تدوین سناریوهای مؤثر بر گذار از بحران آب در استان آذربایجان غربی با رویکرد آمایش سرزمین
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 50-67
امیرمحمد رحیمی عیبلو، میرنجف موسوی، ناصر سلطانی
چکیده زمینه و هدف: آیندهپژوهی نحوه مواجه و آمادگی در برابر حالتهای مختلف وقوع یک رخداد در آینده است. نگاه به آینده و ترسیم چشمانداز بحران و چالشهای کمآبی و بیآبی در استان آذربایجان غربی ازجمله چالشهای پیش روی مدیران، برنامه ریزان و مسئولان اجرایی و مدیریتی استان است. با توجه به پیچیدگی و ابهام حالتهای مختلف آینده، مطالعات آیندهپژوهی در برنامهریزی استراتژیک برای جلوگیری از بحران آب و ایجاد مشکلات و منازعات ضروری به نظر میرسد؛ چراکه طیف گستردهای از آیندههای محتمل را پیش روی خود دارد.
روش بررسی: هدف اصلی پژوهش آیندهپژوهی و سناریونویسی عوامل و چالشهای اصلی و کلیدی مؤثر بر بحران آب در استان آذربایجان غربی است. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی – تحلیلی است که مبتنی بر اسناد کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه) تدوینشده است؛ که با توجه به مطالعات پایهای و موجود در زمینه بحران آب در دو بخش تولید- تأمین آب و عرضه و تقاضای آب طبقهبندی، تدوین و تهیهشده است. در این پژوهش از نرمافزارها -GIS-MIC MAC-SENARIO WIZARD-EXCEL استفادهشده است. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه محقق ساخته که روایی و پایایی آن تائید شد استفادهشده است. همچنین جامعه آماری پژوهش کارشناسان، متخصصان و خبرگان حوزه آب استان آذربایجان غربی و نمونه آماری آن 15 تن از خبرگان و کارشناسان حوزه مذکور میباشد. دادهها با استفاده نرمافزار MIC MAC تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها و نتیجهگیری: که مشخص شد نه شاخص (وضعیت دما در سطح استان، وضعیت مدیریت روانابها و آبهای سطحی استان- وضعیت حفظ تالابها، آبگیرها و دریاچهها در استان، وضعیت برداشت و بهرهبرداری از آب چاههای دارای پروانه و مجوز در استان، میزان آبهای ورودی به استان از کشورهای همجوار، وضعیت احقاق حقابه آبهای مرزی استان از طریق دیپلماسی آب، میزان وابستگی استانهای همجوار به محصولات تولیدی استان بهویژه کشاورزی، وضعیت برنامههای آموزش و ترویج در بین بهرهبرداران کشاورز استان، میزان تغییر کاربری اراضی به کشاورزی آبی در استان) اثرگذار میباشد. همچنین در تحلیل وضعیتهای احتمالی پیش روی استان دو سناریو بهعنوان سناریوهای قوی با سازگاری بالا به دست آمد.
1.تدوین پیشرانها و سناریوهای مؤثر بر سیاستگذاریهای جمعیتی در استان آذربایجان غربی با رویکرد آمایش سرزمین
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-16
خدیجه نظری امستجان، میرنجف موسوی، علیاکبر تقیلو
چکیده زمینه و هدف: جمعیت و ویژگیهای آن یکی از مهمترین مؤلفههای نیل به توسعه محسوب میگردد. در واقع عدم توجه به شاخصها و ویژگیهای جمعیتی در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای منطقهای و ملی، موجب میگردد که توان منطقه و سرزمین با جمعیت آن تناسب نداشته و مشکلات بسیاری را جهت دستیابی به توسعه متوازن در سطح ملی به وجود آورد.
روش بررسی: بر همین اساس هدف تحقیق حاضر تدوین پیشرانها و سناریوهای مؤثر بر سیاستگذاریهای جمعیتی در استان آذربایجان غربی با رویکرد آمایش سرزمین میباشد. نحوه گردآوری اطلاعات در این تحقیق بهصورت کتابخانهای و میدانی است. در نهایت برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزارهای آیندهپژوهی میک مک و سناریو ویزارد استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج بهدستآمده حاکی از این امر است که در بین 3 سناریوی حاضر سناریوی اول با در برگرفتن تمامی سناریوهای خوشبینانه بهعنوان مطلوبترین سناریو شناخته میشود و سناریوی سوم نیز با در برگرفتن تمامی سناریوهای بدبینانه بهعنوان نامطلوبترین سناریو شناخته میشود. سناریو دوم، سناریوهایی هستند که بیشتر حالت بینابین دارند و به عبارتی نه میتوان آنها را سناریوی قوی حساب کرد و نه سناریوی ضعیف؛ عامل متمایزکننده آنها، تفاوت در میزان حالت ایستا و بحرانی است. این گروه به لحاظ فراوانی، تمامی وضعیتهای در بین سناریوها را به خود اختصاص داده است. در حالت کلی سناریوی سوم بهعنوان سناریوی بحرانی شناخته شود زیرا این سناریو کاملاً برعکس سناریوی اول میباشد و در این سناریو 10 شرایط بحرانی میباشد.
واکاوی علل ناکامی شهرهای جدید در ایران
دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 135-156
غلامرضا جهان محمدی، مهدی قرخلو، زهرا احمدی
چکیده زمینه و هدف: یک دهه بعد از انقلاب برای ساماندهی نظام شهری کشور، احداث شهرهای جدید در اطراف مادرشهرها و مراکز شهری پرجمعیت در دستور کار وزارت راه و شهرسازی قرار گرفت. امّا نتایج مورد انتظار یعنی نظامند کردن شهرنشینی و توسعه شهرسازی کشور حاصل نشده است. این مقاله با هدف بررسی عوامل ناکامی اهداف شهرهای جدید در ایران تدوین شده است.
روش بررسی: جامعه هدف شهرهای جدید در ایران و جامعه نمونه تحقیق را 50 نفر از اساتید جغرافیا با تخصص برنامه ریزی شهری تشکیل می دهند. در این راستا 6 شاخص در 27 گویه مورد استفاده قرار گرفته اند.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاصل از تکنیک دلفی نشان داد که، فقدان طرح آمایش سرزمین با 94/3 به عنوان تأثیر گذارترین و بعد از آن مشکلات مربوط به ساختار اشتغال و عدم دستیابی به خودکفایی شغلی با 78/3، بی توجهی به مطالعات محیطی- جغرافیایی با32/3و بی ثباتی سیاست های شهرسازی و تغییر مستمر رویکردها در حوزه مسکن و شهرسازی با 92/2 از عوامل دیگر ناکامی شهرهای جدید به حساب می آیند. همچنین نتایج آزمون فریدمن نیز نشان دهنده آن است که شاخص های فنی - مهندسی و اقتصادی به ترتیب با میانگین 58/5 و 12/5، نسبت به دیگر شاخص ها، ارجحیت دارند. نتایج تحلیل عاملی نشان می دهد که فقدان طرح آمایش سرزمین و کم توجهی به مطالعات جغرافیایی؛ عدم توجه به فاصله، مشکلات مرتبط با اصول نامه ریزی شهرهای جدید و افزایش هزینه خدمات شهری به عنوان مهم ترین عوامل ناکامی شهرهای جدید شناخته شدند.
تحلیلی بر نابرابریهای فضایی با رویکرد آمایش سرزمین (مطالعهی موردی: استان بوشهر)
دوره 2، شماره 1، بهار 1400، صفحه 1-16
توران احمدی، یحیی جعفری، ابراهیم رحیمی
چکیده استان بوشهر با برخورداری از توان بالقوه و بالفعل محیطی و اقتصادی، در زمینه ی توسعه با توزیع ناعادلانهی امکانات و خدمات در کنار موقعیت مرزی با عدم تعادل فضایی و چالشهای اجتماعی روبهرو است. توسعهی استان در نظام برنامهریزی میتواند نقش تعیینکنندهای در پایداری و امنیت پایدار منطقهی جنوب داشته باشد. هدف گذاری پژوهش از نوع کاربردی و روش شناسی آن توصیفی و تحلیلی است. ابتدا اوزان شاخص ها به روش FUZZY محاسبه و سپس با استفاده از مدل VIKOR شهرستانها اولویتبندی شده است. مطابق تحلیلها، شهرستان بوشهر برخوردارترین شهرستان استان و در رتبهی بعدی شهرستانهای عسلویه، کنگان و جم قرار دارند. شهرستان دشتستان نیز پایینترین سطح برخورداری را دارد. صنعت به عنوان بخش پیشروی اقتصادی بیش ترین نقش را در تعیین سطح توسعه ی شهرستانها و همچنین ایجاد عدم تعادلها ایفا کرده است. بارگذاری بیش از ظرفیت صنعت در شهرستانها موجب بروز آلودگیها و آثار مخرب زیستمحیطی شده و ساختار نظام سکونتگاهی را با چالش و تهدیدهای اساسی روبهرو خواهد کرد همچنین عدم تعادلهای ایجاد شده پیامدهایی نظیر بیکاری، فقر، ناامنی و ناپایداری سکونتگاهها را به وجود خواهد آورد. برنامهریزی در قالب آمایش سرزمین در ایجاد ساختار فضایی متعادل منطقه ضروری تشخیص داده میشود. از مهمترین پیشنهادهای پژوهش میتوان به بهرهگیری از تمام ظرفیتهای استان در راستای تعادل بخشی اشاره کرد به طوری که شمال محدوده از ظرفیت و توان بالایی در زمینهی گردشگری برخوردار است که در صورت بهرهگیری از آن میتواند نقش بسزایی در بهبود و تعادل بخشی منطقه داشته باشد.
بررسی نقش مخاطرات طبیعی و مدیریت بحران در آمایش سرزمین مطالعه موردی: استان کرمانشاه
دوره 1، شماره 1، پاییز 1399، صفحه 55-76
محمدرئوف حیدری فر، اسماعیل سلیمانی راد، مهناز حسینی سیاه گلی
چکیده مخاطرات طبیعی حوادثی تهدیدآمیز هستند که خسارات جانی و مالی فراوانی بهدنبال دارند. این مخاطرات تنها منحصر به زمان وقوع نیست بلکه به دلیل پیامدهای اجتماعی که دارند سالهای سال گریبانگیر مردم منطقه خواهند بود. در چنین مواردی که آثار مخاطرات طبیعی در زندگی انسانها تظاهر مییابد از اینگونه مخاطرات با عنوان بلایای طبیعی یاد میشود و در آمایش شهری نقش این مخاطرات حائز اهمیت است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مخاطرات طبیعی و مدیریت بحران در آمایش سرزمین در استان کرمانشاه است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و با توجه به ماهیت موضوع و مؤلفههای مورد بررسی، رویکرد حاکم بر فرآیند پژوهش، ترکیبی از روشهای «توصیفی- تحلیلی» است. جمعآوری اطلاعات و دادهها به دو صورت «اسنادی و پیمایشی» انجام پذیرفته است. و جهت تحلیل و وزنگذاری دادههای از مدلFAHP و نرم افزارGIS ARC(سیستم اطلاعات جغرافیایی) برای بررسی نحوهی پراکنش مخاطرات طبیعی اقدام شده است. یافتههای حاصل از پژوهش نشان میدهد که از لحاظ وضعیت مخاطرات طبیعی (زلزله، سیل، خشکسالی، زمین لغزش) ،54 درصد از سطح استان در وضعیت خطرپذیری کم و خیلی کم، 21 درصد در وضعیت خطر پذیری متوسط و در نهایت 8.36 درصد در وضعیت خطرپذیری خیلی زیاد قرار دارد. نتایج حاکی از آن است از لحاظ مخاطرات طبیعی(زلزله، سیل، خشکسالی، زمین لغزش) استان کرمانشاه در وضعیت متوسطی قرار گرفته است.
