سایت نشریه:http://www.srds.irفصلنامه " مطالعات توسعه پایدار شهری و منطقه ای از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره ثبت 82782 مورخ 31/06/1399 مجوز انتشار یافته است.
این نشریه در پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)نمایه شده است.
فصلنامه مطالعات توسعه پایدار شهری و منطقه ای براساس آخرین ارزیابی انجام شده توسط پایگاه استنادی علوم جهان اسلام(ISC)، با ضریب تاثیر 0/333 موفق به کسب رتبه Q2 در سال 1402 گردیده است. برای مشاهده اینجا را کلیک کنید.
نشریه مطالعات توسعه پایدار شهری و منطقه ای با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار COPEمی باشد و از آیین نامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می نماید."
این نشریه به منظور صیانت از حقوق و مالکیت فکری و معنوی پژوهشگران و نویسندگان در ارزیابی مقالات از سامانه مشابهتیاب سمیم نوراستفاده می کند.
نویسندگان محترم میتوانند برای مشابهتیابی از سامانه سمیمنور برای ارسال گزارش مشابهتیابی به فصلنامه استفاده کنند. نویسندگان محترم دقت کنند که حتما باید گزارش PDF مشابهتیابی را که از مستقیما مشابهتیاب دریافت میکنند به فصلنامه ارسال نمایند.
:Fallow us on
از نویسندگان محترم مقالات و کاربران تقاضا می شود در موقع ثبت نام در سایت نشریه، حتماً کد ارکید را ثبت نمایید. با کلیک بر تصویر زیر این کد را از سایت ارکید اخذ کنید.
سامانۀ دریافت کد ارکید
توجه مهم
از داوران محترم فصلنامه
تقاضامندیمایمیل تشکر داوری مقالات انجام شده را بصورت مستقیم به ایمیل reviews@webofscience.com ارسال Forward نمایید.
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر، تغییرات اقلیمی و فعالیتهای انسانی موجب تشدید بحران کمبود منابع آب در سطح جهانی شدهاند. این تغییرات با اختلال در چرخه هیدرولوژیکی، منابع آب سطحی را از نظر دسترسی، کیفیت و پایداری در معرض تهدید جدی قرار دادهاند. روششناسی:به منظور بررسی اثر تغییرات اقلیم بر روی منابع آبهای سطحی حوضه بابلرود ابتدا دادههای هواشناسی و هیدرومتری حوضه جمعآوری گردید. بعد از رفع نواقص آماری، حذف دادههای پرت و انتخاب پایه زمانی مشترک، اقدام به پیشبینی متغیرهای اقلیمی (بارش، حداقل دما و حداکثر دما) برای دوره آینده (2100-2020) بر اساس دادههای گزارش ششم IPCC AR6 و مدل اقلیمی CanESM5 تحت سناریوهای SSP1-2.6، SSP2-4.5 و SSP5-8.5 در مدل SDSM شد. برای شبیهسازی دبی جریان در دوره آینده از دادههای ریزمقیاسنمایی شده بر اساس شبکه عصبی مصنوعی (ANN) استفاده گردید در نهایت، به منظور تعیین روند در دادههای آینده از آزمونهای ناپارامتری من کندالو تخمینگر شیبسن در محیط نرم افزار R استفاده شد. نتایج و یافتهها:تحلیل روند دبی جریان با استفاده از آزمون من-کندال، شیب سن و مدل ANN طی دوره 2021–2100 نشان داد که در تمامی سناریوهای اقلیمی SSP، روندی کاهشی ضعیف و آماری غیرمعنادار وجود دارد. بیشترین کاهش در سناریوی SSP5-8.5 مشاهده شد. دمای حداقل روند افزایشی غیرمعنادار داشته و بارش فاقد روند مشخص است. نتایج مدل ANN با آزمونهای آماری همخوانی داشته و کاهش تدریجی دبی جریان را تأیید میکند، که بر ضرورت مدیریت پایدار منابع آب در مواجهه با تغییر اقلیم تأکید دارد. این یافتهها ضمن تأیید تأثیر مستقیم تغییر اقلیم بر منابع آب سطحی، بر اهمیت بهرهگیری از مدلهای هوشمند در تحلیل بلندمدت و مدیریت پایدار منابع آب تأکید داشته و ضرورت استفاده از رویکردهای ترکیبی و تحلیلهای منطقهای در مطالعات آینده را برجسته میسازد.
چکیده زمینه و هدف:کنترل ساخت و سازهای شهری به منظور ادارة بهینة شهر به کمک ضوابط ساخت وساز شهری صورت میگیرد، اما با وجود اقدامات گوناگون مدیریت شهری، سالانه موارد چشمگیری از تخلفات ساختمانی در شهرها گزارش میشود. درواقع میتوان تخلفات ساختمانی را رعایت نکردن ضوابط و مقررات ساخت و ساز شهری تعریف کرد که کیفیات زندگی در شهرها را تهدید میکند. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی نحوه توزیع فضایی تخلفات ساختمانی در شهر گردشگری سرعین بمنظور استفاده در حوزه های مدیریت شهری میباشد. روششناسی:روش گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز اسنادی ، کتابخانهای و مشاهدات میدانی بوده و اطلاعات مکانی و جدول توصیفی از دبیرخانه کمیسیون ماده 100 شهرداری تهیه شده است. محدوده زمانی در یک دوره یکساله (سال 1401) و محدوده مکانی آن حوزه قانونی شهر سرعین میباشد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و کاربردی میباشد.که با استفاده از روش نزدیکترین فاصله همسایگی و تحلیل لکههای داغ در بستر نرم افزار Gis انجام پذیرفته است. نتایج و یافتهها:براساس تجزیه و تحلیل انجام شده بیشترین تعداد تخلفات در هسته مرکزی شهر و محدوده قهوه سویی و چالدران رخ داده است و تخلف مازاد بر پروانه نسبت به سایر تخلفات از نظر تعداد، چشمگیر و قابل ملاحظه میباشد وتعداد تخلفات بدون پروانه در ردیف بعدی قرار گرفته و این تخلف بیشتر در افزایش طبقات بدون پروانه اتفاق افتاده است وهرچه از هسته مرکزی شهر دور میشویم از میزان تخلفات ساختمانی کاسته میشود. طبق نتایج حاصل جهت اصلی تخلفات از سمت جنوب غربی به سمت شمال شرقی شهر میباشد و بیشترین تخلفات در فاصله 600 الی 900 متری از مرکز ثقل شهر رخ داده است.
چکیده زمینه و هدف: خدمات عمومی شهری از عناصر کلیدی در شکلدهی به ساختار کالبدی، اجتماعی و فضایی شهرها محسوب میشود. در بسیاری از شهرها، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، سطح دسترسی شهروندان به خدماتی نظیر بهداشت، آموزش و زیرساختهای شهری بهطور چشمگیری نابرابر است. از این رو، هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر نابرابری در ارائه خدمات عمومی در محدوده مورد مطالعه، شهر ارومیه، و تدوین سناریوهای آیندهمحور با استفاده از ابزارهای آیندهپژوهی است. روششناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف از نوع کاربردی - آیندهپژوهانه بوده و روش بررسی آن، توصیفی- تحلیلی و اکتشافی می باشد. به طوری که در مرحله نخست، با استفاده از مدل رتبهبندی تاپسیس، مناطق پنجگانه شهر از نظر سطح خدمات عمومی رتبهبندی شدند. سپس با بهرهگیری از نرمافزارهای میکمک و سناریو ویزارد، سناریوهای محتمل آینده استخراج گردید. نتایج و یافتهها: یافتهها نشان میدهد که منطقه پنج دارای بالاترین مطلوبیت، مناطق یک و چهار در وضعیت متوسط، و مناطق دو و سه در وضعیت نامطلوب قرار دارند. تحلیل سناریوها دو مسیر متضاد را ترسیم میکند: سناریوی مطلوب با ویژگیهایی چون شفافیت، فسادستیزی، بازتوزیع عادلانه منابع، و... به کاهش شکافهای خدماتی و دسترسی برابر به امکانات شهری منجر میشود. در حالیکه سناریوی بحرانی با تمرکز بودجه در مناطق خاص و ضعف نهادی، نابرابریها را تشدید میکند. تحلیل حاضر بر اهمیت اقدام فوری برای رفع نابرابریها در توزیع خدمات عمومی تأکید دارد تا از حرکت به سمت سناریوی بحرانی جلوگیری شود و همه شهروندان بدون توجه به موقعیت جغرافیایی یا شرایط اقتصادی، به امکانات اساسی دسترسی داشته باشند.
چکیده زمینه و هدف: دیفرانسیل شهری به پدیده ای کلیدی در جغرافیای شهری اشاره دارد که بیانگر تفاوت ها,نابرابری ها و گسست های فضایی-اجتماعی –اقتصادی درون یک شهر یا بین مناطق مختلف یک منطقه شهری است .شهر شاندرمن ،واقع در استان گیلان در شمال ایران با ویژگی های منحصر به فردی که دارد به عنوان یکی از شهرهای مهم و تاریخی این منطقه شناخته می شود. روششناسی:پژوهش حاضر با هدف بررسی دیفرانسیل شهری در شاندرمن از سال های 1365 تا 1400 از ترکیب داده های کمّی و کیفی بهره برده است . دراین پژوهش روش پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده که مبتنی بر داده های کمی مانند جمعیت ,دسترسی به خدمات عمومی – مهاجرت – نرخ بیکاری و همچنین به بررسی نظام سلسله مراتبی رتبه – اندازه جایگاه شهر شاندرمن در بین شهرهای استان گیلان پرداخته شده است ,داده های کیفی که عمق مسئله را نشان می دهد شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته از کارشناسان و صاحبنظران و همچنین مدل پارادایمی جهت شناسایی شرایط علی ,زمینه ای و مداخله گر مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج و یافتهها: تلفیق داده ها نشان می دهد سرمایه گذاری ها در زمینه های بهداشتی آموزشی و خدماتی ناکافی بوده است که حکمرانی محلی به عنوان یک عامل موثر در این زمینه به علت عدم تخصیص متوازن بودجه موجب عمیق تر شدن مسائل اجتماعی – اقتصادی برای این منطقه گشته است به طوریکه این عدم تعادل موجب شده تا قسمت های مرکزی شهر از لحاظ خدمات آموزشی-بهداشتی و سطح رفاه در بالای هرم و مناطق پیرامونی و روستایی این شهر در جهت دسترسی به امکاناتی مانند صنایع کوچک مولد, خدمات رفاهی و آموزشی در وضعیت ضعیف تری قرار بگیرند.
علی مغتفری، مرتضی طلاچیان، علیرضا استعلاجی، فرزاد بهتاش محمد رضا
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر، با رشد فزاینده جمعیت شهری و فشارهای ناشی از مسائل زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی، نظریه «شهر هوشمند پایدار» به یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات شهری بدل شده است. هدف این پژوهش، انجام یک مرور نظاممند تطبیقی بر مطالعات انجامشده در حوزه شهر هوشمند پایدار در سطح ایران و جهان است تا الگوهای نظری، وجوه اشتراک و افتراق، و همچنین شکافهای پژوهشی موجود در این حوزه شناسایی و تحلیل گردد. روششناسی: این مطالعه با بهرهگیری از روش مرور نظاممند و با رویکردی تطبیقی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 31 مقاله علمی منتشرشده در پایگاههای معتبر داخلی و بینالمللی در بازه زمانی 2024-2017 بوده که با استفاده از روشهای استاندارد گزینش و مورد تحلیل محتوای کیفی قرار گرفتند. نتایج و یافتهها: یافتهها حاکی از آن است که در سطح جهانی، پارادایم شهر هوشمند پایدار بهعنوان مفهومی چندبعدی و پویا درک میشود که در آن فناوری در خدمت تحقق اهداف کلانتری همچون پایداری زیستمحیطی، عدالت اجتماعی، حکمرانی مشارکتی، تابآوری و ارتقای کیفیت زندگی قرار دارد. در مقابل، در مطالعات داخلی ایران، تأکید غالب بر جنبههای فنی و زیرساختی هوشمندسازی بوده و ابعاد نظری، اجتماعی و شهروندمحور این مفهوم کمتر مورد توجه واقع شده است. این شکاف، لزوم بازنگری در رویکردهای پژوهشی و سیاستگذاری در بستر ملی را برای حرکت به سمتتحققهمهجانبهشهرهوشمندپایدارنشانمیدهد.
پریا نصیری، علیرضا محمّدی، منصور رحمتی، عطا غفاری گیلانده
چکیده مقدمه و هدف: سلامت روان زنان بهعنوان یکی از ابعاد اساسی سلامت عمومی، تحتتأثیر عوامل متعددی از جمله کیفیت و دسترسی به فضاهای عمومی شهری قرار دارد. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان زنان در شهر اردبیل و در چارچوب شاخصهای شهر دوستدار زنان انجام شده است. روش شناسی:این مطالعه از نوع کاربردی با رویکرد توصیفی - تحلیلی است. دادههای مورد نیاز از طریق توزیع ۴۰۰ پرسشنامه در میان زنان ساکن شهر اردبیل و با روش نمونهگیری تصادفی سیستماتیک جمعآوری شد. ابزار پژوهش شامل 40 گویه در قالب پنج شاخص اصلی (کالبدی–فضایی، فرهنگی–اجتماعی، امنیت، دسترسپذیری و سلامت روان) بود. برای تحلیل دادهها از آزمون تی تکنمونهای در نرمافزار SPSS و مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار AMOS استفاده شد. یافتهها و نتایج: نتایج نشان داد که شاخصهای کالبدی - فضایی (میانگین 17/3) و فرهنگی–اجتماعی (میانگین 05/3) در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارند. همچنین، بر اساس نتایج تحلیل مسیر، شاخص کالبدی–فضایی با ضریب تأثیر 89/0 بیشترین نقش را در ارتقاء سلامت روان زنان داشته است. پس از آن، شاخصهای امنیت محیطی، فرهنگی–اجتماعی، دسترسپذیری و سلامت روان در رتبههای بعدی قرار گرفتند. این یافتهها بر اهمیت طراحی فضاهای عمومی با تأکید بر مؤلفههای کالبدی و محیطی در راستای ارتقاء سلامت روان بانوان تأکید دارد و لزوم توجه برنامهریزان شهری به این ابعاد را یادآور میشود . نوآوری این پژوهش در تحلیل همزمان پنج شاخص کلیدی شهر دوستدار زنان با رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) و تمرکز بر شهر اردبیل بهعنوان یک نمونه بومی است که کمتر در مطالعات پیشین مورد توجه قرار گرفته است.
چکیده زمینه و هدف:خلاقیت شهری یکی از محرکهایاساسی برای دستیابی به توسعه پایدار است. این امر مستلزم دارا بودن صنایع خلاق، کارکنان خلاق، دانشخلاق و غنای فرهنگی است. مطالعهحاضر با هدفبرنامهریزی راهبردی جهت دستیابی به شهر خلاقدر شهر اردبیل انجام گرفت. روششناسی:پژوهشحاضرازلحاظهدف کاربردیوازنظرروش بهصورتتوصیفی- تحلیلیاست. روش گردآوری دادهها به صورت کتابخانهای ـ پیمایشی میباشد. براساس شاخصهای شهر خلاق ودادههای گردآوریشده34 راهبرد دستیابی به شهر خلاق در پنج معیار اصلی(مردم، بنگاههای اقتصادی، فضاهای شهری، پیوند و ارتباطات و چشمانداز و آوازه شهر) تقسیمبندی شدند کهبرایتعییناهمیتآنها(نظرات 50 نفر کارشناسان) از آزمون معادلات ساختاری در نرمافزار SMART-PLS استفاده گردید. یافته و نتایج:معیار بنگاههای اقتصادی (ضریب 937/0)، معیار مردم (ضریب 936/0)، معیار فضاهای شهری (ضریب 918/0)، معیار پیوند و ارتباطات (ضریب 896/0) و معیار چشمانداز و آوازه شهر (ضریب 875/0) بهترین راهبردهای دستیابی به شهر خلاق میباشند. همچنین از بین معیار بنگاههای اقتصادی، حمایتتخصصیازکسبوکارهایخلاق (ضریب 87/0)، از بین معیار مردم، توسعه ظرفیت خلاقیت در کلیه سطوح آموزش عمومی(ضریب 85/0)، از بین معیار فضاهای شهری، ایجادفضاهایباثباتومطمئنبرای فعالیتهایفرهنگیوهنری(ضریب 76/0)، از بین معیار پیوند و ارتباطات، فراهم کردنزیرساختهایمجازیوتسهیلکنندهدرارتباطات الکترونیکی(ضریب 82/0) و از بین معیار چشمانداز و آوازه شهر، برنامهریزیبرایارتقاءموقعیتمنطقهایوفرامنطقهای شهروتسهیل حضورگردشگران(ضریب 83/0) مهمترین راهبردهای دستیابی به شهر خلاق در اردبیل میباشند.
چکیده زمینه و هدف: منابع انسانی به عنوان مهمترین و با ارزشترین منبع در موفقیت سازمان نقش بسزایی دارد چرا که منابع انسانی سازمان، قابلیت تغییر در عملکرد خود را دارد و اصلیترین ابزار تحقق اهداف سازمانی محسوب میشود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تأثیر رفتار شهروندی سازمانی بر عملکرد کارکنان در صنعت هتلداری در هتل عباسی اصفهان انجام شده است. روششناسی:جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان هتل عباسی اصفهان در نظر گرفته شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، توصیفی و از نوع پیمایشی- همبستگی است. دادهها از طریق پرسشنامهای در مقیاس لیکرت جمعآوری و با نرم افزار Smart Pls تجزیه و تحلیل شدند. نتایج و یافتهها:نتایج پژوهش نشان داد که رفتار شهروندی سازمانی بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین، هر یک از ابعاد رفتار شهروندی سازمانی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد کارکنان دارند و از بین ابعاد رفتار شهروندی سازمانی تأثیر متغیر وجدان کاری بر عملکرد کارکنان بیشتر از سایر متغیرها بوده است.
چکیده زمینه و هدف:هدف پژوهش حاضر، بررسی تقاطع بازاریابی دیجیتال و گردشگری پایدار شهری، با تمرکز بر شهر اردبیل به عنوان یک مطالعه موردی است. بازاریابی دیجیتال ابزارهای نوآورانهای را برای ترویج مقاصد، همراه با ترویج شیوههای گردشگری مسئولانه، ارائه میدهد. گردشگری پایدار شهری نیز به دنبال ایجاد تعادل میان رشد اقتصادی، حفظ فرهنگ، و مدیریت زیستمحیطی در فضاهای شهری است. روششناسی: روش پژوهش حاضر، استقرایی و رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد است. مشارکتکنندگان در فرایند پژوهش شامل متخصصان، اساتید دانشگاه و کارمندان باتجربه در زمینه گردشگری و بازاریابی هستند. همچنین از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شده و برای رسیدن به حد اشباع نظری و تکامل، با 12 نفر مصاحبه به عمل آمد، که با نرمافزارMax QDAمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها و نتایج:براساس نتایج،عوامل علّی(ضعف در معرفی جاذبههای گردشگری پایدار، ضعف در اکوسیستم دیجیتال، عدم انطباق روشهای بازاریابی موجود با انتظارات گردشگر نوین و چالشهای فرهنگی و اجتماعی)؛ بستر حاکم(ویژگیهای جغرافیایی و طبیعی، امکانات و زیرساختها و ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه محلی)؛ شرایط مداخلهگر(عوامل سیاسی و مدیریتی، آموزش و تخصص نیروی انسانی و موانع فناوری و زیرساختی)؛ راهبردها (بهرهمندی از عناصر بازاریابی دیجیتال، راهبردهای پلتفرمی یکپارچه و تعاملی و راهبردهای همکاری و همافزایی)؛ پیامدها: (افزایش آگاهی و جذب گردشگران مسئول، توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی جامعه، برندینگ شهر اردبیل به عنوان مقصد پایدار و نتایج زیستمحیطی).
حسین رضایی، افسانه زمانی مقدم، غلامرضا معمارزاده طهران
چکیده زمینه و هدف: ظرفیت ها وتوانمندی های استان سیستان و بلوچستان در جنبه های جغرافیایی، منابع طبیعی و اقتصادی و نیروی انسانی بالقوه بسیار است که در صورت بالفعل شدن این ظرفیتها می تواند مزیت های بسیاری را هم برای استان و هم برای منطقه رقم بزند. با توجه به اهمیت این موضوع هدف پژوهش حاضر؛ طراحی مدل توسعهی اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان است. روششناسی: روش پژوهش مدلسازی به شیوه معادلات ساختاری و کمّی -پیمایشی است. جامعه پژوهش عبارت بودند از کلیه مدیران و کارکنان سازمانهای دولتی استان سیستان و بلوچستان. تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران 292 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بود پرسشنامه محقق ساخته و تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده، به دو روش توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS 16 و Smart PLS انجام شد. نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد هفت مؤلفه در تبیین توسعه اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان نقش دارند که عبارتند از: امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی، امنیت نظامی، توسعه عدالت، توسعه کیفیت زندگی، توسعه اخلاق اجتماعی، و در نهایت توسعه امنیت سیاسی. جهت بررسی برازش مدل، به بررسی X2، R و RS؛ پرداخته شد که وجود X2 پایین و نسبت کای دو به درجه آزادی کمتر از سه، و همچنین ضریب تعیین و ضریب تعیین تعدیل شده محاسبه شده؛ نشاندهنده برازش مناسب مدل بود و در نهایت از جمعبندی عوامل، ابعاد و مؤلفههای مدل توسعهی اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان، 4 عامل، با اولویت بالا مطرح گردید. این عوامل عبارتند از: اولویت اول: امنیت نظامی، اولویت دوم: امنیت اجتماعی، اولویت سوم: توسعه کیفیت زندگی، و در نهایت اولویت چهارم: توسعه عدالت. امید است این نوع مطالعات گامی باشد در جهت تعمیق دانش کاربردی و ارتقای وضعیت اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان.
چکیده زمینه و هدف:زیستپذیری شهری در سالهای اخیر به یکی از مباحث محوری در حوزه برنامهریزی و مدیریت شهری تبدیل شده است. دلیل این امر آن است که گسترش و تراکم روزافزون شهری فشار بیشتری بر فضای محدود، منابع و محیطزیست وارد میکند و ظرفیت شهرها را برای حفظ کیفیت مناسب زندگی کاهش میدهد. هدف این پژوهش، سنجش کارایی راهبردهای مدیریتی بر بهبود زیستپذیری در مناطق 1 و 10 کلانشهر تبریز است. روششناسی:روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و دادهها با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده است. تحلیل شاخصهای کمی در محیط نرمافزار SPSS و با استفاده از آزمون T و تحلیل رگرسیونی به روش گام به گام صورت گرفته است. نتایج و یافتهها:نتایج پژوهش نشان میدهد که منطقه 1 در ابعاد مختلف مدیریت شهری از جمله خدمات شهری (3.02)، حکمروایی (3.06)، سرمایهگذاری (3.07) و فرهنگی-اجتماعی (2.75) عملکرد بهتری نسبت به منطقه 10 دارد. همچنین، شاخصهای زیستپذیری در منطقه 1 شامل اقتصادی (2.84)، اجتماعی (3.72), کالبدی (3.82) و زیستمحیطی (3.68) در مقایسه با منطقه 10 که در ابعاد مدیریت شهری و زیستپذیری مقادیر پایینتری دارد، بیانگر وضعیت مطلوبتر این منطقه است. یافتهها نشان میدهد که رابطه معناداری بین کیفیت مدیریت شهری و ارتقای سطح زیستپذیری وجود دارد و بازنگری در سیاستهای مدیریتی و برنامهریزی متوازن و عدالتمحور برای ارتقای کیفیت زندگی شهری در مناطق کمبرخوردار ضروری است.
عطا غفاری گیلانده، منصور رحمتی، محمد مهدی مه آبادی پور، یاسر افشون
چکیده زمینه و هدف: با افزایش سریع شهرنشینی و چالشهای زیستمحیطی، رویکردهای نوینی چون شهر هوشمند پایدار و زیرساخت سبز ضروری شده است. با این حال، شکاف میان تئوری و عمل، بهویژه در زمینه اولویتبندی اقدامات، همچنان پابرجاست. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر زیرساختهای سبز بر تحقق شهر هوشمند پایدار و ارائه یک چارچوب مبتنی بر داده برای اولویتبندی مکانی در کلانشهر کرج انجام شد. روششناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است. ابتدا ۲۴ متغیر کلیدی شناسایی و از طریق پرسشنامه در اختیار ۳۰ خبره قرار گرفت. سپس با استفاده از یک رویکرد ترکیبی، از تکنیک تحلیل ساختاری اثر متقابل (MICMAC) برای شناسایی پیشرانهای کلیدی و از روش تصمیمگیری چندمعیاره (CoCoSo) برای رتبهبندی آمادگی ۱۱ منطقه شهری کرج بهره گرفته شد. نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که هفت پیشران، از جمله «سطوح نفوذپذیر»، «کریدورهای زیستی»، «سرمایهگذاری» و «حکمرانی یکپارچه»، قدرتمندترین عوامل اثرگذار بر سیستم هستند. همچنین، تحلیل کوکوسو، منطقه ۵ را به عنوان مناسبترین ناحیه برای شروع پروژهها معرفی نمود. یافتهها تأکید میکند که گذار موفق به شهر هوشمند پایدار، نیازمند یک استراتژی یکپارچه است که همزمان بر زیرساختهای فیزیکی، عوامل حاکمیتی و محرکهای اقتصادی تمرکز دارد و سیاستگذاریها باید بر اساس اولویتهای مکانی صورت گیرند. در نهایت، این پژوهش نشان میدهد که تحقق شهر هوشمند پایدار در کرج، تنها از طریق یک استراتژی یکپارچه که پیشرانهای کلیدی فیزیکی، حاکمیتی و اقتصادی را در اولویتهای مکانی مشخص به کار میگیرد، ممکن میشود.
چکیده زمینه و هدف:این پژوهش بهمنظور سنجش ریسکهای انتهایی و همبستگیهای میانبانکی در نظام بانکی ایران و شناسایی ریشههای اصلی شکنندگی سیستمیک انجام شده است. تمرکز بر دوره طولانی پس از بحران مالی جهانی (از سال ۱۳۸۷ تا پایان ۱۴۰۳) قرار دارد؛ دورهای که نظام بانکی تحت فشار شدید عوامل ساختاری مانند پرداخت سود ثابت علیالحساب، اضافهبرداشت گسترده، ناترازی شدید ترازنامه بانکها و شوکهای کلان اقتصادی قرار گرفته است. هدف اصلی، ارزیابی وضعیت کنونی آسیبپذیری سیستمی و پیشبینی مسیرهای محتمل آینده با استفاده از رویکردهای ترکیبی پیشرفته است. روششناسی: این مطالعه از یک مدل ترکیبی نوین استفاده کرده که شامل یادگیری عمیق، فرآیندهای گوسی، مدل خودرگرسیون برداری با ضرایب متغیر در زمان، تحلیل شبکه میانبانکی و شبیهسازیهای گسترده مونتکارلو است. دادههای فصلی دوازده متغیر کلیدی بانکی (شامل اضافهبرداشت، مطالبات مشکوکالوصول، نسبت کفایت سرمایه، نقدینگی و ...) به همراه متغیرهای کلان اقتصادی (تورم، نرخ ارز، رشد اقتصادی و ...) در بازه زمانی ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۳ تحلیل شدند. شاخص آسیبپذیری سیستمی و میزان انتقال ریسک از طریق کانالهای مختلف (بهویژه کانال اعتماد) محاسبه و با روشهای مرسوم مقایسه گردید. نتایج و یافتهها: نتایج نشان میدهد نظام بانکی ایران از ابتدای سال ۱۳۸۷ وارد یک رژیم بحرانی و آشوبناک پایدار شده و تا پایان سال ۱۴۰۳ همچنان در این رژیم باقی مانده است. شاخص آسیبپذیری سیستمی در سال ۱۴۰۳ به بیش از ۰٫۹۶ رسیده که بیانگر وضعیت بسیار شکننده و نزدیک به نقطه بحرانی است. شوکهای وارد بر نظام بهطور بسیار نامتقارن عمل میکنند؛ بهگونهای که شوکهای منفی تا حدود ده برابر قویتر از شوکهای مثبت هستند و تقریباً دائمی باقی میمانند. انتقال ریسک میان بانکها تقریباً بهطور کامل (نزدیک به صد درصد) از طریق کانال اعتماد و همبستگیهای پنهان صورت میگیرد. ریشه اصلی این شکنندگی، ادامه سیاست پرداخت سود ثابت علیالحساب به سپردهگذاران (علیرغم ناترازی واقعی منابع و مصارف) و اضافهبرداشت گسترده بانکها از بانک مرکزی است که یک چرخه معیوب نقدینگی و افزایش مداوم ریسک سیستمی ایجاد کرده است. شبیهسازیها احتمال وقوع فروپاشی سیستمی تا پایان سال ۱۴۰۶ را در صورت تداوم روند کنونی بیش از ۸۷ درصد برآورد کردهاند. در مقابل، اجرای اصلاحات ساختاری فوری و قاطع شامل حذف کامل سود ثابت علیالحساب، انحلال یا ادغام بانکهای زیانده و بازسازی جدی حاکمیت شرکتی میتواند نظام بانکی را به سمت یک رژیم پایدار و خودتقویتشونده هدایت کند. دقت پیشبینی مدل پیشنهادی بهطور چشمگیری بالاتر از روشهای سنتی است.
چکیده زمینه و هدف: برنامهریزی جامع عقلانی بهعنوان یکی از رویکردهای مسلط برنامهریزی شهری در نیمه دوم قرن بیستم، بر مفروضاتی چون عقلانیت ابزاری، امکان شناخت جامع، پیشبینیپذیری آینده و وجود مصلحت عمومی واحد استوار بوده است. با این حال، تحولات اجتماعی، اقتصادی و نهادی شهرهای معاصر، بهویژه در کشورهای درحالتوسعه، کارایی این رویکرد را با تردیدهای جدی مواجه کرده است. هدف این پژوهش، بازخوانی انتقادی برنامهریزی جامع عقلانی و ارزیابی ظرفیتها و محدودیتهای نظری و عملی آن در مواجهه با پیچیدگیهای امروز شهرها است. روششناسی:پژوهش حاضر با استفاده از روش مرور انتقادی ادبیات و بر پایه چارچوب SALSA انجام شده است. در این راستا، آثار نظری کلاسیک و مطالعات تجربی جدید مرتبط با برنامهریزی جامع عقلانی، بهویژه در بازههای زمانی ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ و ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، از پایگاههای معتبر علمی گردآوری، غربالگری و ارزیابی انتقادی شده و سپس در قالب یک سنتز مفهومی تحلیل شدهاند. نتایج و یافتهها:یافتهها نشان میدهد که مفروضات بنیادین برنامهریزی جامع عقلانی در عمل، بهدلیل محدودیت دادهها، تعارض منافع، نقش قدرت، پویایی اجتماعی و عدمقطعیت آینده، قابل تحقق نیستند. تجارب جهانی بهویژه در کشورهای درحالتوسعه حاکی از آن است که اجرای نسخههای تکنوکراتیک این رویکرد اغلب به شکاف میان طرح و واقعیت، ناکارآمدی اجرایی، گسترش سکونتگاههای غیررسمی و مقاومت اجتماعی منجر شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که مسئله برنامهریزی جامع عقلانی صرفاً ضعف اجرا نیست، بلکه محدودیتی ساختاری در بنیان نظری آن وجود دارد. با این حال، احیای کارایی این رویکرد از طریق بازتعریف آن و تلفیق تحلیل فنی با رویکردهای انطباقی، مشارکتی، یادگیرنده و زمینهمحور امکانپذیر است؛ رویکردی که میتواند پاسخگوی واقعیتهای پیچیده شهرهای معاصر باشد.
چکیده زمینه و هدف: جوامع بشری همواره با ایجاد محیط های قابل سکونت و الگوهای زیستگاهی متناسب با محیط استقرارهارا ممکن می سازد. بر اساس این رویکرد در باستان شناسی، عوامل محیطی در ارزیابی سکونتگاهها در هر دوره نقش مهمی را ایفا می کنند. این عملکرد علاوه بر تشخیص میزان تاثیرات محیطی، درجه سازگاری زیستگاهها با شرایط محیطی غالب را آشکار می سازد. با قدرتمندتر شدن ابزارهای مکانی، باستان شناسیGIS نیز تکامل یافته است و امکان تجسم سکونتگاههای باستانی و تجزیه و تحلیل تغییرات در استفاده از فضا در طول زمان را فراهم میکند. روششناسی: این پژوهش با استفاده از تجزیه و تحلیل عوامل محیطی،توسط سیستم اطلاعاتی GIS به چگونگی الگوی استقرار و پراکندگی 161 محوطه باستانی در حوضه قزل اوزن پرداخته شده است. پس از تحلیل نقشه های GIS برای بررسی و توزیع این سکونتگاهها در رابطه با محیط طبیعی با تمرکز بر منابع آبی ، ارتفاع، شیب و کاربری اراضی میپردازد. نتایج و یافتهها: 1: توزیع سکونتگاهها از هزاره اول ق.م.از مناطق دشت و کوهپایهای گسترش یافته است. 2:سکونتگاههای هزاره اول ق.م. عمدتاً در ارتفاعات2000-؛. با شیب متوسط10-5، فواصل نزدیک به رودخانهها کمتر از500- متر، و انتخاب نوع زمین شکل گرفته است. ارتفاع زیاد - شیب تند در حاشیه رودخانهها( دشت –کوهپایهها) دال بر کاهش جمعیت و نوع استقرارهای کوچرو را نشان میدهد.3:کاربری اراضی: ظهور و پیشرفت کشاوررزی و مواصلاتی راهها در مسیر منابع آبی، مبادلات تجاری، ارتباطات منطقهای و فرامنطقهای دال به توزیع پراکنش مکانهای باستانی در حوضه قزل اوزن است. منطقه شرق کردستان از عصر مس و سنگ تا دوران اسلامی تکامل سکونتگاهها، نشان دهنده سازگاری و رقابت ساکنان با محیط طبیعی در حوضه قزل اوزن است. علاوه بر این، بینشهایی را در مورد توسعه اجتماعی پیچیده در منطقه ارائه میدهد.
چکیده زمینه و هدف: سکونتگاههای روستایی به عنوان بستر زندگی و فعالیتهای انسان، موضوعی چند بعدی است. مسئله سکونتگاههای روستایی بخشی از مسئله گستردهتری است که تحت عنوان توسعه پایدار در سطح ملی و منطقهای نمود پیدا میکند. از این رو از سوی برنامهریزان روستایی، شهری و منطقهای مورد توجه قرار میگیرد. از آنجایی که فضاها و روستاهای پیراشهری ایران، به ویژه در استان خراسان شمالی، در مقطعی حساس از روند تحول و توسعه روستایی-شهری خود قرار دارند، باید همگام با رشد افسارگسیخته، برنامهریزی دقیقی داشتهباشند. در این راستا، این پژوهش در نظر دارد با طرح برنامه 5 ساله برای روستای خداقلی، نقشی پایدار برای روستا متصور شود. روش این پژوهش از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی میباشد. روششناسی: برای گردآوری اطلاعات نیز از روشهای کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده) استفاده شده است. همچنین از گروه کانونی و روش کیفی برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده گردیده است. قلمرو جغرافیایی روستای خداقلی از روستاهای حریم شهر بجنورد میباشد. نتایج و یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد موقعیت روستای خداقلی در حریم شهر بجنورد باعث شده تا میزان مهاجرت به این روستا افزایش یافته و باعث بروز مشکلات زیادی شود. طبق نتایج SWOT نقاط قوت و فرصت این روستا بیشتر از نقاط ضعف و تهدید میباشد. بنابراین مهمترین استراتژی توسعه آن تهاجمی است. طبق نتایج QSPMایجاد زیرساختهای مورد نیاز گردشگری و اقامتی، توسعه خدمات، زیرساختها و امکانات مورد نیاز روستا، تکمیل طرح هادی روستایی، توسعه مشاغل خرد، خانگی و نوین، توسعه بخش صنعتی-کارگاهی روستا و تکمیل زنجیره ارزش محصولات روستا مهمترین راهبردهای توسعه پایدار روستا هستند.
سارا احمدپورشمامی، علی پاشا، مهدی برنافر، صابر محمدپور
چکیده زمینه و هدف: افزایش تراکم جمعیت در مناطق شهری و نگرانیهای مرتبط با پایداری و سلامت عمومی، موجب شده است ساکنان شهری به سمت شیوههای تحرک فعال گرایش پیدا کنند. در این راستا، مفهوم شهر 15 دقیقهای به عنوان یک الگوی نوین شهری مطرح شده است که هدف آن دسترسی ساکنان به نیازهای اساسی زندگی (مانند کار، آموزش، بهداشت و تفریح) در فاصلهای حداکثر 15 دقیقهای با روشهای غیرموتوری است. روششناسی: این پژوهش کاربردی با رویکرد توصیفی–تحلیلی در محله حمیدیان رشت انجام شده و دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای، بررسی میدانی، نقشهها، تصاویر ماهوارهای و اسناد فرادست گردآوری شده است. راهبردهای تحقق شهر ۱۵ دقیقهای با بهرهگیری از تکنیک SWOT و اولویتبندی آنها با ماتریس QSPM تدوین شده است. یافتهها و نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که اساسیترین نیاز محله حمیدیان برای حرکت به سمت شهر ۱۵ دقیقهای، بهبود سیستم دسترسی و تحرکپذیری است. سه راهبرد اول که بالاترین اولویت را دارند، مستقیماً به ارتقای دسترسی غیرموتوری ایمن و کارآمد (پیاده، دوچرخه و حملونقل عمومی) مربوط میشوند و نشان میدهند بدون زیرساخت حملونقلی مناسب، تحقق سایر اهداف شهر ۱۵ دقیقهای ممکن نیست. بر اساس امتیازدهی QSPM، «کیفیت معابر پیاده و ایمنی عابران» به عنوان عامل کلیدی با بیشترین امتیاز و «فناوریهای هوشمند و توسعه گردشگری» به عنوان عامل با کمترین اولویت در شرایط فعلی محله شناسایی شدند. با وجود چالشهایی مانند کمبود فضاهای عمومی و ضعف حملونقل، پتانسیلهایی چون موقعیت ارتباطی مناسب و تالاب عینک نیز وجود دارد. راهبردهای اولویتدار شامل اصلاح شبکه حملونقل، بهبود معابر پیاده و توسعه دسترسی غیرموتوری به خدمات و فضاهای سبز است. در نهایت، اجرای موفق این الگو نیازمند همکاری نهادهای مدیریتی، مشارکت شهروندان و بهرهگیری از فناوریهای هوشمند خواهد بود.
چکیده زمینه و هدف:تحولات سریع کالبدی و اجتماعی در شهرهای ایران طی دهههای اخیر، امنیت محلات شهری را به پدیدهای چندبعدی و پیچیده تبدیل کرده است که بررسی آن مستلزم توجه همزمان به ویژگیهای فضایی، روابط اجتماعی و سازوکارهای نهادی–حکمرانی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی چندبعدی امنیت اجتماعی و سنجش میزان تأثیر و قدرت تبیین ابعاد کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی در شهرک آزادشهر یزد است. روششناسی:. این مطالعه با رویکرد آمیخته اکتشافی–تبیینی و در دو مرحله انجام شد. در مرحله کیفی، با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته با ساکنان، کارشناسان امنیتی و متخصصان شهری و بهکارگیری تحلیل مضمون، شاخصهای بومی امنیت اجتماعی شناسایی گردید. در مرحله کمی، دادهها از طریق پرسشنامه و از ۳۶۷ نفر از ساکنان گردآوری و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته و نتایج:نتایج نشان داد که هر سه بعد کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی تأثیر مثبت و معناداری بر امنیت اجتماعی دارند و مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. در این میان، بعد اجتماعی بیشترین قدرت تبیین امنیت اجتماعی را دارا بود (β = 0.56، t = 11.74، p < 0.001؛ R² = 0.57)، که شاخصهایی مانند روابط همسایگی، سرمایه اجتماعی و حس تعلق نقش برجستهتری در آن ایفا میکنند. بعد کالبدی نیز با تأثیری متوسط تا نسبتاً قوی (β = 0.31، t = 4.21، R² = 0.23) بیشترین ارتباط را با کیفیت فضاهای عمومی و نورپردازی نشان داد. بعد نهادی–حکمرانی نیز اگرچه تأثیر معناداری داشت (β = 0.29، t = 3.98، R² = 0.19)، اما در مقایسه با دو بعد دیگر از قدرت تبیین کمتری برخوردار بود. در مجموع، این سه بعد در قالب مدل یکپارچه توانستند 63 درصد از واریانس امنیت اجتماعی را تبیین کنند. بر این اساس، نتایج پژوهش بر اهمیت توجه همزمان به ابعاد اجتماعی، کالبدی و نهادی در برنامهریزی و سیاستگذاری ارتقای امنیت اجتماعی محلات شهری، بهویژه در شهرهای متوسط ایران، تأکید دارد.
چکیده مقدمه و هدف: در دهههای اخیر، برنامهریزان با هدف کاهش نابرابریهای منطقههای و دوگانگیهای شهری-روستایی، راهبردهای مختلفی از جمله تبدیل روستا به شهر را اتخاذ کردهاند. این تحولات نه تنها باعث تغییرات ساختاری-کارکردی شده، بلکه سبک زندگی ساکنان این مناطق را نیز تحت تأثیر قرار داده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر نقشپذیری روستاشهری بر تحولات سبک زندگی ساکنان شهر ثمرین اردبیل انجام شده است. روش شناسی:این پژوهش از نظر ماهیت کاربردی و از نظر روش، کمی است. جامعه آماری شامل تمامی ساکنان روستاشهر ثمرین و نمونه آماری مشتمل بر ۲۵۲ خانوار است که با روش کوکران برآورد و به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. یافتهها و نتایج: نتایج نشان میدهد در شاخصهای سبک زندگی سلامتمحور (۴۹%) و رسانهمحور(54%) تغییرات ایجاد شده است، اما این تغییرات در محیط مورد مطالعه چندان پررنگ و بنیادین نبوده است. به عبارت دیگر، نقشپذیری روستاشهری و تحولات اداری-مدیریتی منجر به تغییرات کمی در سبک زندگی شده و تغییرات سبک زیستی بیشتر متأثر از ارتباطات اجتماعی و عوامل فرهنگی-رسانهای میان ساکنان بوده است تا تصمیمات نهادهای دولتی. تحلیل یافتهها نشان میدهد تحول روستاشهری در ثمرین منجر به تغییرات نامتوازن شده است: درحالی که مصرف رسانهای (6/74%)رشد چشمگیری داشته، دسترسی به خدمات سلامت (9/29 %) بهبود محدودی نشان میدهد. این شکاف، لزوم بازنگری در نظریههای کلاسیک سبک زندگی برای جوامع درحال گذار و اتخاذ رویکردی یکپارچه در برنامهریزی را آشکار میسازد.
چکیده زمینه و هدف: با افزایش فشارهای زیستمحیطی و نیاز روزافزون به انرژیهای پاک، استفاده از زیستسوختها بهعنوان راهکاری در بهبود پایداری زنجیره تأمین کشاورزی مورد توجه قرار گرفته است هدف تحلیل نقش زیستسوختها در توسعه پایدار زنجیره تأمین کشاورزی، با بهرهگیری از رویکرد ترکیبی سیستماتیک، گروه کانونی، و مدلسازی مبتنی بر هوش محاسباتی انجام گرفت. روششناسی:در مرحله اول، از روش مرور سیستماتیک بر پایه دستورالعمل PRISMA برای شناسایی متغیرهای کلیدی استفاده شد. با مشارکت ۲۰ خبره در قالب گروه کانونی، مهمترین پارامترهای اثرگذار از جمله فناوری تولید زیستسوخت، سیاستهای حمایتی، زیرساختهای انرژی، و شاخصهای اقتصادی و زیستمحیطی شناسایی شد. در ادامه، برای تحلیل دادهها از الگوریتمهای جنگل تصادفی و انتخاب ویژگیRelief بهره گرفته شد. نتایج و یافتهها:مدلسازی نشان داد که الگوریتم جنگل تصادفی با دقت ۸۵٪ (AUC=0.98) توانسته است بهطور مؤثر زنجیرههای تأمین با سطوح مختلف پایداری را خوشهبندی کند. خوشهبندی حاکی از آن بود که شاخصهایی نظیر اشتغالزایی مستقیم در روستا، کاهش آلایندگی، کاهش هزینه انرژی و فاصله تا مراکز فرآوری بیشترین تأثیر را در ارتقاء پایداری ایفا میکنند، در حالی که نوع و مقدار زیستسوخت مصرفی تأثیر کمتری داشتهاند. یافتهها بیانگر آن است که توسعه پایدار زنجیره تأمین کشاورزی نیاز به تمرکز بر بهبود فناوریهای تولید، زیرساختهای زیستسوختی، سیاستهای حمایتی هدفمند و برنامههای آموزشی برای کشاورزان است.یافته های این مطالعه، ضمن ارائه چارچوبی نوین برای ادغام انرژیهای تجدیدپذیر در زنجیره تأمین کشاورزی، میتوانند مبنایی برای تصمیمگیریهای سیاستی و راهبردهای بهینهسازی در راستای تحقق توسعه پایدار در بخش کشاورزی ایران و سایر کشورهای در حال توسعه باشند.
حمیدرضا پناهی، زهرا کریمی تکانلو، محمد مهدی برقی اسکویی
چکیده زمینه و هدف : بررسی ارتباط هزینه و درآمدهای دولت در راستای رشد و توسعه اقتصادی بسیار مهم است. درک ارتباط علیّتی بین درآمد و هزینههای دولت میتواند به تدوین یک برنامه بودجهای مهم برای رسیدن به رفاه اقتصادی در یک کشور کمک شایانی نماید. رابطه میان درآمد و هزینههای دولت میتواند نشاندهنده میزان سرمایهگذاری دولت در بخشهای کلیدی اقتصاد (مانند آموزش، بهداشت و زیرساختها) باشد. افزایش سرمایهگذاری در این بخشها به رشد اقتصادی بلندمدت منجر میشود. روش شناسی: با توجه به اهمیت بررسی ارتباط هزینه و درآمد دولت، این مطالعه به بررسی این ارتباط و مشخص نمودن رابطه علت و معلولی با استفاده از روش مارکوف سوییچینگ پرداخته است. مطالعه حاضر با استفاده از روش علیّتی مارکوف سوییچینگ در بازه زمانی 1352-1401 پرداخته است. نتایج و یافتهها:نتایج نشان از آن دارد که در وضعیتی که درآمدهای دولت و هزینههای دولت بالا است، علیّت از سمت درآمدهای دولت ( هم سایر درآمدهاو هم درآمد نفتی) به هزینههای عمرانی و جاری است. این در حالی است که در وضعیت درآمدی و هزینهای پایین، درآمد نفتی تنها منجر به تغییر هزینه عمرانی شده و سایر درآمدها نیز منجر به تغییر هزینه جاری میشود. بررسی نتایج از سمت هزینه به درآمدهای دولت به تفکیک دو رژیم بررسی شده بدین صورت است که در دوران رژیم صفر که درآمدها و هزینهها بالا است، هیچ علیّتی از سمت هزینههای عمرانی و جاری به سمت درآمد مشاهده نمیشود. در مقابل، زمانی که وضعیت درآمدی و هزینهها پایین است، تنها هزینه عمرانی میتواند منجر به تغییر سایر درآمدها شود و از سمت هزینه جاری هیچ علیّتی به سمت درآمد دولت مشاهده نمیشود.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
روح اله خدری میر قائد
چکیده کارآفرینی مفهومی است که در چند دهه اخیر بشدت مورد توجه اقتصاددانان و نظریه پردازان علوم مدیریتی قرار گرفته است. امروزه برای پیشرفت و توسعه اجتماعی و اقتصادی جوامع نیازه به توسعه کارآفرینی دارند؛ اما موانعی هستند که مانع انجام فعالیت های کارآفرینی می شوند و کارآفرینی نمی تواند در جوامع توسعه پیدا کند. افراد کارآفرین یا کارآفرینان موفقیت اقتصادی در جامعه هستند.کار آفرینان نقشی کلیدی در توسعه اقتصادی و تحولات اجتماعی هر جامعه دارند. کار آفرینان به عنوان عناصر اصلی در تسریع توسعه کشورهای در حال توسعه و در تجدید حیات و استمرار توسعه کشورهای صنعتی مورد توجه و مطالعه بوده اند. در این مقاله، به بررسی مفهوم کارآفرینی، توسعه کارآفرینی و موانع توسعه کارآفرینی پرداخته می شود.توسعه کارآفرینی به فرایندی اطلاق میشود که در آن افراد (کارآفرینان) ایدهها و فرصتهای کسب و کار را شناسایی کرده و با استفاده از منابع مالی، فنی و انسانی، کسب و کارهای نوپا را تأسیس و رشد میدهند. توسعه کارآفرینی بهطور کلی شامل فرآیندها و فعالیتهایی میشود که به تشویق و پشتیبانی از افراد برای آغاز و مدیریت کسب و کارهای خود میپردازد. که دارای موانع میباشد، موانع توسعه کارآفرینی در هر شهرستان ممکن است بر اساس ویژگیها و شرایط جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شهرستان تفاوت داشته باشند. هدف این پژوهش حاضر بررسی و تحلیل موانع توسعه کارآفرینی در شهرستان لالی با استفاده از مدل SWOT می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی توصیفی تحلیلی می باشد. و اطلاعات آن از طریق روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری و تهیه شده است.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
پریا نصیری، هادی حکیمی، علیرضا محمدی، منصور رحمتی
چکیده رمینه و هدف: سلامت ران بانوان بهعنوان یکی از ابعاد اساسی سلامت عمومی، تحتتأثیر عوامل مختلفی از جمله دسترسی به فضاهای عمومی شهری قرار دارد. این پژوهش باهدف تحلیل تأثیر دسترسی به فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان بانوان در شهر اردبیل انجام شده است. روش بررسی: روش تحقیق از نوع توصیفی - تحلیلی و کاربردی بوده و دادهها از طریق ۴۰۰ پرسشنامه با روش نمونهگیری تصادفی سیستماتیک گردآوری شده است. ابزار پژوهش شامل ۵۸ گویه در قالب شش شاخص اصلی: کالبدی - فضایی، فرهنگی - اجتماعی، امنیت، دسترسی به پارکها، سلامت روان و افسردگی است. برای تحلیل دادهها از آزمون تی تکنمونهای در نرمافزار SPSS و مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار AMOS استفاده شد. یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان داد شاخصهای کالبدی - فضایی (با میانگین 17/3) و فرهنگی - اجتماعی (با میانگین 05/3) وضعیت نسبتاً مطلوبی دارند. همچنین، نتایج تحلیل مسیر حاکی از آن است که شاخص کالبدی - فضایی (89/0=β)، بیشترین تأثیر را بر ارتقای کیفیت فضاهای شهری داشته است. پس از آن به ترتیب شاخصهای امنیت محیطی، فرهنگی - اجتماعی، دسترسی به پارکها، سلامت روان و افسردگی تأثیرگذار بودهاند. این پژوهش بر اهمیت مؤلفههای کالبدی و محیطی در طراحی فضاهای عمومی تأکید میکند و پیشنهاد میدهد که برنامهریزان شهری با تقویت این ابعاد، زمینه حضور فعالتر و ارتقای سلامت روان بانوان را در محیطهای شهری فراهم سازند
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
سید مهدی حسینی نیا، حبیب شهبازی شیران، ناهید پوراسمعیل، سارا جهانی
چکیده زمینه و هدف: عناصر معماری بومی هر منطقه بیش از هر عامل دیگری تحت تأثیر عوامل محیطی و اقلیمی شکل میگیرد و بهعنوان یک عامل تعیینکننده منجر به پیدایش سبکهای مختلف معماری در مناطق مختلف کشور شده است؛ تا جایی که تأثیر آن در کل بافت شهری و حتی در تکتک ساختمانها و عناصر معماری داخلی فضاها، قابلمشاهده است. پژوهش پیشرو، تأثیر اقلیم و مؤلفههای جغرافیایی بر بافت تاریخی و ساختار معماری خانههای سنتی شهر اردبیل را موردمطالعه قرار میدهد. روششناسی: این پژوهش بهصورت تحلیلی– توصیفی و بر اساس پیمایش نگارندگان در بافت تاریخی شهر اردبیل و بر اساس مطالعات کتابخانهای و بررسیهای میدانی صورت گرفته است. سؤالات پژوهش: سؤالات پژوهش بدین گونه طرح میگردد که 1) اقلیم چه تأثیری بر مکان گزینی و چیدمان خانههای سنتی و فضای شهری اردبیل داشته است؟ نقشه، کالبد و اجزاء معماری خانههای تاریخی در شهر اردبیل از چه عوامل اقلیمی و جغرافیایی تأثیر پذیرفتهاند؟ نتایج: نتایج پژوهش نشان میدهد که معماران در طراحی فضای شهری و همچنین چیدمان بناها، به عواملی مثل جهت زاویه تابش خورشید، رطوبت، دما و جهتهای باد به ایجاد بناها و فضاها پرداختهاند. همچنین شکل کلی حیاط خانهها، فضاهای داخلی و بیرونی، بازشوها و مصالح به کار گرفتهشده، همساز با زیستبوم منطقه موردمطالعه است.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
زهرا ایمان زاده اجیرلو، برومند صلاحی
چکیده زمینه و هدف: هدف این مقاله شناسایی، طبقهبندی و تحلیل همدیدی امواج گرمایی و پیشبینی بلندمدت آن در دشت اردبیل میباشد. روششناسی: ابتدا آمار بلندمدت 20 ساله 1995 تا 2014 امواج گرمایی ایستگاه همدید اردبیل تهیه و نقشههای همدید موجهای گرمایی با استفاده از نرمافزار گردس استخراج و تحلیل گردید. با استفاده از مدل LARS-WG امواج گرمایی احتمالی در 38 سال آینده (2015-2050) پیشبینی گردید. نتایج و یافتهها: بررسیها تعداد 25 موج گرمایی در طی دورهی 20 ساله را مشخص نمود. نتایج همچنین نشان داد که زمان معمول آغاز موج گرما در اوایل مردادماه است. نشان ثابت کرد که الگوهای غالب در زمان وقوع امواج گرمایی شامل پرفشار جنبحارهای به همراهی پشتهی موج بادهای غربی و کمفشار حاکم بر سطح زمین و زبانههای فروبار پاکستان و عربستان بر روی منطقه مورد مطالعه است. همچنین نتایج نشان داد که میانگین دمای حداکثر سالانهی اردبیل در طول دورهی آماری 2015 تا 2050 حدود 68/13 درجهی سانتیگراد خواهد شد. بر اساس مدل HadCM3 تحت سناریوی A1B دما در حدود 46/16، بر اساس مدل IPCM4 تحت سناریوی B1 دما در حدود 54/16 و بر اساس HADGEM تحت سناریوی A2 نیز با 01/0 اختلاف عدد 55/16 درجهی سانتیگراد را نشان میدهد. خروجی مدلهای مذکور نشان داد که دمای دشت اردبیل تا سال 2050 بهطور متوسط حدود 3 درجهی سانتیگراد بیشتر خواهد شد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
بهروز سبحانی، مرتضی مملوکی
چکیده زمینه و هدف: مکانیابی بهینه مناطق کشاورزی به فرآیند انتخاب بهترین اراضی برای کشت محصولات کشاورزی با در نظر گرفتن عوامل مختلف مانند شرایط اقلیمی، خاکی و منابع آبی اشاره دارد تا بهرهوری و پایداری تولید افزایش یابد. این پژوهش نیز با هدف مکانیابی مناطق مناسب برای کشاورزی در شهرستان اردبیل، با بهرهگیری از دادههای سنجش از دور و تحلیل سلسلهمراتبی ANP انجام شده است. روششناسی: دراین پژوهش ابتدا عوامل محیطی مؤثر بر کشاورزی شناسایی و در چهار دسته اصلی شامل توپوگرافی (ارتفاع، شیب، جهت شیب)، اقلیم (دما، بارش، تبخیر و تعرق)، منابع آب (رواناب، رطوبت خاک، ذخایر آب زیرزمینی، فاصله از آبراهه) و پوشش زمین (بافت خاک، کاربری اراضی، NDVI) طبقهبندی شدند. دادههای ماهوارهای مورد نیاز از پایگاههای معتبر همچون MODIS، CHIRPS، GRACE، Landsat 8 و TerraClimate استخراج گردید و تحلیلهای لازم در محیط Google Earth Engine انجام گرفت. وزندهی معیارها با استفاده از نرمافزار Super Decisions و تحلیل ANP صورت پذیرفت. در ادامه، نقشه نهایی مناطق کشاورزی بهینه با استفاده از نرمافزار ArcGIS تولید شد. یافتهها و نتیجهگیری: برای این منظور، نتایج تحقیق نشان داد که نواحی غربی و جنوبشرقی شهرستان اردبیل به دلیل شرایط مطلوب اقلیمی، منابع آبی کافی و توپوگرافی مناسب، از پتانسیل بالایی برای کشاورزی پایدار برخوردار هستند. در این مناطق، عواملی نظیر ارتفاع، بارش، رطوبت خاک و شیب، تأثیرات مثبتی در رشد و بهرهوری کشاورزی داشتهاند. در مقابل، نواحی مرکزی و شرقی شهرستان، به دلیل کاهش بارش، ارتفاع کم و محدودیت در منابع آبی، با چالشهای بیشتری در زمینه کشاورزی مواجه هستند. افزایش تبخیر و تعرق در این مناطق و کمبود ذخایر آب زیرزمینی، ضرورت استفاده از روشهای نوین آبیاری و کشت محصولات مقاوم به خشکی را برجسته میکند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
بهروز نظافت تکله، آی سان فاتحی، محمد صدرا کابلی، مریم سقا
چکیده زمینه و هدف: هدف از این پژوهش توانسنجی قابلیتهای ژئوتوریستی شهرستان گرمی با استفاده از مدل کرچنر و GAM است. منطقه مورد مطالعه در محدوده جغرافیایی ۳۸ درجه و ۵۰ دقیقه تا ۳۹ درجه و ۱۰ دقیقه عرض شمالی از خط استوا و ٤٧ درجه و ۲۵ دقیقه تا ٤٨ درجه و ١٢ دقیقه طول شرقی از نصفالنهار گرینویچ واقع شده است. روششناسی: در این پژوهش، ابتدا ویژگیهای ژئومورفولوژیکی و زمینشناسی شهرستان گرمی شناسایی و تحلیل شد. دادههای لازم از منابع مختلف شامل نقشههای زمینشناسی، تصاویر ماهوارهای و مطالعات میدانی جمعآوری گردید. سپس با استفاده از مدل کرچنر، قابلیتهای ژئوتوریستی مناطق مختلف شهرستان مورد ارزیابی قرار گرفت. این مدل به کمک معیارهایی مانند تنوع زمینشناسی، دسترسی به نقاط دیدنی، و کیفیت محیط زیست، توانایی جذب گردشگر را تعیین میکند. در مرحله بعد، برای تحلیل و پیشبینی اثرات متغیرهای مختلف بر قابلیتهای ژئوتوریستی از روش تحلیل عمومی خطی (GAM) استفاده شد. این روش امکان بررسی روابط غیرخطی بین متغیرها را فراهم میآورد و میتواند به شناسایی عوامل مؤثر بر جذب گردشگر کمک کند. یافتهها و نتایج: بررسی شاخصهای ژئوتوریستی مناطق نشان میدهد که آبشار شوله لر دره سی با کسب امتیاز35/11 از نظر مدل GAM ، بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. این منطقه نیز دارای ارزش گردشگری بالایی با 33/3 امتیاز است، در حالی که ارزش حفاظتی آن با 68/1 امتیاز، نشاندهنده نیاز به اقدامات حفاظتی بیشتر برای حفظ این منبع طبیعی میباشد. نتایج محاسبات مدل کرچنر نیز نشان میدهد که آبشار شوله لر دره سی مجموع امتیاز (190/2) را کسب کرده است. همچنین در این ژئوسایت ارزش علمی با (650/0) امتیاز بیشترین و ارزش حفاطتی با (225/0) امتیاز کمترین مقدار هستند. نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد که برخی مناطق خاص از شهرستان گرمی دارای پتانسیل بالایی برای جذب گردشگران هستند، به ویژه مناطق اطراف چشمههای آب گرم و مناطق کوهستانی با مناظر طبیعی زیبا. این مطالعه همچنین به بررسی چالشها و موانع موجود در مسیر توسعه ژئوتوریسم در شهرستان گرمی پرداخته و پیشنهاداتی برای بهبود زیرساختها، تبلیغات مؤثر و آموزش جوامع محلی ارائه میدهد. در نهایت پیشنهاد میگردد برای تجزیه و تحلیل و توانسنجی قابلیتهای ژئوتوریستی شهرستان گرمی بر اساس هوش مصنوعی و مدلهای بروز ژئوتوریستی هم مورد بررسی قرار گیرد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
آیسان کنزی حق، برومند صلاحی
چکیده زمینه و هدف: اقلیم یک جزء فراگیر و مهم اکوسیستم محسوب میگردد و تغییرات آن هرچند ناچیز میتواند سایر اجزا را در درجات مختلف تحت تأثیر خود قرار دهد. از جمله مهمترین بلایای آب و هوایی که هر ساله پیامدهای زیستمحیطی مخربی را به همراه دارند، امواج گرمایی هستند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی سینوپتیک موج گرمای بالای 50 درجه سانتیگراد مورخ 23 تیرماه 1403 استان خوزستان است. روششناسی: این تحقیق، با دیدگاه محیطی به گردش جو صورت گرفته که در آن، ابتدا مقدار دماهای ثبت شده ایستگاههای استان خوزستان و تغییرات آنها از اداره کل هواشناسی استان خوزستان دریافت شده و سپس با دریافت دادههای سطوح فوقانی جو و تحلیل آنها، علل گرمای شدید شناسایی گردید. در این پژوهش، برای تحلیل الگوهای همدیدی منجر به موج گرمایی استان خوزستان، دادههای جوی کشور در تراز 500 هکتوپاسکال از سایت نووا استخراج گردید که شامل نقشههای ارتفاع ژئوپتانسیل، فشار سطح دریا، امگا، رطوبت نسبی و آب قابل بارش، دما، سرعت باد و ضخامت برای روزهای 21 الی 23 تیرماه 1403 بوده است. نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که نفوذ سامانههای کمفشارهای حرارتی پاکستان و عربستان، استقرار پرفشار جنبحارهای آزور در جنوب غرب و پرفشار سیبری در شمال ایران در تراز 500 هکتوپاسکال، بهعنوان مهمترین الگوی تأثیرگذار در ایجاد موج گرمایی 23 تیرماه 1403 استان خوزستان بوده که از 48 ساعت قبل آغاز گشته است. همراهی این سیستم کمفشار مستقر در منطقه با الگوی توپوگرافی آن (ارتفاعات زاگرس جنوبی) و جریانات پادساعتگرد خود که از سمت جنوب، جنوب غرب استان موجب فرارفت گرم دمای تابشی صحراهای گرم لوت، عربستان، دریای عمان گشته و از طرفی با عبور آن از روی آبهای گرم خلیج فارس و دریای عمان، این منطقه را همزمان با قرارگیری در فصل گرم سال تحت تأثیر خود قرار داده که نتیجه آن افزایش شدید دما را به دنبال داشته و شرایط سینوپتیکی لازم جهت ایجاد گرمای بالای 50 درجه سانتیگراد استان خوزستان را فراهم نموده است.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
لطف اله ملکی معصوم آباد، مریم محمدزاده شیشه گران
چکیده چکیده مطالعات نشان میدهد که نقش سنجش از دور حرارتی در مطالعه و برآورد دمای سطح زمین بسیار حائز اهمیت است. حرارت سطح زمین شاخص مهمی در مطالعه مدلهای تعادل انرژی در سطح زمین در مقیاس منطقهای و جهانی است. با توجه به محدودیت ایستگاههای هواشناسی، سنجش از دور میتواند جایگزین مناسبی برای برآورد حرارت سطح زمین باشد. هدف اصلی از این تحقیق پایش دمای سطح زمین با استفاده از تصاویر ماهوارهای و رابطهای که دمای سطحی و توان تشعشعی داشته باشد، میباشد. به همین منظور ابتدا تصاویر مربوطه اخذ شد و پیشپردازشهای لازم بر روی هر کدام اعمال شد. سپس نسبت به مدلسازی تصاویر اقدام شد. ابتدا جهت انجام این پژوهش، از تصاویر مربوط به سال 2023 ماهواره لندست 8 سنجنده OLI و سنجنده TIRS و الگوریتم سبال استفاده شد. از نرمافزارENVI جهت تصحیحات هندسی، اتمسفری و رادیومتریک تصاویر ماهوارهای و همچنین اجرای محاسبات مربوط به مدل سبال و از نرمافزار ArcGIS جهت ایجاد پایگاه داده، تحلیلهای مکانی، عملیات کارتوگرافیکی و در نهایت پیاده کردن مدل استفاده گردید. نتایج حاصل نشان می دهد که میانگین بیشترین تابش موج کوتاه ورودی به میزان 769 وات بر مترمربع در ماه سپتامبر و کمترین مقدار در رتبه بعدی ماه اگوست با 730 وات بر مترمربع بوده است. و کمترین مقدار به ماه جولای با مقدار 555 وات بر مترمربع بوده است. علت این اختلاف توان تشعشعی در مقدار تابش خالص رسیده به زمین در منطقه مورد مطالعه، ناشی از تفاوت زاویه تابش خورشید و تعداد ساعات آفتابی در ماههای مختلف سال است. میتوان نتیجه گرفت که تابش خورشیدی از آستانهی تابش تا 1000 وات بر مترمربع را دریافت میکنند، میتوان نتیجه گرفت که تابش خورشیدی و بیلان تشعشعی در روستاهای شهرستان چالوس پتانسیل به شکل مناسبی برای تامین برق وجود دارد.
چکیده چکیده زمینه و هدف: آذربایجان با نام باستانی آتروپاتکان، واقع در شمالغرب فلات ایران، یک منطقه ژئواستراتژیک با ظرفیت های ویژه است. هدف این پژوهش، مطالعه اهمیت جایگاه آذربایجان و بهخصوص شیز (تخت سلیمان امروزی) در دورة ساسانی بوده و مولفه های تأثیرگذار این اهمیت بررسی شدهاست. روش شناسی: این پژوهش بهشیوة مطالعات کتابخانهای و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است. مطالب بر مبنای متون تاریخی معتبر و مقالات و گزارشهای باستان شناسی ارائه شدهاست. سوالات پژوهش: سوالاتی که مطرح میشود، در برگیرندة علل توجه بیشتر ساسانیان به حوزة جغرافیایی آذربایجان است؛ بدینصورت که امپراتوری ساسانی بر پایة چه شاخصهایی حوزة قدرت خود را در آذربایجان, به ویژه، شیز(گنزک)، تقویت کرده و گسترش دادهاست؟ این شاخصهها در بسط و توسعه امپراتوریساسانی چه تأثیری داشتهاست؟؛ آیا خصوصیات جغرافیایی و عارضههای طبیعی و نزدیکی مرزها میتواند دلیل اهمیت این منطقه و تمرکز گرایی مذهبی باشد؟ نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که جغرافیا و مرزهای ژئوپلیتیک منطقه، وفور منابع آب، خاک حاصلخیز و بستر مناسب کشاورزی، معادن و راه های مواصلاتی، پتانسیلهای مهمی در آذربایجانِ ساسانی بوده و از نظر راهبردی از ارزش زایدالوصفی برخورداراست. یکی از دلایل موفقیت شاهان ساسانی در جنگ ها و فتوحات مختلف، موقعیت ژئو استراتژیک آذربایجان است. به همین علت است که پیروزِ ساسانی، استراتژیِ احیا و تأسیس شهرهایجدید در مسیر راههای مواصلاتی تجاری شمالشرق تا مرزهای شمالغرب را در پیشگرفت؛ احداث تأسیساتعظیم آبرسانی در دوره خسرو، استراتژی تمرکزقدرت در شیز و توسعه مراکزعلمی در این شهر، ایجاد استحکاماتدفاعی در سرتاسرآذربایجان، بهرهبرداری ازمنابع غنی معدنی و احداث کورههای ذوب آهن، دایره ی قدرت و قوام حکومت، در به فعلیت رساندن و بهرهبرداری از این پتانسیل ها را قوت بخشیده است.
چکیده زمینه و هدف امروزه با پیشرفت علم و تکنولوژی، افزایش روز افزون جمعیت، استفاده از سوخت های فسیلی و همچنین بحران انرژی بشر در شرایطی قرار دارد که به منظور جلوگیری از بحران های اخیر معماری های اقلیمی و همساز با اقلیم دوباره مورد توجه قرار بگیرد. با طراحی و معماری متناسب با اقلیم و ایجاد یک الگو میتوان تاثیر بسزایی در کاهش مصرف انرژی و همچنین جلوگیری از مصرف بی رویه انرژی داشت. بنابراین شناخت شرایط اقلیمی در هر منطقه از مهمترین عوامل جهت طراحی های اقلیمی است. اقلیم میتواند بر اشکال ساختمان های تاثیرگذار باشد به همین دلیل فرم های ساخته شده با توجه به اقلیم ها متفاوت هستند. هدف اصلی این پژوهش شناسایی مولفه های موثر طراحی در کاهش مصرف انرژی برای ساختمان های مسکونی اقلیم معتدل و مرطوب ایران برای استان مازندران است. روش بررسی ابتدا با بررسی اسناد و مطالعه کتابخانه ای به بررسی اولیه پرداخته شد و با کمک روش تحلیل مضمون برای 4 پارامتر « فرم، جداره، بازشو و بام»، 41 شاخص اولیه و موثر برای آپارتمان های مسکونی اقلیم مورد نظر استخراج شدند؛ برای صحت بخشی اطلاعات حاصل شده از نظرات خبرگان بهره گرفته شده است و 37 شاخص نهایی شناسایی و الویت بندی شدند. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی اساتید معماری دانشکده های معماری استان مازندران میباشند که با روش نمونه گیری در دسترس بهره گرفته شده است. یافته ها و نتیجه گیری نتایج ارائه شده نشان داد، از دیدگاه خبرگان حوزه انرژی در استان مازندران برای طراحی آپارتمان های مسکونی به منظور کاهش مصرف انرژی، مولفه های جداره و بازشو به وزن 383/0 و 312/0 بالاترین رتبه را داشته اند. در مولفه جداره بالاترین وزن مربوط به عامل عدم استفاده از فلز، در مولفه بازشو بالاترین وزن مربوط به جایگذاری مناسب پنجره، در مولفه بام بالاترین وزن مربوط به استفاده از بام شیبدار و در مولفه فرم بالاترین وزن مربوط به فاصله بین بناها بود. طبق دیدگاه خبرگان این حوزه در نظر گرفتن الویتبندی ارائه شده در این پژوهش میتواند گامی موثر در کاهش مصرف انرژی برای آپارتمان های مسکونی استان مورد نظر باشد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
محمدحسین قلی زاده، مریم قیسوندی، مسعود مرادی
چکیده زمینه و هدف:این پژوهش به منظور برآورد زمانی-مکانی رخداد سرمازدگی درختان زردآلو در استان کردستان انجام گرفت. از دادههای روزانه دمای کمینه در فصل بهار در بازه زمانی1/1/1980 تا31/12/2018 استفاده شد. روند تغییرات دمای کمینه در ایستگاههای مورد مطالعه با استفاده از آزمون من-کندال و مقادیر تغییر دمای کمینه به کمک شاخص شیب سن برآورد گردید. یافته ها و نتیجه گیری:نتایج تحلیل فراوانی رخداد سرمازدگی نشان داد ایستگاههای زرینه و سقز که ارتفاع بیشتری داشته و در عرضهای بالاتر قرار دارند از تعدد و استمرار سرمازدگی بیشتری برخوردار هستند. ایستگاه بانه با اقلیم مرطوبتتر و ارتفاع کمتر از سطح دریا در بین تمامی ایستگاهها کمترین سرمازدگی را به خود اختصاص داد. ایستگاههایی که در نواحی جنوبی، شرقی و غربی قرار دارند، احتمال سرمازدگی در آنها کمتر است. مطالعه روند تغییرات دمای کمینه که سبب سرمازدگی درختان میوه مانند زردآلو میشود، نشان داد که شدت وقوع پدیده سرمازدگی در استان کردستان روندی کاهشی داشته و به ازای هر دهه تا حدود یک درجه سانتیگراد دما افزایش پیدا کرده است .نتیجهی این روند منجر به کاهش تعداد سرمازدگی میشود. ارزیابی روند تغییرات دمای کمینه در ماه فروردین در استان کردستان نشان داد که بیشترین نرخ افزایش دمای کمینه در ماه فروردین و به تبع آن کاهش سرمازدگی در ایستگاههای شرقی استان شامل قروه و بیجار مشاهده گردید. در ماه اردیبهشت بیشترین نرخ افزایش دمای کمینه و کاهش سرمازدگی در ایستگاههای شرقی استان شامل قروه به ازای هر دهه 084/1درجه سانتیگراد و بیجار 781/0 درجه سانتیگراد افزایش دمای کمینه برآورد گردید و در ماه خرداد افزایش سرمازدگی در ایستگاههای بانه و کامیاران به ترتیب به ازای هر دهه 84/0- 235/1 درجه سانتیگراد برآورد گردید.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
داود شاهوردی، غلامرضا میری، حسین ملاشاهی، مریم کریمیان بستانی
چکیده در سالهای اخیر، افزایش فراوانی و شدت سیلابها ناشی از تغییرات اقلیمی و توسعه شهری بیرویه، چالشهای جدی برای جوامع انسانی و محیطزیست ایجاد کرده است. در این میان، ارزیابی تابآوری سیل به عنوان راهکاری اساسی برای کاهش خسارات و افزایش توانایی سیستمهای طبیعی و انسانی در مقابله با این پدیده مطرح شده است. سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) با قابلیتهای تحلیلی و بصریسازی منحصر به فرد، ابزاری کارآمد برای شناسایی مناطق پرخطر، تحلیل عوامل مؤثر و برنامهریزی راهکارهای مدیریت سیل محسوب میشود. این پژوهش به بررسی جامع عوامل مؤثر بر سیلخیزی شهرستان زابل با استفاده از روشهای نوین تحلیل فضایی پرداختهاست. با بهکارگیری الگوریتم جنگل تصادفی (RF) و تلفیق 9 شاخص کلیدی شامل توپوگرافی، شیب، بارش، جهت شیب، تراکم آبراهه، زمینشناسی، کاربری اراضی، شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI) و فاصله از آبراهه، نقشهای دقیق از پهنهبندی خطر سیلاب در منطقه تهیه شد. نتایج نشان داد شاخصهای توپوگرافی (اهمیت 0.77) و بارش (اهمیت 0.68) بیشترین تأثیر را در وقوع سیلاب دارند. مدل ارائه شده با ضریب کاپای 0.93 و RMSE معادل 0.15 از دقت بالایی برخوردار است. تحلیلها نشانمیدهد حدود 45% از منطقه مورد مطالعه در طبقات پرخطر و بسیار پرخطر قرار دارند که عمدتاً در مناطق کمارتفاع جنوبی با شیب ملایم و نزدیک به آبراههها واقعشدهاند. این مطالعه اهمیت رویکردهای یکپارچه مدیریت سیلاب با تأکید بر عوامل طبیعی و انسانی را در مناطق خشک برجسته میسازد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
رحیم سرور، حسن نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم، یکی از گرایشهای علمی در ارتباط مشترک با حوزه علومزمین و گردشگری است که هدف آن شناخت ژئوسایتها یا مکانهای ویژه ژئومورفولوژیک است. هدف از این پژوهش ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی شهرهای هدف گردشگری استان البرز بر اساس مدل هادزیک و کوبالیکوا است. روششناسی: روششناسی در پژوهش حاضر استفاده از مدلهای کمی هادزیک و کوبالیکوا است. در مدل دینامیکی واژه میراثزمین از چندین عنصر شامل فرهنگی، تاریخی، اجتماعی، زیبایی، باستانشناسی، آموزشی، علمی، سرگرمی، فیزیولوژیکی و هنرمندانه (چشماندازها منبع الهام نقاشان، مجسمهسازان و نویسندگان بودهاند.) تشکیل شده است. ارزش و اهمیت هر مکان ژئوتوریستی در این روش بهوسیله شاخصهای ارزش علمی و ارزشهای مازاد آن مکان ژئوتوریستی برآورد میشود. مدل کوبالیکوا بیشتر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و فرهنگی تأکید دارد. یافتهها و نتایج: بر اساس نتایج حاصل از مدل هادزیک نشان داد که در بین مناطق مورد مطالعه شهرستان طالقان با امتیاز(65/82) قابلیت بیشتری در جذب گردشگر نسبت به سایر مناطق دارد همچنین شهرستان کرج با امتیاز(79/44) و شهرستان ساوجبلاغ با امتیاز (15/25) در جایگاه دوم و سوم قرار دارند. براساس نتایج حاصل از مدل کوبالیکوا منطقه طالقان با بیشترین مقدار در تمامی شاخصها و مجموع امتیاز (03/9) بالاترین امتیاز را کسب کرده و بر این اساس منطقه طالقان بالاترین توان ژئوتوریستی را داراست. نتیجهگیری: بنابراین نتیجهگیری میگردد مناطق ژئوتوریستی طالقان، پتانسیل مناسبی برای جذب توریسم نسبت به سایر مناطق ژئوتوریستی دارد. درنهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی از گویه های طبیعی و انسانی بیشتری جهت ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی استفاده گردد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
سمیه عبدی، مصطفی خبازی، بهنام مغانی رحیمی
چکیده زمینه و هدف: پدیده فرونشست زمین به دلایل مختلف از جمله برداشت بیش از حد منابع آب زیرزمینی و تغییرات جوی سبب بروز مشکلات و معضلات فراوان در زمینهای کشاورزی، جادهها ، خطوط انتقال نیرو و انرژی شده است. در دهه اخیر فرونشست به عنوان یک مخاطره ژئومورفیک در بخش وسیعی از دشتهای ایران از جمله دشت اردبیل در حال وقوع است. افزایش روز افزون نیاز بشر به منابع آب در سالهای اخیر، باعث افزایش بهرهبرداری از منابع آب سطحی و زیرزمینی شدهاست. یکی از مخاطرات پیش روی دشتهای کشور، مخاطره فرونشست میباشد. روش بررسی:در این پژوهش از دادههای ماهوارهی سنتینل 1 و بهکمک تکنیک تداخل سنجی رادار دهانه ترکیبی (InSAR) نرخ فرونشست سالانه زمین در استان همدان-سنندج (خط ریل دهگلان-قروه و همدان-بهار) مورد بررسی قرار گرفته است. برای اطمینان از صحت نتایج حاصل از پردازش تصاویر ماهوارهای، از اطلاعات هیدرولوژی شامل تراز آب پیزومترهای منطقه استفاده شده است. یافته ها و نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از پردازش تصاویر تداخل سنجی در منطقه مورد مطالعه شاهد فرونشست هستیم. محدودهی فرونشست مشاهدهشده حاصل از پردازش InSAR نشانمیدهد که بیشترین نشست در مناطق با تراکم بالای تعداد چاه و لایههای ضخیم رس اتفاق افتادهاست. در نهایت نتایج تداخل سنجی راداری میزان فرونشست در محدوده دهگلان-قروه را به ترتیب 0.17، 1 و 1.5 میلیمتر در سال نشانمیدهد. در ادامه با استفاده از سیستم اطلاعات مکانی GIS مخاطرات ناشی از فرونشست در منطقه تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشانمیدهد سازههای مهم و استراتژیک در معرض خطر فرونشست قرار دارند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
منصور رحمتی، وحیده رجب پور، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم یکی از انواع گردشگری پایدار است که علاوهبر از جاذبههای زمینشناختی و ژئومورفولوژیکی، برآموزش و حفاظت از آنان نیز تاکید دارد. ژئوتوریسم یکی از گویههای مهم اکوتوریسم با رویکردی مسئولانه و حفاظت محور است؛ که بر مردمی کردن علوم زمین و توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه بومی تاکید میکند. هدف از این پژوهش، توان سنجی قابلیتهای اکوتوریستی مناطق طبیعی دهکده گردشگری اشتبین در استان آذربایجان شرقی میباشد. روششناسی: روش این پژوهش استفاده از دو مدل کمی کوبالیکوا و فیولت است. روش کوبالیکوا که بیشتر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و فرهنگی تاکید دارد و همچنین از مدل فیولت که مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشا شکل گیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی مورد بررسی قرار میدهد استفاده شد. نتایج و یافتهها: نتایج حاصله نشان داد که براساس ارزیابی مدل کوبالیکوا منطقه توریستی ارس با کسب بیشترین امتیاز با مقدار عددی 5/4 دارای پتانسیل بالایی در بین مناطق مورد مطالعه به خود اختصاص دادهاست. همچنین نتایج نشان داد که خانههای پلکانی با مجموع امتیاز5/2 کمترین توسعه یافتگی را در بین مناطق مورد مطالعه دارد. نتایج حاصل از مدل پارک ملی نشان داد که در بین مناطق مورد مطالعه جنگلهای ارسباران با مقدار25/10بیشترین امتیاز را به خود اختصاص دادهاست. بنابراین نتیجهگیربی میگردد براساس مدلهای مذکور مناطق ارس و جنگلهای ارسباران پتانسیل بالایی را جهت توسعهی توریسم در استان آذربایجان شرقی به خود اختصاص دادهاند. در نهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی برای توانسنجی اکوتوریستی مناطق از ابزارآلات هوش مصنوعی جهت ارزیابی استفاده گردد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
مسعود صفایی پور، روح اله خدری میر قائد
چکیده زمینه و هدف:یکی از دغدغه های مدیریت شهری، چالش های ناشی از آسیب های شهری و تنوع و افزایش آن و تاثیر آن در بی نظمی اجتماعی و بر هم زدن سلامت اجتماعی شهر و شهروندان است. بی شک انجمن های محلی با توجه به کارکردهای ذاتی خود می توانند در کاهش و پیشگیری از آسیب های اجتماعی نقش بسزایی را ایفا کنند. مدیریت عامل اصلی و حیات بخش هر سازمان و نهادی است . مدیریت شهری در شهرها عهده دار موضوعات مرتبط با حیات شهری است. مدیریت شهری، فرآیندی از مسئولیت ها و اقدامات مرتبط شامل سیاست گذاری، برنامهریزی، سازماندهی، اجرا، نظارت و کنترل است که برای نیل به اهداف عملیاتی خاص در سطح جوامع شهری تنظیم شده است. روش بررسی:هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مدیریت شهری در کاهش آسیب های اجتماعی شهر اهواز می باشد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی - نظری و ازنظر روش، توصیفی– تحلیلی است. اطلاعات و داده های موردنیاز از طریق روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. در این پژوهش از نرم افزار spss استفاده شده است. یافته ها و نتیجه گیری:نتایج حاصل از آسیب های اجتماعی در اهواز به ویژه طی دهه اخیر وضعیت نگران کننده ای پیدا کرده است. کارکرد منفی این آسیب ها در تخریب سیمای شهر، مدیریت شهری اهواز را ناچار به مداخله جدی در حوزه مدیریت این آسیب ها کرده است. لیکن با توجه به برنامه ریزی های مختلف و صرفه بودجه های قابل توجه توسط شهرداری اهواز، روند کاهش و دست کم مهار آسیب های اجتماعی در این شهر قابل تصدیق نیست.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
معصومه حیدری خاکی، علیرضا قاسمی
چکیده زمینه و هدف: درگیری تحصیلی، به عنوان یکی از عوامل کلیدی در موفقیت دانشآموزان، ابعاد گوناگونی از جمله توجه، تلاش، و مشارکت فعال را در بر میگیرد. این پدیده نه تنها بر عملکرد درسی دانشآموزان تأثیر میگذارد، بلکه پیشبینیکننده مهمی برای موفقیتهای آینده آنها در زندگی و بازار کار نیز محسوب میشود. با این حال، عوامل متعددی بر میزان درگیری دانشآموزان تأثیر میگذارند که ساختار کلاس درس و هویت تحصیلی از جمله مهمترین آنها هستند. متدلوژی: در همین راستا هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اثرات شاخصهای پیش بینی درگیری تحصیلی بر مبنای ساختار کلاس درس و هویت تحصیلی در شهرستان هرسین است. جامعه آماری پژوهش حاضر با استفاده از فرمول کوکران 100 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. تحلیل دادهها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است. یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که مدل ساختاری بر اساس دادهها از برازش، اعتبار و پایایی مناسبی برخوردار است. تمام فرضیههای تحقیق تأیید شدند؛ بهطوری که ساختار کلاس درس و هویت تحصیلی به طور مثبت و معناداری درگیری تحصیلی را پیشبینی میکنند. علاوه بر این، ضرایب مسیر حاکی از تأثیر قوی و مستقیم این متغیرها بر درگیری تحصیلی بود. به طور کلی، مدل پیشنهادی به عنوان یک چارچوب قوی و قابل اعتماد برای تبیین روابط مورد مطالعه تأیید گردید.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
آیدین حبیب زاده میاوقی، احمد خلیلی، علی مصیب زاده
چکیده 1. زمینه و هدف بافتهای فرسوده شهری به دلیل فرسودگی کالبدی، ضعف زیرساختها، تراکم بالای جمعیت و محدودیتهای دسترسی، در برابر بحرانهای طبیعی و انسانی آسیبپذیر هستند. این امر مدیریت بحران را در این مناطق دشوار ساخته و لزوم ارزیابی تابآوری آنها را دوچندان میکند. پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان تابآوری کالبدی منطقه ۴ شهر ارومیه، رتبهبندی نواحی چهارگانه آن و ارائه راهکارهای اجرایی جهت کاهش آسیبپذیری انجام شده است. 2. روش بررسی این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی بهره گرفته و برای ارزیابی و رتبهبندی نواحی، از مدل تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) استفاده شده است. برای شناخت محدوده مطالعاتی، نقشههای مرتبط با شاخصهای مورد بررسی شامل کیفیت و قدمت ابنیه، تراکم جمعیتی و ساختمانی، مساحت قطعات، تعداد طبقات، نوع مصالح و عرض معابر با استفاده از نرمافزار ArcGIS تولید و تحلیل شدهاند. دادههای گردآوریشده نیز با کمک نرمافزار Expert Choice وزندهی و پردازش شدهاند. 3. یافتهها و نتیجهگیری نتایج نشان داد که ناحیه ۲ باامتیاز (0/196) دارای کمترین میزان تابآوری و بیشترین آسیبپذیری در برابر بحرانهای شهری است، درحالیکه ناحیه ۱ باامتیاز(0/304) شرایط کالبدی و زیرساختی مطلوبتر، تابآوری بیشتری دارد. عوامل مؤثر بر کاهش تابآوری در محدوده مورد نظر شامل قدمت بالای ساختمانها، استفاده از مصالح نامناسب، عرض محدود معابر و تراکم بالای ساختمانی و جمعیتی شناسایی شد. در راستای بهبود وضعیت، راهکارهایی نظیر بهسازی معابر، مقاومسازی ساختمانها، توسعه زیرساختهای شهری، ارائه مشوقهای مالی برای نوسازی، افزایش فضاهای باز ایمن و بازنگری در کاربری اراضی پیشنهاد گردید. اجرای این اقدامات، در قالب یک برنامهریزی راهبردی با مشارکت مدیریت شهری، نهادهای اجرایی و ساکنان، میتواند نقش مهمی در افزایش تابآوری کالبدی منطقه و کاهش آسیبپذیری آن در برابر بحرانهای احتمالی داشته باشد.
چکیده چکیده مقدمه: اکوتوریسم و ژئوتوریسم به عنوان شاخههای تخصصی گردشگری پایدار، نقش حیاتی در حفاظت از منابع طبیعی و میراث زمینشناسی ایفا میکنند. اکوتوریسم با تمرکز بر حفظ تنوع زیستی و ارتقای مشارکت جوامع محلی، گردشگری مسئولانه در محیطهای طبیعی بکر را ترویج میدهد، در حالی که ژئوتوریسم بر شناسایی، حفاظت و بهرهبرداری علمی و آموزشی از ژئوسایتها و ژئومورفوسایتهای با ارزش زمینشناسی تاکید دارد. این دو رویکرد مکمل، چارچوبی جامع برای توسعه پایدار گردشگری طبیعی و فرهنگی فراهم میآورند. روش تحقیق: در این مطالعه، قابلیتهای ژئوتوریستی ده منطقه با استفاده از دو روش معتبر فاسیلوس و نیکولاس ارزیابی شد. مدل فاسیلوس با تاکید بر شاخصهای ارزش علمی، گردشگری و حفاظتی، و مدل نیکولاس با رویکرد چندمعیاره شامل ارزش علمی و آموزشی، تنوع زمینشناختی، ارزش اکولوژیکی، فرهنگی، تهدیدات حفاظتی و قابلیت استفاده، تحلیلهای کمی و کیفی دقیقی از پتانسیلهای ژئوتوریستی ارائه کردند. نتیجهگیری: در بررسی مناطق برجسته ژئوتوریستی و اکوتوریستی دو شهرستان خلخال و کوثر نتایج نشان داد که ژئوسایت فیروزآباد و روستای ازناو با کسب بالاترین امتیازات در هر دو مدل، به عنوان مناطق کلیدی برای توسعه ژئوتوریسم علمی، آموزشی و حفاظت محیطی شناخته شدند. همچنین، ترکیب دادههای این دو مدل امکان شناسایی دقیق نقاط قوت و ضعف هر منطقه و ارائه راهکارهای مدیریتی هدفمند جهت ارتقای حفاظت و توسعه گردشگری را فراهم ساخت. این پژوهش بر ضرورت استفاده همزمان از مدلهای چندمعیاره جهت ارزیابی جامع ژئوسایتها تأکید دارد و پیشنهاد میکند در مطالعات آینده، شاخصهای اقتصادی و اجتماعی نیز به منظور تحقق توسعه همهجانبه و پایدار گردشگری در نظر گرفته شوند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1403
منصور رحمتی، حسین نظم فر، وحید قدوسی، سعیده سرباز
چکیده زمینه و هدف: مدلسازی تغییرات کاربری اراضی ابزاری ضروری برای تحلیل، برنامهریزی و مدیریت محیطی است. از جمله اهداف اساسی این تحقیق، بررسی و درک تغییرات کاربری اراضی در منطقه 7 تبریز بین سالهای 2000 تا 2020 با استفاده از فناوری سنجش از دور و تصاویر ماهوارهای و همچنین پیشبینی این تغییرات برای 20 سال آینده است. برای پیشبینی تغییرات، از مدل سلول زنجیره مارکوف برای پیشبینی استفاده شد. از جمله اهداف دیگر میتوان به یافتن کاربریهایی که بیشترین تغییرات و افزایشها را داشتهاند و خواهند داشت، اشاره کرد. روش بررسی: مدلسازی تغییرات کاربری اراضی ابزاری ضروری برای تحلیل، برنامهریزی و مدیریت محیطی است. هدف اصلی این تحقیق بررسی و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی شهر تبریز در یک دوره 20 ساله (از 2000 تا 2020) است. این هدف با استخراج نقشههای کاربری اراضی برای سالهای 2000 و 2020 از طریق تصاویر ماهوارهای و به دست آوردن تغییراتی که در کاربری اراضی در این دوره رخ داده است و در نهایت پیشبینی این تغییرات با استفاده از مدل مارکوف محقق میشود. نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که اگرچه منطقه دارای مساحت زیادی از زمینهای بایر است، اما مساحت مسکونی بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته و در آینده نیز به رشد خود ادامه خواهد داد. این نشان دهنده روند مثبت و افزایشی در مناطق شهری و مسکونی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ شاهد کاهش شدید فضای سبز بودهایم که میتواند هشداری برای مدیران و تصمیمگیرندگان باشد. فضای سبز شهری یک کاربری مهم در داخل شهر و حاشیه شهر است و نبود آن باعث مشکلات زیستمحیطی و... میشود. همچنین، کاربری مسکونی تا ۲۰ سال آینده بیشترین تغییرات را در سطح منطقه خواهد داشت و ثابت شد که مدل طبقهبندی حداکثر احتمال از دقت مناسبی برای طبقهبندی دادههای ماهوارهای برخوردار است.
چکیده زمینه و هدف: توسعه ورزش تربیتی رویکردی جامع و هدفمند است که از فعالیتهای ورزشی برای پرورش ابعاد مختلف وجودی انسان استفاده میکند. این رویکرد تنها به مهارتهای فیزیکی محدود نمیشود، بلکه بر رشد شخصیت، هوش هیجانی، مهارتهای اجتماعی و سلامت روانی نیز تمرکز دارد. تدوین سناریوهایی برای این کار به منظور پیشبینی و آمادگی برای چالشها و فرصتهای آتی در این حوزه انجام میشود. متدلوژی: در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی سناریوهای اثرگذاری توسعه ورزش تربیتی در شهر اهواز انجام شده است. که از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است، روش گردآوری داده ها بصورت کتابخانهای، اسنادی و مصاحبهای (با 50 نفر از خبرگان) و با استفاده از تکنیکهای آیندهپژوهی و نرمافزارهای Micmac و Scenario wizard بهره گرفته شد. یافتهها و نتایج: در پژوهش حاضر ابتدا ۴۵ عامل اصلی را در شش بُعد مختلف شناسایی کرد. سپس با استفاده از نرمافزارهای میکمک و سناریوویزارد، ۲۱ پیشران کلیدی از میان این عوامل انتخاب و سه سناریوی اصلی برای آینده ترسیم شد. اولین سناریو، با عنوان سناریوی مطلوب (طلایی)، بهترین مسیر ممکن را به نمایش میگذارد که با ارزش سازگاری ۵ و مجموع امتیاز اثر متقابل ۷۳۳، نشاندهنده همافزایی قوی میان عواملی چون سبک زندگی و سیاستهای آموزشی است که به توسعهای همهجانبه منجر میشود. در مقابل، سناریوی نامطلوب با ارزش سازگاری منفی ۲ و مجموع امتیاز اثر متقابل منفی ۱۱۷، آیندهای را ترسیم میکند که در آن رکود اقتصادی و ناهماهنگی، پسرفت جدی ورزش تربیتی را در پی دارد. سومین سناریو، سناریوی محتمل (پا بر جا)، با ارزش سازگاری منفی ۱ و مجموع امتیاز ۴۵، وضعیتی ایستا و بدون پیشرفت چشمگیر را پیشبینی میکند. در نهایت، نتایج این تحلیل بر این تأکید دارد که برای دستیابی به آیندهای ایدهآل و پایدار، باید بر پیشرانهای تأثیرگذار در ابعاد فرهنگسازی، مدیریت و سیاستگذاریهای کلان تمرکز کرد تا یک چرخه مثبت در توسعه ورزش تربیتی شکل گیرد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
حکمت امیری، مریم بیرانوندزاده، امیر حسینیان راد
چکیده زمینه و هدف: مقاله حاضر به تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری شهری با رویکرد آیندهپژوهی در شهرستان دلفان میپردازد. گردشگری شهری به عنوان یک جنبه کلیدی در توسعه اقتصادی جهانی، با چالشهایی در شهرهای کوچک ایران مواجه است که به دلیل زیرساختهای ناکافی و فقدان سیاستهای مؤثر، پتانسیلهای آن محدود شده است. روششناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، از نوع کاربردى و به لحاظ ماهیت و روش تحقیق، از نوع مطالعۀ توصیفی- پیمایشی است این تحقیق با استفاده از روشهای تحلیلی و نظرسنجی از کارشناسان، به شناسایی و بررسی شاخصهای کلیدی با استفاده از نرم افزار میک مک پرداخته و تأثیرات متقابل آنها را در توسعه پایدار گردشگری شهری تحلیل میکند.. روش گردآورى اطلاعات نیز اسنادى (کتابخانهاى) و میدانی (پرسشنامه) است. جامعه آماری تحقیق حاضر، تعداد 30 نفر ازکارشناسان گردشگری، مقامات محلی و محققان آینده پژوهی تشکیل میدهند. یافتهها و نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهند که توسعه زیرساختها، ایجاد امکانات بهداشتی و کاهش مقررات دست و پاگیر از جمله عوامل کلیدی برای جذب گردشگران و افزایش رضایت آنها هستند. همچنین، تأمین امنیت و تقویت احساس امنیت در مکانهای گردشگری به عنوان عوامل حیاتی شناسایی شدهاند. در نهایت، مقاله به ارائه توصیههایی برای سیاستگذاران و ذینفعان به منظور ارتقای توسعه پایدار گردشگری در شهرستان دلفان میپردازد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
حسین نظم فر، یاسر افشون، محمد مهدی مه آبادی پور
چکیده زمینه و هدف: شهر هوشمند به عنوان یکی از رویکردهای نوین در مدیریت شهری، با هدف ارتقاء کیفیت سکونت، بهرهوری خدمات و دستیابی به توسعه پایدار، بر پایه فناوریهای نوین اطلاعاتی، مشارکت شهروندی و تصمیمگیری دادهمحور بنا شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و رتبهبندی نواحی منطقه ۶ شهرداری تهران از منظر میزان توسعهی شاخصهای شهر هوشمند انجام شده است. روش شناسی: این تحقیق از نوع کاربردی و با روش توصیفی–تحلیلی است. در گام نخست، شاخصهای شهر هوشمند با بررسی منابع نظری شناسایی شدند و سپس پرسشنامهای تخصصی در قالب مدل کوکوسو تدوین شد. دادههای میدانی با استفاده از روش نمونهگیری گلولهبرفی از ۳۰ نفر از خبرگان حوزه برنامهریزی شهری شامل اساتید دانشگاه و کارشناسان شهرداری گردآوری شد و با استفاده از آنتروپی شانون، وزن هر شاخص تعیین و در ادامه نواحی با مدل تصمیمگیری کوکوسو رتبهبندی شدند. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ناحیه ۴ با امتیاز ۵٫۴۴۲ در رتبه نخست قرار دارد، پس از آن ناحیه ۵ با امتیاز ۵٫۴۱۱ و ناحیه ۶ با امتیاز ۵٫۱۱۸ در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند. نواحی ۳، ۱ و ۲ نیز به ترتیب با امتیازهای ۴٫۰۹۹، ۳٫۳۲۲ و ۱٫۴۴۷ در رتبههای چهارم تا ششم جای گرفتند. یافتهها نشان میدهد که توسعه متوازن شهر هوشمند در این منطقه نیازمند سیاستگذاری هدفمند، تقویت زیرساختهای دیجیتال و بهرهگیری از ظرفیتهای محلی هر ناحیه است. این نتایج بیانگر آن است که بهرهگیری از مزیتهای محلی، بهویژه در نواحی با عملکرد پایینتر، میتواند نقش مؤثری در ارتقای شاخصهای شهر هوشمند و کاهش نابرابری فضایی ایفا کند.
چکیده مقدمه: ژئوتوریسم یکی از شاخه های گردشگری پایدار است که بر روی ویژگی های زمین شناسی و مناظر طبیعی یک منطقه تمرکز دارد. گردشگری دارای اشکال و انواع گوناگونی است که با جغرافیا و گردشگری در ارتباط میباشد. هدف از این پژوهش پتانسیل سنجی میزان توسعه ژئوتوریسم در مناطق حفاظت شده دامنه های شرقی سبلان می باشد. روش تحقیق: این پژوهش با هدف شناسایی و اولویتبندی مؤلفههای توسعه ژئوتوریسم در مناطق حفاظتشده دامنههای شرقی سبلان انجام شد. دادههای کیفی با استفاده از نرمافزار ATLAS.ti تحلیل و ۱۷ کد در قالب ۴ مضمون اصلی شامل آموزش و توانمندسازی، چالشهای مدیریتی و زیرساختی، مشارکت و توسعه پایدار محلی، و هویتیابی و برندسازی منطقه استخراج گردید. برای تحلیل کمی و رتبهبندی این مؤلفهها، آزمون ناپارامتریک فریدمن با مشارکت ۲۷۸ پاسخگو به کار گرفته شد. نتایج: نتایج آزمون نشان داد که بین مؤلفهها تفاوت معناداری از نظر اهمیت وجود دارد؛ بهطوری که «مشارکت محلی و ارزشهای بومی» بالاترین اولویت را داشته و پس از آن آموزش، آگاهی محیطزیستی و توانمندسازی منابع انسانی در جایگاههای بعدی قرار گرفتند. یافتهها بر ضرورت تمرکز بر مشارکت فعال جامعه محلی، آموزش مستمر، مدیریت علمی و برنامهریزی راهبردی تأکید دارند تا توسعه ژئوتوریسم به صورت پایدار و متوازن محقق شود. این مطالعه میتواند راهنمایی کاربردی برای سیاستگذاران و مدیران حوزه گردشگری و محیطزیست در جهت ارتقای جایگاه ژئوتوریسم در مناطق حفاظتشده باشد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
سید کمال صادقی، کوثر جواد یوسف
چکیده مقدمه و هدف: تورم بهعنوان یکی از مهمترین متغیرهای اقتصادی، تأثیرات عمیقی بر فرآیند توسعه اقتصادی کشورها دارد. این پژوهش به بررسی تأثیرات متقابل تورم و ابعاد توسعه اقتصادی در ایران و عراق میپردازد و هدف آن تحلیل روابط بین نرخ تورم و متغیرهای اقتصادی مختلف از جمله تولید، کشاورزی، صنعت، وابستگی، آموزش و سلامت است. روش: این مطالعه با استفاده از دادههای طولانیمدت از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۲4 برای هر دو کشور، به تحلیل تأثیر تورم بر ابعاد مختلف توسعه اقتصادی میپردازد. دادهها از منابع معتبر مانند بانک جهانی جمعآوری شده و با استفاده از آزمونهای دیکی-فولر، همانباشتگی یوهانسون و علیت گرنجر، روابط بین متغیرها ارزیابی میشود. همچنین، مدلهای رگرسیونی برای بررسی تأثیرات تورم بر هر یک از ابعاد توسعه اقتصادی بهکار گرفته میشود. یافتهها: نتایج نشان میدهد که تمامی شاخصهای اقتصادی در هر دو کشور ایستا هستند و روابط معناداری بین نرخ تورم و متغیرهای اقتصادی وجود دارد. در ایران، افزایش نرخ تورم با افزایش جزئی در تولید ناخالص داخلی (GDP) همراه است، اما تأثیرات منفی قابل توجهی بر بخشهای کشاورزی، سلامت و آموزش دارد. در عراق، تورم بهعنوان محرک رشد اقتصادی در نظر گرفته میشود، هرچند تأثیرات منفی آن بر سلامت و آموزش نیز مشهود است. نتیجهگیری: این پژوهش تأکید میکند که کنترل تورم میتواند به بهبود شرایط اقتصادی و توسعه پایدار در ایران و عراق کمک کند. همچنین، نتایج این مطالعه میتواند بهعنوان مرجع مفیدی برای سیاستگذاران و تحلیلگران اقتصادی در تدوین استراتژیهای مؤثر برای مدیریت تورم و حمایت از رشد اقتصادی بهکار رود. با توجه به تأثیرات عمیق نوسانات تورمی بر توسعه انسانی و اقتصادی، نیاز به تحقیقات بیشتر برای درک بهتر این روابط پیچیده احساس میشود.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
یعقوب ابدالی، مریم رسولی
چکیده توسعه دریامحور به عنوان رویکردی کلیدی در ارتقاء رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی مناطق ساحلی، به ویژه سواحل مکران، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این مقاله با رویکردی نظری- اسنادی به تحلیل پیامدهای اجتماعی توسعه دریامحور با تأکید بر مزیتگرایی هوشمند میپردازد. مزیتگرایی هوشمند که بر شناسایی ظرفیتها و مزیتهای بومی هر منطقه تأکید دارد، میتواند راهبرد مؤثری برای هدایت توسعه پایدار و عدالت اجتماعی باشد. یافتهها نشان میدهد که سواحل مکران با برخورداری از مزیتهای اقتصادی چون حملونقل دریایی، شیلات، انرژی و گردشگری، ظرفیت قابل توجهی برای ایجاد اشتغال، بهبود خدمات عمومی و افزایش مشارکت اجتماعی جوامع محلی دارند. با این حال، چالشهایی نظیر نابرابری در دسترسی به خدمات پایه، فقر گسترده، نرخ بالای بیکاری، مهاجرتهای غیرمدیریتشده و ضعف سرمایه اجتماعی، مانع تحقق توسعه متوازن و پایدار شدهاند. توسعه دریامحور بدون توجه کافی به ابعاد اجتماعی و مشارکت محلی، ممکن است منجر به تشدید شکافهای منطقهای، افزایش حاشیهنشینی و تخریب منابع طبیعی گردد. در این میان، رویکرد مزیتگرایی هوشمند با تمرکز بر توانمندسازی جوامع محلی، استفاده از نوآوریهای درونزا و توزیع عادلانه منافع، قادر است پیامدهای منفی را کاهش و پیامدهای مثبت را تقویت کند. بر اساس این رویکرد، سیاستگذاران باید با ایجاد سازوکارهای مشارکت مردمی، ارزیابی جامع اجتماعی پروژهها و توزیع عادلانه منابع، مسیر توسعهای را دنبال کنند که هم از نظر اقتصادی موفق و هم از نظر اجتماعی عادلانه و فراگیر باشد. این مقاله چارچوبی نظری و تحلیلی برای سیاستگذاری توسعه دریامحور در سواحل مکران ارائه میدهد که میتواند الگویی مناسب برای دیگر مناطق دریامحور کشور باشد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
زهرا شریفی
چکیده زمینه و هدف: در این پژوهش، با هدف بررسی روند تغییرات کاربری زمین، پوشش گیاهی و دمای سطح زمین (LST) طی بازه زمانی یک دهه گذشته (2013–2024) در شهرستان فیروزکوه، از ترکیب دادههای سنجش از دور، سامانه Google Earth Engine (GEE)، تحلیلهای آماری و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شد. روششناسی:GEE به عنوان یک پلتفرم پردازش ابری قدرتمند، امکان دسترسی به مجموعهای وسیع از دادههای ماهوارهای نظیر MODIS و Landsat را فراهم کرده و ابزارهای متنوعی را برای تحلیلهای مکانی-زمانی در اختیار قرار میدهد. برای تولید نقشههای دمای سطح زمین، از محصول MOD11A2.061 سنجنده MODIS استفاده شد و نقشههای سالانه و میانگین دهساله LST استخراج گردید. نتایج حاکی از افزایش دمای سطح زمین در برخی نواحی، بهویژه در اطراف مناطق شهری و اراضی کشاورزی بود. همچنین، برای ارزیابی تغییرات پوشش گیاهی از شاخص NDVI استخراجشده از تصاویر Landsat و MODIS بهره گرفته شد و با استفاده از نرمافزار SPSS، تحلیل همبستگی بین NDVI و LST انجام گرفت. نتایج و یافتهها: نتایج این تحلیلها نشان داد که در اغلب نواحی، رابطه معکوسی بین NDVI و LST وجود دارد، بهطوریکه نواحی با پوشش گیاهی متراکمتر، دمای سطح کمتری را تجربه کردهاند که این امر بیانگر نقش مهم پوشش گیاهی در کاهش گرمای سطح زمین از طریق فرآیند تبخیر-تعریق و سایهاندازی است. در ادامه، نقشههای پهنهبندی و تحلیلهای فضایی با بهرهگیری از نرمافزارهای ArcGIS،Excel و SPSS انجام شد و مناطق بحرانی از نظر کاهش پوشش گیاهی یا افزایش دما شناسایی گردید. در پایان، پیشنهاد میشود در مطالعات آتی، شاخصهای تکمیلی نظیرVCI، TCI و VHI برای تحلیل دقیقتر خشکسالی و سلامت پوشش گیاهی به کار گرفته شوند. همچنین استفاده از دادههای با تفکیک مکانی بالاتر مانند Sentinel-2 و الگوریتمهای یادگیری ماشین نظیرRandom Forest یا SVM در محیط GEE میتواند موجب بهبود دقت تحلیلها و شناسایی دقیقتر الگوهای پیچیده محیطی گردد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
آیت رشنوفر، مسلم عارفی، جواد یوسفوند
چکیده امروز امروزه گسترش شهرنشینی و تبدیل شدن شهر به زیستگاه اصلی انسان، موجب گردیده که تمرکز اصلی برنامهریزان شهری بر ارتقای کیفیت زندگی شهری در همه ابعاد آن باشد. در این میان، یکی از مهمترین این ابعاد، ایجاد احساس امنیت در فضاهای شهری است که همواره به عنوان یک پدیده روانی-اجتماعی، نقش بسزایی در تجربه شهروندان از محیط شهری ایفا نموده است. بر همین اساس، برنامهریزی مناسب برای افزایش احساس امنیت شهری، ضرورتی انکارناپذیر در برنامهریزیهای شهری است.از این رو، هدف اصلی پژوهش حاضر نیز بررسی میزان اثرگذاری عوامل کالبدی و ساختار محلات بر احساس امنیت شهروندان شهر الشتر و ارائه راهکارهایی جهت حذف عوامل ناامنی و ارتقای حس امنیت شهروندان است. لذا روش تحقیق این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر ابزار پرسشنامه با حجم نمونه 384 نفر بوده که برای انتخاب آنها از روش نمونهگیری خوشهای تصادفی استفاده گردیده است.همچنین برای بررسی احساس امنیت شهروندان از 9 مؤلفه و برای بررسی عوامل کالبدی از 19 مؤلفه استفاده شده که برای تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده در دو بخش آماری و گرافیکی، از نرمافزارهای SPSS و GIS استفاده شده است.یافتههای تحقیق نشان داد که احساس امنیت در سطح محلات شهر الشتر در سطح پایینی قرار دارد (t=15.43-) و از لحاظ امتیاز شاخصهای امنیتی کالبدی نیز (1.428-)، این شهر در وضعیت نامناسبی میباشد. بنابراین، میتوان بیان کرد که بین عوامل کالبدی و احساس امنیت شهروندان در شهر الشتر رابطه معنیداری وجود دارد و شرایط کالبدی در میزان احساس امنیت شهروندان مؤثر واقع شده است.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
سید علی مرتضوی
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر، ژئوتوریسم بهعنوان شاخهای از گردشگری پایدار، بهویژه در نواحی روستایی دارای تنوع ژئومورفولوژیکی، مورد توجه قرار گرفته است. این نوع گردشگری با ارتقای آگاهی علمی، حفاظت از منابع زمینشناختی و تقویت هویت فرهنگی بومی، میتواند به توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع محلی کمک کند. در ایران با وجود ظرفیتهای طبیعی، ژئوتوریسم هنوز بهطور کامل توسعه نیافته است. شهرستان هشتجین در جنوب استان اردبیل، بهدلیل برخورداری از جاذبههای زمینریختشناسی، از پتانسیل بالایی در این حوزه برخوردار است. هدف این پژوهش، تحلیل نقش مؤلفههای ژئوتوریسم در توسعه اقتصادی سه روستای برندق، کزج و نمهیل در این منطقه است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) انجام شده است. دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای، مشاهدات میدانی و ابزارهای ژئومورفولوژیکی گردآوری شد. جامعه آماری شامل ۳۰ گردشگر و ۱۵ کارشناس بود که بهصورت نمونهگیری هدفمند از میان سه روستای برندق، کزج و نمهیل انتخاب شدند. ابزار اصلی گردآوری دادهها، دو پرسشنامه ساختاریافته بر پایه مدلهای کوبالیکوا و فیولت بود. دادههای مکانی با استفاده از نقشههای زمینشناسی و توپوگرافی، GPS و تصاویر ماهوارهای تهیه و با نرمافزارهای ArcGIS، Excel و SPSS تحلیل شدند. نتایج و یافتهها: بر اساس مدل کوبالیکوا، روستای کزج با امتیاز 10.25 بهدلیل ویژگیهای علمی و آموزشی برجسته، بیشترین پتانسیل ژئوتوریستی را در میان روستاهای مورد مطالعه دارد. نمهیل با امتیاز 10.00، بهدلیل شاخصهای اقتصادی و فرهنگی قوی، در رتبه دوم قرار گرفت و برندق با امتیاز 9.25، بهدلیل ضعف در شاخصهای حفاظتی، رتبه سوم را کسب کرد. نتایج مدل فیولت نیز برتری کزج را تأیید کرد؛ این روستا در شاخصهای نرخ مدیریتی (0.75) و نرخ گردشگری (0.62) بالاترین امتیاز را به خود اختصاص داد. مقایسه دادهها نشان داد که کزج ترکیب مناسبی از تنوع جغرافیایی، دسترسی مطلوب، حفاظت نسبی و ارزشهای فرهنگی دارد، در حالیکه نمهیل و برندق با وجود ظرفیتهای طبیعی، از نظر مدیریتی و زیرساختی نیازمند بهبود هستند. استفاده توأمان از دو مدل تحلیلی، دیدی دقیقتر از وضعیت ژئوتوریسمی و قابلیت توسعه اقتصادی در این روستاها ارائه میدهد. نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد ژئوتوریسم زمانی به توسعه اقتصادی روستاها کمک میکند که با مدیریت علمی، حفاظت پایدار و بهرهبرداری فرهنگی همراه باشد. صرف وجود جاذبههای زمینشناسی کافی نیست و نحوه مدیریت نقش تعیینکننده دارد. کزج با تلفیق مؤلفههای علمی، فرهنگی و زیرساختی موفقترین الگو شناخته شد. در مقابل، نمهیل و برندق بهدلیل ضعف مدیریتی از ظرفیتهای خود بهرهبرداری کامل نداشتهاند. بهرهگیری از مدلهای کوبالیکوا و فیولت میتواند مبنایی برای برنامهریزی و حفاظت هدفمند در ژئوتوریسم روستایی باشد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
شیما سالمی زاده، بیژن رحمانی، پگاه میرسادات
چکیده تحولات کاربری اراضی به عنوان یکی از چالشهای اساسی در مناطق روستایی، تأثیرات عمیقی بر ساختارهای اجتماعی-اقتصادی و محیطی دارد. شهرستان شوش به عنوان یکی از قطبهای مهم کشاورزی در استان خوزستان، در دهههای اخیر شاهد تغییرات قابل توجهی در الگوی کاربری اراضی بوده است. این تغییرات عمدتاً ناشی از توسعه کشاورزی صنعتی، تغییرات اقلیمی و تحولات اقتصادی است که پیامدهای گستردهای بر نظام سکونتگاهی و معیشت روستاییان داشته است. مطالعه حاضر با هدف تحلیل کمی و کیفی این تحولات و بررسی تأثیرات آن بر جوامع روستایی انجام شده است. این پژوهش به بررسی تحولات کاربری اراضی و تأثیرات آن بر سکونتگاههای روستایی شهرستان شوش طی دوره 1990 تا 2023 پرداخته است. یافتهها نشان میدهد که مساحت اراضی کشاورزی دیم در دهستانهای چنانه، سیدعباس و سرخه به ترتیب به 212.36، 188.47 و 182.34 کیلومتر مربع افزایش یافته، در حالی که مراتع با کاهش 35 درصدی مواجه شدهاند. تحلیلهای فضایی (Moran's I=0.68) الگوی خوشهای تغییرات را در غرب شهرستان تأیید میکند. دادههای پرسشنامهای (n=200) نشان میدهد که 86% پاسخدهندگان، کمبود آب را عامل اصلی تغییر الگوی کشت میدانند. مدلسازی CA-Markov با دقت 91.2% پیشبینی میکند که تا سال 2036، پوشش گیاهی انبوه 18.1% دیگر کاهش خواهد یافت. نتایج حاکی از آن است که توسعه کشتهای صنعتی مانند نیشکر با رشد 36.3% مناطق شهری همراه بوده، در حالی که روستاهای دورافتاده (>5km از رودخانه) با کاهش 42% جمعیت مواجه شدهاند. این مطالعه لزوم اتخاذ راهکارهای مبتنی بر موقعیت مکانی مانند توسعه کشت مقاوم به خشکی در غرب و تقویت باغات در شرق شهرستان را تأیید میکند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
فاطمه صفاری، محمدحسن یزدانی، علیرضا محمدی
چکیده مدیریت شهری بایستی پاسخگوی روندهای تغییر در شهر و شهروندان باشد. به گونهای که اقدامات راهبردی آن با مسائل شهری و تحولات آن متناسب باشد.در این خصوص آنچه همواره در فرآیند مدیریت شهری کشور غفلت قرار گرفته بحث حکمروایی مطلوب شهری میباشد. بر این اساس بررسی مولفههای موثر بر حکمروایی مطلوب شهری میباشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است که در زمره مطالعات وابستگی قرار میگیرد. جامعه آماری تحقیق شهروندان شهراردبیل میباشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد. ابزار جمع آوری اطلاعات مبتنی بر دو روش کتابخانهای و پیمایشی (پرسشنامه) میباشد. در این راستا پرسشنامه به روش نمونه گیری تصادفی ساده در بین شهروندان توزیع و تکمیل گردید. به منظور ارزیابی میزان تاثیر هر یک از متغیرهای موثر بر حکمروایی مطلوب شهری از 6 مولفه (مشارکت، قانونمندی، پاسخ گویی و مسئولیتپذیری، عدالت محوری، توافق جمعی، شفافیت) بهره برده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها نیز از نرمافزارهای LISREL و SPSS استفاده شده است. نتایج آزمون T تک نمونهای نشان داد که تمامی مولفههای مورد بررسی جزء عوامل موثر بر حکمروایی مطلوب شهری میباشند چرا که نتایج آزمون تمام متغیرها مثبت بوده و نمره بیشتر از عدد حد وسط (3) کسب نموده اند. سطح معناداری متغیرها نیز از 05/0 کمتر مشاهده گردید، بنابراین فرضیه تحقیق با سطح 95% مورد تایید واقع شد. با عنایت به اینکه همه مولفههای مورد بررسی دارای بار عاملی بیشتر از 4/0 کسب نمودند لذا نتایج حاصل از ضریب مسیر(β) حاکی از روابط مثبت بین متغیرهای تحقیق میباشد. همچنین مقدار ضریب شاخصهایRMSEA برابر با (0.72) و ضریب chi-Square (42.39) به دست آمد بنابراین میتوان ادعا نمود که مدل تحقیق نشان از برازش خوب و مطلوب برخوردار میباشد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
فرهاد خبازی، عبدالحمید کریمی، محمدرضا کارگر، المیرا اسدی فرد، محمد ابراهیم کشاورز، سعید صالحی، امیر بیات شاه پرست
چکیده چکیده زمینه و هدف: جامعه عشایری یکی از ساختارهای مهم فرهنگی، اجتماعی و تاریخی کشور است و همواره نقش بسزایی در شکلگیری ساختار اجتماعی ایفا میکند. در سالهای اخیر نیز روند (ساماندهی و توسعه)(یکجانشینی) جامعه عشایری با هدف بهبود وضعیت معیشتی، دسترسی به خدمات آموزشی و درمانی، ارتقاء امنیت، کاهش تعارضات قومی و نیز حفاظت از محیط زیست مورد توجه سیاستگذاران قرار گرفته است. در این پژوهش نیز با هدف شناسایی بهترین کانونها برای ساماندهی و توسعه دو بنکو از یک تیره عشایری (منطقه عشایری دشت کلالکی) در شهرستان جهرم از استان فارس، از مدل تصمیمگیری چندمعیاره ترکیب خطی وزنی (WLC) بهره گرفته شده است. روش بررسی: بهمنظور تحلیل فضایی و مکانی، معیارهای مختلفی از جمله ارتفاع، شیب، جهت جغرافیایی، زمینشناسی، فاصله از منابع آبی، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، فاصله از ایلراه و اتراقگاهها، مناطق سیلابی، و سایر عوامل محیطی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. دادههای مکانی تحلیل و نقشههای معیارهای مؤثر تهیه شدند. پس از وزندهی، لایههای موثر در کانونهای ساماندهی و توسعه عشایری تلفیق و همپوشانی نقشهها صورت گرفت و در نهایت نقشه مکانیابی سایتهای کانونهای ساماندهی و توسعه (اسکان) عشایری در منطقه دشت کلالکی شهرستان جهرم تهیه شدند. سپس با استفاده از ویژگیهای اجتماعی-اقتصادی و آیندهنگری منطقههای عشایری نسبت به اختصاص مساحت زمین پیشنهادی برای حال حاضر (1403) و آینده (1430) این دو سایت اقدام شد. یافته ها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از این پژوهش دو مکان بهینه در جهت ساماندهی و توسعه دو بنکو از یک تیره در منطقه عشایری دشت کلالکی شهرستان جهرم با مساحتهای پیشنهادی زمین اختصاصی برای حال حاضر (1403) و آینده (1430) در نظر گرفته شدند. این یافتهها میتواند بهعنوان ابزاری کاربردی در برنامهریزیهای توسعهای و تصمیمگیریهای مدیریتی در سطح استان فارس مورد استفاده قرار گیرد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
رضا اعتباری، سیدحسن صادق زاده
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر الگوی محاسباتی جدید به نام اینترنت اشیا ظهور کرده است. استفاده از اینترنت اشیا درشبکههای وسایل نقلیه، یک فناوری جدید ارتباطات بین وسایل نقلیه را معرفی کرده است. اینترنت اشیا با فناوریهای هوشمند موجب ارتباط وسایل نقلیه با دنیای واقعی و دیجیتال میشود. اینترنت اشیا در راستای توسعه پایدار شهری در حوزهی حمل و نقل وسایل نقلیه با استفاده از فناوریهای پیشرفته، اطلاعات را جمعآوری، تولید، پردازش، تجزیه وتحلیل و مدیریت میکند. استفاده ازاین فناوری در وسایل نقلیه عمومی، توانایی وسایل نقلیه را در حمل و نقل شهری بهبود بخشیده و موجب صرفهجویی در زمان حمل ونقل، سوخت، زمان افراد و همچنین کاهش گازهای گلخانهای میشود. روششناسی: در این مقاله به منظور توسعه پایدار شهری برای حمل و نقل وسایل نقلیه در محیطهای وسیع پیشنهادی ارائه شده است. در روش پیشنهادی تمام وسایل نقیله موجود در محیط مدنظر براساس معیاری در جهت کنترل وسایلنقلیه برای جلوگیری از ایجاد ترافیک خوشهبندی شده است. ابتدا هر وسیله نقلیه را مجهز به حسگرهایی کرده که قدرت دریافت، پردازش و انتقال داده از یک وسیله نقلیه به وسلیه نقلیه دیگری را داشته باشد. با تجهیز هر وسیلهنقلیه به حسگر، وسیلهنقلیه قادر به دریافت سرعت، داده و سایر اطلاعات را از سایر وسایلنقلیه را داشته و نیز قدرت انتقال آن به سایر وسایلنقلیه را دارد. بعد از تجهیز وسایل نقلیه به حسگرها، براساس سرعت وسایل نقلیه عمل خوشهبندی انجام میگیرد. در هر خوشه از میان اعضای خوشه وسیلهای با سرعت متوسط بعنوان سرخوشه انتخاب میشود. سرخوشه مسئول کنترل اعضای خوشه بوده و درصورت تجاوز اعضا از سرعت مشخص شده به خوشه دیگری انتقال داده میشود. نتیجهگیری: آزمایشات نشان میدهد روش پیشنهادی نسبت به حالت عادی با کنترل سرعت وسایل نقلیه موجب کاهش ترافیک بین وسایل نقلیه شده و در نهایت میزان سوخت مصرفی وسایلنقلیه، زمان حمل و نقل و آلودگی هوا را به شکل قابل ملاحظهای کاهش میدهد. در نهایت با کاهش گازهای گلخانهای موجب توسعه و پایداری شهر میشود.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
امیرهوشنگ رجبی کلوانی، اسماعیل نصیری هنده خاله، شاه بختی رستمی
چکیده ﭘﮋوﻫﺶ حاضر در قالب دو بخش آمار استنباطی و تصمیمگیری چندمعیاره مورد ارزیابی قرار گفته است. الگوی حاکم بر پژوهش به لحاظ رویکرد، راهبردی؛ از نظر ماهیت، شناختی؛ به لحاظ هدف، کاربردی؛ از نظر روش، توصیفی ـ تحلیلی؛ به لحاظ زمان، مقطعی؛ و از نظر نوع داده، کمی و کیفی است. با توجه به پرسشهای پژوهش که از نوع علی ـ معلولی هستند، چهار فرضیه معرفی شدند. جامعه آماری پژوهش شامل ساکنان محله گلشهر کرج است و برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران به شیوه محاسبه آنلاین استفاده شد و به تعداد 384 نفر تعیین گردید. همچنین برای بخش تصمیمگیری چندمعیاره با 20 متخصص رایزنی شد. در گام نخست به تعیین و رتبهبندی اهمیت معیارهای کیفیت بنا و فضا، دسترسپذیری، مطلوبیت منظرههای محیطی، بهره اقتصادی و ارزش زمین با استناد به آرای شهروندان ساکن در محله گلشهر کرج پرداخته شده و براساس ضریب طیف لیکرت و شناسایی شاخصهای اثرگذار بر آنها، معیار کیفیت فضا و بنا در رتبه نخست قرار گرفت که ناشی از اهمیت شاخصهای "رضایتمندی کلی از تأسیسات زیربنایی و روابط همسایگی" در محله گلشهر است؛ ضمن آنکه شاخص تأثیر مترو بر کاربری تجاری نیز دارای بیشترین اهمیت از نگاه پاسخگویان است. همچنین بررسی فرضیهها با استفاده از آزمون تی تکنمونه نشان داد که در چهار معیار مذکور، در محله گلشهر کرج میتوان به اثر مثبت احداث ایستگاه متروی 45 متری بر عرصههای پیرامونی پی برد. در گام بعد، عناصر اثرگذار بر یکپارچگیِ اثربخشیِ سامانههای حملونقل همگانی و عرصههای زمین و کاربریهای مرتبط، با استفاده از تکنیک فرایند تحلیل سلسلهمراتبی برای اولویتبندی معیارها و شاخصها، مورد ارزیابی قرار گرفتند. براساس نتایج، معیارهای حملونقل، اقتصادی، اجتماعی و محیطی به ترتیب دارای بیشترین تا کمترین اهمیت هستند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
علی محمد فاضل، ابوالفضل قنبری، خلیل ولیزاده کامران
چکیده استان صلاحالدین عراق با توجه به موقعیت استراتژیک، برخورداری از منابع متعدد و تنوع فرهنگی خود در طی چند دهه اخیر بستر درگیری و تعارض بوده است و نظام ارضی موجود در آن تحت تأثیر این عامل قرار گرفته است. بر همین اساس، در تحقیق حاضر به مطالعه تأثیر جنگهای داخلی بر تغییرات اراضی استان صلاحالدین با استفاده از قابلیتهای سنجش از دور و GIS پرداخته شده است.در این راستا، نقشه کاربری اراضی منطقه در سالهای پیش از جنگ، حین جنگ و پس از جنگ با بهرهگیری از تکنیک ماشین بردار پشتیبان (SVM) و تصاویر ماهواره لندست 8 استخراج شده است. بعلاوه، با استفاده از مدلساز تغییرات زمین (LCM) به ارزیابی کم و کیف تغییرات در طی این بازه پرداخته شده است تا ابعاد تغییرات نظام ارضی منطقه مشخص شود.مطابق یافتهها، وقوع جنگ موجب کاهش گستره اراضی ساخته شده، پوشش مرتعی و بدنههای آبی و افزایش گستره اراضی بایر، پوشش گیاهی و باغی و اراضی زراعی شده است. در مقابل، فروکش نمودن جنگ منجر به کاهش گستره اراضی بایر، پوشش مرتعی و بدنههای آبی و افزایش گستره اراضی ساخته شده، پوشش گیاهی و باغات و اراضی زراعی شده است. بررسیها حاکی از استفاده شورشیان از اراضی زراعی بهعنوان یکی از اهرمهای جنگ علیه نیروهای دولتی و مردمی بوده است و در مقابل، تخریب و نابودی ساختمانهای دولتی به دنبال گسترش جنگ مشاهده شده است.نتایج تحقیق حاکی از آسیبپذیری زیرساختی و جمعیتی منطقه در برابر جنگ بوده و چشمانداز پس از جنگ نیز مستلزم سیاستهای بازیابی و بازسازی ناشی از درگیری است که باید مورد توجه قرار بگیرد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
آوات احمدی
چکیده مدیریت مواد زاید جامد شهری در معنای کلی خود فرایندی چندوجهی است و از مؤلفههای متفـاوتی برخـوردار است. نحوه مهار پسماند نیز باید بهگونهای باشد که بتوان از آنها در جهت پیشبرد اهداف اقتصادی، محیط زیستی، اجتماعی و توسعه پایدار استفاده نمود. دراینارتباط هدف از این مطالعه تعیین بهینهترین روشهای دفع پسماند متناسب با شرایط کنونی شهرستان مهاباد با ارائه الگوی سیستم مدیریتی پسماند است. بنابراین، هـدف اصلی تحقیق حاضر کمک به بهینهکردن سیستم مدیریت مواد زاید جامد شهر مهاباد است. وضعیت مدیریت پسماند مهاباد از لحاظ کمیت و کیفیت پسماند و نحوه مدیریت آن در هر یک از مراحل مدیریت مواد زاید جامد موردبررسی قرار گرفته و به ارائه الگوی سیستم مدیریت پسماندهای جامد باتوجهبه معیارهای اقتصادی و زیستمحیطی پرداخته میشود. روش پژوهش بهصورت توصـیفی، تحلیلـی است و روش گردآوری اطلاعات بهصورت کتابخانهای، میدانی در نواحی شهرداری بوده اسـت. نتایج حاصل از این تحقیق نشان میدهد که وضعیت مدیریت پسماند مهاباد در مراحل مختلف آن مطلوب نبوده؛ ولی باتوجهبه پتانسیل موجود، با انجام اقدامات اساسی مدیریتی میتوان بخشی زیادی از مشکلات پیش روی آن را رفع نمود. همچنین پژوهش نشان داد که کاهش تولید پسماند و تفکیک از مبدأ از جمله شیوههای مدیریت پسماند است که بازدهی بالایی دارد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
سمیه عشایری، مهدی مرادی، سیما اسکندری سبزی، رقیه حسن زاده
چکیده کژمنشی یا رفتار فرصتطلبانه بیمهگذاران یکی از چالشهای بنیادین صنعت بیمه به شمار میرود. کژمنشی زمانی رخ میدهد که نرخ خسارت شرکت بیمه به دلیل رفتار مصرف کننده افزایش یابد، به عبارتی بیشتر از مقدار پیشبینی شده بر شرکت بیمه هزینه وارد شود.کژمنشی باعث افزایش هزینهها، کاهش کارایی و اختلال در تعادل بازار میشود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل تأثیر ویژگیهای خاص رشتههای بیمه (مانند طراحی قرارداد و پیچیدگی ارزیابی ریسک) برکژمنشی در صنعت بیمه ایران طی سالهای 1376 الی 1401 انجام شده است. پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی-تحلیلی است. برای تخمین کژمنشی از مدلهای درخت تصمیم و شبکه عصبی مصنوعی و به منظور اعتبارسنجی نتایج از منحنی ویژگی عملکرد گیرنده استفاده شده است. در این پژوهش، فرض بر این است که ویژگیهای خاص رشتههای بیمه میتوانند رفتارهای منجر به کژمنشی را تشدید کنند. برای رفع اثر مقیاس متغیرها و برای مقایسه معتبر ضرایب رگرسیون دادههای خسارت پرداختی چهارده رشتهی بیمهای با استفاده از امتیاز Z استانداردسازی شدند. یافتهها نشان داد، رشتههای بیمه آتشسوزی و بیمه زندگی به دلیل ویژگیهای خاص خود، مانند پیچیدگی ارزیابی ریسک و انگیزههای مالی بیشترین احتمال بروز کژمنشی را ایجاد میکنند. اعتبارسنجی نتایج، نشاندهنده صحت تخمینها و دقت بالای مدلهای مورد استفاده میباشد. بنابراین ارتقاء اخلاق حرفهای و مدیریت ریسک در این رشتهها ضرورت بیشتری دارد و پیشنهاد میشود. طراحی قراردادهای هوشمند، استفاده از سامانههای ارزیابی خسارت دیجیتال و بازنگری در ساختار تعرفهها بهصورت رشتهمحور در دستور کار نهادهای بیمهگر و سیاستگذاران در این رشتهها قرار گیرد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
احمد کاظمی، علی آذر
چکیده یکی از چالشهای اساسی مدیریت شهری، عدم تعادلات جمعیتی و توزیع نامناسب جمعیت در سطح مجموعههای کلانشهری است. هدف مطالعه حاضر شناسایی علل و پیامدهای مهاجرت های روستایی به شهری در شهرستان مراغه از نظر مهاجران روستایی این شهر بوده است. که به روش توصیفی – تحلیلی و با روش پیمایش انجام پذیرفت. نتایج تحقیق نشان میدهد در بین عوامل دافعه پایداری اقتصادی روستاها عامل«عدم وجود مرکز خدمات جهاد کشاورزی در روستا به همراه محدود فصلی بودن شغل در روستا» بیشترین میزان تاثیر را دارا می باشد. در بین علل دافعه پایداری اجتماعی مبداء، عدم وجود امکانات رفاهی و عدم وجود امکانات تفریحی بیشترین موافقت را در بین نمونه های مورد مطالعه داشتهاند. نامناسب بودن راه های ارتباطی روستاها و پایین بودن امکان دسترسی به تسهیلات فنی و آموزشی در روستاها از نظر مهاجران، بیشترین عامل دافعه پایداری کالبدی مبداء شناخته شدهاند. وجود تنوع شغلی، حق انتخاب و دائمی بودن کار در شهر جاذبههای اصلی اقتصادی شهر برای مهاجران روستایی شهر مراغه بوده است. تمام جاذبه های اجتماعی مقصد از نظر نمونه های تحقیق در سطح بالایی برای آنها اهمیت دارد و عامل« کسانی که در شهر زندگی می کنند در بین فامیل احترام بیشتری دارند»، دارای کمترین اهمیت نسبت به سایر جاذبه های اجتماعی است. در علل جاذبه های کالبدی مقصد «دسترسی به امکانات رفاهی در شهر» از نظر نمونه های تحقیق، بیشترین تاثیر را داشته است. مهمترین پیامد اقتصادی مهاجرت از دست دادن زمین هایشان در روستا بود.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
زهرا عبدالهی، توران احمدی
چکیده پایداری شهری مفهومی است که در پی طرح توسعه پایدار بعنوان الگو واژه جدیدی در جهان مطرح گردید. ریشههای نگرش توسعه پایدار با نارضایتی از منابع توسعه و رشد کالبدی، اجتماعی- اقتصادی در شهرها از منظر بوم شناسی بر میگردد. با افزایش جمعیت در سالهای اخیر شهرها با گسترش فیزیکی روبرو بودهاند. لذا جهانی که در آن زندگی میکنیم، مرتبًا در حال تغییر و تحول میباشد. بنابراین داشتن یک نظام برنامهریزی به منظور ایجاد هماهنگی بین بخش مسکن و ساختمان با سایر بخشها و همچنین بین اجزا بوجود آورنده(زمین، سیستم حملونقل و غیره) با تأسیسات زیربنایی، تسهیلات عمومی، خدمات اجتماعی و غیره ضرورتی محض است. که پژوهش حاضر با هدف شناسایی و بررسی پایداری شهر در شاخص مسکن را در کلانشهر اهواز مورد مطالعه قرار داده است. که پژوهش حاضر دارای رویکرد "توسعهای – کاربردی" و ترکیبی از روشهای تحقیق "توصیفی، تحلیلی، میدانی و کتابخانهای" میباشد. لازم به ذکر است در این تحقیق رویکرد فضایی در قالب مدل آماری TOPSIS با استفاده از 24 متغیر در شاخص مورد نظر ترکیب و استفاده گردیده است. در نهایت جهت تجزیه و تحلیل یافتههای از نرمافزارهای ArcGIS، VISIO، Grafer، EXCEL و دیگر برنامههای مورد نیاز استفاده گردیده است. بر اساس نتایج به صورت تک بُعدی متغیرها و وضعیت توسعه کالبدی شهر اهواز طی سا-لهای مورد بررسی که نشان از اختلاف فاحش بین هشت منطقه شهری دارد. در نهایت بر اساس آماره TOPSIS میانگین آمارها برابر 0.379 درصد بوده است. همچنین منطقه یک با میزان TOPSIS 0.583 درصد بیشترین و منطقه پنج با 0.184 درصد کمترین میزان را دارا بوده است. لازم به ذکر است بر اساس نتایج مناطق دو، سه، چهار و یک میزان تاپسیس آنها بیشتر از میانگین بوده است. لذا ضرورت توجه و برنامه ریزی در شاخص مسکن بصورت سیستمی در هشت منطقه شهری اهواز ضرورت دارد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1403
محمد حسن یزدانی، دلاور معصومی
چکیده زمینه وهدف : امروزه اکثر شهرهای جهان در معرض بحرانهای زیادی از جمله بحران زیست محیطی، تغییرات جمعیتی، مشکلات کالبدی- اقتصادی، فقر، فقدان خدمات شهری و غیره قرار دارند. فضای پیچیده شهر انسانهای اندیشمند را برای رهایی از مشکلات و نارساییها در رسیدن به حد متعالی زندگی، به فکر اصلاح و ایجاد ساختارهای جدید شهری وادار نموده است. براساس این، مدیران و برنامه ریزان شهری، هوشمند شدن شهر را امری ضروری برای رفع موانع شهرها و ارتقای زندگی در آنها مطرح کرده اند. شهر هوشمند پدیده ای چندبعدی است که شاخصهای مختلفی را در بر می گیرد. روش شناسی: در این مقاله سعی برآن است تا با مرور مفاهیم شهر هوشمند، مؤلفه ها وشاخص های آن برای شهر اردبیل مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد .با مصاحبه نیمه ساختاریافته از کارشناسان و مدیران به تعداد 22 نفر در حوزه شهرداری اردبیل به روش نمونه گیری تصادفی می باشد و همچنین پرسشنامه شهروندان اردبیل به روش نمونه گیری کوکران به تعداد 384 نفر میباشد که شاخص های مستخرج نهایی در قالب الگویSWOT بررسی شد. نتایج ویافته ها: نتیجه حاصله از امکان سنجی استقرار شهر هوشمندبعداز محاسبه شاخصهای شهر هوشمند ، شهر اردبیل از بین چهار حالت تهاجمی، محافظه کارانه، تدافعی و رقابتی در بدترین وضعیت ممکن یعنی تدافعی(تقابل ضعف وتهدید) قرار دارد. همچنین از نظر عوامل درونی (قوت وضعف)با ضعف روبروست ودربرابر عوامل خارجی (فرصت وتهدید )شرایط مناسبی نشان نداده است.طبق بررسیها میزان ماتریس عوامل داخلی (IE)0.86شد و ماتریس عوامل خارجی(ٍّEFE) 0.74می باشد که فاصله زیادی از حالت تعادل می باشدو نشان دهنده جایگاه نامناسب شهر اردبیل از منظر شهر هوشمند است. واژگان کلیدی: شهرهوشمند ، ،شاخصهای شهر هوشمند، مدل سوات ، شهر اردبیل
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1403
سعید موسی پور، رباب حسین زاده، رضا قادری
چکیده از آنجا که شهروندی از مفاهیم کلیدی در شناخت و توصیف جایگاه و وضعیت انسان امروزی است، می طلبد تا به نیازهای این جایگاه از طریق زنجیره ای از فعالیت های فرهنگی آموزشی پاسخی مناسب و درخور داده شود. هدف اصلی تحقیق ارزیابی نقش فعالیت های فرهنگی شهرداری ها بر ارتقاء فرهنگ عمومی(مطالعه موردی شهر نقده) است.پژوهش حاضر بر مبنای شیوه توصیفی- تحلیلی به انجام رسیده است. برای گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات از دو مرحله استفاده شده است.مرحله اول گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز با استفاده از مطالعات و اسناد کتابخانه ای معتبر و مرحله دوم استفاده از پرسشنامه که توسط پژوهشگر تدوین شده است جامعه آماری جمعیت شهر نقده 81598 نفر وحجم نمونه براساس فرمول کوکران382 نفر است.عملیات استنباطی با استفاده از نرمافزارهای Excel و SPSS انجام گرفته است که برای توصیف و تحلیل آنها از جدولهای فراوانی و فنون آماری آزمون T استفاده شده است.یافته ها حاکی از آن است که فرضیه اول با میانگین کل شاخص های برابر 4.36. و فرضیه دوم با میانگین کل شاخص های برابر 4.50 می باشد.نتایج نشان می دهد تلاش برای توسعه زیر ساخت های فرهنگی و ایجاد فرهنگسراها و سرای محله و بهره گیری از سمن ها برای عملیاتی کردن برنامه های فرهنگی و اجتماعی بسیار ضروری است.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 تیر 1404
بیتا نظری، علیرضا محمّدی، منصور رحمتی، رویا مقابلی
چکیده چکیده
مقدمه و بیان مساله: دیابت بهعنوان یکی از مهمترین بیماریهای غیرواگیر مزمن، با روندی فزاینده در جهان و ایران، به یکی از چالشهای جدی حوزه سلامت عمومی تبدیل شده است. شیوع گسترده، هزینههای درمانی سنگین، و اثرات مخرب بر کیفیت زندگی، لزوم تحلیل دقیقتر ابعاد مختلف این بیماری را آشکار میسازد. در این میان، تحلیل فضایی بهعنوان رویکردی نوین، نقش مؤثری در شناسایی الگوهای جغرافیایی بیماری و تدوین سیاستهای پیشگیرانه و درمانی هدفمند دارد. پژوهش حاضر با هدف پر کردن خلأ مطالعات محلهمحور و استفاده از ابزارهای پیشرفته تحلیل فضایی، به بررسی الگوی پراکنش بیماری دیابت در مقیاسی خرد و با تأکید بر عدالت فضایی در دسترسی به خدمات درمانی پرداخته است.
روش: این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی–تحلیلی انجام شده و توزیع مکانی و زمانی بیماران دیابتی در محله ابوطالب اردبیل طی سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۱ را با استفاده از اطلاعات ۲۳۵ بیمار ثبتشده و ابزارهای Google Maps و ArcGIS تحلیل کرده است. روشهای بهکاررفته شامل تخمین تراکم کرنل، تحلیل لکههای داغ، شاخص میانگین نزدیکترین همسایگی و تحلیل فاصله بوده است.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان داد الگوی پراکنش بیماران بهصورت خوشهای است؛ بهطوریکه بیشترین تراکم بیماران در مناطق مرکزی و جنوبی محله مشاهده شد (حدود ۳۰٪ از کل بیماران) و در سالهای پایانی، خوشهها به سمت شمال و غرب محله گسترش یافتهاند. در تحلیل لکههای داغ، حدود ۵٪ از بیماران در نواحی با اطمینان ۹۹٪، ۱۰٪ در نواحی با اطمینان ۹۵٪، و ۱۵٪ در نواحی با اطمینان ۹۰٪ قرار داشتند. همچنین نزدیک به ۲۵٪ از بیماران در نواحی سرد با تراکم پایین حضور داشتند. نتایج تحلیل فاصله و مجاورت فضایی نشان داد که برخی نواحی با ضعف جدی در دسترسی به خدمات بهداشتی مواجهاند و سن افراد، متغیری تعیینکننده در شکلگیری خوشهها بوده است. این یافتهها بر لزوم بازنگری در مکانیابی مراکز درمانی و بهرهگیری از تحلیلهای فضایی در سیاستگذاری سلامت تأکید دارند.
چکیده چکیده زمینه و هدف: یکی از مشکلات روند سریع شهرنشینی بروز پدیدهی فرسودگی است. همواره این بافتها ازچالشهای بزرگ در زمینه مدیریت شهری میباشند. زیرا ساکنین بافتهای دارای فرسودگی از مشکلات زیادی رنج میبرند . لذا نوسازی بافت فرسوده بسیار حائز اهمیت است. ازاین رو پژوهش حاضر به بررسی ارزیابی اثرات نوسازیهای صورت گرفته در بافتهای فرسوده محله باقرآباد پرداخته است. روش بررسی : جامعه آماری در این پژوهش 5514 خانوار محله باقرآباد میباشد. جهت تعیین حجم جامعه نمونه تصادفی از روش کوکران استفاده شد و تعداد 360 خانوار به عنوان نمونه آماری به دست آمد. سپس براساس مطالعات صورت گرفته شاخصهایی انتخاب و با تدوین پرسشنامه متناسب با این شاخصها به بررسی میدانی و به دست آوردن اطلاعات دراین زمینه اقدام شد. پس از جمعآوری دادهها برای تحلیل آنها از نرم افزارspss استفاده گردید. جهت تحیل اطلاعات آماری از آزمون علامت و آزمون کااسکوئر استفاده شد و برای طبقهبندی و اولویت اثرگذاری نیز از آزمون فریدمن استفاده گردید. یافتهها و نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش میتوان گفت نوسازی در محله باقرآباد بالاترین تاثیر مثبت را بر بعد اقتصادی گذاشته است. پس از آن به ترتیب بعدهای کالبدی و اجتماعی در رتبههای دوم و سوم قراردارند. پایینترین تاثیر نوسازی نیز در بعد زیستمحیطی بوده است. به عبارت دیگر نوسازی در محله باقرآباد موجب بهبود مولفههای اقتصادی وکالبدی شده است ولی از نظر ابعاد اجتماعی و زیستمحیطی این نتیجه حاصل نشده و دروضعیت نامطلوب به سر میبرد. شایان ذکر است تمامی ابعاد به جز بعد کالبدی از لحاظ آماری با اطمینان 95 درصد معنادار میباشند. کلیدواژهها: نوسازی، بافت فرسوده، پیامدهای نوسازی، باقرآباد، رشت
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مرداد 1404
زهرا شریفی
چکیده زمینه و هدف: زمینلغزش یکی از رایجترین مخاطرات طبیعی است که خسارات اقتصادی، زیستمحیطی و انسانی گستردهای بهدنبال دارد. در این پژوهش، بهمنظور پهنهبندی خطر وقوع زمینلغزش در حوضه آبخیز سیاهرود واقع در استان گیلان، از رویکرد ترکیبی مدل فرایند تحلیل شبکهای و سامانه اطلاعات جغرافیایی بهره گرفته شد. روششناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی-تحلیلی است و با هدف پهنهبندی خطر وقوع زمینلغزش در حوضه آبخیز سیاهرود استان گیلان، از مدل فرایند تحلیل شبکهای (ANP) در محیط GIS بهره گرفته شده است. برای این منظور، ۱۰ شاخص مؤثر شامل کاربری اراضی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، بارش، سازندهای زمینشناسی، فاصله از جاده، آبراهه و گسل انتخاب و لایههای مربوطه با استفاده از دادههای متنوعی چون DEM، تصاویر ماهوارهای لندست 8 و Sentinel-2نقشههای زمینشناسی و همبارش، در محیط GIS تهیه شدند. ابزارهای تحلیلی ArcGIS نیز در استخراج برخی لایهها مانند فاصله از آبراهه و جاده بهکار رفتند. در این پژوهش، مدل ANP بهعنوان روشی پیشرفتهتر از AHP و با قابلیت مدلسازی روابط وابسته میان شاخصها، برای وزندهی و تحلیل نهایی مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج و یافتهها: نتایج حاصل از وزندهی مدل ANP نشان داد که متغیرهای شیب (27/0)، سازندهای زمینشناسی (24/0) و بارش (16/0) بیشترین نقش را در بروز لغزش دارند و بهعنوان عوامل کلیدی شناسایی شدند. همچنین، تحلیلهای مکانی نشان دادند که مناطق دارای شیب زیاد، سازندهای سست ولکانیکی و رسوبی، بارشهای بالا، نزدیکی به گسلها و آبراههها، پتانسیل بیشتری برای ناپایداری دارند. در مقابل، نواحی دارای پوشش گیاهی انبوه، کاربری جنگلی و فاصله زیاد از جاده و گسلها از پایداری بیشتری برخوردارند. نقشه پهنهبندی خطر تولیدشده در محیط GISپنج کلاس خطر را مشخص ساخت که در آن، ۳۶ درصد از سطح حوضه در کلاسهای خطر زیاد و بسیار زیاد قرار گرفتند. تمرکز این نواحی پرخطر عمدتاً در بخشهای بالادست حوضه است، جایی که ترکیب شیب تند، بارش بالا، پوشش گیاهی ضعیف و شرایط زمینشناسی ناپایدار، زمینهساز لغزشهای گسترده است.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 مرداد 1404
سهیلا پورکریم، اسماعیل صفرعلی زاده
چکیده رشد شتابان شهرنشینی و توسعه نامتوازن شهری، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، منجر به شکلگیری محلاتی با بافتهای ناکارآمد، کاهش کیفیت زندگی، تضعیف سرمایه اجتماعی و ناپایداری سکونتی شده است. در چنین شرایطی، برنامهریزی سنتی از بالا به پایین، قادر به پاسخگویی به نیازهای متنوع محلات نیست. در مقابل، برنامهریزی محلهمحور با تأکید بر مشارکت مردمی، استفاده بهینه از سرمایههای اجتماعی، انسانی و طبیعی، و توجه به ویژگیهای خاص هر محله، بهعنوان رویکردی نوین برای تحقق توسعه پایدار شهری مطرح شده است. با وجود اثربخشی این رویکرد، در بسیاری از شهرهای ایران، از جمله شهر خواف، برنامهریزی محلهمحور هنوز جایگاه تثبیتشدهای نیافته است. این پژوهش با هدف تحلیل راهبردی پایداری شهری در محله لاج شهر خواف، از مدل SWOT و ماتریس QSPM بهره گرفته است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر پیمایش میدانی (پرسشنامه و مصاحبه نیمهساختیافته) بوده و جامعه آماری شامل ساکنان محله و کارشناسان شهری است. نتایج نشان داد که علیرغم وجود سرمایههای اجتماعی، محله با ضعفهای ساختاری، نابرابری فضایی و تهدیداتی مانند ناهنجاریهای اجتماعی و مهاجرت جوانان مواجه است. تحلیل QSPM نشان داد که راهبردهای بازنگری (WO)، تهاجمی (SO)، تنوعمحور (ST) و تدافعی (WT) دارای اولویت اجرایی بالا هستند. استراتژی منتخب "تقویت مدیریت شهری از طریق فناوریهای نوین و تعامل دانشگاهها" بیشترین امتیاز جذابیت را کسب کرد. این مطالعه نشان میدهد که دستیابی به توسعه پایدار در سطح محله، مستلزم رویکردی چندبعدی و راهبردی با تأکید بر توانمندسازی نهادهای محلی، تقویت مشارکت اجتماعی و بهرهگیری از ظرفیتهای بیرونی است.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 مرداد 1404
احد بدلی اجیرلو، علیرضا محمدی، لطف اله ملکی
چکیده زمینه و هدف: دسترسی مناسب، سریع به خدمات درمانی تخصصی یکی از مسائل ضروری جهت سلامت جامعه به ویژه افراد دارای معلولیت می باشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین و تحلیل وضعیت دسترسی افراد دارای معلولیت روانی به بیمارستان تخصصی اعصاب و روان در شهر اردبیل انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، توصیفی – تحلیلی و از نظر هدف کاربردی می باشد. داده های مربوط بلوک های جمعیتی از سرشماری سال 1395 و داده های جامعه آماری پژوهش از اداره کل بهزیستی استان اردبیل اخذ شده است. برای تجزیه و تحلیل از ابزار تحلیل شبکه در نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی بهره گرفته شده است. یافته ها و نتایج:یافته ها نشان می دهد با توجه به موقعیت افراد معلول روانی در سطح شهر و بیمارستانهای تخصصی، در محدوده خدماتی 500، 1000 ، 2000 ، 3000، 4000و 5000 متری به ترتیب، صفر، 24 ، 44 و 143، 160 و 199 نفر قرار داشته و 129 نفر نیز در فاصله بیش از 5هزار متری قرار گرفته-اند. همچنین در روش تخصیص مکان و در حد آستانه 20 دقیقه کلیه معلولین روانی می توانند به بیمارستان و خدمات تخصصی روانپزشکی دسترسی داشته باشند و دسترسی بهینه برای اکثریت افراد معلول روانی در فواصل زمانی و مکانی ممکن بوده و بیمارستان فاطمی با توجه به موقعیت استقرار در دسترس ترین مرکز برای افراد معلول می باشد.
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم یکی از شاخه های گردشگری پایدار است که بر روی ویژگیهای زمینشناسی و مناظر طبیعی یک منطقه تمرکز دارد. گردشگری دارای اشکال و انواع گوناگونی است که با جغرافیا و گردشگری در ارتباط میباشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی و توانسنجی توانمندی ژئومورفولوژیکی و زئوتوریستی شهر مهاباد میباشد که از مدل پایداری استفاده شده است. هدف از این پژوهش، ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی و مدیریت آن در محدوده توریستی استان آذربایجان غربی شهرستان مهاباد میباشد. روششناسی: روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر سه مدل کوبالیکوا و فیولت است. در مدل کوبالیکوا معیارها در پنج گروه طبقهبندی میشوند: ارزشهای علمی و ذاتی، ارزشهای آموزشی، ارزشهای اقتصادی، ارزشهای حفاظتی و سایر ارزشها که تقریباً کلیه ویژگیهای ژئوتوریسم را پوشش میدهد. در این روش ژئومورفوسایت و لندفرمها با توجه به چهار معیار منشا شکلگیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت کلی دسترسی از این پارک ملی جهت مطالعه و ارزیابی انتخاب گردید. نتایج و یافتهها: نتایج بهدست آمده از مدل ارزیابی کوبالیکوا مناطق ژئوتوریستی شهرستان مهاباد از نظر کارشناسان در گویه تنوع در اشکال ژئومورفولوژیکی منطقه ژئوتوریستی غار آبی سهولان و تالاب کانیبرزان با میانگین عددی 7/0 در مدل فیولت و منطقه غار سهولان و تالاب کانی برازان بالاترین امتیاز را در مقایسه با سایر مناطق مورد مطالعه کسب کردهاند. این نتیجه بیانگر اهمیت و ارزش بالای این مناطق از نظر سرمایهگذاری برای توسعه ژئوتوریسم و جذب گردشگران است. در نتیجه پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی از مدلهای به روزتری در بررسی مناطق مورد مطالعه استفاده گردد و با ایجاد همکاریهای بینسازمانی و آموزش و توانمندسازی جوامع محلی در کنار توسعه زیرساختها، ظرفیتهای بالای ژئوتوریستی شهرستان مهاباد به منبعی پایدار برای درآمدزایی و اشتغالزایی تبدیل شوند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1404
رقیه احدپور ایردموسی، حسین نظم فر
چکیده چکیده پیشبینی روند تغییرات قیمت مسکن در اردبیل با رویکرد تحلیل فضایی-زمانی به بررسی دینامیک مکانی و زمانی قیمتهای مسکن در این شهر میپردازد. در سالهای اخیر، نوسانات قیمت مسکن به یکی از چالشهای مهم اقتصادی و اجتماعی در شهر اردبیل تبدیل شده است، که لزوم درک عمیقتر از الگوهای تغییرات آن را ضروری میسازد. این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال است که چگونه عوامل مختلف فضایی و زمانی بر روند قیمت مسکن در مناطق مختلف اردبیل تأثیر میگذارند. هدف اصلی این مطالعه، پیشبینی تغییرات آتی قیمت مسکن با استفاده از روشهای نوین تحلیل فضایی-زمانی و شناسایی مناطق با پتانسیل رشد یا کاهش قیمت است. روش تحقیق ترکیبی از تحلیلهای آماری پیشرفته و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) با تأکید بر مدلهای رگرسیون وزنی جغرافیایی-زمانی (GTWR) است. دادههای مورد استفاده شامل اطلاعات قیمت مسکن در بازه زمانی 5 ساله و متغیرهای مؤثر محیطی، اقتصادی و کالبدی است. یافتهها نشان میدهد که قیمت مسکن در اردبیل از الگوی خوشهای فضایی-زمانی تبعیت میکند و مناطق مرکزی و شمالی شهر با شتاب بیشتری در حال افزایش قیمت هستند. عوامل کلیدی تأثیرگذار شامل دسترسی به مراکز خدماتی، کیفیت محیط شهری، نرخ تورم و رشد جمعیت شناسایی شدند. نتایج نشان میدهد که تا سال 1405، محلههای مجاور مراکز اداری و تجاری با رشد قیمت 25 تا 30 درصدی مواجه خواهند شد. این مطالعه ابزار ارزشمندی برای سیاستگذاران شهری و سرمایهگذاران مسکن فراهم میکند تا تصمیمات آگاهانهتری در زمینه برنامهریزی شهری و سرمایهگذاری در بخش مسکن اتخاذ نمایند.
چکیده مقدمه و بیان مساله: توزیع فضایی خدمات، امکانات، کاربریها و فعالیتها در شهرها و وضعیت دسترسپذیری آنها از جمله موضوعات حائز اهمیت در حوزه مسائل شهری است. در همین راستا، موقعیت محلات در دسترسی به کاربریها و خدمات شهری نیازمند توجه ویژه است. این پژوهش با تمرکز بر تحلیل موقعیت محله تازهشهر، به بررسی وضعیت دسترسپذیری این محله به انواع کاربریها در بستر فضایی محله و در مقاطع فاصلهای مختلف پرداخته است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی–تحلیلی است. دادههای کاربری اراضی و شبکه معابر از نقشه تفصیلی شهر اردبیل استخراج و پس از ویرایش در محیط ArcGIS تحلیل شدند. برای هر گروه کاربری، متراژ فضای اختصاصیافته در سطح زونبندی محلهای و حلقههای فاصلهای (۰–۲۰۰، ۲۰۰–۵۰۰، ۵۰۰–۱۰۰۰، ۱۰۰۰–۲۰۰۰ متر و ...) محاسبه شد. سپس جداول فراوانی و شاخصهای فضایی تهیه و برای شناسایی خوشههای تمرکز یا کمبود خدمات، تحلیل لکه داغ (Getis-Ord Gi) انجام گرفت. نتایج در قالب نقشههای موضوعی طبقهبندی و تحلیل شد. یافتهها و نتایج: در برایند نتایج بهدستآمده، وضعیت دسترسپذیری محله تازهشهر به طیف متنوعی از کاربریها، چه در محدوده فضایی محله و چه در حلقههای فاصلهای مختلف، مشخص شد. این نتایج نشان میدهد که محله تازهشهر در برخی خدمات دارای سطح مطلوبی از دسترسی است، اما در برخی دیگر با محدودیتها و کمبودهایی مواجه است. به طور کلی، وضعیت این محله در دسترسی به خدمات و کاربریهای شهری، بسته به نوع کاربری و مقیاس مکانی، متغیر و نیازمند برنامهریزی بهینه است.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 شهریور 1404
زهرا فتوره چی، بهناز علایی
چکیده مقدمه و هدف: توسعه پایدار در کشورهای منطقه عضو اوپک، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله توسعه انسانی، مصرف انرژی و صادرات نفت قرار دارد. شناخت دقیق آثار بلندمدت این عوامل میتواند سیاستگذاران اقتصادی را در تدوین راهبردهای مؤثر برای رشد اقتصادی پایدار منطقه ای یاری دهد. هدف این مطالعه بررسی روابط بلندمدت میان توسعه انسانی، مصرف انرژی و صادرات نفت با توسعه پایدار کشورهای اوپک است. روششناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و با بهرهگیری از دادههای سالانه دورهی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۱، به تحلیل اقتصادسنجی متغیرهای مذکور با استفاده از روش PMG - ARDL در چارچوب دادههای پانلی پرداخته است. دادهها از منابع بینالمللی معتبر جمعآوری و تحلیل شدهاند. یافتهها و نتایج: با توجه به وابستگی ساختاری اقتصاد کشورهای عضو منطفه اوپک به درآمدهای نفتی و آسیبپذیری ناشی از نوسانات قیمتی آن، اتخاذ رویکردی جامع در سیاستگذاری اقتصادی امری ضروری است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که علیرغم نقش مثبت صادرات نفت در توسعه پایدار، مصرف انرژی بدون مدیریت و بهینهسازی، میتواند آثار منفی بر پایداری اقتصادی و زیستمحیطی برجای گذارد. همچنین، ضعف اثرگذاری توسعه انسانی بر پایداری، بیانگر ضرورت بازنگری در کیفیت و جهتگیری سرمایهگذاریهای انسانی در این کشورهاست. از اینرو، توصیه میشود سیاستگذاران با تمرکز بر ارتقای بهرهوری انرژی، تنوعبخشی به منابع درآمدی، و تقویت زیرساختهای انسانی، مسیر دستیابی به توسعهای متوازن، مقاوم و بلندمدت را هموار سازند؛ توسعهای که نهتنها به رشد اقتصادی منجر شود، بلکه تابآوری کشورها را در برابر شوکهای خارجی افزایش دهد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 شهریور 1404
علیرضا محمّدی، الهه پیشگر
چکیده تغییرات آب و هوایی خطرات سلامتی را از طریق مسیرهایی مانند افزایش آلودگی هوا، تکثیر آلرژنها و فراوانی رویدادهای شدید آب و هوایی مانند امواج گرما، آتشسوزیها و سیلابها تشدید میکند که همگی اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر سلامت تنفسی دارند. با استفاده از تجزیه و تحلیل فضایی، الگوهای جغرافیایی شیوع و شدت بیماریهای تنفسی شناسایی می شوند. ما این بررسی را بر اساس چارچوب روش شناختی پنج مرحله ای که توسط Arksey و O'Malley ایجاد شده است، انجام دادیم. ما تمام مقالات منتشر شده در پایگاههای اطلاعاتی PubMed/MEDLINE، Scopus، و Web of Science را از ابتدای سال 2010 که حداقل یک شکل از تجزیه و تحلیل فضایی مرتبط با اثر تغییرات اقلیمی بر بیماری های تنفسی را به کار گرفته بودند، غربال کردیم. در مجموع، 44 مقاله معیارهای ورود را داشتند و در سه موضوع اصلی سازماندهی شدند: تغییرات دما (تعداد: 23). آلودگی هوا (تعداد: 15)؛ رویداد شدید آب و هوایی (تعداد: 6). یافتههای ما نشان میدهد که اکثر مطالعات از تکنیکهای اولیه تجزیه و تحلیل فضایی، مانند نقشهبرداری بیماری استفاده میکنند، که ممکن است به استنتاجهای قوی منجر نشود. همچنین اکثر مطالعات به اهمیت اغییرات دمایی و سپس به آلودگی هوا و تاثیرات آن پرداخته بودند و مطالعات کمتری در مورد رویدادهای شدید آب و هوایی انجام شده بود. یافتهها ضرورت مداخلات هدفمند فضایی و استراتژیهای بهداشت عمومی سازگار، از جمله بهبود مدیریت کیفیت هوا، سیستمهای هشدار اولیه، و زیرساختهای مراقبت بهداشتی مقاوم در برابر آب و هوا را برای کاهش بار آینده ی بیماریهای تنفسی مرتبط با آب و هوا نشان میدهند. این بررسی خواستار یک پاسخ بهداشت عمومی با اطلاعات جغرافیایی است که به نابرابری های فضایی در پیامدهای سلامت تنفسی تشدید شده توسط تغییرات آب و هوایی می پردازد. این بررسی همچنین بر تأثیر نامتناسب بر جمعیتهای آسیبپذیر، از جمله کودکان، سالمندان و جوامع کم درآمد، که اغلب در مناطق پرخطر زندگی میکنند و به دلیل دسترسی محدود به مراقبتهای بهداشتی با چالشهای بهداشتی مرکب مواجه هستند، تأکید میکند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 شهریور 1404
بتول زینالی، مهیار احدی، برومند صلاحی
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش با استفاده از برونداد مدلهای CMIP6 و دو سناریو SSP2-4.5 و SSP5-8.5، روند تغییرات و ناهنجاری دمای میانگین بیشینه و کمینه ایران را طی سه دوره زمانی آینده نزدیک، میانه و دور بررسی و پیشنگری مینماید. روش شناسی: ابتدا 15 مدل از مجموعه مدلهای CMIP6 انتخاب و اعتبار سنجی و صحت سنجی مدلها و مقایسه آنها با دادههای مشاهداتی 71 ایستگاه هواشناسی، با استفاده از شاخص KGE و سایر روشهای ارزیابی خطا انجام شد. جهت مقیاسکاهی و تصحیح خطا از نرم افزار Cmhyd استفاده شد. نتایج و یافتهها: بررسی روند تغییرات دمای میانگین بیشینه و کمینه با استفاده از خروجی مدل NorESM2-MM و آزمون تعیین روند من- کندال، حاکی از روند صعودی تحت هر دو سناریو و در 100 درصد ایستگاهها با سطح اطمینان 99 درصد میباشد. انتظار میرود دمای میانگین بیشینه تحت دو سناریو SSP2-4.5 و SSP5-8.5 با آهنگ 24/0 و 65/0 و دمای میانگین کمینه نیز با آهنگ 21/0 و 60/0 درجه سلسیوس در هر دهه افزایش داشته باشند. همچنین بیشترین افزایش دمای بیشینه و کمینه، تحت سناریو SSP5-8.5 و در آینده دور به ترتیب با 2/3 و 6/4 درجه سلسیوس رخ خواهد داد. با توجه به نتایج، بیشترین ناهنجاری مثبت، در دماهای کمینه مشاهده شد، به طوری که در تمام سالهای دوره پیشنگری تا سال 2100، دمای میانگین کمینه نسبت به دوره پایه افزایش خواهد داشت، در حالی که طی بعضی از سالهای آینده نزدیک، امکان کاهش دمای میانگین بیشینه نسبت به دوره پایه وجود دارد. نتیجه گیری: نتیجهگیری میشود تا انتهای قرن حاضر دمای میانگین بیشینه و کمینه در بیشتر مناطق کشور روند صعودی خواهد داشت، که البته ناهنجاریهای مثبت در دماهای کمینه بسیار مشهودتر از دمای بیشینه میباشد. همچنین تحت سناریوهای با انتشار بالای گازهای گلخانهای، ناهنجاریهای دمایی مثبت شدیدتر و آهنگ تغییرات بیشتر خواهد بود.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 شهریور 1404
سید مهدی حسینی نیا، حبیب شهبازی شیران، الناز حبی اروانق
چکیده زمینه و هدف: انتخاب و مکانیابی سکونتگاهها همواره تا حد زیادی به ویژگیهای محیطی وابسته است. در مطالعه و بررسی چگونگی چیدمان سکونتگاهها در یک منطقه، نقش محیط و بستر آن از منظر جغرافیایی حائز اهمیت است. در این راستا؛ هدف از این پژوهش بررسی نقش عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی مؤثر بر مکانیابی محوطههای تاریخی در روستای ویند کلخوران واقع در شهرستان سرعین در استان اردبیل با استفاده از قابلیتهای سنجشازدور GIS است. روششناسی: روش تحقیق بهصورت توصیفی و تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات به دو روش میدانی و کتابخانهای استوار است. در این پژوهش مهمترین محوطه مهم استقراری بخش روستای ویند کلخوران از توابع شهرستان سرعین بهعنوان نمونه و مبنای مطالعاتی موردمطالعه قرار خواهد گرفت. عوامل مؤثر بر مکانیابی محوطههای در این منطقه؛ مانند موقعیت محوطهها نسبت به منابع آب، وضعیت ارتفاع از سطح دریا، پوشش گیاهی، فاصله محوطهها نسبت به جادهها و روستاها، نوع خاک، شیب و جهت شیب زمین انتخاب گردید. لایههای موردنیاز با استفاده از نقشههای GISاستخراج شدند. سؤال پژوهش: سؤال اصلی پژوهش بدینصورت طرح میگردد: نقش ساختارهای طبیعی و محیطی در الگوی استقرار محوطههای تاریخی در روستای ویند کلخوران به چه صورتی نمود پیداکرده است؟ نتیجهگیری: شرایط مکانی و زیستبوم منطقه موردمطالعه، نقش مهمی در شکلگیری و گسترش استقرارها داشته است. بر اساس توصیف و تحلیل نقشههای بهدستآمده؛ میتوان گفت که محوطههای موردمطالعه در مجاورت و سر راه منابع آبی قرارگرفتهاند؛ ارتفاع 1355 تا 1710متر، پوشش گیاهی متوسط تا ضعیف، کاربری اراضی کشاورزی آبی، قرار گرفتن در بین راههای ارتباطی و مجاورت با روستای امروزی ویند کلخوران، توپوگرافی مناسب منطقه با توجه به دامنه عددی شیب کم و جهتهای شیب در راستای شمال شرقی، شرق، جنوب شرقی و جنوب و ویژگی زمینشناسی منطقه با نوع سنگهای آتشفشانی از نوع سنگهای داسیتی تا اندزیتی، از مهمترین شاخصهای محوطههای این منطقهاند. با توجه به اهمیت گردشگری روستایی در توسعه پایدار کشور و تنوع آثار تاریخی این منطقه؛ لازم است که به این منطقه توجه جدی شود. در نهایت پیشنهاد میشود زیرساختهای توسعه این روستا مانند؛ ساخت فضاهای اقامتی و ارتباطی، معرفی و قابلیتهای روستا با توجه به تبلیغات مناسب و مرمت و احیای فضاهای تاریخی به منظور جذب گردشگران و تبدیل فضاهای دستکند به مکانهایی مثل تولید و فروش محصولات محلی و صنایع دستی و غیره، از راهبردهای مهم توسعه گردشگری در این منطقه است.
چکیده زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف آزمون سطح پایداری گردشگری اقتصادی این سه شهرستان بر اساس مدلهای کمی زوروس، کوبالیکوا و فیولت انجام شده است. روششناسی: روش تحقیق ترکیبی از روشهای کمی و توصیفی-تحلیلی بوده و دادههای مورد نیاز از طریق منابع آماری رسمی، پرسشنامههای میدانی و دادههای ثانویه گردآوری شدهاند. در روش کوبالیکوا معیارها در پنج گروه قرار میگیرند. تقریبا همه ویژگیهای ژئوتوریسم را پوشش میدهد. ارزش هر یک از معیارها در این مدل بین صفر و یک (0-1) متغیر میباشد. در روش فیولت ژئومورفوسایت و لندفرمها با توجه به چهار معیار منشاء شکلگیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت کلی دسترسی از این پارک ملی جهت مطالعه و ارزیابی انتخاب گردید. ارزیابی کلی ژئوتوریسم و ژئومورفوسایتها در این روش در مجموع براساس دو نرخ اصلی صورت میگیرد. در روش زوروس نیز، بهمنظور ارزیابی ژئوسایتها از معیارهای علمی تهدیدات بالقوه و قابلیتهای استفاده بهره گرفته میشود و هرکدام از معیارهای مورد استفاده نیز دارای زیر معیارهایی هستند. یافتهها و نتایج: براساس نتایج بهدست آمده از مدل کوبالیکوا، شهرستان سرعین با مقدار (74/6) بیشترین امتیاز را نسبت به سایر مناطق ژئوتوریستی کسب کرده است. ارزیابی مدل زوروس نیز نشان داد که در بین ژئوسایتهای استان اردبیل(مناطق مورد مطالعه)، ژئوسایت سرعین با 74 امتیاز دارای بالاترین امتیاز بوده است و بعد از این ژئوسایت نیز ژئوسایتهای خلخال و گرمی به ترتیب امتیاز 68 و 58 را کسب کردند. همچنین در روش ارزیابی پارکهای ملی، که ارزش ژئوتوریسم در دو بخش نرخ مدیریتی و نرخ گردشگری ارزیابی شده است، شهرستان سرعین با مجموع امتیاز (14/7) نسبت به سایر مناطق ژئوتوریستی از قابلیتهای متنوعی برخوردار است. نتیجهگیری: بنابراین نتیجهگیری میگردد که شهرستان سرعین به دلیل تمرکز بالای زیرساختهای گردشگری، سرمایهگذاری اقتصادی و بازده اقتصادی، در هر سه مدل در وضعیت نسبتاً پایداری قرار دارد. شهرستان خلخال نیز با وجود ظرفیتهای طبیعی و اکوتوریسم، به دلیل ضعف در زیرساختهای اقتصادی، در رتبه دوم قرار گرفته است. شهرستان گرمی با وجود پتانسیلهای منطقهای، از نظر شاخصهای سهگانه، پایینترین سطح پایداری اقتصادی گردشگری را داراست. در نهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی برای ارزیابی توانمندیهای گردشگری اقتصادی و ظرفیتهای آن از مدلهای گوناگون و متفاوت و پرسشنامهها بهصورت آنلاین تهیه گردد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 مهر 1404
آی لار خیاطی نوشهر، موسی عابدینی
چکیده زمینه و هدف: هدف از این پژوهش تحلیل و توصیف عوامل هیدروژئومورفولوژیکی و طبیعی حوضه آبخیز فیروزآباد در استان اردبیل با بهرهگیری از فناوریهای نوین GIS و پردازش ابری گوگل ارث انجین است. روششناسی: در راستای اهداف پژوهش عوامل ژئومورفیک و طبیعی به کار رفته شامل دادههای پوشش گیاهی و کاربری اراضی از تصاویر ماهوارهای Sentinel-2 و پایگاه داده GLC-FCS30D در محیط پردازش ابری GEEاستخراج شدند که امکان پردازش سریع و دقیق دادههای بزرگ را فراهم ساخت. همچنین، دادههای ارتفاعی با وضوح مکانی 5/12 متر از مدل رقومی ارتفاعی ALOS PALSAR و دادههای زمینشناسی و نوع خاک از سازمان زمینشناسی کشور تأمین شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای GIS و Google Earth Engine صورت گرفت و نقشههای متعددی جهت شناسایی الگوهای مکانی و ارتباط عوامل تهیه گردید. نتایج و یافتهها: یافتهها نشان داد که پوشش گیاهی با مقادیر NDVI بین 26/0- تا 67/0 متغیر است. بهطوری که بیشترین تراکم پوشش گیاهی در نواحی شمالشرق و شرق حوضه مشاهده میشود، در حالی که بخشهای غربی، جنوبغربی و برخی مناطق مرکزی کاهش قابل توجهی دارند. میانگین شیب حوضه حدود ۲۰ درصد با انحراف معیار 63/13 درصد است و بخشهایی از حوضه با شیب بیش از ۴۰ درصد، فرسایش شدید و رواناب سریع را تجربه میکنند. بارش سالانه بین ۵۳۱ تا ۸۳۷ میلیمتر نوسان دارد که توزیع ناهمگون آن بر پراکنش پوشش گیاهی و فرآیندهای هیدرولوژیکی تأثیرگذار است. ساختار زمینشناسی منطقه با وجود سازندهای حساس به فرسایش مانند مارنها و شیلها، همراه با سازندهای آبرفتی نفوذپذیر، بر فرایندهای هیدرولوژیکی و مورفولوژیکی منطقه تأثیر چشمگیری دارد. ارتفاع متوسط حوضه ۱۸۹۵ متر است و دامنه ارتفاعی از ۱۱۱۸ تا ۳۲۲۵ متر متغیر است. کاربری اراضی عمدتاً شامل مراتع (۵۴ درصد) و اراضی زراعی (۴۴ درصد) است که مدیریت نامناسب آنها میتواند تهدیدی برای منابع طبیعی بهشمار آید. این نتایج میتواند به عنوان مبنایی علمی و کاربردی برای برنامهریزیهای مدیریتی در زمینه حفاظت منابع آب و خاک و کاهش مخاطرات فرسایش، سیل و زمینلغزش مورد استفاده قرار گیرد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 مهر 1404
لطف اله ملکی معصوم آباد، مریم محمدزاده شیشه گران
چکیده مطالعات نشان میدهد که نقش سنجش از دور حرارتی در مطالعه و برآورد دمای سطح زمین بسیار حائز اهمیت است. حرارت سطح زمین شاخص بسیار مهمی در مطالعه مدلهای تعادل انرژی در سطح زمین در مقیاس منطقهای و جهانی است. با توجه به محدودیت ایستگاههای هواشناسی، سنجش از دور میتواند جایگزین مناسبی برای برآورد حرارت سطح زمین باشد. هدف اصلی از این تحقیق پایش دمای سطح زمین با استفاده از تصاویر ماهوارهای در سالهای 2003، 2013، 2023 داشته باشد، میباشد. به همین منظور ابتدا تصاویر مربوطه اخذ شد و پیشپردازشهای لازم بر روی هر کدام اعمال شد. سپس نسبت به مدلسازی و تعیین مقدار بیلان تشعشع و حرارت تصاویر اقدام شد. در نهایت به منظور پایش دمای سطح زمین نقشه دمای سطحی شهرستان اصلاندوز استخراج شد. نتایج نشان داد که در سال 2003 دمای سطح زمین 10/40 به 49/42 در سال 3013 افزایش پیدا کرد و در نهایت به علت تغییرات اقلیمی و همچنین دخالت سریع و شدید انسان در طبیعت در سال 2023 به 92/49 افزایش شدیدی پیدا کرد.انتایج نشان داد مناطق با پوشش گیاهی بالا و مناطق آبی دارای درجه حرارت پایین بودند و مناطق عاری از پوشش گیاهی دارای بالاترین دما در هر سال است . که نشان دهنده این دخالت انسان و نابودی جنگل و مرتع و گسترش شهر نسبت به 20 سال قبل تمرکز حرارت نیز افزایش یافته است. زیرا پوشش گیاهی همواره به صورت مانع ورود حرارت بوده است و دارای رطوبت تعدیل کننده است و همچنین رابطه معکوسی با حرارت سطح زمین دارد.
چکیده زمینه و هدف: رژیم جریان طبیعی رودخانه یک عامل بسیار مهم در تعیین عملکردهای اکوسیستمهای آبی و اطراف رودخانههاست. هدف این پژوهش، ارزیابی شرایط هیدروژئومورفولوژیکی رودخانه قوریچای در استان اردبیل با استفاده از شاخص کیفیت مورفولوژیک است. روششناسی: بهمنظور دستیابی به این هدف، از روش شاخص کیفیت ژئومورفولوژیکی (MQI)، استفاده شده است. ابتدا شبکه رودخانه به بازههای همگن (6 بازه) تقسیم میشود. سپس شاخصهای مورفولوژیکی مرتبط نظیر پایداری کرانه، الگوی کانال، تغییرات مقاطع عرضی، پتانسیل رسوبگذاری و سازگاری با محیط پیرامونی محاسبه میشوند. نتایج و یافتهها: نتایج حاصله نشان داد که مقدار شاخص کیفیت ژئومورفولوژیکی در بازههای مورد مطالعه بین 77/0 تا 27/0 است که در این میان حداکثر ضریب در بازه 2 با امتیاز 77/0 در طبقه خوب است که نشاندهنده پویایی بیشتر این بازه نسبت به سایر بازهها است و حداقل امتیاز مربوط به بازه 3 با مقدار 27/0 است که در طبقه خیلی ضعیف قرار دارد. بنابراین نتیجهگیری گردید که رودخانه قوریچای از بازه 3 تا 6 در وضعیت ضعیف قرار داشته و شرایط مطلوبی ندارد ولی برعکس در بازههای 1 و 2 دارای پویایی مناسبی میباشد. در نهایت پیشنهاد میگردد برای حفاظت از رودخانه در بازههای دارای کیفیت نامطلوب اقدامات کاربردی و پیشگیرانه انجام گردد.و همچنین در مطالعات آتی از ابزارات هوش مصنوعی جهت ارزیابی مناطق مورد بررسی استفاده شود.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مهر 1404
حسین نظم فر، منصور رحمتی، رقیه احدپور ایردموسی
چکیده چکیده تحلیل الگوی پراکنش فضایی قیمت مسکن در شهر اردبیل با استفاده از GIS، موضوعی است که به بررسی توزیع جغرافیایی قیمت مسکن و عوامل مؤثر بر آن میپردازد. با رشد شهرنشینی و افزایش تقاضا برای مسکن، درک نحوه توزیع قیمتها در سطح شهر به برنامهریزان و سیاستگذاران کمک میکند تا تصمیمات بهینهتری اتخاذ کنند. در این تحقیق، مسأله اصلی شناسایی الگوهای فضایی قیمت مسکن و ارتباط آن با متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و کالبدی است. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل پراکنش فضایی قیمت مسکن و تعیین عوامل کلیدی تأثیرگذار بر آن در شهر اردبیل است. روش تحقیق بهصورت توصیفی-تحلیلی بوده و از ابزارهای GIS برای تحلیل فضایی دادهها استفاده شده است. دادههای مورد نیاز از منابع رسمی و میدانی جمعآوری و با روشهای آماری و زمین-آماری مورد پردازش قرار گرفتهاند. یافتهها نشان میدهد که: قیمت مسکن در شهر اردبیل از الگوی خوشهای تبعیت میکند و مناطق با قیمتهای بالا و پایین بهصورت متمرکز در نقاط خاصی از شهر قرار دارند. عواملی مانند دسترسی به مراکز خدماتی، کیفیت محیطی و ویژگیهای کالبدی ساختمانها تأثیر معناداری بر قیمت مسکن دارند. نتایج تحقیق بیانگر آن است که تحلیل فضایی قیمت مسکن میتواند به درک بهتر نابرابریهای شهری و تدوین سیاستهای مسکن کمک کند. این مطالعه به برنامهریزان شهری پیشنهاد میکند از ابزارهای GIS برای پایش مستمر تغییرات قیمت مسکن و شناسایی مناطق محروم استفاده کنند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 مهر 1404
بهروز سبحانی
چکیده زمینه و هدف: یکی از روشهای برنامهریزی کشاورزی، تعیین مکان مناسب برای کاشت گیاهان زراعی و باغی بر اساس شرایط آبوهوایی و فیزیوگرافی است. هدف از این تحقیق، مکانیابی نواحی مستعد برای کاشت درخت گیلاس در منطقه هیر استان اردبیل مبنی بر عوامل اقلیمی و فیزیوگرافی است. روش بررسی: در این تحقیق از دادههای فیزیوگرافی از قبیل؛ شیب، ارتفاع از سطح دریا و عمق خاک و دادههای عناصر اقلیمی؛ بارندگی (سالانه، زمستانه، جوانهزنی، گلدهی، میوه دهی)، متوسط دمای (زمستانه، گلدهی، میوه دهی و رسیدگی) با طول دوره آماری 30 ساله (1373 تا 1402) استفاده شد؛ فرایند تحقیق شامل گردآوری اطلاعات، محاسبات و تحلیل آماری با اکسل، تعیین شاخص وزنی معیارها با روش AHP، ورودی و تلفیق اطلاعات در محیط GIS بوده است. یافتهها و نتیجهگیری: نتیجه تحقیق نشان داد که ارتفاع از سطح دریا با معیار وزنی 166/0، دمای زمستانی با وزن 139/0 و دمای جوانهزنی با وزن 106/0 بیشترین تأثیر را در کاشت درخت گیلاس دارند. هریک از معیارها بر اساس روش AHP وزن دهی و در محیط GIS طبقهبندی شدند. نقشه نهایی مکانیابی کشت درخت گیلاس با تلفیق معیارهای طبقهبندی در محیط GIS تهیه شد. نتایج نشان داد که حدود 32 درصد از اراضی منطقه هیر دارای شرایط خیلی مناسب، 19 درصد مناسب، 23 درصد کمی مناسب و 27 درصد نامناسب برای کشت درخت گیلاس میباشند. بهطورکلی ایستگاههای بقرآباد و هیر به علت دارا بودن شرایط اقلیمی و فیزیوگرافی مناسب جزء مناطق مستعد برای کشت درخت گیلاس ارزیابی شدند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 آبان 1404
جواد گودینی
چکیده زمینه و هدف: : این نوشتار مؤید آن بوده که واحدهای کار اشتراکی بهمثابه یکی از فضاهای نوظهور نیازمند انعطافپذیری هستند. بااینوجود مدلهای ارائهشده برای ارزیابی انعطافپذیری در طرح معماری با دو مسأله مواجه هستند. مسأله اول اینکه چنین مدلهایی برای کاربریهای دیگری همچون مسکن و ... ارائه شدهاند و مسأله بعدی اینکه تلاش چندانی برای اصلاح و بهبود مدلهای موجود صورت نگرفته است. این نوشتار بدنبال ارائه مدلی برای ارزیابی انعطافپذیری در معماری واحدهای کار اشتراکی است. مواد و روش: این پژوهش که ماهیتی توصیفی-تحلیلی دارد، با اتخاذ رویکردی استقرایی، درصدد بوده ازطریق مرور و تحلیل منابع نوشتاری موجود درخصوص انعطافپذیری، به استخراج مؤلفههایی برای واحدهای کار اشتراکی منعطف نائل آید. این منابع از حوزههای مختلف فارسی و انگلیسی در رشتههای گوناگون (از دو پایگاه گوگل اسکالر و مگیران) جمعآوری گردیده و برای تحلیل آنها از مقایسه و استدلالهای عقلی استفاده شده است. یافتهها و نتایج: نتایج نشان داد که این پژوهش نشان داده که انعطافپذیری در طرح معماری واحدهای کار اشتراکی میتواند در سه سطح ارزیابی گردد: انعطافپذیری عام (ازطریقِ مولفههای دهگانه قابلیت دگرگونی، سهولت دگرگونی، زایل نشدن، درنظرگرفتن عدم قطعیت، وجود گزینههای متعدد، هماهنگی با الزامات جدید، عدم نیاز به تغییرات دائمی، برگشتپذیری، نیاز به نیرویی برای تغییر و راه حل محوربودن آن)؛ انعطاف-پذیری معماری عام (ازطریقِ ابعاد سه گانه درونی/بیرونی؛ خرد/کلان؛ کالبدی/فضایی) و انعطافپذیری معماری مرتبط با کار اشتراکی (در مقیاسهای دوگانه سازمانی و زمانی).
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 آبان 1404
علیرضا محمّدی، شرف آذرآیین، عطا غفاری گیلانده، جعفر میرکتولی
چکیده زمینه و هدف: شهر دوستدار کودک، مکانهای فعال و جذابی هستند که زمینه تعامل، تفریح، رشد فردی، کاهش استرس، تحریک خلاقیت و نشاط اجتماعی را برای کودکان فراهم میآورند. در این راستا هدف این پژوهش سنجش وضعیت محلات شهر گرگان از نظر شاخصهای شهر دوستدار کودک و عوامل موثر در دستیابی به آن میباشد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش بهصورت توصیفی- تحلیلی میباشد. در این پژوهش از روش میدانی و پرسشنامه استفاده گردید. در بخش اول پژوهش که جامعهآماری سرپرست کودکان میباشد. برای تعیین حجمنمونه از فرمول کوکران استفاده شد که حجمنمونه 350 نفر بهدست آمد. در بخش بعدی پژوهش که از روش نمونهگیری دلفی استفاده و از تعداد 50 نفر با تحصیلات کارشناسیارشد و بالاتر که در حوزه برنامهریزی و مدیریت شهری با محوریت شهر دوستدار کودک شهر گرکان دارای پژوهشهای معتبر میباشند بهعنوان جامعهآماری استفاده شد. جهت تجزیهوتحلیل اطلاعات از نرمافزار SPSS و SMART-PLS بهره گرفته شد. یافتهها و نتایج: از نظر مولفههای شهر دوستدار کودک محله گرگانپارس نسبت به محله اوزینه در وضعیت بهتری قرار دارند و مولفههای کالبدی _ محیطی و مدیریتی ـ سازمانی مسئلهسازترین مولفهها در حیطه شهر دوستدار کودک در سطح محلات شهر گرگان میباشد. براساس نتایج به دست آمده معیار کالبدی – محیطی (بار عاملی 77/0)0 معیار مدیریتی ـ سازمانی (بار عاملی 73/0)، معیار اجتماعی ـ فرهنگی (بار عاملی 65/0) و معیار اقتصادی (بار عاملی 58/0) بیشترین تأثیرگذاری را در راستای دستیابی به شهر دوستدار کودک دارا میباشند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 آبان 1404
مصطفی امیر سعید عبدالجبار، حسین نظم فر، علیرضا محمدی، محمدحسن یزدانی
چکیده مقدمه و هدف: نخستین گام برای رسیدن به یک محیط زندگی مطلوب، ارزیابی کیفیت زندگی از دیدگاه ساکنان و شناسایی عوامل تأثیرگذار بر رضایت آنها از محیط سکونتشان محسوب میشود. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف مطلوبیت سنجی کیفیت مولفههای محیط مسکونی از دیدگاه شهروندان در شهر بعقوبه عراق تدوین شده است. روش شناسی: این تحقیق از حیث هدف، کاربردی و از نظر نوع، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل شهروندان شهر بعقوبه بوده و تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 384 نفر تعیین شده است. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS بهره گرفته شده و در این راستا، آزمونهای t تکنمونهای، t مستقل، تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی شفه مورد استفاده قرار گرفتهاند. یافتهها و نتایج: بر اساس نتایج آزمون t تک نمونهای، سطح رضایتمندی ساکنین از محیط مسکونیشان عدد 548/3 را نشان میدهد. علاوه بر این، تحلیل واریانس یک طرفه بیانگر آن است که دو عامل سن و سطح تحصیلات بهطور قابل توجهی بر میزان رضایتمندی افراد از محیط مسکونی تأثیرگذار بودهاند. در مقابل، عواملی مانند وضعیت اشتغال، میزان درآمد، مالکیت مسکن، فاصله محل کار تا منزل، مساحت منازل و تعداد اتاقها اثر معناداری بر رضایتمندی از محیط مسکونی نشان ندادهاند نتیجه گیری: بررسیهای صورتگرفته نشان میدهد که سطح رضایت ساکنان شهر بعقوبه از محیط مسکونی، با توجه به معیارهای ارزیابی شامل امنیت، تسهیلات و خدمات عمومی، ویژگیهای کالبدی، دید و منظر، روشنایی و تهویه، بهداشت مجتمع، دسترسی و حملونقل، و روابط همسایگی، به طور کلی در حد متوسط ارزیابی شده است.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 آبان 1404
سینا پیرعلائی، حسن صالحی
چکیده زمینه و هدف: طبق آموزههای دین اسلام، عدالت از جمله اساسیترین و بنیادیترین اصول حاکم بر نظام زیستی و رفتار انسان است. در این میان برخی مناطق شهری وجود دارند که به لحاظ توزیع عدالت فضایی نه تنها نیازهای شهروندان و دسترسی برابر آنها به کاربری های شهری را تأمین نمیکنند بلکه باعث ایجاد مشکلاتی نیز برای شهروندان شدهاند. در ایران بسیاری از طرح و برنامههای توسعه شهری مبتنی بر قواعد دین اسلام و پارادایمهای یک جامعه اسلامی نمیباشد. لذا الگوگیری از بیگانگان در در فرایند طراحی و برنامهریزی در شهرهای اسلامی ممنوع بوده و جایز نیست. هدف از این مقاله استخراج بایدها و نبایدهای احکام اسلامی در توزیع عدالت فضایی کاربریهای آموزشی و فضای سبز در شهرسازی ایرانی – اسلامی میباشد. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی– تحلیلی بوده و دادهها با تکیه بر منابع کتابخانهای (شامل نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور و طرح جامع شهر مشهد) و روش میدانی بصورت برداشت کالبدی جمعآوری شده است. با استفاده از روش تحلیل محتوای متون و استدلال منطقی به استخراج مؤلفههای مؤثر بر تحقق پذیری توزیع عدالت فضایی در شهرسازی ایرانی– اسلامی پرداخته شده است. یافتهها و نتایج: محدوده مورد مطالعه پژوهش نتوانسته از احکام اسلامی در توزیع عدالت فضایی بهره بگیرد و به اهداف متعالی آن دست پیدا بکند. بنابراین جهت برقراری عدالت در توزیع فضا و دسترسی برابر به کاربریها در شهر اسلامی برای عموم مردم به ویژه افراد کم برخوردار جامعه، رعایت قواعد فقهی اسلام در تهیه و اجرای طرح های توسعه شهری لازم الاجرا می باشد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 آبان 1404
حسن محمودزاده، علیرضا امیدپور قزل دیزج، سعیده حسینپور
چکیده چکیده زمینه و هدف: رشد سریع شهرنشینی و افزایش وابستگی به خودروهای شخصی در دهههای اخیر، موجب بروز چالشهای جدی در نظام حملونقل و کاهش کیفیت زندگی شهری شده است. در این میان، الگوی توسعه ترانزیت محور (Transit-Oriented Development – TOD) بهعنوان یکی از رویکردهای نوین برنامهریزی شهری، راهکاری پایدار برای کاهش ترافیک، ارتقای کیفیت محیط شهری و تقویت حملونقل همگانی محسوب میشود. هدف این پژوهش، ارزیابی وضعیت توسعه ترانزیت محور در منطقه ۴ شهر تبریز با تأکید بر شاخصهای کالبدی، عملکردی و زیربنایی است. روششناسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی–تحلیلی است. دادهها از نقشههای سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، طرح تفصیلی تبریز و اطلاعات جمعیتی و شبکه حملونقل شهری گردآوری شدهاند. برای تحلیل دادهها از مدلهای مکانی Line Density، Entropy و Distance استفاده شد و شاخصهای پیادهمداری، دوچرخهسواری، اتصال، اختلاط کاربری، تراکم، فشردگی و تغییر رویکرد بهصورت کمی موردبررسی قرار گرفتند. همچنین برای تعیین اهمیت نسبی شاخصها از مدل AHP بهره گرفته شد. یافتهها و نتایج: یافتهها نشان میدهد محلات مرکزی منطقه ۴ به دلیل تراکم بالای جمعیت و مجاورت با شبکه حملونقل عمومی بیشترین انطباق را با اصول توسعه ترانزیت محور دارند، درحالیکه نواحی شمالی و غربی به دلیل پراکندگی کالبدی و فاصله زیاد از ایستگاهها وضعیت ضعیفتری دارند. شاخصهای پیادهمداری و اختلاط کاربری در محدودههای قدیمی مطلوبتر ارزیابی شدند. بر اساس تحلیل AHP، شاخصهای اتصال و حملونقل عمومی بیشترین تأثیر را در تحقق الگوی توسعه ترانزیت محور دارند. در نتیجه، توسعه شبکههای پیادهمدار، تقویت زیرساختهای دوچرخهسواری و افزایش تراکم در اطراف ایستگاههای ترانزیت از راهکارهای کلیدی پیشنهادی است.
چکیده زمینه و هدف: بافت فرسوده بخش مرکزی شهر اهواز به دلیل آسیبپذیری بالا در زمینههای مختلف کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، محیط زیستی و نهادی-مدیریتی در برابر انواع شوکها و تهدیدات (طبیعی مانند زلزله، سیل، آتشسوزی؛ اجتماعی-اقتصادی مانند رکود، تغییرات جمعیتی و فناورانه) به شدت آسیبپذیر است. در این راستا پرداختن به موضوع آیندهپژوهی نقش مؤلفههای تابآوری در بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز، ضرورتی چندوجهی و حیاتی دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی سناریوهای اثرگذاری بر ارتقاء تابآوری بافت فرسوده شهری انجام شده است. متدلوژی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است، روش گردآوری داده ها بصورت کتابخانهای، اسنادی و مصاحبهای (با 50 نفر از خبرگان) و با استفاده از تکنیکهای آیندهپژوهی و نرمافزارهای Micmac و Scenario wizard بهره گرفته شد. یافتهها و نتایج: پژوهش حاضر پژوهش با هدف تعیین مسیرهای آینده تابآوری بافت فرسوده اهواز، در ابتدا ۳۰ عامل اصلی را در پنج بُعد (زیستمحیطی، اجتماعی، فیزیکی، اقتصادی و نهادی-سازمانی) شناسایی کرد. با بهکارگیری نرمافزارهای MICMAC و Scenario Wizard، این عوامل پالایش شده و ۱۸ پیشران کلیدی برای تدوین سناریوها انتخاب شدند. تحلیل نهایی ۱۹ سناریوی ممکن، سه مسیر مجزا را ترسیم کرد: ۸ سناریوی خوشبینانه، ۷ سناریوی ایستا و ۴ سناریوی بدبینانه. مهمترین نتایج رتبهبندیشده بر اساس امتیاز تأثیر متقابل (CIB Score)، حاکی از آن است که سناریوی قوی (مطلوب) با بالاترین امتیاز (۷۸۰)، متکی بر پیشرانهای حیاتی چون توانمندسازی محلی و حمایت مالی گسترده است. در مقابل، سناریوی نامطلوب (بحران) با امتیاز منفی شدید (۲۱۰-)، در اثر ضعف همین پیشرانها و افزایش آسیبپذیری رخ میدهد. نتیجه نهایی تأکید میکند که آینده تابآوری منطقه به انتخابهای استراتژیک سیاستگذاران وابسته بوده و برای جلوگیری از رکود و اضمحلال، باید فوراً تقویت بُعد اجتماعی و اصلاح ساختارهای نهادی (مالی) را در اولویت قرار داد تا پتانسیلهای موجود به پایداری جامع تبدیل گردند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 آبان 1404
امیررضا بیرانوند، عنایتالله میرزایی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به افزایش تهدیدات هوایی و ضرورت حفاظت از زیرساختهای حیاتی، شناسایی و ارزیابی پهنههای آسیبپذیر شهری از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این راستا، پژوهش حاضر باهدف ارزیابی آسیبپذیری توپوگرافی و مکانی شهر خرمآباد در برابر حملات هوایی با تأکید بر موقعیت پادگان امامعلی (ع) و با بهرهگیری از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجامشده است. روشها و مواد: در این مطالعه، دادههای مدل رقومی ارتفاع (DEM) با دقت تفکیک ۳۰ متر از منبع SRTM استخراج گردید. شیب زمین با استفاده از ابزار Slope در نرمافزار ArcGIS Pro محاسبه و در سهطبقه شیب ملایم، متوسط و زیاد طبقهبندی شد. سپس با بهکارگیری ابزار Viewshed، نواحی قابلرؤیت از موقعیت پادگان امامعلی (ع) تعیین گردید. فاصله اقلیدسی از پادگان نیز در سه بازه ۰–۵۰۰ متر، ۵۰۰–۱۰۰۰ متر و ۱۰۰۰–۱۰٬۰۰۰ متر محاسبه شد. در ادامه، لایههای مذکور با روش وزندهی خطی (Weighted Overlay) با وزنهای ۴۰ درصد برای فاصله، ۳۰ درصد برای شیب و ۳۰ درصد برای دیدرس تلفیق شدند. نتایج و بحث: نتایج تحلیل فضایی نشان داد که ۶٫۵۶ درصد (۴٫۷۹ کیلومترمربع) از محدوده شهری در پهنه آسیبپذیری بالا، ۷۲٫۴۳ درصد (۵۲٫۸ کیلومترمربع) در پهنه آسیبپذیری متوسط و ۲۱٫۰۱ درصد (۱۵٫۳ کیلومترمربع) در پهنه آسیبپذیری پایین قرار دارند. همچنین، نواحی واقع در محدوده غرب و جنوبغرب خرمآباد بهدلیل توپوگرافی باز و شیب کم، بیشترین آسیبپذیری را نسبت به حملات هوایی نشان میدهند. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش بیانگر آن است که ساختار توپوگرافی و موقعیت مکانی شهر خرمآباد نقش مهمی در تعیین میزان آسیبپذیری آن دارد. بر این اساس، استفاده از GIS در ارزیابی خطرات نظامی میتواند ابزار مؤثری در تصمیمگیریهای شهری، مکانیابی پناهگاهها و برنامهریزی دفاع غیرعامل بهشمار آید
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 آبان 1404
مهدی مباشری، زهرا شریفی نیا، مجتبی رخت افکن
چکیده امروزه مکانیابی بهینه تأسیسات حساسی مانند زندان به عنوان یکی از چالشهای مهم مدیریت شهری و منطقهای مطرح میباشد. این پژوهش با هدف مکانیابی بهینه زندان در شهر نیشابور با استفاده از تلفیق سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و روشهای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM) انجام شده است. مطالعه حاضر از نظر روش شناسی، کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی-تحلیلی میباشد. در این پژوهش، با استفاده از مطالعات کتابخانهای و میدانی، 14 معیار مؤثر در مکانیابی زندان شناسایی و در دو دسته معیارهای طبیعی (ارتفاع، شیب، جهت شیب، خاکشناسی، فاصله از گسل، فاصله از آبهای سطحی) و معیارهای انسانی-امنیتی (فاصله از شریانهای ارتباطی، حریم شهر، روستاها، مراکز نظامی، مراکز صنعتی، پایانه مسافربری و لوله گاز) دستهبندی شدند. دادههای مورد نیاز از سازمانهای مربوطه تهیه و در محیط GIS پردازش شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از دو روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و تحلیل شبکهای (ANP) استفاده شد. در روش AHP، پس از تشکیل ماتریس مقایسات زوجی و محاسبه وزن معیارها، نرخ ناسازگاری 03/0 به دست آمد که نشان از قابلیت اعتماد نتایج دارد. بر این اساس، معیارهای فاصله از حریم شهر (0.18) و فاصله از مراکز نظامی (16/0) بیشترین وزن را به خود اختصاص دادند. نتایج پژوهش نشان داد که بر اساس روش تحلیل شبکهای، 49/6 درصد (500 هکتار) از مساحت منطقه در طبقه کاملاً مناسب، 87/43 درصد (3380 هکتار) در طبقه مناسب و 53/24 درصد (1890 هکتار) در طبقه متوسط قرار دارد. در مجموع، 89/74 درصد از مساحت شهر (5770 هکتار) برای احداث زندان دارای شرایط مطلوب میباشد. پهنههای کاملاً مناسب عمدتاً در بخشهای شمالی و مرکزی شهر واقع شدهاند که از شرایط توپوگرافی ملایم، دسترسی متعادل به راههای اصلی و فاصله ایمن از سکونتگاهها برخوردارند. این پهنهبندی میتواند مبنای علمی مناسبی برای تصمیمگیری مدیران و برنامهریزان در زمینه مکانیابی زندان در شهر نیشابور باشد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 آذر 1404
رسول قربانی، ساره رضایی اسحق وندی
چکیده زمینه و هدف: امروزه گسترش شهرنشینی و تغییرات سریع شهرها، حفاظت از بافتهای تاریخی شهر را در مرکز توجهات برنامه ریزی شهری قرار داده است. مفاهیم متداولی که سعی در تعریف بناهای قدیمی، گروه های ساختمانی و پهنههای شهری به عنوان موجودیتی مجزا در زمینه شهری گسترده تری را داشتند. ازاین رو، تحولی هم در مفهوم و هم در مقیاس بافتهای تاریخی شهر بهوجود آمده است که نشئت گرفته از چالشهای موجود در این زمینه و به تبع آن, همراه با ظهور رویکردهای جدیدی جهت پرداختن به این بافتها در مقیاسی سرزمینی، مانند منظر شهری تاریخی(HULL) است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر بررسی شاخصهای عینی و ذهنی منظر شهری بافت تاریخی شهر کرمانشاه با تأکید بر نظریه فرهنگی هال است. روش بررسی: روش انجام پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی بوده که اطلاعات آن از طریق مطالعات کتابخانهای و از طریق تکمیل پرسشنامه جمعآوری گردیدهاست و جهت تجزیه و تحلیل دادهها آزمون تی تک نمونهای در نرم افزار Spss21 و با مدل SWARA جهت وزندهی و رتبهبندی شاخصها استفاده شد. یافته ها و نتایج: نتایج حاصل از پرسشنامه که به دو دسته کلی شاخصهای امنیت اجتماعی و یکپارچگی تقسیم شد نشان داد که مولفه شاخص وضوح و خوانایی و خاطره انگیزی و شاخص انسجام کارکردی-اجتماعی دارای بالاترین امتیاز و اهمیت را به خود اختصاص دادهاست. همچنین نتایج مدل سوارا حاکی از آن که از بین معیارها، معیار تنوع ، تجربه در محیط، جهت یابی به ترتیب رتبه اول تا سوم در سطح عملکردی کاملا مطلوب را به خود اختصاص دادهاست که این گویای این مطلب می باشد که از محیط و محدوده مورد مطالعه خاطرات، تصور و تجربیاتی خوبی در ذهن ساکنین و افراد تداعی شده است که این امر بر حضور مجدد و استفاده دوباره از فضا توسط افراد می افزاید که نتیجه آن بالارفتن تعاملات اجتماعی و محیطی پرشور می باشد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 آذر 1404
منصور رحمتی، ملیکا شرافتی، بهروز نظافت تکله
چکیده ژئوتوریسم بر تعامل انسان با پدیدههای ژئومورفولوژیکی تمرکز دارد، جایی که لندفرمهای طبیعی بهعنوان ژئومورفوسایتها نقشی کلیدی در جذب گردشگران و توسعه پایدار گردشگری ایفا میکنند. این نوع گردشگری مورد توجه هم متخصصان و هم علاقهمندان به طبیعت است .پژوهش حاضر با رویکردی تلفیقی در پی تحلیل پتانسیلهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی منطقه گردنه حیران در شهرستان آستارا است که یکی از مناطق کوهستانی مستعد توسعه گردشگری طبیعی در شمال غرب ایران محسوب میشود. بدین منظور، از دو مدل تحلیلی معتبر یعنی مدل «کوبالیکووا» برای ارزیابی ژئوسایتها و مدل «فیولت» برای بررسی شاخصهای مدیریتی و کاربردی استفاده گردید. دادههای پژوهش از طریق تلفیق مشاهدات میدانی، پرسشنامههای تخصصی (با جامعه آماری متشکل از ۲۸ کارشناس و ۱۵ گردشگر) و تحلیل مکانی استخراج و وزندهی شدند. ارزیابی پنج شاخص کلیدی شامل ارزش علمی، آموزشی، حفاظتی، اقتصادی و ارزش افزوده در سه منطقه مشند، چملر و گیلده انجام گرفت. یافتههای تحقیق نشان دادند که روستای گیلده با کسب امتیاز نهایی ۴.۷۵ از ۵ در مدلK.F، بالاترین قابلیت را برای توسعه ژئوتوریسم داراست؛ در حالی که مشند با امتیاز ۳.۲۵ پایینترین سطح آمادگی را دارد. عوامل مؤثری مانند زیرساختهای ناکافی، ضعف در آموزش و نبود ارتباط فرهنگی مستند، موجب کاهش نمره آن شده است. چملر با امتیاز ۴.۲۵ در رتبه دوم قرار گرفت و از نظر تنوع ژئومورفولوژیکی و مشارکت جامعه محلی وضعیت مناسبی دارد. در مجموع، مقاله نشان میدهد که با توسعه زیرساختهای آموزشی، فرهنگی و مدیریتی، میتوان از این نواحی در جهت توسعه پایدار ژئوتوریسم بهرهبرداری نمود.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 آذر 1404
بهزاد متشفع، خسرو محمدی، ساره هاشم گلوگردی
چکیده اجرای پروژههای آبخیزداری نقش مهمی در مدیریت منابع آبی و خاکی حوزه آبخیز دارند و میزان دخالت و مشارکت جوامع روستایی در این پروژهها نقش کلیدی در موفقیت یا شکست آنها دارد. پژوهش حاضر به بررسی عوامل موثر بر مشارکت آبخیزنشینان در طرحهای آبخیزداری در بخش سوق شهرستان کهگیلویه میپردازد. جامعه آماری شامل ساکنان بخش سوق که طبق فرمول کوکران 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس پرسشنامهها توزیع و پس از تکمیل جهت معتبرسازی محتوا، از نظرات کارشناسان مجرب و اساتید دانشگاهی استفاده گردید. در نهایت ارزیابی پایایی آن با استفاده ضریب کرونباخ بررسی شد. میزان آلفای کرونباخ پرسشنامه برای شاخصهای اقتصادی و اجتماعی به ترتیب برابر با 0/8 و 0/78 محاسبه گردید. بررسی میانگین رتبهای آزمون فریدمن نشان داد بیشترین میانگین رتبهای مربوط به عامل تاثیر مشارکت در تأمین هزینه اجرای طرح توسط ادارات منابع طبیعی با مقدار 7/84 بوده است که بیشترین تفاوت را میان 12 عامل اقتصادی و اجتماعی نشان میدهد. همچنین عامل تاثیر آموزههای دینی و مساجد بر میزان مشارکت با میانگین 7/02 و عامل تاثیر مشارکت در طرحهای منابع طبیعی در راستای فرصت پذیرفتن چالش نوآوری توسط افراد با میانگین 7/01 در رتبه های دوم و سوم شناخته شدهاند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که مجموعاً 81/9 درصد از تغییرات میزان مشارکت جوامع محلی در اجرای طرحهای آبخیزداری وابسته به عوامل اقتصادی و اجتماعی بوده و 18/1 درصد از تغییرات آن توسط عوامل یا شاخصهای دیگر تبیین میگردد.
چکیده چکیده زمینه و هدف :رشد سریع شهرنشینی و ناتوانی نظامهای رسمی برنامهریزی در تأمین نیازهای گروههای کمدرآمد باعث شکلگیری سکونتگاههای غیررسمی در بسیاری از شهرهای ایران شده است. این سکونتگاهها معمولاً با چالشهای اجتماعی، اقتصادی و کالبدی مواجهاند و مداخلات شهری بهصورت پروژههای بازآفرینی با هدف بهبود شرایط زندگی اجرا میشوند. ارزیابی تأثیرات این مداخلات همواره یکی از چالشهای اصلی سیاستگذاری شهری بوده، بهویژه زمانی که دیدگاههای نسلهای مختلف ساکنان نادیده گرفته میشود.
روششناسی :پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامدهای اجتماعی و اقتصادی پروژههای مداخلهای در سکونتگاههای غیررسمی انجام شد و از روش ترکیبی (کمی–کیفی) بهره گرفت. دادهها از طریق پرسشنامههای ساختاریافته و مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری شده و با استفاده از نرمافزارهای SPSS و MAXQDA تحلیل گردید.
یافتهها و بحث :یافتهها نشان دادند که پیامدهای اجتماعی پروژه دو وجهی بوده است: از یک سو، امنیت افزایش یافته، دسترسی بهبود یافته و تعلق به مکان تقویت شده است؛ از سوی دیگر، روابط سنتی محله ضعیف شده و سرمایه اجتماعی و مشارکت سازمانیافته کاهش یافتهاند. از نظر اقتصادی، مهمترین نتیجه افزایش ارزش املاک بود، در حالی که شاخصهایی مانند فرصتهای شغلی، حمایت دولتی و فعالیت کسبوکارهای محلی تغییر قابل توجهی نداشتند. مقایسه دادههای کمی و کیفی نیز همخوانی نتایج را نشان داد. در کل بازآفرینی سکونتگاههای غیررسمی تنها زمانی میتواند به بهبود پایدار شرایط زندگی منجر شود که ابعاد اجتماعی و اقتصادی در کنار ابعاد فیزیکی مدنظر قرار گیرد و دیدگاه نسلهای مختلف ساکنان بهطور همزمان لحاظ شود.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 آذر 1404
علی زینالی عظیم، باقر دست آهنین، رامین نعمتی
چکیده با تغییر رویکرد مدیریت شهری از زیرساختمحور به مردممحور، رویدادهای ورزشی بهعنوان بسترهای اجتماعی نوینی شناخته میشوند که میتوانند به شکلگیری رفتارهای پایدار، ارتقاء هویت شهری و تقویت مشارکت شهروندی کمک کنند. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تجربههای شهروندان از رویدادهای ورزشی در شکلدهی به رفتار حمایتی و هویت پایدار شهری در شهر تبریز است. این مطالعه به روش توصیفی–تحلیلی و با بهرهگیری از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان تبریز (به تعداد ۱۶۵۳۸۲۷ نفر) و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین گردید. دادهها با پرسشنامهای ۴۱ گویهای گردآوری و با نرمافزارهای SPSS ، AMOS و EQS تحلیل شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که در میان ابعاد تجربه ورزشی، بُعد ورزشی با ضریب مسیر 0.35 بیشترین تأثیر را بر ادراک هویت پایدار شهری دارد، در حالی که بُعد روانی–اجتماعی با ضریب مسیر 0.25کمترین تأثیر را نشان داد. ضریب تعیین R² برای متغیر ادراک هویت پایدار شهری معادل ۰٫۵۴ بود که بیانگر تبیین ۵۴ درصد از واریانس این متغیر است. همچنین، این ادراک توانست ۳۱ درصد از واریانس رفتار حمایتی شهروندان را تبیین کند. این نتایج بیانگر آن است که تجربههای مثبت و مکرر از رویدادهای ورزشی میتواند بهعنوان یک کاتالیزور فرهنگی، نقش بسزایی در ارتقاء هویت پایدار و توسعه رفتارهای شهروندی مؤثر در تبریز ایفا کند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 آذر 1404
عادله عباسی سید آبادی، محمد میر باقری جم، علی دهقانی
چکیده امروزه گسترش پدیده جهانی و توسعه شهرنشینی تاثیرات قابل توجهی بر انتشار دی اکسید کربن و کیفیت محیط زیست دارند. لذا هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر جهانی شدن و شهرنشینی در کشورهای عضو اوپک طی دوره2022-2006 با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) میباشد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که جهانی شدن و شهرنشینی تاثیر مثبت و معنادار بر انتشار دی اکسید کربن دارند. دیگر نتایج نشان میدهد که متغیرهای تولید ناخالص داخلی تاثیر مثبت و معنادار بر انتشار دی اکسید کربن و مصرف انرژی تجدیدپذیر و مخارج دولت تاثیر منفی و معنادار بر انتشار دی اکسید کربن داشتند. بنابراین در این کشورها با بهکارگیری سیاستهای سازنده برای حمایت از نوآوری در فناوریهای کم کربن و ارائه انگیزههای مالی برای پذیرش آنها میتوان برای کاهش انتشار دی اکسید کربن موثر باشد.امروزه گسترش پدیده جهانی و توسعه شهرنشینی تاثیرات قابل توجهی بر انتشار دی اکسید کربن و کیفیت محیط زیست دارند. لذا هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر جهانی شدن و شهرنشینی در کشورهای عضو اوپک طی دوره2022-2006 با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) میباشد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که جهانی شدن و شهرنشینی تاثیر مثبت و معنادار بر انتشار دی اکسید کربن دارند. دیگر نتایج نشان میدهد که متغیرهای تولید ناخالص داخلی تاثیر مثبت و معنادار بر انتشار دی اکسید کربن و مصرف انرژی تجدیدپذیر و مخارج دولت تاثیر منفی و معنادار بر انتشار دی اکسید کربن داشتند. بنابراین در این کشورها با بهکارگیری سیاستهای سازنده برای حمایت از نوآوری در فناوریهای کم کربن و ارائه انگیزههای مالی برای پذیرش آنها میتوان برای کاهش انتشار دی اکسید کربن موثر باشد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 آذر 1404
نادر مرادی، نسرین شیدایی مجد، حمیده حاتمی
چکیده زمینه وهدف: کشور ایران با توجه به قرارگیری بر روی کمربند خشک و نیمه خشک جهان و ناحیه پرفشارجنب حاره ای از جمله کشورهای آسیب پذیردر برابر تغییرات اقلیم و وقوع آتش سوزی است. پدیده آتش سوزی یکی از مخاطرات محیطی می باشد که وقوع آنها باعث تلفات وخسارت های زیادی به انسان، اموال و دارایی ها می شود. روش: این تحقیق براساس ماهیت توصیفی - تحلیلی و نوع آن کاربردی است. که با مطالعه کتاب ها، مقاله ها و پایان نامه ها انجام شده است. جامعه آماری پژوهش محدوده جغرافیایی شهرستان پاوه دراستان کرمانشاه است. که مبتنی برروشهای میدانی، ابزاری وکتابخانهای و داده های فضایی است. سپس پارامترهای تأثیرگذاردر نرم افزار Arc GIS آماده سازی شدند. در این پژوهش از8 شاخص (شیب، جهت شیب، طبقـات ارتفـاع(Dem)،کاربری اراضی، جهت باد، تراکم پوشش گیاهی،افزایش دما، کاهش بارندگی) به عنوان عوامل موثر در آتش سوزی شناسایی شدند. سپس لایه های اطلاعاتی در محیط GIS تهیه شده اند.یافته ها: طبق تحقیق انجام شده ومشاهدات صورت گرفته تغییر اقلیم و عوامل جغرافیایی محدوده مورد مطالعه درنتایج حاصل نشان می دهد که شیب،پوشش گیاهی، بارش محدود، و دمای بالا بیشترین تاثیر درآتش سوزی ها رادارند. بیشترین خطرآتش سوزی در ارتفاعات 2000_1000متری است، که همچنین بیشترین خطرآتش سوزی درجهت های شیب های جنوب وغرب شدت بیشتری دارد. نتیجه گیری: در این تحقیق با استفاده از تصاویر ماهواره ای سنتینل 4 با ترکیب رنگی 4- 8- 14 انجام شده که تصویر قبل از آتش سوزی و همزمان با آتش سوزی را نشان می دهد.که مساحت محدوده دچار حریق 1793 هکتار تخمین زده شده است. که منطقه مورد مطالعه در طبقه بسیار پرخطر قرار دارد که نتایج مطالعه حاکی از توان بالای منطقه از لحاظ ایجاد خطر آتش سوزی باتوجه به عوامل جغرافیایی واقلیمی می باشد. بنابراین طرح ونقشه ی نواحی دارای خطرآتش سوزی راهنمای مفیدی برای مدیریت بحران می باشد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 آذر 1404
سیده مرضیه سیدزاده خرازی، محمدتقی پیربابایی
چکیده پسزمینه: مفهوم "منظر فرهنگی شهر" به عنوان چارچوبی یکپارچهنگر برای درک لایههای پیچیده تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و کالبدی شهرها، تحولات نظری قابل توجهی را از اوایل قرن بیستم تاکنون پشت سر گذاشته است. این تحول، از تمرکز صرف بر بُعد زیباییشناختی و فیزیکی به سمت دربرگیری ابعاد ناملموس، فرآیندهای اجتماعی، و رویکردهای مشارکتی در حکمرانی شهری حرکت کرده است. هدف: این پژوهش با هدف ترسیم نقشه تحولات نظریههای کلیدی در حوزه منظر فرهنگی شهر و تبیین چگونگی ادغام این مفاهیم در پارادایمهای برنامهریزی شهری انجام شده است. روش پژوهش: این مطالعه از نوع مرور نظاممند (Systematic Review) است که با جستجوی ساختاریافته در پایگاه وب آو ساینس (Web of Science) و با استفاده از کلیدواژههای مرتبط با منظر فرهنگی، برنامهریزی شهری و تحول نظریه انجام شد. از بین ۱۰۸۵ مقاله اولیه، بر اساس معیارهای شفاف شمول و عدم شمول، ۷۵ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. یافتهها: یافتهها نشان میدهد که نظریههای منظر فرهنگی شهر از مبانی اولیه با تأکید بر رابطه فرهنگ و طبیعت، به سمت رویکردهای چندبعدی، شامل بُعد ناملموس، حکمرانی مشارکتی، و فناوریهای نوین بصری شهری تحول یافتهاند. تحلیل توزیع تاریخی منابع بیانگر افزایش چشمگیر تحقیقات از سال 2023 تا 2025 است. همچنین مجلات برتر و پروفایل پژوهشگران فعال در این حوزه شناسایی شدند. نتیجهگیری: سیر تحول نظریههای منظر فرهنگی شهر، گذاری از نگاهی ایستا و مبتنی بر کالبد به دیدگاهی پویا، چندبعدی، انسانمحور و یکپارچه را نشان میدهد. این تحول، لزوم بازنگری در ابزارها و فرآیندهای برنامهریزی و حکمرانی شهری برای پاسداری پویا از مناظر فرهنگی در قرن بیستویکم را آشکار میسازد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 آذر 1404
محمد حسین ظریف، محمد حسن فردوسی، زهرا هژبرنیا، وحید رفیعی دهبیدی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به اهمیت حیاتی نیروی انسانی در شرکت ملی حفاری ایران و مواجهه کارکنان با استرسهای شغلی و ریسکهای بالای محیط کار، تدوین یک الگوی بومی و جامع برای توسعه ورزش ضروری است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر، تبیین و طراحی الگوی توسعه ورزش کارکنان در شرکت ملی حفاری با رویکرد پایداری منطقه ای در اهواز بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، در دسته تحقیقات کیفی قرار دارد که با رویکرد نظریه دادهبنیاد (گرند تئوری) انجام شده است. متدلوژی: جامعه آماری پژوهش را متخصصان و کارکنان آشنا به موضوع ورزش و توسعه سازمانی در شرکت ملی حفاری اهواز با رویکرد پایداری منطقهای و همچنین متخصصان دانشگاهی حوزه مدیریت ورزشی تشکیل دادهاند. حجم نمونه با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند (گلولهبرفی) و بر اساس اصل اشباع نظری، تعداد 30 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق بود که با مشارکت اعضای نمونه انجام گرفت.برای تحلیل دادهها از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که توسعه ورزش در شرکت ملی حفاری اهواز یک نظام جامع و چرخهای است که حول مقوله اصلی "مدل توسعه پایدار ورزش در سازمان" شکل گرفته است. این الگو بر اساس شش مقوله پارادایمی (علّی، زمینهای، مداخلهگر، راهبردها و پیامدها) تبیین شد. عوامل علّی و زمینهای، مسیر توسعه را آغاز میکنند که در ادامه با موانع مداخلهگر (سیاسی، مالی، مدیریتی) روبرو میشود. برای غلبه بر این موانع، چهار نقش راهبردی کلیدی (فرهنگی-تعاملی، مدیریتی-اجرایی، مالی و آموزشی) ارائه گردید. اجرای موفق این راهبردها منجر به چهار نوع پیامد (بنیادی، سلامتی، ساختاری و اقتصادی) شده که توسعه ورزش را از یک هزینه به یک سرمایهگذاری استراتژیک با بازدهی بالا در سلامت، نشاط و بهرهوری نیروی انسانی تبدیل میکند. این الگوی بومی، چارچوبی جامع برای سیاستگذاران جهت ارتقای ورزش به یک فرآیند سیستمی و مدیریتی فراهم میآورد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 دی 1404
بهروز سبحانی
چکیده چکیده زمینه و هدف: شناخت دادههای آب و هوایی و بررسی تأثیر آنها بر روی گیاهان زراعی از عوامل مؤثر در مکانیابی و درنهایت افزایش تولید است. هدف از این پژوهش ارزیابی توانهای اقلیمی و محیطی منطقه ارشق استان اردبیل برای کشت گندم دیم با استفاده از روشهای تصمیمگیری چند معیاره است. روش بررسی: در این پژوهش، از معیارهای بارندگی (سالانه، جوانهزنی، پنجه دهی، زمستانه، رویش مجدد، گلدهی و دانه دهی)، متوسط دمای سالانه، ارتفاع و شیب با طول دوره آماری 30 ساله (1373 تا 1402) استفاده شد. فرایند تحقیق شامل گردآوری اطلاعات، محاسبات و تحلیل آماری با اکسل، تعیین شاخص وزنی معیارها با روشهای فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، واسپاس (WASPAS) و روش ترکیبی خطی است. یافتهها و نتیجهگیری: با بهرهگیری از مدلهای موردمطالعه؛ هریک از دادهها تجزیهوتحلیل شدند و نتایج حاصل با مدل AHP نشان داد که معیار وزنی؛ بارندگی رسیدگی 195/0، بارندگی گلدهی 175/0، بارندگی سالانه 132/0 و بارندگی جوانهزنی 114/0 به ترتیب مهمترین عامل مؤثر درکشت گندم دیم در منطقه ارشق میباشند. همچنین بر اساس مدل WASPAS ایستگاههای صلوات با امتیاز؛ 713/5، خوش آباد 219/5، دوست بیگلو 132/5، نواحی مستعد و ارباب کندی 649/4، سامیان 646/4 و مشیران 374/4 نواحی نامساعد برای کشت گندم میباشند و همچنین نتایج تلفیق معیارها با روش WLC در محیط GIS نشان داد که حدود 18 درصد از مساحت منطقه ارشق خیلی مناسب، 42 درصد مناسب، 22 درصد کمی مناسب و 18 درصد نامناسب برای کشت گندم دیم است. بهطورکلی نتایج نهایی نشان داد که بیش از 60 درصد منطقه ارشق برای کشت گندم دیم مناسب و اقتصادی است. نتیجهگیری: نتایج نهایی این تحقیق بیانگر آن است که در بیش از 60 درصد منطقه ارشق کشت گندم دیم مناسب و دارای ارزش اقتصادی است و در 25 درصد نیز امکان کشت در حد متوسط و ضعیف اما قابلکشت است
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 دی 1404
موسی عابدینی، زهرا نظری گزیک
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم نوعی گردشگری است که محیطزیست طبیعی، اشکال و لندفرمها را به دلیل جذاب بودن مورد مطالعه قرار میدهد. امروزه گردشگری به سرعت در حال تبدیلشدن به یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. با توجه به همین نقش و جایگاه، وجودگردشگری در یک مکان نه تنها میتواند در توسعه آن مکان موثر باشد بلکه روند توسعه برخی شاخصها در محیط پیرامون خود را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. هدف از انجام این پژوهش بررسی و ارزیابی جاذبه های گردشگری شهرستان درمیان (سرزمین قلعه های تاریخی )و یافتن راهکارهایی برای جذب توریست و توسعه زئو توریسم در منطقه است .که برای این منظور 8 ژئوسایت و جاذبه گردشگری(روستای آبگرم به علت داشتن چشمه آبگرم وآرامگاه سلطان ابراهیمرضا، لاخدریده، درخت دوشنگان، تپه ماسهای ملاعماد، مسجد جامع هندوالان، آسبادهای طبس، قلعه فورگ و ترشآب) مورد بررسی قرار گرفت. روش شناسی: پژوهش حاضر کاربردی و از نوع توصیفی-پیمایشی است که شیوه گردآوری دادهها در آن اسنادی و پیمایشی با استفاده از پرسشنامه گردشگران و اهالی منطقه بودهاست. همچنین جهت تحلیل دادهها از مدل M-GAM با استفاده از نرمافزارهای SPSS.26 وARC GIS و Excel استفاده شدهاست. نتایج و یافته ها: نتایج نشان دادند که شهرستان در میان با وجود جاذبههای گردشگری فراوان وبکرفاقد امکانات مناسب جذب گردشگر است؛ با این حال قلعه فورگ در بیشتر شاخصهای مورد بررسی بیشترین امتیاز را به خود اختصاص دادهاست. ارزشهای گردشگری با 875/0 بیشترین امتیاز و ارزشهای علمی-آموزشی با 396/0 کمترین امتیاز را دارد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 دی 1404
محمد حسین ظریف، محمد حسن فردوسی، زهرا هژبرنیا، وحید رفیعی دهبیدی
چکیده زمینه و هدف: توسعه ورزش سازمانی (مانند در شرکت حفاری اهواز) یک ضرورت استراتژیک است، نه یک فعالیت رفاهی؛ چرا که مستقیماً بر بهرهوری، سلامت و کاهش غیبت کارکنان تأثیر میگذارد. در حال حاضر، فقدان مدل علمی برای درک عوامل مؤثر بر این توسعه در بستر بومی ایران، باعث شکست برنامهها و هدررفت منابع شده است. بنابراین، مدلسازی دقیق این عوامل (زیرساختها، فرهنگ و حمایت مدیریتی) برای تدوین و اجرای برنامههای ورزشی مبتنی بر شواهد علمی و متناسب با نیازهای بومی کارکنان، یک گام بنیادین است. متدلوژی: در همین راستا هدف اصلی پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر برکاربریهای ورزشی در توسعه ورزش سازمانی، کارکنان شرکت حفاری شهر اهواز است. جامعه آماری پژوهش حاضر با استفاده از فرمول مورگان 100 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. تحلیل دادهها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است. یافتهها و نتایج: نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی (CFA) نشاندهنده برازش کلی مطلوب مدل توسعه ورزش سازمانی است؛ زیرا عمده زیرشاخصها با بارهای عاملی بالاتر از 5/0، پایایی و روایی ساختاری مدل را برای پنج عامل اصلی (مدیریتی، زیرساختی، اجتماعی، اقتصادی، و فردی) تأیید میکنند. این یافته، توانایی قوی مدل را در سنجش سازههای مورد نظر اثبات مینماید. با این وجود، بارهای عاملی با قدرت تبیین کمتر در برخی ابعاد خاص (نظیر زیرشاخصهای سرمایهگذاری و برخی شایستگیهای مربیان) مشاهده شد که حاکی از لزوم تقویت و دقت بیشتر در اندازهگیری این ابعاد در پژوهشهای آتی است تا اعتبار مدل در آن حوزهها افزایش یابد. همچنین، روایی واگرا با موفقیت و بر اساس معیار فورنل و لارکر تأیید گردید، که نشاندهنده تمایز و استقلال مفهومی کامل بین پنج عامل اصلی مدل میباشد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 دی 1404
رضا فتاحی
چکیده این پژوهش به بررسی تأثیر سرمایهگذاریهای زیستمحیطی (E) بر پایداری عملیاتی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته و نقش تعدیلگر حاکمیت شرکتی (G) را در این رابطه مورد آزمون قرار میدهد. با توجه به افزایش فشارهای نظارتی و انتظارات ذینفعان پیرامون مسئولیتپذیری اجتماعی و زیستمحیطی، درک سازوکارهایی که این سرمایهگذاریها را به عملکرد پایدار ترجمه میکنند، اهمیت حیاتی دارد. جامعه آماری شامل شرکتهای بورسی طی یک دوره ده ساله (1392-1401) بوده و دادهها با استفاده از مدل رگرسیون اثرات ثابت (FE) و سیستم معادلات همزمان تخمین زده شدهاند. متغیر وابسته (Y) نشاندهنده پایداری عملیاتی (ترکیبی از مصرف آب و انرژی و هزینههای عملیاتی) است. متغیر مستقل اصلی، سرمایهگذاریهای محیطزیستی (E) و متغیر تعدیلگر، شاخص حاکمیت شرکتی (G) است. نتایج مدل پایه نشان داد که سرمایهگذاریهای محیطزیستی تأثیر مثبت و معناداری بر پایداری عملیاتی شرکتها دارند. فرضیه تعدیل نشان داد که با افزایش سطح حاکمیت شرکتی، ضریب تأثیر مثبت سرمایهگذاریهای محیطزیستی بر پایداری عملیاتی تقویت میشود. این یافته حاکی از آن است که ساختار قوی حاکمیت شرکتی، اطمینان ذینفعان را افزایش داده و کارایی تخصیص منابع زیستمحیطی را بهبود میبخشد. در نهایت، توصیههای سیاستی بر لزوم تقویت شفافیت و پاسخگویی در ساختارهای مدیریتی برای به حداکثر رساندن بازده سرمایهگذاریهای سبز تأکید دارد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 دی 1404
محمد برزگر، مهدی جهانی
چکیده زمینه و هدف: صنعت گردشگری به عنوان یکی از بزرگترین و مهمترین صنایع در جهان وهمچنین به عنوان یک مولفه کلیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق مختلف نیازمند توجه دقیق به عوامل مؤثر بر آن است. این پژوهش به عمق بخشی به درک عواملی که بر تصمیمگیری گردشگران برای انتخاب مقصد تأثیر دارد کمک کرده و میتواند به عنوان یک نقشهراه برای توسعه پایدار صنعت گردشگری در کشورها و به ویژه مناطق در حال توسعه مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت یافتهها پیشنهاداتی برای بهبود جذب گردشگران و توسعه محصولات گردشگری ارائه میدهد. روش بررسی: تحقیق حاضر به ارزیابی و رتبهبندی مهمترین عوامل اثرگذار بر جذب گردشگران در چهار شهرستان استان خراسان رضوی میپردازد. با توجه به اهمیت گردشگری در توسعه اقتصادی و اشتغالزایی، شناسایی و تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر جذب گردشگران یک ضرورت اساسی است هدف این تحقیق ارزیابی و رتبهبندی عوامل جذب گردشگری در شهرستانهای نیشابور، قوچان، سبزوار و چناران است. یافتهها و نتیجهگیری: در این تحقیق روش جمعآوری اطلاعات و دادهها به دو صورت انجام میگیرد که در روش اول اطلاعات لازم برای پیادهسازی تحقیق از طریق پرسشنامه جمعآوری و ارزیابی میگردد و روش دوم نیز شامل مطالعات کتابخانهای میباشد. سپس معیارهای اصلی با استفاده از روش سوآرای فازی وزندهی میشود و رتبهبندی نهایی با روش کوپراس انجام میگیرد. در این تحقیق شهرهای نیشابور، قوچان، چناران و سبزوار مورد بررسی قرار گرفتند و بر اساس عوامل طبیعی، مذهبی، تاریخی، فرهنگی، تسهیلات و خدمات مورد رتبهبندی قرار گرفتهاند. نتایج تحقیق نشان میدهد مدل ترکیبی ارائه شده از دقت بالایی برخوردار است و همچنین شهرستان نیشابور از نظر بررسی شش معیار ذکر شده در رتبهی نخست را در اختیار دارد. در نهایت با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاداتی در جهت بهبود وضعیت گردشگری ارائه شده است.
چکیده مقدمه و هدف: شهرستان پارسآباد با برخورداری از قابلیتهای طبیعی و جاذبههای گردشگری، پتانسیل بالایی برای جذب گردشگران داخلی و خارجی دارد. با این حال، به دلیل عدم معرفی و اطلاعرسانی مناسب، کمبود راههای دسترسی و تابلوهای راهنمایی، و محدودیت زیرساختها و امکانات اقامتی، بسیاری از مناطق دیدنی آن حتی برای گردشگران داخلی نیز ناشناخته باقی مانده و فعالیت گردشگری به شکل مطلوب انجام نمیشود. هدف این پژوهش، بررسی توانمندیهای اکوتوریستی شهرستان پارسآباد با تمرکز بر ژئومورفوسایتها (قلعه اولتان، برج قارلوجا، پارک ملی ارس، تپه نادری و قئرخ پله) جهت ارتقای جذب گردشگر است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به لحاظ روششناسی، ترکیبی از مطالعات نظری و میدانی میباشد. ارزیابی ژئومورفوسایتها با استفاده از مدل پریرا انجام شد. یافتهها و نتایج: یافتهها: پس از ارزیابی، امتیازات ژئومورفوسایتها به ترتیب زیر بهدست آمد: قلعه اولتان 11/45، برج قارلوجا 11/165، پارک ملی ارس 12/7، تپه نادری 12/31 و قئرخ پله 13/7. بر اساس این امتیازات، ژئومورفوسایت قئرخ پله رتبه اول، پارک ملی ارس رتبه دوم و تپه نادری، قلعه اولتان و برج قارلوجا به ترتیب رتبههای سوم تا پنجم را کسب کردند. نتایج پژوهش نشاندهنده توانمندی بالای اکوتوریستی شهرستان پارسآباد است و میتواند به مدیران و برنامهریزان حوزه گردشگری کمک کند تا با پشتیبانی علمی و برنامهریزی مناسب، توسعه صنعت گردشگری و جذب گردشگر در این منطقه را بهبود بخشند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 دی 1404
حسن محمودزاده، ایرج تیموری، علی ببرنژاد قره قشلاقی
چکیده چکیده زمینه و هدف: رشد سریع شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، منجر به توسعه اسپرال بیرویه شده که با نابودی اراضی زراعی، کاهش فضاهای سبز و تخریب محیط زیست همراه است. در ایران، شهرها از دهه ۱۳۴۰ با رشد برونزا و بورسبازی زمین مواجه بودهاند که گسترش افقی را تشدید کرده است. شهر سلماس، به عنوان یکی از شهرهای متوسط استان آذربایجان غربی، در چهار دهه اخیر مساحت خود را نزدیک به دو برابر افزایش داده و نمونهای بارز از این تحولات است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل تغییرات فضایی-زمانی کاربری اراضی شهری سلماس در بازه ۱۳۶۸-۱۴۰۲ با استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست و مدل CA-Markov، و ارزیابی اثرات توسعه اسپرال با مدل هلدرن است. فرضیات تحقیق عبارتند از: (۱) تغییرات کاربری اراضی در سه دهه گذشته به صورت اسپرال بوده است؛ (۲) این توسعه اثرات زیستمحیطی مشخصی مانند کاهش فضاهای سبز داشته است. روششناسی: دادههای اصلی شامل تصاویر ماهوارهای لندست ۵ (ETM+) برای سال ۱۳۶۸ (۱۳/۰۶/۱۹۸۹) و لندست ۸ (OLI/TIRS) برای سال ۱۴۰۲ (۲۷/۰۶/۲۰۲۳) از سایت USGS بود. دادههای ثانویه شامل نقشههای کاربری اراضی شهرداری سلماس، دادههای جمعیتی مرکز آمار ایران (۱۳۶۸-۱۴۰۲) و نقشههای توپوگرافی ۱:۲۵۰۰۰ برای تصحیح هندسی بودند. بازدید میدانی برای اعتبارسنجی نمونههای آموزشی انجام شد. تصاویر در ENVI پیشپردازش شدند (برش ROI، کالیبراسیون رادیومتریک، تصحیح اتمسفری QUAC، تصحیح هندسی با GCPها به دقت <۰.۵ پیکسل). طبقهبندی نظارتشده حداکثر احتمال (MLC) چهار کلاس را تعریف کرد: سطوح ساختهشده (مسکونی/تجاری)، اراضی بایر، پارک و فضای سبز، اراضی زراعی. پس از طبقهبندی، فیلتر Majority/Minority برای حذف پیکسلهای پراکنده اعمال و دقت با ماتریس خطا (کاپا >۰.۸۵) ارزیابی شد. تغییرات با ماتریس گذار متقاطع در ArcGIS ۱۰.۸ و نرخ تغییرات سالانه محاسبه گردید. مدل CA-Markov در TerrSet ۲۰۲۰ با ماتریس احتمال گذار مارکوف، نقشههای تناسب مکانی با عوامل پیشران: فاصله از مراکز شهری، شیب، رودخانهها) و شبیهسازی تا ۱۴۲۲ (همسایگی مور، ۸ سلول) انجام شد. شاخص هلدرن (رابطه ۲) برای ارزیابی اسپرال استفاده گردید. یافتهها و نتایج: از ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۲، اراضی ساختهشده از ۵۳۸.۲۹ هکتار (۲۳%) به ۱۱۸۷.۶۴ هکتار (۵۰.۸%) افزایش یافت، اراضی بایر از ۱۲۰۵.۱۹ هکتار (۵۱.۵%) به ۸۳۸.۱۷ هکتار (۳۵.۸%) کاهش یافت، اراضی زراعی از ۵۲۵.۹۶ هکتار به ۱۸۲.۷ هکتار (-۶۵.۲۶%) کم شد و فضاهای سبز از ۶۹.۲۱ هکتار به ۱۲۸.۹۷ هکتار (+۸۶.۳۴%) افزایش یافت. ماتریس تغییرات نشان داد ۳۶۷.۰۱ هکتار بایر و ۳۴۳.۲۶ هکتار زراعی به ساختهشده تبدیل شده است. شبیهسازی تا ۱۴۲۲ پیشبینی میکند: ساختهشده به ۱۴۰۱.۶۶ هکتار (+۱۸.۰۲%)، بایر به ۷۴۷.۲۴ هکتار (-۱۰.۸۴%)، فضاهای سبز به ۱۰۷ هکتار (-۲۷.۱۵%) و زراعی به ۹۳.۹۵ هکتار (-۴۸.۵۷%). شاخص هلدرن حاکی از ۳۷% اسپرال در رشد سلماس (جمعیت از ۶۰۶۲۴ به ۹۹۶۸۱ نفر، مساحت شهری نامتناسب) با تخریب ۳۴۳.۲۶ هکتار زراعی است. نتایج بر لزوم ترویج الگوهای شهر فشرده برای توسعه پایدار در شهرهای متوسط مرزی مانند سلماس تأکید دارد و کاربرد RS/GIS با مدلهای پیشبینیکننده را برای سیاستگذاری پیشنهاد میکند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404
فریدون باتمانی، محمد رئوف حیدری فر
چکیده زمینه و هدف: مناطق مرزی با چالشهای جدی امنیتی و توسعهای روبرو هستند. تغییرات سریع جهانی، این مناطق را در معرض تهدیدات و فرصتهای جدید قرار داده است. به همین دلیل، آیندهنگری در مورد این مناطق از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است در همین راستا پژوهش حاضر با رویکرد آیندهپژوهی، به تحلیل نقش کلیدی پارامترهای موثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران پرداخته است. متدلوژی: این پژوهش با هدف کاربردی و روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادهها از طریق منابع کتابخانهای و پرسشنامه جمعآوری شدهاند. شهر کامیاران به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شده و 40 نفر از متخصصان برنامهریزی شهری و جامعهشناسی به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدهاند. یافتهها و نتایج: برای تحلیل دادهها، از روش دلفی و ماتریس اثرات متقابل (میکمک) استفاده شد. نتایج نشان داد که از میان 27 عامل مؤثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهرهای مرزی، 19 عامل به عنوان عوامل کلیدی و مؤثر شناسایی شدند. این متغیرها بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را بر آینده امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران دارند. در نهایت نتایج مطالعات نشان داد از لحاظ تأثیرگذاری مستقیم پارامترهای تهدیدات تروریستی، نرخ بیکاری و میزان جرم و جنایت به ترتیب با امتیاز 71، 66و 65 به ترتیب در جایگاههای اول تا سوم و پارامترهای که تأثیری غیرمستقیم بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران دارند تهدیدات تروریستی، میزان جرم و جنایت و نرخ بیکاری به ترتیب با امتیازهای 160403، 151603 و 147612، سه عامل اصلی و برجسته در بین عوامل مؤثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران شناخته شدهاند. نتایج کلی این پژوهش نشان داد که شهر مرزی کامیاران در حوزه امنیت و توسعه پایدار در وضعیت بحرانی قرار دارد. با این حال، یافتههای این تحقیق میتواند به عنوان یک راهنمای ارزشمند برای تصمیمگیران، برنامهریزان و سرمایهگذاران عمل کند تا با اتخاذ تدابیر مناسب، آیندهای روشنتر برای این شهر رقم بزنند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 بهمن 1404
فروغ اسکندری نسب، فرزانه ساسان پور
چکیده زمینه و هدف: مگاپروژههای شهری به عنوان نیروهای محرک تحول، نقشی تعیینکننده در شکلگیری ساختار شهرها ایفا میکنند؛ اما تأثیرگذاری آنها بر توسعه پایدار محلههای پیرامونی، پدیدهای پیچیده و گاه متناقض است. استقرار مصلای بزرگ تهران در محله عباسآباد، علاوه بر تغییرات کالبدی چشمگیر، ایجاد پارادوکسی میان رونق اقتصادی و کیفیت زندگی ساکنان را به دنبال داشته است که نیازمند واکاوی علمی مؤلفههای آن است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفههای مؤثر بر توسعه پایدار محلی پیرامون مصلای تهران و بررسی روابط متقابل بین این مؤلفهها انجام شده است. روششناسی: روش تحقیق از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و از نظر هدف کاربردی است. دادههای میدانی با استفاده از پرسشنامه محققساخته از ۳۸۴ نفر از ساکنان محله عباسآباد گردآوری شد. برای تحلیل دادهها و استخراج ابعاد پنهان تأثیرات پروژه، از آزمونهای آماری تی تست، تحلیل عاملی و تحلیل همبستگی پیرسون در محیط نرمافزاری استفاده شد. نتایج و یافتهها: نتایج تحلیل عاملی نشان داد که تأثیرات پروژه در قالب نه عامل اصلی طبقهبندی میشود که ابعاد زیرساختی، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی را در بر میگیرد. همچنین یافتههای حاصل از تحلیل همبستگی آشکار ساخت که میان رشد زیرساختی و اقتصادی با چالشهای زیستمحیطی و تغییر جمعیتی همبستگی معناداری وجود دارد. به بیان دیگر، اگرچه حضور مصلا موجب افزایش اشتغال، ارتقای خدمات و تحولات کالبدی شده، اما همین فرآیند توسعه با کاهش سرانه فضای سبز، افزایش آلودگی و جابجایی جمعیت بومی همراه بوده است. این پژوهش نتیجه میگیرد که توسعه پایدار در این محله نیازمند مدیریت تعارض میان مؤلفههای رشد اقتصادی و حفظ محیط زیست و ثبات اجتماعی است.
چکیده چکیده زمینه و هدف: تحولات کالبدی و فضایی شهرها در دهههای اخیر با گسترش شتابان افقی و تغییرات کاربری زمین همراه بوده است. شهر تبریز بهعنوان یکی از کلانشهرهای ایران، بهویژه در منطقه ۴، شاهد رشد نامتوازن و پراکنده در بافت شهری بوده که پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی متعددی را به همراه داشته است. پژوهش حاضر باهدف ارزیابی روند گسترش فضایی–کالبدی منطقه ۴ شهر تبریز انجام شد و از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی است. باتوجهبه رشد نامتوازن شهری و فشار بر منابع طبیعی و اراضی کشاورزی، مطالعه حاضر به بررسی الگوهای توسعه شهری و ارائه راهکارهای پایدار برای هدایت رشد کالبدی پرداخته است. روششناسی: رویکرد تحقیق مبتنی بر سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیل ماتریسهای فضایی بود. دادههای پایه شامل نقشههای کاربری اراضی، شبکه معابر و شاخصهای مؤثر بر توسعه شهری گردآوری و در محیط ArcGIS پردازش شدند. شاخصهای تحلیلی شامل تراکم ساختمانی، گسترش افقی، تغییرات کاربری زمین، دسترسیپذیری به خدمات شهری، شیب زمین، فاصله از معابر اصلی و پهنهبندی خطر بودند. این شاخصها پس از نرمالسازی و رستریشدن، با روشهای همپوشانی و سلسلهمراتبی تلفیق شده و نقشههای قابلیت توسعه تهیه گردید. یافتهها و نتایج: نتایج نشان میدهد که منطقه ۴ تبریز طی دو دهه اخیر با رشد سالانه حدود ۲.۵ درصد، توسعهای پراکنده و نامتوازن را تجربه کرده است؛ الگوی غالب توسعه افقی و کمتراکم است که فشار بر منابع طبیعی و انسجام کالبدی وارد میکند. تراکم ساختمانی در هستههای مرکزی و اطراف شریانهای اصلی متمرکز است، درحالیکه حواشی و نواحی تازه توسعهیافته دسترسی نامتوازن به خدمات شهری دارند. تحلیل شیب زمین و پهنهبندی خطر نشان داد که برخی نواحی مناسب توسعه و برخی در معرض مخاطرات طبیعی قرار دارند. بر اساس نتایج، هدایت توسعه به سمت تراکم بالاتر، بهبود عدالت فضایی در دسترسی به خدمات، توجه به ظرفیت طبیعی زمین و کنترل گسترش افقی با استفاده از GIS از راهکارهای کلیدی توسعه پایدار منطقه محسوب میشود.
چکیده زمینه و هدف: روند شتابان شهرنشینی و تشدید پدیده گرمایش جهانی، کیفیت زیست شهری را بهطور جدی تحت تأثیر قرار داده و یکی از مهمترین ابعاد این تأثیر، شرایط آسایش حرارتی در فضاهای باز شهری است. کلانشهر تبریز با اقلیم سرد و معتدل، زمستانهای طولانی و تابستانهای نسبتاً گرم و خشک، در سالهای اخیر با چالشهایی همچون افزایش جزایر حرارتی، تراکم بالای ساختمانی، کاهش پوشش گیاهی و جهتگیری نامناسب معابر نسبت به باد مواجه بوده است که پیامدهای منفی بر آسایش حرارتی شهروندان برجای گذاشته است. روش شناسی: پژوهش از نوع کاربردی بوده و با هدف شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آسایش حرارتی و تدوین سناریوهای آینده مطلوب، ایستا و بحرانی در تبریز انجام شد. روش تحقیق مبتنی بر روش آینده پژوهی بود و دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای و مصاحبه و پرسشنامه خبرگان گردآوری شدند. برای تحلیل ساختاری از نرمافزار میک مک و برای طراحی سناریوها از سناریو ویزارد استفاده گردید. جامعه آماری شامل ۳۰ خبره در حوزههای شهرسازی، اقلیمشناسی و آیندهپژوهی بود. یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد پنج پیشران کلیدی شامل جزایر حرارتی شهری، نسبت عرض به ارتفاع معابر، سرعت و جهت باد، جهتگیری معابر نسبت به جریان باد، و پوشش گیاهی بیشترین تأثیر را بر ارتقاء یا کاهش آسایش حرارتی دارند. بر اساس مدلسازی سناریو پایه، سناریوهای مطلوب بر افزایش پوشش گیاهی، کاهش شدت جزایر حرارتی و طراحی معابر همراستا با جریان باد تأکید داشتند؛ راهبردهایی که میتوانند به ارتقاء تابآوری اقلیمی و بهبود زیستپذیری شهری منجر شوند. در مقابل، سناریوهای بحرانی ناشی از تراکم بالای ساختمانی، کاهش فضای سبز و بیتوجهی به اصول طراحی اقلیمی، تهدیدی جدی برای آسایش حرارتی و سلامت شهروندان محسوب میشوند و در صورت تحقق، پیامدهای بلندمدتی بر کیفیت زیست محیطی و اجتماعی شهر خواهند داشت.بر این اساس، پژوهش حاضر نشان داد که تلفیق سه رویکرد طراحی اقلیممحور، برنامهریزی سناریومحور و اکولوژی شهری میتواند چارچوبی جامع و آیندهنگر برای ارتقاء آسایش حرارتی در تبریز فراهم سازد. این چارچوب نه تنها به بهبود کیفیت فضاهای باز شهری کمک میکند، بلکه قابلیت الگوبرداری برای سایر کلانشهرهای ایران را نیز دارد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 بهمن 1404
محمد تولائی شیرازی، علی آرام
چکیده شهرهای هوشمند پایدار بهعنوان پاسخی یکپارچه به چالشهای پیچیده شهرنشینی در قرن بیستویکم، تلفیقی از فناوریهای نوین اطلاعات و ارتباطات با اصول پایداری اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی محسوب میشوند. در ایران، با وجود تلاشهای اولیه برای هوشمندسازی شهرها، فقدان چارچوبی بومی، منسجم و متناسب با شرایط محلی، مانع از دستیابی به توسعه پایدار و کارآمد شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی وضعیت موجود و تدوین چارچوب بومی شهر هوشمند پایدار در ایران، با تمرکز بر شهر شیراز بهعنوان مطالعه موردی، انجام شده است. این پژوهش از رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) بهره میبرد و دادهها از طریق پرسشنامههای خبرگان (برای تحلیل سلسلهمراتبی AHP)، پرسشنامه عمومی شهروندان و مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شدند. جامعه آماری شامل خبرگان دانشگاهی، مدیران شهری و شهروندان شیراز بود. یافتهها نشان داد که در بافت ایران، ابعاد «اقتصاد هوشمند» و «جابجایی هوشمند» بهترتیب با وزنهای ۰٫۲۳ و ۰٫۲۰، مهمترین شاخصها هستند، در حالیکه «محیطزیست هوشمند» و «زندگی هوشمند» در اولویتهای پایینتری قرار گرفتند. همچنین، تحلیل SWOT–TOWS چالشهای نهادی، فرهنگی و فناورانه را شناسایی و راهبردهای چهارگانه برای تحقق شهر هوشمند پایدار ارائه کرد. در نهایت، چارچوبی بومی سهلایه شامل لایه زیرساختی–نهادی، لایه عملکردی (ششبعدی) و لایه توانمندساز طراحی شد که بر همافزایی فناوری، حکمرانی دادهمحور و مشارکت شهروندی تأکید دارد. این چارچوب میتواند بهعنوان الگویی کاربردی برای سایر شهرهای ایران مورد استفاده قرار گیرد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 بهمن 1404
فرزانه سعیدپور دله زی، علیرضا جمشیدی، خدیجه جوان
چکیده زمینه و هدف: دشت ارومیه بهعنوان یکی از حساسترین اکوسیستمهای غرب کشور، در دهههای اخیر تحت تأثیر فشارهای انسانی و تغییرات محیطی، دستخوش تحولات گستردهای در کاربری اراضی شده است. این تغییرات میتواند پیامدهای جبرانناپذیری بر امنیت غذایی، معیشت جوامع محلی و سلامت محیطزیست داشته باشد. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل کمی روند تغییرات کاربری و پوشش زمین در دشت ارومیه طی یک بازه زمانی ۳۶ ساله (2020-1984) با استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست است. روششناسی: در این مطالعه از تصاویر ماهوارهای لندست 5 (TM)، لندست 7 (ETM+) و لندست 8 (OLI) مربوط به سالهای ۱۹۸۴، ۲۰۰۰ و ۲۰۲۰ استفاده شد. پس از انجام پیشپردازشهای لازم، طبقهبندی نظارتشده با الگوریتم حداکثر احتمال در نرمافزار ENVI اجرا گردید. نقشههای کاربری در شش کلاس اصلی (کشاورزی و باغ، مرتع، انسانساخت، مناطق بایر، آب و نمکزار) استخراج و صحت آنها با استفاده از ماتریس خطا و شاخصهای دقت کلی و ضریب کاپا ارزیابی شد. نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که در طول دوره مورد مطالعه، سطوح کشاورزی و باغ (از ۲۲ درصد به ۲۶ درصد) و انسانساخت افزایش یافته، در حالی که پهنههای آبی (33 درصد) و مراتع (22 درصد) روندی کاهشی و نگرانکننده داشتهاند. همزمان، مساحت مناطق بایر و نمکزارها نیز افزایش یافته است. مقایسه دو مقطع زمانی نشان میدهد روند تخریب بهویژه پس از سال ۲۰۰۰ شتاب گرفته و یک چرخه معیوب تخریب شکل گرفته است که لزوم بازنگری فوری در راهبردهای مدیریتی را آشکار میسازد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 بهمن 1404
ابراهیم براتی، حسین اسماعیل زاده
چکیده زمینه و هدف: رشد فزاینده محیط های شهری مشکلات زیست محیطی شهرهای قرن بیست ویکم را به همراه داشته است. این مشکلات موجب بروز ناپایداری محیط های شهری شده است. رویکردهای مختلفی برای رسیدن به تعادل و پایداری شهری ارائه شده است یکی از این رویکردها شهراکولوژیک است. هدف این پژوهش بررسی نقش توسعه فیزیکی و فشردگی شهری در راستای دستیابی به توسعه اکولوژیک در شهر درچه است. روش شناسی: روش تحقیق در پژوهش حاضر از نظر پارادایمی کمی، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و پیمایشی بوده است؛ جهت ارزیابی رشد پراکنده شهری از مدل آنتروپی شانون و هلدرن استفاده شده است و برای تحلیل اطلاعات از نرم افزار GIS وSPSS استفاده شده است. نتایج و یافته ها: نتایج پژوهش از طریق مدل آنتروپی شانون نشان می دهد مقدار H بین سال های 1390و 1400 به ترتیب 5165/1و 4084/1 است و مقدار (7) Ln برابر با 9459 /1 است و ضریب آنتروپی بین سال های 1390 تا 1400 کاهش یافته است؛ نتایج مدل هلدرن نشان می دهد که در فاصله سالهای 1400 -1335 حدود 92 درصد از رشد فیزیکی شهر مربوط به رشد جمعیت و 8 درصد مربوط به رشد افقی و اسپرال شهر بوده است؛ بنابراین شرایط برای شکل گیری کاربری مختلط و فشرده به لحاظ ساختار اکولوژیک در این شهر فراهم است. همچنین با توجه به مطالعات انجام شده از سال 1390 تا امروز (1404) رشد شهری تحت کنترل در آمده است و مساحت محدوده شهر نسبت به محدوده مصوب طرح های قبلی36 هکتار کاهش یافته است و از گسترش افقی و بی قواره شهر جلوگیری شده است؛ در واقع این تغییر باعث شده است حرکت شهر به سوی شهر فشرده باشد، این گونه رشد در راستای توان اکولوژیک آن است و می تواند از جهت اقتصادی، کالبدی و فیزیکی به توسعه اکولوژیک و پایداری شهر کمک کند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 بهمن 1404
یحیی بهبودی، محمد رضا پورمحمدی، رسول قربانی
چکیده چکیده زمینه و هدف: شهرها بهویژه کلانشهرها در دوران معاصر تحت تأثیر همزمان کلانروندهای جهانی (جهانیشدن اقتصاد، پیشرفتهای فناورانه، شهرنشینی شتابان، هوشمندسازی شهری، توسعه عمودی و پایداری محیطی) و روندهای داخلی (گسترش اسکان غیررسمی، ظهور برجسازی و آپارتماننشینی، بافتهای فرسوده، ناکارآمدی مدیریت زمین شهری و محدودیتهای زیرساختی) دچار تحولات عمیق فضایی و کالبدی شدهاند. این پژوهش با تمرکز بر کلانشهر تبریز _ بهعنوان یکی از مراکز تاریخی، صنعتی و فرهنگی ایران _ به بررسی چگونگی و میزان تأثیر این کلانروندها بر ساختار کالبدی، الگوهای فضایی، هویت محلهای، منظر شهری، نابرابریهای فضایی و کیفیت کلی محیط شهری میپردازد. هدف اصلی، شناسایی نقاط تقابل و تعامل روندهای جهانی و بومی و پر کردن خلأ مطالعات یکپارچه در این حوزه است. روششناسی: پژوهش حاضر از رویکرد توصیفی-تحلیلی برخوردار است و عمدتاً مبتنی بر دیدگاه کارشناسان محلی میباشد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه ساختارمند بوده و جامعه ی پاسخدهندگان شامل ۵۰ نفر از متخصصان و فعالان حوزه شهرسازی تبریز هستند. نمرات در مقیاس ۰ تا ۱۰۰ جمعآوری و میانگینگیری شده و با روش رگرسیون خطی چندگانه تحلیل شده است. یافتهها و نتایج: نتایج توصیفی حاصل از دیدگاه ۵۰ نفر از متخصصان و فعالان حوزه شهرسازی تبریز نشان میدهد که تأثیر کلانروندهای جهانی و داخلی بر ساختار کالبدی و کیفیت محیط شهری تبریز در سطح متوسط تا نسبتاً بالا ارزیابی شده است (میانگین نمرات عمدتاً بین ۶۲ تا ۷۳ در مقیاس ۰–۱۰۰). بیشترین توافق کارشناسان بر موارد زیر متمرکز بوده است: برجسازی و آسمانخراشها تأثیر منفی قابلتوجهی بر چهره کالبدی شهر و هویت سنتی آن داشتهاند (میانگین ۷۳) و الگوی توسعه عمودی کنونی با ویژگیهای فرهنگی و اقلیمی تبریز انطباق کافی ندارد (میانگین ۷۰.۵). گسترش سکونتگاههای غیررسمی و بافتهای فرسوده بهعنوان یکی از مهمترین عوامل ایجاد گسست اجتماعی-فضایی، نابرابریهای شهری و ناهماهنگی در توسعه فضایی شهر عمل کرده است (میانگین ۶۰.۵ تا ۷۰). تبریز از نظر بهرهگیری از دادههای شهری بزرگ و فناوریهای هوشمندسازی شهری همچنان دچار عقبماندگی نسبی هست (میانگین ۶۶.۵ تا ۷۱.۵). در مقابل، فناوریهای نوین و هوشمندسازی شهری از نظر کارشناسان دارای پتانسیل مثبت بالایی در بهبود بهرهوری انرژی، کاهش آلودگی، افزایش تابآوری شهری و ارتقای کیفیت کلی محیط زیست شهری ارزیابی شده است (میانگین ۶۷ تا ۷۲.۵). بهطور کلی، روندهای جهانی (توسعه عمودی، هوشمندسازی، پایداری) و روندهای داخلی (بافت فرسوده، اسکان غیررسمی، ناکارآمدی مدیریت زمین) در تبریز بهصورت همزمان هم فرصتآفرین و هم چالشزا عمل کردهاند. توسعه عمودی بدون انطباق فرهنگی-بومی و گسترش بیرویه بافتهای ناکارآمد، هویت محلهای، منظر شهری و انسجام اجتماعی را بهشدت تهدید کرده است؛ در حالی که هوشمندسازی و فناوریهای نوین میتوانند بهعنوان اهرم اصلاحی برای کاهش نابرابریهای فضایی، افزایش تابآوری و هدایت توسعه پایدار عمل کنند. این یافتهها نشان میدهد که کلانشهر تبریز در مرحلهای حساس از تحول کالبدی-فضایی قرار دارد که بدون سیاستگذاری یکپارچه و هوشمند، احتمال تشدید نابرابریها، تضعیف هویت شهری و کاهش کیفیت زندگی وجود دارد. نتایج پژوهش میتواند مبنایی برای تدوین سیاستهای شهری هوشمندتر، بازآفرینی بافتهای فرسوده و ناکارآمد، تنظیم دقیقتر الگوهای توسعه عمودی و تقویت بهرهگیری از فناوریهای شهری در جهت انطباق بهتر با واقعیتهای محلی و روندهای جهانی باشد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 بهمن 1404
سعید علی بخشی، نوید سعیدی رضوانی، کاوه رشید زاده
چکیده زمینه و هدف: امروزه گسترش بیرویه کالبدی و مصرف ناپایدار زمین یکی از بزرگترین تهدیدها علیه تابآوری شهری محسوب میشود که در مناطق کوهستانی و حاشیهای نظیر اوشان، فشم و میگون به دلیل توپوگرافی خاص و ارزشهای اکولوژیکی، پیامدهای دوچندان دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی تابآوری شهری با تأکید بر مدیریت پایدار مصرف زمین در این سه منطقه انجام شده است. روششناسی: روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی است و دادهها با استفاده از پرسشنامه توزیع شده میان ۴۵ نفر از متخصصان حوزه شهرسازی و محیطزیست گردآوری شد. جهت سنجش و رتبهبندی، از روش تصمیمگیری چندمعیاره کوکوسو (COCOSO) استفاده گردید که در آن ۹ شاخص در سه بُعد محیطی-فیزیکی، اقتصادی-زیرساختی و نهادی-اجتماعی به عنوان معیارهای ارزیابی وارد مدل شدند. نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که اوشان با کسب امتیاز 074/3 در رتبه اول تابآوری قرار دارد که نشاندهنده مدیریت موفقتر الگوی مصرف زمین و ساختار کالبدی در این شهر است. شهرهای فشم و میگون به ترتیب با امتیازهای 379/2 و 560/1 در رتبههای دوم و سوم قرار دارند. وضعیتی که بیانگر ضعف نسبی بهویژه در میگون در مدیریت پایدار اراضی و افزایش آسیبپذیری در برابر مخاطرات است. این نتایج ضرورت اتخاذ رویکرد اولویتبندی در سیاستگذاری شهری را برجسته میسازد تا با تخصیص هدفمند منابع به مناطق دارای رتبه پایینتر، سطح تابآوری کل منطقه ارتقا یابد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 بهمن 1404
حسین جباری، حسین نظم فر، محمدحسن یزدانی
چکیده شاید یکی از بزرگ ترین و خطرناک ترین بیماری برای زندگی شهری در قرن حاضر ویروس همه گیر کووید-19 است. تجزیه و تحلیل الگوی فضایی شیوع و خطر بیماری بعنوان ابزاری مناسب در تشخیص و پیشگیری بیماری های همه گیر می باشد و می تواند در درک و تبیین نگرانی های بهداشت عمومی کمک کند. روش های تحلیل فضایی سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) برای بررسی رابطه بین آمار اولیه داده های ویروس کووید-19 و تجزیه و تحلیل الگوهای فضایی در 62 محله شهر خوی مورد استفاده قرار گرفت. بنابراین، با استفاده از ابزار های آنالیز آمار فضایی الگوی انتشار فضایی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی است؛ هدف از این مطالعه استفاده از روش های آمار فضایی بمنظور تجزیه و تحلیل توزیع فضایی ویروس کووید-19 از ابتدای سال 1399 تا پایان سال1402 می باشد. بمنظور تجزیه و تحلیل الگوهای فضایی از آماره های خود همبستگی فضایی ، آنالیز خوشه ای موران جهانی ، خوشه ای محلی و شناسایی لکه های داغ استفاده شد. الگوی زمانی-مکانی نشان داد خود همبستگی موران جهانی از نوع بشدت خوشه ای است و کمتر از 1% احتمال دارد الگوی خوشه ای از نوع تصادفی باشد. آماره خودهمبستگی موران محلی جهت تعیین نقاط داغ و سرد نشان داد محلات بخش شمال غربی شهر خوی دارای ویژگی خوشه ای (تجمعی) بالا-بالا و محلات بخش غربی شهر خوی با سطح اطمینان 99% نقاط داغ و محلات جنوبی در بخش شهرک ولیعصر با سطح اطمینان 99% نقاط سرد توزیع کووید-19 می باشد. مقایسه مدلسازی جغرافیای چندمقیاسی با سایر مدل ها نشان داد به غیر از شاخص عملکردی با تاثیر منفی؛ شاخص های اجتماعی و اقتصادی، زیست محیطی، شبکه ارتباطی و کالبدی تاثیر مثبت دارد. نتایج شاخص درجه وابستگی(DOD) داده های تحقیق با 90 درصد وابستگی مکانی و ضریب R^2 از 58 درصد به 64 درصد در مدل رگرسیون چندمقیاسی بهبود یافت.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 اسفند 1404
مریم خواجوی، حمیدرضا قزلسفلو
چکیده زمینه و هدف: توسعه اقتصادی گردشگری اسب در خوزستان با تکیه بر نژاد اصیل عرب، راهکاری استراتژیک برای عبور از اقتصاد نفتی، اشتغالزایی روستایی و بهبود زیرساختهای استانی است. این رویکرد از طریق ایجاد زنجیره ارزش و جذب درآمدهای ارزی، خوزستان را به قطب بینالمللی گردشگری ورزشی و تجاری تبدیل میکند. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل درآمدزا (اقتصادی) مؤثر بر توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان انجام شده است. متدلوژی: پژوهش حاضر در دو فاز کیفی (شناسایی شاخصها از طریق مصاحبه) و کمی (وزندهی به روش SIWEC) سازماندهی شده است. هدف از این رویکرد، استخراج و رتبهبندی دقیق عوامل مؤثر بر موضوع پژوهش با تکیه بر دانش خبرگان حوزه گردشگری و سوارکاری استان خوزستان بود. فرآیند انتخاب مشارکتکنندگان نیز در بخشهای مختلف بر پایه نمونهگیریهای هدفمند و قضاوتی صورت پذیرفته است تا از غنای دادههای تخصصی اطمینان حاصل شود. یافتهها و نتایج: یافتههای پژوهش نشان میدهد توسعه گردشگری اسب در خوزستان نیازمند یک سلسلهمراتب منطقی است که در آن سرمایهگذاری و مالی با اولویت تسهیلات بانکی، به عنوان سنگبنا و حیاتیترین پیشران اقتصادی عمل میکند. در مرتبه دوم، زیرساختهای تخصصی و تجارت مرزی با تأکید بر حملونقل مدرن و ثبت جهانی نژادهای بومی، بسترهای کالبدی و دیپلماتیک لازم را برای جهش درآمدی فراهم میسازند. در نهایت، اشتغالزایی و رونق رویدادها نتایج ثانویهای هستند که تنها در صورت تغییر استراتژی کلان از رویکردهای سنتی به سمت تثبیت امنیت سرمایهگذاری و توسعه صادراتمحور محقق خواهند شد.
چکیده زمینه و هدف: استان خوزستان به دلیل شرایط اقلیمی و جغرافیایی خود، همواره با چالشهای متعددی در زمینه منابع آب روبرو بوده است. این چالشها، که به عنوان تنشهای آبی شناخته میشوند، میتوانند تأثیرات گستردهای بر ابعاد مختلف زندگی اجتماعی داشته باشند و تابآوری جامعه را در برابر بحرانها کاهش دهند. هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین تنشهای آبی و تابآوری اجتماعی در استان خوزستان با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) است. متدلوژی: پژوهش حاضر با جامعه آماری ۴,۷۱۰,۵۰۹ نفر از شهروندان استان خوزستان، نمونهای ۳۸۶ نفری را با استفاده از فرمول کوکران انتخاب و بررسی کرده است. ابزار پژوهش، پرسشنامهای محققساخته با روایی محتوایی (صوری) و سازهای تأییدشده و پایایی ترکیبی قابل قبول بود. دادهها با روشهای تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری توسط نرمافزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند. یافتهها و نتایج نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری حاکی از وجود رابطه قوی و معنادار (p<0.05) بین شاخصهای تنشهای آبی و تابآوری اجتماعی است. به عبارت دیگر، این یافتهها نشان میدهد که با افزایش تنشهای آبی، تابآوری اجتماعی در جامعه مورد مطالعه کاهش مییابد. علاوه بر این، شاخصهای برازش مدل نیز نشان میدهند که دادهها به خوبی با مدل مفهومی پژوهش منطبق هستند و مدل از برازندگی لازم برخوردار است. این امر، اعتبار و پایایی نتایج حاصل از مدلسازی را تقویت میکند و مؤید آن است که مدل پیشنهادی به درستی قادر به تبیین رابطه بین متغیرهای مورد مطالعه است و در نهایت مقایسه ضرایب همبستگی نشان میدهد که شاخص زیستمحیطی و سپس شاخص نهادی قویترین رابطه را با شاخص تابآوری اجتماعی و تنشهای آبی دارند. همچنین نتایج حاصل از آزمون pls نشان داد که در بین شاخصهای تنش آبی به ترتیب شاخصهای زیستمحیطی با امتیاز 828/24، شاخصهای اقتصادی با امتیاز 762/21 و سپس در بین شاخص های تاب آوری اجتماعی شاخص نهادی با امتیاز 677/21 و شاخص اجتماعی با امتیاز 145/20 رتبه اول تا چهارم را به خود اختصاص داده اند و این امر نشان دهنده تأثیر شاخصهای تنش آبی بر تابآوری اجتماعی در استان خوزستان است.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 اسفند 1404
علی قبادی، مهشید صحی زاده
چکیده زمینه و هدف: بافتهای فرسوده شهری امروزه تنها یک چالش کالبدی و سازهای محسوب نمیشوند، بلکه به دلیل انباشت نارساییها، بستری برای تضعیف هویت جمعی و تنزل جایگاه اجتماعی ساکنان خود گشتهاند. در رویکردهای نوین بازآفرینی، گذار از نوسازی صرفاً فیزیکی به سمت «توانمندسازی اجتماعمحور» ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ چراکه پایداری هرگونه مداخله شهری در گرو احیای کرامت انسانی، تقویت حس تعلق و بازگرداندن عزتنفس به شهروندانی است که باید خود، عاملان اصلی تغییر و توسعه در محیط زندگیشان باشند. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی و رتبهبندی مؤلفههای توانمندسازی بافتهای فرسوده با رویکرد ارتقاء منزلت اجتماعی شهروندان در شهر هرسین است. متدلوژی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و از نظر روششناسی، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را 30 نفر از کارشناسان و متخصصان مرتبط با حوزه برنامهریزی شهری، بافت فرسوده شهری و مدیریت شهری تشکیل میدهند. دادهها از طریق پرسشنامه جمعآوری شده و برای تحلیل و رتبهبندی عوامل، از مدل تصمیمگیری چندمعیاره سایویک (SAWIC) استفاده شده است. یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان میدهد که در بافت فرسوده هرسین، «فرسودگی اجتماعی» بر چالشهای کالبدی پیشی گرفته و بُعد اجتماعی-فرهنگی با تأکید بر کاهش آسیبها و ارتقای امنیت، بالاترین اولویت را نسبت به ابعاد اقتصادی و کالبدی دارد. این یافتهها ضرورت تغییر پارادایم از «کالبدمحوری» به «انسانمحوری» را اثبات کرده و نشان میدهند که مداخلات فیزیکی و مدیریتی تنها باید نقش تسهیلگر را ایفا کنند. بنابراین، موفقیت در توانمندسازی این بافت، مستلزم تمرکز راهبردی بر بازآفرینی هویت و ارتقای منزلت اجتماعی ساکنان پیش از هرگونه نوسازی فیزیکی است.
سیدرضا حسینی کهنوج، حمدالله سجاسی قیداری، علی اکبر عنابستانی، علی شهدادی
چکیده تعیین مسیرهای عمدۀ گردشگری رهیافتی جهت تعیین الگوی تراکم حرکتی گردشگران در راستای رونق بخشی به کسب و کارهای گردشگری روستایی است. پژوهش حاضر با استفاده از عملگرهای فازی در محیط GIS، به پهنهبندی مسیرهای عمده گردشگری که تاثیر بسزایی در موفقیت کسب و کارها دارد، میپردازد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدلهای تصمیمگیری چندمعیاره است. نتایج تحقیق نشان میدهد روستاها در چهار مسیر جاذب گردشگری واقع شدهاند که این مسیرها می تواند به عنوان الگویی برای رفت و آمد عمده گردشگران مقصدهای روستایی باشد. در ادامه تلاش شد در قالب مسیرهای چهارگانه، به بررسی امکانات و تسهیلات طول مسیر و مقصد گردشگران، جاذبههای طبیعی و انسانی هر مسیر، مشخص کردن روستاهای هدف آن و وضعیت ایجاد کسب و کارهای گردشگری در روستاهای واقع در این مسیرها بررسی شود. نتایج این بخش نشان داد مسیر شماره یک با فاصله از ایدهآل مثبت(1875/0) و ایدهآل منفی(0678/0) و درجه نزدیکی(7346/0)، بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داد(با محوریت جاده اصلی به سمت امامزاده سلطان سید احمد(ع)).
کامران دولتیاریان، محمد حسن یزدانی، عطا غفاری گیلانده، حسین نظم فر
چکیده زمینه و هدف: مکانهای سوم فضاهای عمومی فعال و جذابی هستند که زمینه تعامل، تفریح، رشد فردی، کاهش استرس، تحریک خلاقیت و نشاط اجتماعی را در شهرها فراهم میآورند. هدف پژوهش حاضر تحلیل جغرافیایی شاخصها و مصادیق شهر شاد با تأکید بر نظریه مکان سوم ری اُولدنبورگ در شهر خرمآباد میباشد. روش شناسی: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و از نوع پیمایشی است. نمونه آماری پژوهش شامل 400 نفر از شهروندان است که با استفاده از نرمافزار Sample Power به صورت تصادفی ساده انتخاب گردید. جمعآوری و دستهبندی و تحلیل دادهها با استفاده نرمافزارهای آماری SPSS و AMOS انجام شد. یافته ها و نتایج: یافتههای پژوهش نشان داد که شهر خرمآباد از لحاظ ابعاد و معیارهای شهر شاد در وضعیت ضعیفی قرار دارد. همچنین نتایج بهدستآمده از مدلسازی معادلات ساختاری پژوهش نشان داد که عامل اقتصادی با بار عاملی 082/0 بیشترین اثرگذاری را بر شادی به خود اختصاص داده است. پس از آن عاملهای زیستمحیطی، کالبدی- فضایی، امنیتی و اجتماعی- فرهنگی با بار عاملی 076/0، 073/0، 071/0 و 063/0 در رتبههای بعدی تأثیرگذاری بر شادی اجتماعی تعیین شدند. علاوه بر این مشخص شد مکانهای سوم که شامل پارکها، مراکز ورزشی، کافهها، کتابخانهها و مساجد میشوند هر کدام به میزان 071/0، 044/0، 043/0، 027/0 و 020/0 بر شادی اجتماعی محدوده انتخابی اثر گذارند. در نهایت بر اساس مدل تلفیقی تحلیل مسیر پژوهش، اثرات مکانهای سوم بر نشاط اجتماعی شهر خرمآباد به میزان 063/0 تشخیص داده شد.
چکیده مسیرهای توسعه در هر جامعه بیش از هر امری نتیجه انتخابها و تصمیماتی است نتیجهی که در شیوههای سیاست-گذاری رقم میخورد. در دهههای اخیر، تغییرات سریع شهرها و بحرانهای ناشی از آن توجهها را به سمت عرصهی سیاستگذاری شهری جلب نموده است. از سوی دیگر صورتها و اشکال نابرابرانه توزیع منابع و فرصتها به ضرر بخش عمدهی افراد و گروههای اجتماعی ساکن در شهرها موجب شد تا نظریهپردازان انتقادی شهر با تکیه بر مفهوم «حق به شهر»، مطالبههای شهروندان را در برابر سیاستگذاران و تصمیمسازان شهری مطرح نمایند. هدف مقالهی حاضر درک مفهوم حق به شهر در عرصهی سیاستگذاری و برنامهریزی مسائل شهرها و انتقال آن به متخصصان حوزهی شهری و سعی در جهت عملی کردن این ایده در عرصهی سیاستگذاری و برنامهریزی شهری است. در این مقاله سعی شده تا با استفاده از چارچوب نظری ارائه شده توسط لوفور دربارهی مفهوم حق به شهر و رویکرد محققان دربارهی سیاستگذاری شهری به بازشناخت و تحلیل رابطهی دو مفهوم حق به شهر و سیاستگذاری شهری پرداخته شود. پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بر اساس روش کیفی است. شیوههای گردآوری اطلاعات شامل گزینش اسناد، تحلیل تماتیک دیدگاههای متخصصان و صاحبنظران دربارهی موضوع انتخاب شده است. بر اساس یافتههای پژوهش حاضر سیاستگذاری شهر مهمترین عرصه برای چانهزنی دربارهی شیوههای توزیع منافع و فرصتها در شهرها از سوی ذینفعان شهری است که همین مهم، ضرورت حضور شهروندان را در لایههای تصمیمسازی و سیاستگذاری شهرها موجب میشود. مغفول ماندن ساز و کارهای نهادی، ظرفیتسازی شفافیت، پاسخگویی، به کارگیری بودجهریزی مشارکتی و برنامهریزی مشارکتجو، موجب شده تصمیمگیری دموکراتیک برای مشارکت شهروندان به عنوان جدیترین ذینفع در حیات شهری امری دشوار و تا حدودی ناممکن شود. تقویت نهادهای مدنی و اجتماعی و ایجاد ساز و کارهای نظارت و مشارکت شهروندان در روند تصمیمگیریها دربارهی انتخاب و انجام پروژههای کلان شهری در کنار بهکارگیری بودجهریزی مشارکتی در چگونگی هزینهی سرمایههای شهر از جمله مواردی است که در عمل میتواند منجر به تحقق حق به شهر در ادارهی شهرها شود.
چکیده روند توسعهی شهری مانند یک روند فازی است؛ بنابراین ناحیهبندی فازی و پایش فضای شهری با استفاده از تصاویر پنکروماتیک HR-PRS، یکی از بهترین ابزارها در مدیریت و برنامهریزی شهری محسوب میشود. از این رو در این نوشتار با هدف بررسی کارایی عملکرد روشهای خوشهبندی فازی جهت ناحیهبندی در محدوده شهری قشم از تصاویر پنکروماتیک HR-PR سنجنده GeoEye-1 استفاده شدهاست. در این باره جهت بررسی عملکرد الگوریتم-های FWS ، MSA ، IDF و CFM با استفاده از نرمافزار MATLAB، 6 معیار کیفی مختلفی در سه دسته مکانی، رادیومتریکی و مکانی-رادیومتریک تعریف شدهاست. در ادامه با استفاده از این روشها و بر اساس ویژگیهای فازی به ادغام تصاویر ورودی پرداخته و با استفاده از روش خوشهبندی فازی و خروجی ادغام که ماهیتی فازی دارد، به ناحیهبندی محدوهی شهری مورد مطالعه اقدام گردید. نتایج پژوهش کارایی روشهای ناحیهبندی پیشنهادی را از منظر تشخیص پدیدهها و عوارض مکانی و انسانی و استخراج دقیق اطلاعات از تصاویر ماهوارهای تأیید مینمایند. در این میان روش FWS بهترین عملکرد را در ناحیهبندی مناطق شهری از خود نشان داده است. بنابراین، طبق نتایج تحقیق استفاده از الگوریتمهای خوشهبندی و ویژگیهای فازی یک روش مناسب و بهینه برای تلفیق اطلاعات تصویر ماهوارهای HR-PRS از یک منطقهی شهری با هدف ناحیهبندی است.
چکیده شناسایی و تجزیه و تحلیل انگیزه های گردشگران با هدف ارائه خدمات درخور و مناسب به آن ها از مهم ترین روش های بخش بندی در بازار این صنعت است. گردشگری سلامت یکی از حوزه هایی است که میتواند نقش به سزایی در جهت توسعه گردشگری ایفا نماید. دریاچه ارومیه، یکی از بهترین جاذبه های گردشگری در چارچوب طبیعی و کنش گران انسانی محسوب می شود که می توان از طریق شناخت قابلیت ها و ترسیم راهبردهای آینده، با اتکاء به این جاذبه گردشگری، زمینه رشد و صنعت گردشگری و توسعه منطقه ای را در ابعاد متفاوت، با نگرشی در چارچوب پایداری منابع در این منطقه مهیا کرد و این مهم با شناسایی انگیزه های گردشگران بهتر محقق می گردد. بنابراین شناسایی انگیزه های گردشگران سلامتی دریاچه ارومیه هدف اصلی پژوهش حاضر را در بر می گیرد. این پژوهش به روش توصیفی-پیمایشی و از نوع کاربردی است. جامعه آماری در این تحقیق گردشگران ورودی به شهر ارومیه تشکیل می دهد که 384 نفر از آن ها با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری در این پژوهش پرسشنامه علیزاده ثانی و همکاران (با آلفای 925/0) است که بین حجم نمونه به روش خوشه ای توزیع شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل عاملی تأییدی در نرمافزار SPSS انجام شد. یافته ها نشان داد که 8 عامل انگیزشی رانشی؛ کسب دانش و درمان بیماری ها، افزایش ارتباطات، تفکر و گرفتن مشاوره زندگی، به دنبال آرامش، افزایش چرخه اجتماعی، دیدن مناظر گوناگون، تمدد اعصاب و شناخت سایر فرهنگ ها و 4 عامل انگیزشی کششی دسترسی آسان و راحت و تنوع، ماجراجویی، تاریخ و فرهنگ و رخدادها و فعالیت ها به عنوان مهم ترین عوامل انگیزشی در بین گردشگران سلامتی دریاچه ارومیه شناسایی شدند.
چکیده مخاطرات طبیعی حوادثی تهدیدآمیز هستند که خسارات جانی و مالی فراوانی بهدنبال دارند. این مخاطرات تنها منحصر به زمان وقوع نیست بلکه به دلیل پیامدهای اجتماعی که دارند سالهای سال گریبانگیر مردم منطقه خواهند بود. در چنین مواردی که آثار مخاطرات طبیعی در زندگی انسانها تظاهر مییابد از اینگونه مخاطرات با عنوان بلایای طبیعی یاد میشود و در آمایش شهری نقش این مخاطرات حائز اهمیت است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مخاطرات طبیعی و مدیریت بحران در آمایش سرزمین در استان کرمانشاه است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و با توجه به ماهیت موضوع و مؤلفههای مورد بررسی، رویکرد حاکم بر فرآیند پژوهش، ترکیبی از روشهای «توصیفی- تحلیلی» است. جمعآوری اطلاعات و دادهها به دو صورت «اسنادی و پیمایشی» انجام پذیرفته است. و جهت تحلیل و وزنگذاری دادههای از مدلFAHP و نرم افزارGIS ARC(سیستم اطلاعات جغرافیایی) برای بررسی نحوهی پراکنش مخاطرات طبیعی اقدام شده است. یافتههای حاصل از پژوهش نشان میدهد که از لحاظ وضعیت مخاطرات طبیعی (زلزله، سیل، خشکسالی، زمین لغزش) ،54 درصد از سطح استان در وضعیت خطرپذیری کم و خیلی کم، 21 درصد در وضعیت خطر پذیری متوسط و در نهایت 8.36 درصد در وضعیت خطرپذیری خیلی زیاد قرار دارد. نتایج حاکی از آن است از لحاظ مخاطرات طبیعی(زلزله، سیل، خشکسالی، زمین لغزش) استان کرمانشاه در وضعیت متوسطی قرار گرفته است.
چکیده یکی از موضوعاتی که بیشتر شهرهای جهان با آن دست به گریباناند، حوادث طبیعی است که به طور ناگهانی روی میدهند و موجب وارد آمدن خسارت به انسان و محیط میشوند،به عنوان مخاطرات طبیعی شناخته میشوند. این مخاطرات به دلیل ماهیت نامنتظَر بودن،در بیشتر موارد خسارت مالی و جانی بسیاری بر جای میگذارند. در بین مخاطرات طبیعی، زمینلرزهو زمین لغزش، از زمرهی ویرانکنندهترین مخاطرات به شمار میآیند. این مخاطرات در جوامع شهری به دلیلتمرکز بیشتر جمعیت، دارای شدت وقدرت آسیب رسانی بیشتری هستند. بنابراین شناسایی مناطقی که دارای آسیبپذیری بیشتری ازمخاطرات طبیعی هستند، میتواند در جهت برنامهریزی برای مقابله با کاهش اثرات این حوادثمؤثر باشد. پژوهش حاضر با هدف پهنهبندی آسیبپذیری مخاطرات طبیعی زمین لغزش و زمینلرزه پرداخته است. پژوهش کاربردیو روش انجام آن توصیفی- تحلیلی است. آمار و اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعاتکتابخانهای و دادههای سنجش از دور جمعآوری گردیده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که در پهنهبندی استان کرمانشاه نسبت به خطوط گسل و رودخانهها، ارتفاع نسبتاً بالا و شیب زیاد، قسمت های مرکزی استان دارای زمینهی سیل خیزی و آسیبپذیری در برابر مخاطره طبیعی زلزله را دارند که از مهمترین نقاط این محدوده، شهرستان کرمانشاه به عنوان مرکز استان است. روند مکانیابی و ایجاد شهرهای استان توجه به عواملی نظیر فاصله از خطوط گسل و نقاط زمین لغزش کمتر مدنظر قرار گرفتهاند و همین امر باعث ایجاد ناامنی و آسیب پذیر بیشتر در صورت بروز حوداث طبیعی می شود.