کاربرد شاخصهای چند بعدی(افقی و عمودی) در بررسی کیفیت زندگی شهری(مطالعه موردی: شهر بیرجند)
صفحه 1-18
رستم صابری فر
چکیده زمینه و هدف: کیفیت زندگی مقولهای چند بعدی و شامل ابعاد افقی (عینی و ذهنی) و عمودی است و جنبههای متفاوتی از حیات شهروندان را تحت تاثیر قرار میدهد. به همین دلیل، نمیتوان آن را به یک یا چند شاخص خاص، محدود کرد. مدنظر قرار دادن ابعاد عینی و ذهنی(افقی) و عمودی مقوله کیفیت زندگی، باعث می شود مسئولان از این طریق قادر باشند با پیگیری تغییرات در جنبههای مختلف زندگی و انتخاب توسعه مطلوب شهر، رضایتمندی ساکنین را تامین و زمینههایی که شهروندان به مشارکت در آن حوزهها راغب هستند، فراهم آورند.
روش بررسی: در پژوهش حاضرسعی شدهاست با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی، وضعیت کیفیت زندگی در سطح شهر بیرجند که در سالهای اخیر به عنوان مرکز استان خراسان جنوبی انتخاب شدهاست مورد ارزیابی قرارگیرد. با این هدف، نمونهای به حجم 271 خانوار از مناطق مختلف شهر انتخاب و اطلاعات به طریق میدانی و نظرسنجی گردآوری شد. در نهایت، اطلاعات گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و روشهای آماری، به خصوص همبستگی و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که به طورکلی وضعیت کیفیت زندگی در ابعاد افقی و عمودی در کل شهر از حد متوسط پایینتر میباشد. با این وجود، مناطق شمالی وضعیت بسیار بدتر و نامناسبتری از مناطق جنوبی داشته و ضروری است که مسئولان شهر نه تنها به ارتقای کیفیت زندگی در کل سطح شهر اقدام نمایند، بلکه توجه اساسیتری به مناطق جنوبی داشتهباشند. این پژوهش میتواند درک بهتری از نابرابریها در کیفیت زندگی شهری ارائه داده و مبنای علمی مناسبی را برای سیاستگذاریهای شهری بر اساس تنوع موجود و مبتنی بر نگاهی فراگیر ارائه کند.
تدوین چارچوب مفهومی اصول طراحی شهری مرتبط با کاهش بیماری دمانس در سالمندان
صفحه 19-33
حانیه سیوانی امیرخیز، پانتهآ حکیمیان
چکیده زمینه و هدف: امروزه با تغییرات جمعیتی، افزایش تعداد سالمندان و به دنبال آن، شیوع بیماری دمانس یا دمانس، ایجاد محیطهای شهری که نیازهای این افراد را برآورده کند، ضرورت دارد. این امر نیاز به تبیین یک چارچوب مفهومی جامع از اصول طراحی شهری را که به طور خاص برای رسیدگی به چالشهای پیچیدهای که افراد مبتلا به دمانس با آن مواجه هستند، نشان میدهد. شواهد و مطالعات حاکی از آن است که طراحی شهری بر کاهش علائم بیماری مبتلایان به دمانس ساکنان شهرها تأثیر دارد. از این رو، هدف این پژوهش، بررسی ارتباط بین طراحی محیط شهری و بیماری دمانس و تدوین چارچوب مفهومی معطوف به اصول طراحی شهری جهت جلوگیری از تشدید علائم بیماری افراد مبتلا به دمانس از طریق طراحی شهری میباشد.
روش: پژوهش حاضر، مروری کمی و کیفی بر مطالعات موجود در زمینه " اصول طراحی شهری مرتبط با افراد مبتلا به بیماری دمانس" است. شیوه گردآوری اطلاعات در این پژوهش مطالعات کتابخانهای بوده و تحلیل دادهها از نوع تحلیل محتوا میباشد. از این رو، مقالات انتشار شده در زمینه اصول طراحی شهری افراد مبتلا به بیماری دمانس انجام شده است. در این راستا، دادههای این پژوهش از طریق مطالعه اسنادی متون معتبر حوزه طراحی شهری، روانشناسی محیطی، روانشناسی و روانپزشکی گردآوری شد. پایگاههای اطلاعاتی برای جستجو و استخراج مقالات pubmed ، web of science، scopus، sage، science direct و taylor & francis انتخاب شدند.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتههای تحقیق شامل مولفههای محیط ساخته شده و اصول طراحی شهری مرتبط با بیماری دمانس میباشد که در ابعاد مختلف کالبدی، اجتماعی، زیستمحیطی و... مطرح شده است. در انتها کیفیتهای اشاره شده در مطالعات با فراوانی آنها، محاسبه و جدول و نمودار مربوطه رسم گردید. همچنین به منظور شناسایی مولفههای طراحی شهری جهت پاسخگویی به نیازهای محیطی افراد مبتلا به دمانس، چارچوب پیشنهادی پژوهش ارائه گردید. این چارچوب مفهومی به عنوان یک منبع راهنما برای برنامهریزان شهری، معماران و سیاستگذارانی است که به دنبال ایجاد شهرهای همهشمول دمانس هستند. بر اساس یافتهها میتوان نتیجه گرفت که طراحی شهری دارای اصول و مولفههای تاثیرگذار بر بهبود اختلال شناختی در افراد مبتلا به بیماری دمانس میباشد که از دستاوردهای اصلی این تحقیق است.
رویکرد بیوفیلیک در گردشگری شهری (مطالعه موردی: شهرستان مهاباد)
صفحه 34-47
علاءالدین رطبی، محمود هوشیار، سمیه شریف پور
چکیده زمینه و هدف: امروزه گردشگری یکی از منابع اصلی درآمد بسیاری از کشورها است. توسعه گردشگری علاوه بر توجه به زیرساختهای این صنعت، نیازمند برنامه ریزی جامع عوامل ترغیب کننده قابل درک از سوی گردشگران است. برنامهریزی شهری بیوفیلیک که از دهه 90 میلادی به اجرا درآمد، رویکردی است که بهصورت جامع برای بسیاری از عوامل راهحلهای عملی ارائه مینماید. لذا هدف این تحقیق الگوسازی برنامهریزی و رویکرد بیوفیلیک در گردشگری شهر مهاباد میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر، بهروش توصیفی- تحلیلی و با هدف شناسایی و اولویتبندی بیوفیلیک گردشگری انجام شدهاست. دادههای پژوهش بهصورت کتابخانهای و همچنین بهروش میدانی از طریق پرسشنامه جمعآوری گردید. سنجش روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی انجام شده و نیز، برای سنجش پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شدهاست که میزان آن 0.77 دارای ضریب قابل قبولی میباشد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که هر دو فرضیهی پژوهش مورد تایید واقع شد و شاخصهای شهر بیوفیلیک در مهاباد بر تصویر احساسی، تصویر ادراکی، تبلیغات دهان به دهان و قصد بازدید گردشگران تأثیرگذار بوده است و بیشترین تأثیرپذیری مربوط به عامل تبلیغات دهان به دهان و کمترین تأثیرپذیری مربوط به عامل قصد بازدید گردشگران بوده است. همچنین طبق نظر کارشناسان تحقیق اولین شاخص شهر بیوفیلیک که برای منطقهی مورد مطالعه ضرورت دارد، افزایش احداث پارکها در سلسلهمراتب شهری میباشد.
ارزیابی توزیع کاربری های مختلف شهر کرمان با تاکید بر جهت توسعه آتی شهر کرمان
صفحه 48-65
ابوالفضل ترک زاده، مریم ابراهیمی، بهنام مغانی رحیمی
چکیده زمینه و هدف: الگوهای کاربری اراضی شهری در طول زمان دچار تغییرات اساسی میشوند که در ایجاد این تغییرات، نقش انسان و فعالیتهای او از همه بیشتر میباشد. از این رو مدل سازی و پیشبینی تغییرات کاربری اراضی در آینده با توجه به تغییرات آنها در گذشته، به مدیران و برنامهریزان شهری در اتخاذ تصمیمات بهتر برای جهت دهی به توسعه آتی شهر بسیار کمک خواهد کرد. در راستای موارد مذکور، هدف تحقیق حاضر آشکارسازی تغییرات و مدل سازی توسعۀ شهر کرمان کمک خواهد کرد. برای نیل به این هدف، از تصاویر سنجندههای TM ،ETM+ و OLI ماهواره لندست به ترتیب برای سال های 2010 تا 2020 به منظور تهیۀ نقشه های کاربری اراضی منطقه مورد مطالعه استفاده گردید. به علاوه پارامترهای مورد استفاده در این تحقیق شامل فاصله ازراه ها و جادهها، فاصله از مراکز آموزش عالی و فاصله از مراکز نظامی در نظر گرفته شد. درمرحلۀ پیش پردازش پس از اعمال تصحیحات هندسی، رادیومتریک و اتمسفری، عملیات بارزسازی تصاویر اجرا و با بهرهگیری از روش طبقه بندی نظارت شده با الگوریتم حداکثر احتمال، در سه کلاس اراضی ساخته شده، اراضی بایر و پوشش گیاهی نقشههای کاربری اراضی تهیه شدند. در مرحله دوم، تغییرات صورت گرفته از لحاظ مساحت، روند و توزیع مکانی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت در مرحلۀ بعد براساس این تغییرات و سه متغیر مستقل، مدل سازی پتانسیل تبدیل کاربری چند لایه انجام شد. این روش میتواند برای پیشبینی تغییرات آینده مورد استفاده قرار گیرد.
روش بررسی: روش ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ- ﺗﺤﻠﻴﻠﻲ اﺳﺖ، دادهﻫﺎى ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﻪ روش اﺳﻨﺎدى و میداﻧﻲ و مراجعه به سازمانها ﺗﻬﻴﻪ ﺷﺪه. انواع کاربریها در سطح شهر کرمان مورد بررسی قرار گرفت و نسبت هر یک به دست آمد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج پیش بینی سال 1405 گویای این واقعیت است که در صورت ادامۀ روند کنونی تغییرات تا سال 1405 ، مساحت 1357 هکتار نسبت به وضعیت کنونی افزایش خواهد یافت و مساحت طبقههای اراضی بایر و پوشش گیاهی به میزان 1077 و 472 هکتار کاهش مییابد. نتایج این مطالعه میتواند به برنامهریزان و مدیران شهری برای درک بهتر شرایط فعلی و اتخاذ تصمیمهای مناسب در آینده، برای مدیریت مناسب پوشش زمین کمک کند.
تحلیلی بر عوامل و مولفه های منظر شهرهای اسلامی با تاکید بر بازار قدیم
صفحه 66-90
نفیسه جلیلیان، علی حاجی غلام سریزدی، محمد میرهای
چکیده زمینه و هدف: ناحیه تاریخی شهرها میراث ارزشمندی است که در طول زمان در هویتبخشی به حیات شهری نقش ویژهای ایفا میکند. لذا در این میان شناخت تاریخی عناصر تشکیلدهنده شهرها و نقش پایداری آنها در پویایی و ماندگاری شهرها بسیار تعیینکننده است. در این میان بازار از دیرباز تاکنون یکی از محلهای اجتماعی و پراهمیت هم از نظر اقتصادی و هم از نظر فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و شهری بوده است.
روش شناسی: در این مقاله با شناخت مقوله بازار و نقش آن در توسعه شهر و بالاخص شهرهای اسلامی به شناسایی عوامل موثر بر بازار قدیم در جهت تحلیل چهره و عملکرد بازار با استفاده از روش تحلیل کیفی و براساس مطالعه اسنادی و با استفاده از نرمافزار MAXQDA پرداخته شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که در مطالعات گذشته 9 مولفه اصلی دربرگیرنده 91 مولفههای فرعی مختلف وجود دارد. که عبارتند از: خصوصیات بازار، معماری و شکل بازار، منظر شهری، اثرات اسلامی بودن بازار، ویژگیهای بازار اسلامی، تغییرات و تطور بازار، مکان بازار، عناصر بازار، کارکردهای بازار. همچنین نتایج نشان داد که کارکردهای بازار شامل کارکردهای اقتصادی، سیاسی، مذهبی، فرهنگی، اجتماعی، تفریحی و ارتباطی بوده که برای انجام این کارکردها عناصر بازار شامل اجزای مختلف اقتصادی بازار (دکان، راسته اصلی و فرعی، سرا (خان)، خانبار، قیصریه، چهارسو، میدان، جلوخان و خجره)، مسجد، زیارتگاه، مدرسه، آب انبار، سقاخانه، کاروانسرا و حمام وجود داشته است.
بررسی دیدگاههای بازشناسی مؤلفه های هویت ساز معماری با تأکید بر همگرایی اقوام و ادیان (نمونه موردی: محلات مرکزی منتهی به خیابان امام ارومیه)
صفحه 91-107
بلیس اوشانا شیرآباد، شبنم اکبری نامدار، نسیم نجفقلی پور کلانتری
چکیده زمینه و هدف: مولفههای هویتساز معماری نقش مهمی در تقویت هویت فرهنگی و مذهبی و همچنین ایجاد همگرایی و همبستگی بین اقوام و ادیان مختلف دارند. شهر ارومیه با تاریخچهای غنی و تنوع فرهنگی و مذهبی خود، نمونهای برجسته از این همگرایی است. بازشناسی و تقویت این مؤلفهها میتواند به حفظ و ترویج هویت فرهنگی و مذهبی و همچنین تقویت همبستگی اجتماعی کمک کند. پژوهش حاضردر تداوم مطالعاتی است که بمنظور بازشناسی مؤلفه های هویت ساز معماری با تأکید بر همگرایی اقوام و ادیان در محلات منتهی به خیابان امام (بافت قدیمی و تاریخی شهر ارومیه) میباشد. این پژوهش با هدف شناخت مؤلفه های هویت سازی است که بر معماری اثر گذارده و درصدد آن بوده که ویژگیهای مختص معماری آن منطقه را رقم بزند.
روش بررسی: نوع تحقیق حاضر از نظر هدف توسعهای و به لحاظ ماهیت کاربردی میباشد، چرا که به دنبال بازشناسی مؤلفههای هویتساز معماری با تأکید همگرایی اقوام و ادیان میباشد. روش تحقیق این رساله باتوجهبه ماهیت موضوع پژوهش، از لحاظ محتوا نوعی پژوهش کمی ـ کیفی به شمار میآید، اما اساس پژوهش متکی بر روش توصیفی ـ تحلیلی میباشد، بدین صورت که در بخش توصیفی ـ تحلیلی بهصورت پیمایشی به برداشتهای میدانی و گردآوری دادهها از طریق مشاهده، مصاحبه، عکاسی و... پرداخته میشود.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از بررسی محلات مرکزی منتهی به خیابان امام ارومیه نشان میدهد که مؤلفههای هویتساز معماری نقش بسزایی در تقویت و بازتاب هویت فرهنگی و مذهبی شهر دارند. تنوع معماری در این محلات، نمایانگر تعاملات فرهنگی و مذهبی گستردهای است که به همزیستی مسالمتآمیز اقوام و ادیان مختلف کمک کرده است. این مطالعه نشان میدهد که معماری میتواند بهعنوان یک ابزار قدرتمند برای تقویت همگرایی و همبستگی اجتماعی عمل کند، و توجه به این مؤلفهها میتواند به حفظ و ترویج هویت فرهنگی و مذهبی و همچنین تقویت همبستگی اجتماعی کمک کند.
مدلسازی اثرات اعتبارات خرد بنیاد برکت بر توسعه اقتصادی - اجتماعی مناطق روستایی استان خوزستان
صفحه 108-122
نبی الله حسینی شه پریان، مصطفی باندری، بهمن صدرنیا
چکیده زمینه و هدف: در چند دههی اخیر، یکی از سیاستهایی است که از سوی دولتمردان بهعنوان ابزاری برای توانمندسازی روستاییان موردتوجه قرار گرفته، اعتبارات خرد است. این اعتبارات در صورت سرمایهگذاری درست میتواند تضمینکننده توسعه پایدار روستایی باشد. بنیاد برکت با اعطای اعتبارت خرد در طی سالهای اخیر فعالیت خود را در جهت محرومیتزدایی و توانمندسازی اقتصادی – اجتماعی مناطق محروم کشور آغاز نموده است. لذا این تحقیق بهمنظور مدلسازی اثرات اعتبارات خرد بنیاد برکت بر توسعه اقتصادی – اجتماعی مناطق روستایی استان خوزستان، صورتگرفته است.
روش تحقیق: این پژوهش ازنظر ماهیت، نظری - کاربردی و روش مطالعة آن توصیفی – تحلیلی است. شیوهی گردآوری اطلاعات پیمایشی - کتابخانهای است. جامعه آماری تحقیق شامل متقاضیان استفاده از اعتبارات خرد روستایی در شهرستانهای ایذه، مسجدسلیمان، لالی، اندیکا و دزپارت میباشد که باتوجهبه تعداد آنها حجم نمونه 340 نفر برآورد شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای t زوجی، رگرسیون گامبهگام و آزمون t ساده، استفاده شد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج تحقیق نشان داد تفاوت معناداری بین قبل و بعد از دریافت تسهیلات وجود دارد. نتایج رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داده که اقدامات بنیاد برکت 86 درصد تغییرات مثبت در مناطق روستایی ایجاد کرد. شاخص توانمندی مدیریتی با مقدار بتا 430/0، رفاه اقتصادی با 316/0 و توسعه کسبوکار با بتای 276/0 بیشترین تأثیر را از اعتبارات خرد پذیرفتهاند. در نهایت نتایج آزمون t ساده گویای آن است که اعتبارات خرد به ترتیب بیشترین تأثیر را بر رستههای شغلی کشاورزی و دامپروری، مشاغل فنی و زارعت، داشته است.
بررسی و ارزیابی تعیین هستههای مرکزی شهر (مطالعه موردی: شهر تبریز)
صفحه 123-138
علاءالدین رطبی، نرگس حاتمی، محمود هوشیار، سمیه شریف پور، صلاح شاه مرادی
چکیده زمینه و هدف: شهرنشینی یک فرآیند اجتماعی- فضایی است که ارتباط مستقیمی با گسترش مناطق شهری و رشد جمعیت شهری دارد. کشورهای توسعه یافتهای مانند آمریکا، ژاپن و بریتانیا در حال حاضر فرآیندهای شهرنشینی خود را تکمیل کردهاند. ساختار فضایی شهری تأثیر به سزایی در توسعه پایدار شهرها دارد. یکی از مراحل مهم تحلیل ساختار فضایی شهری، شناسایی مراکز شهری است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و در سال 1402 در شهر تبریز به انجام رسید. روش گردآوری دادهها، کتابخانهای و اسنادی است. شاخصهای مورد بررسی شامل مراکز آموزشی، بانکها، مراکز بهداشتی، ادارات، اماکن ورزشی، مراکز تجاری، فضای سبز، اماکن گردشگری، اماکن مذهبی، اماکن نظامی و پارکینگها شهر تبریز بود. پس از تهیه بلوکهای شهری و دادههای مورد نظر، اطلاعات تهیه شده به کلیه بلوکهای شهری تبریز در نرمافزار ArcGIS افزوده شد. سپس براساس نظرات کارشناسی، دامنه مناسب فواصل از امکانات مورد نظر با استفاده از طیف 5 گانه لیکرت تعیین شد. در این پژوهش برای شناسایی هستههای مرکزی شهر از روش تحلیل شبکهای استفاده شد.
یافته ها و نتیجه گیری: طبق نتایج تحلیل شبکهای، شهر دارای دو هسته مرکزی بزرگ در مرکز شهر و 2 هسته فرعی در اطراف شهر بود. نتیجه نهایی بدین صورت بود که شهر تبریز در حال تشکیل هستههای بعدی و تبدیل شدن به شهر چندهستهای بود.
استفاده بهینه از سفره آب های زیرزمینی با استفاده از مدل FNN-LM هوش مصنوعی (مطالعه موردی: دشت خوزستان)
صفحه 139-156
فرخنده هاشمی قندعلی
چکیده مقدمه و بیان مسئله: استفاده از هوش عصبی در پیش بینی متغیرهای منابع آبی از جمله آب زیرزمینی بطور گسترده رو به افزایش است. هدف: این تحقیق از طریق هوش مصنوعی و مدل FNN-LM چندین هدف را دنبال می کند که شامل تعیین پارامترهای موثر بر نوسانات سطح آب زیرزمینی در دشت خوزستان و همچنین بررسی تاثیر مکانی و زمانی پارامترهای سطح آب از طریق داده های زمانی 10 ساله و سپس مدلسازی نوسانات سطح آب زیرزمینی در پیزومترهای منتخب در دشت مورد مطالعه می باشد. روش: استفاده از هوش مصنوعی و روش مدل FNN-LM بود و در انتها با تغییر درصدی یک ماه آخر داده های ورودی در مدل، اقدام به ایجاد شرایط فرضی گردید و با توجه به مدلهای شبکه عصبی بدست آمده به پیش بینی نوسانات سطح آب زیرزمینی در این شرایط فرضی پرداخته شد. یافته ها: تاثیر پارامتر تخلیه از چاهها به مراتب بیشتر از تاثیر پارامتر میزان بارندگی می باشد، بطوریکه پیش بینی شرایط ترسالی و خشکسالی که فقط در اثر تغییر میزان بارندگی می باشد. نتیجه گیری: با استفاده از مدلهای ایجاد شده شبکه عصبی برای هر چاه مشاهده ای و استفاده از مقبولترین روش مدلهای ژئواستاتیستیکی پیش بینی مکانی و زمانی مناسبی از سطح آبهای زیرزمینی صورت گرفت. بهترین مدلسازی نوسانات سطح آب با مدل FNN-LM از طریق انتخاب پارامترهای مناسب و با قابل قبول ترین تاخیر زمانی بدست آمد.
کلید واژه ها: هوش مصنوعی، سطح آب زیرزمینی، مدل FNN-LM، دشت خوزستان.
نقش محدوده های شهری در توسعه شهر اراک
صفحه 157-180
محمد اسماعیلی، سید رحیم مشیری طیبی نژاد
چکیده زمینه و هدف: بیش از نیمی از جهان در مناطق شهری زندگی می کنند. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، روزانه افراد بسیاری به مراکز شهری مهاجرت می کنند و نرخ شهرنشینی هم در کشورهای توسعه یافته و هم در کشورهای در حال توسعه رو به افزایش است. اما جمعیت شهری چالش های عظیمی را بر منابع طبیعی وارد می کند و سبب ایجاد مشکلات اجتماعی و زیست محیطی در مناطق شهری می شود. بنابراین، افزایش نرخ شهرنشینی با چالش های بسیاری همراه است. در ایران نیز طی 30 سال گذشته نرخ شهرنشینی نزدیک به دو برابر شده است. درآمد ناپایدار شهری، فقر شهری، حاشیه نشینی و مسکن نامناسب شهری به عنوان ابر چالشهای توسعه شهری در ایران محسوب می شوند. تعیین محدوده های شهری یکی از راهکارهای مورد استفاده در سیاست های موسوم به مهار رشد شهرها یا مدیریت رشد شهری است.
روش بررسی: پژوهش مروری حاضر با هدف بررسی اهمیت محدودههای شهری در کنترل و هدایت توسعه شهری و نقش محدوده های شهری در کنترل و هدایت توسعه شهر اراک انجام شده است. شهر اراک مرکز استان مرکزی، که سه طرف آن را کوه و طرف دیگر را کویر احاطه کرده و از بسیاری از جهات قابلیت توسعه ندارد. لذا میزان تراکم جمعیت در قسمت های مرکزی و درونی شهر افزایش یافته است. مقدار شاخص توسعه زمین برای شهر اراک بالا بوده و سطح انطباق مورفولوژیک پایین تر است.
یافته ها و نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد در صورت اعمال ضوابط ساخت و ساز ویژه پهنه های خیلی زیاد و زیاد می توان جمعیتی بالایی را در بافت فرسوده اسکان داد. چنین فرایندی همچنین موجب توسعه شهر در یک الگوی نظام مند می شود . لازم است که شهرداری از ایجاد فضا ها و کاربری های عمومی چشم پوشی نکند و با ایجاد فضاهای عمومی در محلات و مشارکت در بین ساکنان را ایجاد نماید. اصلاحاتی همچون تخریب ساختمان های قدیمی و تاسیس سازه های بلند مرتبه نیازمند نظارت دقیق است تا تراکم بافت از حد مجاز بیشتر نشود.
