بهسازی بافت فرسوده شهری با رویکرد افزایش ایمنی محیطی فضاهای عمومی(مطالعه موردی: محله بریانک منطقه 10 تهران)
دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 24-33
مجید حسن پور، سیدمجید نادری
چکیده زمینه و هدف: بهسازی بافت های فرسوده شهری امروزه از جمله راهکارهایی هست که در راستای بهبود وضعیت زندگی و به ویژه مبحث ایمنی در این بافت ها مطرح شده است. براین اساس در پژوهش حاضر در پی بررسی بهسازی بافت فرسوده شهری با رویکرد افزایش ایمنی محیطی فضاهای عمومی(نمونه موردی؛ محله بریانک منطقه 10 تهران)می باشیم.
روش بررسی: روش تحقیق حاضر توصیفی و تحلیلی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر ساکنان محله بریانک واقع در منطقه ده شهر تهران می باشند. اطلاعات مورد نیاز آن نیز از دو طریق کتابخانه ایی و میدانی با استفاده از کتابها، مقالات، پایان نامه ها، اسناد و مصاحبه و پرسشنامه و GIS جمع آوری خواهد شد. قلمرو پژوهش محله بریانک منطقه ده تهران می باشد. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و از طریق نمونهگیری تصادفی 384 نفر بهعنوان جامعه آماری انتخابشده و پرسشنامه بین آنان توزیعشده است. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری در نرمافزار spss و آزمون ضرایب، همبستگی رگرسیون و تی تک نمونه ای مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها و نتیجهگیری: بهسازی و نوسازی بافت فرسوده محله موجبات بهبود اسکلت بندی ساختمان ها، بهبود جنس مصالح آنها، اصلاح تعداد طبقات و درنتیجه افزایش دوام بناها و ایمنی در برابر بحران را در پی خواهد داشت. از این رو بهسازی و نوسازی بافت های مسئله دار محلات به ویژه در محله ی بریانک که بافت فرسوده بسیار زیادی دارد و موجب تنزل کیفیت زندگی برای ساکنانش شده، می تواند موجبات رونق کالبدی، اقتصادی و محیطی در این محله را فراهم نموده و افزایش کیفیت زندگی و رفاه را برای ساکنان آن به ارمغان بیاورد.
بررسی مقایسه ای میزان مسئولیت پذیری شهروندی در بافت فرسوده و جدید شهری (مطالعه موردی: شهر کازرون)
دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 48-70
محمد اکبری ریابی، حسین امیرعضدی
چکیده زمینه و هدف: مسئولیتپذیری شهروندی بستر وقوع مشارکت مدنی و از آن طریق ارتقای ابعاد اجتماعی مسائل توسعه شهری را فراهم میسازد. اگرچه مشارکت شهروندان توسط پژوهشهای علمی متعددی مورد کنکاش قرار گرفته، اما مسئولیتپذیری شهروندی بعنوان انگیزه درونی شهروندان برای مشارکت، هنوز بخوبی شناخته شده نیست. این تحقیق سعی دارد شاخصهای مرتبط با مسئولیتپذیر شدن شهروندان را کشف و آنها را وابسته به دو بافت قدیم و جدید شهری مورد آزمون قرار دهد.
روش بررسی: این پژوهش با روش تحقیق آمیخته، از پژوهش کیفی در بخش شناسایی شاخصها و از روش کمی با ابزار پرسشنامه جهت تحلیل دادهها و استخراج یافتهها بهره میبرد. نوشتار به شیوه توصیفی- تحلیلی سعی در کنکاش پاسخ به اینکه چه متغیرهایی بیشترین تأثیر را روی پاسخگو بودن شهروندان داشته و اینکه آیا ساکنین بافت فرسوده و جدید شهری میزان متفاوتی از مسئولیتپذیری را نشان میدهند، دارد. معیارهای مؤثر برپایه مطالعات نظری و به شیوه دلفی توسط تعدادی از اساتید دانشگاهی استخراج شده و در قالب پرسشنامهای شامل 24 سوال مابین 300 نفر از حاضرین در بافت فرسوده و جدید شهر تکمیل گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: یافتهها نشان میدهد ساکنین بافت جدید کازرون با 55/0 نسبت به ساکنین بافت قدیم با 09/0 میزان معنیداری از تفاوت در مسئولیتپذیری را نشان میدهند و متغیرهایی همچون وظیفه شناس بودن شهروندان، مشارکت مدنی ایشان و آموزنده بودن محیط زندگی، تأثیر قابل توجهی در متغیر موردتحقیق خواهد داشت. همانطور که مشخص است تعدادی از این متغیرها وابسته به محیط و برخی مربوط به ویژگیهای روانی و شخصی هر یک از شهروندان است. بنابراین با الگوگیری از شرایط متفاوت بافت جدید میتوان حداقل بلحاظ کالبدی شرایط مسئولیتپذیری بیشتر شهروندان در بافتهای مختلف شهری را فراهم آورد.
ارزیابی میزان تابآوری کالبدی بافت فرسوده در مقابل مخاطرات طبیعی با تأکید بر زلزله (مطالعه موردی: محله جوادیه منطقه 16 تهران)
دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 98-119
مریم ایلانلو، احسان سهرابی
چکیده زمینه و هدف: در پی تغییرات سریع شـهرها بخشـی از بافتهـای شـهری بـه علـت فرسـودگی نتوانسـتهاند بـا محـیط خـود و خدمات دهی به ساکنین ارتباط برقرار مینماید. امروز آسیبپذیری بافتهای فرسوده در برابر سوانح طبیعـی بـه عنوان مسئلهای جهانی پیش روی مدیران شهری قرارگرفته است. با توجه بـه شـرایط و موقعیـت بافـت فرسـوده محله جوادیه واقع در منطقه 16 تهران و توجه نکردن و رسیدگی نامناسب شرایط تابآوری در برابر مخاطرات طبیعی در وضعیت نابسامانی قـرار دارد. این پژوهش به ارزیابی میزان تابآوری بافت فرسوده محله جوادیه در برابر حوادث طبیعی با تاکید بر زلزله میپردازد.
روش بررسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی – تحلیلی و به دوصورت اسنادی و پیمایشی میباشد. چگونگی و میزان تابآوری محدودهی بافت فرسودهی جوادیه در برابر زلزله با هشت معیار شامل؛ نفوذپذیری محله، قدمت ساختمان، تعداد طبقات، تراکم ساختمان، تراکم جمعیت، دسترسی به فضای باز، کیفیت ابنیه و مساحت قطعات، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. هر یک از زیرمعیارها دارای میزان اهمیت متفاوتی نسبت به دیگری میباشد. با توجه به نظر متخصصان شهر، وزن هر کدام از زیرمعیارها تعیین گردید و میزان اهمیت هرکدام از زیرمعیارها در Arc Gis در مرحلهیReclassify لحاظ گردید. در نهایت، برای تهیهی پهنههای تابآور شهر در برابر زلزله از روش تحلیل شبکه فازی برای وزندهی معیارها استفاده شد. برای وزندهی از نظرات 25 کارشناس و خبره (کارمند شهرداری منطقه 10 شهرداری تهران) در این زمینه استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل یافتهها، بیانگر آن است که میزان تابآوری بافت فرسوده محله جوادیه در برابر زلزله، نامناسب است. بطوریکه با توجه به شاخص کیفیت ابنیه و اهمیت آن در برابر زلزله، بالاترین ضریب امتیاز را این شاخص به خود اختصاص داده و برابر با 256/0میباشد. در اولویت دوم، نفوذپذیری محله قراردارد که امتیاز این معیار در این پژوهش معادل 248/0 بوده و بالاخره کمترین امتیاز را مساحت قطعات (045/0) به خود اختصاص داده است. در جهت بهبود تابآوری محله توسعه و به روزرسانی شبکههای زیرساختی محلات بافت و گسترش فضای سبز و باز در بافت فرسوده برای استفاده درزمان بحران پیشنهاد میگردد.
واکاوی علل ناکامی شهرهای جدید در ایران
دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 135-156
غلامرضا جهان محمدی، مهدی قرخلو، زهرا احمدی
چکیده زمینه و هدف: یک دهه بعد از انقلاب برای ساماندهی نظام شهری کشور، احداث شهرهای جدید در اطراف مادرشهرها و مراکز شهری پرجمعیت در دستور کار وزارت راه و شهرسازی قرار گرفت. امّا نتایج مورد انتظار یعنی نظامند کردن شهرنشینی و توسعه شهرسازی کشور حاصل نشده است. این مقاله با هدف بررسی عوامل ناکامی اهداف شهرهای جدید در ایران تدوین شده است.
روش بررسی: جامعه هدف شهرهای جدید در ایران و جامعه نمونه تحقیق را 50 نفر از اساتید جغرافیا با تخصص برنامه ریزی شهری تشکیل می دهند. در این راستا 6 شاخص در 27 گویه مورد استفاده قرار گرفته اند.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاصل از تکنیک دلفی نشان داد که، فقدان طرح آمایش سرزمین با 94/3 به عنوان تأثیر گذارترین و بعد از آن مشکلات مربوط به ساختار اشتغال و عدم دستیابی به خودکفایی شغلی با 78/3، بی توجهی به مطالعات محیطی- جغرافیایی با32/3و بی ثباتی سیاست های شهرسازی و تغییر مستمر رویکردها در حوزه مسکن و شهرسازی با 92/2 از عوامل دیگر ناکامی شهرهای جدید به حساب می آیند. همچنین نتایج آزمون فریدمن نیز نشان دهنده آن است که شاخص های فنی - مهندسی و اقتصادی به ترتیب با میانگین 58/5 و 12/5، نسبت به دیگر شاخص ها، ارجحیت دارند. نتایج تحلیل عاملی نشان می دهد که فقدان طرح آمایش سرزمین و کم توجهی به مطالعات جغرافیایی؛ عدم توجه به فاصله، مشکلات مرتبط با اصول نامه ریزی شهرهای جدید و افزایش هزینه خدمات شهری به عنوان مهم ترین عوامل ناکامی شهرهای جدید شناخته شدند.
ضرورت تغییر الگوی توسعه شهری معاصر با بازآفرینی الگوهای سنتی(مطالعه موردی: شهر اردبیل)
دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 157-169
پیمان جوادی، علی جوان فروزنده، رضا جوادی
چکیده زمینه و هدف: بر اساس مطالعات انجام شده در دهه های اخیر، تغییر الگوی شهرسازی سنتی به مدرن با چالشهایی همراه بوده است. در مطالعهای که در شهر اردبیل صورت گرفته است، از مهمترین چالشهای حال حاضر میتوان به مواردی همچون رشد و توسعه بیرویه شهر، ناموزون و نامتعادل بودن، گسست و بینظمی در فضای شهری، عدم تناسب سرانهها، زمینهای بایر و رها شده در داخل و اطراف شهر، عدم تناسب طراحی شهری با اوضاع جغرافیایی، تحمیل هزینههای سنگین حمل و نقل شهری و ترافیکی و همچنین عدم توجه کافی به مسائل زیربنایی را اشاره داشت. هدف اصلی این پژوهش تحلیل و بررسی الگوی شهرسازی معاصر در شهر اردبیل و احیاء و بازآفرینی الگوی شهرسازی سنتی به منظور حفظ بافت اصیل ایرانی در شهرسازی مدرن و همچنین نمایش پیامدهای بیتوجهی به داشتههای غنی شهرسازی ایرانی است.
روش بررسی: ماهیت روش انجام این پژوهش توصیفی-تحلیلی با رویکرد کاربردی میباشد که با استفاده از روش کتابخانهای و میدانی پیش رفته است. جامعه آماری تحقیق شهر اردبیل است که رشد و توسعه شهری و جمعیتی طِی سالهای 1335 الی 1400 مورد بررسی قرار گرفته است. برای نظارت و بررسی رشد افقی شهر از تصاویر ماهواره لندست استفاده شده و آنالیزهای آماری با روش توزیع چارکی انجام گرفته است.
یافتهها و نتیجهگیری: طبق نتایج بدست آمده از این مطالعه مشخص میگردد که ساختار منسجم و منظم شهری از بین رفته است و شاهد رشد افقی شهر و عدم تناسب مساحت و جمعیت شهری و توزیع ناموزون جمعیت در سطح شهر است. همچنین براساس بررسیها و تحقیقات صورت گرفته، الگوی شهرسازی منسجم با ساختار محلهای و منظم با محیط طبیعی و فرهنگی، مؤثرترین الگو برای حل مسائل و مشکلات شهری است و این الگو به شهرسازی بومی گرایش دارد. احیای الگوهای سنتی در شهرسازی مدرن میتواند مثمر ثمر باشد و نقش مکمل را ایفا کند.
توانمندسازی سکونتگاه غیر رسمی شهرک شهید رجایی مشهد
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 1-23
محمد رحیم رهنما، مژگان یعقوبی
چکیده زمینه و هدف: رشد شتابان شهرنشینی و افزایش میزان مهاجرت به شهرها، کمبود و گرانی مسکن در کلانشهرها پدیده ناهنجار سکونتگاههای غیررسمی را به وجود آورده است، که همراه با رشد بیکاری ، زمینه آسیبهای اجتماعی را فراهم میسازد. در مقاله حاضر ، راهبردهای اساسی توانمندسازی سکونتگاه غیررسمی شهرک شهید رجایی مشهد مشخص شده است.
روش بررسی: نوع پژوهش کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی _تحلیلی میباشدو از روش کتابخانهایومیدانی درانجام پژوهش استفاده شده است. ابتدا برای شناسایی وضعیت شهرک شهید رجایی مشهد در سال 1400 با جامعه آماری 232616نفر از فرمول کوکران استفاده نموده و 383 نفر از ساکنان محدوده به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند.سپس با استفاده از این اطلاعات نقاط قوت،ضعف، فرصت و تهدید محدوده را به منظور طراحی ماتریس SWOT شناساییکردیم. در نهایت برای امتیازدهی به هریک از موارد ماتریس SWOT بهمنظور شناسایی راهبردها و اولویتبندی آنها با استفاده از ماتریس QSPM، تعداد 50 پرسشنامه بین سازمانهای مسئول و نخبگان دانشگاهی که دارای تخصص کافی پیرامون مسائل حاشیهنشینی میباشند به روش هدفمند توزیع گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد راهبرد کلی در محدوده برای اجرای توانمندسازی تدافعی بوده و راهبردهای ساماندهی کالبدی، محیطی و جمعیتی با ایجاد زیرساختها و تسهیلات شهری ،استفاده بهینه از زمینهای موقوفه آستان قدس رضوی برای کاهش آسیبهای اجتماعی و کالبدی محدوده، توسعه متعادل عناصر شهری، تامین مسکن مناسب و زیباسازی در طراحی، ضمن حفظ هویت فرهنگی محدوده با بهرهگیری از مصالح بومی و تلفیق آن با مصالح جدید، راهبردهای مهم توانمندسازی شهرک شهید رجایی محسوب میشوند.
بررسی زیر ساختها و راهکارهای مؤثر در شکلگیری و توسعه حمل و نقل سبز شهری
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 156-168
علیرضا جباری زاده گان، محمدرضا پورزرگر، ویدا نوروز برازجانی
چکیده زمینه و هدف: امروزه با توجه به نقش پراهمیت سیستم حملونقل در توسعه پایدار شهری اتخاذ سیاستهای مناسب در بخش حملونقل شهری و توسعه حملونقل پایدار بهعنوان یکی از زمینههای اصلی رشد شهری موردتوجه میباشد. حملونقل سبز به معنی حملونقلی پایدار با کمترین آثار منفی بر محیطزیست میباشد که با توجه به شرایط حال حاضر دنیا میبایست در پی دستیابی به این مهم باشیم و با استفاده از فناوریهای نوین به کاهش آثار زیستمحیطی ناشی از حمل و نقل بپردازیم. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر بهرهگیری از حملونقل سبز در بهبود شرایط زیستی شهرهای ایران است.
روش بررسی: این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی است و از لحاظ ماهیت توصیفی، تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات بهصورت اسنادی - کتابخانهای میباشد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهد؛ امروزه به رویکرد حملونقل سبز شهری در بسیاری از مناطق دنیا توجه خاصی شده است. در ایران در بسیاری از شهرها تحت تأثیر تحولات جهانی و اجرای طرحهای مختلف شهری، عامل اقتصادی بهعنوان عامل اصلی تعیینکننده درآمده است و تحولات قرن جاری و اقتصاد متکی بر نفت، تراکم بیشازحد جمعیت، تمرکز فعالیتها و فراوانی ساختوسازها، رشد و گسترش فیزیکی کانونهای شهری و تخریب اکوسیستم طبیعی شهرهای کشور را در پی داشته است؛ هرچند در برخی از شهرهای کشور اقداماتی در جهت دستیابی به حملونقل سبز شهری انجامشده است ولی نمیتوان ادعا کرد که توسعه حملونقل متکی بر اقتصاد سبز شهری بهطور کامل در ایران انجامشده است ولی ضرورت ایجاد و برنامهریزی برای بهکارگیری این الگوواره با توجه به مشکلات پدید آمده برای شهرهای کشور هر روز بیشتر احساس میشود؛ و در ادامه پیشنهادها و راهکارهایی در جهت اجرای این رویکرد ارائه شده است.
ارزیابی مولفههای تابآوری اجتماعی و اقتصادی شهر زلزلهزده بم
دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 21-47
امیر بسطامی نیا، داود حاتمی، عاطفه کریمی، مهشید کریم زاده
چکیده پیداکردن راهی برای مقاومکردن جوامع و افراد برای مقابله با بلایای طبیعی، ضرورت تعریف و ارزیابی تابآوری در حوزه سوانح طبیعی را دوچندان کردهاست. هدف از این پژوهش، ارزیابی مولفههای تابآوری اجتماعی و اقتصادی شهر زلزلهزده بم بودهاست. این پژوهش، از نوع کاربردی است که با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به ارزیابی مولفههای تابآوری اجتماعی و اقتصادی شهر زلزلهزده بم پرداختهاست. با توجه به ناهمگنبودن جامعه و واحدهای نمونهگیری، از روش نمونهگیری چند مرحلهای، استفاده شد. حجم نمونه در این تحقیق، با استفاده از فرمول کوکران، 330 خانوار تعیین شدهاست. جهت تجزبه و تحلیل دادهها، از آزمونهای آمار توصیفی و تحلیلی از جمله تی تکنمونهای و رگرسیون خطی چندگانه، استفاده شد. نتایج نشان داد که خانوارهای ساکن در شهر بم، از نظر مولفههای میزان دانش و مهارت در سطح نامطلوب و از حیث مولفههای آگاهی، نگرش و سرمایه اجتماعی در سطح مطلوبی قراردارند. در مجموع، بعد تابآوری اجتماعی از سطح مطلوبی برخودار بودهاست. از حیث وضعیت تابآوری اقتصادی و مولفههای سهگانه آن شامل: میزان و شدت خسارت، توانایی جبران خسارت و بازگشت به شرایط شغلی و مالی مناسب، در وضعیت نسبتا بد و نامطلوبی قراردارند.
بافتهای فرسوده فرصتی برای توسعه درونزای شهری در راستای تأمین مسکن محله سرچشمه منطقه سه شهر اصفهان
دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 48-65
فهیمه فدائی جزی، رضا مختاری ملک آبادی، مهدی ابراهیمی بوزانی
چکیده بافتهای فرسوده مهمترین پتانسیل شهرها برای استفاده از زمین، جهت اسکان جمعیت، تأمین فضاهای باز و خدماتی و نیز بهبود محیطزیست محسوب میشوند. از سوی دیگر این بافتها راهکاری عملی برای جلوگیری از گسترش کالبدی شهر از زمینهای توسعه نیافته پیرامون شهری و توسعه زمینهای خالی و متروکه داخل متاطق شهری است که میتواند به احیاء و تجدید حیات شهری کمک نماید. در این راستا هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی ظرفیتپذیری بافت فرسوده در جهت تولید مسکن میباشد. این پژوهش از حیث ماهیت و روش، از نوع تحقیقات توصیفی –تحلیلی و از حیث هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است. در جهت رسیدن به اهداف پژوهش با بهکارگیری دادههای مکانی و انجـام تحلیلهای مربوطه در سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدل تصمیمگیری چنـد معیـاره AHP,VIKOR,SAW اقدام شده است. جامعه آماری این پژوهش متخصصین حوزه شهری شهر اصفهان و حجم نمونه از طریق اشباع نظری به تعداد 30 کارشناس است. روش نمونهگیری هم به صورت نمونهگیری گلوله برفی میباشد. نتایج حاصل از دو روش ویکور و ترکیب وزنی خطی نشان میدهد که از مجموع کل مساحت محله سرچشمه، در مدل ویکور حدود 336354.29 مترمربع و در مدل ترکیب خطی وزنی حدود15213.59مترمربع ظرفیت بالا جهت تولید مسکن دارا میباشند. ازآنجاییکه تعداد پیکسلهای در آستانه مطلوبیت در مدل ویکور بیشتر است خروجی مدل ویکور در جهت استفاده از بافت فرسوده جهت تأمین مسکن آتی در اولویت میباشد.
تحلیل فضایی شاخص های کمی و کیفی مسکن در سطح نواحی شهر ایذه
دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 83-102
علیرضا سیاف زاده، مجتبی مرادی، نبی الله حسینی شه پریان
چکیده روند شتابان شهرنشینی و رشد جمعیت در سه دهه گذشته در کشورهای در حال توسعه و به ویژه در کشور ایران، مسائل بسیاری در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به همراه داشته است و تهیه برنامه ای جامع در بازار مسکن را ضروری ساخته است. برای چنین برنامه ای شاخص های مسکن و ارزیابی آنها ابزار مناسبی جهت سنجش نیازهای بخش مسکن در کشور است.هدف اصلی این پژوهش تحلیل فضایی شاخص های کمی و کیفی مسکن در سطح نواحی شهر ایذه می باشد. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، نظری – کاربردی و از لحاظ روش مطالعه، توصیفی – تحلیلی است. برای سنجش تفاوت بین نواحی 5 گانه شهر ایذه از 9 شاخص کمی و کیفی مسکن بهره گرفته شده است. سپس بعد از جمع آوری اطلاعات و داده های آماری، از تکنیک تصمیم گیری تاپسیس فازی و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شده است. در مدل تصمیم گیری تاپسیس فازی، ناحیه 2 و 3 با وزن 582/0 و 588/0 در سطح برخوردار، ناحیه4 با وزن 392/0 نیمه برخوردار و نواحی 1 و 5 با وزن 368/0 و 364/0 در سطح برخورداری کم قرار گرفته اند. بصورت کلی نتیجۀ نهایی این پژوهش، عدم انطباق توزیع شاخصهای کمی و کیفی مسکن در سطح نواحی شهر ایذه را نشان می دهد.
سنجش مطلوبیت پیادهراه نادری شهر اهواز براساس مؤلفههای کیفی
دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 120-134
افسانه علی بخشی، سعید امانپور، آسیه سلیمانی زاده
چکیده امروزه حضور گسترده وسایل نقلیه و همچنین سهم روزافزون معابر سواره در ساختار شهرها، مشکلاتی را ایجاد کرد و سبب گردیده که پیاده راه ها صرفاً به محل هایی برای گذر اختصاص داده شوند. در صورتی که پیاده راه ها میتوانند نقش مکملی را در ارتباط با دیگر شبکه های حمل و نقل ایفا نمایند و سبب بهبود حیات مدنی در مراکز شهری گردند. در این پژوهش هدف سنجش مطلوبیت پیاده راه های شهری براساس مؤلفه های کیفی در پیاده راه نادری شهر اهواز است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، نظری-کاربردی و از لحاظ روش مطالعه، توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای و میدانی بوده است. جامعهی آماری پژوهش شامل افراد پیاده رو و ساکن مرکز تجاری شهر اهواز است که بصورت تصادفی 320 نفر از افراد پیادهرو و ساکن در طول یک هفته به حجم نمونه انتخاب شدند. پایایی داده ها بوسیلهی آزمون کرونباخ 813/0 محاسبه شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری SPSS بهره گرفته شد. نتایج تحلیل نشان میدهد که پیاده رو نادری شهر اهواز با ویژگیهای یک پیاده رو مطلوب فاصله دارد. از میان شاخص های مورد بررسی، شاخص جذابیت و سرزندگی با میانگین96/2 و دسترسی با 82/2 نسبت به دیگر شاخصها، از وضعیت مناسب تری برخودار هستند. لازم به ذکر است که امنیت، مبلمان و کاربریهای مختلط در پیادهرو باید مورد توجه جدی قرار گیرد. تا شهروندان بتوانند آزادانه و با امنیت و آسایش کامل به پیادهروی و تفریح بپردازند.
تحلیل مکانی نقشهی کاربری اراضی شهری جهت تولید نقشهی آسایش صوتی در شهر همدان
دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 127-143
سعید امانپور، ندا پیوند، خاطره رمضان پور اسعدیه، فرزانه مهریان
چکیده هدف اصلی این پژوهش مدلسازی مکانی نقشهی کاربری اراضی شهر همدان جهت تولید نقشه آلودگی صوتی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی است. دادههای نظری پژوهش به روش کتابخانهای و طرحهای پژوهشاتی، آمارنامهها، کتب موجود و مقالات، طرحهای شهری جمعآوری شد. همچنین اطلاعات میدانی به روش مشاهده گردآوری شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها، ابتدا با بهرهگیری از آراء خبرگان از مدل چند متغیره (FAHP) برای وزنبخشی به شاخصها استفاده شده، سپس اصول و معیارهای همجواری مدنظر استخراج و شناسایی گردیده است و با استفاده از GIS نقشههای همجواری طراحی شدهاند. در این مرحله نقشههای تولید شده فاقد واحدهای همگن میباشد، جهت استانداردسازی و همگن کردن و هم چنین افزایش انعطافپذیری آنها از منطق فازیFuzzy Membership استفاده میشود. پس از ارزشگذاری و تعیین وزنها، نتایج را در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی در لایهها تأثیر داده و در انتها با استفاده از ابزار Fuzzy Overly با گامای 9/0 نقشههای لایههای موردنظر تلفیق و تحلیل مکانی گردیدهاند. تحلیل یافتهها نشان میدهد که در پهنه با خطرپذیری خیلی کم 34/7 درصد کل کاربریهای منتخب، پهنه با خطرپذیری کم 02/6، پهنه با خطر متوسط 49/7 درصد، پهنه با خطرپذیری زیاد 48/40 درصد و در محدوده با خطرپذیری خیلی زیاد 67/38 درصد از تعداد 1354367035کاربری موجود را در بر گرفته است.
تحلیل ساختاری توسعه شهری کلان شهر اهواز با رویکرد آینده پژوهی
دوره 1، شماره 2، زمستان 1399، صفحه 1-18
مسعود صفائی پور، فرشته شنبه پور
چکیده امروزه چالشهای زندگی نوین شهری و مشکلات محیطی و اجتماعی موجب روی آوردن به رویکرد آیندهپژوهی در برنامهریزی شهری و بهرهگیری از ابزارهای گوناگون برای ساختن آیندهی مطلوب شده است. پژوهش حاضر با بهره-گیری از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع که یکی از روشهای متداول در آیندهپژوهی است و با استفاده از نرمافزار میک-مک به تحلیل مؤلفههای توسعهی شهری در کلانشهر اهواز پرداخته است. در ادامه با استفاده از روش دلفی 37 مؤلفه به عنوان شاخصهای توسعهی شهری استخراج شد. نتایج حاکی از این است که در صفحه پراکندگی شش دسته (عوامل تأثیرگذار، عوامل ریسک، هدف، عوامل تأثیرپذیر و عوامل مستقل، تنظیمکننده) قابل شناسایی هستند. در نهایت از میان 37 عامل کلیدی، پس از بررسی میزان تأثیرگذاری این عوامل بر یکدیگر و بر وضعیت آینده کلانشهر اهواز با روشهای مستقیم و غیرمستقیم، 13 پیشران مؤثر و کلیدی از جمله؛ جمعیت، توزیع عادلانهی خدمات شهری، توسعهی صنعت گردشگری، ساماندهی محورهای ویژهی گردشگری، ساماندهی مناطق حاشیهنشین، کنترل آلودگی هوا و ارتقای بهداشت محیطی، گسترش فضای باز عمومی و ایجاد مراکز فراغتی، فراهم آوردن سطح مناسب رشد اقتصادی، ارتقای کیفیت زندگی در بافت فرسودهی شهری، ساماندهی و بهسازی بافت فرسوده، گسترش کارگاههای کوچک و زودبازده، توانمندسازی سازمانهای مردمنهاد، توسعهی مراکز تفریحی و گردشگری که بیش ترین نقش را در وضعیت آیندهی توسعهی شهری اهواز دارند، مشخص شدند و به عنوان عوامل و پیشرانهای مؤثر بر توسعهی شهری اهواز انتخاب شدند. در ادامه نتایج نشان داد که عوامل توسعهی صنعت گردشگری، ساماندهی مناطق حاشیهی شهر در وضعیت ریسک قرار دارند. عوامل جمعیت، توزیع عادلانهی خدمات شهری، توسعهی صنعت گردشگری، بیش ترین میزان تأثیرگذاری بر فرآیند توسعهی شهری کلانشهر اهواز را خواهند داشت.
سنجش و ارزیابی نابرابری مناطق شهری در برخورداری از شاخصهای ترکیبی توسعه (مطالعه موردی: کلانشهر اهواز)
دوره 1، شماره 2، زمستان 1399، صفحه 48-66
سعید امانپور، زهرا محقق، سیده معصومه رضوی، خاطره رمضان پور اسعدیه
چکیده شناخت نابرابری فضایی و عدم تعادل منطقه ای در چارچوب محدوده های مختلف جغرافیایی و سیاستگزاری در جهت رفع و کاهش آن از مقولات بسیار مهم برنامه ریزی منطقه ای به شمار می آید. ابعاد نابرابری فضایی در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، درمانی و غیره قابل بحث است. از این رو، نیل به پیشرفت و توسعهی فراگیر در آینده، مستلزم شناخت موقعیت مناطق و نواحی در ابعاد مختلف است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف سنجش نابرابری فضایی درون شهری کلانشهر اهواز در برخورداری از شاخص های ترکیبی توسعه انجام شده است. با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد مطالعاتی حاکم بر این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. این پژوهش سعی دارد با استفاده از 54 متغیر و با بهره گیری از مدل ELECTRE سطح بندی و میزان نابرابری های موجود را میان مناطق کلانشهر اهواز تعیین نماید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد پراکنش توسعه، نامتعادل بوده و بین مناطق، از نظر توسعه یافتگی نابرابری و شکاف وجود دارد و این نابرابری در بخش های مختلف اجتماعی، اقتصادی، خدماتی، بهداشتی- درمانی و کالبدی خود را نشان می دهد. به طوری که بر اساس نتایج حاصل از تکنیک الکتره، منطقهی 2 در سطح برخوردار، مناطق 1 و 3 در سطح نیمه برخوردار، منطقهی 4 در سطح کم برخوردار و مناطق 6، 7 و 8 در ردهی محروم یا عدم برخوردار قرار گرفته اند؛ بنابراین برای کاهش میزان نابرابری های توسعه یافتگی در کلانشهر اهواز براساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود توزیع شاخص های توسعه به سمت رشد متوازن هدایت شوند.
تحلیلی بر میزان اهمیت مؤلفههای کیفیت محیطی از دیدگاه گردشگران (مطالعه موردی: کلانشهر اصفهان)
دوره 1، شماره 1، پاییز 1399، صفحه 1-21
مسعود تقوایی، امین الله بالیده، حمزه رحیمی
چکیده امروزه ارتقای کیفیت محیطی در کلانشهرهای گردشگرپذیر به عنوان یکی از مهمترین راهکارهای جذب گردشگر شناخته میشود. بنابراین بهبود و ارتقای کیفیت محیط به یکی از اهداف اصلی سیاستگذاران و برنامهریزان شهری بدل شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان اهمیت مؤلفههای کیفیت محیطی از دیدگاه گردشگران کلانشهر اصفهان میباشد. روش تحقیق در این بررسی از نوع توصیفی- تحلیلی است و دادهها به روش پیمایشی تهیه شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل گردشگران کلانشهر اصفهان میباشد که با استفاده از فرمول کوکران نمونهای به حجم 384 نفر از بین آنها به صورت تصادفی انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفته است. این تعداد از طریق پرسشنامهای که اعتبار آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ آزمون شده است، مورد پرسش قرار گرفتند. در این مطالعه به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از رویکرد آماری مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) و آزمون تحلیل عاملی تأییدی پنج عاملی مرتبه دوم استفاده شده است. نتایج بیانگر این است که از دیدگاه گردشگران از بین مؤلفههای کیفیت محیطی، بعد زیست محیطی دارای بیشترین اهمیت بوده است. سپس ابعاد زیباشناختی و فرمی، معنایی و ادراکی و نهایتاً عملکردی و فعالیتی با اهمیت بودهاند. از این رو تقویت مؤلفه زیست محیطی و دیگر ابعاد (به ترتیب اهمیت) در کلانشهر اصفهان جهت شکوفایی بخش گردشگری بسیار ضروری میباشد که در این راستا پیشنهادهایی ارائه شده است.
شناسایی و تحلیل الگوی گسترش شهر اهواز در بازه زمانی 1360 تا 1400
دوره 1، شماره 1، پاییز 1399، صفحه 77-96
سعید امانپور، مهدی علیزاده، صفیه دامن باغ
چکیده شهرنشینی، رشد شهری و گسترش نامطلوب آن به عنوان پدیدهای جهانی، همۀ کشورهای جهان را تحت تاثیر قرار داده است. در دهههای اخیر در ایران رشد و گسترش شهرها به صورت نوعی معضل یا مسأله نمایان شده است و شهر اهواز نیز از این مسائل جدا نیست. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل الگوی گسترش شهر اهواز در بازه زمانی 1360 تا 1400 است. این پژوهش از لحاظ ماهیت هدف کاربردی و از نظر روششناسی توصیفی- تحلیلی میباشد و به دنبال بررسی روند گسترش فیزیکی و الگوی گسترش شهر اهواز در افق 1400 است. برای دستیابی اهدف ابتدا روند گسترش فیزیکی در دوره 35 ساله (1360 تا 1395) بررسی شد و سپس 14 شاخص برای بررسی گسترش بهینه توسعه شهر اهواز در افق 1400 استخراج شدند که با استفاده از منطق فازی (FUZZY) این شاخصها استاندارد شدند و در ادامه برای مدل بهینه با استفاده از مدل تحلیل ترکیبی ANPDEMATEL سه سطح برای گسترش این شهر مشخص شده که در ترکیب با OVERLAYFUZZY و GAMA 9/0 در محیط GIS نقشههای خروجی نیز با استفاده از نرم افزارهای ENVI و Arc GIS استخراج شد. نتایج نشان داد در سطح مدلهای پیشبینی کننده اراضی کشاورزی با وزنهای 0.101 و 0.118 بیشترین اهمیت و مهمترین عامل تغییر یافته در روند گسترش فیزیکی شهر اهوا بوده است. همچنین خروجی سطحبندی گسترش فیزیکی در افق 1400 مشخص شد که بهترین مکان در محدوده بلافصل منطقه 8 شهری و عدم قرارگیری بر سایت زمینهای کشاورزی در این شهر میباشد.
