابعاد مختلف زندگی شهری به نوعی سعی در تحقق عدالت در شهرها دارد. یکی از مهمترین ابعاد 5 گانه شکوفایی شهری بررسی شهرها از نظر برخورداری از عدالت اجتماعی در توزیع امکانات و خدمات در شهرها می باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مناطق 10گانه شهر تبریز به لحاظ برخورداری از این شاخص انجام شده است.
روششناسی پژوهش:برای رسیدن به هدف پژوهش، از 5 شاخص و معیار با توجه به محدودیت هاو نبود آمار رسمی بهره گرفته شده است. محدوده مکانی مناطق 10 گانه شهر تبریز و مدل بهکار برده شده جهت رتبه بندی مناطق پرومته و تحلیل گایا، جهت وزن دهی از مدل ANP و برای ترسیم نقشه از GIS استفاده شده است.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل شاخص عدالت اجتماعی در قالب 5 زیرمعیار در مناطق 10گانه شهر تبریز نشان می-دهد که منطقه 6 با کسب Phi خالص 400/0 و امتیاز 100 رتبه اول را به لحاظ برخورداری از زیرشاخصهای عدالت اجتماعی به خود اختصاص داده است. در رتبه دوم، منطقه 2 شهر تبریز با کسب Phi خالص 178/0 و امتیاز 39/61 قرار دارد. بعد از منطقه 2، مناطق 1، 5 و 9 به ترتیب با کسب Phi خالص156/0، 133/0 و 044/0 و امتیاز 65/58، 04/56 و 84/46 در دامنه برخورداری متوسط به لحاظ برخورداری از شاخص عدالت اجتماعی قرار دارند. در دامنه برخورداری پایین مناطق 8، 4، 3 و 7 به ترتیب با کسب Phi خالص044/0، 067/0، 178/0 و 200/0 و امتیاز 21/39، 50/37، 92/29 و 57/28 واقع شدهاند. در رتبه آخر و دامنه برخورداری خیلی پایین، منطقه 10 شهر تبریز قرار دارد که به لحاظ برخورداری از شاخصهای عدالت اجتماعی در شرایط بسیار نامطلوب قرار دارد.
نتیجهگیری: از میان مناطق دهگانه شهر تبریز تنها منطقه 6 و منطقه 2 از نظر شاخص عدالت اجتماعی در رتبههای بالا و خیلی بالا قرار دارند، در حالی که مناطق 8، 4، 3 و 7 در وضعیت نامطلوب و منطقه 10 در وضعیت بسیار نامطلوب به لحاظ برخورداری از شاخص عدالت اجتماعی قرار دارند. بنابراین گسترش متوازن و ارتقاء عوامل و متغیرهای پیش برنده ی عدالت اجتماعی در مناطق تبریز باید در دستور کار مسئولین و مدیران شهری قرار گیرد.
2.تحلیل فضایی تخلفات ساختمانی در شهرگردشگری سرعین
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 15-37
علیرضا فیضی نژاد، حسین نظم فر، عطا غفاری گیلانده
چکیده زمینه و هدف: کنترل ساخت و سازهای شهری به منظور ادارة بهینة شهر به کمک ضوابط ساخت وساز شهری صورت میگیرد، اما با وجود اقدامات گوناگون مدیریت شهری، سالانه موارد چشمگیری از تخلفات ساختمانی در شهرها گزارش میشود. درواقع میتوان تخلفات ساختمانی را رعایت نکردن ضوابط و مقررات ساخت و ساز شهری تعریف کرد که کیفیات زندگی در شهرها را تهدید میکند. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی نحوه توزیع فضایی تخلفات ساختمانی در شهر گردشگری سرعین بمنظور استفاده در حوزه های مدیریت شهری میباشد.
روششناسی: روش گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز اسنادی ، کتابخانهای و مشاهدات میدانی بوده و اطلاعات مکانی و جدول توصیفی از دبیرخانه کمیسیون ماده 100 شهرداری تهیه شده است. محدوده زمانی در یک دوره یکساله (سال 1401) و محدوده مکانی آن حوزه قانونی شهر سرعین میباشد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و کاربردی میباشد.که با استفاده از روش نزدیکترین فاصله همسایگی و تحلیل لکههای داغ در بستر نرم افزار Gis انجام پذیرفته است.
نتایج و یافتهها: براساس تجزیه و تحلیل انجام شده بیشترین تعداد تخلفات در هسته مرکزی شهر و محدوده قهوه سویی و چالدران رخ داده است و تخلف مازاد بر پروانه نسبت به سایر تخلفات از نظر تعداد، چشمگیر و قابل ملاحظه میباشد وتعداد تخلفات بدون پروانه در ردیف بعدی قرار گرفته و این تخلف بیشتر در افزایش طبقات بدون پروانه اتفاق افتاده است وهرچه از هسته مرکزی شهر دور میشویم از میزان تخلفات ساختمانی کاسته میشود. طبق نتایج حاصل جهت اصلی تخلفات از سمت جنوب غربی به سمت شمال شرقی شهر میباشد و بیشترین تخلفات در فاصله 600 الی 900 متری از مرکز ثقل شهر رخ داده است.
15. بررسی توزیع زمانی-مکانی محوطههای باستانی در حوضه رودخانه قزلاوزن، منطقه شرق استان کردستان ایران (هزاره اول پیش از میلاد)، با تأکید بر سامانه اطلاعات جغرافیایی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 270-291
اردشیر جوانمرد زاده، حبیب شهبازی شیران، مژگان رستمی
چکیده زمینه و هدف: جوامع بشری همواره با ایجاد محیط های قابل سکونت و الگوهای زیستگاهی متناسب با محیط استقرارها را ممکن می سازد. بر اساس این رویکرد در باستان شناسی، عوامل محیطی در ارزیابی سکونتگاهها در هر دوره نقش مهمی را ایفا می کنند. این عملکرد علاوه بر تشخیص میزان تاثیرات محیطی، درجه سازگاری زیستگاهها با شرایط محیطی غالب را آشکار می سازد. با قدرتمندتر شدن ابزارهای مکانی، باستان شناسی GIS نیز تکامل یافته است و امکان تجسم سکونتگاههای باستانی و تجزیه و تحلیل تغییرات در استفاده از فضا در طول زمان را فراهم میکند.
روششناسی: این پژوهش با استفاده از تجزیه و تحلیل عوامل محیطی، توسط سیستم اطلاعاتی GIS به چگونگی الگوی استقرار و پراکندگی 161 محوطه باستانی در حوضه قزل اوزن پرداخته شده است. پس از تحلیل نقشه های GIS برای بررسی و توزیع این سکونتگاهها در رابطه با محیط طبیعی با تمرکز بر منابع آبی ، ارتفاع، شیب و کاربری اراضی میپردازد.
نتایج و یافتهها: 1: توزیع سکونتگاهها از هزاره اول ق.م.از مناطق دشت و کوهپایهای گسترش یافته است. 2:سکونتگاههای هزاره اول ق.م. عمدتاً در ارتفاعات2000-؛. با شیب متوسط10-5، فواصل نزدیک به رودخانهها کمتر از500- متر، و انتخاب نوع زمین شکل گرفته است. ارتفاع زیاد - شیب تند در حاشیه رودخانهها( دشت –کوهپایهها) دال بر کاهش جمعیت و نوع استقرارهای کوچرو را نشان میدهد.3:کاربری اراضی: ظهور و پیشرفت کشاوررزی و مواصلاتی راهها در مسیر منابع آبی، مبادلات تجاری، ارتباطات منطقهای و فرامنطقهای دال به توزیع پراکنش مکانهای باستانی در حوضه قزل اوزن است. منطقه شرق کردستان از عصر مس و سنگ تا دوران اسلامی تکامل سکونتگاهها، نشان دهنده سازگاری و رقابت ساکنان با محیط طبیعی در حوضه قزل اوزن است. علاوه بر این، بینشهایی را در مورد توسعه اجتماعی پیچیده در منطقه ارائه میدهد.
تاثیرتغییرات اقلیم وعوامل موثرجغرافیایی درسیلاب های شهری مورد مطالعه استان یزد
دوره 4، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 67-77
نادر مرادی، نسرین شیدایی مجد، حمیده حاتمی
چکیده چکیده
تغییر اقلیم و عوامل جغرافیایی و مکان جغرافیایی درروی زمین بارش و نوسانات خاص خود را دارد. ویژگی های جغرافیایی محل یکی از عوامل تأثیرگذار بر روی بارش های هر منطقه می باشد. همچنین نقش متغیرهای محیطی در مقدار و پراکنش بارش به ویژه در مناطق کوهستانی انکارناپذیر است آسیب پذیری سیلاب طی زمان و از ناحیه ای به ناحیه دیگر متغیر است که علت آن شرایط خاص طبیعـی، فعالیت های انسانی و فرهنگ مخاطره نزد جامعـه در معرض خسارت می باشد تأثیرات عوامل محیطی بر روی عناصر اقلیمی باعث کاربرد روزافزون تکنیک های آماری در بررسی های اقلیمی شده اند. بنابراین در تحقیق حاضر، تغییر اقلیم وعوامل موثرجغرافیایی درسیلاب های شهری در استان یزد می باشد.که در این مطالعه ابتدا، 9عامل شیب،جهت شیب، ارتفاع،شبکه آبراهه ها، مناطق همباران، نقشه پوشش گیاهی،نقشه خاک، کاربری اراضی،به عنوان عوامل مؤثر برای ایجاد سیلاب در مناطق شٌاسایی شدند. سپس لایه های اطلاعاتی در محیط Gis تهیه گردید.نتیجه گیری طبق تحقیق انجام شده ومشاهدات صورت گرفته تغییر اقلیم و عوامل جغرافیایی محدوده مورد مطالعه درنتایج حاصل نشان می دهد از بین عوامل موثر درایجاد سیلاب محدوده مطالعاتی، عوامل ارتفاع، شیب، مقداربارش، شبکه آبرهه ها، کاربری اراضی، به ترتیب مهم ترین عوامل ایجاد سیلاب در منطقه می باشند. که منطقه مورد مطالعه در طبقه بسیار پرخطر قرار دارد که نتایج مطالعه حاکی از توان بالای منطقه از لحاظ ایجاد خطر سیلاب باتوجه به عوامل جغرافیایی می باشد.
بررسی تاثیر جزایر گرمایی کلانشهر اهواز بر میزان آسایش روانی شهروندان
دوره 3، شماره 1، تابستان 1401، صفحه 1-22
مریم ناصر، مسعود صفائی پور، کامران رضایی جعفری
چکیده زمینه و هدف: افزایش درجه حرارت شهرها نسبت به اطراف، یکی از اثراتی است که به دخالت مستقیم انسان ها مرتبط است.جزیره حرارتی شهر ناشی از ویژگی های شهرسازی، آلودگی هوا، گرمای انسانی، وجود سطوح نفوذناپذیر در سطح شهر، خواص حرارتی مواد شهری می باشد در این میان شناخت تأثیرات جزایر گرمایی بر روح و روان افراد اهمیت فراوان دارد. هدف مورد مطالعه این پژوهش بررسی و شناخت تاثیر جزایر گرمایی شهر اهواز بر میزان آسایش روانی شهروندان است.
روش بررسی: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روششناسی توصیفی ـ تحلیلی مبتنی بر رویکرد مطالعات مکانی- و تحلیل تصاویر ماهواره ای است. برای شناخت و واکاوی جزایر گرمایی شهر اهواز از تصاویر ماهواره ای در طول 5 دوره در سالهای 1380 تا 1398 و نرمافزار (ENVI) جهت پردازش استفاده شده است. برای تحلیل اثرات جزایر گرمایی بر آسایش روانی از دادههای مربوط پرسشنامه و تحلیل در محیط نرم افزار SPSS استفاده گردید.
یافته ها و نتیجه گیری:نتایج این پژوهش نشان میدهد که جنوب غربی شهر اهواز به علت تعدد قرارگیری مراکز آلوده کننده همچون مراکزی پالایش نفت و گاز و شهرک های صنعتی مرکز آلودگی این شهر بحساب میآید.در بین مناطق شهراهواز به ترتیب مناطق 2،1 و8 در بدترین وضعیت ازنظر میزان آلودگی قرار دارند که این مناطق با درصد بالای جمعیت، منطبق بر مراکزی هستند که از نظر شاخص های 8 گانه وضعیتی بحرانی دارند. نتایج تحلیل پرسشنامه نشان میدهد که آستانه تحمل گرمای هوا در شهر اهواز ابتدا باعث افزایش استرس و فشار روزمره در افراد می شود و پس از آن کاهش شادی و احساس رضایت از زندگی را در افراد به دنبال دارد.
تحلیلی بر وضعیت نواحی شهر مهاباد به لحاظ مؤلفههای خدمات شهری با تأکید بر عدالت فضایی
دوره 1، شماره 2، زمستان 1399، صفحه 85-97
حسن هوشیار، حسین رمضان تاش دهگرجی
چکیده امروزه بحث نابرابریهای فضایی در شهرها و لزوم برقراری عدالت اجتماعی در برخورداری کلیه شهروندان از خدمات عمومی به یکی از مباحث جدی پیشروی برنامهریزان و مدیران شهری تبدیلشده است. از اینرو هدف این مقاله، تحلیل و ارزیابی وضعیت نواحی شهر مهاباد به لحاظ مؤلفههای خدمات شهری با رویکرد عدالت فضایی است. روش پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. معیارهای مورد بررسی مشتمل بر یازده مؤلفهی خدمات عمومی شهر میباشد که اطلاعات موردنیاز از طرح جامع و تفصیلی شهر مهاباد (1395) جمعآوریشدهاند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS و GIS بهره گرفته شد. شاخصها با استفاده از روش آنتروپی وزندهی شده و با استفاده از تکنیک وایکور رتبهبندی شده و جهت بررسی الگوی توزیع کاربری خدمات شهری تکنیک نزدیکترین مجاورت یا همسایگی مورداستفاده قرار گرفت. بررسی نتایج حاصل از میزان برخورداری نواحی شهر مهاباد از امکانات و خدمات شهری حاکی از آن است که ناحیهی دو با امتیاز 069/0 در رتبهی اول و با اختلاف فاحشی از ناحیهی هفت و هشت که به ترتیب با امتیازهای 589/0 و 867/0 در رتبههای هفت و هشت قرار گرفتهاند. همچنین بررسی الگوی توزیع کاربریهای خدمات شهری در سطح نواحی نشان داد که اکثر کاربریها براساس الگوی خوشهای توزیعشدهاند و از الگوی منظمی تبعیت نمیکند. در نهایت راهکارهایی در راستای دستیابی به عدالت فضایی در شهر مهاباد ارائهشده است.
