1.اثرات نامتقارن تورم بر نرخ بیکاری در کشور عراق با استفاده از روش رگرسیون چندکی
صفحه 1-14
عبدالرحیم هاشمی دیزج، عباس علی محمد التمیمی
چکیده زمینه و هدف: بررسی عوامل موثر بر نرخ بیکاری به عنوان یکی از مهمترین نماگرهای اقتصاد کلان، یکی از موضوعات مورد بررسی توسط بسیاری از محققان، پژوهشگران و سیاستگذاران بوده است. وجود یک رابطه پایدار و متعادل بین تورم و بیکاری برای حفظ رقابت بینالمللی در اقتصاد بسیار مهم و اساسی است. تورم کنترل نشده میتواند با افزایش هزینههای تولید، کاهش رقابتپذیری صادرات و جذب کمتر سرمایهگذاری خارجی، رقابتپذیری کشور را تا حد زیادی کاهش دهد. با توجه به اهمیت موضوع، هدف اصلی این مطالعه بررسی تاثیرات نامتقارن تورم بر نرخ بیکاری در عراق است.
روش تحقیق: در این مطالعه برای بررسی تاثیرات نامتقارن تورم بر نرخ بیکاری در عراق از روش رگرسیون چندکی طی دوره زمانی 1995 تا 2023 استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان میدهد که نرخ تورم تاثیر مثبت و معناداری بر نرخ بیکاری داشته است و در چندکهای بالای نرخ بیکاری، این اثرات تقویت شده است. همچنین براساس نتایج، اثرات تورم بر نرخ بیکاری در عراق متقارن بوده است. طبق این نتایج، میتوان نتیجه گرفت منحنی فیلیپس که نشانگر رابطه معکوس بین تورم و نرخ بیکاری میباشد، در کشور عراق مورد تایید نمیباشد. بنابراین برای بهبود نرخ بیکاری باید از سیاستهای طرف عرضه استفاده گردد و از سیاستهای طرف تقاضا دوری کرد.
2.تجزیه و تحلیل تاثیرگذاری شاخصهای E و L در پایداری و امنیت آب حوزه آبخیز سامیان
صفحه 15-30
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: آب و حکمرانی آب در سالهای اخیر توجه زیادی را بهعنوان یک نگرانی سیاسی بهخود جلب کرده است. در پاسخ به درک رو به رشد از بحران آب، ادبیات مربوط به حکمرانی آب در طول دو دهه گذشته به سرعت در حال افزایش است. هدف از پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل تاثیرگذاری شاخصهای E و L در پایداری و امنیت آب حوزه آبخیز سامیان است.
روششناسی: در این پژوهش از شاخصهای زیست محیطی و شاخص زندگی جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. معیار محیطزیست بر فشار زیستمحیطی، سطح پوششگیاهی و درصد مناطق حفاظتشده در حوزه آبخیز تمرکز دارد.پارامترهای معیار زندگی مربوط به کیفیت زندگی بشر است و استاندارد زندگی و شاخص توسعه انسانی را در حوزه آبخیز ارزیابی میکند پارامتر فشار با تغییر درآمد سرانه در دوره مورد مطالعه مشخص میگردد. بهعبارتی شاخص امنیت آب از نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده میکند.
نتایج و یافتهها: است نتایج استانداردسازی شاخص زیستمحیطی نشان داد که بیشترین امتیاز مربوط به زیرحوزه 7 با مقدار یک و کمترین میزان مربوط به زیرحوزه 5، 10، 14 و 27 است. براساس نتایج استانداردسازی شاخص توسعه انسانی نشان داد که بالاترین میزان توسعه انسانی مربوط به زیرحوزههای 1، 4، 5، 11، 15، 17، 24 و 27 است. کمترین میزان توسعه انسانی نیز مرتبط به زیرحوزههای 12، 13، 18، 19، 21، 22 و 25 میباشد در نهایت پیشنهاد میگردد از آزمون و استفاده از سایر روشهای تخمین شاخص امنیت آب (WSI)، در مطالعات آتی توصیه میگردد.
3.تأثیر قصد کارآفرینانه بر آموزش کارآفرینی در شرکتهای مستقر در پارک علم و فناوری شهر کرمان
صفحه 31-50
روح اله سهرابی، مهدی اجلی، سید امیرمحمد مختاری
چکیده زمینه و هدف: به طور قابلتوجهی، محققان ارتباط ثابتی بین قصد راهاندازی کار و نیات آموزش کارآفرینی پیدا کردهاند. با این حال، علیرغم مزایای آموزش کارآفرینی، بسیاری از افراد فاقد دانش کارآفرینی به راهاندازی شرکتهای جدید ادامه میدهند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر قصد کارآفرینانه بر آموزش کارآفرینی با نقش میانجی اشتیاق کارآفرینانه در پارک علم و فناوری شهر کرمان است.
روش بررسی: این پژوهش از نظر هدف از نوع کاربردی بوده و از لحاظ شیوه گردآوری دادهها نیز از نوع توصیفی است. جامعۀ آماری این پژوهش ، 150 کارآفرین شرکتهای دانشبنیان زیرمجموعه پارک علم و فناوری شهر کرمان میباشد که 102 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد بود که پس از جمعآوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS18 و SmartPLS4 انجام شد.
یافته ها و نتیجه گیری: یافتههای مدل پژوهش نشان داد که ضرایب مسیر و معنیداری رابطه بین قصد کارآفرینی با اشتیاق کارآفرینانه به ترتیب برابر با 917/0 و 780/55 بود، از اینرو رابطه معنیدار و مثبتی بین قصد کارآفرینی با اشتیاق کارآفرینانه وجود دارد. همچنین این ضرایب در رابطه بین قصد کارآفرینی با آموزش کارآفرینی برابر با 521/0 و 403/7 بود، لذا رابطه معنیدار و مثبتی بین قصد کارآفرینی با آموزش کارآفرینی وجود دارد. در نهایت ضرایب رابطه بین اشتیاق کارآفرینانه با آموزش کارآفرینی برابر با 483/0 و 881/6 بود، از اینرو رابطه معنیدار و مثبتی بین اشتیاق کارآفرینانه با آموزش کارآفرینی وجود دارد. با توجه به نتایج، پیشنهاد میشود با تدوین استانداردهای شرکتهای موفق، و بررسی عملکرد دورهای کسب و کارهای نوپا براساس استانداردها و ارائه خدمات مشاوره برای برطرف نمودن انحرافات، احتمال موفقیت کسب و کارهای نوپا را افزایش داد.
4.بررسی عوامل موثر ژئومورفولوژیکی در مکانیابی بهینه پادگانهای نظامی با استفاده از دادههای سنجش از دور در محیط GIS (مطالعه موردی: شهرستان خلخال، استان اردبیل)
صفحه 51-66
امیرحسام پاسبان، موسی عابدینی
چکیده زمینه و هدف: مکانیابی بهینه پادگانهای نظامی یکی از چالشهای مهم در برنامهریزی و توسعه زیرساختهای دفاعی است. انتخاب محل مناسب برای این تأسیسات نیازمند ارزیابی دقیق از عوامل مختلف محیطی، استراتژیک و اجتماعی است تا علاوه بر تأمین امنیت، تأثیرات منفی بر منابع طبیعی و جامعه کاهش یابد. بدین منظور در این پژوهش، مکانیابی بهینه پادگانهای نظامی در شهرستان خلخال با استفاده از دادههای سنجش از دور و مدل فرایند تحلیل شبکهای(ANP) در محیط GIS انجام شد.
روششناسی: برای این منظور، ۱۲ متغیر مؤثر شامل فاصله از رودخانه، زمینشناسی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، کاربری اراضی، پوشش گیاهی، فاصله از گسل، فاصله از جاده، فاصله از روستا، فاصله از شهر و جنس خاک در نظر گرفته شد. دادههای مورد نیاز از منابع مختلف نظیر تصاویر سنجنده ASTERپایگاه داده GLC-FCS30D، تصاویر ماهوارهای Sentinel-2 و نقشههای زمینشناسی استخراج شدند. در فرایند ANP، ابتدا معیارها در دو خوشه طبیعی و انسانی دستهبندی شده و سپس با انجام مقایسات زوجی در نرمافزار Super Decisionsوزن نسبی معیارها تعیین گردید. در ادامه، سوپرماتریس اولیه، وزنی و نهایی تشکیل شد تا وزن نهایی معیارها مشخص شود.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که مناطق با پوشش گیاهی متوسط، شیب کمتر از ۱۰ درجه، خاکهای استپی قهوهای و زمینهای بایر، گزینههای مطلوبتری برای استقرار پادگانها محسوب میشوند. همچنین، فاصله مناسب از گسلها، رودخانهها و سکونتگاههای انسانی بهعنوان عوامل کلیدی در تصمیمگیری لحاظ شدند. تحلیل نقشههای ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی و کاربری اراضی نشان داد که نواحی مرکزی و شرقی شهرستان، بهدلیل دسترسی مناسب به زیرساختها و شرایط محیطی پایدار، بهترین گزینه برای احداث پادگانهای نظامی هستند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه میتواند به بهینهسازی مکانیابی پادگانهای نظامی با درنظرگرفتن معیارهای استراتژیک، محیطزیستی و امنیتی کمک کند. این امر موجب افزایش کارایی عملیات نظامی، بهبود مدیریت بحران، کاهش هزینههای زیرساختی و کاهش آسیبپذیری در برابر بلایای طبیعی میشود.
5.تأثیر سرمایهگذاری در انرژی بادی بر پایداری رشد اقتصادی در کشور عراق
صفحه 67-83
محمد حسن زاده، عبدالرحیم هاشمی دیزج، مصطفی حسن جدوع الفرطوسی
چکیده زمینه و هدف: طی سالهای اخیر و با افزایش هزینههای انرژی و همچنین گرمایش جهانی و لزوم توجه بیشتر به محیط زیست، توجه به سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر از قبیل انرژی بادی به شدت افزایش یافته است. انرژی بادی یک فرصت قابل توجه برای رشد اقتصادی است. سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی بادی میتواند سبب بهبود اشتغال شود، سرمایهگذاری را جذب کند و فعالیتهای اقتصادی را در مناطقی که منابع بادی فراوان است تحریک کند. در نتیجه، مطالعه تأثیر انرژی بادی بر رشد اقتصادی برای باز کردن پتانسیل کامل منابع انرژی تجدیدپذیر، هدایت توسعه پایدار و تقویت اقتصاد سبزتر و انعطافپذیرتر برای نسلهای آینده ضروری است. با توجه به اهمیت و جایگاه انرژیهای تجدیدپذیر از قبیل انرژی بادی در سالهای اخیر و مزایای عمده آنها نسبت به انرژیهای فسیلی و خلا مطالعاتی کنونی برای پژوهشهایی از این قبیل در عراق، هدف این پژوهش بررسی اثرات سرمایهگذاری در انرژی بادی بر رشد اقتصادی عراق میباشد.
روششناسی: برای بررسی تأثیر سرمایهگذاری در انرژی بادی بر پایداری رشد اقتصادی در عراق از سال 1995 تا 2022 از مدل خودتوضیحی با وقفههای توزیعی ARDL استفاده شده است. این روشها توانایی بررسی تأثیرات بلندمدت و کوتاهمدت متغیرها را فراهم میکنند و امکان تجزیه و تحلیل تاثیر سرمایهگذاری در انرژی بادی و دیگر متغیرهای مورد بررسی بر رشد اقتصادی را میدهند.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که سرمایهگذاری در انرژی بادی، تاثیری مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی در عراق در سطح 90 درصد اطمینان داشته است. همچنین دیگر متغیرهای مورد بررسی از جمله شاخص توسعه انسانی، تجارت خارجی و تشکیل سرمایه ثابت بر پایداری رشد اقتصادی کشور عراق تاثیر مثبت و معنی دار دارد. میزان ضریب جمله تصحیح خطا برابر با 465/0- و از لحاظ آماری معنیدار بوده است و نشان میدهد که در صورتی وارد شدن شوک به نرخ رشد اقتصادی در طی هر دوره 465/0 درصد از عدم تعادل در نرخ رشد اقتصادی تعدیل شده و به سمت روند بلندمدت خود نزدیک خواهد شد. بر اساس نتایج، میتوان نتیجهگیری کرد که اولویت سیاستهای انرژی در راستای افزایش سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر ازجمله انرژی بادی باید باشد.
6.ارزیابی مؤلفههای مؤثر بر مطلوبیت سیما و منظر شهری(مطالعه موردی: ورودیهای شهراردبیل)
صفحه 84-97
محمد حسن یزدانی، ژیلا فرزانه سادات زارنجی
چکیده زمینه و هدف: ورودی های شهر از جمله عناصر مهم سیما و منظرشهری می باشند. اما هم اکنون شاهد شهرهایی هستیم که اثری از یک فضای ورودی، با خصوصیات مطلوبی که بایـد داشـته باشد دیده نمی شود. شهر اردبیل از جمله شهرهای تاریخی دارای هویت و سابقه شهری برجسته به عنوان یکی از مقاصد اصلی گردشگری می باشد. اما علی رغم ویژگی های ممتاز به لحاظ بار فرهنگی و تاریخی و موقعیت برجسته آن، ورودی های این شهر از مسئله دارترین فضاهای شهری میباشند که با نابهسامانی های متعدد و متنوعی دست به گریبان هستند. ورودی شهر باید نماد چهره و شخصیت شهر باشد این مهم در صورتی محقق میگردد که شاخصهای موثر در این زمینه شناسایی و ورودی های مورد نظر بر اساس آنها سنجیده شوند. بر این اساس هدف پژوهش حاضر ارزیابی مولفههای موثر بر مطلوبیت سیما و منظر شهری ورودیهای شهر اردبیل میباشد
روششناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است که در زمره مطالعات وابستگی قرار میگیرد که به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان می باشد که به روش گلوله برفی انتخاب گردیدند. به منظور ارزیابی مولفههای موثر بر مطلوبیت سیما و منظر شهری از 4 مولفه (کالبدی، زیبایی شناختی، عملکردی و بازنمایی هویت) بهره برده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها نیز از نرم افزارهای LISREL و SPSS استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج آزمون T تک نمونهای نشان داد که تمامی مولفههای مورد بررسی جزء عوامل موثر مطلوبیت سیما و منظر شهری میباشند چرا که نتایج آزمون تمام متغیرها مثبت بوده و نمره بیشتر از عدد حد وسط (3) کسب نموده اند. سطح معناداری متغیرها نیز از 05/0 کمتر مشاهده گردید، بنابراین فرضیه تحقیق با سطح 95% مورد تایید واقع شد. با عنایت به اینکه همه مولفههای مورد بررسی دارای بار عاملی بیشتر از 4/0 کسب نمودند لذا نتایج حاصل از ضریب مسیر(β) حاکی از روابط مثبت بین متغیرهای تحقیق میباشد. همچنین مقدار ضریب شاخصهایRMSEA برابر با (0.074) و ضریب chi-Square (42.36) به دست آمد بنابراین میتوان ادعا نمود که مدل تحقیق نشان از برازش خوب و مطلوب برخوردار میباشد.
7. بررسی و ارزیابی تنشهای هیدروپلیتیک ایران در حوضه های آبریز مرزی و نقش آن بر امنیت ملی
صفحه 98-113
محمد رئوف حیدری فر، خدیجه دولتیاری
چکیده زمینه و هدف: تغییر حجم و کیفیت منابع آبی در خاورمیانه سبب بروز تنش های سیاسی و نظامی می شود. این پژوهش به دنبال ارزیابی نقش کم آبی بر تنش های ژئوپلیتیکی ایران با همسایگان می باشد.
روششناسی: داده های پژوهش حاصل مطالعات کتابخانهای و میدانی با نظرسنجی از 21 کارشناس آشنا به امور هیدرولوژی و علوم سیاسی می باشد. ارزیابی پرسشنامههای پژوهش به کمک روش های مدیریتی تاپسیس و تحلیل سلسله مراتبی و هم چنین روش سناریونویسی در نرم افزارهای اکسپرت چویز، اکسل و سناریوویزارد می باشد.
نتایج و یافتهها : نتایج پژوهش حاکی از آن است که براساس روش تاپسیس، حوضه هیرمند با مقدار 91/0 کمترین فاصله را تا راه حل ایده آل دارد و بیانگر آن است این حوضه پرتنشترین حوضه در حال حاضر و احتمالاً در شرایط مشابه در آینده خواهد بود. هم چنین آینده پروژه های سد سازی ترکیه به احتمال 67% در حالت قابل باور، منجر به وقوع جنگ میان کشورهای درگیر پروژه گاپ خواهد شد که تبعات امنیتی را برای مناطق شرقی ترکیه، عراق، سوریه و مناطق جنوب غرب ایران به همراه دارد و آینده ای پر از تنش برای آن تصور می شود. در بعد مدیریت داخلی نیز علاوه بر تغییرات اقلیمی عوامل داخلی چون مسائل اقتصادی(سرمایه و تکنولوژی)، مدیریت و سیاست گذاری های نادرست بر تاثیرات کمبود منابع آب در کشور دامن زده است.
8.ارزیابی شرایط آسایش انسانی بر اساس شاخص های زیست اقلیمی (مطالعه موردی: شهر توریستی سی سخت)
صفحه 114-126
مصطفی بسطامی جو، سید فخرالدین افضلی
چکیده زمینه و هدف: ویژگی های اقلیمی و اغلب عناصر آن در پراکندگی فضایی و شکل گیری رفتار محیطی جوامع انسانی نقش تعیین کننده ای ایفا می کنند، تا آنجا که امروزه مطالعات و بررسی های بیوکلیمای انسانی و استفاده از توانمندی های مختلف آن پایه و اساس برنامه ریزی های شهری، عمرانی، سکونتگاهی، معماری، جهانگردی و غیره است. بر این اساس هدف این مطالعه بررسی و تحلیل آسایش انسانی بر اساس مدل ها و شاخص های زیست اقلیمی می باشد.
روش شناسی: روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و از حیث نوع پژوهش کاربردی است. این مطالعه در سال 1403 در شهر سی سخت، با استفاده از دادههای اقلیمی مانند دما، رطوبت نسبی، سرعت باد و فشار هوا برای دوره زمانی 1385 تا 1402 انجام شد. داده های مورد نیاز از ایستگاه سینوپتیک سی سخت جمعآوری شد. پس از جمعآوری دادهها، آسایش یا عدم آسایش انسان بر اساس مدل ها و شاخص های زیست اقلیمی ترجونگ، بیکر، فشار عصبی و ترموهیگرومتریک برای فصول مختلف سال تحلیل شد. این تحلیل شامل بررسی تغییرات زمانی و مکانی شاخصها بود تا مشخص شود که در کدام ماه و ساعات شبانه روز شرایط اقلیمی برای گردشگران مطلوبتر است. در نهایت مدل ها و شاخص ها برای تعیین موثرترین و کارآمدترین روش برای ارزیابی شرایط بیوکلیمایی شهر سی سخت مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند.
یافته ها و نتایج: بررسی ها نشان داد که سی سخت در طول سال با داشتن تنوع بیوکلیمایی، از شرایط گرم تا بسیار خنکی برخوردار است؛ طی فصول زمسـتان و تابسـتان از محدوده آسایش زیست اقلیمی خارج است و با آغاز فصول بهار و پاییز در ماه های گذار از سرما به گرما (فروردین) و گرما به سـرما (آبـان) اقلـیم سی سخت به شرایط آسایش انسانی نزدیک می شود. در مجموع بهار با شرایط منحصر بفرد آسایش انسانی، بهترین فصل برای انجام فعالیتهای محیطی و گردشگری در سی سخت است. همچنین با توجه به ویژگیهای آب و هوایی منطقه مورد مطالعه، روشهای بیکر، فشار عصبی و بعد از آن روش ترجونگ نسبت به دیگر شاخصهای زیست اقلیمی، در ارزیابی شرایط بیوکلیمایی شهر سی سخت مناسبتر و از قابلیت اطمینان بالاتری برخوردارند.
9. مقایسه تطبیقی بافت های تاریخی(پل ها)شهرهای اردبیل و اصفهان و تأثیر ویژگیهای جغرافیایی در ساخت آن ها
صفحه 127-134
حبیب شهبازی شیران، شادی جبارپور
چکیده مقدمه و هدف: این پژوهش به بررسی تطبیقی پلهای تاریخی اردبیل و اصفهان در دوران صفویه و تأثیر ویژگیهای جغرافیایی هر منطقه بر معماری و ساخت این پلها میپردازد. در دوره صفویه، هر دو شهر اردبیل و اصفهان بهعنوان مراکز مهم سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ایران شناخته میشدند. پلها در این دوره، افزون بر کارکرد عبوری، نقش مؤثری در توسعه ارتباطات، تبادلات اقتصادی و حتی کارکردهای نظامی ایفا میکردند. طراحی و ساخت این پلها متأثر از شرایط جغرافیایی، اقلیمی، توپوگرافی و منابع در دسترس هر منطقه بوده است. در این میان، بررسی نحوه پاسخ معماران و مهندسان به چالشهای طبیعی، نمایانگر میزان انطباق معماری با بستر محیطی است.هدف اصلی این پژوهش، مقایسهی معماری و ساختار پلهای شاخص تاریخی اردبیل و اصفهان و تحلیل تأثیر شرایط جغرافیایی مانند اقلیم، توپوگرافی و منابع آبی بر شکلگیری فرم، مصالح، و کارکرد این سازههاست. این پژوهش تلاش دارد تا با بررسی نمونههای منتخب، الگوهای معماری منطبق با شرایط محیطی را شناسایی کند.
روششناسی: روششناسی پژوهش در این پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی است که بر پایهی مطالعات کتابخانهای، تحلیل نقشهها و تصاویر تاریخی، بازدیدهای میدانی، و بررسی ویژگیهای معماری و جغرافیایی پلهای شاخص در هر منطقه انجام شده است. ابتدا مشخصات فنی و اقلیمی دو منطقه بررسی شده، سپس پلهای برجستهای همچون «سیوسهپل» و «خواجو» در اصفهان، و «پل یدیگوز» و «پل ابراهیمآباد» در اردبیل بهصورت موردی تحلیل شدهاند. نتیجهی این تحلیلها نشان میدهد که بستر جغرافیایی تأثیری مستقیم بر انتخاب مصالح، شیوهی ساخت، ارتفاع، عرض دهانهها و حتی زیباییشناسی پلها داشته و همین عامل باعث شکلگیری دو الگوی متفاوت معماری در این دو منطقه شده است.
یافتهها و نتایج: پژوهش نشان میدهد که تفاوتهای جغرافیایی موجب بروز تفاوتهایی در طراحی، ساخت و کاربری پلها شده است. پلهای اردبیل متناسب با شرایط کوهستانی و رودخانههای متغیر، ساختاری مقاومتر دارند؛ در حالی که پلهای اصفهان با توجه به بستر شهری و رودخانه زایندهرود، طراحیهایی بازتر، تزیینیتر و با عملکردهای چندگانه ارائه دادهاند.
10.تأثیر ورزش بر روابط اجتماعی گردشگری در فضاهای تفریحی شهری
صفحه 135-147
پریا نصیری، حمیده عیوض زاده، گیسو علی پوربالابیگلو، مریم عیوض زاده
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر، توسعه فضاهای تفریحی و ترویج ورزشهای عمومی بهعنوان یکی از راهکارهای ارتقای سلامت روان و تعاملات اجتماعی در جوامع شهری مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، در بسیاری از مناطق شهری ایران، نقش اجتماعی ورزش در فضاهای عمومی و گردشگری کمتر مورد بررسی قرار گرفته و خلأ سیاستگذاری مبتنی بر دادههای تجربی احساس میشود. ازاینرو، هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر فعالیتهای ورزشی بر روابط اجتماعی در فضاهای تفریحی و گردشگری است تا مشخص شود که چگونه مشارکت در ورزش میتواند بر ارتقای تعاملات اجتماعی، سلامت روان و هویت اجتماعی افراد تأثیرگذار باشد.
روششناسی: : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری دادهها توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کاربران فضاهای ورزشی و تفریحی شهری بوده و حجم نمونه با استفاده از نرمافزار GPower و با درنظر گرفتن سطح معناداری (0.05)، توان آزمون (0.80)، و اندازه اثر متوسط (0.50) برابر با ۱۰۶ نفر تعیین شد.. دادهها از طریق پرسشنامه محققساختهای جمعآوری شد که شاخصهایی مانند مشارکت ورزشی، کیفیت فضاهای تفریحی، سلامت روانی، روابط اجتماعی، هویت اجتماعی، و تأثیر رسانههای اجتماعی را مورد سنجش قرار میداد. برای تحلیل دادهها، از نرمافزار SPSS و آزمونهای ناپارامتری مانند برای بررسی نرمال بودن دادهها از آزمون شاپیرو-ویلک و مانویتنی استفاده شد.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان داد که مشارکت ورزشی در فضاهای تفریحی با سلامت روانی (r=0.56, p<0.01) و تمایل به شرکت در رویدادهای ورزشی (r=0.41, p<0.05) رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، تفاوت معناداری بین مردان و زنان در شاخصهای "روابط اجتماعی و تعاملات انسانی" و "تأثیر ورزش بر هویت اجتماعی" مشاهده شد (p<0.05). بهطور کلی، فعالیتهای ورزشی در فضاهای تفریحی میتوانند تأثیر مثبتی بر سلامت روان، تعاملات اجتماعی، و رضایت افراد داشته باشند. پیشنهاد میشود پژوهش های آینده به بررسی عوامل مؤثر بر تعاملات اجتماعی و نقش رسانهها در ترویج ورزش بپردازند.
11.تدوین اصول طراحی شهری انرژی محور با تأکید بر رویکرد LEED-ND(مطالعه موردی:کوی ولیعصر شهر تبریز)
صفحه 148-168
جواد ایمانی شاملو، سلوی بهشتی اصل
چکیده زمینه و هدف: شهرها حدود سهچهارم از انرژی اولیه جهان را مصرف میکنند و نزدیک به 60% از انتشار گازهای گلخانهای جهان را به خود اختصاص دادهاند. بنابر گزارش آژانس بینالمللی انرژی، در حال حاضر حدود 15% از جمعیت جهان در وضعیت فقر انرژی به سر میبرند که بیانگر آغاز نخستین بحران جهانی انرژی است. با توجه به اهمیت و ضرورت مسأله انرژی در دیدگاه های جهانی و نیز محدودیت های منابع و حفاظت از آنها این موضوع را به یکی از چالش های عصر حاضر تبدیل کرده است. یکی از چالشهای اساسی، فقدان برنامهریزی و طراحی مؤثر برای محلههای جدید و استمرار بهرهگیری از الگوهای طرحهای جامع و تفصیلی است در پاسخ به این چالشها، رویکردهای نوینی مبتنی بر اصول توسعه پایدار پیشنهاد شدهاند. یکی از روشهای ارزیابی میزان پایداری، بهرهگیری از تحلیلهایی مبتنی بر شاخصهای برگرفته از گواهینامههای زیستمحیطی است که در میان طراحان و برنامهریزان سیستم رتبهبندی، LEED-ND به عنوان رویکردی مبتنی بر بازار برای ترویج پایداری از طریق طراحی، محبوبیت فزایندهای پیدا کرده است. این چارچوب رویکردی جامع برای طراحی و ارزیابی فضاهای شهری ارائه میکند که بر پایداری، تابآوری و رفاه اجتماعی اولویت میدهد. از اینرو هدف پژوهش حاضر، سنجش وضعیت پایداری در کوی ولیعصر کلانشهر تبریز بر اساس معیارهای LEED-ND و تدوین اصول طراحی شهری کارآمد و متناسب با شرایط بومی این کوی است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کمی است به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت نیز، توصیفی میباشد. برای گردآوری اطلاعات جهت تجزیه و تحلیل از روشهای کتابخانهای و برداشت میدانی استفاده شدهاست و مدل به کار گرفته شده جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات، مدل LEED-ND است که در این پژوهش 16 معیار و شاخص جهت سنجش انتخاب شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد کوی در سطح نقرهای قرار دارد با توجه به کمبود منابع انرژی، افزایش جمعیت و مصرف انرژی، این کوی نیازمند تدوین اصول طراحی شهری میباشد تا بتواند به اهداف پایدار نزدیکتر شود. نتایج نشان میدهد محدوده امتیاز شاخصهای حفاظت از شیبهای تند، مراکز محلهای مختلط، دسترسی به امکانات تفریحی، خیابانهای درخت دار و سایه دار و مدارس محله را کامل بدست آوردهاست که نیازمند حفظ و تقویت این شاخصها می باشد و برای سایر شاخص ها جهت دستیابی به امتیاز لازم باید اقداماتی صورت گیرد.
12.ارزیابی عوامل اثرگذار بر مدیریت سیاسی ـ اداری فضا در شهر کاشان
صفحه 169-186
افشین کرمی، سعید خاتم
چکیده زمینه و هدف: امروزه شاهد آن هستیم که در کشورهای توسعهیافته و اکثر کشورهای در حال توسعه جهان، مناطق شهری و کلانشهری مانند بقیه مراکز سکونتی از نظمهای جغرافیایی و مدیریتی رسمی و تعریفشده برخوردار هستند. این نوع نهادهای مدیریتی، وظیفه تدوین سیاست توسعه یکپارچه منطقه شهری و کلانشهری و ایجاد هماهنگی بین برنامهها، سیاستها و اقدامات نهادهای مدیریتی تأثیرگذار در توسعه شهری را عهدهدار میباشند. بنابراین مدیریت شهرها از حساسیت و پیچیدگیهای ویژهای برخوردار است. این نوع پیچیدگیها در بیشتر نظامهای مدیریتی وجود دارد. در واقع میتوان گفت مدیریت شهری نوعی کوشش جهت اداره پدیده پیچیده و سیستمی شهر بهشمار میرود. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اثرگذار بر مدیریت سیاسی ـ اداری فضا در شهر کاشان و با استفاده از روش دیمتل فازی انجام گرفته است.
روششناسی: بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اثرگذار بر مدیریت سیاسی ـ اداری فضا در شهر کاشان و با استفاده از روش دیمتل فازی انجام گرفته است. برای رسیدن به این مقصود، چهار عامل سیاسی ـ امنیتی، جغرافیایی ـ ارتباطی، اجتماعی ـ فرهنگی و قانونی و 23 شاخص اثرگذار بر مدیریت سیاسی فضا در شهر کاشان استخراج گردید.
یافتهها و نتایج: یافتههای پژوهش نشان میدهد عامل قانونی که بیشترین مقدار D+R را دارا میباشد، بیشترین تعامل را با سایر ابعاد دارد و نیز عامل اجتماعی ـ فرهنگی که از بیشترین مقدار D-R برخوردار میباشد، بیشترین تأثیر (نفوذ) را بر سایر ابعاد دارد. همچنین در زمینه تعامل و رابطه میان دولت و مدیریت شهری در شهر کاشان شاخص قوانین موجود و شاخص روحیه همکاریجویی که بهترتیب دارای بیشترین مقدار D+R و D-R هستند، بیشترین تأثیر (نفوذ) را بر سایر شاخصها بر جای گذاشتهاند.
13.تحلیل تأثیر عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت روانی بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل
صفحه 187-201
سمیرا سعیدی زارنجی، محمد حسن یزدانی، قاسم فتاح زاده
چکیده زمینه و هدف: مطالعات نشان میدهند طی سال(های) اخیر اختلالات روانی در جوامع مختلف افزایش یافته است. با توجه به پیوستگی علوم انسانی، بررسی توأم عوامل اقتصادی- اجتماعی میتواند توصیه(های) سیاستی مهمی در بر داشته باشد. از این رو این پژوهش با هدف تعیین تاثیر عوامل اجتماعی- اقتصادی بر سلامت روان بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل دارد.
روششناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی-تحلیلی میباشد. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روش(های) میدانی و اسنادی گردآوری شدهاند. جامعه آماری پژوهش منطبق بر بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل است. برای تجزیه و تحلیل داده(ها) از نرم افزارSPSS وSMART PLS3 و آزمونهای آماریTتک نمونه ای و ضریب تاییدی مسیر در نرم افزار SMART PLS استفاده شده است.
یافتهها و نتایج: با توجه به یافتههای پژوهش براساس مدل ساختاری، آماره T-Value برای تمامی متغیر(ها) بیشتر از (96/1) میباشد و در سطح اطمینان95/. معنادار است. و میزان واریانس تعدیل شده (AVE ) ) برای متغیر اقتصادی(331/.) و متغیر اجتماعی(428/.) میباشد و ارتباط معناداری بین عوامل اقتصادی – اجتماعی با سلامت روان بیماران دارد که بیشترین تاثیر مثبتی که عوامل بر سلامت روحی و روانی بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل گذاشته است مربوط به عوامل اجتماعی میباشد و در ارتباط با عوامل اقتصادی نیز با اینکه این ارتباط معنادار است به صورتی که هرچقدر عوامل اقتصادی و شرایط رفاهی بیماران بهتر باشد از سلامت روان بیشتر و در بیمارانی که از قشر پایین جامعه مورد مطالعه قرار گرفتهاند این تاثیر به صورت منفی بوده است و باعث افزایش بیماری روحی و روانی در افراد گردیده است. براساس یافته (های) پژوهش و نظرات پاسخگویان میانگین تمامی گویه(های) عوامل اقتصادی - اجتماعی کمتر از میانگین تجربی(3) بوده است که نشان دهنده عدم رضایت از زندگی و شرایط اقتصادی و اجتماعی بیماران مغز و اعصاب و روان میباشد و این عوامل در نهایت باعث افزایش استرس و پرخاشگری و کاهش سلامت روان در بین شهروندان و افزایش چند برابری بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل گردیده است.
14.مقایسه روشهای AHP و TOPSIS در پهنهبندی اراضی مستعد کشت گندم دیم در حوضه بالخلوچای اردبیل
صفحه 202-221
رقیه آذری سنجبد، برومند صلاحی
چکیده زمینه و هدف: گندم بهعنوان یکی از محصولات استراتژیک کشاورزی و غلات پایه در سبد غذایی جهانی، نقش کلیدی در تأمین امنیت غذایی و معیشت جوامع انسانی ایفا میکند. بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، گندم پس از ذرت و برنج، سومین محصول غلات مهم از نظر تولید در جهان است که نقش اساسی در تأمین کالری و پروتئین مورد نیاز انسان دارد. با عنایت به اهمیت راهبردی گندم و نیاز روزافزون به افزایش تولید آن، مکانیابی و اختصاص بهینه اراضی مستعد برای کشت این محصول، از اولویتهای اصلی در بخش کشاورزی محسوب میشود. هدف این پژوهش مقایسه روشهای AHP و TOPSIS بهمنظور پهنهبندی اراضی مستعد کشت گندم دیم در حوضه آبریز بالخلوچای اردبیل است.
روششناسی: در این تحقیق از دادههای بارش، دما، ارتفاع، شیب و عمق خاک حوضه آبریز بالخلوچای اردبیل استفاده گردید. سپس با پردازش دادهها در محیطGIS ، نقشه لایههای اطلاعاتی برای هر یک از معیارها تهیه گردید. برای مشخص شدن وزن معیارها از روش AHP و برای اولویتبندی گزینهها از مدل TOPSIS استفاده گردید. سپس با همپوشانی و تلفیق معیارهای مورد مطالعه، نقشه نهایی مناطق مستعد کشت گندم دیم تعیین گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل دادهها با روش AHP نشان داد که برای کشت گندم دیم در حوضه آبریز بالخلوچای حدود 37 درصد اراضی، خیلی مناسب، 22 درصد مناسب، 24 درصد کمی مناسب و 17 درصد نامناسب است. همچنین بر اساس روش TOPSIS، حدود 37 درصد از مساحت حوضه بالخلوچای مناسب، 32 درصد کمی مناسب و 31 درصد نامناسب برای کشت گندم دیم است. نتایج بررسی با روش AHP بیانگر آن است که معیار شیب با وزن 220/0، ارتفاع با وزن 144/0، بارندگی سالانه با وزن 122/0 و بارش مرحله رسیدگی و دانهدهی با وزن 106/0 مهمترین معیار در مراحل کشت گندم در حوضه آبریز بالخلوچای هستند. همچنین نتایج اولویتبندی حاصل از مدل تاپسیس نشان داد که ایستگاه نیر نزدیکترین گزینه به ایدهآل مثبت و بعد از آن به ترتیب سرعین و اردبیل قرار دارند.
15.ارزیابی الگوی توزیع فضایی ایستگاههای اتوبوس در شهر مشهد
صفحه 222-235
شلاله قهری، محمدحسن یزدانی، حامد جعفریان
چکیده مقدمه و هدف: توجه به حمل و نقل عمومی یکی از مهمترین مسئله در توسعه پایدار است. دسترسی به ایستگاه اتوبوس یکی از اجرای یک سیستم حمل و نقل موفق است. با عنایت به اینکه شهر مشهد دارای گردشگری مذهبی میباشد که سالیانه زائران زیادی از تمام نقاط جهان به این شهر سفر میکنند. از این رو هدف پژوهش ارزیابی الگوی رتوزیع فضایی ایستگاههای اتوبوس در شهر مشهد میباشد.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت کاربردی و از نظر روش توصیفی، تحلیلی است. جهت تجزیه و تحلیل دادهها و یافتههای تحقیق از نرم افزار GIS (میانگین نزدیکترین همسایگی، خوشهبندی کم و زیاد، خود همبستگی فضایی شاخص موران، تحلیل شبکه) بهره برده شده است.
یافتهها و نتایج: نتایج حاصل از یافتههای پژوهش نشان داد نسبت میانگین نزدیکترین همسایگی بیانگر حالت خوشهای و مقدار G برابر با صفر بوده لذا مطرح کننده الگوی خوشهبندی زیاد میباشد. با توجه به اینکه مقدار شاخص موران 0.65 و امتیاز z بالاست و P-value کوچک میباشد از این رو دادهها دارای خود همبستگی فضایی میباشد. نهایتا خروجی حاصل از تحلیل شبکه و دسترسی خدمات نشان داد در اغلب موارد ایستگاههای اتوبوس در شهر مشهد با فاصله 400 متری قرار دارند و از لحاظ موقعیت کاربری (در محدوده اداری- تجاری و هسته شهری) که دارای فاصله استاندارد هستند استقرار یافتهاند.
16.بررسی نقش مؤلفههای فرم و رنگ در ارتقا ادراک حسی کودکان در فضاهای آموزشی مهدکودک
صفحه 236-250
مرجان دعائی، محمدحسین جوانمردی، حامد جعفریان ثمرین، مهسا اسمعیلی
چکیده مقدمه و هدف: یکی از عوامل موثر تربیتی در آموزش و پرورش جدید، نحوه معماری فضاهای آموزشی است. به گونهای که در طراحی یک فضای معماری، اصول معماری در ارتباط با کاربرد آن مکان مد نظر قرار میگیرد. در این راستا استفاده مناسب از برخی عناصر بصری از جمله فرم و رنگ است حایز اهمیت است. از این رو تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش مؤلفههای فرم و رنگ در ارتقا ادراک حسی کودکان در محیط آموزشی مهدکودک انجام گرفته است
روش شناسی: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روششناسی توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات پژوهش حاضر مبتنی بر روش کتابخانهای و پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش 100 نفر از مربیان مهد کودک و 30 نفر از کودکان مدارس شهر اردبیل میباشد که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرمافزار spss بهره برده شد.
یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد کودکان علاقهای زیادی به رنگها دارند و رنگها بهخوبی در ذهنشان میمانند و میتوانند در حالات روحی افراد و همچنین کودکان اثرگذار باشند. از اینرو رنگها میتوانند به عنوان یک متغیر وابسته در طراحی محیط مهدکودک در بهبود عملکرد روانی فضا و فرمها به عنوان یک متغیر وابسته در بهبود عملکرد فیزیکی فضا تأثیرات بسزایی در کمک به افزایش ادراک حسی کودک و شناخت محیط عمل کنند. معماری فضای مهدکودک باید بهگونهای باشد که فضایی آرام و شادیبخش را برای رشد و افزایش خلاقیت کودکان فراهم کند و انگیزه نوآوری و عملی کردن تخیلاتشان را بیشتر کند. نتایج حاکی از پژوهش بیانگر این امر میباشد که شناخت ویژگیهای فردی کودکان و عوامل مختلفی چون رنگ، فرم و فضاهای مختلف تاثیر بسزایی در ایجاد خلاقیت و تقویت هوش کودکان دارد.
17.تحلیل شاخصهای زیستپذیری از بعد کالبدی-فضایی در محلات شهر بناب و اولویت بندی مداخله در محلات
صفحه 251-270
عطا غفاری گیلانده، ایوب نیکنام، علیرضا محمدی، منصور رحمتی
چکیده زمینه و هدف: زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع جمعیت و فرآیندهای شهرنشینی، چالشهای قابلتوجهی در کیفیت زندگی و زیست پذیری شهری در شهرهای ایران ازجمله بناب به وجود آمده است. این مطالعه بهمنظور تحلیل و ارزیابی وضعیت زیست پذیری کالبدی-فضایی محلات شهر بناب، در پهنههای مختلف شهری شامل بافتهای فرسوده و سکونتگاههای غیررسمی و مناطق غیر فرسوده، انجام شد تا با ارائه اولویتبندی مشخص، راهنمایی برای مداخلات برنامهریزی هدفمند فراهم آورد.
روششناسی: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از دادههای اسنادی و میدانی انجام گردید. دادههای میدانی از طریق توزیع پرسشنامه در بین ساکنان ۱۵ محله شهر بناب جمعآوری و پس از پردازش در نرمافزار SPSS تحلیل شدند. شاخصهای کالبدی-فضایی شامل کیفیت ساختوساز، شبکه حملونقل، دسترسی به خدمات، کیفیت معابر و کیفیت منظر شهری تعیین و با بهکارگیری روش موریس و شاخص توسعه یکپارچه (DI) محلات بر اساس وضعیت زیست پذیری رتبهبندی شدند.
یافتهها و نتایج: یافتهها و نتایج: نتایج حاکی از تمرکز بافتهای فرسوده و سکونتگاههای غیررسمی در نیمه جنوبی و جنوب شرقی بناب بوده که با ضعف در کیفیت مصالح و ساختارهای کالبدی مواجهاند. در مقابل، محلات شمالی و بخشی از مناطق مرکزی مانند کوی شهرداری (DI=0.85)، شهرک امام-خانم باغی (DI=0.79) و فرهنگیان ۱ (DI=0.78) از شرایط کالبدی-فضایی مطلوبتری برخوردارند. محلات آغداش (DI=0.15)، دیزج شمالی (DI=0.20)، دیزج جنوبی (DI=0.27) و اکبرآباد (DI=0.31) در پایینترین سطوح زیست پذیری کالبدی-فضایی قرار داشته و توجه و مداخلات فوری و هدفمند در این مناطق ضروری است.
18.نقش سرمایه فرهنگی در ارتقاء احساس امنیت اجتماعی زنان در شهر درهشهر
صفحه 271-287
جابر مولائی
چکیده زمینه و هدف: امنیت اجتماعی مفهومی چند بعدی و پیچیده است که بهطور مستقیم بر روند توسعه و تعالی هر جامعه تأثیر میگذارد. بیتردید، هیچ عاملی در پیشبرد فرآیند پیشرفت، توسعه و تکامل جوامع و نیز در شکوفایی استعدادهای فردی و جمعی، مهمتر از ایجاد و تقویت احساس امنیت و تأمین آرامش در بستر اجتماعی نیست. از این رو هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی و احساس امنیت اجتماعی در میان زنان ساکن شهر درهشهر است.
روششناسی: روش پژوهش حاضر کمی و از نوع پیمایشی است. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای بود که بر روی نمونهای ۳۶۵ نفری از زنان ۱۹ سال به بالا با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای اجرا شد. تحلیل دادهها با نرمافزارهای SPSS وSmart PLS انجام گرفت.
یافتهها و نتایج: یافتهها نشان داد که میانگین احساس امنیت اجتماعی در میان زنان متوسط رو به پایین است. همچنین، سرمایه فرهنگی و ابعاد آن (تجسمیافته، عینیتیافته و نهادی) با احساس امنیت اجتماعی رابطه معنادار و مثبتی دارند. بر اساس یافته ها، احساس امنیت اجتماعی با وضعیت تأهل، اشتغال و میزان تحصیلات تفاوت معناداری دارد، اما با متغیر سن رابطهای معناداری مشاهده نشد. سرانجام، نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای مستقل توانستهاند ۲۴ درصد از تغییرات احساس امنیت اجتماعی زنان را تبیین کنند. توصیه میشود سیاستگذاران و مدیران محلی با تقویت سرمایه فرهنگی زنان، از طریق توسعه فرصتهای آموزشی، فرهنگی و مشارکت اجتماعی، زمینه ارتقای احساس امنیت آنان را فراهم کنند.
19.تأثیر منطقهای سقف شیشهای بر شاخصهای کارآفرینی زنان در کشورهای منتخب
صفحه 288-308
سعید کیان پور، ابراهیم مختاری نبی
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر منطقهای پدیده سقف شیشهای بر شاخصهای کارآفرینی زنان در کشورهای منتخب (مصر، ایران، اردن، لبنان، عمان، قطر و ترکیه) طی بازه زمانی 2008 تا 2024 انجام شده است. سقف شیشهای بهعنوان مانعی نامرئی که زنان را از دستیابی به جایگاههای ارشد مدیریتی و فرصتهای کارآفرینانه بازمیدارد، در این مطالعه مورد توجه قرار گرفته است. هدف، تحلیل پویاییهای این محدودیتها و تأثیر آنها بر شاخصهای کلیدی مانند مشارکت پارلمانی، دستمزد، مشارکت اقتصادی، برابری جنسیتی، پستهای مدیریتی و هیئتمدیره است.
روش بررسی: این مطالعه از روش پانل بردار خودرگرسیونی کوانتایل (QVAR) مبتنی بر چارچوب دیبولد و ییلماز (2012) استفاده کرده است. دادههای سالانه برای متغیرهای ذکرشده جمعآوری و با ایجاد شاخص ترکیبی استانداردسازی شدند. تحلیل در کوانتایلهای 25، 50 و 75 انجام شد تا اتصال و سرریز نوسانات بین متغیرها در شرایط مختلف (باثبات، متوسط و پرنوسان) بررسی شود. همچنین، از رویکرد پنجره غلتان برای تحلیل پویاییهای زمانی و آزمونهای ریشه واحد برای اطمینان از ایستایی دادهها استفاده شد.
یافتهها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سقف شیشهای در شرایط بحرانی (مانند سقوط قیمت نفت ۲۰۱۴-۲۰۱۶) و رونق (اصلاحات حقوق زنان ۲۰۱۸) تأثیر منفی قابلتوجهی بر کارآفرینی زنان دارد. مشارکت پارلمانی بهعنوان دریافتکننده اصلی نوسانات، بهویژه در شرایط بحرانی، آسیبپذیر است، در حالی که متغیرهای هیئتمدیره و شاخص برابری جنسیتی نقش انتقالدهنده و تثبیتکننده دارند. الگوی U-شکل شاخص کل سرریز (TCI) تأیید میکند که اتصال متغیرها در شرایط میانی کاهش و در شرایط بحرانی و رونق افزایش مییابد. کشورهای لبنان و ایران آسیبپذیری بیشتری نشان دادند، در حالی که قطر و عمان مقاومت نسبی داشتند. برای کاهش اثرات سقف شیشهای، پیشنهاد میشود در ایران و لبنان برنامههای مربیگری زنان کارآفرین اجرا شود، در لبنان و مصر سهمیه زنان در پارلمان افزایش یابد، شرکتها در ایران و ترکیه فرهنگ سازمانی حامی زنان را توسعه دهند، در ایران و اردن آموزش عمومی برای کاهش کلیشههای جنسیتی اجرا شود، و پایگاههای داده محلی برای جمعآوری دادههای دقیقتر تقویت شود.
20.تجزیه و تحلیل قابلیت های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق بکر طبیعی استان آذربایجان شرقی با استفاده از شاخص های کمی
صفحه 309-324
سولماز بهرامی بودالالو، فریبا اسفندیاری درآباد، وحیده رجب پور، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: گردشگری به عنوان یک پدیده مدرن، ماهیتی اقتصادی دارد و برای کشورهایی که از این ظرفیت برخوردارند، نقش و اهمیت ویژهای دارد ژئوتوریسم ترکیبی از واژههای "ژئو" به معنای زمین و "توریسم" به معنای گردشگری است. هدف از این پژوهش، ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی و مدیریت آن در محدوده توریستی استان آذربایجان شرقی میباشد.
روششناسی:روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر سه مدل کوبالیکوا، کرچنر و GEM است. در مدل کوبالیکوا و کرچنر معیارها در پنج گروه طبقهبندی میشوند: ارزشهای علمی و ذاتی، ارزشهای آموزشی، ارزشهای اقتصادی، ارزشهای حفاظتی و سایر ارزشها که تقریباً کلیه ویژگیهای ژئوتوریسم را پوشش میدهد. مدل GAMروش ارزیابی فیزیکی ژئومورفوسایتهای اولیه برای سنجش برنامهریزی و مدیریت پایدارمکان های دارای میراث طبیعی و تبدیل آنها به مقاصد گردشگری است. این روش، از دو ارزش اصلی و مکمل تشکیل شدهاست. ارزشهای اصلی شامل ارزشهای علمی و آموزشی، ارزشهای زیبایی و منظرهی دید و ارزشهای حفاظتی است و ارزشهای مکمل نیز شامل ارزشهای عملکردی و ارزشهای گردشگری میباشند.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصل از ارزیابی بر اساس مدل کوبالیکوا و کرچنر نشان داد که ژئومورفوسایت جنگل های ارسباران و روستای اشتبین بالاترین امتیاز و منطقه آلاداغ پایین ترین امتیاز را کسب کرده اند. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی مدلها میتوان نتیجهگیری کرد که جنگل های ارسباران و روستای اشتبین بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارند. در نهایت، پیشنهاد میگردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق ژئوتوریستی مورد بررسی و دستیابی به نتایج دقیقتر، از هوش مصنوعی نیز بهرهبرداری شود.
21.بازآفرینی شهری به مثابه بستری برای برندسازی شهری: تحلیلی بر ظرفیتهای موجود شهر دهدشت
صفحه 325-349
ناصر نصیریان، فرشید صادقی
چکیده زمینه و هدف: بازآفرینی شهری بهعنوان یک راهبرد کلیدی، توانایی احیای بافتهای فرسوده و ارتقای هویت و جایگاه رقابتی شهرها را دارد. هدف از این پژوهش، تحلیل ظرفیتهای بازآفرینی شهری در شهر دهدشت و تبیین پیوند آن با فرآیند برندسازی شهری است. دهدشت بهعنوان شهری که تاکنون فاقد شاخصهای برجسته شهرت شهری بوده، نیازمند بهرهگیری از ظرفیتهای بازآفرینی برای ارتقای جایگاه هویتی و رقابتی خود است. مرور ادبیات نشان میدهد که مطالعات پیشین عمدتاً بر کلانشهرها و شهرهای دارای برند تثبیتشده متمرکز بوده و خلأ معناداری در بررسی ارتباط میان بازآفرینی شهری و برندسازی در شهرهای کوچک و کمترشناختهشده وجود دارد.
روششناسی: پژوهش حاضر از رویکرد توصیفی–تحلیلی بهره میبرد و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای و مستندات، مرور ادبیات داخلی و بینالمللی و جمعآوری دادههای تجربی از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۵۰ نفر از کارشناسان برنامهریزی شهری، مقامات محلی و ساکنان مطلع است. دادهها با استفاده از کدگذاری محتوایی تحلیل و ابعاد چهارگانه بازآفرینی شهری شامل کالبدی–محیطی، اقتصادی، اجتماعی–فرهنگی و سیاستی–مدیریتی در ارتباط با مولفههای برندسازی شهری شامل حکمرانی نهادی کارآمد، تأمین مالی پایدار، مشارکت فعال ذینفعان و جهتگیری سیاستی هماهنگ بررسی شدند.
نتایج و یافتهها: تحلیل دادهها نشان میدهد که بازآفرینی شهری میتواند بسترهای لازم برای تحقق ابعاد چهارگانه برندسازی شهری را فراهم کند. بهویژه احیای بافت تاریخی بلادشاپور، بهبود کیفیت فضاهای عمومی و ارتقای زیرساختهای شهری همراه با تقویت ظرفیتهای فرهنگی–اجتماعی و مدیریت مشارکتی، امکان شکلگیری تصویری رقابتی از دهدشت را در سطح منطقهای و ملی مهیا میسازد. بر این اساس، حتی شهرهایی با شاخصهای پایین شهرت شهری نیز میتوانند از طریق برنامهریزی هدفمند و استراتژیهای یکپارچه، جذابیت خود را برای ذینفعان داخلی و خارجی افزایش داده و جایگاه شهری خود را ارتقا دهند.
22.تحلیل ظرفیت کاهش حرارتی بر اساس فضاهای سبز در شهر مراغه با استفاده از مدل سرمایش شهری
صفحه 350-366
حسن محمودزاده، فیروز جعفری، نسرین دین پرور
چکیده زمینه و هدف: با توجه به افزایش دمای جهانی و تشدید اثر جزیره حرارتی شهری ، گسترش پوشش گیاهی میتواند از شدت این پدیده بکاهد و محیطی سالمتر و پایدارتر را برای ساکنان شهرها فراهم کندبه طور کلی مناطق سبز در شهرها رویکردی مؤثر برای کاهش اثرات جزیره گرمایی شهری و ایجاد آسایش برای ساکنان می باشد. بهبود شرایط ریزاقلیمی در محیط های شهری بیشتر تحت تأثیر تبخیر و تعرق است. به عبارتی با کاهش پوشش گیاهی و تغییرات کاربری زمین مرتبط است.
روششناسی:در این مقاله با استفاده از مدل سرمایش شهری به بررسی تاثیرات فضاهای سبز بر روند کاهش اثرات جزایر حرارتی در شهر مراغه پرداخته شد. با توجه به ماهیت موضوع، هدف پژوهش کاربرد ی و روش تحقیق مبتنی بر روش توصیفی – تحلیلی است. در این پژوهش به منظور پایش تغییرات کاربری شهری در بازه زمانی 1363تا 1401 تصاویر ماهوارة لندست با پیکسل سایز 30×30 استفاده شده است برای بررسی میزان خنک کنندگی در شهر مراغه از مدل سرمایش شهری در نرم افزار Invest استفاده شده است.
نتایج و یافتهها: در سال 1363 در کلاس 0.83 تا 0.90 برابر با 19.5 درصد ،در سال1383 در کلاس 0.60 تا 0.93 برابر با 19.87 . درصد و در کلاس 1401 در کلاس 0.59 تا 0.83 برابر با 20.65 درصد توانسته جزایر گرمایی را کاهش دهد .با توجه به نتایج به دست آمده از مدل سرمایش شهری مشاهده شد که در هر سه دوره شهر مراغه در کاهش جزایر گرمایی وضعیت چندان مطلوبی نداشته است. با توجه به نقشه های کاربری اراضی سه دوره الگوی رشد شهر مراغه از الگوی رشدی پراکنده و افقی ناموزون با تخریب زمین های باغی و حاصلخیز کشاورزی و جایگزین شدن آنها با بافت محله های پراکنده و نامنسجم شهری و روستایی تبعیت نموده است که این با توجه به از بین رفتن باغات وپوشش های گیاهی اطراف شهر جزایر حرارتی در شهر گسترش روز افزون داشته است. صرفه جویی انرژی ناشی از کاهش جزایر گرمایی شهری را براثر زیرساخت های سبز شهری در سال 1363 در شهر مراغه 10626 مگاوات برای سال 1383برابر با 19252مگاوات و در نهایت برای سال 1401برابر با 36234مگاوات بوده است.
23.بررسی ابعاد فرهنگی-اجتماعی اکوتوریسم بر توسعه پایدار اقتصادی: رهیافتهایی از نواحی مرزی استان اردبیل
صفحه 367-386
میرحمید سیدموسوی، جواد معدنی، ولی نعمتی
چکیده زمینه و هدف: اکوتوریسم بهعنوان رویکردی پایدار در بهرهبرداری از منابع طبیعی، نقش مهمی در بهبود معیشت و تابآوری اقتصادی جوامع محلی دارد. در مناطق مرزی، این رویکرد میتواند علاوه بر ایجاد فرصتهای شغلی، به تقویت هویت فرهنگی و تعاملات اجتماعی نیز کمک کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ابعاد و مؤلفههای فرهنگی-اجتماعی اکوتوریسم بر توسعه پایدار اقتصادی مرزنشینان استان اردبیل انجام شد. نوآوری پژوهش حاضر در تمرکز بومی بر نواحی مرزی و تحلیل اثرات ابعاد فرهنگی-اجتماعی بر شاخصهای اقتصادی پایدار است؛ موضوعی که در مطالعات پیشین کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
روششناسی: مطالعه حاضر از نوع کاربردی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفت. جامعه آماری شامل ساکنان مناطق مرزی استان اردبیل بود که با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین و با نمونهگیری تصادفی طبقهبندیشده انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه جمعآوری و با نرمافزار SPSS، از طریق تحلیلهای آمار توصیفی، همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندگانه، بررسی شدند.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد همه مؤلفههای فرهنگی-اجتماعی در سطح همبستگی ساده رابطه مثبت و معناداری با توسعه پایدار اقتصادی دارند. با این حال، در مدل چندمتغیره، آموزش و آگاهی زیستمحیطی و اعتماد نهادی قویترین اثر مثبت را داشتند، در حالی که نگرش فرهنگی و سرمایه اجتماعی اثر منفی و معنادار نشان دادند. مشارکت محلی نیز اثر مثبت و معنادار، اما با شدت کمتر نسبت به همبستگی ساده داشت. یافتهها اهمیت سرمایهگذاری در آموزش زیستمحیطی، تقویت اعتماد نهادی و ارتقای مشارکت محلی را برای توسعه اقتصادی پایدار برجسته میسازد. همچنین، ضرورت اصلاح رویکردهای فرهنگی و بهبود سرمایه اجتماعی برای همسویی با اهداف توسعه پایدار مورد تأکید قرار گرفت. در مجموع، نتایج این پژوهش میتواند مبنای تصمیمگیریهای راهبردی برای طراحی سیاستهای اکوتوریسممحور در مناطق مرزی کشور قرار گیرد.
24.پایش آسیب پذیری خشکسالی هواشناسی با استفاده از تصاویر ماهواره ای استان مازندران
صفحه 387-418
صالح ارخی، سمیه عمادالدین، ندا سوری زایی
چکیده زمینه و هدف: امروزه تصمیمگیران در مواجهه با خشکسالی، نگاه مدیریت تلفیقی مدیریت بحران و خطرپذیری را به صورت توأمان مدنظر دارند. تاکنون استان مازندران خسارت زیادی را از ناحیه مخاطره خشکسالی متحمل شده است. از این رو در منطقه مورد پژوهش، تعیین میزان آسیبپذیری و نوع وضعیت خطرپذیری خشکسالی هواشناسی به ویژه در دو دهه اخیر، مسأله اصلی مورد این پژوهش است.
روششناسی: به منظور تعیین وضعیت خشکسالی هواشناسی، در این پژوهش از شاخص بارش استاندارد شده (Standard Precipitation Index) استفاده شد. ابتدا آمار بارندگی ماهانه مربوط به 17 ایستگاه هواشناسی منتخب در منطقه جمعآوری و مورد آزمون صحت، دقت و همگنی دادهها طی دوره مشترک 2000-2020 قرار گرفت. برای هر یک از ایستگاههای مورد نظر، عامل درصد فراوانی وقوع خشکسالیهای هواشناسی در مقیاس زمانی سالانه تعیین شد. سپس شاخص خطر خشکسالی DHI (Drought Hazard Index) با اختصاص اوزان و درجات برای هر یک از شدتهای مختلف استخراج گردید. همچنین میزان آسیبپذیری خشکسالی هواشناسی با استفاده از شاخصهای فیزیکی و اقتصادی اجتماعی محاسبه شد و به دنبال آن پهنههای آسیبپذیر خشکسالی نیز تعیین گردید. در نهایت بر اساس دو عامل استعداد خطر خشکسالی (Drought Hazard Index) و میزان آسیبپذیری (Drought Vulnerability Index)، میزان ریسک یا خسارت خشکسالی(Drought Risk Index) محاسبه شد و سپس پهنههای خطرپذیر خشکسالی هواشناسی تعیین گردید.
نتایج و یافتهها: نتایج پژوهش در خصوص وضعیتهای خشکسالی نشان داد که شدیدترین خشکسالیها در سالهای 2000، 2008، 2012، 2014، 2016 و 2017 در منطقه به وقوع پیوسته است. بر اساس شاخص خطر خشکسالی، نتایج نشان داد که پهنه شمالی منطقه و قسمتی میانی آن به گسترهای معادل 24 درصد در شاخص SPI، 22 درصد در شاخص VCI (شاخص شرایط پوشش گیاهی) و 28 درصد در شاخص VHI (شاخص سلامت پوشش گیاهی) و 20 درصد در شاخص TCI(شاخص دمای سطحی) از مساحت استان مازندران، مستعد خطر وقوع خشکسالی خیلی زیاد هستند. 35 درصد مساحت استان واقع در شمال استان، آسیبپذیری خشکسالی خیلی زیاد داشته است. هم چنین تقریباً در حدود 55 درصد در شاخص SPI، 44 درصد در شاخص VCI، 43 درصد در شاخص VHI و 48 درصد در شاخص TCI از کل سطح استان، دارای خسارت خشکسالی متوسط تا زیاد بوده است. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که خطرات و آسیبپذیری ناشی از خشکسالی هواشناسی، استان مازندران را به طور جدی تهدید میکند. نقشههای خطرپذیری خشکسالی هواشناسی میتواند به عنوان ابزار مناسب هشدار دهنده در برنامه اقدامات کاهش خطر برای همه سیاستگذاران، مدیران و ذینفعان منطقه مورد پژوهش باشد. این موضوع، در برنامهریزی فعالیتهای کشاورزی، استفاده بهینه از منابع آب، به ویژه در این استان که معیشت بهرهبرداران کشاورزی آن به زراعت دیم و آبی نیز وابسته است، اهمیت خاصی دارد.
