رتبهبندی عوامل مؤثر بر رفتار اکولوژیکی کارکنان شهر اهواز با تأکید بر تعهد و فرهنگ سبز
صفحه 1-24
الهه آقاجری، طاهره ازمشا، اسماعیل ویسیا، مهدی صیفوریان
چکیده زمینه و هدف: با تشدید بحرانهای اقلیمی، رفتار اکولوژیک کارکنان به موتور محرک پایداری سازمانی تبدیل شده است. این ضرورت در کلانشهر اهواز، به دلیل چالشهای زیستمحیطی و صنعتی حاد، اهمیتی راهبردی دارد. تحقق این رفتارها بیش از الزامات رسمی، مستلزم درونیسازی فرهنگ سبز و تقویت تعهد سازمانی است تا کنشهای داوطلبانه محیطزیستی در بافتار این منطقه نهادینه شود. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر، رتبهبندی عوامل مؤثر بر رفتار اکولوژیکی کارکنان در اهواز با تأکید بر تعهد و فرهنگ سبز است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و از نظر روششناسی، توصیفی-تحلیلی است. در گام نخست، با پایش نظاممند ادبیات نظری و تجارب بینالمللی، شاخصهای کلیدی مروج رفتارهای سبز استخراج گردید. در فاز عملیاتی، جهت تحلیل شبکهای روابط درونی و تعیین وزن نهایی معیارها، رویکرد تصمیمگیری چندمعیاره ترکیبی DANP (تلفیق دیمتل و ANP) بهکار گرفته شد. در نهایت، با بهرهگیری از آراء پنل خبرگان (متشکل از ۵۰ متخصص مدیریت محیطزیست و منابع انسانی)، رتبهبندی نهایی شاخصها جهت ارائه الگویی بومی و منطبق با زیستبوم صنعتی اهواز تدوین شد.
یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد فرهنگ سازمانی سبز زیربنای اصلی رفتار اکولوژیکی در اهواز است و شاخصهای «یادگیری سبز» و «آگاهی از بحران ریزگردها» بالاترین اولویت را در تحول رفتاری کارکنان دارند. بر اساس تحلیل دیماتل و سوپرماتریس، نمادهای ملموس و ارزشهای مدیریتی به عنوان عوامل علی، محرک اصلی شکلگیری تعهدات عاطفی و رفتارهای نوآورانه (فرانقشی) در سازمان محسوب میشوند همچنین؛ یافتهها حاکی از آن است که افتخار سازمانی و شناخت عمق فاجعه زیستمحیطی، نسبت به پاداشهای بیرونی یا قوانین اجباری، تأثیر بهمراتب بیشتری بر بهبود عملکرد اکولوژیکی دارند. در نهایت، موفقیت در رتبهبندی عوامل مؤثر بر رفتار سبز کارکنان اهوازی نه در گرو اجبار، بلکه در گرو آموزشهای تخصصی اقلیمی و نهادینه کردن پیوندهای هویتی با اهداف محیطزیستی سازمان است.
مدلسازی و تبیین عوامل مؤثر برکاربریهای ورزشی در توسعه ورزش سازمانی(مطالعه موردی: شهر اهواز)
صفحه 25-51
محمد حسین ظریف، محمد حسن فردوسی، زهرا هژبرنیا، وحید رفیعی دهبیدی
چکیده زمینه و هدف: توسعه ورزش سازمانی (مانند در شرکت حفاری اهواز) یک ضرورت استراتژیک است، نه یک فعالیت رفاهی؛ چرا که مستقیماً بر بهرهوری، سلامت و کاهش غیبت کارکنان تأثیر میگذارد. در حال حاضر، فقدان مدل علمی برای درک عوامل مؤثر بر این توسعه در بستر بومی ایران، باعث شکست برنامهها و هدررفت منابع شده است. بنابراین، مدلسازی دقیق این عوامل (زیرساختها، فرهنگ و حمایت مدیریتی) برای تدوین و اجرای برنامههای ورزشی مبتنی بر شواهد علمی و متناسب با نیازهای بومی کارکنان، یک گام بنیادین است.
روش شناسی: در همین راستا هدف اصلی پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر برکاربریهای ورزشی در توسعه ورزش سازمانی، کارکنان شرکت حفاری شهر اهواز است. جامعه آماری پژوهش حاضر با استفاده از فرمول مورگان 100 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. تحلیل دادهها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است.
یافتهها و نتایج: نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی (CFA) نشاندهنده برازش کلی مطلوب مدل توسعه ورزش سازمانی است؛ زیرا عمده زیرشاخصها با بارهای عاملی بالاتر از 5/0، پایایی و روایی ساختاری مدل را برای پنج عامل اصلی (مدیریتی، زیرساختی، اجتماعی، اقتصادی، و فردی) تأیید میکنند. این یافته، توانایی قوی مدل را در سنجش سازههای مورد نظر اثبات مینماید. با این وجود، بارهای عاملی با قدرت تبیین کمتر در برخی ابعاد خاص (نظیر زیرشاخصهای سرمایهگذاری و برخی شایستگیهای مربیان) مشاهده شد که حاکی از لزوم تقویت و دقت بیشتر در اندازهگیری این ابعاد در پژوهشهای آتی است تا اعتبار مدل در آن حوزهها افزایش یابد. همچنین، روایی واگرا با موفقیت و بر اساس معیار فورنل و لارکر تأیید گردید، که نشاندهنده تمایز و استقلال مفهومی کامل بین پنج عامل اصلی مدل میباشد.
