1.بررسی کارایی سیستمهای سرمایش غیرفعال بومی در خانههای سنتی ایران: تحلیل کمی و کیفی در اقلیمهای گرم و خشک
صفحه 1-22
صفورا روحی، جمال الدین مهدی نژاد
چکیده زمینه و هدف: سیستمهای سرمایش غیرفعال بومی نقش مهمی در حفظ راحتی حرارتی در خانههای سنتی ایران، به ویژه در اقلیمهای گرم و خشک، ایفا میکنند. هدف این مطالعه بررسی کارایی این سیستمها از طریق تحلیل کمی و کیفی است تا بتوان نقاط قوت و ضعف آنها را شناسایی و راهکارهایی برای بهبود آنها ارائه داد.
روش بررسی: این پژوهش به صورت تحلیل موردی در مناطق گرم و خشک ایران انجام شده است. دادههای جمعآوری شده شامل مشاهدات میدانی، مصاحبه با ساکنین و مطالعات پیشین است. از روشهای تحلیلی کمی و کیفی برای ارزیابی کارایی حرارتی و سایر جنبههای مرتبط با سیستمهای سرمایش غیرفعال استفاده شده است.
یافتهها و نتیجه گیری: این پژوهش نشان میدهد که سیستمهای سرمایش غیرفعال بومی در خانههای سنتی اقلیم گرم و خشک توانایی تأمین آسایش حرارتی را دارند، اما نیاز به بهبودهایی دارند تا بتوانند با سیستمهای مدرن رقابت کنند. استفاده گسترده از کولرهای تبخیری نشان میدهد که سیستمهای غیرفعال باید کارآمدتر شوند. پیشنهاد میشود تحقیقات بیشتری برای بهینهسازی و بهبود کارایی این سیستمها انجام شود تا بتوانند نقش مؤثرتری در تأمین آسایش حرارتی و کاهش مصرف انرژی ایفا کنند.دمای آسایش: نظرسنجی آسایش حرارتی دمای خنثی 28 درجه سانتیگراد و دامنه دمای آسایش بین 25 تا 30 درجه سانتیگراد را برای ساکنان خانههای بومی حیاط مرکزی در اقلیم گرم و خشک ایران تعیین کرد.توانایی سیستمهای غیرفعال:خانههای بومی نمیتوانند دمای آسایش را در طول یک روز گرم تابستانی تأمین کنند، مگر در زیرزمینها. اما این ساختمانها میتوانند نیاز به سرمایش فضایی را با استفاده از تدابیر خنککننده غیرفعال به حدی کاهش دهند که نیاز به سیستمهای خنککننده متعارف کمتر شود.پاسخگویی به اقلیم:ساختمانهای سنتی بهطور قابل توجهی به اقلیم پاسخگو هستند و میتوانند به کاهش تقاضای برق اوج و جبران خنککنندههای مکانیکی کمک کنند.تنوع فضاها: تنوع فضاها در خانههای بومی امکان انتخاب و سازگاری بیشتر را برای ساکنان فراهم میکند.
2.ارزیابی و شناسایی گسلها و میزان لرزهخیزی آنها در حوضه بالهارود گرمی استان اردبیل
صفحه 23-31
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله، لیلا علیمحمدیان، سایه عبیدی حمل آباد، پریسا دهقانی
چکیده زمینه و هدف: لرزهخیزی معیاری است که رخدادها، مکانیسمها و بزرگی زمینلرزه در یک مکان جغرافیایی معین را در برمیگیرد. بهاینترتیب، فعالیت لرزهای یک منطقه را خلاصه میکند. منطقه موردمطالعه بر اساس شواهد زمینشناسی و زمینلرزههای ثبتشده یکی از پهنههای فعال و لرزهخیز در ایران به شمار میآید. ازاینرو آگاهی از توان لرزهخیزی منطقه جهت جلوگیری از ساختوساز غیراصولی در حوزه موردتحقیق ضروری است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی توان لرزهخیزی گسلها در حوزه بالهارود گرمی است.
روششناسی: در این پژوهش برای ترسیم نقشهها و تحلیل آنها از نرمافزار ArcGIS استفاده شد که ابتدا با استفاده از نقشه زمینشناسی 1:100000 سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور در حوزه موردمطالعه، گسلهای (اصلی و فرعی) تعیین و طول آنها مشخص گردید. سپس توان لرزهزایی گسلهای منطقـه موردمطالعه با استفاده از روابط زارع (1374)، نوروزی (1985) و نوروزی و اشجعی (1978) محاسبه شد.
یافتهها و نتایج: با توجه به نتایج مربوطه، متوسط توان لرزهزایی برحسب ریشتر در گسلهای نوروزآباد 55/12، آزاد آباد 10/20، سارینصیرلو 62/28، ایلیخچی 08/9، چنار 56/6، فرضیکندی 42/17، پرچین 35/10، اوجاقآلازار 94/17، دمیرچی 23/7، پیرهخلیل 55/6، القناب 16/19، شرفه 73/7، شوردرق92/3 را نشان میدهد. نتایج حاصله نشان داد که منطقه موردمطالعه، بهخصوص بخشهای مرکزی به سمت جنوب حوزه به علت تمرکز خطوارههای گسلی، ازنظر لرزهخیزی مستعد است و امکان وقوع زمینلرزههایی با بزرگی بیشتر از 4 ریشتر در آن است. گسلهای سارینصیرلو، آزاد آباد و القناب بهترتیب دارای بالاترین توان لرزهزایی در منطقه هستند. بررسیها همچنین نشان میدهد که بین توان لرزهزایی گسلها با طول گسل ارتباط مستقیم وجود دارد. با توجه به نبود مطالعات کافی در مورد تکتونیک و لرزهخیزی منطقه، بایستی به جهت حصول اطمینان بیشتر، مطالعات دیگری در رابطه با سایزموتکتونیک و پهنهبندی منطقه ازنظر لرزهخیزی نیز انجام گیرد.
3.ارزیابی قابلیتهای ژئوتوریستی شهرستان نیر با استفاده از مدلهای کوبالیکوا، فیولت و زروس
صفحه 32-55
عقیل مددی، رقیه نورزاده، بهروز نظافت تکله، حمیرا صبوری
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم، گردشگری مبتنی بر عوارض زمینشناسی است. با گذشت زمان، بهعنوان نوعی متفاوت از گردشگری توصیف شده است که جهتگیری زمینشناسی یا جغرافیایی دارد. در حالی که دیدگاه اولیه بر این فرض استوار بود که ژئوتوریسم نوعی از گردشگری است که شبیه به اکوتوریسم میباشد، هدف از این پژوهش ارزیابی قابلیتهای ژئوتوریستی شهرستان نیر با استفاده از مدلهای کوبالیکوا، فیولت و زروس است.
روششناسی: روش پژوهش حاضر توصیفی، تحلیلی و مقایسه ای میباشد. در این پژوهش از سه مدل ژئوتوریستی کوبالیکوا، فیولت و زروس استفاده شده است. این پژوهش در تابستان سال 1403 انجام شد. جامعه آماری گردشگران و کارشناسان صنعت گردشگری بود. مدلهای مذکور دارای شاخصهای متعددی بوده که علاوه بر جنبههای زمینشناسی- ژئومورفولوژی، فاکتورهای دیگری مانند آثار فرهنگی- تاریخی، دسترسیها، مدیریت و آسیبپذیری را نیز مورد توجه قرار میدهند.
یافتهها و نتایج: نتایج حاصله از ارزیابی مدل ژئوتوریستی کوبالیکوا نشان داد که منطقه ژئوتوریستی بولاغلار با کسب حداکثر امتیاز با مقدار عددی 10 از مطلوبترین نقاط در شهرستان نیر است که قابلیت زیادی جهت جذب توریسم دارد. در رتبههای بعدی محور صائین و سقزچی قرار دارند. نتایج مدل فیولت نیز نشان داد که از نظر نرخ مدیریتی و نرخ گردشگری منطقه بولاغلار با کسب امتیاز 2.5 بیشترین توانمندی ژئوتوریستی را دارد.نتایج مدل زروس نیز نشان داد که منطقه ژئوتوریستی بولاغلار با امتیاز 79 رتبه اول قرار دارد و در رتبههای بعدی به ترتیب محور صائین و سقزچی با امتیازات 72 و 52 قرار دارند. ارزیابی محورهای ژئوتوریستی با استفاده از مدلهای مذکور نشان داد که منطقه بولاغلار به دلایل متعدد از توانهای ژئوتوریستی بالاتری برخوردار میباشد. در این زمینه میتوان به تنوع ژئومورفولوژیکی (ژئودایورسیتی)، وجود چشمههای آبگرم متعدد، طبیعت زیبا و سرسبز، مجاورت با رودخانه نیرچای و بالیخلوچای، نزدیکی به شهر نیر، دسترسی راحتتر، وجود آثار فرهنگی- تاریخی، نمایش سنتهای محلی بهواسطه برگزاری جشنوارههای متعدد، دسترسی مطلوب به دامنههای سبلان و موارد مشابه اشاره نمود. بنابراین نتیجهگیری میگردد که منطقه ژئوتوریستی بولاغلار توانمندی مناسبی جهت جذب گردشگر در سطح شهرستان نیر دارا است. این در حالی است که نگاه چندبعدی به صنعت ژئوتوریسم با رویکرد حفاظتی در کنار توسعه زیرساختها و امکانات زیربنایی میتواند باعث توسعه چشمگیر صنعت گردشگری و دگرگون شدن اقتصاد منطقه شود. در نهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی از هوش مصنوعی جهت ارزیابی مناطق مورد مطالعه استفاده گردد.
4.تحلیل عامل اکتشافی مسکن سالم از دیدگاه شهروندان جهت دورکاری(مطالعه موردی : شهر دزفول)
صفحه 56-67
الیاس مودت
چکیده زمینه و هدف: اصولاً توسعه تغییر بنیادی در متغیرهای اجتماعی، کالبدی و بهداشتی هر جامعه محسوب میشود و تحقق آن، مستلزم ایجاد هماهنگی بین ابعاد گوناگون آن است. یکی از عواملی که باعث توجه بیشتر به مسکن سالم در هر منطقه سکونتی شده است؛ دورکاری و رابطه آن با مسکن در شهرسازی مدرن است که به عنوان تبلور فضایی و تجسم کالبدی فعالیت سکونتی انسان در این شرایط نمود و بروز پیدا میکند. که از یک طرف کیفیت مسکن، از نظر تاثیری که بر سلامتی، ایمنی و شرایط مناسب زیست دارد. از طرفی دورکاری، در خردترین واحد شهری یعنی(مسکن) انجام میگیرد.
روششناسی: پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق بصورت ترکیبی(توصیفی، میدانی و تحلیلی) در نمونه حیاتی ترین زیرساخت شهری یعنی کارکنان سازمان آبفا شهر دزفول با تلفیق موضوع مسکن سالم و دورکاری اقدام به بررسی موضوع نموده است. لازم به ذکر است یافته ها بصورت پرسشنامه با کل جامعه آماری این سازمان بعد از تائید روایی و پایایی انجام گرفته است. که جهت تحلیل یافته ها از تکنیک تحلیل عامل اکتشافی، سنجش همسانی وزنی و نرمافزارهای Grafer، Visio، Excel، GIS و SPSS استفاده گردیده است.
نتایج و یافتهها: یافته های تحقیق نشان داده است دورکاری کارکنان فقط بعنوان یک شغل(42/22)، تعداد اتاق در مسکن جهت دور کاری(83/13)، فضای اختصاصی(آرامش) در مسکن(11/13)، وضعیت اینترنت(16/9)، دسترسی و کیفیت تلفن همراه(10/9)، کارایی تلوزیون در مسکن(16/7)، تداخل استفاده از تجهیزات(8/5) بیشترین و مهمترین متغیرهای تاثیرگذار جهت داشتن مسکن سالم برای دورکاری کارکنان بوده است.
5.پهنهبندی خطر سیلاب و ارتباط آن با کاربری اراضی با استفاده از مدل فرایند تحلیل شبکه (مطالعه موردی: حوضه آبخیز رضیچای، استان اردبیل)
صفحه 68-84
موسی عابدینی، حمیرا صبوری، امیرحسام پاسبان
چکیده زمینه و هدف: سیلابها یکی از پدیدههای طبیعی هستند که میتوانند خسارات زیادی به زیرساختها، مزارع و محیطزیست وارد کنند. این پدیده به طور عمده به دلیل بارشهای سنگین، ذوب برفها یا ترکیبی از این عوامل رخ میدهد. بنابراین هدف از این پژوهش پهنهبندی خطر سیلاب و ارتباط آن با کاربری اراضی با استفاده از مدل فرایند تحلیل شبکه در حوضه آبخیز رضی چای در استان اردبیل است.
روششناسی: دراین پژوهش با استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست 8 مربوط به سال 2022، نقشه DEM 30 متر استر، نقشه توپوگرافی با مقیاس 1:50000، نقشه زمین شناسی با مقیاس 1:250000 و همچنین استفاده از سایر اطلاعات تفضیلی حوضه مورد مطالعه 10 پارامتر تاثیرگذار در رخداد سیل که شامل: ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، سازندهای زمین شناسی، فاصله از رودخانه، جهت جریان، کاربری اراضی، بارش، تراکم زهکشی مورد استفاده قرار گرفته و برای تعیین اهمیت هر متغیر از مدل فرآیند شبکه تحلیلی (ANP) استفاده شد.
یافتهها و نتیجهگیری: ازمیان پارامترهای مورد مطالعه، لایههای شیب (با ضریب 30 درصد)، ارتفاع (با ضریب 21 درصد)، کاربری اراضی (با ضریب 17 درصد) وزن بیشتری را کسب کردند. در نتیجه وقوع سیلاب در حوضه آبریز رضی چای را به شدت کنترل میکنند. نتایج نشان میدهد که حدود 36 درصد از حوضه آبریز رضیچای در مناطق پرخطر و بسیار پرخطر قرار دارد. این پهنهها در قسمت پایین حوضه، به طور معمول در تقاطع دو آبراهه اصلی حوضه قرار دارند. با توجه به پراکندگی فضایی سکونتگاهها در منطقه میتوان گفت که اکثر سکونتگاههای قسمت پایین حوضه در معرض سیلاب قرار دارند.
6.تحلیل و ارزیابی رقابتپذیری پتانسیلهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی استان گیلان (مطالعه موردی: شهرستان ماسال، اولسبلنگاه، شاندرمن)
صفحه 85-97
بهروز نظافت تکله، محمد نظامی وند چگینی، سیده ندا موسوی، پریسا دهقانی
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم شاخهای از دانش توریسم است که محوریت آن را رفتارشناسی سیستمهای سطحی زمین یا ژئومورفوسایتها تشکیل میدهد و کوشش دارد ارزشهای گردشگری-حفاظتی فرمها و فرایندهای مسلط در یک مکان را شناسایی، حفاظت و بهرهبرداری کند. هدف از این پژوهش، ارزیابی و تحلیل رقابتپذیری پتانسیلهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی استان گیلان (مطالعه موردی: شهرستان ماسال، اولسبلنگاه، شاندرمن) میباشد.
روششناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف توصیفی تحلیلی کاربردی بوده و برای ارزیابی مناطق موردمطالعه از مدلهای ژئوتوریستی پاوولوا، کوبالیکوا و فیولت استفاده شده است. مدل پاوولوا به ارزیابی توان رقابتپذیری مناطق موردمطالعه میپردازد و مبتنی بر تشکیل فاکتورهای مثبت و منفی و محاسبات مرتبط با آنها میباشد. مدل کوبالیکوا که بیشتر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد و در نهایت مدل فیولت که مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکلگیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار میدهد.
نتایج و یافتهها: بر اساس نتایج حاصله از مدل پاولووا در فاکتور مثبت رقابتپذیری، شهرستان ماسال با کسب بیشترین امتیازات در زیرشاخصهای ثروت طبیعی (9/4) و مناطق حفاظت شده (54/4) از توان رقابتپذیری بالایی در منطقه برخوردار است. همچنین در بخش فاکتور منفی رقابتپذیری بخش شاندرمن در زیرشاخص عدم وجود زیرساختهای مناسب در منطقه با مقدار 33/4 دارای بالاترین امتیاز بوده و نشان از ضعف منطقه در این مورد میباشد. همچنین با توجه به نتایج به دست آمده از مدل کوبالیکوا شهرستان ماسال با مقدار امتیاز (08/7) دارای بالاترین ارزش ژئوتوریسمی در منطقه بوده است. همچنین نتایج به دست آمده از مدل فیولت نیز نشان میدهد شهرستان ماسال با دریافت مقدار امتیاز (04/5) از لحاظ مدیریتی و گردشگری در منطقه در وضعیت مطلوبی قرار دارد. بنابراین نتیجهگیری میگردد این منطقه دارای پتانسیلها و توانمندیهای بالای گردشگری و ژئوتوریسمی بوده و از لحاظ رقابتپذیری در سطح استان در رتبه برتر قرار دارد.
7.پرسهزنی شهری بهمثابه تجربهای چندساحتی: تحلیل نقش جسم، روح و ذهن در فضاهای عمومی شهرهای ایرانی
صفحه 98-113
عظیم عثمانیان، محمود رحیمی، رامین ساعد موچشی
چکیده مقدمه و هدف: پرسهزنی بهعنوان یک کنش انسانی پیچیده، حاصل تعامل جسم، روح و ذهن در محیطهای شهری است. این پژوهش با هدف تحلیل ابعاد چندگانه پرسهزنی در فضاهای شهری ایران، به بررسی تأثیر طراحی فضایی و غنای فرهنگی بر تجربیات جسمانی، روحی و ذهنی افراد پرداخته و تفاوتهای این تجربیات را با شهرهای مدرن مقایسه میکند.
روش پژوهش: این تحقیق با رویکردی کیفی و تفسیری و در چارچوب پارادایم برساختگرایانه انجام شده است. دادهها از طریق روشهای مردمنگاری شهری، مطالعه موردی، مشاهده میدانی غیرمشارکتی، مصاحبههای نیمهساختارمند با شهروندان، معماران و متخصصان، و تحلیل محتوای متون تاریخی و معاصر گردآوری شدهاند. تحلیل دادهها به روش تحلیل مضمون صورت گرفته است.
یافتهها: یافتهها نشان میدهد که پرسهزنی در شهرهای ایرانی فراتر از یک فعالیت فیزیکی، تجربهای اجتماعی، فرهنگی و معنوی است. فضاهای سنتی مانند بازار تبریز و مسجد شیخ لطفالله اصفهان با طراحیهای پیچیده و انسانمحور، زمینه تعاملات اجتماعی، تأمل معنوی و تقویت هویت فرهنگی را فراهم میکنند. فضاهای سبز شهری نیز به کاهش استرس و ارتقای سلامت روانی کمک میکنند.
نتیجهگیری: طراحی شهری باید بهگونهای باشد که پرسهزنی را به تجربهای یکپارچه از تعاملات جسمی، روحی و ذهنی تبدیل کند. این امر میتواند به بهبود کیفیت زندگی شهری، تقویت هویت فردی و جمعی و افزایش همبستگی اجتماعی منجر شود. یافتهها میتوانند راهنمایی برای طراحان و مدیران شهری در جهت خلق فضاهای پویا و انسانمحور ارائه دهند.
8.بررسی اثرات نامتقارن چرخههای مالی بر پایداری رشد اقتصادی کشور عراق
صفحه 114-125
عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد حسن زاده، حسین علی سجاد
چکیده زمینه و هدف:رشد و توسعه اقتصادی طی دو دهه گذشته در کشورهای در حال توسعه به وضوح بیانگر اثرات فراوان چرخه بازارهای مالی بر فعالیتهای اقتصادی در این کشورها بوده است. بیثباتی و تغییر در بازارهای مالی، چرخه های مالی را شکل میدهد که این تغییرات و بیثباتی در چرخه مالی باعث میشود فعالیتهای اقتصادی دچار اختلال شود و رشد اقتصادی کشورها کاهش یابد. بنابراین با توجه به اهمیت اثرات چرخههای مالی بر رشد اقتصادی، هدف این پژوهش تحلیل و بررسی اثرات چرخههای نامتقارن مالی بر رشد اقتصادی در عراق میباشد.
روش شناسی: پژوهش حاضر اثرات کوتاهمدت و بلندمدت چرخههای نامتقارن مالی بر رشد اقتصادی عراق در طی دوره سالهای 2023-1990 را در قالب الگوها و روشهای اقتصادسنجی تحلیل و بررسی میکند. برای این منظور از الگوی خودرگرسیونی با وقفه توزیعی نامتقارن(NARDL) استفاده میگردد. این مدل شکل گسترش یافته مدل خودرگرسیونی با وقفه توزیعی(ARDL) است.
نتایج: نتایج نشان دادند که در بلندمدت مدت چرخههای مثبت مالی اثر مثبت و معنادار و چرخههای منفی مالی اثر منفی و معنادار بر رشد اقتصادی عراق دارد. همچنین تجارت خارجی، نرخ ارز، نیروی کار فعال، سرمایه فیزیکی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی تاثیر مثبت و معنادار و درآمدهای نفتی تاثیر منفی و معنادار بر رشد اقتصادی عراق دارند. متغیرهای توضیحی و کنترلی(چرخههای نامتقارن مالی، تجارت خارجی، نرخ ارز، سرمایه فیزیکی، نیروی کار فعال، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و درآمدهای نفتی) نیز 75 درصد تغییرات متغیر هدف(رشد اقتصادی عراق) را توضیح و نشان میدهند.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه چرخههای مالی و تجارت خارجی در کوتاهمدت و بلندمدت بیشترین تاثیر را بر رشد اقتصادی بر جای میگذارند، بنابراین نظارت بر گسترش اعتبارات از طریق سیاستهای احتیاطی کلان برای حفظ ثبات مالی در این کشور ضروری میباشد. همچنین دولت عراق با گام برداشتن در جهت ایجاد تدریجی شرایط و وضع قوانین و مقررات مناسب و لازم برای گسترش آزادی تجاری و افزایش تجارت، میتواند منجر به افزایش رشد اقتصادی شود.
9.نقش توسعه صنعت گردشگری در رویکرد حفاظت از میراث ناملموس (مورد پژوهی: خانه موزه های حریم مجموعه میراث جهانی بازار تاریخی تبریز)
صفحه 126-140
راحله پروین، حسین اسمعیلی سنگری، اکبر عبداله زاده طرف
چکیده زمینه و هدف: مفاهیم میراث با تأکید بر هویت، حیات مادی و غیر مادی جوامع را نمود می بخشند. از این رو، گسترش دامنه گردشگری، بعنوان حوزه مطالعاتی، نقش فزاینده ای را در حفاظت از میراث به موازات مستندسازی موزه ها منعکس می نماید. در این بین، توسعه صنعت گردشگری در حیطه میراث، علاوه بر رشد اقتصادی، درباب صیانت از منابع فرهنگی اهتمام می ورزد.
روش بررسی: بدینسان، تفحص در مقوله هم افزایی صنعت گردشگری و میراث ناملموس در جهت گیری معیارهای منفعلانه ممانعت به عمل خواهد آورد. ازاینرو پژوهش حاضر در پی پاسخ به پرسش " تاثیر هم افزایی میراث ناملموس و صنعت گردشگری در توسعه پایدار به چه میزان است؟ " معیارهای توسعه را در خانه موزه های حریم حفاظت شده میراث جهانی بازار تاریخی تبریز، با هدف تبیین بینش ها در اذعان ارتباط این دو جستار، از مطالعات کتابخانه ای و اسناد تاریخی در تایید کارشناسان و متخصصین سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان غربی استخراج نمود. همچنین، از حیث پاسخ به " تجارب گردشگران از خانه موزه های تبریز به چه میزان در توسعه گردشگری حائز اهمیت می باشد؟" به سنجش رضایت بازدیدکنندگان از میزان کیفیت زیرساخت ها و منابع موجود در 8 خانه موزه مثبوت در منطقه تاریخی مورد پژوهی، پرسشنامه های ساختاریافته در مقیاس پنج گزینه ای لیکرت را در بین 78 نفر از گردشگران توزیع نمود.
یافته ها و نتیجه گیری: در ادغام مولفه های مستخرج و تحلیل نرم افزار SPSS با آزمون تی مشخص گردید که در صورت نگرش توأم مدیران و ذینفعان حوزه میراث فرهنگی به مقولات هم افزایی صنعت گردشگری و میراث ناملموس، رویه حفاظت و انتقال میراث فرهنگی ناملموس در خانه موزه های محدوده مورد مطالعه ارتقاء می یابد.
10.تأثیر حکمرانی خوب منطقهایی، وفور منابع طبیعی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی بر اشتغال بخش کشاورزی (مطالعه موردی کشورهای منتخب در حال توسعه)
صفحه 141-151
علی سردار شهرکی، هاجر اثنی عشری، حسین ابراهیم زاده آسمین
چکیده زمینه و هدف: یکی از مباحثی که در حال حاضر، اشتغال را تحت تاثیر قرار داده است، حکمرانی خوب منطقهایی و سرمابه گذاری مستقیم خارجی در کشورهایی است که دارای منابع طبیعی فراوان دارند. در مطالعات اقتصادی به طور گسترده تاثیر وفور منابع طبیعی بر رشد اقتصادی مورد مطالعه قرار گرفته است اما مطالعه ای که تاثیر حکمرانی خوب منطقهایی، وفور منابع طبیعی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی و اشتغال را بررسی کند، انجام نشده است. هدف این مقاله بررسی تاثیر سرمایهگذاری مستقیم خارجی، حکمرانی خوب منطقهایی و منابع طبیعی بر اشغال در بخش کشاورزی برای 15 کشور منتخب در حال توسعه است.
روش بررسی: در این خصوص مدل رگرسیونی با روش داده های پانلی مربوط به کشورهای منتخب در دوره 2011-2023 برآورد شده است.
یافتهها و نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده، سرمایه گذاری مستقیم خارجی بر اشتغال در بخش کشاورزی تاثیر مثبت و معنادار دارد. حکمرانی خوب منطقهایی بر اشتغال در بخش کشاورزی تاثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین وفور منابع طبیعی بر اشتغال در بخش کشاورزی تاثیر منفی و معنادار دارد. حکمرانی خوب منطقه ای و نیز جذب سرمایه گذاری خارجی بر اشتغال تاثیر مثبتی دارند که با بهبود فضای سیاسی، حمایت از حقوق مالکیت و حسن اجرای قراردادها موجب افزایش اشتغال در بخش کشاورزی میگردد.
11.کاربرد هوش مصنوعی در برنامه ریزی شهری مشارکتی:با تاکید بر هوش مصنوعی پردازش زبان طبیعی NLP
صفحه 152-166
محمد ابراهیمی، نیلوفر احسان بخش
چکیده زمینه و هدف: برنامهریزی شهری مشارکتی با هدف افزایش مشارکت شهروندان در تصمیمگیریهای شهری، نیازمند ابزارهایی برای تحلیل حجم عظیمی از دادههای متنی است. این پژوهش با هدف بررسی کاربرد پردازش زبان طبیعی در تحلیل نظرات شهروندان در مورد طرحهای توسعه شهری انجام شده است.
روش بررسی: با استفاده از روش تحلیل محتوا و الگوریتمهای یادگیری ماشین، نظرات جمعآوری شده از پلتفرمهای اجتماعی تحلیل شدند.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که پردازش زبان طبیعی میتواند با دقت قابل قبولی، احساسات، موضوعات اصلی و الگوهای موجود در نظرات شهروندان را شناسایی کند. این یافتهها حاکی از آن است که پردازش زبان طبیعی میتواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای بهبود فرآیند تصمیمگیری در برنامهریزی شهری مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، محدودیتهایی همچون زبان محاورهای و وجود اصطلاحات تخصصی در نظرات، نیاز به توسعه بیشتر مدلهای پردازش زبان طبیعی را نشان میدهد.
12.تحلیل نقش الگوهای فضایی در تعاملات اجتماعی و تقویت همبستگی قومی و دینی (نمونه موردی: محلات مرکزی منتهی به خیابان امام ارومیه با تأکید بر نظریه فضاهای زندگی کریستوفر الکساندر)
صفحه 167-183
بلیس اوشانا شیرآباد، شبنم اکبری نامدار، نسیم نجفقلی پور کلانتری
چکیده زمینه و هدف: فضاهای شهری تأثیر بسزایی در شکلدهی به تعاملات اجتماعی و تقویت همبستگی قومی و دینی دارند. ارومیه، با تنوع قومی و مذهبی گسترده، بستری مناسب برای مطالعه این تعاملات فراهم میکند. این پژوهش با هدف بررسی نقش الگوهای فضایی در تعاملات اجتماعی و همبستگی قومی و دینی در محلات دلگشا، اقبال و مهدیالقدم (مجاور خیابان امام خمینی) انجام شده است. چارچوب نظری این مطالعه مبتنی بر نظریه فضاهای زندگی کریستوفر الکساندر است.
روش پژوهش: این تحقیق به روش ترکیبی (کیفی-کمی) انجام شد. جامعه آماری شامل ساکنان محلات دلگشا، اقبال و مهدیالقدم بود که به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. دادههای کیفی از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 30 نفر از ساکنان و مشاهدات میدانی گردآوری شد. همچنین دادههای کمی با استفاده از پرسشنامهای که بین 200 نفر از ساکنان توزیع گردید، جمعآوری شد. برای تحلیل دادهها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس (ANOVA) استفاده گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان داد که ویژگیهای فضایی و کالبدی این محلات تأثیر معناداری بر تعاملات اجتماعی دارند. ضریب همبستگی پیرسون (0.68) حاکی از آن است که دسترسی به فضاهای عمومی بهطور مثبت با میزان تعاملات اجتماعی مرتبط است. تحلیل واریانس (ANOVA) نشان داد که تفاوت معناداری میان محلات مورد مطالعه وجود دارد (p < 0.05)، بهطوریکه محله اقبال با ترکیب متنوع قومی، بیشترین تعاملات اجتماعی را داشت. همچنین 85 درصد از پاسخدهندگان معتقد بودند که طراحی فضایی موجود به تقویت روابط اجتماعی کمک میکند، درحالیکه 15 درصد عواملی نظیر تراکم ترافیک و کاهش فضای سبز را موانعی برای تعاملات دانستند. نتایج این پژوهش تأکید میکند که طراحی مناسب فضاهای شهری میتواند به افزایش تعاملات اجتماعی، همبستگی قومی و دینی، و تقویت حس تعلق اجتماعی در جوامع چندقومیتی مانند ارومیه منجر شود. در این راستا، توجه به الگوهای فضایی متناسب با ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی شهروندان از اهمیت ویژهای برخوردار است.
13.بررسی تغییرات اشتغال و نقش آن در فرآیند توسعه شهری استان آذربایجان غربی (با تأکید بر رویکرد تغییرات سهم و مکان)
صفحه 184-197
محمد محمدنژاد، مجتبی آزمون
چکیده مقدمه و هدف: استان آذربایجان غربی به دلیل ویژگیهای جغرافیایی و اقتصادی، دستخوش تغییرات قابل توجهی در بازار کار و اشتغال بوده است. این پژوهش با هدف بررسی روند تغییرات اشتغال در سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات طی سالهای ۱۳۹۰، ۱۳۹۵ و ۱۴۰۰ انجام شده است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی الگوی تغییرات اشتغال و تأثیر آن بر توسعه شهری استان آذربایجان غربی است.
روش پژوهش: این پژوهش توصیفی - تحلیلی است و دادههای آن از منابع کتابخانهای و سالنامههای آماری کشور و استان جمعآوری شده است. برای تحلیل دادهها، از مدل تغییر سهم (Shift-Share) به منظور بررسی تأثیر عوامل ملی و ساختاری بر اشتغال، و از مدل ضریب مکانی (Location Quotient) برای تفکیک مشاغل پایه و غیرپایه استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان میدهند که در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰، سهم اشتغال در بخش کشاورزی و صنعت کاهش یافته است، به طوری که سهم اشتغال در کشاورزی از ۳۷.۲ درصد به ۳۰.۴ درصد و در صنعت از ۲۴.۸ درصد به ۲۲.۳ درصد کاهش یافته است. در مقابل، بخش خدمات دولتی شاهد رشد قابل توجهی بوده است، سهم اشتغال در این بخش از ۲۳.۱ درصد به ۳۰.۱ درصد افزایش یافته است. این تغییرات نشاندهنده انتقال نیروی کار از بخشهای کشاورزی و صنعتی به بخش خدمات است. نتیجه اصلی پژوهش نشان میدهد که اشتغال در بخشهای کشاورزی و صنعت کاهش یافته و به بخش خدمات انتقال یافته است، که نیازمند تقویت متوازن این بخشها برای توسعه پایدار شهری است.
14.مطالعهی تطبیقی محلات شهری با رویکرد نوشهرسازی، موردمطالعه: محله پاچنار، گلشهر و مدیران شهر سمنان
صفحه 198-229
سید مجتبی قاضی میرسعید، مبینا خانجانی، فاطمه کرکه آبادی، الناز نجار
چکیده زمینه و هدف: نوشهرسازی به عنوان یک جنبش معماری و شهرسازی در اواخر قرن بیستم و در واکنش به رشد بیرویه شهرها و حومهنشینی شکل گرفت. این رویکرد با الهام از شهرهای سنتی و تاریخی، به دنبال ایجاد شهرهایی پیادهمحور و با حس تعلق اجتماعی قوی میباشد. این رویکرد بر ایجاد شهرهایی با مقیاس انسانی تأکید دارد؛ این امر بدان معناست که ساختمانها و فضاهای عمومی باید بهگونهای طراحی شوند که با نیازها و ابعاد انسانی سازگار باشند. از سوی دیگر، این رویکرد در پی ایجاد تنوعی از کاربریها و اختلاط مناسب میان آنها است. در این میان توجه به حملونقل پایدار، حفظ و تقویت فضاهای سبز و عمومی، معماری و طراحی شهری باکیفیت، واحد همسایگی و پیاده مداری از دیگر اصول رویکرد نوشهرسازی میباشند. نظر به آنکه این رویکرد در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه نظیر ایران، بهعنوان یک رویکرد مؤثر در توسعه شهری مدنظر قرارگرفته است، هدف از پژوهش حاضر ارزیابی و مقایسه میان محلههای شهری بهمنظور بررسی میزان انطباق آنها با اصول نوشهرسازی، میباشد. مطالعه موردی پژوهش شهر سمنان انتخابشده است که از سه ناحیه تشکیل گردیده و از هریک از نواحی، یک محله موردبررسی قرار خواهد گرفت.
روششناسی: رویکرد بکار رفته در پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و دادههای بکار رفته در آن از طریق بررسی اسناد بالادست، مطالعات میدانی، پرسشنامه و طرح جامع سمنان بهدستآمدهاند. نظر به بررسی 10 شاخص رویکرد نوشهر سازی در سه محله گوناگون، از تکنیکهای متفاوتی نظیر ضریب همگونی سیمپسون، واک اسکور، آزمونهای آماری و روشهای تصمیمگیری چند معیاره بهمنظور سنجش هر یک از شاخصها استفادهشده است.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد، محله گلشهر که در دوره پهلوی دوم بیشترین توسعه کالبدی خود را تجربه کرده است، انطباق مناسبتری با اصول نوشهر سازی دارد و پسازآن محله مدیران و پاچنار، به ترتیب در رتبههای بعدی قرار میگیرند.
15.شناسایی مولفه های سرزندگی در پیاده راههای فضاهای شهری (مورد پژوهی: پیاده راه فردوسی شهر سنندج)
صفحه 230-247
یاسمین دوزدوزانی، علی امرائی، بهنام شیرویه زاد
چکیده زمینه و هدف: فضاهای عمومی مهمترین بخش از ساختار شهرها هستند و نقش مهمی در سلامت و کیفیت زندگی شهروندان دارند. در این میان، پیادهراههای شهری از مهمترین عرصههای عمومی یک شهر شناخته میشوند و تأثیر بسزایی در بهبود شاخصهای سرزندگی شهری، میان شهروندان در یک فضا و حتی در کل شهر دارند. سرزندگی و پویایی عنصری مهم در ارزیابی کیفی فضاهای عمومی است. سرزندگی خود بازتاب فعالیتهایی است که در فضا صورت میپذیرد و پیاده مدار ساختن شهرها طریقی است بر تسهیل و ترغیب فعالیتهایی که میتوانند به ارتقاء سرزندگی در شهرها کمک کنند. در این راستا هدف پژوهش حاصر پاسخگویی به سؤالات زیر اساس کار هست. 1- عوامل مؤثر در سرزندگی پیادهراه فردوسی کدام است؟ 2- ترتیب اولویت شهروندان از عوامل سرزندگی این پیاده راه چگونه است؟ 3- وضعیت سرزندگی این پیادهراه فردوسی از نظر شهروندان چگونه است؟
روش بررسی: پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر سرزندگی پیادهراه فردوسی در شهر سنندج انجام شد. این پژوهش توصیفی – تحلیلی است. متغیرهای سرزندگی پیادهراه شناسایی و از بررسی متون، مطالعات مرتبط در قالب پرسشنامه بهصورت مقیاس لیکرت (پنج گزینهای) طراحی و توسط 100 نفر از کاربران پیادهراه فردوسی شهر سنندج تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار Spss تحلیل گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل ساکنین شهر سنندج بوده که در بازه زمانی شهریورماه لغایت مهرماه سال 1403 در پیادهراه فردوسی رفت و آمد داشتهاند. بهعلت متمرکز نبودن جامعه آماری مذکور در یک مکان مشخص از نمونه گیری در دسترس استفاده و حجم نمونه تعداد 100 نفر از عابرین مذکور بوده که انتخاب شد.
یافتهها: مؤلفههای مؤثر فضای سرزندگی پیاده راهها در قالب 12 مؤلفه معرفی شدند که بارهای عاملی و ضریب آلفای کرونباخ عوامل سرزندگی پیادهراه فردوسی بیشترین بار عاملی برابر با 81/0 مربوط به مولفه برگزاری مراسمات اجتماعی طی سال و کمترین بار عاملی برابر با 59/0 مربوط به مولفه فعالیت های شبانگاهی میباشد.
بحث و نتیجهگیری: 12 مؤلفه در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند که باید بهطور قابلتوجهی در طراحی بهینه پیاده راهها در اولویت قرار گیرند تا منجر به افزایش سرزندگی شوند. در بررسی های انجام شده، عوامل مؤثر در سرزندگی پیادهراه فردوسی بهترتیب عامل «دسترسی- مکانی» با ضریب همبستگی 94/0 ، «عملکردی- محیطی» با ضریب همبستگی 92/ 0، «اجتماعی- فرهنگی» با ضریب همبستگی 88/ 0 بیشترین تأثیر را در سرزندگی پیادهراه دارند. در بررسی میزان رضایت شهروندان از عوامل سرزندگی پیادهراه بیشترین میزان رضایت از عامل «دسترسی- مکانی» با میانگین 85/3 بوده و کمترین میزان رضایت از عامل «اجتماعی- فرهنگی» با میانگین 61/3 میباشد. میانگین رضایت از سرزندگی پیادهراه فردوسی برابر با 70/3 میباشد که در حد متوسط میباشد.
16.ارزیابی عوامل رضایتمندی در پارک های شهری بانوان، نمونه مورد پژوهی: (بوستان بانوان پردیس و بوستان بانوان شاهد کرمانشاه)
صفحه 248-266
سحر طوفان، نسترن محمدپور، بهنام شیرویه زاد
چکیده زمینه و هدف: پارکها و فضاهای سبز عمومی به عنوان بخشی از بافت اکولوژیک شهرها هستند تا جایی که حیات زیست محیطی و پایداری شهرها به آنها وابسته است. این پژوهش ارزیابی میزان رضایتمندی بانوان از پارکهای بانوان میباشد. برای این مهم، بوستان بانوان پردیس و بوستان بانوان شاهد در شهر کرمانشاه انتخاب شد. طراحی هر چه بهتر فضای سبز در پارک بانوان منجر به حضور، ارتقا تعاملات اجتماعی، کاهش افسردگی و در نهایت رضایت آنان از این فضا میشود. هدف پژوهش حاضر ارزیابی میزان رضایتمندی شهروندان از کیفیت پارکهای شهری در شهر کرمانشاه میباشد.
روش بررسی: مولفههای مؤثر در رضایت آنان شناسایی و از بررسی متون، مطالعات مرتبط و نظرات متخصصین در قالب پرسشنامه محقق ساخته و با تایید متخصصین مربوطه بهصورت قالب مقیاس لیکرت (پنج گزینهای) طراحی و توسط 400 نفر از بانوان بوستان بانوان پردیس و بوستان بانوان شاهد کرمانشاه تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار Spssتحلیل گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی بانوان مراجعه کننده به پارک پردیس و شاهد در بازه زمانی خرداد ماه لغایت دی ماه سال 1403 میباشد.
یافتهها: مؤلفههای مؤثر فضای سبز پارک های شهری بانوان در قالب 23 مؤلفه معرفی شدند که میانگین میزان رضایت بانوان بوستان بانوان پردیس برابر با 43/3 و بوستان بانوان شاهد برابر با 07/3 یعنی میزان رضایت بانوان از بوستان بانوان پردیس بیشتر از بوستان بانوان شاهد میباشد. از توزیع فراوانی علائق افراد مورد مطالعه، نشان داد که 0/30 درصد بانوان به فضای سبز و 5/24 درصد بانوان به ورزش علاقهمند بودند.
بحث و نتیجهگیری: 23 مؤلفه در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند که باید بهطور قابلتوجهی در طراحی بهینه فضای سبز پارک های شهری در اولویت قرار گیرند تا منجر به افزایش رضایت آنان شوند.
17.تأثیر عملیات مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر تعهد سازمانی کارکنان سازمان آتشنشانی شهر همدان
صفحه 267-301
مهدی اجلی، حسین عظیمی، رحیم سهرابی
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر عملیات مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر تعهد سازمانی کارکنان سازمان آتشنشانی شهر همدان انجام شده است.
روش بررسی: از لحاظ روش، جزء تحقیقات همبستگی، از لحاظ هدف، تحقیقی کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری دادهها، تحقیقی کمی است. جامعه آماری در بخش بررسی ارتباط میان متغیرهای تحقیق و آزمون فرضیات شامل 176 نفر از پرسنل سازمان آتشنشانی استان همدان طی سال 1402 هستند. نمونه آماری توسط جدول کرجسی و مورگان با روش تصادفی ساده به تعداد 131 نفر برآورد گردید. متغیر مدیریت استراتژیک منابع انسانی با پرسشنامه 14سوالی چانگ و هانگ (2005) و تعهد سازمانی با پرسشنامه 24سوالی آلن و مایر (1996) سنجیده شدند. همچنین در رابطه با ارزیابی عملیات مدیریت استراتژیک منابع انسانی و رتبهبندی آنها با رویکرد فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی فازی از نظرات 30 نفر از خبرگان سازمان موردمطالعه استفاده شد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل مسیر و رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری با نرمافزار Smart-PLS حاکی از آن است که مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر تعهد سازمانی کارکنان سازمان آتشنشانی استان همدان تاثیر مثبت و معنیداری داشت. همچنین متغیرهای گزینش در سازمان، اقدامات آموزش در سازمان، اقدامات ارزیابی عملکرد مدیریت انسانی، فرصتهای ارتقاء، پاداشهای مبتنی بر عملکرد، اشتراک گذاری اطلاعات و امنیت شغلی بر تعهد سازمانی کارکنان تاثیر مثبت و معنیداری داشتند. نهایتاً خروجی فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی فازی نشان داد که عامل دوم (اقدامات آموزش در سازمان) با بیشترین وزن در رتبه اول، و عامل چهارم (پاداش مبتنی بر عملکرد) در رتبه دوم قرار گرفته است. همچنین عامل هفتم (اقدامات ارزیابی عملکرد مدیریت انسانی) در رتبه آخر(هفتم) از نظر اهمیت قرار دارد. لذا برنامهریزی مناسب برای آموزش مؤثر کارکنان و طرحریزی سیستم پاداش مبتنی بر عملکرد در سازمان تأثیر بسزایی در پیادهسازی سیستم مدیریت استراتژیک منابع انسانی و نهایتاً تعهد سازمانی کارکنان خواهد داشت.
18.بررسی عوامل موثر بر تخلفات ساختمانی شهرسرعین
صفحه 302-320
علیرضا فیضی نژاد، حسین نظم فر، عطا غفاری گیلانده
چکیده زمینه و هدف: تخلفات ساختمانی یک مشکل جهانی است که میتواند پیامدهای جدی برای افراد، جوامع و محیط زیست داشته باشد از این رو شناسایی عوامل بروز آن برای جلوگیری از پیامدهای آن در شهرهای کشور با اهمیت و ضروری میباشد.، هدف از انجام این مطالعه شناسایی عوامل بروز تخلفات ساختمانی در شهر سرعین و ارائه آن به مبادی درگیر با معضل تخلفات ساختمانی نظیر شهرداری و شورای اسلامی و ... میباشد.
روش شناسی: روش این پژوهش توصیفی -تحلیلی بوده و به لحاظ امکان استفاده از آن در مبادی ذیربط در دسته کاربردی نیز میتوان قرار داد. برای تحلیل عوامل که در یک دوره 5 ساله پرداخته شده است. با دادههای کمی و از روش آزمون همبستگی پیرسون و روش آزمون تک نمونه ای T و تحلیل میانگین ، تحت نرم افزار Spss و برای تهیه جداول و نمودارها از نرم افزار Exel استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج تحلیلهای انجام شده نشان میدهد، عوامل اقتصادی با ضریب همبستگی 0.781 و مقدار بالای تی= 49.111 و میانگین 30.1286 بیشترین تاثیر را در بروز تخلفات ساختمانی نسبت به سایر عوامل دارد. وسایر عوامل به ترتیب: عوامل کالبدی با ضریب همبستگی 0.653 ومقدار تی=38.251 و میانگین 25.3571، عوامل مدیریتی با ضریب همبستگی 0.718 و مقدار تی= 30.499 و میانگین 24.1857 وعوامل اجتماعی با ضریب همبستگی 694 و مقدار تی=29.796 و میانگین 16.4143 در رتبههای بعدی موثر بر بروز تخلفات ساختمانی در شهر سرعین قرار داشته و رابطه بین این عوامل با تخلفات ساختمانی معنادار است. 5 عامل اصلی اثر گذار بر تخلفات ساختمانی از بین کل عوامل مورد سنجش به ترتیب 1-سود جویی و کسب درآمد بیشتر 2-وابستگی شهرداری به درآمدهای ناشی از جرائم 3-مقررات موجود نظیر ماده صد وماده 5 و مقررات نظام مهندسی و شهرسازی4-نحوه تقسیمات کالبدی یا پهنه بندی 5- زمینههای گرایش به عدول از مقررات احداث بنا نظیر سقف تراکم و سطح اشغال و... ، میباشد.در نهایت با مقایسه این تحلیل با سایر مطالعات داخلی پیشین در این زمینه میتوان نتیجه گرفت شهر سرعین وضعیت مشابهی از نظر عوامل بروز تخلفات ساختمانی با سایر شهرهایی که در این مقاله آورده شده است را دارد.
19.تحلیل اثر گذاری بازار تاریخی ارومیه در ارتقاء تاب آوری اجتماعی بافت تاریخی شهر ارومیه
صفحه 321-332
پریسا حاتمی حبشی، فریدون نقیبی، مظفر عباس زاده
چکیده زمینه و هدف: پیشینه تاریخی هر شهر که در بافت تاریخی آن منعکس است، علاوه بر آنکه بخشی از سرمایه اجتماعی و فرهنگی آن شهر می باشد گویای هویت آن شهر بوده و توانایی تاثیرگذاری در انسجام اجتماعی آن را دارد. یکی از ابعاد مهم بافت های تاریخی، مجموعه های تجاری و بازار می باشند که محل تلاقی اندیشه های مختلف شهری در زمینه تجارت ، روابط اجتماعی و همبستگی اجتماعی است. این تحقیق سعی می کند که به اتکای بررسی میدانی بازار تاریخی شهر ارومیه که قدمتی دیرینه دارد میزان اثرگذاری آن در افزایش همگرایی مردم و تاب آوری اجتماعی بپردازد. در این راستا کاوش میدانی بازار تاریخی ارومیه و همچنین بافت تاریخی ارومیه در ارتباط با تاب آوری اجتماعی و شاخص های کلیدی آن انجام پذیرفت
روش بررسی: برای بررسی موضوع از روش توصیفی و تحلیلی بهره گرفته شد و در بررسی میدانی از دو جامعه ی آماری مراجعان به بازار تاریخی ارومیه و کسبه ی آن بازار استفاده شد که در آن شاخص های مورد مطالعه از جمله حس تعلق مکانی، مشارکت اجتماعی، آگاهی اجتماعی،ایمنی مورد پرسش قرار گرفت که نتایج آن در نرم افزار آماری SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها و نتیجهگیری: در نهایت نتایج کاوش ها و بررسی های میدانی نشان داد که از شاخص های مذکور، صرفاً شاخص های حس تعلق مکانی و مسئولیت اجتماعی دارای ارزش بالاتر در ارتقاء تاب آوری اجتماعی بافت تاریخی گردیده لیکن سایر شاخص ها نتایج مطلوبی را بدست نمی دهد. در نهایت در مجموع و به اتکاء کاوش ها و بررسی های میدانی مشخص گردید بازار تاریخی ارومیه نمی تواند در وضعیت کنونی باعث ارتقاء تاب آوری اجتماعی بافت تاریخی ارومیه گردد لذا بررسی ها نشان داد علاوه بر آن که عمده ی شاخص های تاب آوری اجتماعی بازار تاریخی ارومیه در وضعیت مطلوبی قرار ندارند، عملکرد بازار تاریخی در وسعت شهری ارومیه بوده وهمچنین بیش از نیمی از ساکنان بافت تاریخی به بازار تاریخی ارومیه مراجعه نمی کنند.
20.مدل سازی توسعه شهری با استفاده از فناوری سامانه اطلاعات جغرافیایی و رگرسیون وزندار مکانی مطالعه موردی: شهر کرج
صفحه 333-361
صالح ارخی، جعفر اوجاقلو
چکیده زمینه و هدف: شبیهسازی و بازبینی دائمی فرآیندهای دینامیک و الگوهای رشد شهری با توجه به توسعه در گذشته و پیشبینی آن در آینده، برای برنامهریزان و طرفداران حفظ منابع طبیعی در تنظیم کردن استراتژیهای توسعه پایدار، رسیدن به توسعه پایدار شهری و همچنین تصمیمگیری بهتر برای جهتدهی توسعه در آینده، یک امر حیاتی است. در این راستا شهر کرج با رویکرد مرکز استان بودن به عنوان صنعتی بودن و مهاجرپذیر بودن بر کلیه ساختار داخلی شهرها و روستاهای اطراف تأثیرگذار بوده است. در نتیجه استفاده از مدلسازیهای ترکیبی با نگاه عمیقتر و محلی جهت برنامهریزیهای مدون در راستای توسعه پایدار شهر کرج غیرقابل اجتناب مینماید. هدف این پژوهش، مدلسازی الگوهای رشد شهر کرج با استفاده از روشهای پیشپردازش آماری رگرسیون اکتشافی (ER)، رگرسیون حداقل مربعات معمولی (OLS) و مدل رگرسیون وزندار مکانی (GWR) و همچنین پیشبینی توسعه آن با استفاده از مدل CA-Markov با در نظر گرفتن دوره 20 ساله 1381-1400 است.
روش بررسی: برای این منظور نخست، معیارهای موثر در این فرآیند از سازمانهای مربوطه جمعآوری، آنالیز و آمادهسازی شدند و نقشههای کاربری زمین از تصاویر ماهواره لندست استخراج گردید. در مرحله بعد صحتسنجی نقشهها و آشکارسازی تغییرات صورت گرفت. نتایج آشکارسازی تغییرات نشان میدهد که بیشترین افزایش مساحت در مناطق ساخته شده (2893 هکتار) و بیشترین کاهش مساحت در زمینهای بایر (808 هکتار) رخ داده است. بر مبنای این تغییرات و برای اجتناب از روش سعی و خطا در انتخاب بهترین ترکیب معیارهای ورودی به مدل GWR، با استفاده از روش ER و OLS، پیشپردازش روی معیارها صورت گرفت. در مرحله بعد با درنظر گرفتن خروجی روش ER و OLS، 8 متغیر مستقل به عنوان ورودی به مدلها انتخاب شدند. سپس مدلسازی الگوهای رشد شهری با استفاده از مدل GWR اجرا گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان داد از 8 متغیر، دو متغیر در عرض فضای مورد مطالعه دارای جهت تأثیر (منفی یا مثبت) یکسان بودند و بقیه متغیرها جهت تأثیرشان در کل منطقه تغییر میکند. در نهایت با استفاده مدل CA-Markov نقشه کاربری اراضی برای سال 1420 پیشبینی شد.. نتایج نهایی نشان داد که پیشبینی صورت گرفته با مدل CA-Markov، بیشترین میزان توسعه در سال 1420 در بخشهای شرق و شمالشرقی شهر کرج رخ میدهد.
21.رابطه بین دموکراسی، انرژی سبز، تجارت خارجی و پایداری زیستمحیطی در کشور عراق
صفحه 363-380
عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد کاسر افندی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به اهمیت روزافزون مسائل زیستمحیطی و چالشهای پیشروی کشورها در دستیابی به توسعه پایدار، درک بهتر ارتباط میان حکمرانی دموکراتیک، بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر و سیاستهای تجاری، ضرورتی اجتنابناپذیر است. از سوی دیگر، شناسایی چگونگی تأثیر این عوامل بر شاخصهای زیستمحیطی میتواند به سیاستگذاران در طراحی راهبردهای بهینه برای کاهش تخریب محیطزیست و تقویت پایداری کمک کند.تجارت خارجی میتواند نقشی دوگانه در بهبود یا تخریب زیستمحیطی داشته باشد. از یک سو، تجارت بینالمللی از طریق انتقال فناوریهای پاک و نوآوریهای زیستمحیطی میتواند کیفیت محیطزیست را ارتقا دهد؛ اما از سوی دیگر، در صورت نبود مقررات مناسب، ممکن است منجر به افزایش فشار بر منابع طبیعی و آلودگی بیشتر شود. بنابراین، بررسی همزمان و تلفیقی این سه عامل میتواند درک جامعتری از روابط میان سیاستهای اقتصادی، زیستمحیطی و حکمرانی ارائه دهد. با توجه به اهمیت موضوع این مطالعه تلاش دارد تا ارتباط میان این عوامل و تأثیرات آنها بر شاخصهای زیستمحیطی عراق را تحلیل کند.
روش بررسی: در این پژوهش برای بررسی تأثیر دموکراسی، انرژی سبز و تجارت خارجی بر پیشرفتهای زیستمحیطی در عراق از سال 2006 تا 2022 از مدل خودتوضیحی با وقفههای توزیعی ARDL استفاده شده است. این روشها توانایی بررسی تأثیرات بلندمدت و کوتاهمدت متغیرها را فراهم میکنند و امکان تجزیه و تحلیل روابط پیچیده بین دموکراسی، انرژی سبز، تجارت خارجی و پیشرفت زیستمحیطی را میدهند.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان میدهند که افزایش انتشار کربن با دموکراسی در عراق ارتباط دارد، بهویژه در شرایطی که فشارهای اقتصادی و سیاسی برای تسریع در رشد اقتصادی موجب افزایش مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانهای میشود. همچنین انرژیهای تجدیدپذیر( انرژیهای سبز)، اگرچه در کوتاهمدت ممکن است اثر افزایشی بر انتشار کربن داشته باشند، اما در بلندمدت میتوانند به کاهش انتشار کربن و بهبود کیفیت محیطزیست کمک کنند. از سوی دیگر، تجارت خارجی با توجه به وابستگی عراق به منابع انرژی فسیلی، اثرات منفی بر محیطزیست داشته است، به طوری که عراق نیازمند سیاستهای تجاری سبز و پایدار است. همجنین در این پژوهش، ضریب تصحیح خطا برابر با 0.3807- به دست آمده است. این ضریب نشان میدهد که حدود 38.07 درصد از عدم تعادل کوتاهمدت در هر دوره تعدیل شده و سیستم به سمت تعادل بلندمدت حرکت میکند.
22.مکانیابی مراکز نظامی با رویکر پدافند غیرعامل (با تلفیق RS، GIS و مدل تحلیل فرایند شبکهای (ANP) در شهرستان اردبیل
صفحه 381-396
امیرحسام پاسبان، موسی عابدینی
چکیده زمینه و هدف: در این پژوهش جهت پهنهبندی شهرستان اردبیل با هدف مکانیابی مراکز نظامی از مدل تحلیل شبکهای (ANP) در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی پرداخته شد. هدف اصلی، شناسایی و اولویتبندی مناسبترین نواحی جهت استقرار پادگان نظامی با در نظر گرفتن معیارهای محیطی، اقلیمی، و انسانی بود.
روششناسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و به روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است. برای این منظور، چهارده شاخص تأثیرگذار شامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، زمینشناسی، پوشش گیاهی، دما، بارش، رطوبت خاک، فاصله از جاده، روستا، گسل، کاربری اراضی، فاصله از آبراهه در قالب سه گروه اصلی (اقلیمی، انسانی و محیطی) طبقهبندی شدند. ابتدا با استفاده از مدل ANP و نرمافزار Super Decisions وزن هر یک از معیارها (با استفاده از پرسشنامه و 30 نفر کارشناس و خبره) بر اساس مقایسههای زوجی و روابط داخلی و بیرونی میان آنها محاسبه گردید. سپس با بهرهگیری از محیط GIS، لایههای اطلاعات مکانی مربوط به هر شاخص تهیه و پردازش شده و با استفاده از ابزارRaster Calculator وزن نهایی هریک از لایهها وارد تلفیق شدند. در گام بعد نقشه نهایی پهنهبندی مکانیابی پادگان به پنج طبقه از «کاملا مناسب» تا «کاملا نامناسب» تقسیم گردید.
یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد که حدود 30 درصد از کل منطقه مورد مطالعه در طبقه کاملا مناسب و مناسب، قرار دارد که عمدتاً در بخشهای مرکزی و غربی شهرستان واقع شدهاند. در مقابل مناطق نسبتا مناسب در حدود 30 درصد منطقه را شامل میشود که عمدتا بخشهای شمالی و قسمتهای میانی منطقه را دربر میگیرد. همچنین 40 درصد از مساحت کل منطقه نیز در طبقه نامناسب و کاملا نامناسب قرار دارد که بخش عمده آن شمال و جنوب شهرستان را دربر میگیرد. یافتههای این تحقیق میتواند به عنوان ابزاری مؤثر در فرایند تصمیمگیری نهادهای دفاعی و مدیریت شهری جهت استقرار بهینه پادگانها مورد استفاده قرار گیرد.
23.تأثیر عوامل اقتصادی بر مهاجرت از ایران با تأکید بر شاخص فلاکت
صفحه 397-411
محمد حسن زاده، عبدالرحیم هاشمی دیزج، رقیه آقازاده
چکیده زمینه و هدف: مهاجرت به عنوان واقعه تأثیرگذار جمعیتی، تغییرات قابل ملاحظه ای را در ساخت و توزیع جمعیت ایجاد میکند. مهاجرت نه تنها به عنوان یک پدیده، بلکه به عنوان یک فراپدیده (واقعهای که اتفاق آن به دلیل بستر و موقعیتی است که مردم در آن زندگی میکنند) از عوامل متعدد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نشأت گرفته است. به این دلیل، علل و انگیزههای مهاجرت را میتوان از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داد. مهاجرت از ایران موضوعی پیچیده و چند بعدی است که در سال های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است. هدف این مقاله بررسی تاثیر عوامل اقتصادی بر مهاجرت از ایران با تمرکز ویژه بر شاخص فلاکت (مجموع تورم و بیکاری) است.
روششناسی: پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام و برای گردآوری اطلاعات از روش اسنادی ـ کتابخانهای استفاده شده است. تمامی دادههای متغیرهای مورد نظر به صورت سالیانه برای دوره زمانی 2000 تا 2022 استفاده شده است. برای بررسی ارتباط میان متغیرها از روش خود توضیح با وقفه های توزیعی استفاده شده است. مدلهایی که برای بررسی اثرات تاخیری ارائه میشوند، معروف به مدلهای با وقفه توزیعی هستند که یکی از جدیدترین روشها برای این بررسیها، روش خود توضیح با وقفه های توزیعی یا ARDL است. در این مدل، متغیر وابسته تحت تاثیر وقفههای این متغیر و سایر متغیرهای مستقل قرار دارد.
یافته ها و نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاکی از آن است که متغیرهای جمعیت، شاخص فلاکت و تولید ناخالص داخلی تاثیر معناداری بر مهاجرت از ایران دارند، اما شاخص نابرابری ضریب جینی تاثیر معناداری بر مهاجرت ندارد. شاخص فلاکت نیز تأثیر مثبت و قابل توجهی بر مهاجرت دارد. برعکس، رشد اقتصادی تأثیر منفی و معناداری بر مهاجرت دارد، به طوری که یک درصد افزایش در رشد اقتصادی میتواند نرخ مهاجرت را 1/0 درصد کاهش دهد. نتایج نشان میدهد که سه عامل کلیدی رشد جمعیت، نرخ فقر و رشد اقتصادی به طور مستقیم بر روند مهاجرت از ایران تأثیر میگذارند. با افزایش جمعیت، فشار بر منابع اقتصادی و اجتماعی کشور تشدید میشود. در شرایطی که فرصتهای شغلی و خدمات عمومی توسعه نیافتهاند، افراد ممکن است برای جستجوی شرایط زندگی بهتر مهاجرت کنند. شاخص فلاکت، که هم نرخ تورم و هم نرخ بیکاری را در بر میگیرد، به عنوان یک شاخص حیاتی برای عملکرد اقتصادی عمل میکند.
24. ارزیابی سطح پایداری محلات شهری در شهر کربلا
صفحه 412-428
محمدحسن یزدانی، عبدالاله جبار علوان، مریم جامی اودولو، رسول عباسی تقی دیزج
چکیده زمینه و هدف: با تغییر یافتن در شیوههای معیشتی و پیامدهای ناشی از آن، به همراه نبود حفظ تعادل در متغیرهای اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و زیستمحیطی، محلهها دچار فروپاشی شدند و نتوانستند به نیازهای ساکنان خود پاسخ دهند. امروزه بسیاری از محلات مسکونی به دلیل فقدان برخی از شاخصهای مطلوب زندگی با مشکلاتی مواجه هستند. این وضعیت باعث میشود که مفهوم محله به عنوان یک عامل حفظ هویت اجتماعی تضعیف شود و ناپایداری سکونتی در آنها نمایان گردد. توسعه شهری پایدار بر پایه این اصل بنا شده است که فضای یک شهر در داخل محلهها شکل میگیرد و بر همین اساس ادامه مییابد. از این رو، توسعه محلهای به عنوان یک اقدام اساسی در جهت دستیابی به توسعه پایدار به شمار میآید.، از این رو پژوهش حاضر با هدف ارزیابی سطح پایداری محلات شهری در شهر کربلا تدوین یافته است.
روش بررسی: روش پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روشهای میدانی و اسنادی گردآوری شدهاند. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر 6 محله از محلات واقع در اطراف میباشد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها و جهت رسیدن به هدف تحقیق و سنجش و ارزیابی پایداری ابعاد (اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی) از مدل بارومتر پایداری بهره برده است. به منظور افزایش اعتبار پژوهش حاضر، برای ارزیابی روایی پرسشنامه از نظرات متخصصان و استاد راهنما بهرهگیری شده است. همچنین، برای سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردیده است. با توجه به اینکه مقدار بهدستآمده از ضریب آلفای بالای 7/0 نشاندهنده قابلیت اعتماد بالا است، نتایج محاسبه آزمون آلفای کرونباخ برای پرسشنامه برابر با 804/0 بهدست آمده که بیانگر قابلیت اعتماد بالای ابزار تحقیق میباشد.
یافته ها و نتیجه گیری: پیرو شاخصهای به کاررفته در پژوهش و نتایج حاصله از مدل بارومتر پایداری در پژوهش حاضر به لحاظ پایداری کل، محله عباسیه شرقی با کسب امتیاز (0.90) در سطح پایدار، محله عباسیه شرقی با کسب امتیاز (0.82) در سطح پایداری بالقوه، محلات عباسیه غربیه و الجمعیه به ترتیب با کسب امتیازهای (0.53) و (0.54) در سطح متوسط، محله الحسین با امتیاز (0.30) در سطح ناپایداری بالقوه و محله المخیم با کسب امتیاز (0.04) در سطح ناپایدار قرار گرفتهاند. متوسط میزان پایداری از لحاظ رفاه اکوسیستم در محلات مورد مطالعه برابر 0.54 و رفاه انسانی نیز برابر با 0.50 است که نشان از وضعیت پایداری متوسط هر دو دارد. طبق نتایج حاصل از پژوهش حاضر، میانگین کل محلات مورد مطالعه به لحاظ پایداری کل برابر با 0.52 و در سطح متوسط قرار دارد. با توجه به اینکه سطح پایداری محلات مورد مطالعه متفاوت است لذا برنامههای توسعه ایی متناسب با نقاط ضعف و قوت هر محله و بر اساس سطوح پایداری هریک از آنها ضروری مینماید.
