تدوین مولفه های موثر در طراحی آپارتمان های مسکونی اقلیم معتدل و مرطوب ایران به منظور کاهش مصرف انرژی برای استان مازندران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
فاطمه طاهری گرجی، محمدرضا ابراهیم نژاد، نوشین عباسی
چکیده زمینه و هدف
امروزه با پیشرفت علم و تکنولوژی، افزایش روز افزون جمعیت، استفاده از سوخت های فسیلی و همچنین بحران انرژی بشر در شرایطی قرار دارد که به منظور جلوگیری از بحران های اخیر معماری های اقلیمی و همساز با اقلیم دوباره مورد توجه قرار بگیرد. با طراحی و معماری متناسب با اقلیم و ایجاد یک الگو میتوان تاثیر بسزایی در کاهش مصرف انرژی و همچنین جلوگیری از مصرف بی رویه انرژی داشت. بنابراین شناخت شرایط اقلیمی در هر منطقه از مهمترین عوامل جهت طراحی های اقلیمی است. اقلیم میتواند بر اشکال ساختمان های تاثیرگذار باشد به همین دلیل فرم های ساخته شده با توجه به اقلیم ها متفاوت هستند. هدف اصلی این پژوهش شناسایی مولفه های موثر طراحی در کاهش مصرف انرژی برای ساختمان های مسکونی اقلیم معتدل و مرطوب ایران برای استان مازندران است.
روش بررسی
ابتدا با بررسی اسناد و مطالعه کتابخانه ای به بررسی اولیه پرداخته شد و با کمک روش تحلیل مضمون برای 4 پارامتر « فرم، جداره، بازشو و بام»، 41 شاخص اولیه و موثر برای آپارتمان های مسکونی اقلیم مورد نظر استخراج شدند؛ برای صحت بخشی اطلاعات حاصل شده از نظرات خبرگان بهره گرفته شده است و 37 شاخص نهایی شناسایی و الویت بندی شدند. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی اساتید معماری دانشکده های معماری استان مازندران میباشند که با روش نمونه گیری در دسترس بهره گرفته شده است.
یافته ها و نتیجه گیری
نتایج ارائه شده نشان داد، از دیدگاه خبرگان حوزه انرژی در استان مازندران برای طراحی آپارتمان های مسکونی به منظور کاهش مصرف انرژی، مولفه های جداره و بازشو به وزن 383/0 و 312/0 بالاترین رتبه را داشته اند. در مولفه جداره بالاترین وزن مربوط به عامل عدم استفاده از فلز، در مولفه بازشو بالاترین وزن مربوط به جایگذاری مناسب پنجره، در مولفه بام بالاترین وزن مربوط به استفاده از بام شیبدار و در مولفه فرم بالاترین وزن مربوط به فاصله بین بناها بود. طبق دیدگاه خبرگان این حوزه در نظر گرفتن الویتبندی ارائه شده در این پژوهش میتواند گامی موثر در کاهش مصرف انرژی برای آپارتمان های مسکونی استان مورد نظر باشد.
تحولات نظریههای منظر فرهنگی شهر در برنامهریزی شهری: یک مرور سیستماتیک
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 آذر 1404
سیده مرضیه سیدزاده خرازی، محمدتقی پیربابایی
چکیده پسزمینه: مفهوم "منظر فرهنگی شهر" به عنوان چارچوبی یکپارچهنگر برای درک لایههای پیچیده تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و کالبدی شهرها، تحولات نظری قابل توجهی را از اوایل قرن بیستم تاکنون پشت سر گذاشته است. این تحول، از تمرکز صرف بر بُعد زیباییشناختی و فیزیکی به سمت دربرگیری ابعاد ناملموس، فرآیندهای اجتماعی، و رویکردهای مشارکتی در حکمرانی شهری حرکت کرده است.
هدف: این پژوهش با هدف ترسیم نقشه تحولات نظریههای کلیدی در حوزه منظر فرهنگی شهر و تبیین چگونگی ادغام این مفاهیم در پارادایمهای برنامهریزی شهری انجام شده است.
روش پژوهش: این مطالعه از نوع مرور نظاممند (Systematic Review) است که با جستجوی ساختاریافته در پایگاه وب آو ساینس (Web of Science) و با استفاده از کلیدواژههای مرتبط با منظر فرهنگی، برنامهریزی شهری و تحول نظریه انجام شد. از بین ۱۰۸۵ مقاله اولیه، بر اساس معیارهای شفاف شمول و عدم شمول، ۷۵ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند.
یافتهها: یافتهها نشان میدهد که نظریههای منظر فرهنگی شهر از مبانی اولیه با تأکید بر رابطه فرهنگ و طبیعت، به سمت رویکردهای چندبعدی، شامل بُعد ناملموس، حکمرانی مشارکتی، و فناوریهای نوین بصری شهری تحول یافتهاند. تحلیل توزیع تاریخی منابع بیانگر افزایش چشمگیر تحقیقات از سال 2023 تا 2025 است. همچنین مجلات برتر و پروفایل پژوهشگران فعال در این حوزه شناسایی شدند.
نتیجهگیری: سیر تحول نظریههای منظر فرهنگی شهر، گذاری از نگاهی ایستا و مبتنی بر کالبد به دیدگاهی پویا، چندبعدی، انسانمحور و یکپارچه را نشان میدهد. این تحول، لزوم بازنگری در ابزارها و فرآیندهای برنامهریزی و حکمرانی شهری برای پاسداری پویا از مناظر فرهنگی در قرن بیستویکم را آشکار میسازد.
18. بررسی چندبعدی امنیت اجتماعی در محیطهای شهری با تأکید بر عوامل کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی (مطالعه موردی: شهرک آزادشهر یزد)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 336-367
میترا قربی، بهروز بیغرض
چکیده زمینه و هدف: تحولات سریع کالبدی و اجتماعی در شهرهای ایران طی دهههای اخیر، امنیت محلات شهری را به پدیدهای چندبعدی و پیچیده تبدیل کرده است که بررسی آن مستلزم توجه همزمان به ویژگیهای فضایی، روابط اجتماعی و سازوکارهای نهادی–حکمرانی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی چندبعدی امنیت اجتماعی و سنجش میزان تأثیر و قدرت تبیین ابعاد کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی در شهرک آزادشهر یزد است.
روششناسی: . این مطالعه با رویکرد آمیخته اکتشافی–تبیینی و در دو مرحله انجام شد. در مرحله کیفی، با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته با ساکنان، کارشناسان امنیتی و متخصصان شهری و بهکارگیری تحلیل مضمون، شاخصهای بومی امنیت اجتماعی شناسایی گردید. در مرحله کمی، دادهها از طریق پرسشنامه و از ۳۶۷ نفر از ساکنان گردآوری و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل شد.
یافته و نتایج: نتایج نشان داد که هر سه بعد کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی تأثیر مثبت و معناداری بر امنیت اجتماعی دارند و مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. در این میان، بعد اجتماعی بیشترین قدرت تبیین امنیت اجتماعی را دارا بود (β = 0.56، t = 11.74، p < 0.001؛ R² = 0.57)، که شاخصهایی مانند روابط همسایگی، سرمایه اجتماعی و حس تعلق نقش برجستهتری در آن ایفا میکنند. بعد کالبدی نیز با تأثیری متوسط تا نسبتاً قوی (β = 0.31، t = 4.21، R² = 0.23) بیشترین ارتباط را با کیفیت فضاهای عمومی و نورپردازی نشان داد. بعد نهادی–حکمرانی نیز اگرچه تأثیر معناداری داشت (β = 0.29، t = 3.98، R² = 0.19)، اما در مقایسه با دو بعد دیگر از قدرت تبیین کمتری برخوردار بود. در مجموع، این سه بعد در قالب مدل یکپارچه توانستند 63 درصد از واریانس امنیت اجتماعی را تبیین کنند. بر این اساس، نتایج پژوهش بر اهمیت توجه همزمان به ابعاد اجتماعی، کالبدی و نهادی در برنامهریزی و سیاستگذاری ارتقای امنیت اجتماعی محلات شهری، بهویژه در شهرهای متوسط ایران، تأکید دارد.
3.دیدگاه نوجوانان نسبت به سلامت روان در پارک های شهری (نمونه موردی پارک ایلگولی تبریز)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 37-51
زانیار صمدی تودار، سیما پناهی راد
چکیده زمینه و هدف: نوجوانی دورهای حیاتی در رشد شخصیت و تثبیت عادات سبک زندگی است که در آن تغییرات روانی، بیولوژیکی، فیزیکی و اجتماعی رخ میدهد و خطر عادات مضر برای سلامتی افزایش مییابد. این مرحله، کلید پیشگیری از مشکلات سلامتی است. مطالعات نشان دادهاند که محیطهای مختلف در این دوره بحرانی میتوانند رشد مغز، قابلیتهای شخصی و سلامت در طول زندگی نوجوانی را شکل دهند. توجه به فقدان تحقیق در مورد ترجیحات نوجوانان در کشورهای در حال توسعه مانند ایران نقطه عزیمت مطالعه حاضر است.
روش بررسی: دادههای این پژوهش با توزیع پرسشنامه بین 384 نوجوان 19-10 ایلگولی تبریز جمعآوری شد. پرسشنامه به سه دسته زیباییشناسی پارک، امکاناترفاهی پارک و اجتماع پذیری پارک تقسیم شد و با استفاده از روش نمونهگیری سیستماتیک بین نوجوانان حاضر در پارک توزیع گردید. آمار توصیفی، روایی و پایایی سوالات، آزمون نرمال بودن دادهها، همبستگی بین شاخصها و آزمون من-ویتنی با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.ز
یافتهها و نتیجه گیری: نتایج همبستگی اسپیرمن در SPSS نشان داد که اجتماع پذیری پارک با همبستگی 809/0 بیشترین تاثیر را بر رفاه ذهنی افراد نوجوان داشته است و به دنبال آن امکانات رفاهی پارک و زیباییشناسی پارک به ترتیب با همبستگی 775/0 و 593/0 در ردههای دوم و سوم موثر بر رفاه ذهنی نوجوانان تاثیر داشته است. پارکهای شهری بر سطح رفاه ذهنی افراد نوجوان تأثیر مثبت دارند. علاوه بر این، این مطالعه میتواند برای ایجاد راهنمای معماران منظر و شهرسازان در طراحی پارکها و فضاهای سبز شهری برای ایجاد فضای راحت تر برای سالمندان مفید باشد که باعث ارتقای ذهنیت آنها میشودراه حلی عملی و پایدار برای مصرف انرژی در آب و هوای سرد و خشک است و می توان از مزایای بسیار آن در اقلیم این شهر بهره برد.
21.شناسایی و اولویتبندی تئوری های سازمان فضایی سازگار در تحلیل بافت تاریخی شهر تبریز
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 310-327
فاطمه ابراهیمی ابراهیم بگلو، رحمت محمدزاده
چکیده زمینه و هدف: نظم حاکم در سیستم پیچیده شهری، همواره مولد جریانهای درهم تنیده و ارتباطات پیچیده در سازمان فضایی شهر بوده است. درک چنین نظمی، مستلزم فهم جایگاه عناصر و روابط عمیق در اجزای سازمان فضایی است، از اینرو شناسایی عناصر شاکله سازمان فضایی و ارتباطات آنها، در راستای خوانش شهر و طراحی شهری ضرورت دارد. برمبنای چنین ضرورتی، در مطالعه نمونه موردی، بافت تاریخی تبریز، این پرسش مطرح میگردد که؛ در تحلیل سازمان فضایی بافت تاریخی تبریز، کدام تئوریها و دیدگاههای مطرح سازمان فضایی سازگارترند؟ و در راستای پاسخ به این سوال، تئوریهای سازمان فضایی و شاخصهای معرف هر یک برمبنای ویژگیهای بافت تاریخی تبریز، شناسایی، اولویت بندی و درنهایت یک رویکرد چند وجهی منتج از تلفیق تئوریهای سازگار با بستر مورد مطالعه استخراج میگردد.
روششناسی: جهت نیل به اهداف در این پژوهش، از روش آمیخته (کیفی و کمّی ) استفاده شدهاست و گردآوری دادهها، از طریق راهبرد پیمایشی (میدانی-کتابخانهای) بوده است. این پژوهش، بر اساس هدف کاربردی و از نوع توصیفی-تحلیلی بوده است. در بخش کمّی پژوهش، بر مبنای روش دلفی، از ابزار پرسشنامه جهت دستیابی به اجماع آرا و نظرات، 8 نفر از افراد دارای صلاحیت، به عنوان پانل خبرگان انتخاب و دادههای حاصل از پرسشنامهها، پس از اطمینان از همگرایی نظرات، در دو مرحله امتیازدهی و اولویتبندی گردید. در نهایت، نتایج حاصل از داده های کمی، با ویژگی های زمینه و نیز با اتکاء بر نقاط ضعف و قوت هر تئوری، مورد تحلیل و تفسیر قرارگرفت.
یافتهها و نتایج: یافتههای این تحقیق، شامل اولویتبندی تئوریهای سازمان فضایی و شناسایی شاخصهای مطرح در هر تئوری و درنهایت، ارائه یک رویکرد چندوجهی منتج از اجماع نظرات خبرگان و اولویت تئوری های سازمان فضایی، با اتکا بر ویژگیهای بستر بافت تاریخی تبریز بودهاست،اتخاذ چنین رویکردهای تلفیقی-کاربردی و مبتنی بر ویژگیهای زمینه، فراتر از صرف بکارگیری ابزارهای موجود، با تحلیل عمیق و طبقهبندی تئوریهای سازمان فضایی، راه را برای تحلیلهای جامعتر و با دقت نظر بیشتر، برای بافت هایی با ساختارهای ویژه، هموار میسازد و به غنای دانش در این حوزه میافزاید.
7.پرسهزنی شهری بهمثابه تجربهای چندساحتی: تحلیل نقش جسم، روح و ذهن در فضاهای عمومی شهرهای ایرانی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 98-113
عظیم عثمانیان، محمود رحیمی، رامین ساعد موچشی
چکیده مقدمه و هدف: پرسهزنی بهعنوان یک کنش انسانی پیچیده، حاصل تعامل جسم، روح و ذهن در محیطهای شهری است. این پژوهش با هدف تحلیل ابعاد چندگانه پرسهزنی در فضاهای شهری ایران، به بررسی تأثیر طراحی فضایی و غنای فرهنگی بر تجربیات جسمانی، روحی و ذهنی افراد پرداخته و تفاوتهای این تجربیات را با شهرهای مدرن مقایسه میکند.
روش پژوهش: این تحقیق با رویکردی کیفی و تفسیری و در چارچوب پارادایم برساختگرایانه انجام شده است. دادهها از طریق روشهای مردمنگاری شهری، مطالعه موردی، مشاهده میدانی غیرمشارکتی، مصاحبههای نیمهساختارمند با شهروندان، معماران و متخصصان، و تحلیل محتوای متون تاریخی و معاصر گردآوری شدهاند. تحلیل دادهها به روش تحلیل مضمون صورت گرفته است.
یافتهها: یافتهها نشان میدهد که پرسهزنی در شهرهای ایرانی فراتر از یک فعالیت فیزیکی، تجربهای اجتماعی، فرهنگی و معنوی است. فضاهای سنتی مانند بازار تبریز و مسجد شیخ لطفالله اصفهان با طراحیهای پیچیده و انسانمحور، زمینه تعاملات اجتماعی، تأمل معنوی و تقویت هویت فرهنگی را فراهم میکنند. فضاهای سبز شهری نیز به کاهش استرس و ارتقای سلامت روانی کمک میکنند.
نتیجهگیری: طراحی شهری باید بهگونهای باشد که پرسهزنی را به تجربهای یکپارچه از تعاملات جسمی، روحی و ذهنی تبدیل کند. این امر میتواند به بهبود کیفیت زندگی شهری، تقویت هویت فردی و جمعی و افزایش همبستگی اجتماعی منجر شود. یافتهها میتوانند راهنمایی برای طراحان و مدیران شهری در جهت خلق فضاهای پویا و انسانمحور ارائه دهند.
12.تحلیل نقش الگوهای فضایی در تعاملات اجتماعی و تقویت همبستگی قومی و دینی (نمونه موردی: محلات مرکزی منتهی به خیابان امام ارومیه با تأکید بر نظریه فضاهای زندگی کریستوفر الکساندر)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 167-183
بلیس اوشانا شیرآباد، شبنم اکبری نامدار، نسیم نجفقلی پور کلانتری
چکیده زمینه و هدف: فضاهای شهری تأثیر بسزایی در شکلدهی به تعاملات اجتماعی و تقویت همبستگی قومی و دینی دارند. ارومیه، با تنوع قومی و مذهبی گسترده، بستری مناسب برای مطالعه این تعاملات فراهم میکند. این پژوهش با هدف بررسی نقش الگوهای فضایی در تعاملات اجتماعی و همبستگی قومی و دینی در محلات دلگشا، اقبال و مهدیالقدم (مجاور خیابان امام خمینی) انجام شده است. چارچوب نظری این مطالعه مبتنی بر نظریه فضاهای زندگی کریستوفر الکساندر است.
روش پژوهش: این تحقیق به روش ترکیبی (کیفی-کمی) انجام شد. جامعه آماری شامل ساکنان محلات دلگشا، اقبال و مهدیالقدم بود که به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. دادههای کیفی از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 30 نفر از ساکنان و مشاهدات میدانی گردآوری شد. همچنین دادههای کمی با استفاده از پرسشنامهای که بین 200 نفر از ساکنان توزیع گردید، جمعآوری شد. برای تحلیل دادهها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس (ANOVA) استفاده گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان داد که ویژگیهای فضایی و کالبدی این محلات تأثیر معناداری بر تعاملات اجتماعی دارند. ضریب همبستگی پیرسون (0.68) حاکی از آن است که دسترسی به فضاهای عمومی بهطور مثبت با میزان تعاملات اجتماعی مرتبط است. تحلیل واریانس (ANOVA) نشان داد که تفاوت معناداری میان محلات مورد مطالعه وجود دارد (p < 0.05)، بهطوریکه محله اقبال با ترکیب متنوع قومی، بیشترین تعاملات اجتماعی را داشت. همچنین 85 درصد از پاسخدهندگان معتقد بودند که طراحی فضایی موجود به تقویت روابط اجتماعی کمک میکند، درحالیکه 15 درصد عواملی نظیر تراکم ترافیک و کاهش فضای سبز را موانعی برای تعاملات دانستند. نتایج این پژوهش تأکید میکند که طراحی مناسب فضاهای شهری میتواند به افزایش تعاملات اجتماعی، همبستگی قومی و دینی، و تقویت حس تعلق اجتماعی در جوامع چندقومیتی مانند ارومیه منجر شود. در این راستا، توجه به الگوهای فضایی متناسب با ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی شهروندان از اهمیت ویژهای برخوردار است.
بررسی تطبیقی بلند مرتبه سازی و ویلاسازی نمونه موردی: شهر جدید امیرکبیر و شهر جدید مهاجران
دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 75-90
محمد اسماعیلی، سید رحیم مشیری طیبی نژاد
چکیده زمینه و هدف: با توجه به رشد جمعیت و شهرنشینی، راهبرد بلندمرتبه سازی، در زمان حاضر رواج یافته است. با گسترش روز افزون استفاده از ساختمانهای بلند امروزه با توجه به مشکلاتی همچون کمبود مسکن، استفاده مطلوب از این ساختمانها میتواند راه حلی برای تأمین نیازهای اجتماعی، اقتصادی و سایر نیازهای جوامع امروز باشد. از طرفی تغییرات اجتماعی در دو مقیاس کلان (محله) و خرد (خانه) نشان دهنده کاهش احساس رضایت در خانه آپارتمانی است. روش بررسی: هدف از تحقیق حاضر مروری بر الگوهای تطبیقی بلندمرتبه سازی و خانه های ویلایی و مطالعه موردی شهرک امیرکبیر و مهاجران در شهر اراک است. یافته ها و نتیجه گیری: بررسی مطالعات مختلف نشان می دهد انتخاب هریک از الگوهای سازه های مسکونی، مزایا و معایبی را با خود همراه دارد. برج های مسکونی با داشتن امنیت و راحتی، فضاهای عمومی و دسترسی، مدیریت و کنترل از همه مهمتر نزدیکی به کاربری های مهم و دسترسی حمل و نقل عمومی، جزو فضاهای مسکونی مهم و سرزنده شهر محسوب می گردند و برخلاف مسکن سنتی می توانند طیف وسیعی از گروه های اجتماعی از جمله کودکان، بزرگسالان و سالمندان را به خود جلب نماید. این در حالی است که خانه آپارتمانی به دلیل از دست رفتن کیفیت عرصه نیمه عمومی رضایت مندی را کاهش داده است. لذا ارائه الگوها و طرح های خلاق و بررسی وضعیت شاخص های مختلف در مقیاس میانی و خرد می تواند راهکار مناسبی در بررسی تطبیقی باشد.
واکاوی رویکردهای احیای فضاهای گمشدۀ شهری (مطالعه موردی: فضای رودکنار مهرانرود شهر تبریز)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 1-16
مرتضی میرغلامی، حامد بیتی، مجید صیفوری
چکیده زمینه و هدف: وجود رودخانه در منظر شهری مزیّتی نسبت به دیگر شهرهایی است که بهرهای از آن نبردهاند امّا چنانچه فضای شهری پیرامون رودخانه پاسخدهی لازم را نداشته باشد، تبدیل به تهدیدی جدّی خواهد شد. مهرانرود در تبریز نیز بهعنوان یکی از عناصر اصلی استخوانبندی شهر شناخته میشود و حضورش در تمامی طول شهر مشهود است. در دهههای اخیر فراموشی مهرانرود در تبریز سبب گردیده تا لبه آن هرگز نتواند بهعنوان یک فضای شهری موّفق عمل کند. لذا در نتیجه اقدامات فوق و نیاز به ضرورت ارتقاء کیفی محیط میتوان با نگاه دوباره به حاشیه رودخانه و احیای آن بهعنوان شریان حیاتی شهر فرصت تقویت ارتباطات اجتماعی را ایجاد نمود.
روش بررسی: این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی است؛ پس از بررسی مبانی نظری فضاهای گمشده شهری و بهرهگیری از آن در باز طراحی فضاهای رودکنار با رویکرد احیای این فضا، یه چارچوب نظری پیشنهاد میشود که با مبانینظری حاضر، پروژهای کاربردی در جهت احیای فضاها گمشده رودکنار ارائه میگردد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان میدهد که رودخانههای شهری منابع سرشاری از ظرفیتهای طبیعی هستند که با طراحی درست و همخوان با بستر و زمینه قرارگیری خود و حداقل مداخله کالبدی ممکن میتوانند به پتانسیلهای ارزشمند و شاخص طبیعی، تفریحی، گردشگری، فرهنگی، تجاری و... تبدیل شوند. استفاده به جا، درست و اصولی از این تجربیات میتواند در موفقیت لبۀ رودکنارها تأثیر بسزایی دشته باشد.
فهم مولفههای فضایی-کالبدی مکان در تولید سرمایه اجتماعی در جوامع محلی: رهیافت نظریه دادهبنیاد ( مورد مطالعه: محله رودکی، منطقه 10 شهرداری تهران)
دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 77-92
آیلین شیدایی، محسن اسماعیلی
چکیده زمینه و هدف: اهمیت موضوع سرمایه اجتماعی در دهههای اخیر، ادبیات نظری شهرسازی را به تحقیق پیرامون عوامل مکانی موثر بر سرمایه اجتماعی در محیطهای شهری واداشته است. با این حال پژوهش های نسبتا اندکی در رابطه با این مفهوم در عرصه شهرسازی کشور انجام شده است. با توجه به غفلت از این مفهوم در ادبیات پژوهشی کشور، توجه و بازتعریف آن در پژوهش های شهرسازی جاری ضروری به نظر می رسد. درک عوامل موثر بر سرمایه اجتماعی در محلات شهری می تواند منجر به معرفی ابزارهایی در شهرسازی شود که به پیدایش و ارتقای سرمایه اجتماعی در محلات شهری کشور در شرایط امروزین کمک نماید.
روش بررسی: به منظور پاسخ به سوالات تحقیق، از روش کیفی نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری) استفاده شده است. براساس روش تحقیق و در پاسخ به پرسش «چیستی» پژوهش، به کشف مولفههای کالبدی مکان مورد مطالعه که بر فرآیندهای تولید سرمایه اجتماعی در جوامع محلی تاثیر گذار هستند اقدام نمودهایم؛ و در پاسخ به پرسش «چگونگی» تحقیق، رابطهی مولفههای کالبدی با مولفههای سازندهی سرمایه اجتماعی در بستر مطالعه را مورد فهم و تفسیر قرار دادهایم.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که وجود فضاهای عمومی، مراکز عمده فعالیتی، محورها و فضاهای مخصوص پیاده و توجه به ویژگی و نقش معابر را میتوان به عنوان تاثیرگذار ترین ابزارهای کالبدی ارتقا دهنده سرمایه اجتماعی در محله رودکی برشمرد. در نهایت نتیجه اصلی این پژوهش موید آن است که ارتقای سرمایه اجتماعی با بهبود ساختار کالبدی محلات در راستای بسترسازی تامین تیازهای فیزیکی، روحی و تسهیل کنندهی کنشهای اجتماعی ساکنان ارتباط تنگانگی دارد.
سنجش غنای حسی در پیاده بازار(مطالعۀ موردی: پیاده بازار جنّت مشهد)
دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 71-83
سیده مریم مجتبوی، فاطمه سادات رضوی سطوتی، فاطمه قاسمی
چکیده زمینه و هدف: تجربۀ انسان در فضاهای مختلف شهر از طریق کانالهای حسی گوناگون صورت میگیرد. در ادراک یک فضا هر چه اندامهای حسی بیشتری برانگیخته شوند، تأثیرگذاری فضا بیشتر و درک از فضا عمیقتر صورت خواهد گرفت و وسعت تجارب حاصله با مفهوم غنای حسی قابل بررسی است. پیادهراهها یکی از جلوههای سرزندگی و حیات شهری هستند و یکی از راههای ارتقای کیفیت اینگونه فضاها، افزایش غنای حسی به منظور بکارگیری تمامی حواس مخاطب میباشد. هدف از انجام این پژوهش، سنجش غنای حسی و میزان اثرگذاری هر حس در نقاط مختلف این پیادهبازار است.
روش بررسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت آمیخته و با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. برای جمعآوری اطلاعات مرتبط با پیشینه و مبانی نظری از روش مطالعات کتابخانهای و برای جمعآوری و تحلیل در مطالعات میدانى از روشهاى مشاهده، حسگردی و یادداشتبردارى حسى براى برداشت منظر حسى شش نقطه از پیادهبازار جنت به عنوان نمونۀ موردی استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: یافتهها بیانگر آن است که پیادهبازار جنت، به ترتیب در نقطۀ شاخص شش (خانۀ تاریخی مستوفی)، نقطۀ شاخص یک (پلازای ورودی)، نقطۀ شاخص چهار (بین جنت 4 و 6)، نقطۀ شاخص سه (نبش جنت 4)، نقطۀ شاخص 5 (بین جنت 8 و 10) و نقطۀ شاخص 2 (جنت 2) بیشترین غنای حسی را در مخاطبین ایجاد نموده است و اولویت درگیری حواس در خانۀ تاریخی مستوفی به ترتیب از بیشتر به کمتر مربوط به حس بینایی، لامسه، شنوایی، بویایی و چشایی است.
باز طراحی پیاده روهای پیرامون میدان فاطمی و خیابان ولیعصر تهران به منظور ارتقاء احساس تعلق به مکان
دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 84-97
سعید کاردار، فائزه سعیدی
چکیده زمینه و هدف: هر مکانی روح و ویژگی های خاص خود را دارد که بر مبنای آن خصلت ویژه خود را بروز می دهد. انسان نیازمند آن است تا حس مکان را درک کند . در نتیجه حس مکان نوعی تعامل صمیمی و هم ذات پنداری با مکانی است که انسان در آن سکونت دارد. با توجه به اینکه میدان ولیعصر از میادین قدیمی و پرتردد تهران بوده و دارای اهمیت زیادی است. از این رو در پژوهش حاضر به بررسی باز طراحی پیاده رو این میدان در جهت ارتقا حس مکان با حدفاصل میدان ولیعصر تا خیابان فاطمی پرداخته شده است.
روش تحقیق: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی بوده و از نظر روش آمیخته ترکیب روش های تحلیل کمی و کیفی می باشد. این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای – اسنادی صورت گرفته است. جامعه آماری شهروندان منطقه 6 تهران و محدوده مورد مطالعه بوده که با فرمول کوکران و به طور تصادفی تعداد 384 نفر انتخاب شده اند. و تجزیه و تحلیل داده ها با spss و آزمون هایی همچون همبستگی، رگرسیون، جدول ضرایب و غیره انجام شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان میدهد که با طراحی پیاده رو در این محدوده، می توان موجبات ارتقای حس تعلق مکان را در میان شهروندان فراهم نمود. زیرا پیاده رو با توجه به ماهیت خود به عنوان یک فضای عمومی از کالبد و فعالیت محیط پیرامون خود تأثیر پذیرفته و متناسب با نیازهای هر مکان شکل می گیرد. طراحی پیاده رو در این منطقه فرایند پیچیده ای داشته که مبتنی بر شناسایی مشکلات و مسائل بالقوه و تحلیل جامع از شرایط کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و ... در آن بوده است و براساس انتخاب زمان مناسب برای تبدیل مسیر به پیاده رو، مدیریت بهره برداری و نگهداری، هماهنگی با تمامی ارگان های متولی مسائل شهری، نداشتن نقش عمده در ساختار شبکه سواره اصلی شهر، دارا بودن ارزش های تاریخی، معماری و شهری بوده است.
ارزیابی عملکرد خطوط اتوبوسرانی شهر اصفهان با مدل تحلیل پوششی داده ها (مطالعه موردی: خطوطی که با خط یک مترو همپوشانی دارند)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 119-134
بهنام جلیلیان، سیدعباس روحانی اصفهانی
چکیده زمینه و هدف: فقدان یک سیستم حمل و نقل کارا یکی از موانع رشد و توسعه هر کشوری بشمار میرود. در میان انواع حمل و نقل درون شهری نقش اتوبوسرانی برجستهتر از سایر روش هاست. با توجه به اینکه خطوط اتوبوسرانی بیشترین نقش و سهم را در حمل و نقل درون شهری کشور را دارند، بنابراین باید از کارآیی لازم برخوردار باشند. در این پژوهش کارآیی خطوط همراستا با خط یک مترو در اصفهان با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی دادهها، مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روش بررسی: روش تحقیق در این پژوهش به لحاظ هدف ازنوع کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات در حوزه کتابخانهای بوده است. به منظور تحلیل دادهها و ارزیابی عملکرد، اطلاعات عملکردی 15 خط به عنوان واحدهای تولیدی یا DMUها در بازه زمانی نه ماهه اول سال 1400، شامل 5 متغیر ورودی و یک متغیر خروجی از طریق سامانه مدیریت مکانیزه ناوگان(AVL) مستقر در شرکت واحد اتوبوسرانی اصفهان استخراج و با استفاده از نرمافزار DEA SOLVER وDEAFrontier نسبت به ارزیابی کارآیی آنها اقدام گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: از مجموع 15 خط مورد مطالعه، خطوط شماره10،17،70،81و82 با توجه به نسبت ورودیها و خروجی و شرایط موجود از کارآیی لازم برخوردار نبودهاند که از این تعداد سه خط 17،70 و81 به صورت خصوصی اداره میشوند. موضوع مهم در این پژوهش کارآیی بیشتر خطوطی است که میزان مسافر جابجا شده بیشتری داشته و همپوشانی کمتری در آنها بوده که نشان از اهمیت متغیر حجم مسافر در ارزیابی کارایی خطوط اتوبوسرانی میباشد.
سنجش مطلوبیت پیادهراه نادری شهر اهواز براساس مؤلفههای کیفی
دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 120-134
افسانه علی بخشی، سعید امانپور، آسیه سلیمانی زاده
چکیده امروزه حضور گسترده وسایل نقلیه و همچنین سهم روزافزون معابر سواره در ساختار شهرها، مشکلاتی را ایجاد کرد و سبب گردیده که پیاده راه ها صرفاً به محل هایی برای گذر اختصاص داده شوند. در صورتی که پیاده راه ها میتوانند نقش مکملی را در ارتباط با دیگر شبکه های حمل و نقل ایفا نمایند و سبب بهبود حیات مدنی در مراکز شهری گردند. در این پژوهش هدف سنجش مطلوبیت پیاده راه های شهری براساس مؤلفه های کیفی در پیاده راه نادری شهر اهواز است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، نظری-کاربردی و از لحاظ روش مطالعه، توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای و میدانی بوده است. جامعهی آماری پژوهش شامل افراد پیاده رو و ساکن مرکز تجاری شهر اهواز است که بصورت تصادفی 320 نفر از افراد پیادهرو و ساکن در طول یک هفته به حجم نمونه انتخاب شدند. پایایی داده ها بوسیلهی آزمون کرونباخ 813/0 محاسبه شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری SPSS بهره گرفته شد. نتایج تحلیل نشان میدهد که پیاده رو نادری شهر اهواز با ویژگیهای یک پیاده رو مطلوب فاصله دارد. از میان شاخص های مورد بررسی، شاخص جذابیت و سرزندگی با میانگین96/2 و دسترسی با 82/2 نسبت به دیگر شاخصها، از وضعیت مناسب تری برخودار هستند. لازم به ذکر است که امنیت، مبلمان و کاربریهای مختلط در پیادهرو باید مورد توجه جدی قرار گیرد. تا شهروندان بتوانند آزادانه و با امنیت و آسایش کامل به پیادهروی و تفریح بپردازند.
بررسی عوامل کالبدی مؤثر در ایجاد و ارتقاء حستعلق مکانی در طراحی شهری (مطالعهی موردی: فضای عمومی بلانش شهر مشهد)
دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 105-126
سیده مریم مجتبوی، شکیلا صداقت
چکیده حس تعلق به مکان بین فرد و مکان، پیوند ناگسستنی ایجاد میکند، موجب هماهنگی فرد با محیط و رضایتمندی وی میشود و انگیزهی لازم برای ماندگاری فرد در محیط را فراهم میکند.کافیشاپ یکی از مهمترین فضاهای شهری میباشد که افراد نه صرفاً برای نوشیدن چای یا قهوه، بلکه برای تجربهی معنا و احساس و گذراندن ساعاتی دور از زندگی کاری و استرس به آن مراجعه میکنند. بنابراین شناخت عوامل مؤثر در ایجاد حستعلق و آنچه که انسان را در ارتباطی درونی با محیط قرار میدهد الزامی است. هدف کلی پژوهش حاضر، پرداختن به شناخت مفهوم حستعلق و عوامل مؤثر بر ایجاد آن، به خصوص عوامل کالبدی مؤثر بر ایجاد این حس در محیط کافیشاپ میباشد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و روش پژوهش از نوع کیفی و توصیفی تحلیلی است. جهت گردآوری اطلاعات و مبانی نظری پژوهش، از روش مطالعات کتابخانهای و اسنادی و برای بررسی و تحلیل مؤلفههای کالبدی مؤثر بر ایجاد حستعلق در نمونهی موردی از شیوهی پیمایش میدانی (مشاهده و مصاحبه) استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهند، مؤلفهی کالبدی مؤثرترین مؤلفه در ایجاد و ارتقاء حس تعلق در کافیشاپ بوده و تحت تأثیر ده شاخص رنگ، هندسه، مصالح، نور طبیعی و مصنوعی، مقیاس، تنوع، زیبایی و عناصر طبیعی میباشد. بررسی مؤلفههای کالبدی در کافیشاپ بلانش نیز، نشان داد شاخص نور، عناصر طبیعی و تنوع فضایی بیشترین تأثیرگذاری را در ارتقاء حستعلق به مکان در نمونهی مورد بررسی دارند. در نهایت نیز، برای هرکدام از مؤلفههای کالبدی راهکارهایی جهت ارتقاء حس تعلق به مکان ارائهشدهاست.
کارایی روشهای فازی در ناحیهبندی مناطق شهری با استفاده از تصاویر پنکروماتیک HR-PR(مطالعه موردی: شهر قشم)
دوره 1، شماره 2، زمستان 1399، صفحه 35-47
هیوا علمیزاده، هادی مهدیپورحسینآباد
چکیده روند توسعهی شهری مانند یک روند فازی است؛ بنابراین ناحیهبندی فازی و پایش فضای شهری با استفاده از تصاویر پنکروماتیک HR-PRS، یکی از بهترین ابزارها در مدیریت و برنامهریزی شهری محسوب میشود. از این رو در این نوشتار با هدف بررسی کارایی عملکرد روشهای خوشهبندی فازی جهت ناحیهبندی در محدوده شهری قشم از تصاویر پنکروماتیک HR-PR سنجنده GeoEye-1 استفاده شدهاست. در این باره جهت بررسی عملکرد الگوریتم-های FWS ، MSA ، IDF و CFM با استفاده از نرمافزار MATLAB، 6 معیار کیفی مختلفی در سه دسته مکانی، رادیومتریکی و مکانی-رادیومتریک تعریف شدهاست. در ادامه با استفاده از این روشها و بر اساس ویژگیهای فازی به ادغام تصاویر ورودی پرداخته و با استفاده از روش خوشهبندی فازی و خروجی ادغام که ماهیتی فازی دارد، به ناحیهبندی محدوهی شهری مورد مطالعه اقدام گردید. نتایج پژوهش کارایی روشهای ناحیهبندی پیشنهادی را از منظر تشخیص پدیدهها و عوارض مکانی و انسانی و استخراج دقیق اطلاعات از تصاویر ماهوارهای تأیید مینمایند. در این میان روش FWS بهترین عملکرد را در ناحیهبندی مناطق شهری از خود نشان داده است. بنابراین، طبق نتایج تحقیق استفاده از الگوریتمهای خوشهبندی و ویژگیهای فازی یک روش مناسب و بهینه برای تلفیق اطلاعات تصویر ماهوارهای HR-PRS از یک منطقهی شهری با هدف ناحیهبندی است.
