ارزیابی اثرات جنگ داخلی بر تغییرات نظام کاربری اراضی استان صلاحالدین عراق با استفاده از تصاویر ماهوارهای و با رویکرد برنامهریزی پس از جنگ
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
علی محمد فاضل، ابوالفضل قنبری، خلیل ولیزاده کامران
چکیده استان صلاحالدین عراق با توجه به موقعیت استراتژیک، برخورداری از منابع متعدد و تنوع فرهنگی خود در طی چند دهه اخیر بستر درگیری و تعارض بوده است و نظام ارضی موجود در آن تحت تأثیر این عامل قرار گرفته است. بر همین اساس، در تحقیق حاضر به مطالعه تأثیر جنگهای داخلی بر تغییرات اراضی استان صلاحالدین با استفاده از قابلیتهای سنجش از دور و GIS پرداخته شده است.در این راستا، نقشه کاربری اراضی منطقه در سالهای پیش از جنگ، حین جنگ و پس از جنگ با بهرهگیری از تکنیک ماشین بردار پشتیبان (SVM) و تصاویر ماهواره لندست 8 استخراج شده است. بعلاوه، با استفاده از مدلساز تغییرات زمین (LCM) به ارزیابی کم و کیف تغییرات در طی این بازه پرداخته شده است تا ابعاد تغییرات نظام ارضی منطقه مشخص شود.مطابق یافتهها، وقوع جنگ موجب کاهش گستره اراضی ساخته شده، پوشش مرتعی و بدنههای آبی و افزایش گستره اراضی بایر، پوشش گیاهی و باغی و اراضی زراعی شده است. در مقابل، فروکش نمودن جنگ منجر به کاهش گستره اراضی بایر، پوشش مرتعی و بدنههای آبی و افزایش گستره اراضی ساخته شده، پوشش گیاهی و باغات و اراضی زراعی شده است. بررسیها حاکی از استفاده شورشیان از اراضی زراعی بهعنوان یکی از اهرمهای جنگ علیه نیروهای دولتی و مردمی بوده است و در مقابل، تخریب و نابودی ساختمانهای دولتی به دنبال گسترش جنگ مشاهده شده است.نتایج تحقیق حاکی از آسیبپذیری زیرساختی و جمعیتی منطقه در برابر جنگ بوده و چشمانداز پس از جنگ نیز مستلزم سیاستهای بازیابی و بازسازی ناشی از درگیری است که باید مورد توجه قرار بگیرد.
تغییرات اقلیمی و تحلیل فضایی بیماری های تنفسی: یک مرور سیستماتیک
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 شهریور 1404
علیرضا محمّدی، الهه پیشگر
چکیده تغییرات آب و هوایی خطرات سلامتی را از طریق مسیرهایی مانند افزایش آلودگی هوا، تکثیر آلرژنها و فراوانی رویدادهای شدید آب و هوایی مانند امواج گرما، آتشسوزیها و سیلابها تشدید میکند که همگی اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر سلامت تنفسی دارند. با استفاده از تجزیه و تحلیل فضایی، الگوهای جغرافیایی شیوع و شدت بیماریهای تنفسی شناسایی می شوند. ما این بررسی را بر اساس چارچوب روش شناختی پنج مرحله ای که توسط Arksey و O'Malley ایجاد شده است، انجام دادیم. ما تمام مقالات منتشر شده در پایگاههای اطلاعاتی PubMed/MEDLINE، Scopus، و Web of Science را از ابتدای سال 2010 که حداقل یک شکل از تجزیه و تحلیل فضایی مرتبط با اثر تغییرات اقلیمی بر بیماری های تنفسی را به کار گرفته بودند، غربال کردیم. در مجموع، 44 مقاله معیارهای ورود را داشتند و در سه موضوع اصلی سازماندهی شدند: تغییرات دما (تعداد: 23). آلودگی هوا (تعداد: 15)؛ رویداد شدید آب و هوایی (تعداد: 6). یافتههای ما نشان میدهد که اکثر مطالعات از تکنیکهای اولیه تجزیه و تحلیل فضایی، مانند نقشهبرداری بیماری استفاده میکنند، که ممکن است به استنتاجهای قوی منجر نشود. همچنین اکثر مطالعات به اهمیت اغییرات دمایی و سپس به آلودگی هوا و تاثیرات آن پرداخته بودند و مطالعات کمتری در مورد رویدادهای شدید آب و هوایی انجام شده بود. یافتهها ضرورت مداخلات هدفمند فضایی و استراتژیهای بهداشت عمومی سازگار، از جمله بهبود مدیریت کیفیت هوا، سیستمهای هشدار اولیه، و زیرساختهای مراقبت بهداشتی مقاوم در برابر آب و هوا را برای کاهش بار آینده ی بیماریهای تنفسی مرتبط با آب و هوا نشان میدهند. این بررسی خواستار یک پاسخ بهداشت عمومی با اطلاعات جغرافیایی است که به نابرابری های فضایی در پیامدهای سلامت تنفسی تشدید شده توسط تغییرات آب و هوایی می پردازد.
این بررسی همچنین بر تأثیر نامتناسب بر جمعیتهای آسیبپذیر، از جمله کودکان، سالمندان و جوامع کم درآمد، که اغلب در مناطق پرخطر زندگی میکنند و به دلیل دسترسی محدود به مراقبتهای بهداشتی با چالشهای بهداشتی مرکب مواجه هستند، تأکید میکند.
ارزیابی آسیبپذیری توپوگرافی و مکانی شهر خرمآباد در برابر حملات هوایی با GIS
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 آبان 1404
امیررضا بیرانوند، عنایتالله میرزایی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به افزایش تهدیدات هوایی و ضرورت حفاظت از زیرساختهای حیاتی، شناسایی و ارزیابی پهنههای آسیبپذیر شهری از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این راستا، پژوهش حاضر باهدف ارزیابی آسیبپذیری توپوگرافی و مکانی شهر خرمآباد در برابر حملات هوایی با تأکید بر موقعیت پادگان امامعلی (ع) و با بهرهگیری از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجامشده است.
روشها و مواد: در این مطالعه، دادههای مدل رقومی ارتفاع (DEM) با دقت تفکیک ۳۰ متر از منبع SRTM استخراج گردید. شیب زمین با استفاده از ابزار Slope در نرمافزار ArcGIS Pro محاسبه و در سهطبقه شیب ملایم، متوسط و زیاد طبقهبندی شد. سپس با بهکارگیری ابزار Viewshed، نواحی قابلرؤیت از موقعیت پادگان امامعلی (ع) تعیین گردید. فاصله اقلیدسی از پادگان نیز در سه بازه ۰–۵۰۰ متر، ۵۰۰–۱۰۰۰ متر و ۱۰۰۰–۱۰٬۰۰۰ متر محاسبه شد. در ادامه، لایههای مذکور با روش وزندهی خطی (Weighted Overlay) با وزنهای ۴۰ درصد برای فاصله، ۳۰ درصد برای شیب و ۳۰ درصد برای دیدرس تلفیق شدند.
نتایج و بحث: نتایج تحلیل فضایی نشان داد که ۶٫۵۶ درصد (۴٫۷۹ کیلومترمربع) از محدوده شهری در پهنه آسیبپذیری بالا، ۷۲٫۴۳ درصد (۵۲٫۸ کیلومترمربع) در پهنه آسیبپذیری متوسط و ۲۱٫۰۱ درصد (۱۵٫۳ کیلومترمربع) در پهنه آسیبپذیری پایین قرار دارند. همچنین، نواحی واقع در محدوده غرب و جنوبغرب خرمآباد بهدلیل توپوگرافی باز و شیب کم، بیشترین آسیبپذیری را نسبت به حملات هوایی نشان میدهند.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش بیانگر آن است که ساختار توپوگرافی و موقعیت مکانی شهر خرمآباد نقش مهمی در تعیین میزان آسیبپذیری آن دارد. بر این اساس، استفاده از GIS در ارزیابی خطرات نظامی میتواند ابزار مؤثری در تصمیمگیریهای شهری، مکانیابی پناهگاهها و برنامهریزی دفاع غیرعامل بهشمار آید
تحلیل تغییرات فضایی زمانی کاربری اراضی شهری و اثرات توسعه اسپرال (مطالعه موردی: سلماس)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 دی 1404
حسن محمودزاده، ایرج تیموری، علی ببرنژاد قره قشلاقی
چکیده چکیده
زمینه و هدف:
رشد سریع شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، منجر به توسعه اسپرال بیرویه شده که با نابودی اراضی زراعی، کاهش فضاهای سبز و تخریب محیط زیست همراه است. در ایران، شهرها از دهه ۱۳۴۰ با رشد برونزا و بورسبازی زمین مواجه بودهاند که گسترش افقی را تشدید کرده است. شهر سلماس، به عنوان یکی از شهرهای متوسط استان آذربایجان غربی، در چهار دهه اخیر مساحت خود را نزدیک به دو برابر افزایش داده و نمونهای بارز از این تحولات است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل تغییرات فضایی-زمانی کاربری اراضی شهری سلماس در بازه ۱۳۶۸-۱۴۰۲ با استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست و مدل CA-Markov، و ارزیابی اثرات توسعه اسپرال با مدل هلدرن است. فرضیات تحقیق عبارتند از: (۱) تغییرات کاربری اراضی در سه دهه گذشته به صورت اسپرال بوده است؛ (۲) این توسعه اثرات زیستمحیطی مشخصی مانند کاهش فضاهای سبز داشته است.
روششناسی:
دادههای اصلی شامل تصاویر ماهوارهای لندست ۵ (ETM+) برای سال ۱۳۶۸ (۱۳/۰۶/۱۹۸۹) و لندست ۸ (OLI/TIRS) برای سال ۱۴۰۲ (۲۷/۰۶/۲۰۲۳) از سایت USGS بود. دادههای ثانویه شامل نقشههای کاربری اراضی شهرداری سلماس، دادههای جمعیتی مرکز آمار ایران (۱۳۶۸-۱۴۰۲) و نقشههای توپوگرافی ۱:۲۵۰۰۰ برای تصحیح هندسی بودند. بازدید میدانی برای اعتبارسنجی نمونههای آموزشی انجام شد. تصاویر در ENVI پیشپردازش شدند (برش ROI، کالیبراسیون رادیومتریک، تصحیح اتمسفری QUAC، تصحیح هندسی با GCPها به دقت <۰.۵ پیکسل). طبقهبندی نظارتشده حداکثر احتمال (MLC) چهار کلاس را تعریف کرد: سطوح ساختهشده (مسکونی/تجاری)، اراضی بایر، پارک و فضای سبز، اراضی زراعی. پس از طبقهبندی، فیلتر Majority/Minority برای حذف پیکسلهای پراکنده اعمال و دقت با ماتریس خطا (کاپا >۰.۸۵) ارزیابی شد. تغییرات با ماتریس گذار متقاطع در ArcGIS ۱۰.۸ و نرخ تغییرات سالانه محاسبه گردید. مدل CA-Markov در TerrSet ۲۰۲۰ با ماتریس احتمال گذار مارکوف، نقشههای تناسب مکانی با عوامل پیشران: فاصله از مراکز شهری، شیب، رودخانهها) و شبیهسازی تا ۱۴۲۲ (همسایگی مور، ۸ سلول) انجام شد. شاخص هلدرن (رابطه ۲) برای ارزیابی اسپرال استفاده گردید.
یافتهها و نتایج:
از ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۲، اراضی ساختهشده از ۵۳۸.۲۹ هکتار (۲۳%) به ۱۱۸۷.۶۴ هکتار (۵۰.۸%) افزایش یافت، اراضی بایر از ۱۲۰۵.۱۹ هکتار (۵۱.۵%) به ۸۳۸.۱۷ هکتار (۳۵.۸%) کاهش یافت، اراضی زراعی از ۵۲۵.۹۶ هکتار به ۱۸۲.۷ هکتار (-۶۵.۲۶%) کم شد و فضاهای سبز از ۶۹.۲۱ هکتار به ۱۲۸.۹۷ هکتار (+۸۶.۳۴%) افزایش یافت. ماتریس تغییرات نشان داد ۳۶۷.۰۱ هکتار بایر و ۳۴۳.۲۶ هکتار زراعی به ساختهشده تبدیل شده است. شبیهسازی تا ۱۴۲۲ پیشبینی میکند: ساختهشده به ۱۴۰۱.۶۶ هکتار (+۱۸.۰۲%)، بایر به ۷۴۷.۲۴ هکتار (-۱۰.۸۴%)، فضاهای سبز به ۱۰۷ هکتار (-۲۷.۱۵%) و زراعی به ۹۳.۹۵ هکتار (-۴۸.۵۷%). شاخص هلدرن حاکی از ۳۷% اسپرال در رشد سلماس (جمعیت از ۶۰۶۲۴ به ۹۹۶۸۱ نفر، مساحت شهری نامتناسب) با تخریب ۳۴۳.۲۶ هکتار زراعی است. نتایج بر لزوم ترویج الگوهای شهر فشرده برای توسعه پایدار در شهرهای متوسط مرزی مانند سلماس تأکید دارد و کاربرد RS/GIS با مدلهای پیشبینیکننده را برای سیاستگذاری پیشنهاد میکند.
9. ارزیابی تاب آوری اجتماعی در روستاهای پیرامون شهر ارومیه
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 136-151
میرنجف موسوی، رویا کامل نیا
چکیده زمینه و هدف: تابآوری اجتماعی یکی از رویکردهایی است که امروزه، اهمیت زیادی در جهت کاستن از آسیبها پیدا نموده است. شهر ارومیه با توجه به نقش مرکزیت آن باعث جذب مهاجران و سکونت تعداد بالای از آنها در روستاهای حاشیه شهر گردیده. که این امر منجر به رشد بدون برنامه و آسیبپذیر شدن این روستاها شده است. هدف این پژوهش تحلیل ابعاد تاب آوری اجتماعی در کاهش مخاطرات انسانی روستاهای در حاشیه 3 کیلومتری ارومیه میباشد.
روش شناسی: روش پژوهش توصیفی – تحلیلی، جامعه آماری ساکنین روستاهای مورد مطالعه و حجم نمونه 374 نفر از از سرپرستان خانوار بر اساس فرمول کوکران است. ابزار جمعآوری دادهها اسنادی و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل نمودن دادهها از الگوی مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار LISREL استفاده شده است.
یافته ها و نتایج: نتایج مدلسازی معادلات ساختاری تابآوری اجتماعی روستاها براساس برآورد ضرایب استاندارد شده مدل ساختاری پژوهش سطح معناداری 0.021 بدست آمده که نشان دهنده برازش مطلوب مدل میباشد و براساس یافتههای پژوهش تاثیرات عامل مشارکت بر تاب آوری اجتماعی با ضریب مستقیم و مثبت 0.98 ، تاثیر عامل دانش و آگاهی در تاب آوری اجتماعی روستاهای مورد نظر با ضریب مستقیم و مثبت 0.97 ، و شاخص اعتماد جهت تاب آوری اجتماعی با ضریب مثبت 0.98 ، عامل تعلق با ضریب مستقیم و مثبت 0.98 ، تاثیر شاخص اعتبار بر تاب آوری اجتماعی با ضریب مستقیم و مثبت 0.93 ، و در نهایت عامل اقتصاد با بیشترین تاثیر با ضریب مستقیم و مثبت 0.99 نقش موثری در تاب آوری اجتماعی روستاها در مقابل مخاطرات دارند.
10.پیش بینی تغییرات کاربری اراضی با استفاده ازتصاویر چند زمانه و مدل CA-MARKOV(مطالعه موردی: شهرگرگان )
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 121-138
صالح ارخی
چکیده زمینه و هدف: به موازات افزایش روزافزون جمعیت شهرنشین، میزان ساختوساز در فضای شهر توسعه یافته است. توسعه ساختوساز در فضای افقی و بدون توجه به محدودیتهای موجود منجر به بروز مشکلات محیطی، اقتصادی و حقوقی برای شهروندان شده است. دستیابی به میزان، شدت و جهت توسعه ساختوساز از گذشته تاکنون و پیشبینی وضعیت ساختوساز در آینده، نخستین گام در جهت مدیریت علمی و عملی توسعه فیزیکی ساختوساز شهری، و برنامهریزی و ارائه راهکارهای مناسب به منظور ایجاد تناسب مابین تخصیص مکانی ساختوساز و انواع ملاحظات حقوقی، اقتصادی و محیطی میباشد. هدف این پژوهش مدلسازی و پیش بینی رشد شهری با استفاده ازتصاویر ماهوارهای و مدلCA-Markov میباشد.
روششناسی: : در این پژوهش، ابتدا، با استفاده از تصاویر چندزمانه لندست مربوط به سالهای 1355، 1380 و 1400 تغییرات کاربری اراضی مورد بررسی قرار گرفت و سپس گسترش فضایی شهر گرگان در سالهای (2021 م) و (2050 م) با استفاده از مدل CA-Markov پیشبینی شد. بر اساس نتایج این پژوهش، تغییرات کاربریها و سطح کاربریهای منطقه محاسبه و مورد مقایسه و بررسی قرار گرفتهاند. قلمرو جغرافیایی این پژوهش، شهر گرگان میباشد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که بیشترین افزایش کاربریها مربوط به کاربریهای شهری (کاربریهای ساخته شده) است که از رقم 79/6005 در سال 1400 به رقم 66/7141 هکتار در سال 2050 رسیده است. بر اساس نتایج این پژوهش، رشد شهر گرگان طی سالهای آینده به سمت زمینهای زراعی در پیرامون شمال، شمال غربی و شمال شرقی خواهد رفت.
13.بررسی تغییرات اشتغال و نقش آن در فرآیند توسعه شهری استان آذربایجان غربی (با تأکید بر رویکرد تغییرات سهم و مکان)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 184-197
محمد محمدنژاد، مجتبی آزمون
چکیده مقدمه و هدف: استان آذربایجان غربی به دلیل ویژگیهای جغرافیایی و اقتصادی، دستخوش تغییرات قابل توجهی در بازار کار و اشتغال بوده است. این پژوهش با هدف بررسی روند تغییرات اشتغال در سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات طی سالهای ۱۳۹۰، ۱۳۹۵ و ۱۴۰۰ انجام شده است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی الگوی تغییرات اشتغال و تأثیر آن بر توسعه شهری استان آذربایجان غربی است.
روش پژوهش: این پژوهش توصیفی - تحلیلی است و دادههای آن از منابع کتابخانهای و سالنامههای آماری کشور و استان جمعآوری شده است. برای تحلیل دادهها، از مدل تغییر سهم (Shift-Share) به منظور بررسی تأثیر عوامل ملی و ساختاری بر اشتغال، و از مدل ضریب مکانی (Location Quotient) برای تفکیک مشاغل پایه و غیرپایه استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان میدهند که در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰، سهم اشتغال در بخش کشاورزی و صنعت کاهش یافته است، به طوری که سهم اشتغال در کشاورزی از ۳۷.۲ درصد به ۳۰.۴ درصد و در صنعت از ۲۴.۸ درصد به ۲۲.۳ درصد کاهش یافته است. در مقابل، بخش خدمات دولتی شاهد رشد قابل توجهی بوده است، سهم اشتغال در این بخش از ۲۳.۱ درصد به ۳۰.۱ درصد افزایش یافته است. این تغییرات نشاندهنده انتقال نیروی کار از بخشهای کشاورزی و صنعتی به بخش خدمات است. نتیجه اصلی پژوهش نشان میدهد که اشتغال در بخشهای کشاورزی و صنعت کاهش یافته و به بخش خدمات انتقال یافته است، که نیازمند تقویت متوازن این بخشها برای توسعه پایدار شهری است.
14.مطالعهی تطبیقی محلات شهری با رویکرد نوشهرسازی، موردمطالعه: محله پاچنار، گلشهر و مدیران شهر سمنان
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 198-229
سید مجتبی قاضی میرسعید، مبینا خانجانی، فاطمه کرکه آبادی، الناز نجار
چکیده زمینه و هدف: نوشهرسازی به عنوان یک جنبش معماری و شهرسازی در اواخر قرن بیستم و در واکنش به رشد بیرویه شهرها و حومهنشینی شکل گرفت. این رویکرد با الهام از شهرهای سنتی و تاریخی، به دنبال ایجاد شهرهایی پیادهمحور و با حس تعلق اجتماعی قوی میباشد. این رویکرد بر ایجاد شهرهایی با مقیاس انسانی تأکید دارد؛ این امر بدان معناست که ساختمانها و فضاهای عمومی باید بهگونهای طراحی شوند که با نیازها و ابعاد انسانی سازگار باشند. از سوی دیگر، این رویکرد در پی ایجاد تنوعی از کاربریها و اختلاط مناسب میان آنها است. در این میان توجه به حملونقل پایدار، حفظ و تقویت فضاهای سبز و عمومی، معماری و طراحی شهری باکیفیت، واحد همسایگی و پیاده مداری از دیگر اصول رویکرد نوشهرسازی میباشند. نظر به آنکه این رویکرد در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه نظیر ایران، بهعنوان یک رویکرد مؤثر در توسعه شهری مدنظر قرارگرفته است، هدف از پژوهش حاضر ارزیابی و مقایسه میان محلههای شهری بهمنظور بررسی میزان انطباق آنها با اصول نوشهرسازی، میباشد. مطالعه موردی پژوهش شهر سمنان انتخابشده است که از سه ناحیه تشکیل گردیده و از هریک از نواحی، یک محله موردبررسی قرار خواهد گرفت.
روششناسی: رویکرد بکار رفته در پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و دادههای بکار رفته در آن از طریق بررسی اسناد بالادست، مطالعات میدانی، پرسشنامه و طرح جامع سمنان بهدستآمدهاند. نظر به بررسی 10 شاخص رویکرد نوشهر سازی در سه محله گوناگون، از تکنیکهای متفاوتی نظیر ضریب همگونی سیمپسون، واک اسکور، آزمونهای آماری و روشهای تصمیمگیری چند معیاره بهمنظور سنجش هر یک از شاخصها استفادهشده است.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد، محله گلشهر که در دوره پهلوی دوم بیشترین توسعه کالبدی خود را تجربه کرده است، انطباق مناسبتری با اصول نوشهر سازی دارد و پسازآن محله مدیران و پاچنار، به ترتیب در رتبههای بعدی قرار میگیرند.
تحلیلی ساختاری از روندهای تولید و بازتولید بافتهای فرسوده شهرستان اسلامشهر بهمنظور شناسایی پیشرانهای کلیدی بازآفرینی
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 159-182
سید مجتبی قاضی میرسعید، عیسی دادرسی، زینب خدمتی شاد
چکیده زمینه و هدف: طرد شدن برخی از بافتهای شهری از توسعهها، موجب سامان یافتن روندهایی میشود که بهمرورزمان اینگونه بافتها را دچار فرسودگی میکند. اسلامشهر بهعنوان شهرستانی که در مقیاس شهر تهران قربانی نا عدالتی در توسعههای شهری بوده است، بهتدریج میزبان لکههای نوظهور فرسوده شهری گردیده است. ازاینرو در سالهای اخیر طرحهای بازآفرینی شهری برای مقابله با گسترش این نوع بافتها، در پیش گرفته شده، اما در طی این دوره بازآفرینی، روند فرسودگی بافتهای این شهرستان هنوز متوقف نشده و با سرعت پیشین ادامه دارد؛
روش بررسی: در پژوهش حاضر سعی گردید تا با تحلیل تفسیری ساختاریِ روندهای تولید و بازتولید بافتهای فرسوده، پیشرانهای کلیدی تکامل سیستم در جهت بازآفرینی مشخص شود. بر این مبنا، با مطالعات کتابخانهای و پویش محیطی، 24 متغیر بهعنوان بازیگران اصلی این سیستم انتخاب شدند. در ادامه با استفاده از روش دلفی، ماتریس تأثیرات متقابل توسط 25 نفر از خبرگان این حوزه تشکیل و وارد نرمافزار میکمک گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: بهعنوان نتیجهگیری حاصل از پژوهش، میتوان بیان نمود که «قوانین و ضوابط» در کنار متغیر تأثیرگذارِ «تأمین مالی» توسط سه رکنِ دولت، مدیریت شهری و ساکنین، نیروی محرکه سیستم را تأمین کرده و متغیرهای «انگیزهبخش خصوصی برای سرمایهگذاری»، «تعلقخاطر اهالی» و نیز «مالکیت»، متغیرهای استراتژیک جهت تکامل سیستم میباشند که میتوانند با تکامل سیستم به سمت وضعیت مطلوب و توقف روندهای بازتولید فرسودگی، بازآفرینی پایدار را در کنار امنیت اجتماعی مطلوب و ابقای ساکنین بومی برای این مناطق، ایجاد نمایند.
12.ارزیابی رویکرد ارتقاء تاب آوری نواحی شهری در برابر آسیب های ناشی از زلزله (مطالعه موردی: منطقه 1 شهر تهران)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 162-181
بهمن کار گر، احمد راه دار، علی محمدی رجاء
چکیده زمینه و هدف: در دهه های اخیر زمین لرزه در صد سال گذشته در جهان با رشد تلفات همراه بوده و در ایران این تلفات حدود شش درصد افزایش مرگ و میر را به همراه داشته است. لذا شهرها به عنوان بستر وقوع حوادث دارای اهمیت زیادی می باشند، که به این منظور ارتقاء تاب آوری پس از زلزله در نقاط شهری از اهمیت زیادی برخوردار است. منطقه 1 شهر تهران با توجه به قرارگیری بر روی گسل و همچنین چالش های شهری متعددی، یکی از مناطق آسیب پذیر در برابر زلزله در شهر تهران محسوب می شود است که وجود معضلاتی نظیر تمرکز بالای ساختمان های بلندمرتبه،کمبود فضاهای باز و ضعف های مدیریتی مدیریت بحران بیش از سایر مناطق شهرتهران با چالش های تاب آوری مواجهند. هدف از پژوهش حاضر سنجش آسیب پذیری نواحی منطقه 1 در برابر زلزله با رویکرد تاب آوری است.
روش بررسی: این پژوهش با توجه به هدف از نوع کاربردی و در زمینه نحوه گردآوری داده ها از نوع تحقیقات پیمایشی و در رابطه با ماهیت داده ها از نوع پژوهش های کمی است. ابزار اصلی گردآوری داده های میدانی پژوهش، پرسشنامه تاپسیس می باشد کـه برپایـه پیشـینه پژوهش و مطالعات مقدماتی پژوهشگران در زمینه هماهنگ کردن پرسشنامه اصلی با شـرایط و مقتضیات خدمات مدیریت محلی تنظیم شده است. جامعه آماری تحقیق را نیز کلیه کارشناسان و متخصصان حوزه مدیریت بحران و برنامه ریزی شهری تشکیل می دهند که حجم نمونه آن بر اساس فرمول کوکران تعداد 40 نفر است. پژوهش حاضر با استفاده از آزمون میانگین در نرم افزار spss و در راستای سنجش میزان تاب آوری نواحی منطقه 1 از روش تصمیم گیری چند شاخصه تاپسیس در نرم افزار matlab استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: یافته های تحقیق نشان داد بر اساس شاخص های تاب آوری شهری،پنج شاخص مورد تحلیل قرار گرفت که در این زمینه ابعاد کالبدی-محیطی و ابعاد نهادی در هر نواحی کمترین میزان تاب آوری را دارا بودند. در نهایت نتایج نشان داد ناحیه 1 ، ناحیه 9 و ناحیه 8 با کمترین میزان تاب آوری شهری در برابر زلزله در سطح نواحی منطقه 1 مواجه اند.
استفاده بهینه از سفره آب های زیرزمینی با استفاده از مدل FNN-LM هوش مصنوعی (مطالعه موردی: دشت خوزستان)
دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 139-156
فرخنده هاشمی قندعلی
چکیده مقدمه و بیان مسئله: استفاده از هوش عصبی در پیش بینی متغیرهای منابع آبی از جمله آب زیرزمینی بطور گسترده رو به افزایش است. هدف: این تحقیق از طریق هوش مصنوعی و مدل FNN-LM چندین هدف را دنبال می کند که شامل تعیین پارامترهای موثر بر نوسانات سطح آب زیرزمینی در دشت خوزستان و همچنین بررسی تاثیر مکانی و زمانی پارامترهای سطح آب از طریق داده های زمانی 10 ساله و سپس مدلسازی نوسانات سطح آب زیرزمینی در پیزومترهای منتخب در دشت مورد مطالعه می باشد. روش: استفاده از هوش مصنوعی و روش مدل FNN-LM بود و در انتها با تغییر درصدی یک ماه آخر داده های ورودی در مدل، اقدام به ایجاد شرایط فرضی گردید و با توجه به مدلهای شبکه عصبی بدست آمده به پیش بینی نوسانات سطح آب زیرزمینی در این شرایط فرضی پرداخته شد. یافته ها: تاثیر پارامتر تخلیه از چاهها به مراتب بیشتر از تاثیر پارامتر میزان بارندگی می باشد، بطوریکه پیش بینی شرایط ترسالی و خشکسالی که فقط در اثر تغییر میزان بارندگی می باشد. نتیجه گیری: با استفاده از مدلهای ایجاد شده شبکه عصبی برای هر چاه مشاهده ای و استفاده از مقبولترین روش مدلهای ژئواستاتیستیکی پیش بینی مکانی و زمانی مناسبی از سطح آبهای زیرزمینی صورت گرفت. بهترین مدلسازی نوسانات سطح آب با مدل FNN-LM از طریق انتخاب پارامترهای مناسب و با قابل قبول ترین تاخیر زمانی بدست آمد.
کلید واژه ها: هوش مصنوعی، سطح آب زیرزمینی، مدل FNN-LM، دشت خوزستان.
تحلیلی بر مدیریت بحران شهری ناشی از زلزله با تأکید برشاخص کالبدی(مطالعه موردی: استان ایلام)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 24-38
سعید ملکی، الیاس مودت
چکیده زمینه و هدف: رشد جمعیت و گسترش سکونتگاهها در مناطق پرمخاطره به ویژه در کشورهای در حال توسعه در حال افزایش است. در حوزه های شهری، اثرات معمول در اثر وقوع سوانح طبیعی ممکن است آنقدر زیانبار نباشد ولی وقتی پای جوامع انسانی و دانش بشری به میان می آید، تبدیل به بحران های طبیعی – تکنولوژیکی گشته که شامل تلفیقی از آسیب های کالبدی و اختلال عملکرد شهری می شود. با توجه به قرارگیری استان ایلام از نظر زلزلهخیز بودن و عدم مکان گزینی صحیح سکونتگاههای آن و قرار گیری بر روی گسلهای فعال، شناسایی مناطق نامساعد از نظر خطر زلزله و جلوگیری از عدم استقرار سکونتگاههای انسانی در این مناطق برای کاهش خطرات احتمالی در آینده ضروری است که می توان به عنوان مهمترین هدف این پژوهش به آن اشاره کرد..
روش بررسی: تحقیق حاضر با رویکرد شهرسازی دفاعی با لحاظ قرار دادن اصول ایمنی اقدام به مطالعه نموده است. پژوهش مورد نظر دارای رویکرد توسعه ای – کاربردی و روش تحقیق ترکیبی(توصیفی، تحلیلی، و میدانی) می باشد.
یافته ها و نتیجه گیری:جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از برنامه GIS، Grafer، VISIO، SPSS و مدل TOPSIS استفاده گردیده است که نتایج تحقیق نشان داده است میانگین آسیب پذیری ناشی از زلزله بین (0 و 1) در استان ایلام برابر 4/0درصد بوده است. منطقه شهری دهلران در شاخص کالبدی در بین کل شهرستان های استان بیشترین آسیب پذیری زلزله را دارا میباشد که از لحاظ آماری میزان TOPSIS بدست آمده در این منطقه برابر 6/0 درصد و منطقه شیروان برابر 11/0 درصد کمترین میزان را دارا بوده است.
تحلیلی بر توانهای توسعه شهرستانهای استان کردستان با تاکید بر همگرایی ملی
دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 66-82
محمد رئوف حیدریفر، رحمت الله بهرامی، فریدون باتمانی
چکیده استان کردستان در غرب ایران با دارابودن مرز مشترک با کشور عراق، پتانسیل های قوی و بالقوه ایی جهت توسعه بازرگانی، به خصوص در شهرهای مرزی را دارا است. در این راستا توسعه و و جود منابع و امکانات در شهرستانهای استان کردستان بهعنوان شهرهای مرزی میتواند نقش مهم و حیاتی در برقراری ارتباط با کشورهای همسایهی خود داشتهباشد و هم می تواند آهنگ همگرایی ملی را تسریع کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و تحلیلی بر توانهای توسعه شهرستانهای استان کردستان با تاکید بر همگرایی ملی بود. . و از نظر هدفگذاری کاربردی و از نظر روششناسی به صورت توصیفی- تحلیلی است. در روند تهیه و تولید دادهها ابتدا عوامل مؤثر بر توسعه استان کردستان با تاکید بر شاخصهای همگرایی ملی، با استفاده از نظرات 45 نفر از کارشناسان از طریق روش دلفی شناسایی شدهاست برای آزمون فرضیه از تکنیک مدلیابی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین تحقق توسعه یافتگی و اثرگذاری آن بر روی همگرایی ملی با ضریب مسیر 0.48 رابطه مؤثری وجود دارد بدین معنی مؤلفهها و معیارهای توسعه یافتگی 0.48 درصد موفقیت استراتژی توسعه یافتگی را تبیین میکند. از طرف دیگر بین (شاخصهای توسعه انسانی با ضریب مسیر 0.91) با تحقق توسعه یافتگی رابطه علی قوی وجود دارد یعنی دسترسی به شاخصهای توسعه انسانی تعیین کننده توسعه یافتگی میباشد، ولی بین عوامل دسترسی توسعه سیاسی (با ضریب مسیر 0.021- ) با موفقیت توسعهیافتگی شهرستانهای استان کردستان رابطه علی وجود ندارد و این بدین معنی است که عوامل دسترسی توسعه سیاسی به واسطه تأثیری که بر تحقق توسعهیافتگی شهرستانهای استان کردستان میگذارد میتواند عاملی تعیین کننده در موفقیت توسعه یافتگی شهرستانهای استان کردستان تلقی گردد. در مجموع چنین میتوان گفت که توسعه یافتگی شهرستانها بر معیارهای همگرایی ملی اثرگذار است.
تحلیل فضایی پراکندهرویی شهری با استفاده ازGIS و مدل هلدرن (مطالعهی موردی؛ شهر بستک، استان هرمزگان)
دوره 2، شماره 1، بهار 1400، صفحه 100-121
محمدحسین رستمی، فردوس انوری، محمد مهدی امامدادی طارمی
چکیده با افزایش جمعیت در دهههای اخیر، دغدغه اصلی شهرها، مقابله با توسعهی بدون برنامهریزی و جلوگیری از مشکلات ناشی از آن بوده است. با رجوع به اسناد تاریخی این موضوع اثبات میشود که بشر همواره در پی یک سیستم نظاممند بوده است. یکی از مشکلاتی که افزایش جمعیت در پی دارد، رشد افقی یا پراکندهرویی شهری است که مشکلاتی مانند استفادهی بیرویه از زمین و به تبع آن مشکلات زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و کالبدی را بهدنبال دارد. روش اتخاذ شده در این پژوهش تحلیلی- توصیفی و از نوع کاربردی است و با استفاده از روش تحلیل محتوایی و موردکاوی به تحلیل پدیده پرداخته شده است. اطلاعات مورد نیاز به روش کتابخانهای جمع آوری شده و اطلاعات مربوط به شهر بستک نیز به صورت ترکیبی از منابع موجود، بازدیدهای میدانی، استفاده از عکسها و تصاویر ماهوارهای و مقایسهی آنها در دورههای گوناگون زمانی و همچنین پرسش از افراد مطلع گردآوری شده است. سپس با برنامهی Excel و Arc GISو همچنین مدل هلدرن به تحلیل دادهها پرداخته شده است. نتایج بهدست آمده نشان میدهد که طرحهای تفکیکی بین سالهای 1385 تا 1399 موجب پراکندهرویی این شهر گردیده است و همچنین دو نوع پراکندهرویی انشعاب خطی و خوشهای مشاهده شده است. در پایان نیز پیشنهاهایی همچون؛ جلوگیری و مقابله با سوداگران و بورس بازان، استفاده و بهرهبرداری از مناطق بلااستفادهی درون بافت، تشویق عموم به سازندگی با تراکم بالا، انبوهسازی و عمودسازی با اختصاص وام و تسهیلات به آن برای جلوگیری و کنترل این پدیده در شهر بستک ارائه میگردد.
