دوره و شماره: دوره 7، شماره 1 - شماره پیاپی 23، بهار 1405 
مقاله مستخرج از طرح پژوهشی جغرافیای طبیعی

1.ارزیابی و اولویت‌بندی شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزه‌های آبخیز قره‌سو در استان اردبیل

صفحه 1-12

فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله، رئوف مصظفی زاده

چکیده زمینه و هدف: امنیت آبی به‌عنوان مفهومی جامع که سنجش میزان دست‌یابی به اهداف مختلف مدیریت منابع آب را در بر می‌گیرد. به‌عبارتی امنیت آب شدیدأ تحت تاثیر عوامل بسیاری از جمله، افزایش جمعیت شهرنشینی، توسعه اقتصادی، تغییرات در استاندارد زندگی، افزایش آلودگی آب، برداشت بیش از اندازه از منابع آب‌های زیرزمینی و تغییرات آب و هوای است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی و اولویت‌بندی شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزه‌های آبخیز قره‌سو در استان اردبیل است.
روش‌شناسی: در این پژوهش از شاخص‌های هیدرولوژی (H)، محیط‌زیستی (E)، زندگی (L) و ... جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. به‌عبارتی شاخص امنیت آب از تلفیق شاخص‌های مذکور و نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده می‌کند.
نتایج و یافته‌ها: نتایج حاصله از ارزیابی معیار محیط‌زیستی نشان داد که بیش‌ترین اراضی مرتعی مربوط به زیرحوزه (17) با مقدار 33/19 درصد و از نظر اراضی جنگلی بیش‌ترین مقدار به زیرحوزه (7) با 92/60 درصد اختصاص دارد و کم‌ترین میزان اراضی مرتعی به‌ترتیب به زیرحوزه‌ (11) با مقدار 04/0 و اراضی جنگلی مربوط به زیرحوزه‌های (5، 11، 14) با مقدار 01/0 است. نتایج حاصله از ارزیابی معیار زندگی نیز نشان داد که بیش‌ترین توسعه انسانی در زیرحوزه‌های (1، 4، 5، 11، 14، 15، 17، 24، 25) با حداکثر امتیاز 1 می‌باشد. درنهایت براساس نتایج حاصله از تلفیق شاخص‌های (H, E, L)، نتایج شاخص امنیت آب (WSI) نشان داد که بیش‌ترین میزان پایداری حوزه آبخیز قره‌سو سامیان از نظر امنیت آب مربوط به زیرحوزه (1) با مقدار 63/0 است که نشان از پایداری این زیرحوزه در کل سطح حوزه آبخیز قره‌سو سامیان است. هم‌چنین پایین‌ترین سطح پایداری حوزه از نظر امنیت آب نیز به زیرحوزه (21) با مقدار 03/0 اختصاص یافت که نشان از ضعف بسیار بالایی امنیت آب زیرحوزه در کل سطح حوزه آبخیز قره‌سو سامیان است.
نتیجه‌گیری: بنابراین نتیجه‌گیری می‌گردد که هرچه زیرحوزه‌ها از نظر شاخص‌های هیدرولوژی، محیط‌زیستی و زندگی در سطح بالایی قرار بگیرند حوزه از پایداری و امنیت آب بالا برخوردار خواهد شد. درنهایت پیشنهاد می‌گردد در مطالعات آتی از آزمون‌ها، شاخص‌های بیش‌تر و روش‌های جدیدی جهت ارزیابی امنیت آب حوزه آبخیز استفاده گردد.

مقاله علمی پژوهشی توسعه پایدار منطقه ای

2.بررسی اثرات استفاده از انرژی خورشیدی بر اشتغال و توسعه پایدار در کشور عراق

صفحه 13-27

عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد حسن زاده، مهدی فلحی عوده

چکیده زمینه و هدف: انرژی خورشیدی با ایجاد شغل، جذب سرمایه‌گذاری و ترویج شیوه‌های پایدار، نه تنها به چالش‌های زیست‌محیطی می‌پردازد، بلکه توسعه اقتصادی قوی را نیز تقویت می‌کند. مطالعه اثرات انرژی خورشیدی بر اشتغال و رشد اقتصادی نه تنها برای درک بهتر از تأثیرات اقتصادی و اجتماعی این منبع انرژی ضروری است، بلکه می‌تواند به توسعه پایدار و ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار در آینده کمک کند. با توجه به چالش‌های زیست‌محیطی و نیاز به منابع انرژی پاک، این مطالعات اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. با توجه به اهمیت انرژی‌ خورشیدی و نقش و جایگاه آن‌ها در رشد و اشتغال در کشور عراق و پتانسیل‌های بالای عراق در این زمینه، هدف این پژوهش بررسی تاثیرات استفاده از انرژی خورشیدی بر اشتغال و رشد اقتصادی در عراق می‌باشد.
روش شناسی: در این پژوهش برای بررسی تاثیرات استفاده از انرژی خورشیدی بر اشتغال و رشد اقتصادی در عراق طی دوره زمانی 2022-1995 از رویکرد سری زمانی و مبتنی بر الگوی خودتوزیع با وقفه‌های گسترده (ARDL) استفاده شده است.
یافته و نتایج: یافته‌های این مطالعه نشان داد که انرژی‌خورشیدی تاثیری مثبت بر رشد اقتصادی در سطح 95 درصد اطمینان داشته است. همچنین اثرات انرژی خورشیدی بر اشتغال نیز مثبت و از لحاظ آماری در سطح 90 درصد اطمینان معنادار بوده است. با توجه به یافته‌ها میزان ضریب جمله تصحیح خطا در این الگو برابر با 489/0- و از لحاظ آماری معنی‌دار بوده است و نشان می‌دهد که در صورتی که شوکی به نرخ رشد اقتصادی در عراق وارد شود در طی هر دوره 489/0 درصد از عدم تعادل در نرخ رشد اقتصادی تعدیل شده و به سمت روند بلندمدت خود نزدیک خواهد شد. همچنین میزان ضریب جمله تصحیح خطا در این الگو برابر با 365/0- و از لحاظ آماری معنی‌دار بوده است و نشان می‌دهد که در صورتی که شوکی به میزان اشتغال در عراق وارد شود در طی هر دوره 365/0 درصد از عدم تعادل در میزان اشتغال تعدیل شده و به سمت روند بلندمدت خود نزدیک خواهد شد. با توجه به نتایج بدست آمده کشور عراق می‌تواند برای بهبود رشد اقتصادی و اشتغال همراه با حفظ محیط زیست روی انرژهای خورشیدی سرمایه‎گذاری نماید.

مقاله مستخرج از طرح پژوهشی آمایش سرزمین

3.تحلیلی بر نقش عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی موثر بر مکانیابی پادگان‌های نظامی با استفاده از قابلیت‌های سنجش از دور و GIS (مطالعه موردی: دشت مغان، استان اردبیل)

صفحه 28-43

موسی عابدینی، امیرحسام پاسبان

چکیده زمینه و هدف: مکان‌یابی بهینه پادگان‌های نظامی به‌عنوان یکی از عناصر راهبردی در توسعه زیرساخت‌های دفاعی کشور، نیازمند تحلیل دقیق مؤلفه‌های محیطی، اقلیمی و انسانی با بهره‌گیری از رویکردهای نوین فضایی است. بنابراین هدف از این پژوهش بررسی نقش عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی موثر بر مکانیابی پادگان‌های نظامی در دشت مغان واقع در استان اردبیل با استفاده از قابلیت‌های سنجش از دور وGIS  می‌باشد.
روش‌شناسی: در راستای هدف پژوهش ابتدا 13 معیار مؤثر شامل بارش، دما، تبخیر و تعرق واقعی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، فاصله از رودخانه، گسل، جاده، شهر، روستا انتخاب گردید. لایه‌های مورد نیاز با استفاده از داده‌های سنجش‌ازدور از جمله تصاویر Sentinel2، مدل رقومی ارتفاعی 5/12 متر ALOS PALSAR و پایگاه‌های جهانی اقلیمی مانند TerraClimate استخراج و در محیطGoogle Earth Engine  پردازش شدند. سپس با تعریف نقاط نمونه آموزشی از مناطق مناسب و نامناسب، مدلRandom Forest  آموزش داده شد و برای تهیه نقشه پهنه‌بندی نهایی مورد استفاده قرار گرفت.
یافته‌ها نتیجه‌گیری: نتایج تحلیل اهمیت متغیرها نشان داد که فاصله از شهر و روستا، شیب، پوشش گیاهی و فاصله از گسل از مهم‌ترین عوامل مؤثر در مکان‌یابی پادگان نظامی در منطقه مطالعه‌شده هستند. نقشه نهایی پهنه‌بندی منطقه به پنج کلاس کاملاً مناسب (158 کیلومترمربع)، مناسب (1374 کیلومترمربع)، متوسط (2498 کیلومترمربع)، نامناسب (927 کیلومترمربع)، و کاملا نامناسب (111 کیلومتر مربع) تقسیم شد که در آن بخش‌هایی از نواحی شمالی و شرقی دشت مغان در کلاس بسیار مناسب قرار گرفتند. این پژوهش تأکید می‌کند که استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین در کنار داده‌های سنجش‌ازدور می‌تواند رویکردی مؤثر و کارآمد برای تحلیل مکانی و پشتیبانی تصمیم‌گیری‌های راهبردی در حوزه دفاعی و نظامی باشد. نتایج این مطالعه می‌تواند به بهینه‌سازی مکان‌یابی پادگان‌های نظامی با درنظرگرفتن معیارهای استراتژیک، محیط‌زیستی و امنیتی کمک کند. این امر موجب افزایش کارایی عملیات نظامی، بهبود مدیریت بحران، کاهش هزینه‌های زیرساختی و کاهش آسیب‌پذیری در برابر بلایای طبیعی می‌شود.

مقاله مستخرج از رساله دکتری برنامه ریزی شهری

4.تحلیل جغرافیایی شاخص ها و مصادیق شهر شاد با تأکید بر نظریه مکان سوم ری اولدنبورگ ( مورد مطالعه: شهر خرم آباد)

صفحه 44-72

کامران دولتیاریان، محمد حسن یزدانی، عطا غفاری گیلانده، حسین نظم فر

چکیده زمینه و هدف: مکان‌های سوم فضاهای عمومی فعال و جذابی هستند که زمینه تعامل، تفریح، رشد فردی، کاهش استرس، تحریک خلاقیت و نشاط اجتماعی را در شهرها فراهم می‌آورند. هدف پژوهش حاضر تحلیل جغرافیایی شاخص‌ها و مصادیق شهر شاد با تأکید بر نظریه مکان سوم ری اُولدنبورگ در شهر خرم‌آباد می‌باشد.
روش شناسی: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و از نوع پیمایشی است. نمونه آماری پژوهش شامل 400 نفر از شهروندان است که با استفاده از نرم‌افزار Sample Power به صورت تصادفی ساده انتخاب گردید. جمع‌آوری و دسته‌بندی و تحلیل داده‌ها با استفاده نرم‌افزارهای آماری SPSS و AMOS انجام شد.
یافته ها و نتایج: یافته‌های پژوهش نشان داد که شهر خرم‌آباد از لحاظ ابعاد و معیارهای شهر شاد در وضعیت ضعیفی قرار دارد. همچنین نتایج به‌دست‌آمده از مدل‌سازی معادلات ساختاری پژوهش نشان داد که عامل اقتصادی با بار عاملی 082/0 بیشترین اثرگذاری را بر شادی به خود اختصاص داده است. پس از آن عامل‌های زیست‌محیطی، کالبدی- فضایی، امنیتی و اجتماعی- فرهنگی با بار عاملی 076/0، 073/0، 071/0 و 063/0 در رتبه‌های بعدی تأثیرگذاری بر شادی اجتماعی تعیین شدند. علاوه بر این مشخص شد مکان‌های سوم که شامل پارک‌ها، مراکز ورزشی، کافه‌ها، کتابخانه‌ها و مساجد می‌شوند هر کدام به میزان 071/0، 044/0، 043/0، 027/0 و 020/0 بر شادی اجتماعی محدوده انتخابی اثر گذارند. در نهایت بر اساس مدل تلفیقی تحلیل مسیر پژوهش، اثرات مکان‌های سوم بر نشاط اجتماعی شهر خرم‌آباد به میزان 063/0 تشخیص داده شد.

مقاله علمی پژوهشی آمایش شهری و منطقه ای

5.تعیین راهبردهای ساماندهی مناطق حاشیه‌نشین و اجرای آن در قالب معادله ریاضی بازآفرینی(مورد مطالعه: محله قنات ناصری شهر اراک)

صفحه 73-90

رستم صابری فر، رضا افتخار

چکیده زمینه و هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی بازآفرینی شهری و ارزیابی سکونتگاه‌های غیررسمی با مطالعه موردی محله قنات ناصری در شهر اراک بود. محله قنات ناصری یکی از سکونتگاه‌های غیررسمی است که با چالش‌های متعددی در ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی مواجه می­باشد. به همین دلیل ضروری بود که نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای محله مشخص شده و راهکارهایی برای ساماندهی آن ارائه گردد.  
روش‌شناسی: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و هدف آن کاربردی بود. برای جمع آوری داده­ها و اطلاعات از شیوه پیمایشی و اسنادی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش ساکنین محله قنات ناصری در شمال شرق اراک بود. برای انتخاب نمونه از روش نمونه در دسترس استفاده شد. به این منظور 37 نفر از ساکنان تحصیلکرده محدوده و 21 نفر از کارشناسان و متخصصین شرکت مشاور و سازمان عمران و بازآفرینی اراک برگزیده شده و به سوالات پرسشنامه پاسخ گفتند. پرسشنامه مورد استفاده از نوع محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن با نظر متخصصان و آلفای کرونباخ تایید اعتبار گردید. داده­های گردآوری شده با استفاده از آماره­های توصیفی و استنباطی و مدلهای SWOT و QSPM، تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که مشارکت مردمی، بهبود زیرساخت‌های کالبدی، رفع مشکلات زیست‌محیطی و توانمندسازی اقتصادی از جمله عوامل کلیدی در بازآفرینی این محله هستند. تحلیل­های انجام شده نشان داد که محله قنات ناصری در ماتریس SWOT در بخش WO (راهبردهای محافظه‌کارانه) قرار دارد که بر استفاده از فرصت‌های خارجی برای کاهش نقاط ضعف داخلی متکی است. بر همین اساس، بهره­گیری از معادله ساماندهی بافت­های حاشیه­ای ضرورت دارد. در صورت عدم مدیریت دقیق و نظارت کامل، کسانی که قدرت بیشتری دارند، تمام منابع را کنترل می‌کنند و کار را برای دیگران دشوارتر می‌کنند. گاهی اوقات، خود دولت با اعمال محدودیت‌ها یا اخراج‌های اجباری، به حاشیه‌نشینان ظلم می‌کند. در چنین شرایطی، باید وضعیت هر یک از مناطق حاشیه‌ای به طور جداگانه تحلیل و بر اساس آن راهکاری ارائه شود. بر اساس یافته‌های این مطالعه، محله‌های حاشیه‌ای با تنگناهای متعددی روبرو هستند. روش‌های مورد استفاده برای ساماندهی تاکنون چندان موفق نبوده‌اند. بر اساس این مطالعه، استفاده از معادله ساماندهی بافت‌های حاشیه‌ای، این کاستی‌های روش‌های قبلی را ندارد. مرحله دوم به آماده‌سازی و دگرگونی شرایط انسانی اختصاص دارد. در نهایت، با تغییر وضعیت اجتماعی، تغییرات مثبت و پایداری در این منطقه رخ خواهد داد.

مقاله علمی پژوهشی برنامه ریزی شهری

6.مطالعه تطبیقی مناطق کلانشهر تبریز بر مبنای مؤلفه‌های مبلمان شهری

صفحه 91-103

فائزه بهادری، محمدحسن یزدانی، علیرضا محمدی، منصور رحمتی

چکیده مقدمه: مبلمان شهر در واقع نمود زیباشناسی و هویت یک جامعه است. از این رو طراحی کاربردی، مکان یابی مناسب در کنار استفاده درست و اصولی از مبلمان در بستر شهر  پراهمیت است. بااینکه مبلمان شهری جز مهم‌ترین مقوله یک شهر می‌باشد اما تجهیز نمودن و همچنین بهبود وضعیت موجود این مهم در یک برهه زمانی و به صورت همزمان در سطح  تمامی مناطق یک شهر ممکن نیست؛ بنابراین مقایسه تطبیقی در این خصوص می‌تواند کارساز بوده و به عملکرد و تصمیم‌گیری بهتر مدیران شهری متناسب با اولویت مداخله در سطح هریک از مناطق کمک نماید. بر این مبنا پژوهش حاضر با هدف مطالعه تطبیقی مناطق کلان‌شهر تبریز بر مبنای مولفه‌های مبلمان شهر تدوین یافته است.
روش‌شناسی: این پژوهش از نظر ماهیت کاربردی و از نظر روش توصیفی، تحلیلی و پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل 30 نفر از کارشناسان و  خبرگان حوزه شهری می‌باشند. به منظور ارزیابی و اولویت‌بندی مناطق هدف از 5 مولفه (کیفیت محیط، زیبایی و تناسب مبلمان شهری، جانمایی صحیح مبلمان شهری، ساختار متوازن شهری، کفیت اجزای مبلمان شهری) بهره  برده شد. در این خصوص مناطق 10 گانه شهر تبریز با استفاده مدل  MABACاولویت بندی گردیدند
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از پیاده سازی مدل مزبور نشان داد منطقه دو با کسب امتیاز نهایی 0.513 و رتبه نخست و در وضعیت مطلوب قرار گرفته و مناطق 5 و 9 نیز به ترتیب با کسب امتیازات 0.388 و 0.362 در رتبه های دوم و سوم قرار گرفته‌اند. در مقابل منطقه 1 با کسب کمترین امتیاز 0382- در رتبه آخر قرار گرفته است. در این خصوص برنامه‌ریزی‌ و مدیریت متناسب با رتبه بندی صورت گرفته در پژوهش حاضر می‌تواند به نوبه خود راهگشای مدیران شهری جهت برنامه‌ریزی آتی در محدوده مورد مطالعه باشد.

مقاله علمی پژوهشی برنامه ریزی شهری

7.بررسی کیفیت محیطی مبتنی بر پیاده‌ مداری در کوی اندیشه شهر دزفول با رویکرد شهر 15 دقیقه‌ای

صفحه 104-122

احسان کی شمس اردوتی، دانیال سلحشور، وحید سرافراز

چکیده زمینه و هدف: با گسترش شهر نشینی و چالش‌هایی نظیر آلودگی هوا، تراکم ترافیک و کاهش کیفیت زندگی، توجه به پیاده ‌مداری به ‌عنوان راهکاری پایدار در برنامه ‌ریزی شهری اهمیت یافته است. این پژوهش با هدف ارزیابی کیفیت محیطی محله کوی اندیشه دزفول مبتنی بر شاخص ‌های پیاده ‌مداری و در چارچوب رویکرد شهر ۱۵ دقیقه ‌ای انجام شده است.
روش‌ شناسی: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و کاربردی است. ابتدا هفت شاخص کلیدی شامل اختلاط کاربری، ایمن‌ سازی محیط، حمل ‌و نقل عمومی، طراحی پیاده‌ رو ها، تمرکز بر تقاطع ‌ها، اصلاح پارکینگ ‌ها و مسیر دوچرخه ‌سواری تعیین شد. سپس با بهره‌ گیری از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و تحلیل SWOT، داده ‌ها تحلیل و اولویت‌ بندی گردید.
یافته ‌ها و نتیجه‌ گیری: نتایج AHP نشان داد شاخص ‌های اختلاط کاربری (۰.۳۴۸) و ایمن ‌سازی محیط (۰.۲۲۲) بالاترین اهمیت را دارند. تحلیل SWOT  نیز بیانگر آن بود که فرصت ‌هایی نظیر افزایش ارزش املاک و دسترسی به خدمات در کنار تهدید هایی چون مقاومت اجتماعی در برابر کاهش وابستگی به خودرو و امنیت فضاهای پیاده ‌مدار وجود دارد. یافته ‌ها حاکی از آن است که محله کوی اندیشه به لحاظ کالبدی و اجتماعی ظرفیت تحقق الگوی شهر ۱۵ دقیقه ‌ای را داراست، اما تحقق کامل آن مستلزم ارتقاء زیر ساخت‌ های پیاده ‌مداری، فرهنگ ‌سازی، و برنامه ‌ریزی مشارکتی است. این پژوهش می‌تواند الگویی کاربردی برای بهبود کیفیت محیطی سایر محلات شهری فراهم سازد.

مقاله علمی پژوهشی توسعه پایدار شهری

8.تحلیل وضعیت حکمروایی خوب شهری(مطالعه موردی: شهر اردبیل)

صفحه 123-135

محمد حسن یزدانی، دلاور معصومی

چکیده زمینه و هدف: حرکت به سمت ایجاد حکمروایی خوب شهری اجتناب ناپذیر و ضروری است. حکمروایی خوب شهری امروزه از مباحث مهم و مطرح جامعه است، بر این مفهوم که مدیریت شهری بجای آنکه به تنهایی مسئولیت کامل اداره جامعه را بعهده گیرد، باید در کنار شهروندان بعنوان یکی از نهادها یا عوامل مسئول اداره جامعه محسوب شود و با این تغبیر مدیریت شهری نقش تسهیل کننده و زمینه ساز توسعه جامعه شهری و محلی را ایفا کند. مدیریت شهری اردبیل نیز می تواند در جهت حکمروایی خوب شهری و مسائل شهری آن از قبیل کاهش آلودگی ها، حمل و نقل عمومی و... در جهت راهبرد حکمروایی خوب شهر اردبیل   جهت دست یابی به توسعه پایدار برنامه ریزی شود.
روش شناسی: در این مقاله سعی برآن است تا با مرور مفاهیم و حکمروایی خوب شهری ، مؤلفه ها وشاخص های آن برای شهر اردبیل مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد .با مصاحبه نیمه ساختاریافته از کارشناسان و مدیران به تعداد 22 نفر در حوزه شهرداری اردبیل به روش نمونه گیری تصادفی می باشد و همچنین پرسشنامه شهروندان اردبیل به روش نمونه گیری کوکران  به تعداد 384 نفر میباشد که شاخص های مستخرج نهایی  در قالب الگویSWOT بررسی شد.
نتایج و یافته ها: نتیجه حاصله از جایگاه حکمروائی خوب شهری در شهر اردبیل از بین چهار حالت تهاجمی، محافظه کارانه، تدافعی و رقابتی در بدترین وضعیت ممکن یعنی تدافعی(تقابل ضعف و تهدید) قرار دارد. همچنین از نظر عوامل درونی (قوت وضعف)با ضعف روبروست ودربرابر عوامل خارجی (فرصت وتهدید )شرایط مناسبی نشان نداده است.

مقاله علمی پژوهشی برنامه ریزی شهری و منطقه ای

9. ارزیابی تاب آوری اجتماعی در روستاهای پیرامون شهر ارومیه

صفحه 136-151

میرنجف موسوی، رویا کامل نیا

چکیده زمینه و هدف: تاب­آوری اجتماعی یکی از رویکردهایی است که امروزه، اهمیت زیادی در جهت کاستن از آسیب­ها پیدا نموده است. شهر ارومیه با توجه به نقش مرکزیت آن باعث جذب مهاجران و سکونت تعداد بالای از آنها در روستاهای حاشیه شهر گردیده. که این امر منجر به رشد بدون برنامه­ و آسیب­پذیر شدن این روستاها شده است. هدف این پژوهش تحلیل ابعاد تاب آوری اجتماعی در کاهش مخاطرات انسانی روستاهای در حاشیه 3 کیلومتری ارومیه می­باشد.
روش شناسی: روش پژوهش توصیفی – تحلیلی، جامعه آماری ساکنین روستاهای مورد مطالعه و حجم نمونه 374 نفر از از سرپرستان خانوار بر اساس فرمول کوکران است. ابزار جمع­آوری داده­ها اسنادی و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل نمودن داده­ها از الگوی مدل­سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم­افزار LISREL استفاده شده است.
یافته ها و نتایج: نتایج مدل­سازی معادلات ساختاری تاب­آوری اجتماعی روستاها براساس برآورد ضرایب استاندارد شده مدل ساختاری پژوهش سطح معناداری 0.021 بدست آمده که نشان دهنده برازش مطلوب مدل می­باشد و براساس یافته­های پژوهش تاثیرات عامل مشارکت بر تاب آوری اجتماعی با ضریب مستقیم و مثبت 0.98 ، تاثیر عامل دانش و آگاهی در تاب آوری اجتماعی روستاهای مورد نظر با ضریب مستقیم و مثبت 0.97 ، و شاخص اعتماد جهت تاب آوری اجتماعی با ضریب مثبت 0.98 ، عامل تعلق با ضریب مستقیم و مثبت 0.98 ، تاثیر شاخص اعتبار بر تاب آوری اجتماعی با ضریب مستقیم و مثبت 0.93 ، و در نهایت عامل اقتصاد با بیشترین تاثیر با ضریب مستقیم و مثبت 0.99  نقش موثری در تاب آوری اجتماعی روستاها در مقابل مخاطرات دارند.

مقاله علمی مروری برنامه ریزی شهری

10.بررسی تأثیر ویژگی های طبیعی کوه سبلان بر الگوهای مجتمع های زیستی استان اردبیل

صفحه 152-162

حبیب شهبازی شیران، شادی جبارپور

چکیده مقدمه و هدف: کوه سبلان به عنوان دومین قله مرتفع ایران (با ارتفاع ۴۸۱۱ متر) و یکی از مهم‌ترین عوارض طبیعی استان اردبیل، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری تمدن‌های باستانی این منطقه داشته است. این کوه نه تنها بلندترین قله شمال غرب ایران است، بلکه یکی از کانون‌های مهم شکل‌گیری تمدن‌های باستانی در این منطقه محسوب می‌شود. این پژوهش به بررسی تأثیر ویژگی‌های منحصربه‌فرد سبلان شامل منابع آبی (چشمه‌های آبگرم و رودخانه قره‌سو)، خاک‌های حاصلخیز آتشفشانی و موقعیت استراتژیک بر الگوی پراکندگی استقرارهای باستانی در استان اردبیل می‌پردازد.
روش شناسی: تحلیل داده ها با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و روش های تطبیقی انجام شده است. مطالعه حاضر با استفاده از روش‌های میدانی، تحلیل‌های مکانی و مطالعات کتابخانه‌ای، به بررسی ۲۰ محوطه باستانی شاخص در استان اردبیل از جمله شهر یئری (مشکین‌شهر)، محوطه‌های باستانی سرعین و مجموعه تاریخی قلعه قهقهه پرداخته است.
یافته‌ها و نتایج: نشان می‌دهد که:  بیش از ۸۰% استقرارهای باستانی استان اردبیل در شعاع ۴۰ کیلومتری سبلان قرار دارند. و خاک‌های حاصلخیز دامنه‌های شرقی سبلان نقش کلیدی در توسعه کشاورزی باستانی منطقه داشته‌اند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که عوامل طبیعی سبلان به ویژه دسترسی به منابع آب (رودخانه قره سو و چشمه های آبگرم)، زمین‌های حاصلخیز و موقعیت دفاعی طبیعی، نقش کلیدی در مکان گزینی استقرارهای باستانی داشته اند. همچنین، شواهدی از تأثیر جنبه های آیینی کوه بر الگوی استقرارها مشاهده شده است. این مطالعه نشان میدهد که شرایط محیطی سبلان نه تنها در جذب جوامع انسانی، بلکه در تداوم و توسعه تمدن های منطقه تأثیر بسزایی داشته است.

مقاله علمی پژوهشی توسعه پایدار منطقه ای

11.تأثیر درآمدهای نفتی بر رشد اقتصادی کشور عراق با تأکید بر ریسک ژئوپلیتیک

صفحه 162-177

حیدر علی عبد شمال، عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد حسن زاده

چکیده مقدمه و هدف: درآمدهای نفتی به طور قابل توجهی بر سیاست‌های مالی، مخارج عمومی و مدیریت بودجه عراق تأثیر می‌گذارد. مطالعه این اثرات به سیاست‌گذاران کمک می‌کند تا اثربخشی استراتژی‌های مدیریت درآمد مانند تخصیص درآمدهای نفتی، برنامه‌ریزی بودجه و ایجاد صندوق‌های تثبیت را ارزیابی کنند. علاوه بر این، تاثیر ریسک ژئوپلیتیک بر رشد اقتصادی که در عمده کشورهای صادرکننده نفت حضور مسلط داشته است، به یک ضرورت تبدیل شده است و نتایج آن می‌تواند حاوی دلالت­های سیاست­گذاری بسیار مهمی برای سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیرندگان در سطوح کلان باشد. از این‌رو، وابستگی عراق به درآمدهای نفتی، موجب شده تا درک اثرات درآمدهای نفتی بر رشد اقتصادی برای ارزیابی پایداری اقتصاد عراق از اهمیت بسزایی برخوردار باشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر درآمدهای نفتی بر رشد اقتصادی عراق با در نظر گرفتن ریسک ژئوپلیتیک، می‌باشد. بطوری که نتایج مطالعه به شناسایی میزان وابسته بودن رشد اقتصادی عراق به درآمدهای نفتی و خطرات احتمالی مرتبط با چنین وابستگی همراه با ریسک‌های موجودکمک خواهد کرد.
روش شناسی: این مطالعه بر اساس اهداف خود، از نوع کاربردی است. داده‌ها و اطلاعات در بخش پیشینه با رویکرد کتابخانه‌ای و داده‌ها و آمارهای مورد نیاز برای برآورد الگوی تجربی، از سایت بانک مرکزی عراق و بانک جهانی به صورت سری زمانی جمع‌آوری شده و تجزیه و تحلیل الگوی پژوهش نیز با استفاده از الگوی خودتوضیح با وقفه‌های گسترده (ARDL) انجام شده است. متغیرهای کلان اقتصادی کشور در دوره زمانی 1995 تا 2022 داده‌هایی است که در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفته است.
 یافته‌ها و نتایج: بر اساس نتایج تخمین مدل، درآمدهای نفتی در کوتاه‌مدت و بلندمدت تاثیر مثبت و معنی‌داری بر رشد اقتصادی دارد و اثر ریسک ژئوپلیتیک و اثر تعاملی ریسک ژئوپلیتیک در درآمدهای نفتی، در بلندمدت منفی و معنی‌داری در رشد اقتصادی می‌باشد.  همچنین نتایج نشان از تاثیر مثبت و معنی‌دار سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در رشد اقتصادی دارد.
درآمدهای نفتی به عنوان یک منبع درآمدی اصلی می‌تواند منجر به افزایش بودجه دولتی، سرمایه گذاری داخلی و خارجی در زیرساخت‌ها، بهبود خدمات عمومی و ایجاد فرصت شغلی در بخش‌های مختلف اقتصادی شود. با این وجود تنش‌ها و ناپایداری سیاسی و ریسک ژئوپلیتیک می‌توانند باعث کاهش سرمایه‌گذاری ، کاهش تولید و در نتیجه کاهش 

مقاله علمی پژوهشی جغرافیای طبیعی

12.ردیابی و تحلیل همدیدی بارش سنگین فراگیر در شمال غرب ایران (مطالعه موردی: 2 فوریه 1988)

صفحه 178-192

بهروز سبحانی، آیسان کنزی حق

چکیده زمینه و هدف: بارش‌های شدید همه‌ساله منجر به ایجاد سیلاب‎های سنگین و غیرقابل‌پیش‌بینی در جهان و ایران می‌شوند که خسارت‌های شدید مالی و جانی را به ارمغان می‌آورند. هدف از مقاله حاضر، بررسی سینوپتیک بارش سنگین و فراگیر منطقه شمال غرب ایران در تاریخ 2 فوریه سال 1988 است.
روش‌شناسی: ابتدا مقدار بارش سنگین رخ‌داده به‌وسیله ایستگاه‌های زمینی شمال غرب ایران شناسایی شدند و با دریافت داده‌های سطوح فوقانی جو و تحلیل آن‌ها، عوامل کلیدی جهت ریزش بارش سنگین و فراگیر مشخص گردید. در ادامه از نقشه‌های ارتفاع ژئوپتانسیل، فشار سطح دریا، امگا، رطوبت نسبی و آب قابل بارش، سرعت باد و ضخامت در تراز 500 هکتوپاسکال برای روزهای 31 ژانویه الی 2 فوریه سال 1988 استفاده شد.
نتایج و یافته‌ها: نقشه‌های جوی بارش سنگین و فراگیر 2 فوریه سال 1988 منطقه شمال غرب ایران، حاکی از استقرار سامانه پرفشار سیبری در شمال کشور ایران و نفوذ سامانه کم‌فشار حرارتی مهاجر اروپایی در شمال غرب محدوده موردمطالعه در تراز 500 هکتوپاسکال است که با ایجاد گرادیان شدید فشار، صعود هوای گرم هم‌زمان با انتقال رطوبت از منابع آبی گرم پیرامون ازجمله دریاهای سیاه و مدیترانه نقش کلیدی درشدت و توزیع بارش شدید منطقه موردنظر داشته‌اند. در سطوح فوقانی جو نیز با تشکیل بلاکینگ‌های امگایی شکل و رکس، ایجاد فرود عمیق مدیترانه‌ای حاصل از این سیستم‌های بندالی که با قرارگیری محدوده موردمطالعه در مقابل محور ناوه موجود به همراه فرا رفت هوای بسیار گرم و مرطوب، موجب تداوم بارندگی سنگین و فراگیر 2 فوریه منطقه شمال غرب ایران شده است.

مقاله علمی پژوهشی برنامه ریزی روستایی

13.ارزیابی پیامدهای اکوتوریسم روستایی با تاکید بر روابط اقتصادی درون منطقه‌ای(مطالعه موردی: منطقه نمونه گردشگری ساردوئیه،شهرستان جیرفت)

صفحه 193-208

حسین ابراهیم زاده آسمین، امیرحسین قنبری، سیروس قنبری

چکیده زمینه و هدف:گردشگری یکی از اصلی ترین راه های توسعه نواحی در تنوع بخشی به اقتصاد ملی و منطقه ای است و در بسیاری از کشورها، سرمایه گذاری در این صنعت و زیرساخت های مرتبط با آن جزء اولویت های اساسی به شمار می­­رود. هدف این پژوهش ارزیابی پیامدهای اکوتوریسم روستایی با تاکید بر روابط اقتصادی درون منطقه ای روستاهای بخش ساردوئیه می باشد.
روش‌شناسی: روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی و پیمایشی انجام گرفته است، به طوری که که بعد از انجام مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، مطابق با موضوع و بررسی پیشینه و ادبیات تحقیق،  یافته ها را از دو جنبه ی ارزیابی پیامدهای اکوتوریسم و بررسی روابط اقتصادی از طریق پرسشنامه  و متشکل از دو گروه افراد بومی به تعداد 90 نفر و افراد کارشناس به تعداد 10 نفر با نرم افزار SPSS22موردتحلیل قرار گرفتند. گروه اول شامل: روستاییان (ساکنین محلی) برای تعیین حجم نمونه، جهت تکمیل پرسشنامه در 5 روستا که به سه دسته روستاهای با جاذبه تاریخی، مذهبی و طبیعی طبقه بندی شده و به صورت تصادفی توزیع گردیدند. و دیگری انتخاب کارشناسان است که به منظور سنجش روایی یا قابلیت اعتبار از نظرات کارشناسان و پژوهشگران صاحب نظر در این زمینه استفاده شدو  قابلیت اعتماد پرسشنامه بر اساس میزان رضایت گردشگران مورد سنجش قرار گرفت که با استفاده از فرمول الفای کرونباخ، با استفاده از 100 پرسشنامه مقدماتی، با 95 درصد مورد تأیید قرار گرفت.
 نتایج و یافته‌ها: نتایج بیانگر بهره برداری حداکثری شهر از منابع روستایی و کمتر تائید کننده وجود روند گسترش وتوسعه در منطقه موردمطالعه است. به طور کلی، تقاضای بالفعل برای گردشگری در منطقه ضعیف است، لذا برنامه ریزی مناسب و اولویت دهی به توسعه گردشگری با استفاده از توانمندی های موجود، می تواند تهدیدها و ضعف های توسعه گردشگری بخش ساردوئیه را برطرف نماید و نهایتاً به عنوان گام مهمی برای توسعه پایدار روستایی این منطقه عمل نماید.

مقاله علمی پژوهشی جغرافیای طبیعی

14.ارزیابی روش های طبقه‏بندی پیکسل پایه و شیء گرا در تهیه نقشه پوشش اراضی با استفاده از تصویر ماهواره ای لندست در نرم افزار Idrisi Terrset(مطالعه موردی: منطقه دویرج استان ایلام)

صفحه 209-223

صالح ارخی

چکیده زمینه و هدف: در سال­ های اخیر تهیه نقشه­ های پوشش اراضی از طریق طبقه ­بندی رقومی داده­های سنجش از دور به عنوان جایگزینی مناسب برای تهیه این نوع نقشه­ ها مورد توجه قرار گرفته است، سنجش از دور یکی از فناوری­های نوین و کارآمد در استخراج پوشش اراضی، به روزرسانی نقشه ­ها و کشف تغییرات پوشش اراضی می­باشد. در این راستا، هدف از انجام این پژوهش، مقایسه دو روش طبقه بندی پیکسل پایه و شیءگرا در تهیه نقشه پوشش اراضی با استفاده از تصویر OLI در منطقه دویرج  با استفاده از نرم­افزار  Idrisi Terrset می­باشد.
روش‌شناسی: پس از تهیه تصویر مربوطه و اعمال تصحیح هندسی و رادیومتریک بر روی تصویر با استفاده از دو روش مذکور، نقشه پوشش اراضی استخراج گردید. برای ارزیابی دقت طبقه­ بندی از شاخص‌های صحت کل، ضریب کاپا، دقت تولید کننده و دقت استفاده کننده استفاده شده است. نتایج بدست آمده نشان داد که روش طبقه ­بندی شیءگرا تصویری با وضوح بهتر نسبت به روش طبقه­بندی پیکسل پایه ارائه می­دهد.
نتایج و یافته‌ها: نتایج برآورد دقت هم نشان می‏ دهد که روش شیءگرا در هر دو شاخص صحت کل و ضریب کاپا با مقادیر به ترتیب 94 درصد و 93/0 درصد نسبت به روش پیکسل پایه با صحت کل و ضریب کاپا با مقادیر به ترتیب 88 درصد و 87/0 درصد، دقیق­تر می­باشد. با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش پیشنهاد می‏ شود که روش طبقه ‏بندی شیءگرا در تهیه نقشه های پوشش اراضی عرصه ­های طبیعی مورد استفاده قرار گیرد.

مقاله مستخرج از رساله دکتری برنامه ریزی شهری

15.نقش گردشگری خلاق در ارتقاء شاخص‌های پایداری شهری ( مطالعه موردی: شهر اهواز)

صفحه 224-249

جمیله کریمی حاتمی، محمد حسین رامشت، محمدرضا نوجوان بشنیغان

چکیده زمینه و هدف: در دنیای امروز، برای تحقق توسعه پایدار شهری، گردشگری خلاق به عنوان یک متغیر کلیدی مطرح است که نقش مهمی در ارتقاء شاخص‌های پایداری شهری ایفا می‌کند. پژوهش  حاضر با تمرکز بر شهر اهواز، به بررسی این ضرورت می‌پردازد که چگونه گردشگری خلاق می‌تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند، در ارتقاء شاخص‌های پایداری شهری نقش‌آفرینی کند و با شناسایی پتانسیل‌های فرهنگی و هنری شهر، به دنبال ارائه راه کارهایی کاربردی برای حل چالش‌های زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی است و از این طریق، مسیری برای دستیابی به شهری پایدار و پویا ترسیم می‌کند.
مواد و روش: جامعه آماری 788/184/1  نفر از شهروندان شهر اهواز بوده است که با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. تحلیل داده‌ها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای  SPSS  و Smart PLS  انجام شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج نشان داد  که ابزار اندازه‌گیری پژوهش از روایی و پایایی بالایی برخوردار است. مقادیر واریانس میانگین استخراج‌شده (AVE) برای تمامی سازه‌ها بالاتر از ۰.۵ و مقادیر پایایی ترکیبی (CR) و آلفای کرونباخ نیز بالاتر از 7/0هستند که نشان‌دهنده روایی همگرا و پایداری درونی کافی ابزار است. در تحلیل عاملی تأییدی، بارهای عاملی نشان دادند که هر زیرشاخص، معرف قوی و معتبری برای سازه مربوط به خود است، زیرا تقریباً تمامی بارهای عاملی بالاتر از 7/0 بودند. بالاترین بار عاملی مربوط به زیرشاخص «خلاقیت» (914/0) و پایین‌ترین آن مربوط به «فضای سبز» (631/0) بوده است. این نتایج تأیید می‌کنند که مدل اندازه‌گیری از صحت و اعتبار بالایی برخوردار است.

مقاله مستخرج از رساله دکتری برنامه ریزی شهری

16.تحلیل رابطه سکونتگاه‌های غیررسمی و طرد اجتماعی با نقش میانجی سرمایه اجتماعی در کلان‌شهر مشهد: یک مطالعه ترکیبی (کمّی-کیفی)

صفحه 250-267

صالح ابراهیمی پور، کتایون علیزاده

چکیده زمینه و هدف: پدیده حاشیه‌نشینی به عنوان یکی از چالش‌های عمده کلان‌شهرهای ایران، نه تنها بیانگر نابرابری‌های فضایی است، بلکه زمینه‌ساز اشکال مختلف طرد اجتماعی می‌باشد. این پژوهش با هدف تحلیل رابطه بین سکونتگاه‌های غیررسمی و طرد اجتماعی با تأکید بر نقش میانجی سرمایه اجتماعی در کلان‌شهر مشهد انجام شد.
روش‌شناسی: این مطالعه از نوع تحقیقات ترکیبی (کمی-کیفی) بود. جامعه آماری شامل ساکنان مناطق حاشیه‌نشین مشهد بود که ۵۰۰ نفر به روش تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. داده‌های کمی با پرسشنامه محقق‌ساخته و داده‌های کیفی از طریق ۲۰ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری گردید. تحلیل داده‌های کمی با استفاده از مدل معادلات ساختاری (SEM) و داده‌های کیفی با روش تحلیل مضمون انجام شد.
 نتایج و یافته‌ها: یافته‌های کمی نشان داد حاشیه‌نشینی اثر مستقیم و مثبت بر طرد اجتماعی دارد (۰.۵۹ = β) و سرمایه اجتماعی اثر منفی و معناداری بر طرد اجتماعی اعمال می‌کند (۰.۴۲- = β). همچنین سرمایه اجتماعی نقش میانجی معناداری در رابطه بین حاشیه‌نشینی و طرد اجتماعی ایفا می‌کند. یافته‌های کیفی سه مضمون اصلی را آشکار ساخت: محرومیت ساختاری فراگیر، انزوای اجتماعی و تجربه تبعیض، و ضعف شبکه‌های حمایتی. تحلیل عاملی اکتشافی نیز سه عامل مؤثر بر حاشیه‌نشینی را شناسایی کرد: فقر اقتصادی و اشتغال، مهاجرت و کمبود خدمات شهری، و عدم تملک قانونی.یافته‌ها حاکی از آن است که حاشیه‌نشینی از طریق دو مسیر مستقیم و غیرمستقیم (توسط سرمایه اجتماعی) به طرد اجتماعی منجر می‌شود. این مطالعه پیشنهاد می‌کند سیاست‌های شهری باید علاوه بر مداخلات کالبدی، بر تقویت سرمایه اجتماعی پل‌زن و ایجاد نهادهای محلی مشارکتی متمرکز شوند. نتایج این پژوهش می‌تواند مبنایی برای برنامه‌ریزی عدالت‌محور در کلان‌شهرهای مشابه باشد.

مقاله مستخرج از طرح پژوهشی اقتصاد شهری و منطقه ای

17.آینده پژوهی تعاون استان اردبیل در افق1410 و ارائه راهبردهای توسعه منطقه ای

صفحه 268-289

امیرعلی فرهنگ

چکیده زمینه و هدف: تحولات سریع فناوری (همچون هوش مصنوعی، اتوماسیون و اقتصاد دیجیتال)، نوسانات بازار کار، تغییرات جمعیتی و افزایش انتظارات جامعه در حوزه رفاه، نیازمند بازنگری در ماموریت­ها و سازوکارهای نوین است. این پژوهش با هدف آینده‌پژوهی تعاون استان اردبیل در افق 1410 و ارائه راهبردهای توسعه انجام شد.
روش شناسی: پژوهش از نوع توصیفی-استنباطی و آینده‌پژوهی بود و با رویکرد ترکیبی کمی و کیفی اجرا گردید. جامعه آماری شامل 58 نفر از خبرگان، مسئولان دولتی و غیردولتی، اعضای تعاونی‌ها و پژوهشگران حوزه تعاون بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه لیکرت، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و مطالعات اسنادی جمع‌آوری شدند. برای تحلیل داده‌ها، از روش‌های متنوعی استفاده شد: تحلیل PESTEL  برای شناسایی عوامل محیطی کلان، روش MICMAC برای بررسی روابط متقابل متغیرهای کلیدی، و سناریوسازی با روش شل برای تدوین سناریوهای آینده. همچنین، تحلیل همبستگی، تست کراسکال-والیس، تحلیلSWOT، تکنیک TF-IDF و خوشه‌بندی K-Means برای تحلیل داده‌های کمی و کیفی به کار رفتند.
نتایج و یافته‌ها: نتایج نشان داد که عوامل اقتصادی مانند نرخ تورم و سیاسی مانند ثبات سیاسی مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار هستند. فناوری به‌عنوان محرک کلیدی شناسایی شد و سناریوهای رکود و تهدید کم‌آبی محتمل‌ترین آینده‌ها بودند. عدم تفاوت معنی‌دار بین گروه‌های پاسخ‌دهنده، امکان سیاست‌گذاری یکپارچه را فراهم کرد. در نهایت، راهبردهایی مانند بهره‌برداری از نقاط قوت برای استفاده از فرصت‌ها، تمرکز بر عوامل کلیدی، آمادگی برای سناریوهای محتمل و توسعه فناوری پیشنهاد شد. این یافته‌ها می‌توانند به سیاست‌گذاران و مدیران تعاون در تدوین راهبردهای توسعه پایدار کمک کنند. در خصوص آینده پژوهی و موضوعات مرتبط با آن کارهای زیادی در داخل و خارج از کشور انجام شده است اما در مورد آینده پژوهی تعاون در استان پژوهش و پژوهشی مشاهده نشده است.

مقاله مستخرج از رساله دکتری اقتصاد شهری و منطقه ای

18.شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر تأمین مالی کسب و کارهای کوچک و متوسط استان‌های آذربایجان شرقی و غربی

صفحه 290-316

علی محمدصلاحی، رضا رنج پور، سجاد نقدی، زهرا کریمی تکانلو

چکیده زمینه و هدف: تأمین مالی، رکن اصلی رشد و پایداری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط (SMEs) است که در ایجاد اشتغال، افزایش تولید ناخالص داخلی و نوآوری نقش کلیدی دارند و در استان‌های آذربایجان شرقی و غربی، با وجود پتانسیل‌هایی مانند موقعیت مرزی و مناطق آزاد تجاری، با چالش‌هایی نظیر فرآیندهای پیچیده اخذ وام، وثایق سنگین و نرخ بهره بالا مواجه‌اند. این پژوهش به شناسایی، تحلیل و رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر تأمین مالی SMEs در این استان‌ها می‌پردازد تا راهنمایی عملی برای سیاست‌گذاران ارائه دهد.
 روش‌شناسی: این مطالعه از روش آمیخته (کیفی-کمی) استفاده کرد. در فاز کیفی، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ خبره (انتخاب هدفمند) و تحلیل مضمون با نرم‌افزار ژوپیتر نوت‌بوک عوامل اولیه را شناسایی کرد. در فاز کمی، داده‌های ۱۰۰ مدیر SME با تکنیک‌های DEMATELو  DANP  تحلیل شد. محاسبات با پایتون انجام و پایایی (آلفای کرونباخ ۰.۹۱۸) و روایی (تحلیل عاملی با ۶۹.۹ درصد واریانس) تأیید شد.
 نتایج و یافته‌ها: عوامل کلیدی شامل دسترسی به وام‌ها (وزن ۰.۰۷۶۶۰۲)، حمایت‌های دولتی (وزن ۰.۰۷۷۰۰۸) و اعتبار مالی (وزن ۰.۰۷۶۹۷۷) هستند. مولفه‌های مهم شامل برنامه تجاری دقیق و تجربه مدیریتی شناسایی شدند. پیشنهاد می‌شود با تسهیلات انعطاف‌پذیر و حمایت‌های هدفمند، دسترسی SMEs بهبود یابد. نوآوری پژوهش در استفاده از DEMATEL و DANP برای تحلیل روابط پیچیده در بستر خاص این استان‌هاست، ارائه چارچوبی عملی برای سیاست‌گذاری که می‌تواند الگویی برای سایر مناطق باشد.

مقاله مستخرج از رساله دکتری اقتصاد شهری و منطقه ای

19.شناسایی عوامل مؤثر بر فرآیند بین‌المللی سازی استارتاپ‌های دیجیتال در ایران

صفحه 317-339

محمود سرابی، بهزاد سلمانی، یونس جبارزاده، محمدمهدی برقی اسکویی

چکیده زمینه و هدف: در دهه‌های اخیر، تحولات دیجیتال و جهانی‌شدن، فرصت‌های نوینی برای استارتاپ‌های دیجیتال فراهم کرده تا فراتر از مرزهای ملی فعالیت کنند. در ایران، با وجود رشد چشمگیر اکوسیستم استارتاپی و منابع انسانی جوان، فرآیند بین‌المللی‌سازی این شرکت‌ها با چالش‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و زیرساختی نظیر تحریم‌ها، محدودیت‌های مالی و ضعف شبکه‌های بین‌المللی مواجه است. این موانع، موفقیت استارتاپ‌ها را در بازارهای جهانی تهدید می‌کند و نیاز به تحلیل سیستمی عوامل مؤثر را برجسته می‌سازد. هدف این پژوهش، شناسایی و مدل‌سازی عوامل کلیدی مؤثر بر فرآیند بین‌المللی‌سازی استارتاپ‌های دیجیتال ایرانی، با تمرکز بر موانع، فرصت‌ها و روابط میان آن‌ها، به منظور ارائه چارچوب مفهومی کاربردی برای ذی‌نفعان مانند سیاست‌گذاران، سرمایه‌گذاران و کارآفرینان است.
روش‌شناسی/رهیافت: این مطالعه از رویکرد ترکیبی کیفی-کمی بهره می‌گیرد. در مرحله کیفی، با مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۲۴ خبره اکوسیستم استارتاپی ایران (به روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی تا اشباع)، عوامل مؤثر شناسایی و با تحلیل مضمون (با نرم‌افزار MaxQDA) به ۶ بعد و ۴۱ مولفه دسته‌بندی شدند. در مرحله کمی، روابط میان ابعاد با روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) و ماتریس خودتعاملی تحلیل شد و پایداری مدل با تحلیل MICMAC بررسی گردید.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: یافته‌ها شش بعد اصلی را نشان داد: استراتژیک و مدل کسب‌وکار، بازاریابی و تعامل با مشتری، فرهنگی و بین‌المللی، زیرساختی و حقوقی، منابع انسانی و تیم، و حمایتی و مالی. عوامل بازاریابی و فرهنگی در سطح اول (پیوندی و حیاتی)، زیرساختی و انسانی در سطح دوم (خودمختار)، و مالی در سطح سوم (مستقل) قرار گرفتند. مدل ISM تأکید می‌کند که موفقیت بین‌المللی‌سازی مستلزم تمرکز بر تطبیق فرهنگی و استراتژی‌های بازاریابی است، در حالی که حمایت‌های مالی و زیرساختی نقش تسهیل‌کننده دارند. نتایج، سیاست‌گذاران را به تقویت شبکه‌های بین‌المللی و توانمندسازی فرهنگی دعوت می‌کند و پیشنهادهایی برای پژوهشات آتی مانند تحلیل تطبیقی و نقش فناوری‌های نوین ارائه می‌دهد. این مدل، چارچوبی عملی برای تسریع بین‌المللی‌سازی استارتاپ‌های ایرانی فراهم می‌آورد.

مقاله علمی پژوهشی آمایش سرزمین

20.تشخیص و پایش فزایندگی مستحدثات شهری در محدوده بخش مرکزی شهرستان نور با بهره‌گیری از تصاویر ماهواره‌ای و مبتنی بر رویکرد آمایشی

صفحه 340-354

عذرا مشتاق مهر، سید الله حجازی

چکیده زمینه و هدف: با توجه به روند روزافزون شهرنشینی جهانی، مطالعه و پایش فزایندگی مستحدثات انسانی اهمیت بسیار زیادی دارد، زیرا رشد مستحدثات اغلب منجر به دگرگونی‌های گسترده در پوشش سطحی زمین می‌شود. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر تحلیل و بررسی روند گسترش مستحدثات در بخشی از شهرستان نور در استان مازندران می‌باشد.
روش‌شناسی: در پژوهش حاضر با استفاده از تصاویر ماهواره لندست 5 و 8 و بهره‌گیری از مدل ماشین بردار پشتیبان (SVM) به استخراج نقشه کاربری اراضی منطقه در بازه زمانی 2025-2005 اقدام شده است. همچنین، از ابزار مدل‌ساز تغییرات زمین (LCM) جهت ارزیابی الگوهای زمانی-فضایی تغییر در این مدت بهره گرفته شده است.
نتایج و یافته‌ها: یافته‌های پژوهش حاضر بیانگر این بوده است که مساحت مستحدثات در سطح منطقه از 07/33 کیلومتر مربع در سال 2005 به 7/92 کیلومتر مربع در سال 2015 و 15/97 کیلومتر مربع در سال 2025 افزایش یافته است. بر این اساس، گستره مستحدثات در مجاورت شهرهای منطقه به دلیل رشد ساخت‌وسازها رشد بیشتری را نشان داده است. ارزیابی‌ها بیانگر تأثیر غیرقابل اجتناب گسترش مستحدثات بر کاهش سطح سایر کاربری‌ها در سطح منطقه می‌باشد و تا سال 2025 مساحتی در حدود 8/99 کیلومتر مربع از منطقه به ‌طور مستقیم تحت تأثیر گسترش مستحدثات قرار گرفته است که در این میان، مراتع و اراضی زراعی بیشترین تأثیرپذیری را در این زمینه داشته‌اند. نتایج پژوهش حاضر روند فزاینده گسترش مستحدثات را به موازات رشد جمعیت منطقه آشکار ساخته و اهمیت اتخاذ طرح‌ها و برنامه‌های آمایشی را جهت مدیریت بهینه کاربری زمین در راستای توسعه پایدار سرزمینی را برجسته ساخته است.

مقاله علمی پژوهشی سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)

21.مقایسه کارایی روش های جنگل تصادفی و ماشین بردار پشتیبان در پایش تغییرات کاربری اراضی حوضه آبخیز سامیان (۲۰۱۵–۲۰۲۴) با استفاده از داده‌های سنجش از دوردر محیط Google Earth Engine

صفحه 355-379

صیاد اصغری سراسکانرود، فاطمه صمدی شلوه علیا

چکیده زمینه و هدف: تغییرات کاربری اراضی یکی از چالش های مهم زیست محیطی محسوب می شود که تاثیرات گسترده ای بر منابع طبیعی، اکوسیستم ها و فرآیند های هیدرولوژیکی دارد. هدف این پژوهش مقایسه کارایی دو الگوریتم جنگل تصادفی و ماشین بردارپشتیبان در استخراج نقشه های کاربری اراضی و تحلیل روند تغییرات آن در دو مقطع زمانی 2015تا 2024 در حوضه آبخیز سامیان واقع  در استان اردبیل با مساحت تقریبی 4236 کیلومتر مربع است.
روش بررسی: به منظور تهیه نقشه کاربری ارضی از تصاویر ماهواره ای لندست 8 و9 و سنتینل2در محیط برنامه نویسی گوگل ارث انجین بهره گیری شد. الگوریتم های طبقه بندی یادگیری ماشین شامل جنگل تصادفی و ماشین بردار پشتیبان برای تولید نقشه های کاربری اراضی با هشت کلاس ( آب، مسکونی، کشاورزی آبی، کشاورزی دیم، برف، جنگل، مرتع متراکم و مراتع کم تراکم) مورد استفاده قرار گرفتند. و دقت آن با استفاده از ماتریس درهمریختگی و شاخص های آن ارزیابی شد . در فرایند نمونه برداری و آموزش مدل ها، از محصولات جهانی(Dynamic World و GHSL) بهره گرفته شد.
نتایج و یافته‌ها: نتایج حاصل از مقایسه خروجی دو الگوریتم نشان داده که الگوریتم RF بادقت کلی و کاپای بیش از ۰٫۹۹ درصد عملکرد دقیق تری نسبت به SVM دارد. در بازه زمانی مورد بررسی، تغییرات قابل توجهی در کلاس های کاربری رخ داده است از جمله افزایش چشمگیر اراضی کشاورزی آبی و مناطق مسکونی و کاهش مساحت زمین های دیم، پوشش برفی و منابع آب سطحی از مهم ترین یافته ها بودند. در مجموع الگوریتم RF به دلیل دقت بالا و پایداری عملکرد گزینه مناسب تری برای پایش تغییرات کاربری اراضی در محیط کلان داده همچون گوگل ارث انجین محسوب می شود.

مقاله مستخرج از طرح پژوهشی برنامه ریزی روستایی

22.ارزیابی تأثیر توسعه شهری و روستایی و تغییرات کاربری زمین بر دمای سطح (LST) شهر و روستا با استفاده از تصاویر لندست بازه سال 2003 تا 2023 منطقه موردی شهرستان اصلاندوز

صفحه 380-393

لطف اله ملکی معصوم آباد، مریم محمدزاده شیشه گران

چکیده زمینه و هدف: حرارت سطح زمین یکی از شاخص‌های کلیدی در ارزیابی تعادل انرژی زمین در مقیاس منطقه‌ای و جهانی به شمار می‌رود. با توجه به محدودیت داده‌های ایستگاه‌های هواشناسی، استفاده از داده‌های سنجش از دور به عنوان روشی کاآمد برایبرآورد سطح زمین اهمیت فراوانی دارد.  هدف اصلی از این تحقیق پایش دمای سطح زمین و تغییرات کاربری و توسعه شهری با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای لندست سال 2003  و 2023  با استفاده از نرم­افزار ENVI پردازش‌های لازم انجام شد.نقشه کاربری اراضی 20ساله نشان داد که توسعه شهری بسیار مشهود در کل شهرستان اصلاندوز مشاهده شد. اگر این توسعه از آسیب به  محیط زیست و جنگل جلوگیری کند مثبت خواهد بود.
روش شناسی: در این مطالعه، از تصاویر ماهواره لندست مربوط به سال های ۲۰۰۳ و ۲۰۲۳ برای بررسی و امکان سنجی استفاده از انرژی تابشی خورشید استفاده شد. برای انجام محاسبات با استفاده از نرم افزار ArcGIS جهت تهیه نقشه ها، از نرم افزار ENVI استفاده شد. یکی از کاربردهای تصاویر حرارتی، تهیه نقشه های حرارتی برای تعیین مناطق هم دما است.
نتایج و یافته‌ها: نتایج نقشه حرارت سطح زمین نشان داد که دمای سطح زمین در  شهرستان اصلاندوز به طور چشمگیری افزایش داشته است به طوری که در سال 2003 دمای سطح زمین 49/42 این رقم در سال 2023 به 92/49 افزایش یافته است. نتایج  ادغام نقشه کاربری اراضی و دمای سطح زمین نشان داد که کمترین دما را در هر دو سال کاربری آب و جنگل به خود اختصاص می‌دهد که علت آن رطوبت بالا می‌باشد و کاربری خاک و منطقه مسکونی دارای بالاترین دما می‌باشد.  میانگین دمای کاربری خاک از 42.09 درجه سلسیوس در سال 2003 به 49.86 درجه سلسیوس در سال 2023 و میانگین دمای کاربری مسکونی از 42.57 درجه سلسیوس در سال 2003 به بیش از 49.57 درجه سلسیوس در سال 2023 افزایش یافته است. این افزایش قابل توجه دما عمدتاً ناشی از کاهش پوشش گیاهی و کاهش تبخیر و تعرق در این مناطق است که منجر به افزایش دمای سطحی شده است.

مقاله علمی پژوهشی برنامه ریزی روستایی

23. بررسی شبکه اجتماعی حاشیه‌نشینان شهر اهواز و رابطه آن با مهاجرت‌های روستایی

صفحه 394-404

سهراب قائدی، علی دشت بزرگی

چکیده زمینه و هدف: گسترش مهاجرت‌های روستایی به حاشیه شهرها ،پدیده‌ای تأثیرگذار بر ساختار اجتماعی و فضایی شهرهاست. هدف این پژوهش بررسی رابطه میان شبکه‌های اجتماعی و مهاجرت روستایی و همچنین پیامد آن، یعنی شکل‌گیری سکونتگاه‌های حاشیه‌ای اطراف شهر اهواز است.
روش شناسی: در این مطالعه، دو محله کوی گلدشت و گلبهار به عنوان محل‌های اصلی سکونت مهاجران روستایی انتخاب شده‌اند. روش تحقیق توصیفیتحلیلی و داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته و از میان ۳۰۰ سرپرست خانوار جمع‌آوری شده است. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS و آزمون‌های تی تک‌نمونه‌ای، رتبه بندی فریدمن استفاده شده است.
نتایج و یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد روابط خویشاوندی با میانگین 02/3 (بالاتر از حد نظری) مهم‌ترین عامل شبکه‌ای در تصمیم‌گیری مهاجرت و انتخاب مقصد بوده است. همچنین عوامل اقتصادی با میانگین رتبه 24/2 اصلی‌ترین دلیل مهاجرت از روستا شناخته شده‌اند. در مقابل، میزان رضایت کلی ساکنان از زندگی در این محلات با میانگین 99/2 کمتر از حد متوسط بوده و نشان‌دهنده شرایط نامطلوب زندگی در این مناطق است. نتایج این پژوهش بیانگر نقش پررنگ روابط اجتماعی و عوامل اقتصادی در شکل‌گیری موج‌های مهاجرت روستایی است. همچنین پایین بودن رضایت ساکنان نشان می‌دهد که سکونتگاه‌های حاشیه‌ای همچنان با چالش‌های جدی در کیفیت زندگی روبه‌رو هستند.

مقاله مستخرج از رساله دکتری علوم اجتماعی

24. نقش راه به عنوان عامل دسترسی در جهت توسعه پایدار منطقه­ ای در دوران اسلامی در شمال غرب ایران

صفحه 405-414

مهران خالدی پاوه، حبیب شهبازی شیران، بهروز افخمی، اردشیر جوانمردزاده

چکیده زمینه و هدف: راه یکی از بنیادی­ترین وسیله ارتباطی بین انسان­ها، دولت­ها و فرهنگ­ها به شمار می­رود. در طول ادوار مختلف تاریخی، راه­ها همواره نقش مهمی در ایجاد پیوند میان جوامع انسانی و انتقال فرهنگ­ها ایفا کرده­اند و وجود آن­ها از الزامات سیاسی توسعه تمدن­ها بوده است.
روش‌شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی ـ باستان‌شناختی به واکاوی الگوی فضایی و کارکردهای نظام راهداری در شمال‌غرب ایران طی دوره‌های سلجوقی و تیموری می‌پردازد. این منطقه، به‌سبب قرارگیری در محل تلاقی فلات مرکزی ایران با قفقاز و آسیای صغیر، همواره در کانون تحولات سیاسی و اقتصادی ایران قرار داشته است.
نتایج و یافته‌ها: یافته‌های پژوهش حاضر بیانگر این بوده است در دورة سلجوقی، تمرکز قدرت و اقتدار دیوانی موجب شکل‌گیری شبکه‌ای منسجم از راه‌های ایمن و پایگاه‌های راهداری تابع الگوی شعاعی- متمرکز شد؛ در حالی‌ که در دورة تیموری با انتقال مرکز سیاسی به سلطانیه و گسترش نقش اقتصادی تبریز، شبکه راه‌ها ماهیتی چند کانونی یافته و پهنه‌های ارتباطی متنوعی را در برگرفت. تحلیل فضایی و کارکردی داده‌ها گویای آن است که پویایی شبکۀ راهی بیش از هر چیز تابع سه عامل کلیدی بوده است: ثبات حکومت مرکزی، انطباق کالبد مسیرها با ویژگی‌های طبیعی و سطح رونق تجارت شهری؛ در نهایت، الگوی راهداری شمال‌غرب ایران را می‌توان بازتابی از سازمان فضایی قدرت و سازوکار تداوم امنیت و اقتصاد در قرون میانه اسلامی دانست.