ردیابی و تحلیل همدیدی ابرگرمای 23 تیرماه 1403 استان خوزستان
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 415-428
آیسان کنزی حق، برومند صلاحی
چکیده زمینه و هدف: اقلیم یک جزء فراگیر و مهم اکوسیستم محسوب میگردد و تغییرات آن هرچند ناچیز میتواند سایر اجزا را در درجات مختلف تحت تأثیر خود قرار دهد. از جمله مهمترین بلایای آب و هوایی که هر ساله پیامدهای زیستمحیطی مخربی را به همراه دارند، امواج گرمایی هستند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی سینوپتیک موج گرمای بالای 50 درجه سانتیگراد مورخ 23 تیرماه 1403 استان خوزستان است.
روششناسی: این تحقیق، با دیدگاه محیطی به گردش جو صورت گرفته که در آن، ابتدا مقدار دماهای ثبت شده ایستگاههای استان خوزستان و تغییرات آنها از اداره کل هواشناسی استان خوزستان دریافت شده و سپس با دریافت دادههای سطوح فوقانی جو و تحلیل آنها، علل گرمای شدید شناسایی گردید. در این پژوهش، برای تحلیل الگوهای همدیدی منجر به موج گرمایی استان خوزستان، دادههای جوی کشور در تراز 500 هکتوپاسکال از سایت نووا استخراج گردید که شامل نقشههای ارتفاع ژئوپتانسیل، فشار سطح دریا، امگا، رطوبت نسبی و آب قابل بارش، دما، سرعت باد و ضخامت برای روزهای 21 الی 23 تیرماه 1403 بوده است.
یافتهها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که نفوذ سامانههای کمفشارهای حرارتی پاکستان و عربستان، استقرار پرفشار جنبحارهای آزور در جنوب غرب و پرفشار سیبری در شمال ایران در تراز 500 هکتوپاسکال، بهعنوان مهمترین الگوی تأثیرگذار در ایجاد موج گرمایی 23 تیرماه 1403 استان خوزستان بوده که از 48 ساعت قبل آغاز گشته است. همراهی این سیستم کمفشار مستقر در منطقه با الگوی توپوگرافی آن (ارتفاعات زاگرس جنوبی) و جریانات پادساعتگرد خود که از سمت جنوب، جنوب غرب استان موجب فرارفت گرم دمای تابشی صحراهای گرم لوت، عربستان، دریای عمان گشته و از طرفی با عبور آن از روی آبهای گرم خلیج فارس و دریای عمان، این منطقه را همزمان با قرارگیری در فصل گرم سال تحت تأثیر خود قرار داده که نتیجه آن افزایش شدید دما را به دنبال داشته و شرایط سینوپتیکی لازم جهت ایجاد گرمای بالای 50 درجه سانتیگراد استان خوزستان را فراهم نموده است.
تبیین رابطه بین تنشهای آبی و تاب آوری اجتماعی در استان خوزستان
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 454-475
سعید امانپور، نیلوفر آذربرزین، مهناز حسینی سیاه گلی
چکیده زمینه و هدف: استان خوزستان به دلیل شرایط اقلیمی و جغرافیایی خود، همواره با چالشهای متعددی در زمینه منابع آب روبرو بوده است. این چالشها، که به عنوان تنشهای آبی شناخته میشوند، میتوانند تأثیرات گستردهای بر ابعاد مختلف زندگی اجتماعی داشته باشند و تابآوری جامعه را در برابر بحرانها کاهش دهند. هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین تنشهای آبی و تابآوری اجتماعی در استان خوزستان با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) است.
روش شناسی: پژوهش حاضر با جامعه آماری ۴,۷۱۰,۵۰۹ نفر از شهروندان استان خوزستان، نمونهای ۳۸۶ نفری را با استفاده از فرمول کوکران انتخاب و بررسی کرده است. ابزار پژوهش، پرسشنامهای محققساخته با روایی محتوایی (صوری) و سازهای تأییدشده و پایایی ترکیبی قابل قبول بود. دادهها با روشهای تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری توسط نرمافزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند.
یافتهها و نتایج: نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری حاکی از وجود رابطه قوی و معنادار (p<0.05) بین شاخصهای تنشهای آبی و تابآوری اجتماعی است. به عبارت دیگر، این یافتهها نشان میدهد که با افزایش تنشهای آبی، تابآوری اجتماعی در جامعه مورد مطالعه کاهش مییابد. علاوه بر این، شاخصهای برازش مدل نیز نشان میدهند که دادهها به خوبی با مدل مفهومی پژوهش منطبق هستند و مدل از برازندگی لازم برخوردار است. این امر، اعتبار و پایایی نتایج حاصل از مدلسازی را تقویت میکند و مؤید آن است که مدل پیشنهادی به درستی قادر به تبیین رابطه بین متغیرهای مورد مطالعه است و در نهایت مقایسه ضرایب همبستگی نشان میدهد که شاخص زیستمحیطی و سپس شاخص نهادی قویترین رابطه را با شاخص تابآوری اجتماعی و تنشهای آبی دارند. همچنین نتایج حاصل از آزمون pls نشان داد که در بین شاخصهای تنش آبی به ترتیب شاخصهای زیستمحیطی با امتیاز 828/24، شاخصهای اقتصادی با امتیاز 762/21 و سپس در بین شاخص های تاب آوری اجتماعی شاخص نهادی با امتیاز 677/21 و شاخص اجتماعی با امتیاز 145/20 رتبه اول تا چهارم را به خود اختصاص داده اند و این امر نشان دهنده تأثیر شاخصهای تنش آبی بر تابآوری اجتماعی در استان خوزستان است.
19.طراحی مدل توسعة گردشگری اسب در استان خوزستان براساس نظریة داده بنیاد
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 266-290
مریم خواجوی، سیده ناهید شتاب بوشهری، محمد سجادیان، حمیدرضا قزلسفلو
چکیده زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل توسعة گردشگری اسب در استان خوزستان براساس نظریة دادهبنیاد انجام شد. این پژوهش با استفاده از روش کیفی با اجرای مصاحبههای نیمهساختاریافته با 15 نفر از اساتید و متخصصان در ادارات ورزش و جوانان که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند، انجام گردید.
روششناسی: روش ﺟﻤﻊآوری اﻃﻼﻋﺎت از طریق ﻣﻄﺎلعة پژوهشهای پیشین و اجرای مصاحبههای نیمهساختاریافته بود. ﺑﺮای ﺑﺮرﺳﻲ رواﻳﻲ صوری و محتوایی، یافتههای ﭘﮋوﻫﺶ به ﻣﺸﺎرﻛﺖﻛﻨﻨﺪﮔﺎن اراﺋﻪ شد و آنها ﻣﺘﻦ ﻧﻈﺮﻳﻪ را ﻣﻄﺎﻟﻌﻪکردند و سپس، ﻧﻈﺮهای آنها اﻋﻤﺎل ﺷﺪ. روش استفادهشده برای بررسی پایایی، روش توافق درونموضوعی بود. میانگین میزان توافق درونموضوعی 83/0 گزارش شد.
نتایج و یافتهها : بر اساس تحلیل جامع مصاحبهها، توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان تحت تأثیر عوامل علی (منابع انسانی، اقتصاد، مدیریت)، شرایط زمینهای (زیرساختها، امنیت، جذابیتهای محیطی)، راهبردهای مؤثر (برنامهریزی، مشارکت، نظارت) و عوامل مداخلهگر (زیستمحیطی، فناوری، آموزش) قرار دارد. توسعه موفق این صنعت، پیامدهای مثبتی همچون رشد اقتصادی، ارتقای اجتماعی، کارآفرینی و غنای فرهنگی را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، پیشنهاد میشود بهمنظور توسعة گردشگری اسب، با توجه به عوامل شناساییشده، با تمرکز بر بهبود زیرساختها، تقویت مدیریت و برنامهریزی استراتژیک، و توجه به عوامل مداخلهگر (زیستمحیطی، فناوری، آموزش)، زمینه را برای مشارکت فعال ذینفعان و بهرهمندی از پیامدهای مثبت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم گردد.
شناسایی عوامل درآمدزا بر توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 393-413
مریم خواجوی، حمیدرضا قزلسفلو
چکیده زمینه و هدف: توسعه اقتصادی گردشگری اسب در خوزستان با تکیه بر نژاد اصیل عرب، راهکاری استراتژیک برای عبور از اقتصاد نفتی، اشتغالزایی روستایی و بهبود زیرساختهای استانی است. این رویکرد از طریق ایجاد زنجیره ارزش و جذب درآمدهای ارزی، خوزستان را به قطب بینالمللی گردشگری ورزشی و تجاری تبدیل میکند. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل درآمدزا بر توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان انجام شده است.
متدلوژی: پژوهش حاضر در دو فاز کیفی (شناسایی شاخصها از طریق مصاحبه) و کمی (وزندهی به روش SIWEC) سازماندهی شده است. هدف از این رویکرد، استخراج و رتبهبندی دقیق عوامل مؤثر بر موضوع پژوهش با تکیه بر دانش خبرگان حوزه گردشگری و سوارکاری استان خوزستان بود. فرآیند انتخاب مشارکتکنندگان نیز در بخشهای مختلف بر پایه نمونهگیریهای هدفمند و قضاوتی صورت پذیرفته است تا از غنای دادههای تخصصی اطمینان حاصل شود.
یافتهها و نتایج: یافتههای پژوهش نشان میدهد توسعه گردشگری اسب در خوزستان نیازمند یک سلسلهمراتب منطقی است که در آن سرمایهگذاری و مالی با اولویت تسهیلات بانکی، به عنوان سنگبنا و حیاتیترین پیشران اقتصادی عمل میکند. در مرتبه دوم، زیرساختهای تخصصی و تجارت مرزی با تأکید بر حملونقل مدرن و ثبت جهانی نژادهای بومی، بسترهای کالبدی و دیپلماتیک لازم را برای جهش درآمدی فراهم میسازند. در نهایت، اشتغالزایی و رونق رویدادها نتایج ثانویهای هستند که تنها در صورت تغییر استراتژی کلان از رویکردهای سنتی به سمت تثبیت امنیت سرمایهگذاری و توسعه صادراتمحور محقق خواهند شد.
شناسایی و اولویتبندی مؤلفه های مؤثر بر گردشگری ورزشی در استان خوزستان
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 388-409
حمید جعفری، اسماعیل ویسیا، مریم کریمی، سیدحسین مرعشیان
چکیده زمینه و هدف: گردشگری ورزشی به عنوان یک صنعت رو به رشد، میتواند نقش مهمی در توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق مختلف ایفا کند. استان خوزستان با دارا بودن ظرفیتهای طبیعی، تاریخی و فرهنگی متنوع، از پتانسیل بالایی برای توسعه این نوع گردشگری برخوردار است. هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویتبندی مؤلفه های مؤثر بر گردشگری ورزشی در استان خوزستان است.
متدلوژی: در این راستا پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش تحلیلی-اکتشافی است. این پژوهش با رویکردی کاربردی و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری نظر 30 نفر از خبرگان حوزه گردشگری ورزشی از طریق روش دلفی، و با استفاده از تکنیک DANP و نرمافزار اکسل بهره گرفته شد.
یافتهها و نتایج: در این پژوهش، 6 شاخص کلی و 22 زیر شاخص شناسایی شد که بر گردشگری ورزشی در استان خوزستان تأثیرگذار هستند. در ادامه، با استفاده از تکنیک Danp، به شناسایی و اولویتبندی شاخصهای تأثیر گذار پرداخته شد تا مشخص شود که کدام یک از این شاخصها تأثیر بیشتری بر گردشگری ورزشی در استان خوزستان دارند. نتایج پژوهش وی نشان داد که توسعه این صنعت نیازمند رویکردی چندوجهی است؛ به طوری که عوامل مدیریتی و برنامهریزی به عنوان محور اصلی، با تأثیر بر سایر عوامل، نقش کلیدی ایفا میکنند. همچنین، عوامل فرهنگی-اجتماعی، اقتصادی، بازاریابی، زیرساختی و محیطی نیز به طور قابل توجهی در این فرایند دخیل هستند. در کنار این عوامل کلان، زیرشاخصهای اقلیم مناسب، جذب سرمایههای خارجی و مشارکت اجتماعی به عنوان محرکهای اصلی توسعه گردشگری ورزشی در خوزستان شناسایی شدهاند. این نتایج، نقشه راهی کاربردی برای سیاستگذاران و برنامهریزان فراهم میکند تا با تمرکز بر این عوامل کلیدی، زمینههای رشد پایدار و رونق گردشگری ورزشی را در استان فراهم آورند.
20.آینده پژوهی وضعیت ورزش دانشآموزی شهر های استان خوزستان
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 292-310
اسماعیل ویسیا
چکیده زمینه و هدف: امروزه بهرهگیری از رویکرد آینده پژوهی به عنوان یک ضرورت در زمینه ورزش و به ویژه ورزش تربیتی در نهادهای آموزشی و ورزشی مطرح شده است. علیرغم سابقه طولانی ورزش دانش آموزی و تربیت بدنی در مدارس کشور، مدیریت ورزش دانش آموزی هنوز با مسائل و مشکلات عدیدهای روبروست و به خصوص در سطح در استان خوزستان توسعه ورزش دانشآموزی و برنامهریزی برای آینده آن، کمتر مورد توجه واقع شده است. در این راستا هدف پژوهش حاضر ارزیابی وضعیت ورزش دانشآموزی در استان خوزستان است که به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش تحلیلی-اکتشافی است.
روششناسی: جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه، تکنیک دلفی و مطالعات اسنادی-کتابخانهای بهرهگیری شده است. جهت تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش دلفی و ماتریس اثرات متقاطع (میکمک) انجام شده است.
یافتهها و نتایج: یافته های پژوهش نشان داد از میان 15 عامل اصلی تأثیرگذار بر وضعیت ورزش دانشآموزی در استان خوزستان، 9 متغیر بهعنوان کلیدی و تأثیرگذار شناخته شدهاند. که این متغیرها بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را بر آینده توسعه وضعیت ورزش دانشآموزی در استان خوزستان دارند. همچنین نتایج نشان داد ازلحاظ تأثیرگذاری مستقیم متغیرهای مانند شبکههای اجتماعی با امتیاز 860، زیرساخت ها و اماکن ورزشی و نگرش دانش آموزان نسبت به ورزش با کسب امتیاز 835 و 810 به ترتیب در جایگاههای اول تا سوم واقع شدهاند. از سوی دیگر متغیرهای که تأثیری غیرمستقیم بر وضعیت ورزش دانشآموزی دارند عبارتاند از شبکه های اجتماعی با امتیاز 876، زیرساختها و اماکن ورزشی و نگرش دانش آموزان نسبت به ورزش با کسب امتیاز 872 و 796 به ترتیب در جایگاههای اول تا سوم واقع شدهاند.
مدلسازی اثرات اعتبارات خرد بنیاد برکت بر توسعه اقتصادی - اجتماعی مناطق روستایی استان خوزستان
دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 108-122
نبی الله حسینی شه پریان، مصطفی باندری، بهمن صدرنیا
چکیده زمینه و هدف: در چند دههی اخیر، یکی از سیاستهایی است که از سوی دولتمردان بهعنوان ابزاری برای توانمندسازی روستاییان موردتوجه قرار گرفته، اعتبارات خرد است. این اعتبارات در صورت سرمایهگذاری درست میتواند تضمینکننده توسعه پایدار روستایی باشد. بنیاد برکت با اعطای اعتبارت خرد در طی سالهای اخیر فعالیت خود را در جهت محرومیتزدایی و توانمندسازی اقتصادی – اجتماعی مناطق محروم کشور آغاز نموده است. لذا این تحقیق بهمنظور مدلسازی اثرات اعتبارات خرد بنیاد برکت بر توسعه اقتصادی – اجتماعی مناطق روستایی استان خوزستان، صورتگرفته است.
روش تحقیق: این پژوهش ازنظر ماهیت، نظری - کاربردی و روش مطالعة آن توصیفی – تحلیلی است. شیوهی گردآوری اطلاعات پیمایشی - کتابخانهای است. جامعه آماری تحقیق شامل متقاضیان استفاده از اعتبارات خرد روستایی در شهرستانهای ایذه، مسجدسلیمان، لالی، اندیکا و دزپارت میباشد که باتوجهبه تعداد آنها حجم نمونه 340 نفر برآورد شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای t زوجی، رگرسیون گامبهگام و آزمون t ساده، استفاده شد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج تحقیق نشان داد تفاوت معناداری بین قبل و بعد از دریافت تسهیلات وجود دارد. نتایج رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داده که اقدامات بنیاد برکت 86 درصد تغییرات مثبت در مناطق روستایی ایجاد کرد. شاخص توانمندی مدیریتی با مقدار بتا 430/0، رفاه اقتصادی با 316/0 و توسعه کسبوکار با بتای 276/0 بیشترین تأثیر را از اعتبارات خرد پذیرفتهاند. در نهایت نتایج آزمون t ساده گویای آن است که اعتبارات خرد به ترتیب بیشترین تأثیر را بر رستههای شغلی کشاورزی و دامپروری، مشاغل فنی و زارعت، داشته است.
ریز پهنه بندی زمین لغزش با استفاده از تکنیک دیمتل و AHP فازی (مطالعه موردی: بخش دهدز استان خوزستان)
دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 61-81
نسرین آتش افروز، مسعود صفائی پور
چکیده زمین لغزش همواره به عنوان تهدیدی جدی برای سکونتگاههای انسانی مطرح است. در مواجهه با چنین سوانحی در لحظه وقوع؛ کار چندانی نمی توان انجام داد، در حالی که اثرات آن را با برنامه ریزی و در راستا کاهش تلفات و خسارتهای احتمالی از قبل می توان خنثی نمود. پژوهش حاضر با هدف نگاه سیستمی به مخاطرات طبیعی از جمله زمین لغزش به دنبال ترسیم برنامهای علمی و دقیق برای آمادگی و برنامهریزی پیش از بحران بر مبنای به کارگیری سیستم اطلاعات مکانی و مدل های تصمیم گیری چند معیاره در راستای پهنه بندی خطرپذیری زمین لغزش و تعیین جهت توسعهی سکونتگاهی قابل پیش بینی می باشد. پژوهش حاضر 15 معیار مؤثر در خطرپذیری زمین لغزش استخراج گردید. و با استفاده از نتایج حاصل از ارزیابی دو مدل دیمتل و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی نشان داد که مدل دیمتل منطبق با اصول و قوانین ریاضی بوده و از قطعیت بیشتری برخودار بوده است. در حالی که فرآیند تحلیل سلسله مراتبی تنها منطبق با دانش و نوع امتیاز کارشناسان بوده است. در پهنه بندی خطر پذیری با مدل دیمتل، پهنه های با خطرپذیری کم با 1/37% (190.39 کیلومتر مربع) از کل مساحت 513.12 کیلومتر مربع، بیشترین مساحت را دارا می باشد. همچنین پهنه های با خطرپذیری بسیار زیاد با32/2%(11.89 کیلومتر مربع)، و در پهنه بندی خطر پذیری با سیستم تحلیل سلسله مراتب فازی، پهنه با خطر پذیری بسیارکم، 53/ 36% (43/187 کیلومتر مربع) و همچنین پهنه با خطر پذیری بسیار زیاد 2/11% (57.6 کیلومتر مربع) رتبه بندی شد.
