موضوعات = برنامه ریزی شهری
برنامه ریزی شهری

نقش پارک‌ های شهری بر ارتقای سلامت فردی شهروندان در چارچوب کیفیت زندگی شهری (مطالعه موردی: پارک سرچشمه فرخشهر)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 اردیبهشت 1405

فاطمه محسن پور

چکیده چکیده
زمینه و هدف: پارک‌های شهری نقشی مهم در ارتقای کیفیت زندگی و سلامت شهروندان دارند؛ با این حال تأثیر تفکیکی ابعاد محیطی، اجتماعی و کالبدی–فضایی این فضاها بر سلامت فردی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ابعاد مختلف پارک‌های شهری در ارتقای سلامت فردی شهروندان، با تمرکز بر پارک سرچشمه فرخشهر انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی است. داده‌های مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته جمع‌آوری شد که روایی محتوایی آن توسط خبرگان تأیید و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد. برای تحلیل داده‌ها و پاسخ به سؤالات پژوهش از آزمون همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون چندگانه در نرم‌افزار SPSSاستفاده شد.
یافته‌ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد بین مؤلفه اجتماعی و سلامت فردی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (p<0.05)و بین مؤلفه کالبدی–فضایی و سلامت فردی نیز رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد؛ در حالی‌که رابطه مؤلفه محیط‌زیستی با سلامت فردی از نظر آماری معنادار نبود (p>0.05)نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد مدل پژوهش برای پیش‌بینی سلامت فردی معنادار است (F=3.198,p<0.01)و ابعاد پارک‌های شهری در مجموع 9/7 درصد از واریانس سلامت فردی را تبیین می‌کنند. بر اساس ضرایب استاندارد شده، بعد کالبدی–فضایی(β=0.156,p=0.008)و بعد اجتماعی(β=0.154,p=0.015)بیشترین اثر مثبت و معنادار را بر سلامت فردی شهروندان دارند، در حالی‌که بعد محیط‌زیستی اثر معناداری نشان نداد(p=0.386).
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد کیفیت کالبدی–فضایی فضا و فراهم‌سازی بستر تعاملات اجتماعی در پارک‌های شهری از عوامل مهم ارتقای سلامت فردی شهروندان است. از این رو توجه به بهبود طراحی فضایی و تقویت فضاهای اجتماعی در برنامه‌ریزی و مدیریت پارک‌های شهری می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای سلامت و کیفیت زندگی شهروندان ایفا کند.

برنامه ریزی شهری

نگاهی تحلیلی و تطبیقی به آیات قرآن کریم در سوره قریش و سلسله مراتب نیاز های آبراهام مازلو وکاربردآن در فضای شهری (نمونه موردی: شهر کرمانشاه)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 اردیبهشت 1405

حامد عباسی، علی قبادی، ثریا رضازاده

چکیده زمینه و هدف: قرآن کریم با پیشی‌گرفتن زمانیِ چهارده‌قرنی بر نظریات روان‌شناسی مدرن نظیر هرم آبراهام مازلو، منظومه‌ای جامع از وجوه جسمانی و روحانی انسان را تبیین کرده است که تجلی عینی آن در «سوره قریش» و ترسیم چهار رکن «گرسنگی، امنیت، همبستگی و عبادت» مشهود است؛ چنان‌که خداوند متعال با یادآوری نعمت تأمین معاش و امنیت به قوم قریش، آنان را به پرستش فرامی‌خواند و بدین‌سان، الگویی واقع‌گرایانه از سلسله‌مراتب نیازها را ارائه می‌دهد که در آن، ارضای نیازهای پایه برای عموم مردم، مقدمه‌ای ضروری جهت نیل به شکوفایی روحی است. در مقام مقایسه، برخلاف روان‌شناسی غربی که در بحث نیازهای اجتماعی غالباً از تأثیر «بستر محیطی» غفلت ورزیده، آموزه‌های اسلامی با تأکید راهبردی بر اجتماعات مکان‌مندی همچون مساجد، نمازهای جمعه و حقوق همسایگی، مفهوم انتزاعی نیاز اجتماعی را به عینیت کالبدی پیوند زده و «شهر» را از یک سکونتگاه صرف، به کانونی اجتماعی و بستری مقدس برای تجلی ابعاد ملکوتی وجود انسان ارتقا داده است
متدلوژی: این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه‌ای، و با استناد به آیات کتاب مقدس الهی، به واکاوی معنایی و تفسیری سوره قریش و هم‌سنجی آن با نظریه آبراهام مازلو پرداخته است.
یافته‌ها و نتایج: یافته‌های حاصل از این کنکاش نظری بیانگر آن است که فرآیند تأمین نیازهای ضروری انسان نه تنها مغایرتی با دین ندارد، بلکه مورد توصیه اکید قرآن قرار گرفته است. نتیجه‌گیری نهایی نشان می‌دهد که رعایت سلسله‌مراتب نیازها (از مادی به معنوی) برای عموم انسان‌ها یک قاعده طبیعی و پذیرفته شده است؛ هرچند آنان که از درجات بالای حکمت و فضل الهی بهره‌مندند (خواص)، ممکن است سیری متفاوت داشته و حتی در فقدان نیازهای پایه نیز، بر مدار تعالی روحی حرکت کنند. همچنین سوره قریش جایگاه معیشت و امنیت را به‌عنوان بستر تعالی انسانی تبیین کرده و شهر اسلامی را محیطی تربیتی، معنوی و انسان‌ساز معرفی می‌کند. بدین ترتیب، شهر مطلوب در منطق اسلامی نه صرفاً محل سکونت، بلکه زمینه تحقق «حیات طیبه» و پرورش انسان الهی است.

برنامه ریزی شهری

اولویت‌بندی شاخص‌ها و معیارهای هوشمندسازی حمل‌و‌نقل درون‌شهری با تاکید برتاب‌آوری شهری (نمونه موردی: شهر اهواز)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 خرداد 1405

مصطفی محمدی ده چشمه، دانیال لطفعلی زاده

چکیده زمینه و هدف: هوشمندسازی حمل‌ونقل درون‌شهری با تأکید بر تاب‌آوری شهری به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین ارکان مدیریت زیرساخت و توسعه پایدار، پیوندی ناگسستنی با ظرفیت شبکه‌های ارتباطی در تحمل، انطباق و حفظ عملکرد مطلوب در برابر شوک‌های بیرونی و تنش‌های محیطی دارد. در این میان، چالش‌های خاص کلان‌شهر اهواز نظیر شرایط سخت اقلیمی، پدیده مخرب ریزگردها و گره‌های ترافیکی متمرکز، آسیب‌پذیری‌های ساختاری و عملکردی ویژه‌ای را به شبکه حمل‌ونقل تحمیل می‌کند که نیازمند رویکردی فراتر از مدیریت سنتی ترافیک است. پژوهش حاضر با هدف اولویت‌بندی شاخص‌ها و معیارهای هوشمندسازی حمل‌ونقل درون‌شهری در راستای ارتقای توانمندی کلان‌شهر اهواز برای مواجهه با ابعاد چندگانه این چالش‌ها و تحلیل ظرفیت‌های تاب‌آورانه زیرساخت‌های ارتباطی آن انجام شده است.
متدلوژی: پژوهش حاضر با بهره‌گیری از رویکردی ترکیبی (کیفی-کمّی) انجام شده است. در بخش کیفی، از طریق مصاحبه با خبرگان و متخصصان حوزه‌های برنامه‌ریزی شهری، حمل‌ونقل هوشمند و مدیریت بحران در کلان‌شهر اهواز، شاخص‌های اولیه شناسایی شدند. در بخش کمّی، از روش «SIWES» که یک روش وزن‌دهی چندمعیاره است، به‌منظور وزن‌دهی و اولویت‌بندی شاخص‌های شناسایی‌شده بر اساس نظرات خبرگان استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل: خبرگان، اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان فعال در زمینه‌های مدیریت شهری، مهندسی ترافیک، فناوری‌های شهر هوشمند و تاب‌آوری شهری در شهر اهواز بوده است. نمونه آماری در بخش کیفی به‌صورت هدفمند و در بخش کمّی با استفاده از روش نمونه‌گیری قضاوتی انتخاب شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که بر اساس اولویت‌بندی شاخص‌های هوشمندسازی حمل‌ونقل اهواز، معیارهای «مدیریت و عملیات» و «زیرساخت و کالبد» به‌عنوان خط مقدم واکنش به بحران، بالاترین اهمیت استراتژیک را دارند؛ در مراتب بعدی، مؤلفه‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و فناوری به‌عنوان ارکان پشتیبانِ سیستم عمل کرده و پایداری بلندمدت آن را در برابر شوک‌ها تضمین می‌کنند. همچنین، رتبه پایینِ «تاب‌آوری اجتماعی» نشان‌دهنده یک رویکرد تقدم‌گراست؛ بدین معنا که اثربخشیِ آموزش و مشارکت شهروندان، کاملاً منوط به تثبیت و آماده‌سازی زیرساخت‌های سخت‌افزاری است و در نهایت، گذار از یک مدل انفعالی به تاب‌آوری پیش‌دستانه، تنها در گرو ایجاد تعادلِ پایدار میان توسعه ظرفیت‌های فیزیکی-مدیریتی و ارتقای سواد دیجیتال و مشارکت عمومی خواهد بود.

برنامه ریزی شهری

آینده‌نگاری اثرات کیفیت محیط شهری بر ارتقای نشاط و بهره‌وری نیروی انسانی (مطالعه موردی: کلینیک و پاراکلینیک بیمارستان امام خمینی شهر اهواز)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 خرداد 1405

فرناز پیشگر

چکیده زمینه و هدف: در عصر حاضر، پایداری و کیفیت فضاهای شهری به عنوان بستری حیاتی، نقشی تعیین‌کننده در بازیابی توان ذهنی و سلامت روانی نیروی کار ایفا می‌کند. با توجه به شرایط اقلیمی و چالش‌های زیست‌محیطی کلان‌شهر اهواز، واکاوی چگونگی تعامل محیط شهری با مولفه‌های روانی کادر درمان، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای مدیریت بهینه سرمایه‌های انسانی است. این پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد آینده‌نگاری، به دنبال تبیین رابطه میان کیفیت فضای شهری و ارتقای نشاط و بهره‌وری کارکنان کلینیک و پاراکلینیک بیمارستان امام خمینی است تا افق‌های نوینی را در طراحی محیط‌های حامی سلامت ترسیم نماید.
متدلوژی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، در زمره پژوهش‌های آینده‌پژوهی و از نظر روش‌شناسی، مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی است. در گام نخست، با تکیه بر مطالعات اسنادی و تکنیک دلفی با مشارکت پنلی از ۵۰ نفر از مدیران بیمارستانی، سیاست‌گذاران شهری و خبرگان حوزه سلامت و روان‌شناسی محیطی، ۵ محور اصلی، ۱۰ شاخص و ۳۴ زیرشاخص کلیدی در راستای تبیین رابطه کیفیت محیط شهری و بهره‌وری کادر درمان استخراج گردید. سپس با بهره‌گیری از روش تحلیل اثرات متقاطع (Cross-Impact Analysis) و پردازش داده‌ها در نرم‌افزار MICMAC، میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متغیرها بر یکدیگر مورد سنجش و تحلیل ساختاری قرار گرفت تا ضمن شناسایی پیشران‌های راهبردی و نقاط بحرانی، چشم‌انداز آینده کیفیت محیط شهریِ پیرامون کلینیک و پاراکلینیک بیمارستان امام خمینی اهواز در راستای ارتقای نشاط و بهره‌وری نیروی انسانی ترسیم گردد.
یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که ارتقای نشاط و بهره‌وری کادر درمان بیمارستان امام خمینی اهواز، تابعی مستقیم از کیفیت محیط شهری پیرامون است و تنها با رویکردهای بخشی محقق نمی‌شود. پیشران‌های کلیدی مانند مدیریت آلودگی‌ها و پیوستگی بافت، نقشی راهبردی در این اکوسیستم دارند که با اثرگذاری دومینویی، تاب‌آوری شغلی و سلامت روان را ارتقا می‌دهند. دستیابی به چشم‌انداز ۱۴۰۵ نیازمند مدیریت متغیرهای بحرانی در تعامل «بیمارستان-شهر» و استفاده از تحلیل اثرات متقاطع است. بنابراین، اصلاح ساختار کالبدی و تقویت سرزندگی محیط پیرامونی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای تعالی سازمانی و بهبود کیفیت زیست‌حرفه‌ای کارکنان است.

برنامه ریزی شهری

تبیین چارچوب راهبردی تحول‌پذیری و توسعه آینده‌نگر شهرسازی کلان‌شهر تبریز در مواجهه با کلان‌روندهای جهانی بر پایه تحلیل SWOT

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 تیر 1405

محمد رضا پورمحمدی، رسول قربانی، یحیی بهبودی

چکیده کلان‌شهر تبریز در دهه‌های اخیر تحت تأثیر مجموعه‌ای از کلان‌روندهای جهانی و داخلی، دگرگونی‌های گسترده‌ای را در ساختار فضایی و کالبدی خود تجربه کرده است. روندهایی نظیر جهانی‌شدن اقتصاد، پیشرفت فناوری‌های نوین، توسعه شهرنشینی، گسترش شهرهای هوشمند، افزایش ساخت‌وسازهای عمودی، تشدید نگرانی‌های زیست‌محیطی و پیامدهای تغییرات اقلیمی، همراه با عوامل درون‌زایی مانند گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی، فرسودگی بافت‌های شهری، رواج آپارتمان‌نشینی و ضعف مدیریت زمین شهری، موجب پیچیده‌تر شدن فرآیند توسعه شهری شده‌اند. در این میان، تبریز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز تاریخی، صنعتی و فرهنگی ایران، نمونه‌ای شاخص از تعامل میان نیروهای جهانی و محلی به شمار می‌رود. با وجود وقوع تحولات قابل توجهی همچون توسعه برج‌سازی، گسترش حاشیه‌نشینی و آغاز برخی برنامه‌های هوشمندسازی، این تغییرات فاقد یک چارچوب راهبردی منسجم شکل گرفته‌اند.
هدف این پژوهش ارزیابی تحول‌پذیری و آینده شهرسازی تبریز از منظر ابعاد فضایی و کالبدی در مواجهه با کلان‌روندهای مؤثر و ارائه چارچوبی راهبردی برای هدایت توسعه آینده شهر است. مطالعه حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و کاربردی انجام شده و داده‌های آن از طریق پرسشنامه‌ای ساختارمند شامل 100 سؤال در ارتباط با 20 کلان‌روند جهانی و داخلی گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش را 50 نفر از متخصصان و کارشناسان حوزه شهرسازی، برنامه‌ریزی شهری و مدیریت شهری تبریز تشکیل داده‌اند. داده‌ها با استفاده از مقیاس لیکرت پنج‌درجه‌ای جمع‌آوری و به کمک شاخص‌های آماری توصیفی و تحلیلی مورد بررسی قرار گرفتند. برای تحلیل راهبردی نیز از ماتریس SWOT کمی‌شده استفاده شد تا نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای مؤثر بر آینده شهرسازی تبریز شناسایی و اولویت‌بندی شوند.
نتایج پژوهش نشان می‌دهد که کلان‌روندهای مورد بررسی تأثیری متوسط تا نسبتاً زیاد بر ساختار کالبدی و کیفیت محیط شهری تبریز داشته‌اند. در این میان، توسعه عمودی و برج‌سازی بی‌ضابطه با میانگین بالاترین امتیاز، به‌عنوان مهم‌ترین عامل تهدیدکننده هویت شهری، سیمای کالبدی و انسجام بصری تبریز شناخته شد. گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی و بافت‌های فرسوده از عوامل اصلی تشدید نابرابری‌های فضایی، گسست اجتماعی و ناهماهنگی در توسعه شهری ارزیابی شدند. در مقابل، فناوری‌های نوین، هوشمندسازی شهری و رویکردهای مبتنی بر تاب‌آوری، ظرفیت قابل توجهی برای بهبود بهره‌وری انرژی، ارتقای کیفیت محیط شهری، کاهش آلودگی و افزایش توان سازگاری شهر با مخاطرات آینده نشان دادند.
تحلیل ماتریس SWOT بیانگر آن است که تبریز در موقعیت راهبردی «اصلاحی–تهاجمی» قرار دارد. مهم‌ترین نقاط قوت شهر شامل تنوع فضایی–کالبدی، ظرفیت بازآفرینی شهری، موقعیت منطقه‌ای مناسب و وجود زیرساخت‌های اولیه فناوری است. در مقابل، نابرابری فضایی، رشد عمودی کنترل‌نشده، گسترش اسکان غیررسمی و ضعف مدیریت یکپارچه شهری مهم‌ترین نقاط ضعف محسوب می‌شوند. فرصت‌های پیش‌روی شهر نیز شامل گسترش گفتمان توسعه پایدار، عدالت فضایی، فناوری‌های نوین ساخت‌وساز و رویکردهای تاب‌آوری شهری است، در حالی که تغییرات اقلیمی، فشار سرمایه‌گذاری‌های سوداگرانه و تضعیف هویت کالبدی از مهم‌ترین تهدیدها به شمار می‌روند. بر این اساس، راهبردهای پیشنهادی پژوهش بر کاهش نابرابری‌های فضایی، ساماندهی سکونتگاه‌های غیررسمی، بازآفرینی بافت‌های ناکارآمد، هدایت رشد عمودی در چارچوب توسعه پایدار، جذب سرمایه‌گذاری پایدار و تقویت تاب‌آوری شهری تأکید دارند. تحقق آینده‌ای پایدار برای تبریز مستلزم سیاست‌گذاری یکپارچه، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و تدوین برنامه‌های منطبق با ویژگی‌های محلی و الزامات جهانی است.

برنامه ریزی شهری

مدل‌سازی معادلات ساختاری عوامل مؤثر بر زیست‌پذیری محلات شهری موردمطالعه: محله سرداب شهر نهاوند

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 تیر 1405

زهرا بحیرایی، کیانوش ذاکرحقیقی

چکیده مقدمه: زیست‌پذیری به‌عنوان دستیابی به قابلیت زندگی مطلوب در فضاهای شهری، مفهومی با سابقه چند دهه در دانش شهرسازی است. توجه به عوامل مؤثر بر زیست‌پذیری به‌ویژه در محله‌های قدیمی و ناکارآمد شهری، نقش مهمی در ارتقای کیفیت زندگی ساکنان دارد. هدف این پژوهش شناسایی شاخص‌های بومی و ابعاد زیست‌پذیری و بررسی نحوه اثرگذاری آن‌ها بر یکدیگر در محله سرداب شهرستان نهاوند است، که در محدوده بافت فرسوده‌ شهری قرار گرفته ‌است.
روش‌شناسی تحقیق: این پژوهش در چارچوب پارادایم پوزیتیویستی و با رویکرد کمی انجام شده و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی است. داده‌ها به دو روش کتابخانه‌ای و میدانی گردآوری شده‌اند. در بخش میدانی، اطلاعات از طریق توزیع پرسش‌نامه میان 240 نفر از ساکنان محله جمع‌آوری شد. به‌منظور تحلیل روابط بین متغیرها و سنجش میزان اثرگذاری شاخص‌ها، از مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار AMOS Graphics استفاده شده است.
یافته‌ها و بحث: یافته‌ها نشان می‌دهد که در بعد اجتماعی، شاخص مشارکت و همبستگی بیشترین اثرگذاری را دارد؛ در بعد اقتصادی، شاخص حمل‌ونقل عمومی مؤثرترین عامل است و در بعد زیست‌محیطی، فضاهای سبز و باز بیشترین تأثیر را بر زیست‌پذیری محله دارند. همچنین معناداری و شدت اثر هر شاخص در قالب مدل معادلات ساختاری ارزیابی شده است.
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها نتیجه‌گیری می‌شود که در ارتقای زیست‌پذیری در مقیاس محله، بومی‌سازی شاخص‌ها متناسب با نیازهای محلی و توجه همزمان به سطح معناداری و میزان اثرگذاری آن‌ها بر ابعاد مختلف زیست‌پذیری ضروری است و می‌تواند در برنامه‌ریزی و مدیریت توسعه محله‌ای مورد استفاده قرار گیرد.

برنامه ریزی شهری

چارچوبی برای ارزیابی محیط‌های شهری دوستدار سالمند در ایران: شواهدی از کلان‌شهر مشهد

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 تیر 1405

رستم صابری فر، ابوالفضل بهنیافر، هومر شکری

چکیده روند فزاینده سالمندی جمعیت، ضرورت بازنگری در الگوهای برنامه‌ریزی و مدیریت شهری را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این میان، توسعه محیط‌های شهری دوستدار سالمند به‌عنوان بستری برای ارتقای کیفیت زندگی، استقلال فردی و مشارکت اجتماعی سالمندان اهمیت ویژه‌ای یافته است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی محیط‌های شهری دوستدار سالمند در شهر مشهد و ارائه چارچوبی بومی برای سنجش این محیط‌ها در شهرهای ایران انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی–توسعه‌ای و از نظر ماهیت توصیفی–تحلیلی بوده و با بهره‌گیری از رویکرد آمیخته، داده‌های اسنادی، میدانی و ادراکی را مورد بررسی قرار داده است. داده‌ها از طریق تحلیل اسناد، مشاهده ساختاریافته فضاهای شهری، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با سالمندان و متخصصان و پیمایش میدانی گردآوری و با روش‌های کمی و کیفی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که توزیع فضایی سالمندان در مشهد از الگوی ناهمگنی پیروی کرده و تمرکز بیشتری در مناطق مرکزی و قدیمی شهر دارد. همچنین وضعیت کلی شهر از منظر شاخص‌های سالمنددوستی در سطح متوسط رو به مطلوب ارزیابی شد، اما میان ابعاد مختلف آن توازن کافی مشاهده نشد. مؤلفه‌های اجتماعی نظیر احساس امنیت، روابط محلی و تعاملات اجتماعی وضعیت مطلوب‌تری نسبت به مؤلفه‌های کالبدی داشتند؛ در حالی که کیفیت پیاده‌روها، مناسب‌سازی فضاهای عمومی، دسترسی‌پذیری و برخی زیرساخت‌های شهری از مهم‌ترین چالش‌ها محسوب می‌شوند. افزون بر این، تفاوت‌های معناداری میان مناطق مرکزی و پیرامونی شهر بیانگر وجود نابرابری فضایی در بهره‌مندی از خدمات و امکانات شهری است. بر اساس نتایج، چارچوب پیشنهادی پژوهش در سه بعد کالبدی–فضایی، اجتماعی–ادراکی و مدیریتی–نهادی سازمان یافته و می‌تواند مبنایی برای ارزیابی و برنامه‌ریزی محیط‌های شهری دوستدار سالمند در شهرهای ایران فراهم سازد.

برنامه ریزی شهری

ارزیابی ظرفیت اراضی خاوران دانشگاه تبریز برای ایجاد ناحیه نوآوری با تاکید برمولفه‌های موثر بر آن

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 مرداد 1405

مریم کیانی، رسول قربانی، اکبر اصغری زمانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین مؤلفه‌های مؤثر در شکل‌گیری ناحیه نوآور کشاورزی دانش‌بنیان و ارزیابی چندبعدی ظرفیت اراضی خاوران دانشگاه تبریز انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی است و با رویکرد آمیخته اکتشافی-ارزیابانه سامان یافته است. در مرحله نخست، با استفاده از مطالعات اسنادی، مرور مبانی نظری و بررسی تجارب داخلی و خارجی، مؤلفه‌ها و شاخص‌های ناحیه نوآور کشاورزی استخراج شد. بر این اساس، عناصر شکل‌دهنده این ناحیه در سه سطح عناصر پایه و بسترساز، عناصر عملکردی و نوآورانه، و عناصر پیونددهنده و حکمرانی صورت‌بندی و در قالب شش بعد کالبدی-فضایی، محیطی، علمی-فناورانه، اقتصادی، نهادی-حکمرانی و اجتماعی-شبکه‌ای عملیاتی شد. در مرحله دوم، ظرفیت اراضی خاوران (ایستگاه تحقیقاتی خلعت‌پوشان) با استفاده از ماتریس ارزیابی خبرگانی اهمیت-ظرفیت و نظر ۱۶ نفر از خبرگان بررسی گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که خاوران به‌واسطه وسعت و یکپارچگی اراضی، پیوند نهادی با دانشگاه تبریز و دانشکده کشاورزی، پیشینه آموزشی-پژوهشی و امکان ایجاد فضاهای آزمون و آزمایشگاه زنده، از ظرفیت اولیه مناسبی برخوردار است. بااین‌حال، بیشترین شکاف اهمیت-ظرفیت در بعد نهادی-حکمرانی و سپس در ابعاد محیطی، اجتماعی-شبکه‌ای و اقتصادی مشاهده شد. نتایج نشان می‌دهد مسئله اصلی خاوران فقدان ظرفیت اولیه نیست، بلکه ضعف در راهبری مشترک، هماهنگی نهادی، مدیریت پایدار منابع، شبکه‌سازی بازیگران و اتصال دانش به بازار است. بنابراین، تحقق این ناحیه مستلزم ایجاد نهاد راهبر، تدوین نقشه راه راهبردی-فضایی، تقویت زیرساخت‌های نوآوری، پایداری محیطی و مشارکت فعال دانشگاه، بهره‌برداران، بخش خصوصی و نهادهای اجرایی است.

برنامه ریزی شهری

مدل‌سازی موانع پیش‌روی پیاده‌مداری و اثر آن بر امنیت روانی شهروندان (مطالعه موردی: کلان‌شهر اهواز)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 مرداد 1405

سعید عبادوش

چکیده با توجه به نقش فضاهای انسان‌محور در ارتقای کیفیت زندگی، چالش‌های اقلیمی و کالبدی کلان‌شهر اهواز پیاده‌مداری را محدود ساخته و امنیت روانی شهروندان را با تهدید مواجه کرده است. لذا، مدل‌سازی این موانع و تحلیل پیامدهای آن، گامی ضروری جهت ارائه راهکارهای علمی برای طراحی فضاهای شهری تاب‌آور و بازیابی آرامش اجتماعی در این کلان‌شهر محسوب می‌شود. این پژوهش با رویکردی کاربردی و روش توصیفی ـ تحلیلی و گردآوری نظر 50 تن از متخصصان برنامه‌ریزی شهری، روان‌شناسی محیط و مدیران شهری اهواز طریق روش دلفی، و با استفاده از مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) و نرم‌افزار میک‌مک صورت گرفته است. در این پژوهش، 18مانع اصلی شناسایی شده است که بر پیاده‌مداری و امنیت روانی شهروندان در کلان‌شهر اهواز اثر می‌گذارند. روابط پیچیده و متقابل این موانع با رویکرد سیستمی و مدل‌سازی ساختاری بررسی شده است تا مشخص شود کدام‌یک از این موانع تأثیر و نفوذ ریشه‌ای‌تری بر سایر متغیرها و در نهایت بر وضعیت پیاده‌مداری و ارتقای امنیت روانی شهروندان دارد. نتایج پژوهش نشان داد موانع پیاده‌مداری در کلان‌شهر اهواز سیستمی به‌شدت درهم‌تنیده و چرخه‌ای معیوب از «متغیرهای پیوندی» را تشکیل می‌دهند که همواره تشدیدکننده یکدیگرند؛ به‌گونه‌ای که در این ساختار سلسله‌مراتبی، «نقص زیرساخت‌های کالبدی-اقلیمی (نظیر کمبود امکانات خنک‌کننده)» و «چالش‌های ادراکی-روانی» به‌عنوان ریشه‌ای‌ترین موانع (در سطح دوم) قرار داشته و مستقیماً موانع سطح اول شامل چالش‌های مدیریتی، ترافیکی و فرهنگی (مانند سلطه خودرومحوری) را ایجاد و کنترل می‌کنند. با توجه به این شبکه پیچیده، اتخاذ هرگونه راهبرد مداخله‌ای تک‌بعدی و مقطعی در لایه‌های سطحی محکوم به شکست بوده و در نهایت، توسعه پیاده‌مداری و ارتقای امنیت روانی شهروندان نیازمند رویکردی جامع و هم‌زمان است که پیش‌شرط موفقیت آن، اصلاح گره‌های کالبدی-اقلیمی در لایه پایه سیستم است.

برنامه ریزی شهری

ارزیابی طراحی مجتمع های مسکونی براساس شاخص‌های طرح انطباق شهری ساختمان (مطالعه موردی : مجتمع‌ مسکونی رضوان شهر زنجان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405

رضا حسنی، زهرا حسنی

چکیده بیان مسئله: مجتمع‌های مسکونی که به‌ عنوان راه‌حلی برای مشکلات مسکن و کنترل رشد افقی شهرها مطرح می‌شوند، دارای پیامدهای مثبت و منفی متعددی هستند.
اهداف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی عملکرد مجتمع‌ مسکونی رضوان شهر زنجان بر اساس شاخص ها و معیارهای طرح انطباق شهری انجام شد.
روش پژوهش: روش تحقیق از نوع کاربردی- تطبیقی بوده و گردآوری داده‌ها به‌صورت اسنادی و میدانی انجام گرفت. میزان رضایتمندی ساکنان با استفاده از پرسشنامه و تحلیل آماری در نرم‌افزار SPSS بررسی شد و رعایت شاخص‌های طرح انطباق شهری با مدنظر قرار دادن دیدگاه مردم در مجتمع‌ رضوان سنجیده شد.
نتیجه‌‌گیری: یافته‌ها رابطه معناداری بین رضایتمندی و نقاط قوت و ضعف و رعایت/ عدم رعایت شاخص های طرح انطباق شهری را نشان می‌دهند. شاخص های انطباق با زمین و انطباق حقوقی و اداری به ‌عنوان مزایای نسبی بوده. در مقابل، ضعف‌های اصلی در حوزه‌های عناصر فیزیکی وکاربری ، عملکردی و زیرساخت خدمات شهری و اجتماعی و فرهنگی متمرکز هستند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که طراحی مجتمع‌های مسکونی در زنجان بویژه مجتمع مسکونی رضوان نیازمند بهبود شاخص‌های طرح انطباق شهری است و رعایت این شاخص‌ها رابطه‌ای دوسویه و معنادار با رضایتمندی ساکنان دارد.
بیان مسئله: مجتمع‌های مسکونی که به‌ عنوان راه‌حلی برای مشکلات مسکن و کنترل رشد افقی شهرها مطرح می‌شوند، دارای پیامدهای مثبت و منفی متعددی هستند.
اهداف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی عملکرد مجتمع‌ مسکونی رضوان شهر زنجان بر اساس شاخص ها و معیارهای طرح انطباق شهری انجام شد.

برنامه ریزی شهری

تحلیل ساختار فضایی ـ کالبدی شهری با تأکید بر کاربری‌های ناهنجار (مورد مطالعه: شهر اردبیل)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 شهریور 1405

بابک پیرزاده، رسول صمد زاده، محمد تقی معصومی

چکیده زمینه و هدف: مدیریت کاربری‌های شهری و حفظ سازگاری میان آن‌ها، یکی از چالش‌های اصلی در توسعه پایدار ساختارهای کالبدی است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختار فضایی-کالبدی شهر اردبیل و شناسایی کاربری‌های ناهنجار که منجر به ایجاد گسست‌های عملکردی و امنیتی می‌شوند، انجام شده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی است. چارچوب روش‌شناسی بر پایه تحلیل تطبیقی سرانه‌های فعلی کاربری‌ها با استانداردهای مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری ایران استوار است. داده‌ها از دو منبع اصلی شامل داده‌های ثانویه (نتایج سرشماری، اسناد طرح‌های جامع و تفصیلی) و داده‌های اولیه (مشاهدات میدانی و پرسشنامه) استخراج شده‌اند. فرآیند تحلیل داده‌ها با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) شامل لایه‌بندی اطلاعات کالبدی، استخراج جداول آماری و سنجش شدت ناهنجاری‌های فضایی و شکاف میان سرانه‌های موجود و استاندارد انجام پذیرفت.
یافته‌ها و نتایج: نتایج نشان می‌دهد که ساختار کالبدی اردبیل با یک «عدم توازن ساختاری شدید» مواجه است؛ به طوری که ۹۲.۶٪ از مساحت شهر (معادل ۲۴۱,۲۰۱,۳۶۱ مترمربع) را کاربری‌های ناکارآمد (بایر، مخروبه و مزاحم) تشکیل می‌دهند. تحلیل تطبیقی نشان داد که بخش عمده‌ای از کاربری‌های حیاتی از جمله فضای سبز، آموزشی، سلامت و خدمات عمومی با کسری شدید در شاخص سرانه مواجه هستند. همچنین، تحلیل ماتریس سازگاری نشان داد که کاربری‌های «بایر»، «کارگاهی» و «تجهیزات شهری» با نمره ناسازگاری ۵، بیشترین تنش را با کاربری‌های حساس (مسکونی، درمانی و آموزشی) ایجاد می‌کنند که منجر به بروز ناهنجاری‌های کالبدی (تکه تکه شدن بافت)، عملکردی (آلودگی و نویز) و امنیتی (ایجاد فضاهای مرده) شده است. ناهنجاری‌های شهر اردبیل بیش از آنکه ناشی از محدودیت زمین باشد، برخاسته از «عدم تخصیص بهینه اراضی» و مدیریت نادرست ظرفیت‌های موجود است. وجود اراضی بایر گسترده در کنار کسری شدید خدمات، نشان‌دهنده ضرورت بازتعریف و استفاده از اراضی ناهنجار به عنوان «ذخیره استراتژیک کالبدی» جهت جبران کمبودهای موجود است.

برنامه ریزی شهری

تحلیل تطبیقی شاخص‌ها و عوامل نوشهرسازی در محله‌های ناسار، باغ‌فردوس و گلستان شهر سمنان؛ رویکردی مبتنی بر سنجش تجربی و اصول نوشهر سازی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 شهریور 1405

سید مجتبی قاضی میرسعید، یکتا قنبر پور، علی خسروی

چکیده زمینه و هدف: نوشهر سازی به‌عنوان رویکردی تلفیقی، ارتقای کیفیت زیست شهری، تقویت پیاده‌مداری و توسعه فضاهای عمومی سرزنده را دنبال می‌نماید. بااین‌حال، میزان انطباق بافت‌های شهری با این اصول، غالباً بدون سنجش تجربی و به‌صورت کیفی قضاوت شده است. پژوهش حاضر باهدف سنجش تجربی و تحلیل تطبیقی اصول نوشهرسازی در سه بافت متفاوت از شهر سمنان (بافت تاریخی ناسار، بافت میانه باغ‌فردوس و بافت نوساز گلستان) و اولویت‌بندی راهکارهای مداخله متناسب با هر بافت انجام‌شده است.
روش‌شناسی: این تحقیق، ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش، توصیفی-تحلیلی می‌باشد. داده‌ها از طریق ۳۶۰ پرسشنامه (۱۲۰ پرسشنامه در هر محله) گردآوری و با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و رگرسیون چندمتغیره در نرم‌افزار SPSS تحلیل‌شده‌اند.
یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که کفایت نمونه‌گیری در سطح کل داده‌ها مطلوب بوده (KMO=0.782) و ساختار ادراکی از کیفیت محیطی، تابع پیچیدگی بافت کالبدی می‌باشد؛ به‌طوری‌که، در ناسار ۹ عامل (واریانس 87.8%)، در باغ‌فردوس ۸ عامل (83.7%) و در گلستان ۵ عامل (90.3%)، در این رابطه، شناسایی شدند. همچنین تحلیل رگرسیونی مشخص کرد که پیاده‌مداری با بالاترین ضریب اهمیت (β=0.81) در هر سه محله تعیین‌کننده‌ترین اصل نوشهر سازی است و همراه با شاخص "تنوع کاربری"، بالاترین اولویت مداخله را در هر سه بافت به خود اختصاص داده است. در این میان، شاخص‌های "مشارکت مردمی" و "هویت فرهنگی" در هر سه محله، وضعیت نامناسبی داشته و نیازمند تقویت جدی‌ می‌باشند. درنهایت، مقایسه امتیازات نهایی نشان داد که محله گلستان بیشترین و محله ناسار کمترین تطابق را با اصول نوشهر سازی دارند. بر پایه این نتایج، راهکارهای مداخله‌ای متناسب با ویژگی‌های هر بافت تدوین گردید؛ اولویت نخست در محله ناسار، بازآفرینی و مرمت زیرساخت‌های پیاده، در باغ‌فردوس یکپارچه‌سازی نماها و تکمیل شبکه پیاده‌رو و مسیر دوچرخه، و در محله گلستان توسعه فضاهای عمومی فعال و نهادینه‌سازی مشارکت ساکنان، به‌عنوان محورهای اصلی پیشنهاد شدند.
روش‌شناسی: این تحقیق، ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش، توصیفی-تحلیلی می‌باشد. داده‌ها از طریق ۳۶۰ پرسشنامه (۱۲۰ پرسشنامه در هر محله) گردآوری و با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل رگرسیون چندمتغیره در نرم‌افزار SPSS تحلیل‌شده‌اند.
یافته‌ها و نتایج: نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که کفایت نمونه‌گیری در سطح کل داده‌ها مطلوب بوده (KMO=0.782) و ساختار ادراکی ساکنان از کیفیت محیطی، تابعی از پیچیدگی بافت کالبدی می‌باشد؛ به‌طوری‌که، در بافت سنتی ناسار ۹ عامل (واریانس تبیین‌شده 87.8%)، در بافت میانه باغ‌فردوس ۸ عامل (83.7%) و در بافت نوساز گلستان ۵ عامل (90.3%)، در این رابطه، شناسایی شدند. از سوی دیگر، تحلیل رگرسیونی نشان از آن داشت که پیاده مداری با بالاترین ضریب اهمیت (β=0.81) در هر سه محله تعیین‌کننده‌ترین اصل نوشهر سازی است و به همراه با شاخص "تنوع کاربری"، بالاترین اولویت مداخله را در هر سه بافت به خود اختصاص داده است. در این میان، شاخص‌های "مشارکت مردمی" و "هویت فرهنگی" در هر سه محله، وضعیت نامناسبی داشته و نیازمند تقویت جدی‌ می‌باشند. درنهایت، مقایسه امتیازات نهایی میان سه محله، نشان داد که محله گلستان بیشترین و محله ناسار کمترین تطابق را با اصول نوشهر سازی دارند.

برنامه ریزی شهری

تحلیل مفهوم همسایگی در مجتمع‌های مسکونی معاصر؛ مطالعه موردی: مجتمع مسکونی سپیدار ارومیه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مهر 1405

سیمین امینی، محمدرضا پاکدل فرد، شبنم اکبری نامدار

چکیده مقدمه و هدف: همسایگی یکی از مؤلفه‌های اساسی کیفیت سکونت در مجتمع‌های مسکونی است که از تعامل میان سازمان فضایی، ویژگی‌های کالبدی، عملکردهای مشترک و الگوهای اجتماعی و رفتاری ساکنان شکل می‌گیرد. کیفیت همسایگی می‌تواند بر میزان تعاملات اجتماعی، احساس امنیت و تعلق، نحوه استفاده از فضاهای مشترک و شکل‌گیری روابط پایدار میان ساکنان اثرگذار باشد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی وضعیت همسایگی در مجتمع مسکونی سپیدار شهر ارومیه و شناسایی میزان مطلوبیت مؤلفه‌های تبیین‌کننده آن انجام شده است.
روش: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، تحلیلی است و با رویکرد آمیخته (کمی–کیفی) انجام شده است. داده‌های موردنیاز از طریق مطالعات اسنادی و برداشت‌های میدانی و با استفاده از ابزار پرسشنامه گردآوری شد. برای تحلیل روابط میان مؤلفه‌های همسایگی و ارزیابی میزان تأیید آنها از دیدگاه ساکنان، مدل‌سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار AMOS به‌کار گرفته شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد میزان مطلوبیت مؤلفه‌های همسایگی به‌ترتیب در معیارهای کالبدی–فضایی (558/0)، عملکردی–مدیریتی (545/0)، روان‌شناختی–ادراکی (370/0)، اجتماعی–رفتاری (368/0)، زمانی–پویایی (252/0) و فرهنگی–زمینه‌گرا (228/0) قرار دارد. در سطح مؤلفه‌های فرعی نیز سلسله‌مراتب فضایی، احساس امنیت و آرامش، نظام مدیریت و نگهداری فضاهای مشترک، قوانین و سازوکارهای مشارکت ساکنان و کیفیت فضاهای جمعی، بیشترین نقش را در تبیین وضعیت همسایگی داشته‌اند.
نتایج: بر اساس مقادیر بحرانی و سطح اطمینان 95 درصد، تنها معیارهای کالبدی–فضایی و عملکردی–مدیریتی از دیدگاه ساکنان در وضعیت تأییدشده قرار دارند؛ در مقابل، معیارهای اجتماعی–رفتاری، روان‌شناختی–ادراکی، فرهنگی–زمینه‌گرا و زمانی–پویایی در سطح معناداری مورد تأیید قرار نگرفته‌اند. یافته‌ها بیانگر آن است که کیفیت کالبدی و سازوکارهای مدیریتی مجتمع، زمینه مناسبی برای همسایگی فراهم کرده، اما تحقق کامل آن نیازمند تقویت ابعاد اجتماعی، ادراکی، فرهنگی و پویایی زمانی است.

برنامه ریزی شهری

راهبردهای توسعه پایدار شهری در منطقه تهران-البرز

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 52-71

پروانه سبحانی، افشین دانه کار

چکیده زمینه و هدف: مجموعه شهری تهران-البرز به دلیل جمعیت زیاد و رشد سریع شهرنشینی با مشکلات متعدد ‏محیط زیستی رو به رو است. بدین ترتیب ‏برنامه‌ریزی برای توسعه فعالیت‌های انسانی باید به گونه‌ای صورت گیرد که کمترین ‏آسیب را در منطقه و محیط زیست شهری آن به دنبال ‏‏داشته باشد. ‏ در مطالعه حاضر به برنامه‌ریزی راهبردی و شناسایی ‏راهبردهای محیط زیستی در چشم‌انداز کلانِ توسعه مجموعه ‏‏شهری تهران-البرز با هدف تحقق مدیریتی مطلوب در بهره‌برداری ‏از منابع طبیعی پرداخته شد.
روش‌شناسی: در این مطالعه به شناسایی و تدوین راهبردهای مدیریتی در برنامه‌ریزی توسعه شهری پایدار با استفاده از مدل SWOT-PESTLE پرداخته شد. گام‌های روش‌شناسی مطالعه حاضر عبارتند از "شناسایی و تحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ و تهدید"، "تهیه ماتریس ارزیابی درونی و بیرونی"، "امتیازدهی به عوامل درونی و بیرونی در قالب طیف لیکرت 5 تایی"، "تعیین موقعیت راهبردی (SO، ST، WO، WT)"، "تدوین و اولویت‌بندی راهبردها با توجه به نظر متخصصان و کارشناسان و با استفاده از مدل وزن‌دهی "ANP.
‏ نتایج و یافته‌ها: مطابق نتایج، از بین ‏عوامل درونی و بیرونی، نقاط تهدید با جمع 525/0- از بالاترین نمره برخوردار است. همچنین عوامل بیرونی ‏‏‏(فرصت‌ها و ‏تهدید‌ها) با مجموع نمره 091/0 دارای امتیاز بیشتری نسبت به عوامل درونی (قوت‌ها و ضعف‌ها) با مجموع نمره ‏‏042/0 است. ‏همچنین نسبت راهبردها در هر یک از حوزه‌های راهبردی شامل 29 درصد راهبرد حفظ وضع موجود ‏‏‏(‏WT‏)، 24 درصد راهبرد توسعه ‏‏مشارکتی و توانمندسازی (‏WO‏)، 26 درصد راهبرد ارتقاء عملکرد (‏ST‏) و در نهایت 23 درصد ‏‏راهبرد توسعه همه‌جانبه (‏SO‏) می‌باشد. ‏ازاین‌رو، موقعیت راهبردی مجموعه شهری تهران-البرز با توجه به ‏‏درصد اختصاص یافته ‏به هر یک از راهبردها، معادل با راهبرد" ‏WT‏" ‏است. مطابق راهبردهای ارائه شده در این مطالعه، برنامه‌ریزی راهبردی و مدیریتی مجموعه شهری تهران-البرز ‏تلاش دارد تا برنامه‌ریزان و ‏تصمیم‌گیران را به دستیابی به مدیریتی یکپارچه و تدوین الگوهای توسعه‌ای بر اساس توان اکولوژیک و ‏ظرفیت‌های ‏زیستی منطقه و کنترل ‏و مدیریت تهدیدات محیط زیستی به منظور حفاظت از عرصه‌های طبیعی و منابع زیستی ‏برای بهره‌مندی نسل‌های حاضر و آتی ‏کمک ‏نماید.

برنامه ریزی شهری

ارزیابی و تحلیل اکولوژیک توسعه فیزیکی شهر دُرچه

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 108-128

ابراهیم براتی، حسین اسماعیل زاده

چکیده زمینه و هدف: رشد فزاینده محیط های شهری مشکلات زیست محیطی شهرهای قرن بیست ویکم را به همراه داشته است. این مشکلات موجب بروز ناپایداری محیط های شهری شده است. رویکردهای مختلفی برای رسیدن به تعادل و پایداری شهری ارائه شده است یکی از این رویکردها شهراکولوژیک است. هدف این پژوهش بررسی نقش توسعه فیزیکی و فشردگی شهری در راستای دستیابی به توسعه اکولوژیک در شهر درچه است.
روش شناسی: روش تحقیق در پژوهش حاضر از نظر پارادایمی کمی، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و پیمایشی بوده است؛ جهت ارزیابی رشد پراکنده شهری از مدل آنتروپی شانون و هلدرن استفاده شده است و برای تحلیل اطلاعات از نرم افزار GIS وSPSS استفاده شده است.
نتایج و یافته ها: نتایج پژوهش از طریق مدل آنتروپی شانون نشان می دهد مقدار H بین سال های 1390و 1400 به ترتیب 5165/1و 4084/1 است و مقدار (7) Ln برابر با 9459 /1 است و ضریب آنتروپی بین سال های 1390 تا 1400 کاهش یافته است؛ نتایج مدل هلدرن نشان می دهد که در فاصله سالهای 1400 -1335 حدود 92 درصد از رشد فیزیکی شهر مربوط به رشد جمعیت و 8 درصد مربوط به رشد افقی و اسپرال شهر بوده است؛ بنابراین شرایط برای شکل گیری کاربری مختلط و فشرده به لحاظ ساختار اکولوژیک در این شهر فراهم است. همچنین با توجه به مطالعات انجام شده از سال 1390 تا امروز (1404) رشد شهری تحت کنترل در آمده است و مساحت محدوده شهر نسبت به محدوده مصوب طرح های قبلی36 هکتار کاهش یافته است و از گسترش افقی و بی قواره شهر جلوگیری شده است؛ در واقع این تغییر باعث شده است حرکت شهر به سوی شهر فشرده باشد، این گونه رشد در راستای توان اکولوژیک آن است و می تواند از جهت اقتصادی، کالبدی و فیزیکی به توسعه اکولوژیک و پایداری شهر کمک کند.

برنامه ریزی شهری

بررسی و تبیین احکام اسلامی در توزیع عدالت فضایی کاربری‌های آموزشی و فضای سبز در شهرسازی ایرانی – اسلامی (مطالعه موردی: محلات منطقه 9 مشهد)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 129-149

سینا پیرعلائی، حسن صالحی

چکیده زمینه و هدف: طبق آموزه‌های دین اسلام، عدالت از جمله اساسی‌ترین و بنیادی‌ترین اصول حاکم بر نظام زیستی و رفتار انسان است. در این میان برخی مناطق شهری وجود دارند که به لحاظ توزیع عدالت فضایی نه تنها نیازهای شهروندان و دسترسی برابر آنها به کاربری های شهری را تأمین نمی‌کنند بلکه باعث ایجاد مشکلاتی نیز برای شهروندان شده‌اند. در ایران بسیاری از طرح و برنامه‌های توسعه شهری مبتنی بر قواعد دین اسلام و پارادایم‌های یک جامعه اسلامی نمی‌باشد. لذا الگوگیری از بیگانگان در در فرایند طراحی و برنامه‌ریزی در شهرهای اسلامی ممنوع بوده و جایز نیست. هدف از این مقاله استخراج بایدها و نبایدهای احکام اسلامی در توزیع عدالت فضایی کاربری‌های آموزشی و فضای سبز در شهرسازی ایرانی – اسلامی می‌باشد.
روش شناسی: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی– تحلیلی بوده و داده‌ها با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای (شامل نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور و طرح جامع شهر مشهد) و روش میدانی بصورت برداشت کالبدی جمع‌آوری شده است. با استفاده از روش تحلیل محتوای متون و استدلال منطقی به استخراج مؤلفه‌های مؤثر بر تحقق پذیری توزیع عدالت فضایی در شهرسازی ایرانی– اسلامی پرداخته شده است.
یافته‌ها و نتایج: محدوده مورد مطالعه پژوهش نتوانسته از احکام اسلامی در توزیع عدالت فضایی بهره بگیرد و به اهداف متعالی آن دست پیدا بکند. بنابراین جهت برقراری عدالت در توزیع فضا و دسترسی برابر به کاربری‌ها در شهر اسلامی برای عموم مردم به ویژه افراد کم برخوردار جامعه، رعایت قواعد فقهی اسلام در تهیه و اجرای طرح های توسعه شهری لازم الاجرا می باشد.

برنامه ریزی شهری

ارزیابی نقش فعالیت های فرهنگی شهرداری ها بر ارتقاء فرهنگ عمومی(مطالعه موردی شهر نقده)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 173-190

سعید موسی پور، رباب حسین زاده، رضا قادری

چکیده زمینه و هدف: از آنجا که شهروندی از مفاهیم کلیدی در شناخت و توصیف جایگاه و وضعیت انسان امروزی است، می طلبد تا به نیازهای این جایگاه از طریق زنجیره ای از فعالیت های فرهنگی آموزشی پاسخی مناسب و درخور داده شود. در این بین با افزایش روزافزون جمعیت شهری، سازمان های شهری و مهمتر از همه نقش شهرداری‌ها در ارتقا فرهنگ و اهمیت آن در زندگی شهروندان غیرقابل انکار است. بنابراین هدف اصلی تحقیق حاضر، ارزیابی نقش فعالیت‌های فرهنگی شهرداری‌ها بر ارتقاء فرهنگ عمومی شهر نقده است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی بوده جهت گردآوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق، جمعیت شهر نقده(81598 نفر) بوده که حجم نمونه براساس فرمول کوکران382 نفر محاسبه گردید. داده‌های میدانی با استفاده از پرسشنامه که توسط پژوهشگر تدوین شده و به صورت تصادفی گردآوری شده است. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون T در محیط نرم‌افزار SPSS استفاده شده است.
یافته‌ها و نتایج: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد برای بررسی شاخص تاثیرگذاری فرهنگی بر ارتقاء فرهنگ عمومی از 12 گویه استفاده شد که برگزاری دوره‌های آموزشی کوتاه‌مدت برای اقشار مختلف شهروندان با میانگین 6/4 و احداث سرای محله با میانگین 66/4، بیشترین تأثیر را از دیدگاه شهروندان در ارتقا فرهنگ عمومی داشته است. نتایج نشان می‌دهد تلاش برای توسعه زیر ساخت‌های فرهنگی و ایجاد فرهنگسراها و سرای محله و بهره‌گیری از سمن‌ها برای عملیاتی کردن برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی بسیار ضروری است.

برنامه ریزی شهری

تدوین سناریوهای استراتژیک به منظور ارتقاء تاب آوری بافت های فرسوده مرکزی شهر اهواز

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 191-214

فاطمه یزدانی فرد، فاطمه ادیبی سعدی نژاد، آزاده اربابی سبزواری، حمید رضا جودکی

چکیده زمینه و هدف: بافت فرسوده بخش مرکزی شهر اهواز به دلیل آسیب‌پذیری بالا در زمینه­های مختلف کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، محیط زیستی و نهادی-مدیریتی در برابر انواع شوک‌ها و تهدیدات (طبیعی مانند زلزله، سیل، آتش‌سوزی؛ اجتماعی-اقتصادی مانند رکود، تغییرات جمعیتی و فناورانه) به شدت آسیب‌پذیر است. در این راستا پرداختن به موضوع آینده‌پژوهی نقش مؤلفه‌های تاب‌آوری در بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز، ضرورتی چندوجهی و حیاتی دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی سناریوهای اثرگذاری بر ارتقاء تاب‌آوری بافت فرسوده شهری انجام شده است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است، روش گردآوری داده ها بصورت کتابخانه‌ای، اسنادی و مصاحبه‌ای (با 50 نفر از خبرگان) و با استفاده از تکنیک‌های آینده‌پژوهی و نرم‌افزارهای Micmac و Scenario wizard بهره گرفته شد.
یافته‌ها و نتایج: پژوهش حاضر پژوهش با هدف تعیین مسیرهای آینده تاب‌آوری بافت فرسوده اهواز، در ابتدا ۳۰ عامل اصلی را در پنج بُعد (زیست‌محیطی، اجتماعی، فیزیکی، اقتصادی و نهادی-سازمانی) شناسایی کرد. با به‌کارگیری نرم‌افزارهای MICMAC و Scenario Wizard، این عوامل پالایش شده و ۱۸ پیشران کلیدی برای تدوین سناریوها انتخاب شدند. تحلیل نهایی ۱۹ سناریوی ممکن، سه مسیر مجزا را ترسیم کرد: ۸ سناریوی خوش‌بینانه، ۷ سناریوی ایستا و ۴ سناریوی بدبینانه. مهم‌ترین نتایج رتبه‌بندی‌شده بر اساس امتیاز تأثیر متقابل (CIB Score)، حاکی از آن است که سناریوی قوی (مطلوب) با بالاترین امتیاز (۷۸۰)، متکی بر پیشران‌های حیاتی چون توانمندسازی محلی و حمایت مالی گسترده است. در مقابل، سناریوی نامطلوب (بحران) با امتیاز منفی شدید (۲۱۰-)، در اثر ضعف همین پیشران‌ها و افزایش آسیب‌پذیری رخ می‌دهد. نتیجه نهایی تأکید می‌کند که آینده تاب‌آوری منطقه به انتخاب‌های استراتژیک سیاست‌گذاران وابسته بوده و برای جلوگیری از رکود و اضمحلال، باید فوراً تقویت بُعد اجتماعی و اصلاح ساختارهای نهادی (مالی) را در اولویت قرار داد تا پتانسیل‌های موجود به پایداری جامع تبدیل گردند.

برنامه ریزی شهری

ارزیابی اثرات پارک های اکولوژیک بر محیط زیست شهری (مطالعه موردی: شاه منظر هفشجان شهرکرد)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 215-229

فاطمه محسن پور قهفرخی، زهره فنی

چکیده زمینه و هدف: پایداری محیطی یکی از برنامه‌های مهم سازمان ملل متحد برای دستیابی به توسعه پایدار شهری است. درک رابطه پیچیده بین اکوسیستم شهری و محیط طبیعی برای حل مشکلات زیست‌محیطی شهرها اهمیت زیادی دارد. با توجه به خاستگاه اکولوژیکی، ایجاد پارک‌های زیست‌محیطی یا اکوپارک‌ها نقش اساسی در توسعه پایدار شهری ایفا می‌کنند؛ زیرا هدف آن‌ها حمایت از نیازهای معنوی شهروندان، حفاظت از زندگی سایر گونه‌ها و به حداقل رساندن دستکاری طبیعت است. همچنین این فضاها می‌توانند در ارتقای کیفیت محیط زیست شهری و افزایش تعامل انسان با طبیعت نقش مهمی داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل اثرگذار اکوپارک شاه‌منظر بر محیط زیست شهر هفشجان انجام شده است.
روش شناسی: روش پژوهش کاربردی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی، بررسی‌های میدانی و مصاحبه بوده است. جامعه آماری شامل شهروندان شهر هفشجان بوده و نمونه آماری این مطالعه به صورت تصادفی شامل 380 نفر از شهروندان انتخاب شده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و با بهره‌گیری از آزمون‌های آماری تی‌تست و رگرسیون انجام شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که اکوپارک شاه‌منظر در شاخص زیست‌محیطی با میانگین 20/3 بیشترین تأثیر و در شاخص خدمات اقتصادی با میانگین 80/1 کمترین تأثیر را بر محیط زیست شهر هفشجان داشته است. همچنین نتایج آزمون رگرسیون نشان داد که بیشترین تأثیر شاخص‌ها بر محیط زیست و پایداری شهر هفشجان مربوط به شاخص محیط زیستی با مقدار 029/0 است.

برنامه ریزی شهری

ارزیابی وضعیت کیفیت زندگی شهری با مدل سازی ویکور (مطالعه موردی: شهر ایذه)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 248-265

احسان کی شمس اردوتی، الیاس مودت

چکیده زمینه و هدف : رشد سریع شهرنشینی، مهاجرت‌های گسترده و تغییر ساختارهای اجتماعی و اقتصادی در دهه‌های اخیر، کیفیت زندگی شهری را به یکی از مسائل اساسی در حوزه برنامه‌ریزی شهری تبدیل کرده است. در این میان، شهر ایذه نیز با چالش‌های متعددی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی-خدماتی و کالبدی-محیطی مواجه است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی و رتبه‌بندی شاخص‌های کیفیت زندگی شهری در شهر ایذه با استفاده از مدل تصمیم‌گیری چندمعیاره VIKOR است.
روش شناسی: این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی می‌باشد. جامعه آماری شامل ۳۸۲ نفر از ساکنان شهر ایذه است که با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته و منابع اسنادی گردآوری شد و پس از نرمال‌سازی، شاخص‌های سودمندی (S) و تأسف (R) و شاخص ویکور (Q) محاسبه گردید.
نتایج و یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد بعد کالبدی-محیطی با مقدار (04691/0=Q) در رتبه نخست قرار دارد و بیانگر رضایت نسبی از زیرساخت‌ها، فضای سبز و مسکن است. بعد اقتصادی با (22093/0=Q) در رتبه دوم قرار گرفت، اما نیازمند بهبود در فرصت‌های شغلی و کاهش نابرابری درآمدی است. ابعاد اجتماعی (63780/0=Q) و فرهنگی-خدماتی (00000/1=Q) به ترتیب در رتبه‌های سوم و چهارم قرار دارند که حاکی از ضعف در مشارکت اجتماعی، خدمات عمومی و امکانات فرهنگی است. نتایج بیانگر رضایت نسبی شهروندان از وضعیت کالبدی-محیطی و در مقابل وجود مشکلات اساسی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی-خدماتی است. این یافته‌ها می‌تواند مبنای علمی برای برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری در جهت ارتقای کیفیت زندگی شهری در ایذه و شهرهای مشابه قرار گیرد.

برنامه ریزی شهری

تحلیلی بر چالش های بخش بندی بازار گردشگری شهری کلانشهر تبریز: با تأکید بر مؤلفه های جغرافیایی و جمعیت شناختی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 297-313

زهرا شوقی پور، رحیم حیدری چیانه، شهریور روستایی

چکیده زمینه و هدف: گردشگری در اقتصاد جهانی از جایگاهی ویژه برخوردار است و بخش بزرگی از برنامه‌ریزیها و سرمایه گذاری‌ها را در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به خود اختصاص داده است. امروزه صنعت گردشگری به منزلۀ هدفی مهم در توسعۀ شهرها مطرح شده و این احتمال وجود دارد که هر شهری در راه رسیدن به اهدافش با چالش‌های خاصی روبه رو شود. هدف پژوهش حاضر تحلیل چالش‌های بخش بندی بازار گردشگری شهری کلانشهر تبریز: با تاکید بر مؤلفه های جغرافیایی و جمعیت شناختی. روش شناسی: روش تحقیق در پژوهش حاضر از نظر پارادایمی کمّی، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و پیمایشی بوده است؛ و برای تحلیل آنها نرم افزار SPSS و آزمون T تک نمونه ای مورد استفاده قرار گرفت. جامعۀ آماری پژوهش شامل تمامی گردشگران ایرانی و خارجی ورودی به شهر تبریز در شش ماهۀ اول سال 1402 بود و پرسشنامۀ تحقیق با حضور در مراکز اقامتی، پایانه های مسافربری هوایی، جاده ای، ریلی و درون شهری و نیز جاذبه های عمدۀ گردشگری در بین نمونه های در دسترس (343 نفر) توزیع شد. نتایج و یافته ها: بر اساس نتایج، از بین مؤلفه های دو گانه مورد بررسی بخش بندی بازار به استثنای مؤلفه های جمعیت شناختی با میانگین 2.41؛ مؤلفه های جغرافیایی با میانگین 3.57 دارای بیشترین اثرگذاری معنادار و مثبت بر فاکتورهای تصمیم سفر و رضایتمندی گردشگران ورودی و در نتیجه بر توسعه گردشگری شهری در این کلانشهر می باشند. همچنین فصلی بودن بازار گردشگری و قطبی بودن اثر جاذبه هایی با اهمیت عمدتا تاریخی- فرهنگی و پزشکی- درمانی و همچنین منطقه ای بودن بازار داخلی و حوزه نفوذ محدود به شمالغرب کشور به سبب دور بودن از مرکز ایران در کنار بازار خارجی مختص کشورهای همجوار و بیشتر به صورت ترانزیت و عبوری و عدم شکل گیری شخصیت مقصد بایسته برای این کلانشهر به تبع موارد مذکور را می توان اصلی ترین چالش های توسعه بازار گردشگری در این کلانشهر عنوان نمود.

برنامه ریزی شهری

آینده‌نگاری توسعه مسکن اجتماعی در کلانشهر تبریز: شناسایی پیشران‌های کلیدی و تحلیل سناریوها

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 363-386

محمدرضا پورمحمدی، حسن محمودزاده، مهری سعادت جوی عصر

چکیده زمینه و هدف: شهرنشینی شتابان و مهاجرت گسترده به کلانشهرها، همراه با افزایش ۳۰ تا ۵۰ درصدی قیمت مسکن در دهه اخیر و عدم تناسب رشد درآمد خانوارها، دسترسی به مسکن اجتماعی را به چالشی اساسی تبدیل کرده است؛ به‌گونه‌ای که بیش از ۱.۶ میلیارد نفر در جهان به مسکن مناسب دسترسی ندارند. کلانشهر تبریز به عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز جمعیتی و اقتصادی شمال غرب ایران، با معضلات فزاینده‌ای در حوزه دسترسی اقشار کم‌درآمد به مسکن اجتماعی مواجه است، با این حال مطالعات اندکی به آینده‌نگاری توسعه این نوع مسکن در تبریز پرداخته‌اند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف آینده‌نگاری توسعه مسکن اجتماعی در کلانشهر تبریز از طریق شناسایی پیش‌ران‌های کلیدی و تحلیل سناریوهای محتمل انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش آمیخته (کیفی-کمی) است. داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی و میدانی (مصاحبه با 15 نفر از خبرگان و پرسش از 100 نفر از ساکنان تبریز) جمع‌آوری شده و تحلیل داده‌ها در دو مرحله تحلیل ساختاری با روش میک‌مک و سناریونگاری با نرم‌افزار سناریو ویزارد انجام گرفته است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که مسئله مسکن اجتماعی در تبریز به «مثلث راهبردی» متشکل از الگوهای نوین تأمین مسکن، پایداری کامل منابع مالی و نظارت هوشمند کیفی گره خورده است و حضور اجباری این سه عامل در تمامی ۱۵ سناریوی باورپذیر (با میانگین حداکثری ۳.۰۰) مؤید آن است که در غیاب هر یک از این سه رکن، هیچ آینده معقولی قابل تصور نیست. از میان ۱۵ سناریو، تنها ۲ سناریو دارای وضعیت مطلوب، ۱۲ سناریو دارای وضعیت ایستا و ۱ سناریو دارای وضعیت بحرانی هستند و محتمل‌ترین سناریو نشان می‌دهد که آینده مسکن اجتماعی در تبریز نه جهشی بزرگ و نه فروپاشی کامل، بلکه حرکتی تدریجی و همراه با شکنندگی در مسیری بینابینی خواهد بود. همچنین هر دو فرضیه پژوهش مبنی بر تأثیر سرمایه‌گذاری دولتی و توسعه فناوری‌های سبز بر بهبود شرایط مسکن اجتماعی، با قید وجود پایداری مالی و نظارت هوشمند، تأیید شدند.

برنامه ریزی شهری

تحلیل نقش مدیریت مواد زائد جامد در ارتقای پایداری محیط‌زیست شهری (مطالعه موردی: شهر پیشوا)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 445-459

مهتاب شیراوند، جمیله توکلی نیا

چکیده زمینه و هدف: رشد سریع جمعیت، توسعه فعالیت‌های صنعتی و تغییر الگوهای مصرف، موجب افزایش قابل‌توجه تولید مواد زائد جامد شهری شده است. تولید جهانی مواد زائد جامد شهری از حدود ۲۰۰ میلیون تن در سال ۱۹۷۰ به حدود ۲/۲ میلیارد تن در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. در بسیاری از کشورها، به‌ویژه کشورهای در حال توسعه، انباشت مواد زائد جامد شهری و پیامدهای ناشی از آن به یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی شهری تبدیل شده است. مدیریت ناکارآمد پسماند، هزینه‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی قابل‌توجهی را بر نظام‌های شهری تحمیل می‌کند. این پژوهش با هدف ارزیابی وضعیت پایداری محیط‌زیست شهری با تأکید بر مدیریت مواد زائد جامد شهری در شهر پیشوا، ایران، انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش از روش توصیفی–تحلیلی بهره گرفته است. داده‌ها از طریق مطالعات میدانی و با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه گردآوری شدند. جامعه نمونه آماری شامل ۳۸۰ نفر از ساکنان شهر پیشوا بود. داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از تحلیل رگرسیون به‌منظور بررسی رابطه بین مدیریت مواد زائد جامد شهری و شاخص‌های پایداری محیط‌زیست شهری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج و یافته ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بین مدیریت مواد زائد جامد شهری و سطح پایداری محیط‌زیست در شهر پیشوا رابطه معناداری وجود دارد. در میان ابعاد مختلف پایداری مورد بررسی، بعد زیست‌محیطی بیشترین میزان تأثیرپذیری را با میانگین ۳/۴۳ به خود اختصاص داده است که بیانگر اهمیت نقش سیستم‌های مؤثر جمع‌آوری، بازیافت و دفع پسماند در بهبود شرایط محیط‌زیستی است. در مقابل، بعد فضایی با میانگین ۲/۸۸ کمترین میزان تأثیرپذیری را نشان داده است که ضرورت توجه بیشتر به برنامه‌ریزی فضایی و زیرساخت‌های مرتبط با مدیریت پسماند را نشان می‌دهد. در مجموع، نتایج تأیید می‌کند که بهبود مدیریت مواد زائد جامد شهری می‌تواند نقش قابل‌توجهی در ارتقای پایداری محیط‌زیست شهری و دستیابی به توسعه پایدار شهری داشته باشد.

برنامه ریزی شهری

قیمت‌گذاری بهینه پارکینگ‌های عمومی منتخب(مورد مطالعه: منطقه 5 شهر اصفهان)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 553-569

ناهید گوهرتاش، بابک صفاری، ناصر یارمحمدیان

چکیده زمینه و هدف: مدیریت پارکینگ یکی از مهم‌ترین ابزارهای مدیریت حمل‌ونقل شهری است که می‌تواند نقش مؤثری در بهبود عملکرد شبکه ترافیکی، کاهش ازدحام، صرفه‌جویی در مصرف سوخت و ارتقای کیفیت زندگی شهری ایفا کند. در میان راهبردهای مدیریت تقاضای سفر، قیمت‌گذاری پارکینگ به‌عنوان یک ابزار اقتصادی کارآمد، امکان کنترل تقاضای پارک، کاهش ترافیک ناشی از جست‌وجوی فضای پارک و بهره‌برداری بهینه از فضاهای محدود شهری را فراهم می‌سازد.
روش شناسی: هدف این پژوهش تعیین قیمت‌های بهینه پارکینگ در ساعات مختلف روز برای پارکینگ‌های منتخب منطقه 5 شهر اصفهان با استفاده از برنامه‌ریزی ریاضی مبتنی بر تعادل نش است. در این مدل، رانندگان با در نظر گرفتن هزینه‌های رانندگی، هزینه پارکینگ، هزینه زمانی جست‌وجوی فضای پارک و هزینه پیاده‌روی، پارکینگی را انتخاب می‌کنند که حداقل هزینه تعمیم‌یافته سفر را برای آنها به همراه داشته باشد. شبکه مورد مطالعه شامل پنج مبدأ (توحید، پل فلزی، پل آذر، حکیم نظامی، محتشم و شریعتی)، سه مقصد (حکیم نظامی، نظر و جلفا) و سه پارکینگ عمومی (توحید، خاقانی و جلفا) است. قیمت‌های بهینه و میزان اشغال پارکینگ‌ها در هشت بازه زمانی مختلف با حل مسئله حداقل‌سازی هزینه شبکه تعیین شد.
نتایج و یافته ها: نتایج نشان داد که قیمت‌های بهینه در طول روز متناسب با تغییرات تقاضا و حجم ترافیک تغییر می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که میانگین قیمت بهینه برای پارکینگ توحید 7040 تومان، پارکینگ جلفا 8520 تومان و پارکینگ خاقانی 9140 تومان برآورد شد. همچنین بیشترین ظرفیت بهینه متعلق به پارکینگ توحید با 308 فضای پارک، سپس پارکینگ خاقانی با 281 فضای پارک و پارکینگ جلفا با 88 فضای پارک بود. یافته‌ها بیانگر وجود رابطه مثبت میان قیمت‌های بهینه و میزان اشغال پارکینگ‌ها است. همچنین نتایج نشان داد که الگوی اشغال پارکینگ‌ها به‌طور مستقیم از تغییرات حجم ترافیک تبعیت می‌کند، به‌طوری که در ساعات اوج ترافیک، میزان اشغال فضاهای پارک افزایش یافته و در ساعات کم‌ترافیک کاهش می‌یابد. در مجموع، نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استفاده از سیاست قیمت‌گذاری پویا و مبتنی بر شرایط تقاضا می‌تواند موجب تخصیص بهینه ظرفیت پارکینگ‌ها، کاهش ترددهای سرگردان در جست‌وجوی فضای پارک، کاهش هزینه‌های شبکه و بهبود کارایی سیستم حمل‌ونقل شهری شود.

برنامه ریزی شهری

تحلیل شاخص‌ها از منظر معماری اسلامی - ایرانی در بستر زیست عمودی شهر (مورد مطالعه: مسکن مهرشهر بیجار)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 570-587

عظیم علی شائی، یعقوب حقی، بنفشه شهرکی نیا، سیامک اصلانی

چکیده زمینه و هدف: در عصر معاصر، شهرنشینی شتاب‌زده، محدودیت زمین شهری و افزایش تراکم جمعیت، چالش‌های مهمی در طراحی زیستگاه‌های شهری ایجاد کرده است؛ به‌ویژه در شهرهای ایرانی که میراث معماری اسلامی–ایرانی و ارزش‌های فرهنگی–معنوی دارند، انتقال اصول سنتی زیست افقی به سازه‌های بلندمرتبه مستلزم مدیریت دقیق روابط فضایی، عملکردی و اجتماعی است. هدف این پژوهش، شناسایی متغیرهای کلیدی و پیشران مؤثر بر کیفیت زیست در معماری اسلامی–ایرانی در بستر زیست عمودی شهری با مطالعه موردی مسکن مهر بیجار است.
روش شناسی: روش تحقیق، تحلیل کمی–کیفی با استفاده از مدل میک‌مک بود. ابتدا شاخص‌ها و مؤلفه‌های فرهنگی، اقتصادی، عملکردی، معناگرایی، روانی، حقوقی، زیست‌محیطی و معنوی شناسایی شد و سپس با تعیین روابط تأثیرگذاری و اثرپذیری، متغیرهای کلیدی و پیشران سیستم مشخص گردید.
یافته‌ها و نتایج: یافته‌ها نشان داد که معماری اسلامی–ایرانی در زیست عمودی شهری سیستمی ناپایدار و پویا است و تحقق همزمان هویت، معنا و عملکرد فضایی نیازمند تمرکز بر چند متغیر کلیدی است. در این میان، تفکیک فضای عمومی و خصوصی (C5)، جلوگیری از تزئینات تجملاتی (D1) و حس مکان (E1) به‌عنوان شاخص‌های تأثیرگذار اولویت‌دار و کارکرد صحیح فضایی (D2) و تعاملات اجتماعی (A4) به‌عنوان پیشران‌های کلیدی شناسایی شدند. مدیریت این مؤلفه‌ها بیشترین اثر مستقیم و غیرمستقیم را بر سایر شاخص‌ها دارد و امکان پایداری فرهنگی–معنایی و عملکردی زیست عمودی را فراهم می‌سازد. نتیجه‌گیری پژوهش حاکی از آن است که تمرکز بر شاخص‌های بنیادین فرهنگی، معناگرایانه و عملکردی، نه تنها کیفیت زیست و تجربه هویتی ساکنان را بهبود می‌بخشد، بلکه راهنمایی برای طراحی و سیاستگذاری پروژه‌های مشابه و بازتولید اصول معماری اسلامی–ایرانی در شهرهای در حال توسعه فراهم می‌کند.