تبیین علل و پیامدهای مهاجرت های روستا شهری در شهرستان مراغه با تاکید بر توسعه پایدار
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
احمد کاظمی، علی آذر
چکیده یکی از چالشهای اساسی مدیریت شهری، عدم تعادلات جمعیتی و توزیع نامناسب جمعیت در سطح مجموعههای کلانشهری است. هدف مطالعه حاضر شناسایی علل و پیامدهای مهاجرت های روستایی به شهری در شهرستان مراغه از نظر مهاجران روستایی این شهر بوده است. که به روش توصیفی – تحلیلی و با روش پیمایش انجام پذیرفت. نتایج تحقیق نشان میدهد در بین عوامل دافعه پایداری اقتصادی روستاها عامل«عدم وجود مرکز خدمات جهاد کشاورزی در روستا به همراه محدود فصلی بودن شغل در روستا» بیشترین میزان تاثیر را دارا می باشد. در بین علل دافعه پایداری اجتماعی مبداء، عدم وجود امکانات رفاهی و عدم وجود امکانات تفریحی بیشترین موافقت را در بین نمونه های مورد مطالعه داشتهاند. نامناسب بودن راه های ارتباطی روستاها و پایین بودن امکان دسترسی به تسهیلات فنی و آموزشی در روستاها از نظر مهاجران، بیشترین عامل دافعه پایداری کالبدی مبداء شناخته شدهاند. وجود تنوع شغلی، حق انتخاب و دائمی بودن کار در شهر جاذبههای اصلی اقتصادی شهر برای مهاجران روستایی شهر مراغه بوده است. تمام جاذبه های اجتماعی مقصد از نظر نمونه های تحقیق در سطح بالایی برای آنها اهمیت دارد و عامل« کسانی که در شهر زندگی می کنند در بین فامیل احترام بیشتری دارند»، دارای کمترین اهمیت نسبت به سایر جاذبه های اجتماعی است. در علل جاذبه های کالبدی مقصد «دسترسی به امکانات رفاهی در شهر» از نظر نمونه های تحقیق، بیشترین تاثیر را داشته است. مهمترین پیامد اقتصادی مهاجرت از دست دادن زمین هایشان در روستا بود.
16.بررسی نقش مؤلفههای فرم و رنگ در ارتقا ادراک حسی کودکان در فضاهای آموزشی مهدکودک
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 236-250
مرجان دعائی، محمدحسین جوانمردی، حامد جعفریان ثمرین، مهسا اسمعیلی
چکیده مقدمه و هدف: یکی از عوامل موثر تربیتی در آموزش و پرورش جدید، نحوه معماری فضاهای آموزشی است. به گونهای که در طراحی یک فضای معماری، اصول معماری در ارتباط با کاربرد آن مکان مد نظر قرار میگیرد. در این راستا استفاده مناسب از برخی عناصر بصری از جمله فرم و رنگ است حایز اهمیت است. از این رو تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش مؤلفههای فرم و رنگ در ارتقا ادراک حسی کودکان در محیط آموزشی مهدکودک انجام گرفته است
روش شناسی: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روششناسی توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات پژوهش حاضر مبتنی بر روش کتابخانهای و پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش 100 نفر از مربیان مهد کودک و 30 نفر از کودکان مدارس شهر اردبیل میباشد که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرمافزار spss بهره برده شد.
یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد کودکان علاقهای زیادی به رنگها دارند و رنگها بهخوبی در ذهنشان میمانند و میتوانند در حالات روحی افراد و همچنین کودکان اثرگذار باشند. از اینرو رنگها میتوانند به عنوان یک متغیر وابسته در طراحی محیط مهدکودک در بهبود عملکرد روانی فضا و فرمها به عنوان یک متغیر وابسته در بهبود عملکرد فیزیکی فضا تأثیرات بسزایی در کمک به افزایش ادراک حسی کودک و شناخت محیط عمل کنند. معماری فضای مهدکودک باید بهگونهای باشد که فضایی آرام و شادیبخش را برای رشد و افزایش خلاقیت کودکان فراهم کند و انگیزه نوآوری و عملی کردن تخیلاتشان را بیشتر کند. نتایج حاکی از پژوهش بیانگر این امر میباشد که شناخت ویژگیهای فردی کودکان و عوامل مختلفی چون رنگ، فرم و فضاهای مختلف تاثیر بسزایی در ایجاد خلاقیت و تقویت هوش کودکان دارد.
21.بازآفرینی شهری به مثابه بستری برای برندسازی شهری: تحلیلی بر ظرفیتهای موجود شهر دهدشت
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 325-349
ناصر نصیریان، فرشید صادقی
چکیده زمینه و هدف: بازآفرینی شهری بهعنوان یک راهبرد کلیدی، توانایی احیای بافتهای فرسوده و ارتقای هویت و جایگاه رقابتی شهرها را دارد. هدف از این پژوهش، تحلیل ظرفیتهای بازآفرینی شهری در شهر دهدشت و تبیین پیوند آن با فرآیند برندسازی شهری است. دهدشت بهعنوان شهری که تاکنون فاقد شاخصهای برجسته شهرت شهری بوده، نیازمند بهرهگیری از ظرفیتهای بازآفرینی برای ارتقای جایگاه هویتی و رقابتی خود است. مرور ادبیات نشان میدهد که مطالعات پیشین عمدتاً بر کلانشهرها و شهرهای دارای برند تثبیتشده متمرکز بوده و خلأ معناداری در بررسی ارتباط میان بازآفرینی شهری و برندسازی در شهرهای کوچک و کمترشناختهشده وجود دارد.
روششناسی: پژوهش حاضر از رویکرد توصیفی–تحلیلی بهره میبرد و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای و مستندات، مرور ادبیات داخلی و بینالمللی و جمعآوری دادههای تجربی از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۵۰ نفر از کارشناسان برنامهریزی شهری، مقامات محلی و ساکنان مطلع است. دادهها با استفاده از کدگذاری محتوایی تحلیل و ابعاد چهارگانه بازآفرینی شهری شامل کالبدی–محیطی، اقتصادی، اجتماعی–فرهنگی و سیاستی–مدیریتی در ارتباط با مولفههای برندسازی شهری شامل حکمرانی نهادی کارآمد، تأمین مالی پایدار، مشارکت فعال ذینفعان و جهتگیری سیاستی هماهنگ بررسی شدند.
نتایج و یافتهها: تحلیل دادهها نشان میدهد که بازآفرینی شهری میتواند بسترهای لازم برای تحقق ابعاد چهارگانه برندسازی شهری را فراهم کند. بهویژه احیای بافت تاریخی بلادشاپور، بهبود کیفیت فضاهای عمومی و ارتقای زیرساختهای شهری همراه با تقویت ظرفیتهای فرهنگی–اجتماعی و مدیریت مشارکتی، امکان شکلگیری تصویری رقابتی از دهدشت را در سطح منطقهای و ملی مهیا میسازد. بر این اساس، حتی شهرهایی با شاخصهای پایین شهرت شهری نیز میتوانند از طریق برنامهریزی هدفمند و استراتژیهای یکپارچه، جذابیت خود را برای ذینفعان داخلی و خارجی افزایش داده و جایگاه شهری خود را ارتقا دهند.
9.تبیین و ارزیابی میزان کیفیت فضاهای عمومی شهروندان ( مطالعه موردی: وضعیت سلامت روانی سالمندان منطقه2 شهرداری اردبیل)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 107-120
محمد حسن یزدانی، سمیرا سعیدی زارنجی
چکیده زمینه و هدف: همزمان با رشد سریع شهرها و توسعه کالبدی آنها، گاهی شاهد افول کیفیت محیطی فضاهای شهری هستیم که خود باعث بروز بحرانهای مختلفی در زندگی شهری شده است. امروزه معضلات شهرنشینی طیف وسیعی از ناراحتیهای روانی چون: استرس، پرخاشگری، زودرنجی، افسردگی، بیحوصلگی و شکایات جسمانی را شامل میشوند بنابراین هدف پژوهش حاضر تبیین فضاهای عمومی شهر و نقش آن در سلامت روحی و روانی شهروندان شهر اردبیل می باشد.
روششناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی و از جهت گردآوری دادهها اسنادی و پیمایشی است در این تحقیق جهت جمعآوری دادهها از دو پرسشنامه (محقق ساخته و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت) بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش سالمندان بالای 60 سال ساکن در منطقه 2 شهر اردبیل که تعداد آن( 10885) نفر بوده است. براساس فرمول کوکران حجم نمونه 371 پرسشنامه به دست آمده است برای تجزیه و تحلیل دادهها و بررسی ارتباط بین عوامل کیفیت محیط شهری با میزان سلامت روان سالمندان از معادلات ساختاری و آزمونهای آماری در محیط نرم افزار SPSS , Smart PLS استفاده گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: براساس یافته های پژوهش آماره T برای تمامی متغیرها بیشتر از (96/1) می باشد و در سطح اطمینال 95/. معنادار است و میزان ((AVE برای متغیر مشارکت اجتماعی(801/.)، متغیر حمل و نقل و دسترسی(821/.)، فضای بیرونی و ساختمانهای عمومی(781/.) و ایمنی و سهولت(922/.) میباشد. در ارتباط با پاسخ سوال پژوهش میتوان گفت ارتباط معناداری بین کیفیت فضای عمومی شهر و سلامت روحی و روانی سالمندان منطقه 2 شهر اردبیل وجود دارد. با اطلاعات جمعآوری شده در یافتههای تحقیق مشخص شد که منطقه 2 شهر اردبیل از منظر اکثر ابعاد طراحی و برنامهریزی نظیر مشارکت اجتماعی، دسترسی به حمل ونقل عمومی و فضاها، فضای بیرونی و ساختمانهای عمومی و ایمنی و سهولت برای سالمندان مناسب نیست.
17.تأثیر عملیات مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر تعهد سازمانی کارکنان سازمان آتشنشانی شهر همدان
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 267-301
مهدی اجلی، حسین عظیمی، رحیم سهرابی
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر عملیات مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر تعهد سازمانی کارکنان سازمان آتشنشانی شهر همدان انجام شده است.
روش بررسی: از لحاظ روش، جزء تحقیقات همبستگی، از لحاظ هدف، تحقیقی کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری دادهها، تحقیقی کمی است. جامعه آماری در بخش بررسی ارتباط میان متغیرهای تحقیق و آزمون فرضیات شامل 176 نفر از پرسنل سازمان آتشنشانی استان همدان طی سال 1402 هستند. نمونه آماری توسط جدول کرجسی و مورگان با روش تصادفی ساده به تعداد 131 نفر برآورد گردید. متغیر مدیریت استراتژیک منابع انسانی با پرسشنامه 14سوالی چانگ و هانگ (2005) و تعهد سازمانی با پرسشنامه 24سوالی آلن و مایر (1996) سنجیده شدند. همچنین در رابطه با ارزیابی عملیات مدیریت استراتژیک منابع انسانی و رتبهبندی آنها با رویکرد فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی فازی از نظرات 30 نفر از خبرگان سازمان موردمطالعه استفاده شد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل مسیر و رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری با نرمافزار Smart-PLS حاکی از آن است که مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر تعهد سازمانی کارکنان سازمان آتشنشانی استان همدان تاثیر مثبت و معنیداری داشت. همچنین متغیرهای گزینش در سازمان، اقدامات آموزش در سازمان، اقدامات ارزیابی عملکرد مدیریت انسانی، فرصتهای ارتقاء، پاداشهای مبتنی بر عملکرد، اشتراک گذاری اطلاعات و امنیت شغلی بر تعهد سازمانی کارکنان تاثیر مثبت و معنیداری داشتند. نهایتاً خروجی فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی فازی نشان داد که عامل دوم (اقدامات آموزش در سازمان) با بیشترین وزن در رتبه اول، و عامل چهارم (پاداش مبتنی بر عملکرد) در رتبه دوم قرار گرفته است. همچنین عامل هفتم (اقدامات ارزیابی عملکرد مدیریت انسانی) در رتبه آخر(هفتم) از نظر اهمیت قرار دارد. لذا برنامهریزی مناسب برای آموزش مؤثر کارکنان و طرحریزی سیستم پاداش مبتنی بر عملکرد در سازمان تأثیر بسزایی در پیادهسازی سیستم مدیریت استراتژیک منابع انسانی و نهایتاً تعهد سازمانی کارکنان خواهد داشت.
تحلیل و ارزیابی چالشهای تطبیق عملیات مدیریت کیفیت با صنعت 0/4 (مطالعه موردی: صنعت هدف منطقه شمالغرب)
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 119-139
مهدی اجلی
چکیده زمینه و هدف: تطبیق با عملیات کیفیت در صنعت 0/4 به یکی از مهمترین چالشهای اخیر صنایع تبدیل شده است؛ چرا که صنایع به منظور رقابت و بقا در بازارهای منطبق با فناوریهای پیشرفته انقلاب صنعتی چهارم، ناگزیر به بکارگیری سیستمهای باکیفیت، نوآورانه و هوشمندانه این انقلاب میباشد. هدف اصلی از این مطالعه، تحلیل و ارزیابی چالشهای تطبیق عملیات مدیریت کیفیت صنعت لاستیک منطقه شمالغرب با صنعت 0/4 میباشد.
روش بررسی: روش تحقیق بر مبنای هدف و چگونگی جمعآوری دادهها از نوع کاربردی- توصیفی و از لحاظ تحلیل، تحقیقی کیفی (دلفی) و کمی (آزمون آماری و تکنیک تصمیمگیری چندشاخصه) است. جامعه آماری این مطالعه، کارشناسان و متخصصان شرکتهای فعال در حوزه صنعت لاستیک منطقه شمالغرب و با دانش کافی در رابطه با سیستم مدیریت کیفیت به ویژه ابعاد و چالشهای صنعت 0/4 است که تعداد آنها به دلیل نامعلومبودن، نامحدود فرض شده است. به منظور دسترسی به نمونه کافی، پرسشنامهها به صورت آنلاین، طراحی و در اختیار آزمودنیها قرار گرفت. تعداد نمونه لازم برای آزمون فرضیه اصلی پژوهش: ("بین وضعیت موجود و مطلوب مدیریت کیفیت 4 در صنعت، شکاف نامناسبی وجود دارد") و ارزیابی مناسب چالشها از طریق جدول نمونهگیری مورگان و کرجسی به تعداد 384 است که نهایتاً پس از پیگیریهای مستمر محقق، پرسشنامههای تکمیلی 395 نفر از کارشناسان به صورت آنلاین در نرمافزار اکسل فراهم شدند. به منظور شناسایی چالشهای کلیدی در صنعت از روش دلفی بهره گرفته شد و پانزده شاخص تأیید شدند. جهت بررسی وضعیت موجود و مطلوب از آزمون مقایسه زوجی و آماره t استفاده شد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتیجه نشان داد که صنعت در هفت چالش در وضعیت مطلوبی قرار داشته و در هشت چالش تا حدی از وضعیت مطلوب فاصله دارد که نیازمند توجه و برنامهریزی جدی مدیران است؛ اما در کل، وضعیت صنعت از نظر کل چالشها، تا حدی مساعد است. در نهایت به منظور رتبهبندی چالشها از نظر اهمیت جهت مقابله، از تکنیک سوارا استفاده گردید. خروجی نشان داد که چالش کلیدی چهارم (کمبود مهارتها) با بالاترین وزن در رتبه اول جای گرفته است و چالشهای سیزدهم (امنیت سایبری و حفاظت از دادهها) و اول (کمبود حمایت مدیریت) در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند. همچنین چالش پانزدهم (سرعت اینترنت) با کمترین اهمیت در رتبه آخر قرار گرفت. در پایان، پیشنهادهای کاربردی به صنعت ارائه شد.
13.بررسی تاثیرات متاورس و دوقلوهای دیجیتال در توسعه شهر های هوشمند
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 182-199
محمد محمدنژاد، اصغر عابدینی
چکیده زمینه و هدف: متاورسی شدن شهرها پدیدهای نوظهور و الزامی برای آینده شهرهای دنیا است. خروجی متاورس شهری بهصورت خلق شهرهایی بهبودیافته، تابآور و پایدار خواهد بود که تصمیمسازی برای آینده شهرها را برای مدیران شهری تسهیل مینماید. علت اصلی انفجار متاورس این است که تخیل نامحدودی را برای مردم به ارمغان می آوردفناوری نوظهور متاورس مطمئناً سرزندگی جدیدی را به شهرهای هوشمند تزریق میکند، سناریوهای کاربردی بیشتری را برای شهرهای هوشمند باز میکند و آنها را به جلو میبرد.
روش بررسی: هدف از این پژوهش بحث در مورد دیجیتالسازی و تأثیر دوقلوهای دیجیتالی بر پیشرفت شهرهای مدرن، همچنین محتواهای اصلی و فناوریهای کلیدی شهر های هوشمند می باشد. این پژوهش در زمره پژوهشهای بنیادی محسوب میگردد. سؤال محور بوده و بهصورت اسنادی و کتابخانهای انجام شده است. همچنین در زمره پژوهشهای کیفی است که بهصورت اکتشافی از طریق روش تحلیل محتوای کیفی پاسخ به سوالهای پژوهش را در پی میگیرد. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش از منابع کتابخانه ای نظیر کتب، مقالات، پایان نامه های داخلی و خارجی، طرحهای توسعه و منابع اینترنتی استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: ساخت یک شهر هوشمند بر مبنای دوقلوهای دیجیتالی، بهبود بهرهوری مدیریت و تخصیص منابع عمومی شهری را ارتقا میدهد و ابزاری برای مدیران در جهت تصمیمگیری فراهم میآورد تا وضعیت کلی شهر را درک کنند و یک پلتفرم برای فرماندهی و برنامهریزی فراهم کنند. در مجموع، این پژوهش دارای ارزش مرجع مهمی برای توسعه کلی و کاربرد عملی شهرهای هوشمند بر مبنای دوقلوهای دیجیتالی است که کارایی عملیاتی کلی و سطح حکمرانی شهرها را بهبود میبخشد.
تحلیلی بر عوامل و مولفه های منظر شهرهای اسلامی با تاکید بر بازار قدیم
دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 66-90
نفیسه جلیلیان، علی حاجی غلام سریزدی، محمد میرهای
چکیده زمینه و هدف: ناحیه تاریخی شهرها میراث ارزشمندی است که در طول زمان در هویتبخشی به حیات شهری نقش ویژهای ایفا میکند. لذا در این میان شناخت تاریخی عناصر تشکیلدهنده شهرها و نقش پایداری آنها در پویایی و ماندگاری شهرها بسیار تعیینکننده است. در این میان بازار از دیرباز تاکنون یکی از محلهای اجتماعی و پراهمیت هم از نظر اقتصادی و هم از نظر فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و شهری بوده است.
روش شناسی: در این مقاله با شناخت مقوله بازار و نقش آن در توسعه شهر و بالاخص شهرهای اسلامی به شناسایی عوامل موثر بر بازار قدیم در جهت تحلیل چهره و عملکرد بازار با استفاده از روش تحلیل کیفی و براساس مطالعه اسنادی و با استفاده از نرمافزار MAXQDA پرداخته شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که در مطالعات گذشته 9 مولفه اصلی دربرگیرنده 91 مولفههای فرعی مختلف وجود دارد. که عبارتند از: خصوصیات بازار، معماری و شکل بازار، منظر شهری، اثرات اسلامی بودن بازار، ویژگیهای بازار اسلامی، تغییرات و تطور بازار، مکان بازار، عناصر بازار، کارکردهای بازار. همچنین نتایج نشان داد که کارکردهای بازار شامل کارکردهای اقتصادی، سیاسی، مذهبی، فرهنگی، اجتماعی، تفریحی و ارتباطی بوده که برای انجام این کارکردها عناصر بازار شامل اجزای مختلف اقتصادی بازار (دکان، راسته اصلی و فرعی، سرا (خان)، خانبار، قیصریه، چهارسو، میدان، جلوخان و خجره)، مسجد، زیارتگاه، مدرسه، آب انبار، سقاخانه، کاروانسرا و حمام وجود داشته است.
شناسایی نشانگرهای مدیریت منابع انسانی همکاریمحور در حوزه سلامت با استفاده از روش فراترکیب
دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 112-131
سپیده مسعودسینکی، اکبر حسن پور، وجه اله قربانی زاده
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش با هدف شناسایی نشانگرهای مدیریت منابع انسانی همکاریمحور جهت رسیدن به اهداف سازمانی در حوزه سلامت صورت گرفته است.
روش بررسی: پژوهش بهصورت فراترکیب و با بررسی 142 منبع انجام شد که طی مراحل فراترکیب 27 مقاله در پایگاهها و موتورهای جستجوی ایرانداک، Science Direct، Google Scholar، Springer، IEEE و ACM در بین سالهای (2000-2022) انتخاب گردید. ابتدا برای تمام عوامل استخراج شده از مطالعات پیشین، کدی در نظر گرفته شد و سپس در یک مفهوم دستهبندی شدند. برای کنترل کدها و مفاهیم استخراجی از دو کدگذار استفاده شد و شاخص موردنظر در این زمینه، شاخص هولستی بود.
یافتهها: براساس تحلیلهای صورت گرفته به کمک روش تحلیل محتوا، در مجموع تعداد 5 مقوله اصلی و 19 مقوله فرعی شامل؛ زمینه همکاری (استخدام مبتنی بر همکاری، فرهنگسازمانی همکاریمحور، آموزش همکاریمحور، ارزیابی با رویکرد همکاری، طراحی شغلی همکاریمحور، تعارض منافع و ارتباطات همکاریمحور)، محرکهای همکاری (ادراک از عدالت، ایجاد اعتماد جهت همکاری، پاداش مبتنی بر همکاری، انگیزه مشارکت و تأمین منابع جهت همکاری)، تسهیلگر همکاری (رهبری همکاری محور، حمایت از فعالیتهای همکاریمحور و برخورداری از هوش هیجانی)، دستاوردهای همکاری (آثار همکاری) و همکاری مشترک (تیمسازی همکاریمحور، هدف مشترک و برنامهریزی مشترک) برای نشانگرهای مدیریت منابع انسانی همکاریمحور شناسایی شدند.
کاوشی در بهرهوری انرژی خانههای سنّتی: درسهایی برای معماری مدرن
دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 49-60
سارا محمدزاده اکبری
چکیده زمینه و هدف: اهمیت روزافزون سوختهای فسیلی در قرن اخیر و کمبود منابع تجدیدناپذیر بر روی زمین منجر به انقراض حیات بشر شده است. در سالهای اخیر تغییری به سمت روشهای پاکتر صورت گرفته است که در آن آلودگی انرژی ناشی از منابع تجدیدناپذیر به حداقل میرسد. هر اقلیم شرایط و ویژگیهای خود را دارد و این گرایش به معماری پایدار در معماری سنّتی ایران است. اهمیّت استفاده از انرژی به منظور ارائه راهحل در تمام سطوح افزایش مییابد. ایران به دلیل قرار گرفتن بر روی کمربند آفتاب یکی از مناطق مناسب برای بهرهمندی از نور خورشید است و می توان با بهرهگیری از ویژگی های اقلیمی و ویژگیهای عناصر سنّتی معماری پایدار، با در نظر گرفتن کارایی و بهرهوری، عملکرد آسایش را افزایش داد. شاخصههای مهّمی مانند: جهتگیری بر اساس سه دستهبندی رون نهادینه شده و الگو برای ساختار شهر و خانه در ایران، دیوارها از نظر مصالح و ضخامت، فرم سقفها، رنگ و بازشوهای سطوح خارجیِ خانههای سنّتی و ... استفاده نمود به طوری که میزان مصرف انرژی را کاهش داد تا بتوان از مشکلات زیست محیطی شهر رهایی یافت.
روش بررسی: روش پژوهش در مقاله حاضر از روش توصیفی- تحلیلی به انجام رسیده و به منظور گردآوری اطلاعات و دادهها از روش کتابخانهای بهره گرفته شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: با بررسی نظریهها از استدلال منطقی برای مستندات متون صورت گردیده که در این روش تلاش میشود مباحث راهبرد کیفی و مفهومی در این پژوهش تسرّی داده شود و در انتهای پژوهش شاخصهای پایداری در خانههای سنّتی ایران ارائه گردید؛ چنانکه از بهرهوری انرژی خانههای سنّتی ایران ایده و درسهایی جهت دستیابی به یک طراحی مطلوب برای معماری مدرن امروز گرفت.
تحلیل تطبیقی حکمرانی خوب شهری(مطالعه موردی مناطق 4 و5 شهر اهواز)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 74-90
نسیم عیسی پور، محمد رجبی، سیما کریمی مطلق
چکیده زمینه و هدف: رشد شهری در قرن بیستم سهم جمعیت شهرنشین را به شدت افزایش داد وشهرنشینی را به شیوه غالب زندگی تبدیل کرد.امروزه با گسترش و پیچیدگی نظام شهری و شهرنشینی، دولتمردان و مسئولین دیگربه تنهایی قادر به کنترل و هدایت جوامع شهری و پاسخ به نیازهای روزافزون توسعه شهری نیستند. در این حالت فرایندی از همیاری دولت، بخش عمومی، جامعۀ مدنی و بخش خصوصی شکل می گیرد که حکمروایی شهری نامیده می شود.این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی حکمرانی خوب شهری(مطالعه موردی مناطق 4 و5 شهر اهوازانجام شده است.
روش بررسی: تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش از نوع تحقیقات توصیفی تحلیلی می باشد. جمع آوری داده و اطلاعات به روش اسنادی، کتابخانه ای و پیمایشی صورت گرفته است. در این راستا،جامعه و حجم نمونه 30 نفر ازکارشناسان و خبرگان شاغل در شهرداری مناطق 4 و 5 است. برای وزن دهی و رتبه بندی شاخصها از تحلیل سلسله مراتبی(AHP) و برای جهت تجزیه و تحلیل اماری آزمون T استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری یافته ها نشان می دهدکه منطقۀ 4 به عنوان یک منطقۀ برخوردار و منطقۀ 5 به عنوان منطقۀ کم برخوردار است. بررسی شاخص های حکمروایی خوب شهری در این مناطق از شهراهوازنشان می دهد که حد مطلوبیت وضعیت حکمروایی خوب شهری در منطقۀ 5 کمتر از حد متوسط بوده است. نتایج حاصل از تحلیل برای رتبه بندی مناطق نشان می دهد که منطقۀ 4 وضعیت بهتری داشته و منطقۀ 5به عنوان منطقۀ کم برخوردار در اولویت اول برای بهبود شرایط اجرای حکمروایی خوب شهری است.
جایگاه مساجد در هویّت بخشی به محلات و فضای شهری
دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 19-29
جواد اکبری، فاطمه قاسمی
چکیده زمینه و هدف: انسان امروزی بدون در نظر گرفتن آنچه بر وی گذشته است، قادر به زندگی نیست و برای داشتن زندگی بهتر، باید به زیرساختهایی که از قبل بدست آورده است، تکیه کند. هویّت انسانی در اولین، ابتداییترین و بهترین حالت در محیطی که خود آراسته است نمود پیدا میکند. هویّت، واژهای بسیار ساده اما با مفهومی بسیار پیچیده است. با ورود عناصر فرهنگی دیگر کشورها، به خصوص کشورهای غربی، فرهنگ و در پی آن هویت جامعه ایرانی نیز دست خوش تغییراتی شده است؛ از این رو امروزه بحث درباره هویّت و فرهنگ در شاخههای مختلف علمی مورد توجّه قرارگرفته است. از آنجا که یکی از شیوههای بررسی هویّت جامعه، توجّه به عناصر فضایی و ارتباطی شهری آن میباشد این مقاله با هدف بررسی جایگاه معماری مساجد در هویّتبخشی به فضایِ شهری، ارائه شده است. از اهداف این پژوهش میتوان به احیاء مجدد فضایِ شهری و ویژگیهای زیباییشناختی آن، دمیدن روح جدید در عرصههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی، تغییر در سطح فرهنگ، حفظ و ارتقاء ارزشهای کهن، خلق فضای شهری معاصر با الگو از عناصر سنّتی و تحکیم حس تعلق به مکان نام برد.
روش بررسی: روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. در بخش گردآوری دادهها، از روش کیفی استفاده گردید. استخراج و بررسی عناصر هویت ساز در معماری مساجد در قالب نمودار مفهومی و به شیوهی کتابخانهای و اسنادی صورت پذیرفته است.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتههای این تحقیق نشان میدهند که توجه به کالبد، جانمایی، و نحوۀ چیدمان فضاها و سایر عناصرِ شهری در کنار مباحث فرهنگی و معنوی که از وظایف طراحان شهری است از جمله مواردی است که موجب ارتقاء هویت مسجدها در فضای شهری میشود.
تبیین کارایی و نقش عملکرد مدیریت شهری بر مؤلفه های امنیت اجتماعی و پیشگیری از جرم در شهرها
دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 34-47
داود حبیبی
چکیده زمینه و هدف: انسان همواره به دنبال تأمین امنیت به عنوان یکی از نیازهای اساسی خود است و احساس امنیت به عنوان یکی از شاخصهای مهم کیفیت زندگی شهری، همواره مورد توجه برنامه ریزان و مدیران شهری بوده است، همچنین احساس امنیت اجتماعی در فضاهای شهری یکی از مهمترین شاخص های کیفیت زندگی مطلوب برای شهروندان محسوب می گردد. با افزایش ضرورت ایجاد امنیت در جوامع، ابزار، شیوه ها و رویکردهای ایجاد و حفظ آن دستخوش تحول شده است. از اینرو مدیریت شهری، از جنبه های مهم برنامه ریزی شهری بوده که با جوامع انسانی به ویژه جامعه شهری و ایجاد امنیت اجتماعی ارتباط مستقیم دارد؛ لذا هدف این تحقیق، مروری بر نقش و جایگاه عملکرد مدیریت شهری در ارتقاء بخشی امنیت اجتماعی شهرها می باشد.
روش بررسی: نگرش حاکم براین تحقیق به صورت کتابخانه ای-تحلیلی است. در این تحقیق از طریق مطالعات کتابخانه ای اقدام به جمع آوری تعاریف و نظریات و تئوری ها شده است. در مرحلة پس از تحلیل داده ها، بررسی مبانی نظری و تحقیقات صورت گرفته در این حوزه به برشمردن مولفه های امنیت اجتماعی و تاثیر عملکرد و نقش مدیریت شهری بر هریک از آنها پرداخته شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: بررسی ها نشان می دهد که بر اساس ضریب تعیین، 28 درصد از واریانس متغیر وابسته، توسط متغیر مستقل تبیین میشود. ضریب بتا (BTA) نیز نشاندهنده ارتباط مستقیم بین دو متغیر مستقل و وابسته است. در نتیجه، از طریق تحلیل رگرسیون دو متغیره میتوان نتیجه گرفت که با بهبود عملکرد مدیریت شهری سطح امنیت اجتماعی و پیشگیری از جرم نیز افزایش مییابد.
تبیین راهکارهای اثر بخشی و توانمندسازی سرمایه انسانی در افزایش کارایی و بهبود عملکرد شهرداری ها
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 68-83
سید هدایت محمدی، داود حبیبی، هاشم نوروزی فرد، سجاد نویدی نیا
چکیده زمینه و هدف: عملکرد کارکنان موضوعی است که ارتباط تنگاتنگی با دستیابی سازمان به اهداف تعیین شده خود دارد، به گونه ای که عملکرد کارکنان معادل عملکرد سازمان در نظر گرفته می شود. بنابراین توجه به دانش و مهارت منابع انسانی و توانمندسازی این سرمایه های بی بدیل در سازمان ها و به خصوص در این دوران امری ضروری و غیرقابل انکار است. مهم ترین عامل در بهبود بهره وری در شهرداری ها و در هر کشوری منابع انسانی می باشد، به طوری که این عامل، به یک عنصر مهم و اساسی در تبیین تفاوت های موجود دربهره وری و رشد آن در کشورهای مختلف شده است. از آنجا که پایه اصلی امر توسعه، انسان است، بهبود کیفیت منابع انسانی در امر توسعه بسیار ضروری بوده و در هرگونه برنامه ریزی به منظور توسعه و بهره وری منابع انسانی نقش اساسی و تعیین کننده ای دارد؛ بنابراین بدون اولویت دادن به بهره وری و توسعه منابع انسانی که جزء در فرآیند برنامه ریزی عملی بلندمدت و جامع بر پایه اطلاعات دقیق از گذشته، حال و مسیر روشن آینده تحقق نخواهد یافت، توسعه اقتصادی به دست نخواهد آمد. هدف از انجام این پژوهش، تبیین راهکارهای اثر بخشی و توانمندسازی سرمایه انسانی در افزایش کارایی و بهبود عملکرد شهرداری ها می باشد.
روش بررسی: روش پژوهش در این مقاله از نظر ماهیت و روش توصیفی و تحلیلی و از نظر هدف، نظری وکاربردی است.
یافتهها و نتیجهگیری: یافته ها حاکی از آن است که مهم ترین راهکارهای موثر بر بهره وری منابع انسانی شناسایی شده، توانمندسازی کارکنان و مدیریت استعداد می باشند. از دیدگاه صاحب نظران، توجه به مولفه های تاثیرگذار بر مدیریت استعداد (شناسایی، به کارگیری، توسعه، نگهداری) و توانمندسازی (آموزش، مشارکت، انگیزش) و همچنین مراحل توانمندسازی (تواناسازی، ساختار، فرآیند) و نحوه ارزیابی اثربخشی آنها ضروری است که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند.
ارزیابی تأثیر شاخص های مدیریت دانش بر عملکرد مدیریت شهری (مطالعه موردی: شهرداریهای شهرداری کرمانشاه)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 101-118
ساره رضایی اسحق وندی
چکیده زمینه و هدف: یکی از مسایل رفتاری بسیار مهم در حوزه مدیریت موضوع مدیریت شهری بوده که تعیین کننده متغیرهای زیادی از سازمان است. و به دنبال آن در دهههای اخیر موضوع مدیریت دانش به عنوان یک نیاز استراتژیک برای موسسات، سازمانها و نهادهای خدماتی مطرح شدهاست. که تضمین کننده برتریهای بلندمدت برای سازمانها بهخصوص در زمینه مدیریت شهری و جوامع و میزان بهرهگیری آنها از سرمایههای انسانی، فکری و اطلاعاتی شهرداری است. در همین راستا؛ هدف پژوهش حاضر ارزیابی تأثیر شاخصهای مدیریت دانش بر عملکرد مدیریت شهری با استفاده از مدل ساختاری تفسیری ISM در شهرداری کرمانشاه است. و از نظر هدفگذاری کاربردی و از نظر روششناسی به صورت توصیفی- تحلیلی است.
روش بررسی: در روند تهیه و تولید دادهها ابتدا عوامل مؤثر بر تاثیر مدیریت دانش بر عملکرد مدیریت شهری شهرداری کرمانشاه با استفاده از نظرات 20 نفر از متخصصین این موضوع و استادان و کارشناسان در سازمانهای ذیربط از طریق روش دلفی شناسایی شدهاست. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات 10عامل به عنوان عوامل تاثیرگذار قوی مدیریت دانش بر عملکرد مدیریت شهری، شهرداریهای کرمانشاه از مدلسازی تفسیری-ساختاری ISM و سپس با نرم افزار میکمک بهره گرفته شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد معیار تکنولوژی، فرهنگ سازمانی، زیرساخت های منابع انسانی جزء تأثیرگذارترین عوامل و پنج معیار رهبری، مکانیسم فرایند، مشارکت شهروندان، تقویت سازمان های غیر دولتی و شهر هوشمند جزء تأثیرپذیرترین عوامل به شمار میآیند و بین متغیرهای مدیریت دانش و مدیریت شهری رابطه دوسویه وجود دارد و تاثیر بسیاری بر همدیگر میگذارند. همچنین نتایج حاصل از میک مک نشان میدهد اکثر عوامل جز متغیرهای پیوندی میباشند از وابستگی بالا و قدرت هدایت بالا برخوردارند. و در خاتمه به ارائه پیشنهادی برای تقویت مدیریت دانش بر مدیریت شهری شهرداری کرمانشاه پرداخته شدهاست.
ارزیابی و تحلیل عملکرد شهرداری ایلام بر پایه رضایتمندی شهروندان
دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 103-119
سجاد منفرد، طاهر پریزادی
چکیده امروزه، شهرداری نهادی است که تأثیر عمدهای بر کیفیت زندگی شهروندان دارد. از اینرو رضایتمندی شهروندان یکی از مهمترین معیارهای سنجش عملکرد شهرداری است. در این پژوهش تلاش شده است تا با استفاده از نظر شهروندان، میزان رضایت آنان از عملکرد شهرداری ایلام در حوزههای گوناگون سنجیده شود. روش پژوهش در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و از پرسشنامه برای کسب نظر شهروندان استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه ساکنان شهر ایلام تشکیل میدهند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شده و اطلاعات مورد نیاز از سطح نواحی شهر ایلام به دست آمده است. همچنین جهت سنجش دادهها نرم افزار SPSS به کار گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که میزان رضایت شهروندان از عملکرد شهرداری ایلام در سطح مطلوبی قرار ندارد. از طرف دیگر، میزان رضایتمندی شهروندان در نواحی مختلف شهر دارای تفاوت معناداری است. به صورتی که ناحیه 1-1 بیشترین و ناحیه 2-2 کمترین میزان رضایتمندی شهروندان را به خود اختصاص داده است.
توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی با تأکید بر شاخص های حکمروایی خوب شهری (مطالعهی موردی: محلات غیررسمی شهر ایلام)
دوره 2، شماره 1، بهار 1400، صفحه 37-58
محمد ملکی، میرنجف موسوی
چکیده امروزه یکی از رویکردهای مهم برای کنترل و مدیریت این پدیده، رویکرد حکمروایی خوب شهری است. حکمروایی خوب شهری را میتوان شیوه و فرایند ادارهی امور شهری با مشارکت سازندهی بخش های دولتی، خصوصی و جامعهی مدنی به منظور نیل به توسعهی پایدار شهری، ایجاد شهر سالم و ارتقای کیفیت زندگی تعریف کرد. در پژوهش حاضر، پهنه های اسکان غیر رسمی شهر ایلام با رویکرد حکمروایی خوب شهری مورد بررسی قرار گرفته است. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است. برای محاسبات آماری و تحلیل داده های پژوهش، از نرم افزارهای آماری SPSS ،Excel و تکنیکهای آماری از جمله آزمونT، آزمون F و روشANOVA استفاده شده است. اطلاعات پژوهش به دو شیوهی کتابخانه ای و پیمایشی(با استفاده از پرسشنامه) گردآوری شده است. جامعهی آماری پژوهش، شامل شش هزار خانوار ساکن سکونتگاههای غیررسمی شهر ایلام و حجم نمونه 397 نفر سرپرست خانوار است که با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی ساده انتخاب شده اند. برای پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ، استفاده شده است، که مقدار محاسبه شده 0.86 به دست آمده است. ارزش گذاری متغیرها با بهره مندی از طیف لیکرت صورت گرفته است. نتایج بررسی ها براساس شاخصهای حکمروایی خوب شهری مشارکت، پاسخگویی، قانونمندی، عدالت، شفافیت، مسئولیتپذیری، اثربخشی و کارآمدی نشان می دهد که میزان بهرهگیری از حکمروایی خوب شهری در ایلام در سطح پایینی قرار دارد. بر این اساس، هر چه حکمروایی خوب شهری و شاخص های آن به خوبی اجرا و نظارت شود، گسترش اسکان غیر رسمی بهتر کنترل می شود.
تحلیلی بر وضعیت نواحی شهر مهاباد به لحاظ مؤلفههای خدمات شهری با تأکید بر عدالت فضایی
دوره 1، شماره 2، زمستان 1399، صفحه 85-97
حسن هوشیار، حسین رمضان تاش دهگرجی
چکیده امروزه بحث نابرابریهای فضایی در شهرها و لزوم برقراری عدالت اجتماعی در برخورداری کلیه شهروندان از خدمات عمومی به یکی از مباحث جدی پیشروی برنامهریزان و مدیران شهری تبدیلشده است. از اینرو هدف این مقاله، تحلیل و ارزیابی وضعیت نواحی شهر مهاباد به لحاظ مؤلفههای خدمات شهری با رویکرد عدالت فضایی است. روش پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. معیارهای مورد بررسی مشتمل بر یازده مؤلفهی خدمات عمومی شهر میباشد که اطلاعات موردنیاز از طرح جامع و تفصیلی شهر مهاباد (1395) جمعآوریشدهاند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS و GIS بهره گرفته شد. شاخصها با استفاده از روش آنتروپی وزندهی شده و با استفاده از تکنیک وایکور رتبهبندی شده و جهت بررسی الگوی توزیع کاربری خدمات شهری تکنیک نزدیکترین مجاورت یا همسایگی مورداستفاده قرار گرفت. بررسی نتایج حاصل از میزان برخورداری نواحی شهر مهاباد از امکانات و خدمات شهری حاکی از آن است که ناحیهی دو با امتیاز 069/0 در رتبهی اول و با اختلاف فاحشی از ناحیهی هفت و هشت که به ترتیب با امتیازهای 589/0 و 867/0 در رتبههای هفت و هشت قرار گرفتهاند. همچنین بررسی الگوی توزیع کاربریهای خدمات شهری در سطح نواحی نشان داد که اکثر کاربریها براساس الگوی خوشهای توزیعشدهاند و از الگوی منظمی تبعیت نمیکند. در نهایت راهکارهایی در راستای دستیابی به عدالت فضایی در شهر مهاباد ارائهشده است.
سنجش و رتبه بندی چالش های پیش روی مدیریت شهری مطالعه موردی: شهر کرمانشاه
دوره 1، شماره 1، پاییز 1399، صفحه 97-114
ساره رضایی اسحق وندی، علی فتحی
چکیده رشد و توسعه در شهرها علاوه بر منابع مالی و رشد اقتصادی و اجتماعی، نیازمند مدیریت شهری کارآمد است. مدیریت شهری امروزه دارای چالشهای فراوانی است. در این پژوهش، چالش های پیش روی مدیریت شهری مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفته و مهم ترین هدف سنجش ورتبه بندیچالش های مدیریت شهری در شهرکرمانشاه است.. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی با رویکرد توصیفی-تحلیلی به انجام رسیده است و شیوهی گردآوری اطلاعات بر اساس روش کتابخانهای و بررسی میدانی(پرسشنامه) یافتهها بر اساس نظرسنجی و مصاحبه با 15 کارشناس خبره از متخصصان در امور شهری شهرکرمانشاه که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده برآورد گردید.در این پژوهش مؤلفههای سطح پایین توسعه زندگی و اجتماعی، تعارضات سیاسی و ساختاری نظام حکومتی تمرکزگرا و مدیریت شهری عدم تمرکزگرا، تعارض ماهیتی مدیریت شهری محلی با نظام کلان اداری اجرایی، نامشخص بودن تشکیلات و روابط بین سازمانی مدیریت شهری، نامشخص بودن تشکیلات و روابط درون سازمانی مدیریت شهری، ناکارآمدی قوانین مدیریت شهری، کمبود و خلاء نیروی انسانی متخصص از طریق نرم افزار PROMETHEE visual مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، تا اولویتبندی معیارهای مؤثر در مدیریت شهری مشخص شود. ی یافتهها بر اساس نظرسنجی و مصاحبه با 15 کارشناس خبره از متخصصان در امور شهری ادارات وسایر ارگانهای مرتبط با مدیریت شهری شهرکرمانشاه به تعیین توابع برتری و وزن دهی به شاخصها و در نهایت رتبهبندی آنها با استفاده از مدل vp صورت گرفته است. با توجه به رتبهبندی مؤلفهها، شاخص ناکارآمدی قوانین با1 ph+. بالاترین وزن را به خود اختصاص داده است و شاخص روابط سازمانی و تشکیلاتی با وزن0.00 ph+. کمترین امتیاز اولویتبندی چالشهای پیشروی مدیریت شهری را به خود اختصاص دادهاند که نیازمند توجه جدی مدیران و تصمیم گیران شهری میباشد.
