1.شناسایی و ارزیابی عوامل مؤثر بر تحقق شهر هوشمند پایدار و بررسی میزان آمادگی در کلانشهر تهران
صفحه 1-18
مهدی اجلی
چکیده زمینه و هدف: تمایل ساکنان مناطق غیرشهری به شهرنشینی به دلیل کمبود منابع و بهرهگیری از فناوریها و امکانات زندگی شهری، موجب افزایش جمعیت شهرها شده است. این چالشها منجر به تمرکز بیشتر مسئولان برنامهریزی و توسعه پایدار شهری در جهت تحقق توسعه شهر هوشمند پایدار شده است. بدین منظور این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تحقق شهر هوشمند پایدار و و ارزیابی آنها انجام شد.
روش بررسی: جامعه آماری شامل تمامی خبرگان و متخصصان در زمینه شهرهای هوشمند پایدار در کلانشهر تهران هستند که به دلیل عدم اطلاع و عدم دسترسی به این جامعه و نامشخص بودن آن، مطابق دیدگاههای آماری، تعداد آنها، نامحدود و نامعین فرض شدند. نمونه آماری موردبررسی از این جامعه بر اساس فرمول کوکران به تعداد حداقل 385 خبره تعیین شد که در نهایت 392 نمونه محاسبه شد. پس از مرور جامع ادبیات، 20 عامل اولیه استخراج شد.
یافته ها و نتیجه گیری: سپس با بکارگیری رویکرد دلفی و نظرات 60 نفر از خبرگان دردسترس، 14 عامل کلیدی نهایی شناسایی شد. به منظور ارزیابی عوامل از نظر اهمیت در تحقق شهر هوشمند پایدار از تکنیک تحلیل نسبت ارزیابی وزندهی ترجیحی و نظرات 60 نفر خبره مورداشاره استفاده شد. نتیجه ارزیابی در نرمافزار اکسل حاکی از آن است که عامل تأثیرگذار یازدهم (سرمایهگذاری هوشمند) با بیشترین وزن در اولویت اول قرار گرفته است و عاملهای پنجم (حکمروایی هوشمند) و دوم (اقتصاد هوشمند) در اولویتهای 2 و 3 جای گرفتند. همچنین عامل دهم (فناوری اطلاعات و ارتباطات) با کمترین وزن در اولویت جای گرفت. در مرحله بعدی با استفاده از روش آزمون دوجملهای در نرمافزار SPSS و جمعآوری نظرات 392 نفر از خبرگان و کارشناسان طی پرسشنامه سوم، از آنان خواسته شد تا با تمرکز بیشتر و با طیف 5 تایی لیکرت، میزان آمادگی کلانشهر تهران جهت تحقق عوامل کلیدی شهر هوشمند پایدار را اعلام نمایند. خروجی آموزن نشان داد که میزان آمادگی در حد زیر متوسط تا بالای متوسط است و در کل آمادگی در حد متوسط وجود دارد، اما نیازمند توجه و عنایت جدی مسئولان شهری جهت برنامهریزی مناسب میباشد. در انتهای پژوهش، پیشنهادهای کاربردی ارائه شد.
2.بررسی اثرات غیر خطی جهانی شدن بر بهرهوری نیروی کار در کشور عراق
صفحه 19-36
عبدالرحیم هاشمی دیزج، مصطفی محمد عبید
چکیده زمینه و هدف: طی سالهای اخیر و با افزایش مباحث مربوط به جهانی شدن و تنوع دیدگاهها درباره آن، بررسی تاثیر جهانی شدن بر متغیرهای کلان اقتصادی و از جمله بهرهوری به یک موضوع جذاب در ادبیات آکادمیک تبدیل شده است. مطالعه و بررسی اثرات جهانی شدن بر بهرهوری نیروی کار به دلایل متعددی از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا بینشهایی را در مورد این که چگونه یکپارچگی اقتصادی جهانی بر کارایی نیروی کار، رشد اقتصادی و توسعه کلی تأثیر میگذارد، ارائه میدهد. مطالعه اثرات جهانی شدن بر رشد بهرهوری نیروی کار برای درک پویاییهای اقتصادی، اطلاعرسانی سیاستها، افزایش رقابتپذیری و آمادهسازی نیروی کار برای چالشهای آینده ضروری است. این دانش کشورها و کسبوکارها را قادر میسازد تا ضمن رسیدگی به چالشهای آن، از مزایای جهانی شدن بهره ببرند و در نهایت به رشد اقتصادی پایدار و بهبود استانداردهای زندگی کمک کنند. بر این اساس هدف این مطالعه بررسی اثرات غیر خطی جهانی شدن بر بهرهوری نیروی کار در عراق میباشد.
روششناسی: به منظور بررسی اثرات غیر خطی جهانی شدن بر بهرهوری نیروی کار در عراق طی دوره زمانی 2022-1995 از الگوی خودتوضیح با وقفههای گسترده غیرخطی (NARDL) در این تحقیق استفاده شده است. همچنین تقارن یا عدم تقارن تاثیرات جهانی شدن بر بهرهوری نیروی کار در عراق بررسی شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتههای این تحقیق نشان داد تکانههای مثبت جهانی شدن اثرات مثبت و معناداری بر بهرهوری نیروی کار داشته است. اما اثرات تکانههای منفی جهانی شدن بر بهرهوری نیروی کار، معنادار نبوده است. با توجه به این تاثیرات میتوان نتیجه گرفت که هرچه کشور عراق در شرایط جهانی شدن اقتصاد قرار بگیرند از مزایا آن بیشتر فایدهمند خواهد شد. با توجه به تاثیر مثبت و معنادار شاخص توسعه انسانی بر بهرهوری نیروی کار، میتوان پیشنهاد داد که سیاستمداران کشور عراق در راستای تقویت این شاخص از طریق بهبود شرایط آموزشی در مقاطع تحصیلی مختلف، بهبود شرایط بهداشت و درمان و امید به زندگی تصمیمهای درست و بلندمدت بگیرند تا علاوه بر بهرهمندی از اثرات غیر مستقیم این شاخص، سطح بهرهوری نیروی کار به عنوان یکی از کلیدها اصلی توسعه پایدار تقویت و پایدارتر گردد. بر اساس نتایج لازم به تاکید است که توسعه انسانی و بهبود آن بدون وقفه نمیتواند سبب بهبود رشد بهرهوری شود و با گذشت زمان کمکم آثار آن پدید خواهد آمد. همچنین براساس اثرات منفی و معنیدار نرخ تورم بر بهرهوری نیروی کار، بانکمرکزی عراق در راستای کنترل حجم نقدینگی به عنوان دلیل اصلی تورم در اقتصاد کشورها، کوشش و اهتمام بیشتری داشته باشد. در اخر با در نظر گرفتن تاثیر مثبت و معنادار سرمایهگذاری مستقیم خارجی بر بهرهوری نیروی کار دولت عراق میتواند با کاهش ریسکهای داخلی و افزایش امنیت سیاسی و اقتصادی خود با افزایش سرمایهگذاری خارجی علاوه بر استفاده از سایر اثرات مثبت آن، در راستای بهبود بهرهوری نیروی کار قدم بزرگی بردارد.
3.دیدگاه نوجوانان نسبت به سلامت روان در پارک های شهری (نمونه موردی پارک ایلگولی تبریز)
صفحه 37-51
زانیار صمدی تودار، سیما پناهی راد
چکیده زمینه و هدف: نوجوانی دورهای حیاتی در رشد شخصیت و تثبیت عادات سبک زندگی است که در آن تغییرات روانی، بیولوژیکی، فیزیکی و اجتماعی رخ میدهد و خطر عادات مضر برای سلامتی افزایش مییابد. این مرحله، کلید پیشگیری از مشکلات سلامتی است. مطالعات نشان دادهاند که محیطهای مختلف در این دوره بحرانی میتوانند رشد مغز، قابلیتهای شخصی و سلامت در طول زندگی نوجوانی را شکل دهند. توجه به فقدان تحقیق در مورد ترجیحات نوجوانان در کشورهای در حال توسعه مانند ایران نقطه عزیمت مطالعه حاضر است.
روش بررسی: دادههای این پژوهش با توزیع پرسشنامه بین 384 نوجوان 19-10 ایلگولی تبریز جمعآوری شد. پرسشنامه به سه دسته زیباییشناسی پارک، امکاناترفاهی پارک و اجتماع پذیری پارک تقسیم شد و با استفاده از روش نمونهگیری سیستماتیک بین نوجوانان حاضر در پارک توزیع گردید. آمار توصیفی، روایی و پایایی سوالات، آزمون نرمال بودن دادهها، همبستگی بین شاخصها و آزمون من-ویتنی با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.ز
یافتهها و نتیجه گیری: نتایج همبستگی اسپیرمن در SPSS نشان داد که اجتماع پذیری پارک با همبستگی 809/0 بیشترین تاثیر را بر رفاه ذهنی افراد نوجوان داشته است و به دنبال آن امکانات رفاهی پارک و زیباییشناسی پارک به ترتیب با همبستگی 775/0 و 593/0 در ردههای دوم و سوم موثر بر رفاه ذهنی نوجوانان تاثیر داشته است. پارکهای شهری بر سطح رفاه ذهنی افراد نوجوان تأثیر مثبت دارند. علاوه بر این، این مطالعه میتواند برای ایجاد راهنمای معماران منظر و شهرسازان در طراحی پارکها و فضاهای سبز شهری برای ایجاد فضای راحت تر برای سالمندان مفید باشد که باعث ارتقای ذهنیت آنها میشودراه حلی عملی و پایدار برای مصرف انرژی در آب و هوای سرد و خشک است و می توان از مزایای بسیار آن در اقلیم این شهر بهره برد.
4.بررسی و ارزیابی توزیع فضایی- مکانی کاربری آموزشی مقطع متوسطه شهر زابل
صفحه 52-64
مجید گودرزی، زهرا سلطانی، علی اشکبوس
چکیده زمینه و هدف: تعیین توزیع بهینه کاربریها و مراکز خدماتی یکی از چالشهای اصلی برنامهریزان شهری است. با توجه به رشد سریع جمعیت و توسعه کالبدی شهرها، مشکلاتی نظیر کمبود و عدم توزیع مناسب فضایی کاربریها به وجود آمده است. در شهر زابل، عدم توزیع مناسب مکانهای آموزشی مقطع متوسطه اول اول مشکلات متعددی را ایجاد کرده است، از جمله عدم سازگاری با کاربریهای مجاور، دسترسیهای ناکافی و کمبود فضاهای باز. این شرایط، محیطهای آموزشی را از ویژگیهای استاندارد یک فضای آموزشی مناسب محروم کرده است. هدف این مقاله بررسی توزیع فضایی-مکانی مدارس مقطع متوسطه اول در شهر زابل میباشد.
روش بررسی: این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانهای و اسنادی انجام شده است. پس از جمعآوری اطلاعات و دادههای میدانی، با بهرهگیری از نرمافزارهای GIS و SPS، توزیع فضایی، مکان استقرار و شعاع عملکرد مدارس مقطع متوسطه اول در شهر زابل مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. همچنین مدارسی که خارج از شعاع پوشش مدارس موجود و در کنار کاربریهای ناسازگار قرار دارند، شناسایی شدند.
یافتهها و نتیجه گیری: نتایج نشان میدهد که نزدیک به 50 درصد از مدارس مقطع متوسطه اول در شهر زابل از وضعیت استاندارد مناسبی برخوردار نیستند. این مدارس از نظر قرارگیری در کنار کاربریهای ناسازگار، دسترسیها، وضعیت ساختمانی و فضای باز در شرایط مطلوبی قرار ندارند. به طور کلی، توزیع فضایی-مکانی مراکز آموزشی مقطع متوسطه اول در شهر زابل با چالشهای متعددی مواجه است. اصلاحات در سیاستگذاری شهری، بهبود دسترسی به مدارس و ارتقاء کیفیت فضای آموزشی میتواند به بهبود شرایط آموزشی و رفاه دانشآموزان در این شهر منجر شود.
5.تدوین مدل نابرابری جنسیتی بر سلامت اجتماعی زنان شاغل در سازمان بهزیستی کشور
صفحه 65-77
حسین ابراهیم زاده آسمین، سعید محمدی صادق، مهدی معینی
چکیده زمینه و هدف: امروزه با توجه به اینکه سلامت اجتماعی هم در سطح فردی و خانواده و هم در سطوح اجتماعی اثرات مختلفی بر جای می گذارد ، توجه به سلامت اجتماعی زنان به عنوان اولین مراقبان سلامت خانواده و رکن مهم توسعه پایدار در جامعه حائز اهمیت فراوان می باشد. لذا پژوهش حاضر به بررسی تأثیر نابرابری جنسیتی بر سلامت اجتماعی زنان پرداخته است.
روش بررسی: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع پیمایشی است؛ داده ها با ابزار پرسشنامه و با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی مطبق از 138 نفر از زنان شاغل در سازمان بهزیستی کشور گردآوری شده است. اعتبار ابزار به روش اعتبار محتوا مورد تأیید قرار گرفت و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد و داده ها به کمک نرم افزارهای SPSS 25 و LISREL 8.8 مورد تحلیل قرار گرفتند. میزان تأثیرپذیری سلامت اجتماعی زنان (به عنوان متغیر وابسته) در پنج بعد همبستگی اجتماعی، انسجام اجتماعی، شکوفایی اجتماعی، پذیرش اجتماعی و مشارکت اجتماعی از متغیر مستقل (نابرابری جنسیتی) سنجیده شده است.
یافتهها و نتیجه گیری: طبق نتایج آزمون های آمار استنباطی در این پژوهش، می توان با احتمال 99 درصد ادعا کرد که متغیر ایدئولوژی پدرسالارانه (عامل اجتماعی نابرابری)، کلیشه های جنسیتی موجود در کتب درسی و رسانه های جمعی و دینداری (عوامل فرهنگی نابرابری ) دارای تأثیر منفی و معنی دار بر هر 5 بعد سلامت اجتماعی زنان می باشد و متغیرهای مرتبه شغلی، پایگاه اجتماعی خانوادگی ، میزان تحصیلات ، سن (عوامل زمینه ای نابرابری) ، میزان درآمد شخصی و میزان مالکیت شخصی زنان (عوامل اقتصادی نابرابری ) دارای تأثیر مثبت و معنی دار بر هر 5 بعد سلامت اجتماعی زنان می باشد ولی متغیر وضعیت تأهل (از عوامل زمینه ای نابرابری) در سلامت اجتماعی زنان (برای چهار بعد شکوفایی اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انطباق اجتماعی و انسجام اجتماعی) مؤثر نیست و فقط در بعد "پذیرش اجتماعی" است که میانگین چهار گروه با هم متفاوت است. بنابراین متغیر وضعیت تأهل فقط بر بعد "پذیرش اجتماعی" سلامت اجتماعی مؤثر است.
6.توانسنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق حفاظتشده شهرستان مشکینشهر با استفاده از مدلهای کمّی
صفحه 78-85
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم شکلی از گردشگری میباشد که موجب رشد و پایداری جغرافیایی منطقه، محیط زیست، فرهنگ، میراث تاریخی و زیبایی شناختی آن و همچنین بهبود زندگی ساکنین آن منطقه میشود. ژئوتوریسم حرکت نوینی به سمت توسعه روستائی است، هدف از این پژوهش، ا توانسنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق حفاظت شده شهرستان مشکین شهر با استفاده از مدلهای کمی میباشد.
روششناسی: روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر مدل سرانو-گونزالز-تروبا و کوبالیکوا است. مدل سرانو-گونزالز-تروبا برای ارزیابی ژئوسایتهای واقع در نواحی حفاظتی مناسب میباشد. ارزیابی ژئوسایتها در این روش بر مبنای سه معیار اصلی صورت میگیرد که به ارزیابی ارزشهای علمی و مدیریتی کمک میکند و روش مناسبی برای منطقه مورد مطالعه به شمار میآید..
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از ارزیابی مدل سرانو-گونزالز-تروبا نشان داد که منطقه حفاظت شده شیروان درهسی با کسب حداکثر امتیارات از نظر تنوع اشکال ژئومورفولوژیکی و زمینشناسی در رتبه اول قرار دراد. همچنین با کسب بیشترین امتیاز از نظر دسترسی و تنوع چشم انداز نسبت به سایر مناطق مورد مطالعه از پتانسیل بالایی جهت مطالعات میدانی و جذب گردشگر برخوردار است. با توجه به نتایج حاصله در رده دوم منطقه گندمین با کسب امتیار 5/8 دارای مناطق حفاظت شده مناسبی برای تحقیقات میدانی و جذب توریسم دارد. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی معیارهای مدل میتوان نتیجهگیری کرد که منطقه حفاظت شده شیروان درهسی در مشکینشهر با کسب بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارد. در نهایت، پیشنهاد میگردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق حفاظت شده، از زیرمعیارهای تاثیرگذار انسانی نیز استفاده گردد.
7.تبیین پایداری شهری با رویکرد پیاده سازی مولفه های شهر هوشمند مطالعه موردی: خرم آباد
صفحه 78-93
امیر حسینیان راد، حکمت امیری، نسیم نیکنامی، مریم بیرانوندزاده
چکیده زمینه و هدف: مطالعه پایداری شهری و پیادهسازی مولفههای شهر هوشمند، یک حوزه پژوهشی پیچیده و پویا است. هدف این مطالعه کمک به مجموعه دانش موجود با بررسی مفاهیم نظری و عملی مولفههای شهر هوشمند در دستیابی به پایداری شهری است. با بررسی ارتباطات متقابل بین این مفاهیم، این تحقیق به دنبال ارائه بینشی در مورد استراتژیهای موثر برای انتقال به سمت محیطهای شهری پایدارتر و انعطافپذیرتر در شهرهای ایرانی است. مطالعه حاضر به بررسی مؤلفه های شهر هوشمند و نقش آنها در پایداری شهری میپردازد.
روش تحقیق: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، از نوع کاربردى و به لحاظ ماهیت و روش تحقیق، از نوع مطالعۀ توصیفی- پیمایشی است و در تبیین ساختار به صورت مدل معادلات ساختاری که روشی برای بررسی روابط میان متغیرهای پنهان است که همزمان متغیرهای مشاهدهپذیر را نیز در نظر میگیرد، در شهر خرم آباد مورد بررسی قرار گرفته است. روش گردآورى اطلاعات نیز اسنادى (کتابخانه اى) و میدانی (پرسشنامه) است. جامعه آماری تحقیق حاضر، شهروندان ساکن در مناطق شهری خرم آباد تشکیل میدهند. حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه گیری تعداد 384 نفر تعیین شد. برای طراحی مدل ساختاری و اجرای مدل از نرمافزار لیزرل استفاده شد.
یافته ها و نتیجه گیری: برای سنجش پایداری شهری با رویکرد پیاده سازی مولفه های شهر هوشمند از پنج مولفه شامل اقتصادی، مدیریت شهری، زیست محیطی، شهروندی، حمل و نقل استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر، شهروندان ساکن در مناطق شهری خرم آباد تشکیل می دهند. نتایج تحقیق نشان می دهد اجرای یک شهر هوشمند نیازمند توجه به کلیه حوزه های مدیریت شهری، شهروندی، محیط زیست، حمل و نقل و اقتصاد است. مؤلفه حمل و نقل بیشترین تأثیر را بر پایداری شهری دارد. مولفه های زیست محیطی و شهروندی نیز تأثیر قابل توجهی بر پایداری شهری دارند. اما در نظر شهروندان خرم آبادی مؤلفه های مدیریت شهری و اقتصادی تأثیر کمتری بر پایداری شهری دارند. یافتههای این مطالعه این پتانسیل را دارد که تصمیمگیریهای خطمشی، شیوههای برنامهریزی شهری و استراتژیهای مشارکت ذینفعان را اطلاعرسانی کند و در نهایت به توسعه شهرهای پایدارتر و قابل زندگیتر کمک کند. با توجه به این تحلیل، می توان نتیجه گرفت که پیاده سازی شهر هوشمند نیازمند توجه به تمامی حوزه های مدیریت شهری، شهروندی، زیست محیطی، حمل و نقل و اقتصادی است. برای بهبود پایداری شهری با رویکرد پیاده سازی مولفه های شهر هوشمند در خرم آباد می بایست توسعه حمل و نقل عمومی، کاهش آلودگی هوا و آب، افزایش مشارکت شهروندان و بهبود کیفیت زندگی مدنظر قرار گیرد. همچنین بر نیازهای شهروندان بر مبنای استفاده از فناوریهای جدید در اجرای یک شهر هوشمند تاکید شود.
8.بررسی رابطه باور به تحقق حقوق شهری و مدیریت اکوسیستمی کلانشهرها(نمونه مورد مطالعه شهر مشهد
صفحه 94-106
رستم صابری فر
چکیده زمینه و هدف: غلبه نگاه خودمدارانه در مدیریت شهری، هزینههای گزافی را بر دوش مردم و حتی دولتها که شهرداریها را نهادهای عمومی خودگردان اعلام کردهاند، تحمیل میکند. در این رویکرد، شهرها از مالکیت مردم خارج شده و شهروندان، نقشی در مدیریت سکونتگاه خود ندارند. فرض اساسی این بررسی آن است که اکنون شهرها همچون یک آکواریوم تصور شده و هزینههای آن از مردمی طلب میشود که رابطه مشخصی با آن برقرار نمیکنند. این در حالی است که اگر حقوق شهری مردم رعایت شود، شهر همچون اکوسیستم تصور شده و نه تنها با کمترین هزینه اداره میگردد، بلکه بالاترین رضایتمندی را ایجاد خواهد کرد. برای آزمون این فرض، رابطه رعایت حقوق شهری و امکان تحقق شهر اکوسیستمی در مشهد، بررسی شد.
روش بررسی: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و هدف آن، کاربردی بود. دادههای مورد نیاز در این بررسی از نمونهای به حجم 384 نفر گردآوری شد که به شیوه نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای گزینش شدند. ابزارگردآوری دادهها، پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن بر اساس نظر متخصصان و ضریب آلفای کرونباخ(81/0) تایید گردید. دادههای جمعآوری شده با استفاده از ضریب همبستگی، واریانس یک طرفه، آزمونهای تعقیبی، رگرسیون چندگانه و سایر مدلهای آماری تحلیل شدند.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان داد که بین باور به رعایت حقوق شهری در مولفههای پنجگانه(حقوق مدنی، حقوق سیاسی، حقوق اجتماعی، حقوق فرهنگی و حقوق جنسیتی) و امکان تحقق مدیریت اکوسیستمی ارتباط مثبت و معناداری برقرار است. همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که باور به رعایت حقوق شهروندی و مدیریت اکوسیستمی شهر، رابطه معنادار و مثبتی دارند، به این معنا که هر چه باور به تحقق حقوق شهروندی(حق به شهر) افزایش پیدا کند، امکان اجرای مدیریت اکوسیستمی شهر هم بیشتر میشود. مقدار ضریب همبستگی این دو متغیر، 56 درصد به دست آمد. در نتیجه، فرضیه اصلی تحقیق مبنی بر تأثیر باور به تحقق حقوق شهروندی بر امکان مدیریت اکوسیستمی شهر تایید شد. این یافته بیانگر همسو بودن دو متغیر باور به تحقق حقوق شهروندی و امکان مدیریت اکوسیستمی شهر در یک مسیر است. ضریب رگرسیون محاسبه شده 62/0 و ضریب تعیین نیز 37 محاسبه گردید. در واقع، 37 درصد از تغییر متغیر وابسته با باور به تحقق حقوق شهروندی تبیین میشود. بر این اساس، چنانچه شهروندان به این باور برسند که مدیران، طراحان و سیاستگذاران شهری حقوق شهری آنها را رعایت میکنند، آنها شهر را به معنای واقعی، خانه خود تلقی خواهند کرد.
9.تبیین و ارزیابی میزان کیفیت فضاهای عمومی شهروندان ( مطالعه موردی: وضعیت سلامت روانی سالمندان منطقه2 شهرداری اردبیل)
صفحه 107-120
محمد حسن یزدانی، سمیرا سعیدی زارنجی
چکیده زمینه و هدف: همزمان با رشد سریع شهرها و توسعه کالبدی آنها، گاهی شاهد افول کیفیت محیطی فضاهای شهری هستیم که خود باعث بروز بحرانهای مختلفی در زندگی شهری شده است. امروزه معضلات شهرنشینی طیف وسیعی از ناراحتیهای روانی چون: استرس، پرخاشگری، زودرنجی، افسردگی، بیحوصلگی و شکایات جسمانی را شامل میشوند بنابراین هدف پژوهش حاضر تبیین فضاهای عمومی شهر و نقش آن در سلامت روحی و روانی شهروندان شهر اردبیل می باشد.
روششناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی و از جهت گردآوری دادهها اسنادی و پیمایشی است در این تحقیق جهت جمعآوری دادهها از دو پرسشنامه (محقق ساخته و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت) بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش سالمندان بالای 60 سال ساکن در منطقه 2 شهر اردبیل که تعداد آن( 10885) نفر بوده است. براساس فرمول کوکران حجم نمونه 371 پرسشنامه به دست آمده است برای تجزیه و تحلیل دادهها و بررسی ارتباط بین عوامل کیفیت محیط شهری با میزان سلامت روان سالمندان از معادلات ساختاری و آزمونهای آماری در محیط نرم افزار SPSS , Smart PLS استفاده گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: براساس یافته های پژوهش آماره T برای تمامی متغیرها بیشتر از (96/1) می باشد و در سطح اطمینال 95/. معنادار است و میزان ((AVE برای متغیر مشارکت اجتماعی(801/.)، متغیر حمل و نقل و دسترسی(821/.)، فضای بیرونی و ساختمانهای عمومی(781/.) و ایمنی و سهولت(922/.) میباشد. در ارتباط با پاسخ سوال پژوهش میتوان گفت ارتباط معناداری بین کیفیت فضای عمومی شهر و سلامت روحی و روانی سالمندان منطقه 2 شهر اردبیل وجود دارد. با اطلاعات جمعآوری شده در یافتههای تحقیق مشخص شد که منطقه 2 شهر اردبیل از منظر اکثر ابعاد طراحی و برنامهریزی نظیر مشارکت اجتماعی، دسترسی به حمل ونقل عمومی و فضاها، فضای بیرونی و ساختمانهای عمومی و ایمنی و سهولت برای سالمندان مناسب نیست.
10.پیش بینی تغییرات کاربری اراضی با استفاده ازتصاویر چند زمانه و مدل CA-MARKOV(مطالعه موردی: شهرگرگان )
صفحه 121-138
صالح ارخی
چکیده زمینه و هدف: به موازات افزایش روزافزون جمعیت شهرنشین، میزان ساختوساز در فضای شهر توسعه یافته است. توسعه ساختوساز در فضای افقی و بدون توجه به محدودیتهای موجود منجر به بروز مشکلات محیطی، اقتصادی و حقوقی برای شهروندان شده است. دستیابی به میزان، شدت و جهت توسعه ساختوساز از گذشته تاکنون و پیشبینی وضعیت ساختوساز در آینده، نخستین گام در جهت مدیریت علمی و عملی توسعه فیزیکی ساختوساز شهری، و برنامهریزی و ارائه راهکارهای مناسب به منظور ایجاد تناسب مابین تخصیص مکانی ساختوساز و انواع ملاحظات حقوقی، اقتصادی و محیطی میباشد. هدف این پژوهش مدلسازی و پیش بینی رشد شهری با استفاده ازتصاویر ماهوارهای و مدلCA-Markov میباشد.
روششناسی: : در این پژوهش، ابتدا، با استفاده از تصاویر چندزمانه لندست مربوط به سالهای 1355، 1380 و 1400 تغییرات کاربری اراضی مورد بررسی قرار گرفت و سپس گسترش فضایی شهر گرگان در سالهای (2021 م) و (2050 م) با استفاده از مدل CA-Markov پیشبینی شد. بر اساس نتایج این پژوهش، تغییرات کاربریها و سطح کاربریهای منطقه محاسبه و مورد مقایسه و بررسی قرار گرفتهاند. قلمرو جغرافیایی این پژوهش، شهر گرگان میباشد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که بیشترین افزایش کاربریها مربوط به کاربریهای شهری (کاربریهای ساخته شده) است که از رقم 79/6005 در سال 1400 به رقم 66/7141 هکتار در سال 2050 رسیده است. بر اساس نتایج این پژوهش، رشد شهر گرگان طی سالهای آینده به سمت زمینهای زراعی در پیرامون شمال، شمال غربی و شمال شرقی خواهد رفت.
11.بررسی و اولویت بندی جاذبه های گردشگری با استفاده از مدل F-TOPSISمطالعه موردی: شهرستان بستان آباد استان آذربایجان شرقی
صفحه 139-153
موسی عابدینی، سارا رنجبر، سولماز بهرامی
چکیده زمینه و هدف: ازمسائل مهم در زمینه گردشگری، شناخت پتانسیلها، رتبه بندی زیرساخت ها و جاذبههای گردشگری در نواحی مختلف یک شهرستان و توزیع متعادل این زیرساخت ها و تسهیلات هست. شهرستان بستان آباد با دارا بودن جاذبه های متعدد طبیعی، تاریخی و فرهنگی می تواند سالانه گردشگران زیادی را به خود جذب کند. هدف این مقاله اولویتبندی جاذبه های گردشگری شهرستان بستان آباد میباشد.
روششناسی: این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و پیمایشی تدوین شده و برای تجزیه و تحلیل دادهها از مدل F-TOPSIS استفاده گردیده است. جامعه آماری این پژوهش تعداد 30 نفر از فعالان بخش گردشگری است که با استفاده از ابزار پرسشنامه اطلاعات مورد نیاز جمع آوری شده است. از ضریب آلفای کرون باخ برای سنجش پایایی پرسشنامه به میزان85% استفاده شده است.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصل از مدل تاپسیس فازی، مکان های گردشگری شهرستان بستان آباد جهت بازدید گردشگران را میتوان به ترتیب زیر اولویت بندی نمود. طبق نتایج حاصل از مدل تاپسیس فازی، مکان های گردشگری شهرستان بستان آباد آبگرم معدنی بستان آباد، با امتیاز 530 رتبه یک، دریاچه قوریگل با امتیاز (528/0) رتبه دوم، غار آغ بولاق، با امتیاز (478/0) رتبه سوم، خانه پدری استاد شهریار با امتیاز (465/0) رتبه چهارم و دره شاهیوردی، پیست اسکی سهند، شهرتاریخی اوجان، مزار خسته قاسم، مسجد جانبهان و سد و کاروانسرای روستای الخلج به ترتیب با امتیاز (460/0)، (460/0)، (435/0)، (415/0)، (370/0) و (361/0) در رتبههای پنجم تا دهم قرار دارند.
12.ارزیابی پتانسیل سیلخیزی در زیرحوضههای آبخیز کوزهتوپراقی با استفاده از مدل توسعهیافته سیلاب ناگهانی
صفحه 154-167
عقیل مددی، امیرحسام پاسبان، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر، با افزایش فراوانی و شدت سیلابهای ناگهانی، پهنهبندی خطر وقوع این پدیده به امری ضروری تبدیل شده است. مدل توسعه یافته سیلاب ناگهانی (MFFPI) یکی از روشهای نوین و مؤثر برای ارزیابی و پهنهبندی خطر سیلاب ناگهانی در حوضههای آبخیز است. هدف از این پژوهش ارزیابی پتانسیل سیلخیزی در زیرحوضههای آبخیز کوزهتوپراقی با استفاده از مدل توسعهیافته سیلاب ناگهانی میباشد.
روششناسی: در همین راستا ابتدا لایههای اطلاعاتی شامل شیب، تجمع جریان، کاربری اراضی، نفوذپذیری سنگ، انحنا دامنه و بافت خاک در محیط GIS و با استفاده از نقشههای پایه استخراج و در گام بعد با استفاده از ابزار Raster Calculator همه این پارامترها وزندهی و نقشههای وزنی تولید شدند. سپس با همپوشانی این لایهها، نقشه پتانسیل سیلاب ناگهانی برای حوضه آبخیز کوزهتوپراقی در پنج دسته خطر خیلی کم (55 کیلومترمربع)، کم (10/126 کیلومترمربع)، متوسط (15/266 کیلومترمربع)، زیاد (50/219 کیلومترمربع)، و خیلی زیاد (03/138 کیلومترمربع) تقسیمبندی و استخراج گردید.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان میدهد که بخشهای شمالی و مرکزی حوضه عمدتاً در محدوده خطر کم تا متوسط قرار دارند، در حالی که نواحی جنوبی و غربی بیشترین میزان خطر سیلاب را تجربه میکنند. الگوی توزیع این پهنهها میتواند متأثر از پارامترهای ژئومورفولوژیکی نظیر شیب، ارتفاع، و تراکم زهکشی، همچنین ویژگیهای هیدرولوژیکی و کاربری اراضی باشد. بهویژه، مناطق با شیبهای تند، نفوذپذیری کم و کاربریهای حساس به رواناب، مستعد وقوع سیلابهای ناگهانی هستند. از سوی دیگر، مناطق با شیب کم که عمدتاً در نواحی میانی قرار دارند، به دلیل انباشت رواناب ورودی از نواحی بالادست، میتوانند به نقاط بحرانی در توسعه سیلاب تبدیل شوند. همچنین نتایج نشان داد که زیرحوضههای 2 و 3 با مساحت 02/0 و 15/0 کیلومترمربع و در مقابل زیرحوضههای 14 و 17 با مساحت 27/29 و 98/14 کیلومترمربع بهترتیب در پهنههای خطر وقوع سیلاب خیلی کم و خیلی زیاد قرار دارند.
نتیجهگیری: در نتیجه، مدیریت سیلاب در این حوضه نیازمند اتخاذ راهکارهای متناسب با شرایط توپوگرافی است. در نواحی شیبدار، اجرای عملیات آبخیزداری مانند احداث بندهای رسوبگیر و توسعه پوشش گیاهی میتواند به کاهش سرعت رواناب و افزایش نفوذپذیری کمک کند. همچنین، در مناطق کمشیب، ایجاد مخازن کنترل سیلاب و زهکشی مناسب میتواند نقش مؤثری در کاهش خطرات سیلاب ایفا کند.
13.تغییرات کاربری اراضی وشبیه سازی رشد وتوسعه شهری (مطالعه موردی شهر اردبیل)
صفحه 168-185
وحید قدوسی، حسین نظم فر، منصور رحمتی
چکیده زمینه و هدف: مدلسازی تغییرات کاربری اراضی، ابزاری ضروری برای تجزیه و تحلیلهای زیست محیطی، برنامه ریزی و مدیریت محسوب می گردد. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی شهر اردبیل در بازه زمانی 23ساله (از سال1998 تا 2021) است که این هدف با استخراج نقشههای کاربری اراضی سالهای 1998 و 2021 از طریق تصاویر ماهوارهای و به دست آوردن تغییراتی که در این مدت در کاربریهای اراضی حاصل شده است.
روش بررسی: مدلسازی تغییرات کاربری اراضی، ابزاری ضروری برای تجزیه و تحلیلهای زیست محیطی، برنامه ریزی و مدیریت محسوب می گردد. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی شهر اردبیل در بازه زمانی 23ساله (از سال1998 تا 2021) است که این هدف با استخراج نقشههای کاربری اراضی سالهای 1998 و 2021 از طریق تصاویر ماهوارهای و به دست آوردن تغییراتی که در این مدت در کاربریهای اراضی حاصل شده است و در نهایت پیش بینی این تغییرات برای سال 2038 بااستفادهازمدل مارکوف انجام گرفته است.
یافتهها و نتیجهگیری: این پژوهش با هدف بررسی تغییرات رخ داده در کاربریهای شهر اردبیل صورت گرفت. در این پژوهش از تصاویر ماهوارهای مربوط به سالهای 1998 سنجنده TM لندست و 2021 سنجنده OLI لندست برای بررسی کردن تغییرات کاربری اراضی مابین سالهای 1998 تا 2021 استفاده شد سپس پیش بینی تغییرات کاربری اراضی با توجه به روند تغییرات موجود برای سال 2038 انجام شد. این پژوهش نشان داد که میتوان با استفاده از ابزارهای مناسب مثل سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدلها و الگوریتمهای موجود در این سیستمها و ابزارها، مدل سازی مکانی و فضایی مناسبی را برای کاربریهای اراضی و مسائل مربوط به آن داشته باشیم، همچنین این پژوهش نشان داد که اگر از تصاویر با دقت بالاتر و کیفیت بهتر استفاده شود و مدلهای متعدد نیز به کار گرفته شود میتوان شاهد بررسی دقیقتر موضوعاتی از این دست بود که قطعاً میتواند کمک شایانی به مدیران و مسئولان شهری و تصمیم گیران برای برنامه ریزی و تصمیم گیری بهتر، برساند. نتایج کلی نشان دهنده این بود که مناطق ساخته شده روند کاهشی داشته و این روند برای سال 2038 نیز ادامه خواهد داشت، همچنین کاربری راه روند رو به رشدی از گذشته تا سال 2021 داشته که برای سال 2038 نیز روند رو به رشد خود را حفظ میکند، فضای سبز نیز روند روبهرشدمناسبیداشتهوبرایسال2038نیزادامهخواهدداشت.
14.بررسی تاثیر سرمایه انسانی بر توسعه اقتصادی کشور عراق
صفحه 186-198
عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد حسن زاده، محمد صادق میثم جواد
چکیده زمینه و هدف: سرمایه انسانی در ساختار اقتصادی بهعنوان یک منبع حیاتی برای تولید و ایجاد ارزش در نظام اقتصادی تلقی میشود. سرمایه انسانی از طریق مکانیسمهای مختلف نقش مهمی در رشد و توسعه اقتصادی ایفا میکند. سرمایه انسانی در قالب دانش، مهارت، تخصص و توانمندی در افراد شکل میگیرد تا سبب افزایش درآمد، کیفیت خدمات و میزان تولیدات شود و جامعه و سازمان میتواند برای پیشبرد اهداف خود از آن استفاده کند. درک سرمایه انسانی میتواند به شناسایی شکافهای مهارتی و نیازهای آموزشی ضروری برای بازسازی و احیای اقتصاد کمک کند. بنابراین مطالعه تأثیر سرمایه انسانی بر توسعه اقتصادی کشور عراق پس از سالها درگیری داخلی، حیاتی است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر سرمایه انسانی بر توسعه اقتصادی عراق طی دوره 2023-1990 میباشد.
روششناسی: پژوهش حاضر اثرات کوتاهمدت و بلندمدت تاثیر سرمایه انسانی بر توسعه اقتصادی عراق در طی دوره سالهای 2023-1990 را در قالب الگوها و روشهای اقتصادسنجی تحلیل و بررسی میکند. برای این منظور از الگوی خودرگرسیونی با وقفه توزیعی (ARDL) استفاده میگردد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج مدل در کوتاهمدت نشان میدهد که سرمایه انسانی تاثیر منفی و معنادار بر تولید ناخالص داخلی داشته است. به طوری که با افزایش یک درصدی سرمایه انسانی باعث کاهش 593/0 درصدی تولید ناخالص داخلی شده است. متغیرهای مخارج دولت و توسعه مالی هم در کوتاهمدت تاثیر مثبت و معنادار بر تولید ناخالص داخلی داشتهاند. نرخ بیکاری تاثیر منفی و معنادار بر تولید ناخالص داخلی دارد. در دوره بلندمدت سرمایه انسانی تاثیر مثبت و معنادار بر تولید ناخالص داخلی داشته است. به طوری که افزایش یک درصدی سرمایه انسانی باعث، افزایش 176/0 درصدی تولید ناخالص داخلی شده است. همچنین متغیرهای مخارج دولت و توسعه مالی هم در بلندمد تاثیر مثبت و معنادار بر تولید ناخالص داخلی داشتهاند. نیروی کار و بیکاری تاثیر منفی و معنادار بر تولید ناخالص داخلی داشتهاند. بنابراین میتوان نتیجهگیری کرد که سرمایهگذاری در آموزش و پرورش، تقویت آموزش فنی و حرفهای به منظور تطابق نیازهای بازار کار و مهارتهای افراد تحصیلکرده و بهبود ظرفیت و کیفیت معلمان از طریق آموزش مداوم و فراهمسازی منابع بهروز زمینه را برای افزایش توسعه اقتصادی عراق فراهم خواهد نمود.
15.سنجش و ارزیابی پراکنده رویی شهری با استفاده از تصاویر ماهواره ای و شاخص های چشم انداز در کشور عراق (مطالعه موردی: شهر دیوانیه)
صفحه 199-215
حیدر کریم بدر المرشدی، میرنجف موسوی، ایوب منوچهری، علیرضا جمشیدی
چکیده زمینه و هدف: شهرنشینی یک روند جهانی است که به طور قابل توجهی بر توسعه پایدار شهری و کیفیت زندگی شهری تأثیر می گذارد. ارزیابی پراکندگی شهری برای برنامه ریزی شهری پایدار حیاتی است و با اهداف کلیدی اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد همسو است. هدف از پژوهش حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی است، شناسایی و سنجش شدت پراکندهرویی شهری در شهر دیوانیه از کشور عراق با استفاده از فناوری جغرافیایی و شاخصهای چشمانداز برای ارزیابی، نقشهبرداری و کمی کردن گستره پراکندگی شهری در دیوانیه از سال 1990 تا 2024 میباشد.
روششناسی: لذا برای دستیابی به هدف مورد نظر، از الگوریتم یادگیری ماشین نظارت شده توسط ماشین بردار پشتیبان (SVM) همراه با معیارهای چشمانداز استفاده شده است. در این راستا ابتدا تصاویر ماهوارهای مربوط به سالهای 1990، 2000، 2011، 2020 و 2024 به کمک ماهواره Landsat استخراج و با استفاده از الگوریتم SVM در نرمافزار ENVI4.8 طبقهبندی و تغییرات آشکار شدند. همچنین، با کاربست متریکهای چشمانداز با استفاده از نر مافزار Fragstats 4.2، پرا کندهرویی شهری در شهر دیوانیه بررسی و استخراج شد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان داد، میزان ساخت در شهر دیوانیه در دوره مطالعه 34 ساله، از 2069 هکتار در سال 1990 به 4420 هکتار در سال 2024 رسیده است. به عبارتی این شهر شاهد رشد 6/113 درصد بوده است. این مطالعه همچنین از طریق معیارهای چشمانداز کشف کرد که الگوی پراکندگی شهری در دیوانیه با همه اشکال پراکندگی شهری، یعنی جهش، پر کردن، نوار/روبان، و توسعه کم تراکم مشخص میشود.
16.بررسی چگونگی استفاده از فناوری اطلاعات برای بهینه سازی فرایندها و افزایش بهره وری در کسب و کارهای محلی (مطالعه موردی: شهر ارومیه)
صفحه 216-232
علی رضا جمشیدی، سهند آذر
چکیده زمینه و هدف: استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعات نقش مهمی در بهره وری مالی کسب و کارهای کوچک دارد. این ابزارها امکان مدیریت بهتر منابع، کاهش هزینه ها، و بهبود فرآیندهای عملیاتی را فراهم می کنند. درکسب و کارهای کوچک که منابع مالی و انسانی محدودتر هستند، استفاده از فناوری اطلاعات به عنوان یک عامل استراتژیک می تواند به بهبود عملکرد مالی کمک کند.
روششناسی: هدف پژوهش حاضر، بررسی چگونگی استفاده از فناوری اطلاعات برای بهینه سازی فرایندها و افزایش بهره وری در کسب و کارهای محلی (مطالعه موردی: شهر ارومیه) می باشد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی - نظری و ازنظر روش، توصیفی– تحلیلی است. اطلاعات و داده های موردنیاز از طریق روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. در این پژوهش از روش دلفی فازی و BWM فازی استفاده شده است. لازم به توضیح بوده که اطلاعات لازم از طریق روش دلفی فازی جهت تایید و غربالگری معیارها استفاده شده است که در سه مرحله انجام گرفته شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: هدف اصلی، شناسایی و تحلیل فرصتها و چالشهای پیش روی این کسبوکارها در زمینه بهکارگیری IT، و ارائه راهکارهای عملی برای ارتقای عملکرد آنها است. اهمیت این پژوهش ناشی از نقش حیاتی کسبوکارهای محلی در توسعه اقتصادی شهر، ایجاد اشتغال، و بهبود کیفیت زندگی شهروندان است. نتایج به این صورت است که معیار، حضور آنلاین (C2) با وزن 0.16 اولویت اول، معیار، دسترسی به اینترنت(C1) با وزن 0.132 اولویت دوم، معیار ، افزایش بهره وری(C9) با وزن 0.082 اولویت سوم را کسب کرده است. همچنین نرخ سازگاری پژوهش 0.076 شده است که نشان دهنده سازگاری بالای مقایسه زوجی است.
17.تجزیه و تحلیل و توانسنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سرعین براساس مدل M GAM
صفحه 233-252
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل و توانسنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سرعین براساس مدل M GAM میباشد. شهرستان سرعین در شمال غرب ایران و در محدوده جغرافیایی 47 درجه و 48 دقیقه تا 48 درجه و 11 دقیقه طول شرقی و 38 درجه و 3 دقیقه تا 38 درجه و 15 دقیقه عرض شمالی قرار دارد.
روششناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش پژوهش آن توصیفی پیمایشی است که با استفاده از تکمیل پرسشنامه انجام شده است. در این پژوهش هشت ژئوسایت شهرستان سرعین (پل معلق ورگهسران، ویلادره، پیست اسکیآلوارس، گلدشت کلخوران، غارکنزق، دره علیدرویش، دره ساریدره، امامزاده آتشگاه) با استفاده از ارائه ۲۰ پرسشنامه به گردشگران حاضر در مناطق مورد مطالعه و همچنین ارائه ۲۰ پرسشنامه کتبی به کارشناسان و متخصصان به این ژئوسایتها و جمعآوری دادههای آن مورد ارزیابی قرار داده شد. در این پژوهش ابتدا برخی از لندفرم های ژئومورفولوژیکی با استفاده از مطالعات کتابخانهای، عکس های هوایی، تصاویر ماهوارهای، پیمایشهای میدانی و مصاحبه، شناسایی و محدوده آنها تعیین گردید. سپس با بهره گیری از مدل M-GAM،پتانسیلهای گردشگری لندفرم ها مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج و یافتهها : نتایج حاصله از ارزیابی مدل M-GAMنشان داد که بر اساس ارزیابی نظر کارشناسان و بازدیدکنندگان منطقه ژئوتوریستی پل معلق ورگهسران بالاترین ارزش اصلی را به خود اختصاص داده است. از نظر ارزشهای مکمل نیز بالاترین امتیاز برای امامزاده آتشگاه با امتیاز 91/11 بوده است و در مجموع امتیازات، بیشترین امتیاز در درجه اول برای امامزاده آتشگاه و کمترین مجموع امتیاز مربوط به ویلادره است. همچنین ماتریس M-GAMبا استفاده از ارزش اصلی و مکمل حاصل از تجزیه و تحلیل نشان میدهد که ژئوسایتهای گلدشت کلخوران، امامزاده آتشگاه، دره ساریدره و پل معلق ورگهسران از نظر ارزشهای اصلی در فیلدZ23 قرار گرفته اند و از نظر ارزشهای مکمل دارای پتانسیل سطح بالا برای ژئوتوریسم هستند. ژئوسایتهای دره علیدرویش، غارکنزق و پیست آلوارس نیز از نظر ارزش اصلی و مکمل دارای ارزش متوسطی برای ژئوتوریسم هستند (ارزش اصلی و مکمل Z22) و در نهایت ویلادره از نظر ارزش اصلی در سطح متوسط و از نظر ارزش مکمل در سطح پایینی برای توسعه ژئوتوریسم قرار گرفته است. بنابراین نتیجهگیری میگردد که فضای زیادی برای بهبود ژئوتوریسم در این مکانها وجود دارد و سرمایهگذاری برای بهبود زیرساخت این ژئوسایتها و ارتقای برنامهریزی و فعالیتهای تبلیغاتی، این مناطق میتوانند گردشگران و مسافران زیادی را جذب کنند که باعث ایجاد مشاغل و افزایش درامد مردمان محلی میشود. در نهایت پیشنهاد میگردد برای تجزیه و تحلیل و توانسنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سرعین بر اساس هوش مصنوعی و مدلهای بروز ژئوتوریستی هم مورد بررسی قرار گیرد.
18.مکانیابی پارکینگ طبقاتی عمومی در شهر ایذه با استفاده از روش AHP و ماتریس SWOT
صفحه 253-265
احسان کی شمس اردوتی، الیاس مودت
چکیده زمینه و هدف: رشد سریع شهرنشینی و افزایش تعداد وسایل نقلیه در مناطق شهری منجر به افزایش مشکلاتی همچون ترافیک، کمبود فضای پارک و کاهش کیفیت زندگی شده است. شهر ایذه، به دلیل تمرکز مراکز تجاری و خدماتی در هسته مرکزی و محدودیتهای معابر، با مشکل جدی کمبود پارکینگ مواجه است. این پژوهش، مکانیابی بهینه پارکینگهای طبقاتی عمومی در ایذه به منظور کاهش مشکلات ترافیکی و بهینهسازی فضاهای پارک شهری است.
روششناسی: این پژوهش از رویکرد توصیفی-تحلیلی بهره می برد و داده ها از طریق مطالعات میدانی، بررسی اسناد و نظرات کارشناسان جمع آوری شده اند. برای اولویت بندی معیارهای مکانیابی، از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و برای تحلیل شرایط محیطی، از ماتریس SWOT استفاده شده است. معیارهای بررسی شده شامل تراکم جمعیت، میزان ترافیک، دسترسی پذیری، فاصله از مراکز تجاری، مساحت، امکان اجرای عملیات عمرانی و هزینه زمین بوده اند. تحلیل داده ها بر اساس مقایسات زوجی صورت گرفته و وزن هر معیار مشخص شده است.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان می دهد که هسته مرکزی شهر ایذه، به دلیل تمرکز بالای کاربری های تجاری و اداری، بیشترین نیاز را به پارکینگ طبقاتی دارد. تحلیل AHP نشان داد که معیارهای تراکم جمعیت و میزان ترافیک بالاترین وزن را در مکانیابی پارکینگ دارند، درحالیکه هزینه زمین و محدودیت های فیزیکی بهعنوان چالش های اصلی شناسایی شدند. از سوی دیگر، تحلیل SWOT مشخص کرد که بهترین راهبرد برای حل مشکل کمبود پارکینگ، استراتژی تهاجمی (SO) است که بر استفاده از فرصت های موجود و بهره گیری از نقاط قوت تأکید دارد. بر اساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود که برای کاهش چالش های اجرایی و افزایش کارایی، از سرمایه گذاری بخش خصوصی استفاده شود. همچنین، مکانیابی پارکینگ باید به گونهای انجام شود که نه تنها به تقاضای بالای پارکینگ پاسخ دهد، بلکه چالش های اجرایی و اقتصادی نیز به حداقل برسد. این مدل قابلیت تعمیم به سایر شهرهایی که با مشکلات مشابه در حوزه پارکینگ شهری مواجه هستند را دارد.
19.طراحی مدل توسعة گردشگری اسب در استان خوزستان براساس نظریة داده بنیاد
صفحه 266-290
مریم خواجوی، سیده ناهید شتاب بوشهری، محمد سجادیان، حمیدرضا قزلسفلو
چکیده زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل توسعة گردشگری اسب در استان خوزستان براساس نظریة دادهبنیاد انجام شد. این پژوهش با استفاده از روش کیفی با اجرای مصاحبههای نیمهساختاریافته با 15 نفر از اساتید و متخصصان در ادارات ورزش و جوانان که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند، انجام گردید.
روششناسی: روش ﺟﻤﻊآوری اﻃﻼﻋﺎت از طریق ﻣﻄﺎلعة پژوهشهای پیشین و اجرای مصاحبههای نیمهساختاریافته بود. ﺑﺮای ﺑﺮرﺳﻲ رواﻳﻲ صوری و محتوایی، یافتههای ﭘﮋوﻫﺶ به ﻣﺸﺎرﻛﺖﻛﻨﻨﺪﮔﺎن اراﺋﻪ شد و آنها ﻣﺘﻦ ﻧﻈﺮﻳﻪ را ﻣﻄﺎﻟﻌﻪکردند و سپس، ﻧﻈﺮهای آنها اﻋﻤﺎل ﺷﺪ. روش استفادهشده برای بررسی پایایی، روش توافق درونموضوعی بود. میانگین میزان توافق درونموضوعی 83/0 گزارش شد.
نتایج و یافتهها : بر اساس تحلیل جامع مصاحبهها، توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان تحت تأثیر عوامل علی (منابع انسانی، اقتصاد، مدیریت)، شرایط زمینهای (زیرساختها، امنیت، جذابیتهای محیطی)، راهبردهای مؤثر (برنامهریزی، مشارکت، نظارت) و عوامل مداخلهگر (زیستمحیطی، فناوری، آموزش) قرار دارد. توسعه موفق این صنعت، پیامدهای مثبتی همچون رشد اقتصادی، ارتقای اجتماعی، کارآفرینی و غنای فرهنگی را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، پیشنهاد میشود بهمنظور توسعة گردشگری اسب، با توجه به عوامل شناساییشده، با تمرکز بر بهبود زیرساختها، تقویت مدیریت و برنامهریزی استراتژیک، و توجه به عوامل مداخلهگر (زیستمحیطی، فناوری، آموزش)، زمینه را برای مشارکت فعال ذینفعان و بهرهمندی از پیامدهای مثبت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم گردد.
20.مکانگزینی بهینه پادگانهای شهرستان مشگینشهر با استفاده از قابلیتهای سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدل تحلیل فرایند شبکهای (ANP)
صفحه 291-309
امیرحسام پاسبان، موسی عابدینی
چکیده زمینه و هدف: روشهای تصمیمگیری چندمعیاره در ترکیب با سیستم اطلاعات جغرافیایی امکان ارزیابی همزمان معیارهای مختلف محیطی، زیرساختی و امنیتی را فراهم میکنند و به انتخاب بهینهترین مکان برای احداث پادگانهای نظامی کمک مینمایند. از اینرو هدف از این پژوهش، مکانگزینی پادگانهای نظامی در شهرستان مشگینشهر با بهرهگیری از مدل فرایند تحلیل شبکهای و سیستم اطلاعات جغرافیایی است.
روششناسی: جهت دستیابی به هدف پژوهش در گام اول با تهیه و تنظیم پرسشنامه به روش پیمایشی، نظرات کارشناسان درباره فاکتورهای موثر در مکانگزینی پادگانهای نظامی منطقه مورد مطالعه جمعآوری شد. در مرحله بعد با رقومی کردن لایههای مورد نیاز از روی نقشههای موجود، پایگاه دادهها در محیط ArcGIS تهیه شد. همچنین وزندهی دادهها با استفاده از روش ANP انجام گرفت. در نهایت، نقشه پهنهبندی منطقه با تلفیق و همپوشانی لایههای مورد استفاده تهیه شد.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که 67/15 درصد از مساحت شهرستان در کلاس خیلی مناسب و 97/17 درصد در کلاس مناسب قرار دارد که این مناطق عمدتاً در بخشهای مرکزی و شرقی شهرستان واقع شدهاند. در مقابل، 55/25 درصد در کلاس نامناسب و 48/21 درصد در کلاس خیلی نامناسب قرار دارد که این نواحی عمدتاً در مناطق کوهستانی و پرشیب غربی و جنوبی شهرستان قرار دارند. پژوهش حاضر نشان داد که استفاده از مدلهای تصمیمگیری چندمعیاره در کنار تحلیلهای مکانی GIS میتواند به تصمیمگیری بهینه در مکانگزینی پادگانهای نظامی کمک کرده و تعارضات زیستمحیطی و امنیتی را به حداقل برساند.
21.شناسایی و اولویتبندی تئوری های سازمان فضایی سازگار در تحلیل بافت تاریخی شهر تبریز
صفحه 310-327
فاطمه ابراهیمی ابراهیم بگلو، رحمت محمدزاده
چکیده زمینه و هدف: نظم حاکم در سیستم پیچیده شهری، همواره مولد جریانهای درهم تنیده و ارتباطات پیچیده در سازمان فضایی شهر بوده است. درک چنین نظمی، مستلزم فهم جایگاه عناصر و روابط عمیق در اجزای سازمان فضایی است، از اینرو شناسایی عناصر شاکله سازمان فضایی و ارتباطات آنها، در راستای خوانش شهر و طراحی شهری ضرورت دارد. برمبنای چنین ضرورتی، در مطالعه نمونه موردی، بافت تاریخی تبریز، این پرسش مطرح میگردد که؛ در تحلیل سازمان فضایی بافت تاریخی تبریز، کدام تئوریها و دیدگاههای مطرح سازمان فضایی سازگارترند؟ و در راستای پاسخ به این سوال، تئوریهای سازمان فضایی و شاخصهای معرف هر یک برمبنای ویژگیهای بافت تاریخی تبریز، شناسایی، اولویت بندی و درنهایت یک رویکرد چند وجهی منتج از تلفیق تئوریهای سازگار با بستر مورد مطالعه استخراج میگردد.
روششناسی: جهت نیل به اهداف در این پژوهش، از روش آمیخته (کیفی و کمّی ) استفاده شدهاست و گردآوری دادهها، از طریق راهبرد پیمایشی (میدانی-کتابخانهای) بوده است. این پژوهش، بر اساس هدف کاربردی و از نوع توصیفی-تحلیلی بوده است. در بخش کمّی پژوهش، بر مبنای روش دلفی، از ابزار پرسشنامه جهت دستیابی به اجماع آرا و نظرات، 8 نفر از افراد دارای صلاحیت، به عنوان پانل خبرگان انتخاب و دادههای حاصل از پرسشنامهها، پس از اطمینان از همگرایی نظرات، در دو مرحله امتیازدهی و اولویتبندی گردید. در نهایت، نتایج حاصل از داده های کمی، با ویژگی های زمینه و نیز با اتکاء بر نقاط ضعف و قوت هر تئوری، مورد تحلیل و تفسیر قرارگرفت.
یافتهها و نتایج: یافتههای این تحقیق، شامل اولویتبندی تئوریهای سازمان فضایی و شناسایی شاخصهای مطرح در هر تئوری و درنهایت، ارائه یک رویکرد چندوجهی منتج از اجماع نظرات خبرگان و اولویت تئوری های سازمان فضایی، با اتکا بر ویژگیهای بستر بافت تاریخی تبریز بودهاست،اتخاذ چنین رویکردهای تلفیقی-کاربردی و مبتنی بر ویژگیهای زمینه، فراتر از صرف بکارگیری ابزارهای موجود، با تحلیل عمیق و طبقهبندی تئوریهای سازمان فضایی، راه را برای تحلیلهای جامعتر و با دقت نظر بیشتر، برای بافت هایی با ساختارهای ویژه، هموار میسازد و به غنای دانش در این حوزه میافزاید.
22.تبیین رابطه توانمندسازی روانشناختی پیرامون تابآوری روستاییان در مقابل کووید 19(مطالعه موردی: روستاهای کنویست شهرستان مشهد)
صفحه 328-344
بهرام ایمانی، طیبه گلریز
چکیده زمینه و هدف: توانمندسازی جامعه روستایی یک امری بسیار راهبردی برای ایجاد توسعه همه پتانسیلهای موجود در جامعه است تا افراد بهصورت فردی و گروهی توانمند شوند و برای رسیدن به این بخش از مهارت حفظ تابآوری ضرورتی اجتنابناپذیر است. لذا این تحقیق بر اساس ارتباط بین توانمندسازی روانشناختی پیرامون تابآوری روستاییان در برابرکرونا انجامشده است. منطقه موردمطالعه روستاهای دهستان کنویست شهرستان مشهد است.
روششناسی: روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصـیفی میباشد. جامعه موردمطالعه شامل افراد موجود در 11 روستای کنویست شهرستان مشهد به تعداد 4712 نفر و با استفاده از فرمول کوکران تعداد 302 نفر بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش نمونهگیری تصادفی ساده میباشد. روش تحقیق بر اساس پرسشنامه محقق ساخته تنظیم شده است. روایی پرسشنامه توسط اساتید دانشگاه مورد تأیید میباشد؛ و همچنین ضریب پایایی ترکیبی (CR) ) برای تمامی متغیرها بیش از 7/0 میباشد که نشاندهنده ثبات و همبستگی درونی مطلوب بین آیتمهاست. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از روش تحلیل معادلات ساختاری و نرمافزار پی ال اس (PLS) و نرمافزار(SPSS) استفاده گردیده است.
یافتهها و نتایج: نتایج حاکی از آن است که رابطۀ بین خود تعینی با تابآوری با ضریب مسیر (476/0) و عدد معنیدار 857/2 و بین سطح معنیداری با تابآوری با ضریب مسیر (319/0) و عدد معنیدار 964/3، بین اثرگذاری با تابآوری با ضریب مسیر (521/0) و عدد معنیدار 371/2 رابطه مثبت و معنیدار وجود دارد. همچنین بین عزتنفس، اعتماد و شایستگی با تابآوری رابطه مثبت و معنیداری وجود نداشت. درنهایت با توجه به تحلیل نتایج، پیشنهادهای کاربردی ارائهشده است.
23.تاثیر رانت منابع طبیعی، ریسک ژئوپلیتیک و عدم قطعیت سیاست های اقتصادی بر رشد سبز در کشور عراق
صفحه 345-362
محمد موسی عبداله، عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد حسن زاده
چکیده زمینه و هدف: رانت منابع طبیعی، میتواند به عنوان یک عامل دوگانه عمل کند؛ از یک سو، تأمین مالی برای پروژههای سبز را فراهم میآورد و از سوی دیگر، ممکن است به وابستگی به صنایع آلاینده و کاهش انگیزه برای سرمایهگذاری در فناوریهای پایدار منجر شود. ریسک ژئوپلیتیک در کشورهای غنی از منابع طبیعی، به ویژه در مناطق ناپایدار، میتواند به عدم قطعیت در سرمایهگذاریها و کاهش تمایل به توسعه پروژههای اقتصادی سبز منجر شود، که این امر به تضعیف رشد پایدار کمک میکند. عدم قطعیت در سیاستهای اقتصادی، به ویژه در زمینه قوانین زیستمحیطی و مالیات، میتواند به کاهش اعتماد سرمایهگذاران و تأخیر در اجرای ابتکارات سبز منجر شود و در نتیجه، رشد اقتصادی پایدار را تحت تأثیر قرار دهد.
روش شناسی: در این پژوهش، به بررسی اثرات رانت منابع طبیعی، ریسک ژئوپلتیک و عدم قطعیتهای اقتصادی و متغیرهای کنترلی دیگر چون توسعه مالی، تجارت خارجی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی، تشکیل سرمایه ثابت بر رشد اقتصادی سبز در کشور عراق با استفاده از الگوی خودتوضیحی با وقفههای گسترده (ARDL) و دادههای فصلی طی دوره زمانی 2022-1995، پرداخته میشود.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از برآورد مدل، نشان میدهند که رانت منابع طبیعی، ریسک ژئوپلتیک و عدم قطعیت سیاستهای اقتصادی، اثر منفی و معناداری بر رشد اقتصادی سبز در این کشور دارند. همچنین، توسعه مالی، تجارت خارجی، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و تشکیل سرمایه ثابت، اثر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی سبز در کشور عراق دارند.
24.تحلیل زیست پذیری شهری از بعد اجتماعی- فرهنگی در محلات شهر بناب با تاکید بر دوگانگی فضایی زیست پذیری در بافت های شهری
صفحه 363-381
ایوب نیکنام، عطا غفاری گیلانده، علیرضا محمدی، منصور رحمتی
چکیده زمینه و هدف: رشد سریع شهرنشینی و گسترش نابرابریهای اجتماعی-اقتصادی در شهرها موجب شکلگیری دوگانگی فضایی و کاهش زیستپذیری شهری شده است. هدف این پژوهش، بررسی دوگانگی زیستپذیری از بعد اجتماعی و فرهنگی در محلات دو پهنه جداگانه شهر بناب است که شامل محلات دارای بافت فرسوده و سکونتگاههای غیررسمی (جنوب و جنوب شرق)، و محلات با بافت غیر فرسوده (مناطق مرکزی و شمالی) میشود.
روششناسی: مطالعه حاضر به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شده و دادههای آن از طریق پرسشنامههای میدانی و منابع اسنادی گردآوری گردیده است. تحلیلهای آماری با استفاده از آزمون t تک نمونهای و تحلیل واریانس یکطرفه (ANOVA) در نرمافزار SPSS صورت پذیرفت و توزیع فضایی دادهها نیز با بهرهگیری از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) ترسیم شد.
یافتهها و نتایج: نتایج آزمون t نشان داد که میانگین شاخصهای اجتماعی و فرهنگی در پهنه بافت غیر فرسوده (47/3) به طور معناداری بالاتر از پهنه فرسوده و سکونتگاههای غیررسمی (98/2) بوده و فقط تعداد محدودی از محلات بافت فرسوده وضعیت نسبتاً مطلوبی داشتند. تحلیل فضایی کاهش تدریجی کیفیت زیستپذیری را از مناطق مرکزی و شمالی به سمت محلات جنوبی و جنوب شرقی تأیید کرد. بر اساس نتایج تحلیل واریانس، مهمترین عوامل مؤثر بر زیستپذیری به ترتیب شاخصهای امنیت (740/0)، کیفیت بهداشت (694/0) و کیفیت آموزش (682/0) بودند. همچنین توزیع نامتوازن مراکز آموزشی، فرهنگی و تفریحی در پهنه فرسوده،موجب تشدید نابرابریهای زیستپذیری گردیده است. بر مبنای یافتهها، تقویت امنیت و نظم عمومی، ارتقای کیفیت بهداشت و آموزش، بهبود زیرساختهای شهری، توسعه فضاهای عمومی و برنامهریزی مشارکتی میتواند به عنوان راهکارهای کلیدی برای ارتقاء ابعاد اجتماعی و فرهنگی زیستپذیری در این محلات مطرح گردد.
بررسی و برآورد بیلان تشعشع تغییرات اقلیمی با استفاده از سری تصاویر ماهواره ای لندست (مطالعه موردی: شهرستان اصلاندوز)
صفحه 382-392
لطف اله ملکی معصوم آباد، مریم محمدزاده شیشه گران
چکیده زمینه و هدف: مطالعات نشان میدهد که نقش سنجش از دور حرارتی در مطالعه و برآورد دمای سطح زمین بسیار حائز اهمیت است. حرارت سطح زمین شاخص بسیار مهمی در مطالعه مدلهای تعادل انرژی در سطح زمین در مقیاس منطقهای و جهانی است. با توجه به محدودیت ایستگاههای هواشناسی، سنجش از دور میتواند جایگزین مناسبی برای برآورد حرارت سطح زمین باشد. هدف اصلی از این تحقیق پایش دمای سطح زمین با استفاده از تصاویر ماهوارهای در سال های 2003، 2013، 2023 داشته باشد، میباشد. به همین منظور ابتدا تصاویر مربوطه اخذ شد و پیشپردازشهای لازم بر روی هر کدام اعمال شد. سپس نسبت به مدلسازی و تعیین مقدار بیلان تشعشع و حرارت تصاویر اقدام شد. در نهایت به منظور پایش دمای سطح زمین نقشه دمای سطحی شهرستان اصلاندوز استخراج شد.
روش شناسی: در این پژوهش برای بررسی و امکان سنجی استفاده از انرژی تابشی خورشید از تصاویر ماهوارهی لندست در مربوط به سال 2003 ، 2013 و 2023 استفاده گردید. از نرمافزارENVI برای انجام محاسبات مربوط از نرمافزار ArcGIS جهت تهیه نقشه استفاده گردید. یکی از کاربردهای تصاویر حرارتی تهیه نقشه های حرارتی به منظور تعیین محدوده های هم دما می باشد.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان داد که در سال 2003 دمای سطح زمین 10/40 به 49/42 در سال 3013 افزایش پیدا کرد و در نهایت به علت تغییرات اقلیمی و همچنین دخالت سریع و شدید انسان در طبیعت در سال 2023 به 92/49 افزایش شدیدی پیدا کرد. نتایج نشان داد مناطق با پوشش گیاهی بالا و مناطق آبی دارای درجه حرارت پایین بودند و مناطق عاری از پوشش گیاهی دارای بالاترین دما در هر سال است . که نشان دهنده این دخالت انسان و نابودی جنگل و مرتع و گسترش شهر نسبت به 20 سال قبل تمرکز حرارت نیز افزایش یافته است. زیرا پوشش گیاهی همواره به صورت مانع ورود حرارت بوده است و دارای رطوبت تعدیل کننده است و همچنین رابطه معکوسی با حرارت سطح زمین دارد.
شناسایی عوامل درآمدزا بر توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان
صفحه 393-413
مریم خواجوی، حمیدرضا قزلسفلو
چکیده زمینه و هدف: توسعه اقتصادی گردشگری اسب در خوزستان با تکیه بر نژاد اصیل عرب، راهکاری استراتژیک برای عبور از اقتصاد نفتی، اشتغالزایی روستایی و بهبود زیرساختهای استانی است. این رویکرد از طریق ایجاد زنجیره ارزش و جذب درآمدهای ارزی، خوزستان را به قطب بینالمللی گردشگری ورزشی و تجاری تبدیل میکند. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل درآمدزا بر توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان انجام شده است.
متدلوژی: پژوهش حاضر در دو فاز کیفی (شناسایی شاخصها از طریق مصاحبه) و کمی (وزندهی به روش SIWEC) سازماندهی شده است. هدف از این رویکرد، استخراج و رتبهبندی دقیق عوامل مؤثر بر موضوع پژوهش با تکیه بر دانش خبرگان حوزه گردشگری و سوارکاری استان خوزستان بود. فرآیند انتخاب مشارکتکنندگان نیز در بخشهای مختلف بر پایه نمونهگیریهای هدفمند و قضاوتی صورت پذیرفته است تا از غنای دادههای تخصصی اطمینان حاصل شود.
یافتهها و نتایج: یافتههای پژوهش نشان میدهد توسعه گردشگری اسب در خوزستان نیازمند یک سلسلهمراتب منطقی است که در آن سرمایهگذاری و مالی با اولویت تسهیلات بانکی، به عنوان سنگبنا و حیاتیترین پیشران اقتصادی عمل میکند. در مرتبه دوم، زیرساختهای تخصصی و تجارت مرزی با تأکید بر حملونقل مدرن و ثبت جهانی نژادهای بومی، بسترهای کالبدی و دیپلماتیک لازم را برای جهش درآمدی فراهم میسازند. در نهایت، اشتغالزایی و رونق رویدادها نتایج ثانویهای هستند که تنها در صورت تغییر استراتژی کلان از رویکردهای سنتی به سمت تثبیت امنیت سرمایهگذاری و توسعه صادراتمحور محقق خواهند شد.
تبیین و طراحی الگوی توسعه ورزش سازمانی در کارکنان شرکت ملی حفاری (با رویکرد پایداری منطقه ای در شهر اهواز)
صفحه 414-434
محمد حسین ظریف، محمد حسن فردوسی، زهرا هژبرنیا، وحید رفیعی دهبیدی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به اهمیت حیاتی نیروی انسانی در شرکت ملی حفاری ایران و مواجهه کارکنان با استرسهای شغلی و ریسکهای بالای محیط کار، تدوین یک الگوی بومی و جامع برای توسعه ورزش ضروری است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر، تبیین و طراحی الگوی توسعه ورزش کارکنان در شرکت ملی حفاری با رویکرد پایداری منطقه ای در اهواز بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، در دسته تحقیقات کیفی قرار دارد که با رویکرد نظریه دادهبنیاد (گرند تئوری) انجام شده است.
روش شناسی: جامعه آماری پژوهش را متخصصان و کارکنان آشنا به موضوع ورزش و توسعه سازمانی در شرکت ملی حفاری اهواز با رویکرد پایداری منطقهای و همچنین متخصصان دانشگاهی حوزه مدیریت ورزشی تشکیل دادهاند. حجم نمونه با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند (گلولهبرفی) و بر اساس اصل اشباع نظری، تعداد 30 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق بود که با مشارکت اعضای نمونه انجام گرفت.برای تحلیل دادهها از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد.
یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که توسعه ورزش در شرکت ملی حفاری اهواز یک نظام جامع و چرخهای است که حول مقوله اصلی "مدل توسعه پایدار ورزش در سازمان" شکل گرفته است. این الگو بر اساس شش مقوله پارادایمی (علّی، زمینهای، مداخلهگر، راهبردها و پیامدها) تبیین شد. عوامل علّی و زمینهای، مسیر توسعه را آغاز میکنند که در ادامه با موانع مداخلهگر (سیاسی، مالی، مدیریتی) روبرو میشود. برای غلبه بر این موانع، چهار نقش راهبردی کلیدی (فرهنگی-تعاملی، مدیریتی-اجرایی، مالی و آموزشی) ارائه گردید. اجرای موفق این راهبردها منجر به چهار نوع پیامد (بنیادی، سلامتی، ساختاری و اقتصادی) شده که توسعه ورزش را از یک هزینه به یک سرمایهگذاری استراتژیک با بازدهی بالا در سلامت، نشاط و بهرهوری نیروی انسانی تبدیل میکند. این الگوی بومی، چارچوبی جامع برای سیاستگذاران جهت ارتقای ورزش به یک فرآیند سیستمی و مدیریتی فراهم میآورد.
