مطالعه جایگاه ژئواستراتژیک آذربایجان در دوره ساسانی، بررسی موردی، شیز(گنزک)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
اردلان رئیس گیگلو، کریم حاجی زاده باستان، بهروز افخمی، حبیب شهبازی شیران
چکیده چکیده
زمینه و هدف: آذربایجان با نام باستانی آتروپاتکان، واقع در شمالغرب فلات ایران، یک منطقه ژئواستراتژیک با ظرفیت های ویژه است. هدف این پژوهش، مطالعه اهمیت جایگاه آذربایجان و بهخصوص شیز (تخت سلیمان امروزی) در دورة ساسانی بوده و مولفه های تأثیرگذار این اهمیت بررسی شدهاست.
روش شناسی: این پژوهش بهشیوة مطالعات کتابخانهای و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است. مطالب بر مبنای متون تاریخی معتبر و مقالات و گزارشهای باستان شناسی ارائه شدهاست.
سوالات پژوهش: سوالاتی که مطرح میشود، در برگیرندة علل توجه بیشتر ساسانیان به حوزة جغرافیایی آذربایجان است؛ بدینصورت که امپراتوری ساسانی بر پایة چه شاخصهایی حوزة قدرت خود را در آذربایجان, به ویژه، شیز(گنزک)، تقویت کرده و گسترش دادهاست؟ این شاخصهها در بسط و توسعه امپراتوریساسانی چه تأثیری داشتهاست؟؛ آیا خصوصیات جغرافیایی و عارضههای طبیعی و نزدیکی مرزها میتواند دلیل اهمیت این منطقه و تمرکز گرایی مذهبی باشد؟
نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که جغرافیا و مرزهای ژئوپلیتیک منطقه، وفور منابع آب، خاک حاصلخیز و بستر مناسب کشاورزی، معادن و راه های مواصلاتی، پتانسیلهای مهمی در آذربایجانِ ساسانی بوده و از نظر راهبردی از ارزش زایدالوصفی برخورداراست. یکی از دلایل موفقیت شاهان ساسانی در جنگ ها و فتوحات مختلف، موقعیت ژئو استراتژیک آذربایجان است. به همین علت است که پیروزِ ساسانی، استراتژیِ احیا و تأسیس شهرهایجدید در مسیر راههای مواصلاتی تجاری شمالشرق تا مرزهای شمالغرب را در پیشگرفت؛ احداث تأسیساتعظیم آبرسانی در دوره خسرو، استراتژی تمرکزقدرت در شیز و توسعه مراکزعلمی در این شهر، ایجاد استحکاماتدفاعی در سرتاسرآذربایجان، بهرهبرداری ازمنابع غنی معدنی و احداث کورههای ذوب آهن، دایره ی قدرت و قوام حکومت، در به فعلیت رساندن و بهرهبرداری از این پتانسیل ها را قوت بخشیده است.
بررسی توانمندی های اکوتوریستی و ژئوتوریستی شهرستان خلخال و شهرستان کوثر برای جذب گردشگر با استفاده از مدل های کمی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
سولماز بهرامی بودالالو، فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله
چکیده چکیده
مقدمه: اکوتوریسم و ژئوتوریسم به عنوان شاخههای تخصصی گردشگری پایدار، نقش حیاتی در حفاظت از منابع طبیعی و میراث زمینشناسی ایفا میکنند. اکوتوریسم با تمرکز بر حفظ تنوع زیستی و ارتقای مشارکت جوامع محلی، گردشگری مسئولانه در محیطهای طبیعی بکر را ترویج میدهد، در حالی که ژئوتوریسم بر شناسایی، حفاظت و بهرهبرداری علمی و آموزشی از ژئوسایتها و ژئومورفوسایتهای با ارزش زمینشناسی تاکید دارد. این دو رویکرد مکمل، چارچوبی جامع برای توسعه پایدار گردشگری طبیعی و فرهنگی فراهم میآورند.
روش تحقیق: در این مطالعه، قابلیتهای ژئوتوریستی ده منطقه با استفاده از دو روش معتبر فاسیلوس و نیکولاس ارزیابی شد. مدل فاسیلوس با تاکید بر شاخصهای ارزش علمی، گردشگری و حفاظتی، و مدل نیکولاس با رویکرد چندمعیاره شامل ارزش علمی و آموزشی، تنوع زمینشناختی، ارزش اکولوژیکی، فرهنگی، تهدیدات حفاظتی و قابلیت استفاده، تحلیلهای کمی و کیفی دقیقی از پتانسیلهای ژئوتوریستی ارائه کردند.
نتیجهگیری: در بررسی مناطق برجسته ژئوتوریستی و اکوتوریستی دو شهرستان خلخال و کوثر نتایج نشان داد که ژئوسایت فیروزآباد و روستای ازناو با کسب بالاترین امتیازات در هر دو مدل، به عنوان مناطق کلیدی برای توسعه ژئوتوریسم علمی، آموزشی و حفاظت محیطی شناخته شدند. همچنین، ترکیب دادههای این دو مدل امکان شناسایی دقیق نقاط قوت و ضعف هر منطقه و ارائه راهکارهای مدیریتی هدفمند جهت ارتقای حفاظت و توسعه گردشگری را فراهم ساخت. این پژوهش بر ضرورت استفاده همزمان از مدلهای چندمعیاره جهت ارزیابی جامع ژئوسایتها تأکید دارد و پیشنهاد میکند در مطالعات آینده، شاخصهای اقتصادی و اجتماعی نیز به منظور تحقق توسعه همهجانبه و پایدار گردشگری در نظر گرفته شوند.
پتانسیلسنجی توسعه ژئوتوریسم در مناطق حفاظتشده دامنههای شرقی سبلان با رویکرد ترکیبی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1403
بهروز نظافت تکله، میرحمید سیدموسوی، سونیا ذوالقدر خذینه، سولماز بهرامی بودالالو
چکیده مقدمه: ژئوتوریسم یکی از شاخه های گردشگری پایدار است که بر روی ویژگی های زمین شناسی و مناظر طبیعی یک منطقه تمرکز دارد. گردشگری دارای اشکال و انواع گوناگونی است که با جغرافیا و گردشگری در ارتباط میباشد. هدف از این پژوهش پتانسیل سنجی میزان توسعه ژئوتوریسم در مناطق حفاظت شده دامنه های شرقی سبلان می باشد.
روش تحقیق: این پژوهش با هدف شناسایی و اولویتبندی مؤلفههای توسعه ژئوتوریسم در مناطق حفاظتشده دامنههای شرقی سبلان انجام شد. دادههای کیفی با استفاده از نرمافزار ATLAS.ti تحلیل و ۱۷ کد در قالب ۴ مضمون اصلی شامل آموزش و توانمندسازی، چالشهای مدیریتی و زیرساختی، مشارکت و توسعه پایدار محلی، و هویتیابی و برندسازی منطقه استخراج گردید. برای تحلیل کمی و رتبهبندی این مؤلفهها، آزمون ناپارامتریک فریدمن با مشارکت ۲۷۸ پاسخگو به کار گرفته شد.
نتایج: نتایج آزمون نشان داد که بین مؤلفهها تفاوت معناداری از نظر اهمیت وجود دارد؛ بهطوری که «مشارکت محلی و ارزشهای بومی» بالاترین اولویت را داشته و پس از آن آموزش، آگاهی محیطزیستی و توانمندسازی منابع انسانی در جایگاههای بعدی قرار گرفتند. یافتهها بر ضرورت تمرکز بر مشارکت فعال جامعه محلی، آموزش مستمر، مدیریت علمی و برنامهریزی راهبردی تأکید دارند تا توسعه ژئوتوریسم به صورت پایدار و متوازن محقق شود. این مطالعه میتواند راهنمایی کاربردی برای سیاستگذاران و مدیران حوزه گردشگری و محیطزیست در جهت ارتقای جایگاه ژئوتوریسم در مناطق حفاظتشده باشد.
تجزیه و تحلیل دمای سطح زمین و ارتباط آن با شاخصهای طیفی با استفاده از دادههای سنجش ازدور (مطالعه موردی: شهرستان فیروزکوه)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
زهرا شریفی
چکیده زمینه و هدف: در این پژوهش، با هدف بررسی روند تغییرات کاربری زمین، پوشش گیاهی و دمای سطح زمین (LST) طی بازه زمانی یک دهه گذشته (2013–2024) در شهرستان فیروزکوه، از ترکیب دادههای سنجش از دور، سامانه Google Earth Engine (GEE)، تحلیلهای آماری و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شد.
روششناسی:GEE به عنوان یک پلتفرم پردازش ابری قدرتمند، امکان دسترسی به مجموعهای وسیع از دادههای ماهوارهای نظیر MODIS و Landsat را فراهم کرده و ابزارهای متنوعی را برای تحلیلهای مکانی-زمانی در اختیار قرار میدهد. برای تولید نقشههای دمای سطح زمین، از محصول MOD11A2.061 سنجنده MODIS استفاده شد و نقشههای سالانه و میانگین دهساله LST استخراج گردید. نتایج حاکی از افزایش دمای سطح زمین در برخی نواحی، بهویژه در اطراف مناطق شهری و اراضی کشاورزی بود. همچنین، برای ارزیابی تغییرات پوشش گیاهی از شاخص NDVI استخراجشده از تصاویر Landsat و MODIS بهره گرفته شد و با استفاده از نرمافزار SPSS، تحلیل همبستگی بین NDVI و LST انجام گرفت.
نتایج و یافتهها: نتایج این تحلیلها نشان داد که در اغلب نواحی، رابطه معکوسی بین NDVI و LST وجود دارد، بهطوریکه نواحی با پوشش گیاهی متراکمتر، دمای سطح کمتری را تجربه کردهاند که این امر بیانگر نقش مهم پوشش گیاهی در کاهش گرمای سطح زمین از طریق فرآیند تبخیر-تعریق و سایهاندازی است. در ادامه، نقشههای پهنهبندی و تحلیلهای فضایی با بهرهگیری از نرمافزارهای ArcGIS،Excel و SPSS انجام شد و مناطق بحرانی از نظر کاهش پوشش گیاهی یا افزایش دما شناسایی گردید. در پایان، پیشنهاد میشود در مطالعات آتی، شاخصهای تکمیلی نظیرVCI، TCI و VHI برای تحلیل دقیقتر خشکسالی و سلامت پوشش گیاهی به کار گرفته شوند. همچنین استفاده از دادههای با تفکیک مکانی بالاتر مانند Sentinel-2 و الگوریتمهای یادگیری ماشین نظیرRandom Forest یا SVM در محیط GEE میتواند موجب بهبود دقت تحلیلها و شناسایی دقیقتر الگوهای پیچیده محیطی گردد.
تحلیل و ارزیابی خطر وقوع زمین لغزش با استفاده از مدل تحلیل فرایند شبکهای (ANP) (مطالعه موردی: حوضه آبخیز سیاه رود، استان گیلان)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مرداد 1404
زهرا شریفی
چکیده زمینه و هدف: زمینلغزش یکی از رایجترین مخاطرات طبیعی است که خسارات اقتصادی، زیستمحیطی و انسانی گستردهای بهدنبال دارد. در این پژوهش، بهمنظور پهنهبندی خطر وقوع زمینلغزش در حوضه آبخیز سیاهرود واقع در استان گیلان، از رویکرد ترکیبی مدل فرایند تحلیل شبکهای و سامانه اطلاعات جغرافیایی بهره گرفته شد.
روششناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی-تحلیلی است و با هدف پهنهبندی خطر وقوع زمینلغزش در حوضه آبخیز سیاهرود استان گیلان، از مدل فرایند تحلیل شبکهای (ANP) در محیط GIS بهره گرفته شده است. برای این منظور، ۱۰ شاخص مؤثر شامل کاربری اراضی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، بارش، سازندهای زمینشناسی، فاصله از جاده، آبراهه و گسل انتخاب و لایههای مربوطه با استفاده از دادههای متنوعی چون DEM، تصاویر ماهوارهای لندست 8 و Sentinel-2نقشههای زمینشناسی و همبارش، در محیط GIS تهیه شدند. ابزارهای تحلیلی ArcGIS نیز در استخراج برخی لایهها مانند فاصله از آبراهه و جاده بهکار رفتند. در این پژوهش، مدل ANP بهعنوان روشی پیشرفتهتر از AHP و با قابلیت مدلسازی روابط وابسته میان شاخصها، برای وزندهی و تحلیل نهایی مورد استفاده قرار گرفته است.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصل از وزندهی مدل ANP نشان داد که متغیرهای شیب (27/0)، سازندهای زمینشناسی (24/0) و بارش (16/0) بیشترین نقش را در بروز لغزش دارند و بهعنوان عوامل کلیدی شناسایی شدند. همچنین، تحلیلهای مکانی نشان دادند که مناطق دارای شیب زیاد، سازندهای سست ولکانیکی و رسوبی، بارشهای بالا، نزدیکی به گسلها و آبراههها، پتانسیل بیشتری برای ناپایداری دارند. در مقابل، نواحی دارای پوشش گیاهی انبوه، کاربری جنگلی و فاصله زیاد از جاده و گسلها از پایداری بیشتری برخوردارند. نقشه پهنهبندی خطر تولیدشده در محیط GISپنج کلاس خطر را مشخص ساخت که در آن، ۳۶ درصد از سطح حوضه در کلاسهای خطر زیاد و بسیار زیاد قرار گرفتند. تمرکز این نواحی پرخطر عمدتاً در بخشهای بالادست حوضه است، جایی که ترکیب شیب تند، بارش بالا، پوشش گیاهی ضعیف و شرایط زمینشناسی ناپایدار، زمینهساز لغزشهای گسترده است.
تحلیل راهبردی جایگاه برنامهریزی محلهمحور در تحقق توسعه محلهای و توسعه پایدار شهری با استفاده از روشهای SWOT و QSPM (مطالعه موردی: شهر خواف)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 مرداد 1404
سهیلا پورکریم، اسماعیل صفرعلی زاده
چکیده رشد شتابان شهرنشینی و توسعه نامتوازن شهری، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، منجر به شکلگیری محلاتی با بافتهای ناکارآمد، کاهش کیفیت زندگی، تضعیف سرمایه اجتماعی و ناپایداری سکونتی شده است. در چنین شرایطی، برنامهریزی سنتی از بالا به پایین، قادر به پاسخگویی به نیازهای متنوع محلات نیست. در مقابل، برنامهریزی محلهمحور با تأکید بر مشارکت مردمی، استفاده بهینه از سرمایههای اجتماعی، انسانی و طبیعی، و توجه به ویژگیهای خاص هر محله، بهعنوان رویکردی نوین برای تحقق توسعه پایدار شهری مطرح شده است. با وجود اثربخشی این رویکرد، در بسیاری از شهرهای ایران، از جمله شهر خواف، برنامهریزی محلهمحور هنوز جایگاه تثبیتشدهای نیافته است. این پژوهش با هدف تحلیل راهبردی پایداری شهری در محله لاج شهر خواف، از مدل SWOT و ماتریس QSPM بهره گرفته است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر پیمایش میدانی (پرسشنامه و مصاحبه نیمهساختیافته) بوده و جامعه آماری شامل ساکنان محله و کارشناسان شهری است. نتایج نشان داد که علیرغم وجود سرمایههای اجتماعی، محله با ضعفهای ساختاری، نابرابری فضایی و تهدیداتی مانند ناهنجاریهای اجتماعی و مهاجرت جوانان مواجه است. تحلیل QSPM نشان داد که راهبردهای بازنگری (WO)، تهاجمی (SO)، تنوعمحور (ST) و تدافعی (WT) دارای اولویت اجرایی بالا هستند. استراتژی منتخب "تقویت مدیریت شهری از طریق فناوریهای نوین و تعامل دانشگاهها" بیشترین امتیاز جذابیت را کسب کرد. این مطالعه نشان میدهد که دستیابی به توسعه پایدار در سطح محله، مستلزم رویکردی چندبعدی و راهبردی با تأکید بر توانمندسازی نهادهای محلی، تقویت مشارکت اجتماعی و بهرهگیری از ظرفیتهای بیرونی است.
تحلیل برخی خصوصیات هیدروژئومورفیک و طبیعی حوضه آبخیز فیروزآباد با استفاده از سامانههای GIS و GEE
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 مهر 1404
آی لار خیاطی نوشهر، موسی عابدینی
چکیده زمینه و هدف: هدف از این پژوهش تحلیل و توصیف عوامل هیدروژئومورفولوژیکی و طبیعی حوضه آبخیز فیروزآباد در استان اردبیل با بهرهگیری از فناوریهای نوین GIS و پردازش ابری گوگل ارث انجین است.
روششناسی: در راستای اهداف پژوهش عوامل ژئومورفیک و طبیعی به کار رفته شامل دادههای پوشش گیاهی و کاربری اراضی از تصاویر ماهوارهای Sentinel-2 و پایگاه داده GLC-FCS30D در محیط پردازش ابری GEEاستخراج شدند که امکان پردازش سریع و دقیق دادههای بزرگ را فراهم ساخت. همچنین، دادههای ارتفاعی با وضوح مکانی 5/12 متر از مدل رقومی ارتفاعی ALOS PALSAR و دادههای زمینشناسی و نوع خاک از سازمان زمینشناسی کشور تأمین شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای GIS و Google Earth Engine صورت گرفت و نقشههای متعددی جهت شناسایی الگوهای مکانی و ارتباط عوامل تهیه گردید.
نتایج و یافتهها: یافتهها نشان داد که پوشش گیاهی با مقادیر NDVI بین 26/0- تا 67/0 متغیر است. بهطوری که بیشترین تراکم پوشش گیاهی در نواحی شمالشرق و شرق حوضه مشاهده میشود، در حالی که بخشهای غربی، جنوبغربی و برخی مناطق مرکزی کاهش قابل توجهی دارند. میانگین شیب حوضه حدود ۲۰ درصد با انحراف معیار 63/13 درصد است و بخشهایی از حوضه با شیب بیش از ۴۰ درصد، فرسایش شدید و رواناب سریع را تجربه میکنند. بارش سالانه بین ۵۳۱ تا ۸۳۷ میلیمتر نوسان دارد که توزیع ناهمگون آن بر پراکنش پوشش گیاهی و فرآیندهای هیدرولوژیکی تأثیرگذار است. ساختار زمینشناسی منطقه با وجود سازندهای حساس به فرسایش مانند مارنها و شیلها، همراه با سازندهای آبرفتی نفوذپذیر، بر فرایندهای هیدرولوژیکی و مورفولوژیکی منطقه تأثیر چشمگیری دارد. ارتفاع متوسط حوضه ۱۸۹۵ متر است و دامنه ارتفاعی از ۱۱۱۸ تا ۳۲۲۵ متر متغیر است. کاربری اراضی عمدتاً شامل مراتع (۵۴ درصد) و اراضی زراعی (۴۴ درصد) است که مدیریت نامناسب آنها میتواند تهدیدی برای منابع طبیعی بهشمار آید. این نتایج میتواند به عنوان مبنایی علمی و کاربردی برای برنامهریزیهای مدیریتی در زمینه حفاظت منابع آب و خاک و کاهش مخاطرات فرسایش، سیل و زمینلغزش مورد استفاده قرار گیرد.
10.مدلسازی توسعه اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 167-187
حسین رضایی، افسانه زمانی مقدم، غلامرضا معمارزاده طهران
چکیده زمینه و هدف: ظرفیت ها وتوانمندی های استان سیستان و بلوچستان در جنبه های جغرافیایی، منابع طبیعی و اقتصادی و نیروی انسانی بالقوه بسیار است که در صورت بالفعل شدن این ظرفیتها می تواند مزیت های بسیاری را هم برای استان و هم برای منطقه رقم بزند. با توجه به اهمیت این موضوع هدف پژوهش حاضر؛ طراحی مدل توسعهی اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان است.
روششناسی: روش پژوهش مدلسازی به شیوه معادلات ساختاری و کمّی -پیمایشی است. جامعه پژوهش عبارت بودند از کلیه مدیران و کارکنان سازمانهای دولتی استان سیستان و بلوچستان. تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران 292 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بود پرسشنامه محقق ساخته و تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده، به دو روش توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS 16 و Smart PLS انجام شد.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد هفت مؤلفه در تبیین توسعه اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان نقش دارند که عبارتند از: امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی، امنیت نظامی، توسعه عدالت، توسعه کیفیت زندگی، توسعه اخلاق اجتماعی، و در نهایت توسعه امنیت سیاسی. جهت بررسی برازش مدل، به بررسی X2، R و RS؛ پرداخته شد که وجود X2 پایین و نسبت کای دو به درجه آزادی کمتر از سه، و همچنین ضریب تعیین و ضریب تعیین تعدیل شده محاسبه شده؛ نشاندهنده برازش مناسب مدل بود و در نهایت از جمعبندی عوامل، ابعاد و مؤلفههای مدل توسعهی اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان، 4 عامل، با اولویت بالا مطرح گردید. این عوامل عبارتند از: اولویت اول: امنیت نظامی، اولویت دوم: امنیت اجتماعی، اولویت سوم: توسعه کیفیت زندگی، و در نهایت اولویت چهارم: توسعه عدالت. امید است این نوع مطالعات گامی باشد در جهت تعمیق دانش کاربردی و ارتقای وضعیت اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان.
16.ارائه راهبردهای توسعه پایدار برای روستاهای پیراشهری (مطالعه موردی: روستای خداقلی شهرستان بجنورد)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 292-313
فروغ خزاعی نژاد، محمد احمدی
چکیده زمینه و هدف: سکونتگاههای روستایی به عنوان بستر زندگی و فعالیتهای انسان، موضوعی چند بعدی است. مسئله سکونتگاههای روستایی بخشی از مسئله گستردهتری است که تحت عنوان توسعه پایدار در سطح ملی و منطقهای نمود پیدا میکند. از این رو از سوی برنامهریزان روستایی، شهری و منطقهای مورد توجه قرار میگیرد. از آنجایی که فضاها و روستاهای پیراشهری ایران، به ویژه در استان خراسان شمالی، در مقطعی حساس از روند تحول و توسعه روستایی-شهری خود قرار دارند، باید همگام با رشد افسارگسیخته، برنامهریزی دقیقی داشتهباشند. در این راستا، این پژوهش در نظر دارد با طرح برنامه 5 ساله برای روستای خداقلی، نقشی پایدار برای روستا متصور شود. روش این پژوهش از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی میباشد.
روششناسی: برای گردآوری اطلاعات نیز از روشهای کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده) استفاده شده است. همچنین از گروه کانونی و روش کیفی برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده گردیده است. قلمرو جغرافیایی روستای خداقلی از روستاهای حریم شهر بجنورد میباشد.
نتایج و یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد موقعیت روستای خداقلی در حریم شهر بجنورد باعث شده تا میزان مهاجرت به این روستا افزایش یافته و باعث بروز مشکلات زیادی شود. طبق نتایج SWOT نقاط قوت و فرصت این روستا بیشتر از نقاط ضعف و تهدید میباشد. بنابراین مهمترین استراتژی توسعه آن تهاجمی است. طبق نتایج QSPM ایجاد زیرساختهای مورد نیاز گردشگری و اقامتی، توسعه خدمات، زیرساختها و امکانات مورد نیاز روستا، تکمیل طرح هادی روستایی، توسعه مشاغل خرد، خانگی و نوین، توسعه بخش صنعتی-کارگاهی روستا و تکمیل زنجیره ارزش محصولات روستا مهمترین راهبردهای توسعه پایدار روستا هستند.
5.تعیین راهبردهای ساماندهی مناطق حاشیهنشین و اجرای آن در قالب معادله ریاضی بازآفرینی(مورد مطالعه: محله قنات ناصری شهر اراک)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 73-90
رستم صابری فر، رضا افتخار
چکیده زمینه و هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی بازآفرینی شهری و ارزیابی سکونتگاههای غیررسمی با مطالعه موردی محله قنات ناصری در شهر اراک بود. محله قنات ناصری یکی از سکونتگاههای غیررسمی است که با چالشهای متعددی در ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی مواجه میباشد. به همین دلیل ضروری بود که نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای محله مشخص شده و راهکارهایی برای ساماندهی آن ارائه گردد.
روششناسی: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و هدف آن کاربردی بود. برای جمع آوری دادهها و اطلاعات از شیوه پیمایشی و اسنادی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش ساکنین محله قنات ناصری در شمال شرق اراک بود. برای انتخاب نمونه از روش نمونه در دسترس استفاده شد. به این منظور 37 نفر از ساکنان تحصیلکرده محدوده و 21 نفر از کارشناسان و متخصصین شرکت مشاور و سازمان عمران و بازآفرینی اراک برگزیده شده و به سوالات پرسشنامه پاسخ گفتند. پرسشنامه مورد استفاده از نوع محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن با نظر متخصصان و آلفای کرونباخ تایید اعتبار گردید. دادههای گردآوری شده با استفاده از آمارههای توصیفی و استنباطی و مدلهای SWOT و QSPM، تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که مشارکت مردمی، بهبود زیرساختهای کالبدی، رفع مشکلات زیستمحیطی و توانمندسازی اقتصادی از جمله عوامل کلیدی در بازآفرینی این محله هستند. تحلیلهای انجام شده نشان داد که محله قنات ناصری در ماتریس SWOT در بخش WO (راهبردهای محافظهکارانه) قرار دارد که بر استفاده از فرصتهای خارجی برای کاهش نقاط ضعف داخلی متکی است. بر همین اساس، بهرهگیری از معادله ساماندهی بافتهای حاشیهای ضرورت دارد. در صورت عدم مدیریت دقیق و نظارت کامل، کسانی که قدرت بیشتری دارند، تمام منابع را کنترل میکنند و کار را برای دیگران دشوارتر میکنند. گاهی اوقات، خود دولت با اعمال محدودیتها یا اخراجهای اجباری، به حاشیهنشینان ظلم میکند. در چنین شرایطی، باید وضعیت هر یک از مناطق حاشیهای به طور جداگانه تحلیل و بر اساس آن راهکاری ارائه شود. بر اساس یافتههای این مطالعه، محلههای حاشیهای با تنگناهای متعددی روبرو هستند. روشهای مورد استفاده برای ساماندهی تاکنون چندان موفق نبودهاند. بر اساس این مطالعه، استفاده از معادله ساماندهی بافتهای حاشیهای، این کاستیهای روشهای قبلی را ندارد. مرحله دوم به آمادهسازی و دگرگونی شرایط انسانی اختصاص دارد. در نهایت، با تغییر وضعیت اجتماعی، تغییرات مثبت و پایداری در این منطقه رخ خواهد داد.
8.بررسی رابطه باور به تحقق حقوق شهری و مدیریت اکوسیستمی کلانشهرها(نمونه مورد مطالعه شهر مشهد
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 94-106
رستم صابری فر
چکیده زمینه و هدف: غلبه نگاه خودمدارانه در مدیریت شهری، هزینههای گزافی را بر دوش مردم و حتی دولتها که شهرداریها را نهادهای عمومی خودگردان اعلام کردهاند، تحمیل میکند. در این رویکرد، شهرها از مالکیت مردم خارج شده و شهروندان، نقشی در مدیریت سکونتگاه خود ندارند. فرض اساسی این بررسی آن است که اکنون شهرها همچون یک آکواریوم تصور شده و هزینههای آن از مردمی طلب میشود که رابطه مشخصی با آن برقرار نمیکنند. این در حالی است که اگر حقوق شهری مردم رعایت شود، شهر همچون اکوسیستم تصور شده و نه تنها با کمترین هزینه اداره میگردد، بلکه بالاترین رضایتمندی را ایجاد خواهد کرد. برای آزمون این فرض، رابطه رعایت حقوق شهری و امکان تحقق شهر اکوسیستمی در مشهد، بررسی شد.
روش بررسی: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و هدف آن، کاربردی بود. دادههای مورد نیاز در این بررسی از نمونهای به حجم 384 نفر گردآوری شد که به شیوه نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای گزینش شدند. ابزارگردآوری دادهها، پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن بر اساس نظر متخصصان و ضریب آلفای کرونباخ(81/0) تایید گردید. دادههای جمعآوری شده با استفاده از ضریب همبستگی، واریانس یک طرفه، آزمونهای تعقیبی، رگرسیون چندگانه و سایر مدلهای آماری تحلیل شدند.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان داد که بین باور به رعایت حقوق شهری در مولفههای پنجگانه(حقوق مدنی، حقوق سیاسی، حقوق اجتماعی، حقوق فرهنگی و حقوق جنسیتی) و امکان تحقق مدیریت اکوسیستمی ارتباط مثبت و معناداری برقرار است. همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که باور به رعایت حقوق شهروندی و مدیریت اکوسیستمی شهر، رابطه معنادار و مثبتی دارند، به این معنا که هر چه باور به تحقق حقوق شهروندی(حق به شهر) افزایش پیدا کند، امکان اجرای مدیریت اکوسیستمی شهر هم بیشتر میشود. مقدار ضریب همبستگی این دو متغیر، 56 درصد به دست آمد. در نتیجه، فرضیه اصلی تحقیق مبنی بر تأثیر باور به تحقق حقوق شهروندی بر امکان مدیریت اکوسیستمی شهر تایید شد. این یافته بیانگر همسو بودن دو متغیر باور به تحقق حقوق شهروندی و امکان مدیریت اکوسیستمی شهر در یک مسیر است. ضریب رگرسیون محاسبه شده 62/0 و ضریب تعیین نیز 37 محاسبه گردید. در واقع، 37 درصد از تغییر متغیر وابسته با باور به تحقق حقوق شهروندی تبیین میشود. بر این اساس، چنانچه شهروندان به این باور برسند که مدیران، طراحان و سیاستگذاران شهری حقوق شهری آنها را رعایت میکنند، آنها شهر را به معنای واقعی، خانه خود تلقی خواهند کرد.
15.سنجش و ارزیابی پراکنده رویی شهری با استفاده از تصاویر ماهواره ای و شاخص های چشم انداز در کشور عراق (مطالعه موردی: شهر دیوانیه)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 199-215
حیدر کریم بدر المرشدی، میرنجف موسوی، ایوب منوچهری، علیرضا جمشیدی
چکیده زمینه و هدف: شهرنشینی یک روند جهانی است که به طور قابل توجهی بر توسعه پایدار شهری و کیفیت زندگی شهری تأثیر می گذارد. ارزیابی پراکندگی شهری برای برنامه ریزی شهری پایدار حیاتی است و با اهداف کلیدی اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد همسو است. هدف از پژوهش حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی است، شناسایی و سنجش شدت پراکندهرویی شهری در شهر دیوانیه از کشور عراق با استفاده از فناوری جغرافیایی و شاخصهای چشمانداز برای ارزیابی، نقشهبرداری و کمی کردن گستره پراکندگی شهری در دیوانیه از سال 1990 تا 2024 میباشد.
روششناسی: لذا برای دستیابی به هدف مورد نظر، از الگوریتم یادگیری ماشین نظارت شده توسط ماشین بردار پشتیبان (SVM) همراه با معیارهای چشمانداز استفاده شده است. در این راستا ابتدا تصاویر ماهوارهای مربوط به سالهای 1990، 2000، 2011، 2020 و 2024 به کمک ماهواره Landsat استخراج و با استفاده از الگوریتم SVM در نرمافزار ENVI4.8 طبقهبندی و تغییرات آشکار شدند. همچنین، با کاربست متریکهای چشمانداز با استفاده از نر مافزار Fragstats 4.2، پرا کندهرویی شهری در شهر دیوانیه بررسی و استخراج شد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان داد، میزان ساخت در شهر دیوانیه در دوره مطالعه 34 ساله، از 2069 هکتار در سال 1990 به 4420 هکتار در سال 2024 رسیده است. به عبارتی این شهر شاهد رشد 6/113 درصد بوده است. این مطالعه همچنین از طریق معیارهای چشمانداز کشف کرد که الگوی پراکندگی شهری در دیوانیه با همه اشکال پراکندگی شهری، یعنی جهش، پر کردن، نوار/روبان، و توسعه کم تراکم مشخص میشود.
20.مکانگزینی بهینه پادگانهای شهرستان مشگینشهر با استفاده از قابلیتهای سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدل تحلیل فرایند شبکهای (ANP)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 291-309
امیرحسام پاسبان، موسی عابدینی
چکیده زمینه و هدف: روشهای تصمیمگیری چندمعیاره در ترکیب با سیستم اطلاعات جغرافیایی امکان ارزیابی همزمان معیارهای مختلف محیطی، زیرساختی و امنیتی را فراهم میکنند و به انتخاب بهینهترین مکان برای احداث پادگانهای نظامی کمک مینمایند. از اینرو هدف از این پژوهش، مکانگزینی پادگانهای نظامی در شهرستان مشگینشهر با بهرهگیری از مدل فرایند تحلیل شبکهای و سیستم اطلاعات جغرافیایی است.
روششناسی: جهت دستیابی به هدف پژوهش در گام اول با تهیه و تنظیم پرسشنامه به روش پیمایشی، نظرات کارشناسان درباره فاکتورهای موثر در مکانگزینی پادگانهای نظامی منطقه مورد مطالعه جمعآوری شد. در مرحله بعد با رقومی کردن لایههای مورد نیاز از روی نقشههای موجود، پایگاه دادهها در محیط ArcGIS تهیه شد. همچنین وزندهی دادهها با استفاده از روش ANP انجام گرفت. در نهایت، نقشه پهنهبندی منطقه با تلفیق و همپوشانی لایههای مورد استفاده تهیه شد.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که 67/15 درصد از مساحت شهرستان در کلاس خیلی مناسب و 97/17 درصد در کلاس مناسب قرار دارد که این مناطق عمدتاً در بخشهای مرکزی و شرقی شهرستان واقع شدهاند. در مقابل، 55/25 درصد در کلاس نامناسب و 48/21 درصد در کلاس خیلی نامناسب قرار دارد که این نواحی عمدتاً در مناطق کوهستانی و پرشیب غربی و جنوبی شهرستان قرار دارند. پژوهش حاضر نشان داد که استفاده از مدلهای تصمیمگیری چندمعیاره در کنار تحلیلهای مکانی GIS میتواند به تصمیمگیری بهینه در مکانگزینی پادگانهای نظامی کمک کرده و تعارضات زیستمحیطی و امنیتی را به حداقل برساند.
تبیین و طراحی الگوی توسعه ورزش سازمانی در کارکنان شرکت ملی حفاری (با رویکرد پایداری منطقه ای در شهر اهواز)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 414-434
محمد حسین ظریف، محمد حسن فردوسی، زهرا هژبرنیا، وحید رفیعی دهبیدی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به اهمیت حیاتی نیروی انسانی در شرکت ملی حفاری ایران و مواجهه کارکنان با استرسهای شغلی و ریسکهای بالای محیط کار، تدوین یک الگوی بومی و جامع برای توسعه ورزش ضروری است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر، تبیین و طراحی الگوی توسعه ورزش کارکنان در شرکت ملی حفاری با رویکرد پایداری منطقه ای در اهواز بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، در دسته تحقیقات کیفی قرار دارد که با رویکرد نظریه دادهبنیاد (گرند تئوری) انجام شده است.
روش شناسی: جامعه آماری پژوهش را متخصصان و کارکنان آشنا به موضوع ورزش و توسعه سازمانی در شرکت ملی حفاری اهواز با رویکرد پایداری منطقهای و همچنین متخصصان دانشگاهی حوزه مدیریت ورزشی تشکیل دادهاند. حجم نمونه با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند (گلولهبرفی) و بر اساس اصل اشباع نظری، تعداد 30 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق بود که با مشارکت اعضای نمونه انجام گرفت.برای تحلیل دادهها از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد.
یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که توسعه ورزش در شرکت ملی حفاری اهواز یک نظام جامع و چرخهای است که حول مقوله اصلی "مدل توسعه پایدار ورزش در سازمان" شکل گرفته است. این الگو بر اساس شش مقوله پارادایمی (علّی، زمینهای، مداخلهگر، راهبردها و پیامدها) تبیین شد. عوامل علّی و زمینهای، مسیر توسعه را آغاز میکنند که در ادامه با موانع مداخلهگر (سیاسی، مالی، مدیریتی) روبرو میشود. برای غلبه بر این موانع، چهار نقش راهبردی کلیدی (فرهنگی-تعاملی، مدیریتی-اجرایی، مالی و آموزشی) ارائه گردید. اجرای موفق این راهبردها منجر به چهار نوع پیامد (بنیادی، سلامتی، ساختاری و اقتصادی) شده که توسعه ورزش را از یک هزینه به یک سرمایهگذاری استراتژیک با بازدهی بالا در سلامت، نشاط و بهرهوری نیروی انسانی تبدیل میکند. این الگوی بومی، چارچوبی جامع برای سیاستگذاران جهت ارتقای ورزش به یک فرآیند سیستمی و مدیریتی فراهم میآورد.
9.نقش توسعه صنعت گردشگری در رویکرد حفاظت از میراث ناملموس (مورد پژوهی: خانه موزه های حریم مجموعه میراث جهانی بازار تاریخی تبریز)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 126-140
راحله پروین، حسین اسمعیلی سنگری، اکبر عبداله زاده طرف
چکیده زمینه و هدف: مفاهیم میراث با تأکید بر هویت، حیات مادی و غیر مادی جوامع را نمود می بخشند. از این رو، گسترش دامنه گردشگری، بعنوان حوزه مطالعاتی، نقش فزاینده ای را در حفاظت از میراث به موازات مستندسازی موزه ها منعکس می نماید. در این بین، توسعه صنعت گردشگری در حیطه میراث، علاوه بر رشد اقتصادی، درباب صیانت از منابع فرهنگی اهتمام می ورزد.
روش بررسی: بدینسان، تفحص در مقوله هم افزایی صنعت گردشگری و میراث ناملموس در جهت گیری معیارهای منفعلانه ممانعت به عمل خواهد آورد. ازاینرو پژوهش حاضر در پی پاسخ به پرسش " تاثیر هم افزایی میراث ناملموس و صنعت گردشگری در توسعه پایدار به چه میزان است؟ " معیارهای توسعه را در خانه موزه های حریم حفاظت شده میراث جهانی بازار تاریخی تبریز، با هدف تبیین بینش ها در اذعان ارتباط این دو جستار، از مطالعات کتابخانه ای و اسناد تاریخی در تایید کارشناسان و متخصصین سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان غربی استخراج نمود. همچنین، از حیث پاسخ به " تجارب گردشگران از خانه موزه های تبریز به چه میزان در توسعه گردشگری حائز اهمیت می باشد؟" به سنجش رضایت بازدیدکنندگان از میزان کیفیت زیرساخت ها و منابع موجود در 8 خانه موزه مثبوت در منطقه تاریخی مورد پژوهی، پرسشنامه های ساختاریافته در مقیاس پنج گزینه ای لیکرت را در بین 78 نفر از گردشگران توزیع نمود.
یافته ها و نتیجه گیری: در ادغام مولفه های مستخرج و تحلیل نرم افزار SPSS با آزمون تی مشخص گردید که در صورت نگرش توأم مدیران و ذینفعان حوزه میراث فرهنگی به مقولات هم افزایی صنعت گردشگری و میراث ناملموس، رویه حفاظت و انتقال میراث فرهنگی ناملموس در خانه موزه های محدوده مورد مطالعه ارتقاء می یابد.
22.مکانیابی مراکز نظامی با رویکر پدافند غیرعامل (با تلفیق RS، GIS و مدل تحلیل فرایند شبکهای (ANP) در شهرستان اردبیل
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 381-396
امیرحسام پاسبان، موسی عابدینی
چکیده زمینه و هدف: در این پژوهش جهت پهنهبندی شهرستان اردبیل با هدف مکانیابی مراکز نظامی از مدل تحلیل شبکهای (ANP) در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی پرداخته شد. هدف اصلی، شناسایی و اولویتبندی مناسبترین نواحی جهت استقرار پادگان نظامی با در نظر گرفتن معیارهای محیطی، اقلیمی، و انسانی بود.
روششناسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و به روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است. برای این منظور، چهارده شاخص تأثیرگذار شامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، زمینشناسی، پوشش گیاهی، دما، بارش، رطوبت خاک، فاصله از جاده، روستا، گسل، کاربری اراضی، فاصله از آبراهه در قالب سه گروه اصلی (اقلیمی، انسانی و محیطی) طبقهبندی شدند. ابتدا با استفاده از مدل ANP و نرمافزار Super Decisions وزن هر یک از معیارها (با استفاده از پرسشنامه و 30 نفر کارشناس و خبره) بر اساس مقایسههای زوجی و روابط داخلی و بیرونی میان آنها محاسبه گردید. سپس با بهرهگیری از محیط GIS، لایههای اطلاعات مکانی مربوط به هر شاخص تهیه و پردازش شده و با استفاده از ابزارRaster Calculator وزن نهایی هریک از لایهها وارد تلفیق شدند. در گام بعد نقشه نهایی پهنهبندی مکانیابی پادگان به پنج طبقه از «کاملا مناسب» تا «کاملا نامناسب» تقسیم گردید.
یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد که حدود 30 درصد از کل منطقه مورد مطالعه در طبقه کاملا مناسب و مناسب، قرار دارد که عمدتاً در بخشهای مرکزی و غربی شهرستان واقع شدهاند. در مقابل مناطق نسبتا مناسب در حدود 30 درصد منطقه را شامل میشود که عمدتا بخشهای شمالی و قسمتهای میانی منطقه را دربر میگیرد. همچنین 40 درصد از مساحت کل منطقه نیز در طبقه نامناسب و کاملا نامناسب قرار دارد که بخش عمده آن شمال و جنوب شهرستان را دربر میگیرد. یافتههای این تحقیق میتواند به عنوان ابزاری مؤثر در فرایند تصمیمگیری نهادهای دفاعی و مدیریت شهری جهت استقرار بهینه پادگانها مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی نقش زیرساخت های گردشگری در توسعه گردشگری فرهنگی-میراثی (مطالعه موردی: مجموعه میراث جهانی تخت سلیمان)
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 183-197
مظفر عباس زاده، راحله پروین
چکیده زمینه و هدف: گردشگری فرهنگی-میراثی بر وجه ممیز فرهنگ هر جامعه ای در نمایاندن هویت اجتماع آن حائز اهمیت می باشد. عدم رضایت بازدیدکنندگان از زیرساخت ها، ماهیت میراث را دچار اختلال می گرداند. از اینرو، اعتنا به مقوله زیرساخت های گردشگری در راستای ارتقاء آگاهی، یکی از زمینه های اثربخش در توسعه گردشگری فرهنگی-میراثی را فراهم می آورد. مجموعه میراث جهانی تخت سلیمان بسبب سرمایه های فاخر واقع در شهرستان تکاب استان آذربایجان غربی، هرساله پذیرای گردشگران داخلی و خارجی می باشد، لیکن، از لحاظ کیفیت زیرساخت های گردشگری واجد تمرکز می باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر در پی پاسخ پرسش "شاخص های بررسی میزان کیفیت زیرساخت ها در حوزه گردشگری فرهنگی میراثی کدامند؟" به نقش زیرساخت ها می پردازد. همچنین پاسخ به پرسش "از دیدگاه گردشگران وضعیت کیفیت هریک از زیرساخت های گردشگری فرهنگی-میراثی در منطقه میراث جهانی تخت سلیمان در چه سطحی است؟" در تبیین دستیابی به اصول توسعه گردشگری در این مجموعه ارزشمند مورد تفحص قرار گرفت. روش پژوهش بصورت آمیخته (کیفی-کمی) از نوع کاربردی با بهره گیری از پرسش های ساختاریافته در قالب پنج گزینه ای لیکرت در نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت و 57 متغیر درونی و بیرونی 7 سطح در راستای بررسی معضلات در کیفیت زیرساخت ها شناسایی گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج، معادلات ساختاری نرم افزار LISREL نشاندهنده عدم رضایت گردشگران از کیفیت اطلاع رسانی، تبلیغات و همچنین کیفیت امکانات اقامتی- فراغتی در این وجوب اهتمام به زیرساخت ها را در توسعه گردشگری فرهنگی میراثی مجموعه میراث جهانی تخت سلیمان توسط مراجع ذینفع معطوف می نماید.
7.تحلیل شاخص های مستعد رویکرد CPTED درفضاهای شهری (مورد پژوهی: اراضی شرق بازار تاریخی ارومیه)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 98-112
مظفر عباس زاده، راحله پروین
چکیده زمینه و هدف: مبادرت به جرم بعنوان مغلق اجتماعی، علیرغم تراکم و انسجام اجتماعی در ایجاد فضاهای اجتماع گریز در پی حضور فضاهای بی دفاع و رها شده در ادراک کاربران فضاهای عمومی رخنه نموده است. از این حیث، مقوله ایجاد حس امنیت در طراحی محیطی با رویکرد CPTED در فضاهای عمومی شهری بلاخص حرایم بافت های تاریخی شایان توجه می باشد. در این میان، بازارهای تاریخی که بعنوان یکی از مراکز تعاملات و تقابلات شهروندان قراردارند، بایستی در زمره سیاست های شهری در راستای بهسازی و بازآفرینی فضاهای امن قرار گیرند.
روش بررسی: در این راستا پژوهش حاضر، با رویکردی کاربردی با روش آمیخته (کیفی-کمی) و با هدف پاسخ به پرسش اصلی" بهره وری از فرآیند (CPTED) در احساس امنیت کاربران فضاهای حریم شرق بازار تاریخی ارومیه به چه میزان است؟" به بررسی اراضی شرق بازار تاریخی شهر ارومیه پرداخت. بدینسان با توزیع پرسشنامه در جامعه آماری 110 نفر از کنشگران بطور تصادفی، پاسخ 86 نفر را مطابق فرمول کوکران مورد پذیرش قرار می دهد.
یافته ها و نتیجه گیری: تحلیل های صورت پذیرفته در نرم افزار SPSS از سنجه های رویکردهای نسل اول CPTED گویای تاثیر متغیر قلمروگرائی با مقدار 0.625 در بالاترین درجه و مدیریت و نگهداری با مقدار 0.194 در پایین ترین درجه می باشد. بنابراین نتایج حاکی از آنست که، نگرش به تئوری پنجره های شکسته و نظریه مکان-جرم در بهسازی اراضی شرق بازار تاریخی ارومیه در ایجاد فضاهای امن اجتماع پذیر حائز توجه خواهد بود. بدین گونه، پیشنهادهای راهگشای پژوهش های آتی را ارائه می نماید.
ارزیابی نقش و کاربرد پژوهشهای عملیاتی در مکانیابی صحیح جایگاههای سوخت (پمپهای بنزین)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 78-90
سید کامران یگانگی
چکیده زمینه و هدف: شبکه جایگاه های سوخت رسانی وسایل نقلیه شهری به عنوان یکی از مراکز مهم خدمات شهری، به شمار می رود. امّا امروزه با نارسائی های گسترده ای روبرو می باشدکمبود. ظرفیت سوخت رسانی، عمدتاً به سبب توزیع نامناسب جغرافیایی، جوابگوی نیازها نمی باشد لذا لازمست جهت ارائه الگوی توسعه شبکه جایگاههای سوخت شهری با بررسی مطالعات مدل مکانیابی بهینه جایگاهها مورد بررسی قرار گیرد تا توزیع صحیح جایگاهها در سطح شهر علاوه بر جلوگیری از مشکلاتی که در آینده بر شهر تحمیل میگردد، مانع از اتلاف انرژی و بهره وری از امکانات و منابع موجود گردد.با رشد جمعیت به ویژه در شهرهای بزرگ، حجم تقاضا برای خدمات عمومی افزایش یافته است. همچنین نیاز به اعمال ایجاد جایگاه های متعدد سوخت، بیش از گذشته احساس می شود. انتخاب مکان مناسب یکی از مهمترین جنبه های موفقیت کسب و کار است. مهم ترین مشکل در زمینه ارائه خدمات در این بخش، عدم توزیع مناسب جایگاه ها از نظر کمی و محدود بودن شعاع عملکردی ایستگاه ها است. روش بررسی: پژوهش مورد نظر دارای رویکرد توسعهای – کاربردی و روش تحقیق ترکیبی(توصیفی، تحلیلی، و میدانی) است. یافته ها و نتیجه گیری: در نتیجه ضروری است که توزیع کمی و کیفی جایگاههای سوخت مورد بررسی قرار گیرد. در صنعت سوخت، مسئله انتخاب محل پمپ بنزین شامل عوامل کمی و کیفی متعددی از جمله تعداد ایستگاه های دیگر در منطقه، جهت تردد، ترکیب اجتماعی منطقه مسکونی اطراف، و محدود شدن ساختار جایگاه است. انتخاب مکان به طور قابل توجهی بر موفقیت کسب و کار تأثیر می گذارد. به طور خاص، انتخاب مکان برای جایگاههای سوخت با محدودیتهای سرمایهگذاری در تسهیلات و معیارهایی که شامل یک سری خدمات اجتماعی است مشخص میشود. هدف از این مقاله معرفی برخی از تکنیک های رایج پژوهش عملیاتی در مکان یابی پمپ های بنزین می باشد.
مدلسازی نقش عوامل جغرافیایی در پراکنش سرطان دستگاه گوارش در استان لرستان
دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 1-16
نرگس ابدالی قلائی
چکیده زمینه و هدف: سرطان یکی از شایعترین علل مرگومیر در سراسر جهان است. همواره نقش عوامل طبیعی و جغرافیایی در نحوه و چگونگی توزیع و اثرات آن بر کانونهای بیماری و نقش فرآیندهای طبیعی در تغییرات بنیادی و انسانها و نیز بیماریهای مرتبط با انسان، حتی در مکانهایی که این تأثیرات بهوضوح در مرگومیر یا نابودی زیستگاهها و خود استان مشخص باشد، نمود کمرنگی دارد.
روش بررسی: این پژوهش از نظر ماهیت هدف کاربردی و از لحاظ روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی مبتنی بر مطالعات میدانی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلابه سرطان دستگاه گوارش که بین سالهای 1396-1393 تشخیص و در سامانه سیما سرطان (سامانه یکپارچهسازی مدیریت الکترونیک) ثبتشده و در استان لرستان اقامت دائم داشتهاند بهصورت سرشماری وارد مطالعه شدهاند در ادامه برای دستیابی به اهداف پژوهش شاخصهای مرتبط با نقش عوامل جغرافیایی در پراکنش سرطان دستگاه گوارش شاخصهای (متوسط بارش سالانه، پوشش گیاهی، میانگین دمای سالانه، میانگین ساعات آفتابی و مناطق اقلیمی) استخراج گردید جهت بررسی و نقش عوامل جغرافیایی در طبقهبندی و توزیع این شاخصهای از آزمونهای تی تک نمونهای، همبستگی پیرسون، و آزمون فریدمن استفاده گردید. در ادامه نیز جهت تبیین مدل از طریق رگرسیون وزندار جغرافیایی استفاده و سطح و وضعیت این اثرات در نرمافزار Arc GIS استفاده شد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مهمترین مؤلفه تأثیرگذار بر متغیر پراکنش سرطان، مؤلفه پوشش گیاهی با ضریب 91/0 درصد بود که این متغیر بهخوبی وضعیت اثرگذاری را تبیین میکند. همچنین نتایج اثرگذاری عوامل جغرافیایی بهگونهای بود که شهرستان خرمآباد و بروجرد بیشترین اثر، شهرستانهای کوهدشت، دلفان و الیگودرز و دورود اثر متوسط و شهرستانهای سلسله، پلدختر و ازنا کمترین اثرگذاری را از عوامل جغرافیایی پذیرفته بودند.
تحلیلی بر نابرابریهای فضایی با رویکرد آمایش سرزمین (مطالعهی موردی: استان بوشهر)
دوره 2، شماره 1، بهار 1400، صفحه 1-16
توران احمدی، یحیی جعفری، ابراهیم رحیمی
چکیده استان بوشهر با برخورداری از توان بالقوه و بالفعل محیطی و اقتصادی، در زمینه ی توسعه با توزیع ناعادلانهی امکانات و خدمات در کنار موقعیت مرزی با عدم تعادل فضایی و چالشهای اجتماعی روبهرو است. توسعهی استان در نظام برنامهریزی میتواند نقش تعیینکنندهای در پایداری و امنیت پایدار منطقهی جنوب داشته باشد. هدف گذاری پژوهش از نوع کاربردی و روش شناسی آن توصیفی و تحلیلی است. ابتدا اوزان شاخص ها به روش FUZZY محاسبه و سپس با استفاده از مدل VIKOR شهرستانها اولویتبندی شده است. مطابق تحلیلها، شهرستان بوشهر برخوردارترین شهرستان استان و در رتبهی بعدی شهرستانهای عسلویه، کنگان و جم قرار دارند. شهرستان دشتستان نیز پایینترین سطح برخورداری را دارد. صنعت به عنوان بخش پیشروی اقتصادی بیش ترین نقش را در تعیین سطح توسعه ی شهرستانها و همچنین ایجاد عدم تعادلها ایفا کرده است. بارگذاری بیش از ظرفیت صنعت در شهرستانها موجب بروز آلودگیها و آثار مخرب زیستمحیطی شده و ساختار نظام سکونتگاهی را با چالش و تهدیدهای اساسی روبهرو خواهد کرد همچنین عدم تعادلهای ایجاد شده پیامدهایی نظیر بیکاری، فقر، ناامنی و ناپایداری سکونتگاهها را به وجود خواهد آورد. برنامهریزی در قالب آمایش سرزمین در ایجاد ساختار فضایی متعادل منطقه ضروری تشخیص داده میشود. از مهمترین پیشنهادهای پژوهش میتوان به بهرهگیری از تمام ظرفیتهای استان در راستای تعادل بخشی اشاره کرد به طوری که شمال محدوده از ظرفیت و توان بالایی در زمینهی گردشگری برخوردار است که در صورت بهرهگیری از آن میتواند نقش بسزایی در بهبود و تعادل بخشی منطقه داشته باشد.
بررسی عملکرد تأثیر بهسازی بافتهای فرسودهی شهری بر کیفیت زندگی محلهی نارنجباغ شهر نکا استان مازندران
دوره 2، شماره 1، بهار 1400، صفحه 59-77
حسن احمدی، اسداله دیوسالار، مریم مومن پور آکردی
چکیده با توجه به نقاط قوتی که بهسازی بافتهای فرسوده در استان مازندارن و بهخصوص شهرستان نکا از قبیل رشد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بهوجود میآورد، هنوز با چالشهای مهمی در زمینههای تخریب فیزیکی و محیطی، محرومیت اجتماعی، ناامنی، بیکاری، نابرابریهای اقتصادی، کمبود مسکن و ترافیک روبرو میباشد که این مشکلات کیفیت زندگی شهری را به شدت در این نقاط کاهش داده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بهسازی بافت فرسوده بر زندگی شهری با رتبهبندی عوامل تأثیر گذار توسط تکنیکهای دیمتل فازی و ویکتور فازی پرداخته است. این پژوهش بنابر ماهیت، توصیفی- پیمایشی و از نوع تحقیقات کاربردی است. در بخش جمعآوری اطلاعات وضع موجود در شیوهی میدانی، از پرسشنامه، جامعه آماری پژوهش جمعیت ساکن در محلات نارنجباغ شهرستان نکا و حجم نمونه برابر با 381 نفر از شهروندان است. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزارهای آماری Excel،SPSS و جهت کشف و مطلوبیت متغیرها از آزمون آماری معادلات ساختاری، برای اثبات فرضیهها از آزمون رگرسیون و در ادامه با تکنیک دیمتل فازی به رتبهبندی معیارها و شاخصها پرداخته شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که بهسازی بافت فرسوده بر کیفیت زندگی شهری شهروندان نارنجباغ اثرگذار است و ارتباط مستقیم دارد به این معنا که هرچه میزان بهسازی و بازسازی بافت فرسوده و یا به تعبیری هرچه بافت سکونتگاها از کیفیت بهتری برخوردار باشد، کیفیت زندگی در این گونه بافتها از سرزندگی و سلامت بیشتری برخوردار است و ساکنان رضایت بیشتری از زندگی دارند.
