شماره جاری:
مقاله مستخرج از پایان نامه کارشناسی ارشد برنامه ریزی اجتماعی

رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر رفتار اکولوژیکی کارکنان شهر اهواز با تأکید بر تعهد و فرهنگ سبز

صفحه 1-24

الهه آقاجری، طاهره ازمشا، اسماعیل ویسیا، مهدی صیفوریان

چکیده زمینه و هدف: با تشدید بحران‌های اقلیمی، رفتار اکولوژیک کارکنان به موتور محرک پایداری سازمانی تبدیل شده است. این ضرورت در کلان‌شهر اهواز، به دلیل چالش‌های زیست‌محیطی و صنعتی حاد، اهمیتی راهبردی دارد. تحقق این رفتارها بیش از الزامات رسمی، مستلزم درونی‌سازی فرهنگ سبز و تقویت تعهد سازمانی است تا کنش‌های داوطلبانه محیط‌زیستی در بافتار این منطقه نهادینه شود. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر، رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر رفتار اکولوژیکی کارکنان در اهواز با تأکید بر تعهد و فرهنگ سبز است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و از نظر روش‌شناسی، توصیفی-تحلیلی است. در گام نخست، با پایش نظام‌مند ادبیات نظری و تجارب بین‌المللی، شاخص‌های کلیدی مروج رفتارهای سبز استخراج گردید. در فاز عملیاتی، جهت تحلیل شبکه‌ای روابط درونی و تعیین وزن نهایی معیارها، رویکرد تصمیم‌گیری چندمعیاره ترکیبی DANP (تلفیق دیمتل و ANP) به‌کار گرفته شد. در نهایت، با بهره‌گیری از آراء پنل خبرگان (متشکل از ۵۰ متخصص مدیریت محیط‌زیست و منابع انسانی)، رتبه‌بندی نهایی شاخص‌ها جهت ارائه الگویی بومی و منطبق با زیست‌بوم صنعتی اهواز تدوین شد.
یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد فرهنگ سازمانی سبز زیربنای اصلی رفتار اکولوژیکی در اهواز است و شاخص‌های «یادگیری سبز» و «آگاهی از بحران ریزگردها» بالاترین اولویت را در تحول رفتاری کارکنان دارند. بر اساس تحلیل دیماتل و سوپرماتریس، نمادهای ملموس و ارزش‌های مدیریتی به عنوان عوامل علی، محرک اصلی شکل‌گیری تعهدات عاطفی و رفتارهای نوآورانه (فرانقشی) در سازمان محسوب می‌شوند همچنین؛ یافته‌ها حاکی از آن است که افتخار سازمانی و شناخت عمق فاجعه زیست‌محیطی، نسبت به پاداش‌های بیرونی یا قوانین اجباری، تأثیر به‌مراتب بیشتری بر بهبود عملکرد اکولوژیکی دارند. در نهایت، موفقیت در رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر رفتار سبز کارکنان اهوازی نه در گرو اجبار، بلکه در گرو آموزش‌های تخصصی اقلیمی و نهادینه کردن پیوندهای هویتی با اهداف محیط‌زیستی سازمان است.

مقاله مستخرج از رساله دکتری توسعه پایدار شهری

مدل‌سازی و تبیین عوامل مؤثر برکاربری‌های ورزشی در توسعه ورزش سازمانی(مطالعه موردی: شهر اهواز)

صفحه 25-51

محمد حسین ظریف، محمد حسن فردوسی، زهرا هژبرنیا، وحید رفیعی دهبیدی

چکیده زمینه و هدف: توسعه ورزش سازمانی (مانند در شرکت حفاری اهواز) یک ضرورت استراتژیک است، نه یک فعالیت رفاهی؛ چرا که مستقیماً بر بهره‌وری، سلامت و کاهش غیبت کارکنان تأثیر می‌گذارد. در حال حاضر، فقدان مدل علمی برای درک عوامل مؤثر بر این توسعه در بستر بومی ایران، باعث شکست برنامه‌ها و هدررفت منابع شده است. بنابراین، مدل‌سازی دقیق این عوامل (زیرساخت‌ها، فرهنگ و حمایت مدیریتی) برای تدوین و اجرای برنامه‌های ورزشی مبتنی بر شواهد علمی و متناسب با نیازهای بومی کارکنان، یک گام بنیادین است.
روش شناسی: در همین راستا هدف اصلی پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر برکاربری‌های ورزشی در توسعه ورزش سازمانی، کارکنان شرکت حفاری شهر اهواز است. جامعه آماری پژوهش حاضر با استفاده از فرمول مورگان 100 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. تحلیل داده‌ها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی (CFA) نشان‌دهنده برازش کلی مطلوب مدل توسعه ورزش سازمانی است؛ زیرا عمده زیرشاخص‌ها با بارهای عاملی بالاتر از 5/0، پایایی و روایی ساختاری مدل را برای پنج عامل اصلی (مدیریتی، زیرساختی، اجتماعی، اقتصادی، و فردی) تأیید می‌کنند. این یافته، توانایی قوی مدل را در سنجش سازه‌های مورد نظر اثبات می‌نماید. با این وجود، بارهای عاملی با قدرت تبیین کمتر در برخی ابعاد خاص (نظیر زیرشاخص‌های سرمایه‌گذاری و برخی شایستگی‌های مربیان) مشاهده شد که حاکی از لزوم تقویت و دقت بیشتر در اندازه‌گیری این ابعاد در پژوهش‌های آتی است تا اعتبار مدل در آن حوزه‌ها افزایش یابد. همچنین، روایی واگرا با موفقیت و بر اساس معیار فورنل و لارکر تأیید گردید، که نشان‌دهنده تمایز و استقلال مفهومی کامل بین پنج عامل اصلی مدل می‌باشد.

مقاله علمی پژوهشی برنامه ریزی شهری

راهبردهای توسعه پایدار شهری در منطقه تهران-البرز

صفحه 52-71

پروانه سبحانی، افشین دانه کار

چکیده زمینه و هدف: مجموعه شهری تهران-البرز به دلیل جمعیت زیاد و رشد سریع شهرنشینی با مشکلات متعدد ‏محیط زیستی رو به رو است. بدین ترتیب ‏برنامه‌ریزی برای توسعه فعالیت‌های انسانی باید به گونه‌ای صورت گیرد که کمترین ‏آسیب را در منطقه و محیط زیست شهری آن به دنبال ‏‏داشته باشد. ‏ در مطالعه حاضر به برنامه‌ریزی راهبردی و شناسایی ‏راهبردهای محیط زیستی در چشم‌انداز کلانِ توسعه مجموعه ‏‏شهری تهران-البرز با هدف تحقق مدیریتی مطلوب در بهره‌برداری ‏از منابع طبیعی پرداخته شد.
روش‌شناسی: در این مطالعه به شناسایی و تدوین راهبردهای مدیریتی در برنامه‌ریزی توسعه شهری پایدار با استفاده از مدل SWOT-PESTLE پرداخته شد. گام‌های روش‌شناسی مطالعه حاضر عبارتند از "شناسایی و تحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ و تهدید"، "تهیه ماتریس ارزیابی درونی و بیرونی"، "امتیازدهی به عوامل درونی و بیرونی در قالب طیف لیکرت 5 تایی"، "تعیین موقعیت راهبردی (SO، ST، WO، WT)"، "تدوین و اولویت‌بندی راهبردها با توجه به نظر متخصصان و کارشناسان و با استفاده از مدل وزن‌دهی "ANP.
نتایج و یافته‌ها: مطابق نتایج، از بین ‏عوامل درونی و بیرونی، نقاط تهدید با جمع 525/0- از بالاترین نمره برخوردار است. همچنین عوامل بیرونی ‏‏‏(فرصت‌ها و ‏تهدید‌ها) با مجموع نمره 091/0 دارای امتیاز بیشتری نسبت به عوامل درونی (قوت‌ها و ضعف‌ها) با مجموع نمره ‏‏042/0 است. ‏همچنین نسبت راهبردها در هر یک از حوزه‌های راهبردی شامل 29 درصد راهبرد حفظ وضع موجود ‏‏‏(‏WT‏)، 24 درصد راهبرد توسعه ‏‏مشارکتی و توانمندسازی (‏WO‏)، 26 درصد راهبرد ارتقاء عملکرد (‏ST‏) و در نهایت 23 درصد ‏‏راهبرد توسعه همه‌جانبه (‏SO‏) می‌باشد. ‏ازاین‌رو، موقعیت راهبردی مجموعه شهری تهران-البرز با توجه به ‏‏درصد اختصاص یافته ‏به هر یک از راهبردها، معادل با راهبرد" ‏WT‏" ‏است. مطابق راهبردهای ارائه شده در این مطالعه، برنامه‌ریزی راهبردی و مدیریتی مجموعه شهری تهران-البرز ‏تلاش دارد تا برنامه‌ریزان و ‏تصمیم‌گیران را به دستیابی به مدیریتی یکپارچه و تدوین الگوهای توسعه‌ای بر اساس توان اکولوژیک و ‏ظرفیت‌های ‏زیستی منطقه و کنترل ‏و مدیریت تهدیدات محیط زیستی به منظور حفاظت از عرصه‌های طبیعی و منابع زیستی ‏برای بهره‌مندی نسل‌های حاضر و آتی ‏کمک ‏نماید.

مقاله علمی پژوهشی توسعه پایدار شهری

شناسایی و تحلیل مؤلفه‌های مؤثر بر توسعه پایدار محلی پیرامون مصلای تهران (مطالعه موردی: محله عباس‌آباد)

صفحه 72-91

فروغ اسکندری نسب، فرزانه ساسان پور

چکیده زمینه و هدف: مگاپروژه‌های شهری به عنوان نیروهای محرک تحول، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری ساختار شهرها ایفا می‌کنند؛ اما تأثیرگذاری آن‌ها بر توسعه پایدار محله‌های پیرامونی، پدیده‌ای پیچیده و گاه متناقض است. استقرار مصلای بزرگ تهران در محله عباس‌آباد، علاوه بر تغییرات کالبدی چشمگیر، ایجاد پارادوکسی میان رونق اقتصادی و کیفیت زندگی ساکنان را به دنبال داشته است که نیازمند واکاوی علمی مؤلفه‌های آن است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفه‌های مؤثر بر توسعه پایدار محلی پیرامون مصلای تهران و بررسی روابط متقابل بین این مؤلفه‌ها انجام شده است.
روش‌شناسی: روش تحقیق از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و از نظر هدف کاربردی است. داده‌های میدانی با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته از ۳۸۴ نفر از ساکنان محله عباس‌آباد گردآوری شد. برای تحلیل داده‌ها و استخراج ابعاد پنهان تأثیرات پروژه، از آزمون‌های آماری تی تست، تحلیل عاملی و تحلیل همبستگی پیرسون در محیط نرم‌افزاری استفاده شد.
نتایج و یافته‌ها: نتایج تحلیل عاملی نشان داد که تأثیرات پروژه در قالب نه عامل اصلی طبقه‌بندی می‌شود که ابعاد زیرساختی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی را در بر می‌گیرد. همچنین یافته‌های حاصل از تحلیل همبستگی آشکار ساخت که میان رشد زیرساختی و اقتصادی با چالش‌های زیست‌محیطی و تغییر جمعیتی همبستگی معناداری وجود دارد. به بیان دیگر، اگرچه حضور مصلا موجب افزایش اشتغال، ارتقای خدمات و تحولات کالبدی شده، اما همین فرآیند توسعه با کاهش سرانه فضای سبز، افزایش آلودگی و جابجایی جمعیت بومی همراه بوده است. این پژوهش نتیجه می‌گیرد که توسعه پایدار در این محله نیازمند مدیریت تعارض میان مؤلفه‌های رشد اقتصادی و حفظ محیط زیست و ثبات اجتماعی است.

مقاله مستخرج از پایان نامه کارشناسی ارشد آمایش سرزمین

مطالعه تغییرات کاربری اراضی دشت ارومیه با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای لندست (2020-1984)

صفحه 92-107

فرزانه سعیدپور دله زی، علیرضا جمشیدی، خدیجه جوان

چکیده زمینه و هدف: دشت ارومیه به‌عنوان یکی از حساسترین اکوسیستم‌های غرب کشور، در دهه‌های اخیر تحت تأثیر فشارهای انسانی و تغییرات محیطی، دستخوش تحولات گسترده‌ای در کاربری اراضی شده است. این تغییرات می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری بر امنیت غذایی، معیشت جوامع محلی و سلامت محیط‌زیست داشته باشد. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل کمی روند تغییرات کاربری و پوشش زمین در دشت ارومیه طی یک بازه زمانی ۳۶ ساله (2020-1984) با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای لندست است.
روش‌شناسی: در این مطالعه از تصاویر ماهواره‌ای لندست 5 (TM)، لندست 7 (ETM+) و لندست 8 (OLI) مربوط به سال‌های ۱۹۸۴، ۲۰۰۰ و ۲۰۲۰ استفاده شد. پس از انجام پیش‌پردازش‌های لازم، طبقه‌بندی نظارت‌شده با الگوریتم حداکثر احتمال در نرم‌افزار ENVI اجرا گردید. نقشه‌های کاربری در شش کلاس اصلی (کشاورزی و باغ، مرتع، انسان‌ساخت، مناطق بایر، آب و نمکزار) استخراج و صحت آن‌ها با استفاده از ماتریس خطا و شاخص‌های دقت کلی و ضریب کاپا ارزیابی شد.
نتایج و یافته‌ها: نتایج نشان داد که در طول دوره مورد مطالعه، سطوح کشاورزی و باغ (از ۲۲ درصد به ۲۶ درصد) و انسان‌ساخت افزایش یافته، در حالی که پهنه‌های آبی (33 درصد) و مراتع (22 درصد) روندی کاهشی و نگران‌کننده داشته‌اند. همزمان، مساحت مناطق بایر و نمکزارها نیز افزایش یافته است. مقایسه دو مقطع زمانی نشان می‌دهد روند تخریب به‌ویژه پس از سال ۲۰۰۰ شتاب گرفته و یک چرخه معیوب تخریب شکل گرفته است که لزوم بازنگری فوری در راهبردهای مدیریتی را آشکار می‌سازد.

مقاله علمی پژوهشی برنامه ریزی شهری

ارزیابی و تحلیل اکولوژیک توسعه فیزیکی شهر دُرچه

صفحه 108-128

ابراهیم براتی، حسین اسماعیل زاده

چکیده زمینه و هدف: رشد فزاینده محیط های شهری مشکلات زیست محیطی شهرهای قرن بیست ویکم را به همراه داشته است. این مشکلات موجب بروز ناپایداری محیط های شهری شده است. رویکردهای مختلفی برای رسیدن به تعادل و پایداری شهری ارائه شده است یکی از این رویکردها شهراکولوژیک است. هدف این پژوهش بررسی نقش توسعه فیزیکی و فشردگی شهری در راستای دستیابی به توسعه اکولوژیک در شهر درچه است.
روش شناسی: روش تحقیق در پژوهش حاضر از نظر پارادایمی کمی، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و پیمایشی بوده است؛ جهت ارزیابی رشد پراکنده شهری از مدل آنتروپی شانون و هلدرن استفاده شده است و برای تحلیل اطلاعات از نرم افزار GIS وSPSS استفاده شده است.
نتایج و یافته ها: نتایج پژوهش از طریق مدل آنتروپی شانون نشان می دهد مقدار H بین سال های 1390و 1400 به ترتیب 5165/1و 4084/1 است و مقدار (7) Ln برابر با 9459 /1 است و ضریب آنتروپی بین سال های 1390 تا 1400 کاهش یافته است؛ نتایج مدل هلدرن نشان می دهد که در فاصله سالهای 1400 -1335 حدود 92 درصد از رشد فیزیکی شهر مربوط به رشد جمعیت و 8 درصد مربوط به رشد افقی و اسپرال شهر بوده است؛ بنابراین شرایط برای شکل گیری کاربری مختلط و فشرده به لحاظ ساختار اکولوژیک در این شهر فراهم است. همچنین با توجه به مطالعات انجام شده از سال 1390 تا امروز (1404) رشد شهری تحت کنترل در آمده است و مساحت محدوده شهر نسبت به محدوده مصوب طرح های قبلی36 هکتار کاهش یافته است و از گسترش افقی و بی قواره شهر جلوگیری شده است؛ در واقع این تغییر باعث شده است حرکت شهر به سوی شهر فشرده باشد، این گونه رشد در راستای توان اکولوژیک آن است و می تواند از جهت اقتصادی، کالبدی و فیزیکی به توسعه اکولوژیک و پایداری شهر کمک کند.

مقاله علمی پژوهشی برنامه ریزی شهری

بررسی و تبیین احکام اسلامی در توزیع عدالت فضایی کاربری‌های آموزشی و فضای سبز در شهرسازی ایرانی – اسلامی (مطالعه موردی: محلات منطقه 9 مشهد)

صفحه 129-149

سینا پیرعلائی، حسن صالحی

چکیده زمینه و هدف: طبق آموزه‌های دین اسلام، عدالت از جمله اساسی‌ترین و بنیادی‌ترین اصول حاکم بر نظام زیستی و رفتار انسان است. در این میان برخی مناطق شهری وجود دارند که به لحاظ توزیع عدالت فضایی نه تنها نیازهای شهروندان و دسترسی برابر آنها به کاربری های شهری را تأمین نمی‌کنند بلکه باعث ایجاد مشکلاتی نیز برای شهروندان شده‌اند. در ایران بسیاری از طرح و برنامه‌های توسعه شهری مبتنی بر قواعد دین اسلام و پارادایم‌های یک جامعه اسلامی نمی‌باشد. لذا الگوگیری از بیگانگان در در فرایند طراحی و برنامه‌ریزی در شهرهای اسلامی ممنوع بوده و جایز نیست. هدف از این مقاله استخراج بایدها و نبایدهای احکام اسلامی در توزیع عدالت فضایی کاربری‌های آموزشی و فضای سبز در شهرسازی ایرانی – اسلامی می‌باشد.
روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی– تحلیلی بوده و داده‌ها با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای (شامل نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور و طرح جامع شهر مشهد) و روش میدانی بصورت برداشت کالبدی جمع‌آوری شده است. با استفاده از روش تحلیل محتوای متون و استدلال منطقی به استخراج مؤلفه‌های مؤثر بر تحقق پذیری توزیع عدالت فضایی در شهرسازی ایرانی– اسلامی پرداخته شده است.
یافته‌ها و نتایج: محدوده مورد مطالعه پژوهش نتوانسته از احکام اسلامی در توزیع عدالت فضایی بهره بگیرد و به اهداف متعالی آن دست پیدا بکند. بنابراین جهت برقراری عدالت در توزیع فضا و دسترسی برابر به کاربری‌ها در شهر اسلامی برای عموم مردم به ویژه افراد کم برخوردار جامعه، رعایت قواعد فقهی اسلام در تهیه و اجرای طرح های توسعه شهری لازم الاجرا می باشد.

مقاله علمی پژوهشی سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)

تحلیل پانل فضایی محدودیت‌های تردد جاده‌ای بر پویایی فضایی کووید‑۱۹ در استان کردستان

صفحه 150-172

مختار جعفری، صالح ارخی

چکیده زمینه و هدف: با وجود اجرای گسترده محدودیت‌های تردد جاده‌ای در ایران طی همه‌گیری کووید‑۱۹، شواهد کمّی اندکی درباره اثربخشی فضایی این سیاست‌ها در مقیاس درون‌استانی وجود دارد. مطالعه حاضر با هدف تحلیل تأثیر محدودیت‌های تردد بر پویایی فضایی‑زمانی کووید‑۱۹ در استان کردستان و آزمون پنج فرضیه کمّی انجام شد.
روش‌شناسی: در این مطالعه، یک پانل متوازن از ۱۰ شهرستان استان کردستان برای بازه زمانی ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ تشکیل و خودهمبستگی فضایی با شاخص موران جهانی مورد بررسی قرار گرفت. مدل پانل وقفه فضایی با اثرات تصادفی و ماتریس وزن نزدیک‌ترین همسایه K‑ برآورد گردید. متغیر سیاستی (نسبت ماه‌های دارای ممنوعیت تردد) از اطلاعیه‌های ستاد ملی کرونا استخراج و در قالب جملات تعاملی با متغیرهای تردد و مهاجرت وارد مدل شد. اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل از طریق وارون‌سازی ماتریس (I‑λW)⁻¹ محاسبه و استحکام نتایج با شش ماتریس وزنی مختلف مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج و یافته‌ها: شاخص موران جهانی در تمام سال‌ها غیرمعنی‌دار بود (p-value > 0.05 اما مدل وقفه فضایی ضریب خودهمبستگی فضایی قوی و معنادار (λ = 0.812، p < 0.001) آشکار ساخت (تأیید H2). ضریب «سفر با اتوبوس» مثبت و معنادار (β = 0.100، p = 0.004) و ضریب «سفر با خودرو سواری» برخلاف انتظار منفی و معنادار (β = -0.0073، p < 0.001) بود (تأیید جزئی H1). جملات تعاملی محدودیت با تردد خودرو و اتوبوس غیرمعنی‌دار بودند (رد H3). تعامل «محدودیت × مهاجرت» مثبت و معنادار (β = 0.271، p = 0.045) به دست آمد (تأیید H4). فرضیه H5 به دلیل نبود داده روزانه مرگ‌ومیر آزمون نشد. برای همه متغیرها، اثرات سرریز بر اثرات مستقیم غلبه داشت (برای تراکم راه اصلی: اثر مستقیم ۲٫۲۷۵ در برابر اثر غیرمستقیم ۵٫۷۰۶). نتایج در شش ماتریس وزنی پایدار ماند. از این رو، محدودیت‌های یکپارچه تردد جاده‌ای، بدون مدیریت ترددهای ضروری، مسیر انتشار بیماری را از سفرهای عمومی به مهاجرت‌های معاف تغییر می‌دهند. خودهمبستگی فضایی قوی و غلبه اثرات سرریز، طراحی مداخلات منطقه‌ای و هماهنگ بین شهرستان‌ها را ضروری می‌سازد. ارزیابی سیاست‌ها در مناطق با تعداد اندک واحد فضایی نیازمند مدل‌های فضایی پیشرفته است و آزمون‌های ساده مانند موران کافی نیستند.

مقاله مستخرج از پایان نامه کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری

ارزیابی نقش فعالیت های فرهنگی شهرداری ها بر ارتقاء فرهنگ عمومی(مطالعه موردی شهر نقده)

صفحه 173-190

سعید موسی پور، رباب حسین زاده، رضا قادری

چکیده زمینه و هدف: از آنجا که شهروندی از مفاهیم کلیدی در شناخت و توصیف جایگاه و وضعیت انسان امروزی است، می طلبد تا به نیازهای این جایگاه از طریق زنجیره ای از فعالیت های فرهنگی آموزشی پاسخی مناسب و درخور داده شود. در این بین با افزایش روزافزون جمعیت شهری، سازمان های شهری و مهمتر از همه نقش شهرداری‌ها در ارتقا فرهنگ و اهمیت آن در زندگی شهروندان غیرقابل انکار است. بنابراین هدف اصلی تحقیق حاضر، ارزیابی نقش فعالیت‌های فرهنگی شهرداری‌ها بر ارتقاء فرهنگ عمومی شهر نقده است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی بوده جهت گردآوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق، جمعیت شهر نقده(81598 نفر) بوده که حجم نمونه براساس فرمول کوکران382 نفر محاسبه گردید. داده‌های میدانی با استفاده از پرسشنامه که توسط پژوهشگر تدوین شده و به صورت تصادفی گردآوری شده است. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون T در محیط نرم‌افزار SPSS استفاده شده است.
یافته‌ها و نتایج: یافته‌های پژوهش نشان میدهد برای بررسی شاخص تاثیرگذاری فرهنگی بر ارتقاء فرهنگ عمومی از 12 گویه استفاده شد که برگزاری دوره‌های آموزشی کوتاه‌مدت برای اقشار مختلف شهروندان با میانگین 6/4 و احداث سرای محله با میانگین 66/4، بیشترین تأثیر را از دیدگاه شهروندان در ارتقا فرهنگ عمومی داشته است. نتایج نشان می‌دهد تلاش برای توسعه زیر ساخت‌های فرهنگی و ایجاد فرهنگسراها و سرای محله و بهره‌گیری از سمن‌ها برای عملیاتی کردن برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی بسیار ضروری است.

مقاله علمی پژوهشی برنامه ریزی شهری

تدوین سناریوهای استراتژیک به منظور ارتقاء تاب آوری بافت های فرسوده مرکزی شهر اهواز

صفحه 191-214

فاطمه یزدانی فرد، فاطمه ادیبی سعدی نژاد، آزاده اربابی سبزواری، حمید رضا جودکی

چکیده زمینه و هدف: بافت فرسوده بخش مرکزی شهر اهواز به دلیل آسیب‌پذیری بالا در زمینه­های مختلف کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، محیط زیستی و نهادی-مدیریتی در برابر انواع شوک‌ها و تهدیدات (طبیعی مانند زلزله، سیل، آتش‌سوزی؛ اجتماعی-اقتصادی مانند رکود، تغییرات جمعیتی و فناورانه) به شدت آسیب‌پذیر است. در این راستا پرداختن به موضوع آینده‌پژوهی نقش مؤلفه‌های تاب‌آوری در بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز، ضرورتی چندوجهی و حیاتی دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی سناریوهای اثرگذاری بر ارتقاء تاب‌آوری بافت فرسوده شهری انجام شده است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است، روش گردآوری داده ها بصورت کتابخانه‌ای، اسنادی و مصاحبه‌ای (با 50 نفر از خبرگان) و با استفاده از تکنیک‌های آینده‌پژوهی و نرم‌افزارهای Micmac و Scenario wizard بهره گرفته شد.
یافته‌ها و نتایج: پژوهش حاضر پژوهش با هدف تعیین مسیرهای آینده تاب‌آوری بافت فرسوده اهواز، در ابتدا ۳۰ عامل اصلی را در پنج بُعد (زیست‌محیطی، اجتماعی، فیزیکی، اقتصادی و نهادی-سازمانی) شناسایی کرد. با به‌کارگیری نرم‌افزارهای MICMAC و Scenario Wizard، این عوامل پالایش شده و ۱۸ پیشران کلیدی برای تدوین سناریوها انتخاب شدند. تحلیل نهایی ۱۹ سناریوی ممکن، سه مسیر مجزا را ترسیم کرد: ۸ سناریوی خوش‌بینانه، ۷ سناریوی ایستا و ۴ سناریوی بدبینانه. مهم‌ترین نتایج رتبه‌بندی‌شده بر اساس امتیاز تأثیر متقابل (CIB Scoreحاکی از آن است که سناریوی قوی (مطلوب) با بالاترین امتیاز (۷۸۰)، متکی بر پیشران‌های حیاتی چون توانمندسازی محلی و حمایت مالی گسترده است. در مقابل، سناریوی نامطلوب (بحران) با امتیاز منفی شدید (۲۱۰-)، در اثر ضعف همین پیشران‌ها و افزایش آسیب‌پذیری رخ می‌دهد. نتیجه نهایی تأکید می‌کند که آینده تاب‌آوری منطقه به انتخاب‌های استراتژیک سیاست‌گذاران وابسته بوده و برای جلوگیری از رکود و اضمحلال، باید فوراً تقویت بُعد اجتماعی و اصلاح ساختارهای نهادی (مالی) را در اولویت قرار داد تا پتانسیل‌های موجود به پایداری جامع تبدیل گردند.

مقاله مستخرج از پایان نامه کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری

ارزیابی اثرات پارک های اکولوژیک بر محیط زیست شهری (مطالعه موردی: شاه منظر هفشجان شهرکرد)

صفحه 215-229

فاطمه محسن پور قهفرخی، زهره فنی

چکیده زمینه و هدف: پایداری محیطی یکی از برنامه‌های مهم سازمان ملل متحد برای دستیابی به توسعه پایدار شهری است. درک رابطه پیچیده بین اکوسیستم شهری و محیط طبیعی برای حل مشکلات زیست‌محیطی شهرها اهمیت زیادی دارد. با توجه به خاستگاه اکولوژیکی، ایجاد پارک‌های زیست‌محیطی یا اکوپارک‌ها نقش اساسی در توسعه پایدار شهری ایفا می‌کنند؛ زیرا هدف آن‌ها حمایت از نیازهای معنوی شهروندان، حفاظت از زندگی سایر گونه‌ها و به حداقل رساندن دستکاری طبیعت است. همچنین این فضاها می‌توانند در ارتقای کیفیت محیط زیست شهری و افزایش تعامل انسان با طبیعت نقش مهمی داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل اثرگذار اکوپارک شاه‌منظر بر محیط زیست شهر هفشجان انجام شده است.
روش شناسی: روش پژوهش کاربردی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی، بررسی‌های میدانی و مصاحبه بوده است. جامعه آماری شامل شهروندان شهر هفشجان بوده و نمونه آماری این مطالعه به صورت تصادفی شامل 380 نفر از شهروندان انتخاب شده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و با بهره‌گیری از آزمون‌های آماری تی‌تست و رگرسیون انجام شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که اکوپارک شاه‌منظر در شاخص زیست‌محیطی با میانگین 20/3 بیشترین تأثیر و در شاخص خدمات اقتصادی با میانگین 80/1 کمترین تأثیر را بر محیط زیست شهر هفشجان داشته است. همچنین نتایج آزمون رگرسیون نشان داد که بیشترین تأثیر شاخص‌ها بر محیط زیست و پایداری شهر هفشجان مربوط به شاخص محیط زیستی با مقدار 029/0 است.

مقاله علمی پژوهشی مدیریت روستایی

تحـولات سیاسـت‌های مسـکن روستـایی در ایـران (از پیش از انقلاب تا پس از انقلاب اسلامی)

صفحه 230-247

محمد محمدی، مهدیه معدنی ملاک

چکیده زمینه و هدف: مسکن روستایی در ایران، علیرغم نقش محوری در توسعه پایدار و امنیت ملی، همواره در حاشیه سیاست‌های توسعه قرار داشته است. این پژوهش با هدف تبیین تحولات سیاست‌های مسکن روستایی در ایران طی دو دوره پیش و پس از انقلاب اسلامی (۱۳۳۵-۱۳۹۰) و ارزیابی میزان موفقیت این سیاست‌ها در دستیابی به مسکن ایمن، باکیفیت و متناسب با زیست‌بوم روستایی انجام شده است.
روش‌شناسی: این مطالعه از نوع کاربردی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل ثانویه کمی است. داده‌ها از سرشماری‌های نفوس و مسکن، گزارش‌های بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و اسناد برنامه‌های توسعه جمع‌آوری شد. ابزار پژوهش شامل چهار شاخص اصلی (تعداد واحدهای مسکونی، دسترسی به خدمات زیربنایی، نرخ مالکیت و تراکم خانوار) بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل روندهای تاریخی انجام شد.
یافته‌ها و نتایج: نتایج نشان داد که در دوره پیش از انقلاب، بیش از ۵۲ درصد واحدهای مسکونی روستایی با مصالح کم‌دوام ساخته شده بودند و کمتر از ۹ درصد به آب لوله‌کشی دسترسی داشتند. پس از انقلاب، تأسیس بنیاد مسکن، اجرای طرح‌های هادی (پوشش ۷۰ درصد روستاها)، برنامه‌های مقاوم‌سازی (تحقق ۶۰ درصدی) و اعطای تسهیلات بانکی (نوسازی ۲۶۰ هزار واحد) موجب تحول کمی و کیفی شد. با این حال، حذف فضاهای معیشتی، کاهش زیربنا (۵۵-۶۵ متر مربع) و تقلید از الگوی مسکن شهری از چالش‌های اصلی باقی‌مانده است. در مجموع سیاست‌های مسکن روستایی در ایران موفقیتی نسبی اما ناقص داشته است. مسیر آینده نیازمند توجه به ابعاد کیفی، فرهنگی و معیشتی و حرکت به سوی رویکردی مشارکتی و مردم‌پایه است. نوآوری پژوهش در تحلیل همزمان چهار شاخص کلیدی در بازه زمانی بلندمدت (بیش از پنج دهه) است.

مقاله مستخرج از پایان نامه کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری

ارزیابی وضعیت کیفیت زندگی شهری با مدل سازی ویکور (مطالعه موردی: شهر ایذه)

صفحه 248-265

احسان کی شمس اردوتی، الیاس مودت

چکیده زمینه و هدف : رشد سریع شهرنشینی، مهاجرت‌های گسترده و تغییر ساختارهای اجتماعی و اقتصادی در دهه‌های اخیر، کیفیت زندگی شهری را به یکی از مسائل اساسی در حوزه برنامه‌ریزی شهری تبدیل کرده است. در این میان، شهر ایذه نیز با چالش‌های متعددی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی-خدماتی و کالبدی-محیطی مواجه است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی و رتبه‌بندی شاخص‌های کیفیت زندگی شهری در شهر ایذه با استفاده از مدل تصمیم‌گیری چندمعیاره VIKOR است.
روش شناسی: این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی می‌باشد. جامعه آماری شامل ۳۸۲ نفر از ساکنان شهر ایذه است که با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته و منابع اسنادی گردآوری شد و پس از نرمال‌سازی، شاخص‌های سودمندی (S) و تأسف (R) و شاخص ویکور (Q) محاسبه گردید.
نتایج و یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد بعد کالبدی-محیطی با مقدار (04691/0=Q) در رتبه نخست قرار دارد و بیانگر رضایت نسبی از زیرساخت‌ها، فضای سبز و مسکن است. بعد اقتصادی با (22093/0=Q) در رتبه دوم قرار گرفت، اما نیازمند بهبود در فرصت‌های شغلی و کاهش نابرابری درآمدی است. ابعاد اجتماعی (63780/0=Q) و فرهنگی-خدماتی (00000/1=Q) به ترتیب در رتبه‌های سوم و چهارم قرار دارند که حاکی از ضعف در مشارکت اجتماعی، خدمات عمومی و امکانات فرهنگی است. نتایج بیانگر رضایت نسبی شهروندان از وضعیت کالبدی-محیطی و در مقابل وجود مشکلات اساسی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی-خدماتی است. این یافته‌ها می‌تواند مبنای علمی برای برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری در جهت ارتقای کیفیت زندگی شهری در ایذه و شهرهای مشابه قرار گیرد.

مقاله علمی پژوهشی آمایش سرزمین

تحلیل عوامل مؤثر بر ناکارآمدی توسعه با رویکرد آمایش سرزمین (مطالعه موردی: استان ایلام)

صفحه 266-278

محمد مهدی عباسی، ذبیح اله چهارراهی

چکیده زمینه و هدف: توسعه منطقه‌ای در بسیاری از مناطق کشور با چالش‌هایی نظیر نابرابری‌های فضایی، ضعف زیرساخت‌ها و ناکارآمدی برنامه‌ریزی مواجه است و استان ایلام نیز از این قاعده مستثنی نیست. در چنین شرایطی، آمایش سرزمین به‌عنوان رویکردی علمی برای ساماندهی فضا، می‌تواند نقش مؤثری در بهبود کارآمدی توسعه ایفا کند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر ابعاد مختلف آمایش سرزمین بر ناکارآمدی توسعه منطقه‌ای در شهر ایلام است.
روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی توسعه‌ای و از نظر ماهیت توصیفی تحلیلی است. داده‌های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته و بر اساس شاخص‌های محیطی کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی گردآوری شده است. برای تحلیل داده‌ها از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار AMOS استفاده شده و برازش مدل با بهره‌گیری از شاخص‌های استاندارد مورد ارزیابی قرار گرفته است. همچنین برای سنجش پایایی ابزار از آلفای کرونباخ و برای اعتبار سازه‌ای از بارهای عاملی و آزمون‌های مربوطه بهره گرفته شد.
یافته‌ها و نتایج: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ابعاد مختلف آمایش سرزمین تأثیر معناداری بر کاهش ناکارآمدی توسعه منطقه‌ای دارند که در میان آن‌ها بُعد محیطی کالبدی بیشترین تأثیر و بُعد نهادی کمترین تأثیر مستقیم را داراست، هرچند اثرات غیرمستقیم آن قابل توجه است. علاوه بر این، سازه کلی آمایش سرزمین تأثیر مثبت و بسیار قوی بر بهبود توسعه منطقه‌ای نشان داد. نتایج بیانگر آن است که توجه به اصول آمایش سرزمین، تقویت زیرساخت‌ها، ارتقای خدمات و بهبود کیفیت حکمرانی می‌تواند زمینه‌ساز توسعه متوازن‌تر در استان ایلام شود.

مقاله مستخرج از رساله دکتری شهرسازی

تدوین مؤلفه های مؤثر در طراحی آپارتمان های مسکونی اقلیم معتدل و مرطوب ایران به منظور کاهش مصرف انرژی استان مازندران

صفحه 279-296

فاطمه طاهری گرجی، محمدرضا ابراهیم نژاد، نوشین عباسی

چکیده زمینه و هدف: امروزه با پیشرفت علم و تکنولوژی، افزایش روز افزون جمعیت، استفاده از سوخت های فسیلی و همچنین بحران انرژی بشر در شرایطی قرار دارد که به منظور جلوگیری از بحران های اخیر معماری های اقلیمی و همساز با اقلیم دوباره مورد توجه قرار بگیرد. با طراحی و معماری متناسب با اقلیم و ایجاد یک الگو میتوان تاثیر بسزایی در کاهش مصرف انرژی و همچنین جلوگیری از مصرف بی رویه انرژی داشت. بنابراین شناخت شرایط اقلیمی در هر منطقه از مهمترین عوامل جهت طراحی های اقلیمی است. اقلیم میتواند بر اشکال ساختمان های تاثیرگذار باشد به همین دلیل فرم های ساخته شده با توجه به اقلیم ها متفاوت هستند. هدف اصلی این پژوهش شناسایی مولفه های موثر طراحی در کاهش مصرف انرژی برای ساختمان های مسکونی اقلیم معتدل و مرطوب ایران برای استان مازندران است. روش شناسی: ابتدا با بررسی اسناد و مطالعه کتابخانه ای به بررسی اولیه پرداخته شد و با کمک روش تحلیل مضمون برای 4 پارامتر « فرم، جداره، بازشو و بام»، 41 شاخص اولیه و موثر برای آپارتمان های مسکونی اقلیم مورد نظر استخراج شدند؛ برای صحت بخشی اطلاعات حاصل شده از نظرات خبرگان بهره گرفته شده است و 37 شاخص نهایی شناسایی و الویت بندی شدند. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی اساتید معماری دانشکده های معماری استان مازندران می باشند که با روش نمونه گیری در دسترس بهره گرفته شده است. یافته‌ها و نتایج: نتایج ارائه شده نشان داد، از دیدگاه خبرگان حوزه انرژی در استان مازندران برای طراحی آپارتمان های مسکونی به منظور کاهش مصرف انرژی، مولفه های جداره و بازشو به وزن 383/0 و 312/0 بالاترین رتبه را داشته اند. در مولفه جداره بالاترین وزن مربوط به عامل عدم استفاده از فلز، در مولفه بازشو بالاترین وزن مربوط به جایگذاری مناسب پنجره، در مولفه بام بالاترین وزن مربوط به استفاده از بام شیبدار و در مولفه فرم بالاترین وزن مربوط به فاصله بین بناها بود. طبق دیدگاه خبرگان این حوزه در نظر گرفتن الویت بندی ارائه شده در این پژوهش میتواند گامی موثر در کاهش مصرف انرژی برای آپارتمان های مسکونی استان مورد نظر باشد.

مقاله مستخرج از رساله دکتری برنامه ریزی شهری

تحلیلی بر چالش های بخش بندی بازار گردشگری شهری کلانشهر تبریز: با تأکید بر مؤلفه های جغرافیایی و جمعیت شناختی

صفحه 297-313

زهرا شوقی پور، رحیم حیدری چیانه، شهریور روستایی

چکیده زمینه و هدف: گردشگری در اقتصاد جهانی از جایگاهی ویژه برخوردار است و بخش بزرگی از برنامه‌ریزیها و سرمایه گذاری‌ها را در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به خود اختصاص داده است. امروزه صنعت گردشگری به منزلۀ هدفی مهم در توسعۀ شهرها مطرح شده و این احتمال وجود دارد که هر شهری در راه رسیدن به اهدافش با چالش‌های خاصی روبه رو شود. هدف پژوهش حاضر تحلیل چالش‌های بخش بندی بازار گردشگری شهری کلانشهر تبریز: با تاکید بر مؤلفه های جغرافیایی و جمعیت شناختی. روش شناسی: روش تحقیق در پژوهش حاضر از نظر پارادایمی کمّی، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و پیمایشی بوده است؛ و برای تحلیل آنها نرم افزار SPSS و آزمون T تک نمونه ای مورد استفاده قرار گرفت. جامعۀ آماری پژوهش شامل تمامی گردشگران ایرانی و خارجی ورودی به شهر تبریز در شش ماهۀ اول سال 1402 بود و پرسشنامۀ تحقیق با حضور در مراکز اقامتی، پایانه های مسافربری هوایی، جاده ای، ریلی و درون شهری و نیز جاذبه های عمدۀ گردشگری در بین نمونه های در دسترس (343 نفر) توزیع شد. نتایج و یافته ها: بر اساس نتایج، از بین مؤلفه های دو گانه مورد بررسی بخش بندی بازار به استثنای مؤلفه های جمعیت شناختی با میانگین 2.41؛ مؤلفه های جغرافیایی با میانگین 3.57 دارای بیشترین اثرگذاری معنادار و مثبت بر فاکتورهای تصمیم سفر و رضایتمندی گردشگران ورودی و در نتیجه بر توسعه گردشگری شهری در این کلانشهر می باشند. همچنین فصلی بودن بازار گردشگری و قطبی بودن اثر جاذبه هایی با اهمیت عمدتا تاریخی- فرهنگی و پزشکی- درمانی و همچنین منطقه ای بودن بازار داخلی و حوزه نفوذ محدود به شمالغرب کشور به سبب دور بودن از مرکز ایران در کنار بازار خارجی مختص کشورهای همجوار و بیشتر به صورت ترانزیت و عبوری و عدم شکل گیری شخصیت مقصد بایسته برای این کلانشهر به تبع موارد مذکور را می توان اصلی ترین چالش های توسعه بازار گردشگری در این کلانشهر عنوان نمود.